آموزش فروش: ۴ اشتباه در هنگام معرفی محصول یا خدمات

آموزش فروش

حتی اگر پیام خود را به نحو احسن تنظیم کرده باشید، انجام برخی اشتباهات جزئی می تواند از میزان اثربخشی آن پیام بکاهد یا حتی تاثیر پیام شما را به صفر برساند. ما در این مطلب از سلسله مطالب آموزش فروش گویا آی تی به ذکر و شرح ۴ اشتباه می پردازیم که با اجتناب از آنها می توانید در جلسات معرفی محصول یا خدمات موثرتر ظاهر شوید.

 

استفاده از کلماتی که فقط برای پر کردن سکوت به کار می روند

یکی از مواردی که می تواند تمرکز مخاطب شما را به هم بزند، استفاده از کلمات و بعضاً صداهایی است که از آنها صرفاً برای پر کردن خلأ استفاده می کنید و در عمل، هیچ ارزشی را به پیام شما اضافه نمی کنند. از جمله این کلمات و اصوات می توان به «مــــ….»، «آ…» اشاره کرد. برخی هم مرتباً از «خُب»، «آها»، «می دونید» و «حالا» استفاده می کنند. این دست از کلمات و اصوات معمولاً هنگامی راه خود را به کلام شما باز می کنند که در ذهن تان به دنبال کلمه می گردید. در واقع، این روشی است که مغز شما از آن برای پر کردن سکوت در هنگام فکر کردن به اینکه در ادامه چه باید بگویید استفاده می کند.

برای رفع این مشکل، در اینجا نیز همانند اغلب چالش ها اولین قدم این است که هوشیار باشید و بپذیرید که این مشکل وجود دارد. پس از آنکه اصوات و کلمات خاصی که استفاده می کنید را پیدا کردید می توانید برای کنترل آنها تلاش کنید.

توصیه ما این است که از سکوت نترسید و از آن با آغوش باز استقبال کنید. در واقع، با چند ثانیه مکث در میان نطق خود می توانید اطمینان پیدا کنید که حواس همه به شما هست.

ضمناً از استفاده از کلمات و عباراتی مانند «راستش رو بخواهید…»، «صادقانه بگم» و امثال آنها خودداری کنید. با استفاده از این دست از کلمات این سوال مطرح می شود که آیا در سایر جملات خود که از این مقدمه کلامی استفاده نمی کنید دروغ می گویید؟

 

ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن

سحنرانان مضطرب دو ویژگی مشترک دارند: اولاً از اینکه دیگران آنها را قضاوت کنند می ترسند و دوم آمادگی لازم را ندارند و به اندازه کافی تمرین نکرده اند.

شما باید با این طرز فکر در چشمان مخاطبان خود نگاه کنید که آنها را واقعاً دوست دارید. پس از آنکه چنین نگرشی پیدا کردید، روی این تمرکز کنید که چگونه می توانید آنها را تحت تأثیر قرار دهید. یکی از خوشایندترین تجربه ها در کار فروشندگی هنگامی است که متعاقباً وضعیت یکی از مخاطبان خود را پیگیری می کنید و متوجه می شوید که چه تاثیر مثبتی روی زندگی و کسب و کار وی گذاشته اید. در عین حال و تحت هر شرایطی باید این را هم در نظر داشته باشید که حتی هنگامی که کار برجسته ای انجام می دهید باز هم زیرمجموعه کوچکی از مخاطبان تان راضی نخواهند بود. این را باید بپذیرید.

برخی به اشتباه تصور می کنند که اگر زیاد تمرین کنند نطق شان بیش از حد ماشینی و خشک به نظر می رسد. البته اگر کاملاً آماده نباشید شاید چنین اتفاقی بیفتد. برای آماده بودن به عنوان یک کارشناس حرفه ای فروش باید تا جایی نطق خود را تمرین کنید که در صورت بروز هر وقفه ای بدون از دست رفتن ذره ای از مفاهیمی که می خواهید انتقال بدهید بتوانید به کار خود ادامه بدهید. در واقع، باید کاملاً روی محتوایی که می خواهید ارائه کنید تسلط داشته باشید.

گاهی پیش می آید که ویدئو پروژکتور کار نمی کند یا به هر ترتیب نمی توانید محتوایی که به صورت سمعی بصری آماده کرده اید را به مخاطب نشان بدهید. در چنین شرایطی باید آمادگی داشته باشید تا بدون نمایش اسلایدها صحبت و جلسه را اداره کنید. شاید هم یک بار مجبور شدید که از وقت جلسه بزنید تا مخاطب شما بتواند به برنامه مهمی که دارد برسد. در این صورت هم دقیقاً باید برای شما مشخص باشد که با حذف کدام موارد می توانید علاوه بر کاهش زمان مورد نیاز تاثیر مورد نظر را بر مخاطب خود بگذارید.

اگر روی ایجاد تغییر و بهبود در زندگی مخاطب تمرکز کنید و بدون وابستگی به اسلاید یا وسیله خاصی قدرت ارائه مطلب مورد نظر را داشته باشید احساس اضطراب نخواهید داشت. فقط ممکن است که برای حضور در مقابل مخاطبان خود هیجان زده باشید که این هم چیز خوبی است.

 

تمرکز روی شرکت، کالا یا خدمات

هنگامی که فرصتی برای معرفی محصول یا خدمات شرکت متبوع خود به دست می آورید، روی آن محصولات یا خدمات تمرکز نکنید. در عوض، داستان هایی را با مخاطبان خود در میان بگذارید که نشان می دهند که آن محصولات یا خدمات به دیگران کمک کرده اند تا بر مشکلات خود فائق آیند. قهرمان داستان باید مشتری شما باشد، نه شرکت یا محصول و خدماتی که ارائه می دهد. شما باید کاری کنید که در ذهن مخاطب چنین اندیشه ای ایجاد شود: «من هم همین مشکل را دارم و خیلی دوست دارم که همین نتیجه ای که قهرمان این داستان گرفت را تجربه کنم».

داستان ها مخاطب را درگیر می کنند، اما سخنرانی درباره شرکت و محصولات و خدمات آن کسالت بار و کم نتیجه خواهد بود.

 

ایده های بزرگ بدون فراخوان به عمل

گاهی شاهد آن هستیم که سخنرانی جالبی ارائه می شود که تقریباً برای همه حاضران جذاب است، اما در نهایت مخاطب به حال خود رها می شود و در می ماند که در ادامه باید چه کاری انجام بدهد. همیشه این را در نظر داشته باشید که می خواهید که مخاطب شما پس از ترک جلسه چه عملی را انجام بدهد. اگر جلسه کوچکی داشته اید، دقیقاً مراحل بعدی را برای تک تک مخاطبان خود مشخص کنید. اگر مخاطبان شما بیشتر هستند، گام های خاصی که باید بردارند تا به نتایجی که توضیح داده اید دست پیدا کنند را مشخص کنید.

اگر مخاطب شما بدون آنکه بداند که در ادامه برای بهره مندی از مزایای اشاره شده چه کاری باید انجام بدهد از جلسه خارج شود، وقتی که برای شنیدن صحبت های شما صرف کرده آنچنان به نظرش ارزشمند نخواهد آمد.

 

حرف آخر

همیشه آماده باشید، سکوت را در آغوش بکشید، روی مخاطبان خود تمرکز کنید و فقط به فکر فروش نباشید و در نهایت، کار را با یک فراخوان به عمل به پایان برسانید. با انجام این موارد نطق شما همیشه نتیجه بخش خواهد بود.

تاثیرگذارترین تاکتیک های ایمیل مارکتینگ در سالی که گذشت

نتایج یک تحقیق نشان می دهد که از دیدگاه بازاریاب ها، شخصی سازی و ایجاد فراخوان به عمل های معنادار تاثیرگذارترین تاکتیک های بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ به شمار می روند.

این تحقیق مبتنی بر یک نظرسنجی است که از ۲۶۰ بازاریاب فعال (۴۸ درصد از آنها برای شرکتهایی که عموماً B2B یا بنگاه به بنگاه (کسب و کار به کسب و کار) محور هستند، ۳۴ درصد برای شرکت های B2C که به مشتریان خرد کالا و خدمات ارائه می کنند و ۱۸ درصد نیز برای شرکتهایی که به صورت ترکیبی کار می کنند بازاریابی انجام می دهند) خواست تا به سوالاتی در رابطه با دشوارترین ترین و تاثیرگذارترین تاکتیک های ایمیل مارکتینگ پاسخ بدهند.

تقریباً ۵۰ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی بر این باورند که شخصی سازی پیام ها و متناسب کردن آنها با مخاطب مورد نظر یکی از موثرترین تاکتیک های ایمیل مارکتینگ به شمار می رود. از طرف دیگر، ۳۰ درصد نیز اعتقاد دارند که استفاده از فراخوان به عمل های معناداری که به مذاق مخاطب خوش می آیند و متشری بالقوه با آنها ارتباط برقرار می کند در رده مهم ترین تاکتیک ها قرار می گیرد.

بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ در رده سوم موثرترین تاکتیک های ایمیل مارکتینگ قرار می گیرد (۳۷ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی به آن اشاره می کنند).

در عین حال، شرکت کنندگان در نظرسنجی مورد اشاره معتقدند که بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ دشوارترین تاکتیک ایمیل مارکتینگ است (۳۷ درصد از آنها آن را در جایگاه نخست دشوارترین تاکتیک های ایمیل مارکتینگ قرار می دهند).

تهیه فراخوان به عمل های معنادار در رده دوم سخت ترین تاکتیک های ایمیل مارکتینگ قرار می گیرد و شخصی سازی پیام و تست یا بهینه سازی رده های بعد را به خود اختصاص می دهند.

۳۷ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی به بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ به عنوان یکی از دشوارترین تاکتیک ها و در عین حال یکی از موثرترین آنها اشاره می کنند.

چرا «خدمات مشتری» بهتر به معنی «فروش» بیشتر است؟

فروش و خدمات مشتری (Customer Service) غالباً به عنوان دو بخش مجزا که دارای اهداف متفاوتی هستند به شمار می روند. بسیاری از سازمان ها برای تیم فروش و تیم خدمات یا امور مشتریان خود حقوق، آموزش ها و مراتب سازمانی متفاوتی را در نظر می گیرند. اگر بخواهیم مثال بزنیم، می توانیم فروشندگان را چتربازان فعالی در نظر بگیریم که از هواپیما به بیرون می پرند، در حالیکه با بخش خدمات مشتری چنان رفتار می شود که انگار سربازان وظیفه ای هستند که باید در پشت صحنه به رتق و فتق امور بپردازند. اما مسأله این است که بررسی های متعددی نشان می دهند که خدمات مشتری واقعاً روی فروش تاثیر بزرگی را از خود بر جای می گذارد (مرجع).

مرزهای سنتی بین «فروش» و «خدمات مشتری» روز به روز کمرنگ تر و کم اهمیت تر می شوند. در حقیقت، دیگر نباید این دو بخش را به عنوان قسمت های مجزا از یکدیگر در نظر گرفت؛ سازمانهایی که بهترین عملکرد را از خود نشان می دهند برای ترکیب انتظاراتی که از این دو بخش می رود از روشهای نوآورانه ای استفاده می کنند که نقش آنها را در هم می آمیزد و از نقاط قوت هر دو بهره برداری می کند. لازم است که تیم های فروش و امور مشتریان همکاری نزدیکتری با یکدیگر داشته باشند و هر یک در جریان تعاملات و اطلاعاتی که دیگری از مشتری به دست می آورد قرار بگیرد تا نتایج و فرصت های بهتری برای سازمان ایجاد شود.

ما در این مطلب از بخش آموزش فروش به پاسخ به این سوال می پردازیم که:

چرا «خدمات مشتری» بهتر به معنی «فروش» بیشتر است؟

 

خدمات مشتریان بد به فروش شما آسیب می زند

شرکت هایی که یک بخش امور مشتریان درست و حسابی ندارند با کاهش میزان فروش مواجه می شوند. آمار و ارقامی که لینک مرجع بالا به آن اشاره می کند نیز بر همین واقعیت صحه می گذارد. بر همین اساس، یک مشتری ناراضی تجربه خود را با ۹ تا ۱۵ نفر در میان می گذارد. به علاوه، حدود ۱۳ درصد از مشتریان ناراضی تجربه مذکور را با بیشتر از ۲۰ نفر در میان می گذارند. این سخن پراکنی در عصر شبکه های اجتماعی که تجربیات ناخوشایند به سرعت در فضای مجازی پخش و ماندگار می شوند قدرت به مراتب بیشتری پیدا می کند و چه بسا حتی پر و بال هم به خود بگیرد. اگر یکی از مشتریان شما تجربه بدی داشته باشد مشتریان بالقوه بیشتر و بیشتری از آن اطلاع پیدا خواهند کرد و پیش از آنکه به خودتان بیایید همان یک تجربه بد می تواند بر مشتریان بالقوه شما هم تاثیر نامناسبی را از خود بر جای بگذارد. به این ترتیب، چشمه جوشان مشتریان بالقوه شما کم آب تر می شود و فروش تان لطمه خواهد خورد.

 

خدمات مشتری خوب، بهترین بازاریابی است

خدمات مشتری خوب فقط یک حرکت دفاعی نیست، بلکه می توان از آن به عنوان یک ابزار بازاریابی فعال استفاده کرد. امروزه بسیاری از موفق ترین شرکتها به جای تبلیغات بیشتر محصول یا خدمات خود روی بخش امور مشتریان خود سرمایه گذاری می کنند تا بتوانند چنان خدماتی را به مشتریان خود ارائه کنند که چنان حسی در آنها ایجاد شود که انگار چاره ای جز این ندارند که تجربه مثبت خود را با دیگران در میان بگذارند. در واقع، یکی از مهم ترین نکاتی که باید به آن توجه داشته باشید نقش همین به اشتراک گذاری تجربیات و پیشنهادات مشتریان به یکدیگر در جذب مشتریان راغب باکیفیت و کاملاً آماده برای خرید است. تک تک تعاملاتی که خریداران با برند شما دارند –چه از طریق مرکز تماس باشد، یا یک مکالمه با نماینده فروش یا یک ملاقات حضوری در غرفه نمایشگاهی شما- در خاطرشان ثبت می شود. به جای آنکه بخش امور مشتریان خود را به عنوان یک «هزینه» در نظر بگیرید، باید به آن به عنوان یک «سرمایه گذاری» در راستای رشد کسب و کار خود و افزایش فروش نگاه کنید.

 

خدمات مشتریان بهتر باعث تقویت تلاش های شما در راستای فروش می شود

کار خدمات مشتریان فقط بهبود تجربه مشتری نیست؛ بلکه می تواند ارتباطات داخلی، کارآمدی و قدرت حل مسأله سازمان را نیز تقویت کند. به جای آنکه تلاش کنید تا هرچه سریع تر تماس تلفنی را قطع کنید، به دنبال راه هایی باشید که به واسطه آنها بتوانید آنها را بیشتر پشت خط نگه دارید تا اطلاعات بیشتری را در رابطه با مشکلات شان به دست بیاورید و روش هایی برای ارائه راهکار پیدا کنید. از خدمات مشتریان برای جمع آوری اطلاعات ارزشمندی استفاده کنید که می توانید آنها را با تیم فروش در میان بگذارید. خدمات مشتریان شما باید تیم تحقیقاتی کاوشگری در بازار باشد که آخرین شایعات و اعتراضات مشتریان و بازار هدف را استراق سمع می کند. چه چیزهایی به گوش شان می رسد؟ تیم فروش شما باید در جریان چه مواردی قرار بگیرد؟ چگونه می توانید از خدمات مشتریان برای کسب بینش بهتر درباره خواسته های مشتریان و تعامل موثرتر با آنها استفاده کنید؟ به همه این سوالات فکر کنید.

بسیاری از کسب و کارها آنطور که باید و شاید به بخش امور مشتریان خود توجه نمی کنند. اما اگر شرکت شما بتواند بخش خدمات مشتریان را به جایگاه شایسته سازمانی خود برساند شاهد تغییرات مثبت و ارزشمندی خواهید بود. در این راستا لازم است که فعالیت ها و اهداف تیم فروش و تیم خدمات مشتری را با یکدیگر هماهنگ کنید. به علاوه، به جای آنکه به خدمات مشتریان به عنوان هزینه نگاه کنید، آن را یک سرمایه گذاری در نظر بگیرید که به رشد و پیشرفت کسب و کار شما کمک خواهد کرد.

نظر شما چیست؟ شما چقدر بخش امور مشتریان یا خدمات مشتری را مهم می دانید و نقش آن در میزان فروش شرکت های مختلف را چطور ارزیابی می کنید؟ لطفاً ایده ها و نظرات خود درباره بخش آموزش فروش را با ما در میان بگذارید.

۵ مرحله بخش بندی فهرست مشترکان ایمیل مارکتینگ

مبارکا باشد! بالاخره به هر زحمتی که بود توانستید فهرست بزرگی از مخاطبان هدف خود تهیه کنید. اما حالا چه باید کرد؟ اگر به دنبال جلب توجه کاربرانی هستید که اینباکس شان میدان رقابت کسب و کارهای مختلف است، بعید است که ارسال انبوه ایمیل با محتوای عام بتواند کاری را از پیش ببرد. اما چگونه می توانید مشتریان را با مخاطب قرار دادن آنها به صورت انفرادی درگیر کنید؟ البته که به کمک تهیه و توسعه یک استراتژی صحیح و منطقی برای بخش بندی مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ تان!

بخش بندی یا Segmentation ایمیل یکی از بهترین روشها برای ایجاد رابطه با مخاطب و افزایش نرخ تبدیل است. از این طریق می توانید به کمک محتوای شخصی سازی شده و مرتبط با مخاطب هدف به شکل هوشمندانه تری با وی تعامل داشته باشید. اگرچه که شاید داده های برنامه ایمیل مارکتینگ شما و روشهای متنوعی که برای بخش بندی می توانید از آنها استفاده کنید گیج کننده و طاقت فرسا باشد، اما توجه و پیروی از مراحل زیر می تواند به ساده سازی این فرآیند کمک کند:

 

  1. محور اطلاعات را مشخص کنید

اولین مرحله برنامه ریزی برای بخش بندی فهرست مشترکان تان این است که ببینید که کدام ترکیب از اطلاعات درباره مشتریان شما می تواند تاثیر بیشتری روی رفتار خرید آنها داشته باشد. شما می توانید مواردی مانند ویژگی های جمعیتی (سن، جنسیت، درآمد)، میزان فعالیت (ایمیل های شما را پیوسته باز می کنند، غیرفعال هستند یا به تازگی اشتراک خود را فعال کرده اند)، و رفتار (اخیرا خرید کرده، سبد خرید خود را رها کرده، پس از مشاهده محصول آن نسبت به خرید آن اقدام نکرده اند) را مد نظر قرار بدهید و بررسی کنید که کدام اعمال و ویژگیهای مشتری می توانند رفتار وی را بهتر پیش بینی کنند.

 

  1. چه اطلاعاتی را در اختیار دارید و هنوز نیازمند چه اطلاعاتی هستید

پس از شناسایی داده هایی که بیشترین اهمیت را دارند، باید ببینید که کدام بخش از اطلاعات مورد نیاز را در اختیار دارید و کدام بخش ها هنوز حلقه مفقوده به شمار می روند. برای پیداکردن این حلقه های مفقوده چند گزینه در پیش رو دارید. شما می توانید:

  • استنباط کنید: برخی اطلاعات را بر اساس رفتار مشتری می توان استنباط کرد. به عنوان مثال، اگر یک کاربر مرتباً روی سوهان ناخن کلیک می کند و ۹۷ درصد خریداران سوهان ناخن خانم هستند، می توان اینطور برداشت کرد که این کاربر مونث است.
  • بپرسید: شما می توانید با ارسال یک پیام برای کاربر به همراه یک فراخوان به عمل خاص برای بروزرسانی تنظیمات یا شرکت در یک نظرسنجی، مستقیماً اطلاعات مورد نیاز را از مشترکان خود دریافت کنید. به منظور تشویق کاربران به انجام عمل مورد نظر می توانید از یک مشوق مانند یک کد تخفیف ۱۰ درصدی استفاده کنید.
  • برونسپاری: شما می توانید به شخص یا شرکت ثالثی رجوع کنید و کسب اطلاعات مورد نیاز را به آنها بسپارید تا تصویر کامل تری را از مخاطبان تان در اختیار شما قرار بدهند.

  1. شخصیت یا پرسونا (persona) تعریف کنید

پس از آنکه اطلاعات لازم را به دست آوردید وقت آن فرا می رسد تا برای گروه های مختلف مخاطبان خود شخصیت یا پرسونا درست کنید. این کار به شما کمک می کند تا درک بهتری از گروه های مختلف مخاطبان خود به دست بیاورید و شخصی سازی های دقیق تری را انجام بدهید. پرسوناها بسته به کسب و کار و حوزه فعالیت آن متفاوت هستند، بنابراین روی اطلاعاتی تمرکز کنید که برای برند شما اهمیت دارد. با خلق و توسعه پرسونا بهتر می توانید مشتریان را با محتوا، پیام و زمان بندی مناسبی که به مذاق شان خوش می آید هدف قرار دهید.

 

  1. تولید محتوا

پس از تأیید گروه های مورد نظر، مرحله بعدی تولید محتوای مناسب برای هر یک از آن گروه ها است. اگر بخش بندی خود را به نحو احسن انجام بدهید، اما محتوای خاصی که متناسب با هر گروه باشد را در اختیار نداشته باشید، تلاش های شما به ثمر نخواهد نشست.

 

  1. امتحان و مرور کنید

و بالاخره لازم است که به طور پیوسته روی نتایج کار نظارت داشته باشید و مرتباً امتحان و آزمایش کنید. تعیین پرسونا و تولید محتوایی که به دل پرسوناهای مختلف می نشیند غالباً به آزمون و خطا نیاز دارد. استراتژی های محتوایی خلاقانه مختلف را به بوته آزمون بگذارید. با سنجش نتایج از همان ابتدا قادر خواهید بود که روی شاخص ها نظارت داشته باشید و روند کار را پیگیری کنید. به علاوه باید به این نکته نیز توجه داشت باشید که بخش بندی ایمیل کار مداومی است که تا وقتی که از ایمیل مارکتینگ کمک می گیرید و مخصوصاً همینطور که اطلاعات بیشتری راجع به مخاطب خود کسب می کنید باید انجام شود.

 

با طی کردن این مراحل ساده و بخش بندی مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ خود می توانید شاهد تاثیرات بسیار مثبتی بر کمپین ایمیل مارکتینگ خود باشید. به خاطر داشته باشید که بخش بندی باید بخشی از استراتژی همه افرادی باشد که به دنبال بهره برداری از قدرت ایمیل مارکتینگ هستند و با در نظر گرفتن پتانسیلی که بخش بندی فراهم می کند، هیچ چیز غیرممکن نیست!

 

استفاده از یادداشت برداری برای عمیق تر کردن رابطه با مشتری

مهارت نوت برداری یا یادداشت برداشتن یکی از مهارتهای مهم و ضروری برای کارشناسان فروش است. شما چطور نوت برداری می کنید؟ پس از نوت برداری با یادداشت های خود چه می کنید؟ نوت برداری کاری است که بسیاری از فروشندگان آن را همینطوری و به شکل باری به هر جهت انجام می دهند و قاعده و اسلوب خاصی برای خود ندارند. ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش به ۵ نکته اشاره می کنیم که در نوت برداری خود باید آنها را مد نظر داشته باشید تا بتوانید رابطه بهتری را با مشتری برقرار کنید.

 

  1. از قلم و کاغذ استفاده کنید

احتمالاً شما هم با این تصور که هر چیز ارزشمندی را در نهایت باید در رایانه، تبلت یا گوشی خود وارد کنید ترجیح می دهید که از همان ابتدا دست به دامن ابزارهای دیجیتال شوید. در عین حال، باید توجه داشته باشید که نوت برداری با کیبورد روند طبیعی جلسه را مختل می کند. حضور در گفتگویی که یک طرف آن در حال تایپ کردن است تا حدی غیرطبیعی به نظر می رسد. برای غلبه بر این مشکل، بسیاری از مدیران همیشه یک دفترچه کوچک به همراه خود دارند. کارشناسان فروش هم باید همین کار را انجام بدهند. یادداشت برداشتن در یک دفترچه طبیعی است و فضای متعادلی را ایجاد می کند، چرا که احتمالاً طرف مقابل شما هم همین کار را انجام می دهد.

 

  1. یادداشت های خود را به سرعت ثبت کنید

لازم است که هر چه سریع تر یادداشت های خود را در برنامه مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) شرکت وارد کنید. چرا؟ اول اینکه اگر لازم است که سایر اعضای تیم هم در جریان قرار بگیرند، نباید شرکت را با ریسک فقدان اطلاعات در زمان مقتضی مواجه کنید. دوم اینکه، معمولاً وقتی تندنویسی می کنیم، همیشه خوش خط و خوانا نمی نویسیم. در چنین شرایطی اگر زودتر به نوشته های خود مراجعه کنید، احتمال اینکه بتوانید از دستخط خود سر در بیاورید قریب به یقین خواهد بود. این ضرب المثل چینی را هم به خاطر داشته باشید که می گوید: «کم رنگ ترین جوهر از قوی ترین حافظه نیرومندتر است».

 

  1. به دنبال اهداف، موانع و دلایل ریشه ای بگردید

مهم ترین چیزی که باید در یادداشت های خود ثبت و ضبط کنید چیزی است که مشتری به دنبال دستیابی به آن است. در نهایت همین چیزها است که با اطلاع از آنها و تلاش برای کمک به مشتری در راستای دستیابی به آنها برای خود و طرف مقابل ارزش آفرین می شوید. شما به عنوان یک فروشنده به مشتری کمک می کنید تا به اهداف خود دست پیدا کند. همه ارتباطات متعاقب شما باید حول همین اهداف باشد. پیشنهادات و درخواست هایی که مطرح می کنید باید بازتابی از توانمندی شما برای کمک به دستیابی به اهداف مورد نظر مشتری باشد. محول شدن پروژه های بعدی و فروش در آینده نیز به همین بستگی دارد که چقدر کمک شما برای تحقق اهداف مشتری موثر بوده است. موانع هم فقط یک زیرمجموعه از اهداف به شمار می آیند. کمک به مشتری برای حذف موانع به وی کمک می کند تا به اهداف خود دست پیدا کند. علاوه بر اینها، تلاش کنید تا زمینه های نیاز و بروز مشکل را نیز با رسیدن به ریشه اصلی آشکار کنید. آگاهی از ریشه نیاز و مشکل به شما کمک می کند تا راهکارهای حساب شده تری را در اختیار مشتری قرار بدهید.

 

  1. استعاره هایی که مشتری از آنها استفاده می کند را نیز یادداشت کنید

چرا؟ زیرا استعاره هایی که به کار می بریم شرح موجز و متبلوری از تجربه ها و آن چیزهایی است که با آنها روبرو هستیم. ممکن است که یک مشتری پس از سالها تجربه و تفکر مشکل خود را تحت عناوینی مانند «چاه عمیق» یا مثلاً خوره ای که به جان شرکت متبوعش افتاده خلاصه کند. این استعاره هر چه که باشد، خلاصه ای از دنیایی از تجربیات و بازتابی از امید و نا امیدی است. برای اینکه بتوانید ارزشی که ایجاد می کنید را واقعاً به دنیای مشتری ربط بدهید باید آن ارزش را در چارچوب همان استعاره هایی که استفاده کرده مطرح کنید. به عنوان مثال، ارزش و سودی که می رسانید را می توانید به این شکل بیان کنید که به مشتری کمک خواهید کرد تا از چاه مشکلات بیرون بیاید یا درمان دردهایی خواهید بود که بر جسم و جان شرکت وی مستولی شده است. اینکه از چه استعاره ای استفاده می کنید بر عهده خودتان است، اما نکته مهم این است که آن استعاره با خلاصه ای که مشتری ارائه کرده ربط پیدا کند. در اینصورت ارزش و منافعی که ارائه می کنید با عواطف مشتری پیوند خواهد خورد و نتایج بهتری را کسب خواهید کرد.

 

  1. به دنبال زمینه ها و مشکلات رایج باشید

معمولاً لازم است که برای مواردی که پیچیده تر هستند چندین ماه و حتی چندین سال با سهامداران مختلف مذاکره کنید. با یادداشت برداری دقیق و درست می توانید زمینه های رایج بروز مشکلات در نواحی ساختاری را پیدا کنید. گاهی همان نکاتی که بی اهمیت به نظر می رسند با به دست آوردن تصویر کامل تری از مشتری اهمیت پیدا می کنند. به این منظور باید سیستم مشخص و دقیقی برای نوت برداری داشته باشید و به جزئی ترین جزئیات نیز توجه کنید.

ما در این مطلب آموزشی از بخش آموزش فروش گویا آی تی به نکاتی اشاره کردیم که در هنگام نوت برداری باید آنها را مد نظر قرار دهید. نظر شما چیست؟ شما چه ایده هایی دارید؟ لطفاً دیدگاه های خود را در زیر این مطلب با ما در میان بگذارید.

 

ایمیل و برندسازی

ده ثانیه وقت بگذارید و به یک برند خارق العاده فکر کنید.

شاید به اپل، کوکاکولا یا شرکت های متعدد دیگری فکر کرده باشید که نبض بازار را در اختیار گرفته اند، اما در هر صورت همه این برندها یک نقطه اشتراک دارند. موضوع این نیست که این برندهای مطرح لوگو، شعار یا بسته بندی خارق العاده ای داشته باشند، هر چند که بدون شک همه این موارد نیز به تقویت برند آنها کمک کرده است. در عین حال، این رشته مشترک به این مولفه های ملموس آنچنان ارتباطی پیدا نمی کند؛ برندهای بزرگ از آن حس درونی که مشتریان نسبت به محصول، خدمات یا شرکت دارند پرورش پیدا می کنند. این برندها یک سمبولیسم یا نمادگرایی عاطفی در ذهن مشتریان دارند و احتمال خرید مجدد این مشتریان دل بسته به برند نسبت به سایر مشتریان دست کم سه برابر بیشتر است. بنابراین چرا بازاریاب های بیشتری در کمپین های ایمیل مارکتینگ خود روی برندسازی تکیه نمی کنند؟ از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان: ما هم نمی دانیم!

ایمیل هنوز هم یکی از پر کاربردترین روش های ارتباطی در دنیای کسب و کار است و استفاده از آن سال به سال افزایش پیدا می کند. در عین حال، با اینکه ایمیل مارکتینگ یک روش بسیار آسان و ارزان برای در میان گذاشتن پیام برند با جامعه ای از مخاطبانی است که علاقه خود را نسبت به برند شما ابراز کرده اند، اما یکی از دست نخورده ترین ابزارهای برندسازی در جعبه ابزار بازاریابی کسب و کارها محسوب می شود.

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به دو روش اشاره می کنیم که به کمک آنها می توانید از ایمیل مارکتینگ به عنوان یکی از بخش های استراتژی برندسازی خود به نحو موثری بهره برداری کنید.

 

قبیله خود را گسترش بدهید

مشتریان عصر حاضر فقط به دنبال خرید از برندها نیستند؛ آنها مایلند که به برندها ملحق شوند. با ارائه اطلاعات و محتوای انحصاری، از ایمیل های خود به عنوان راهی برای جذب مشتری به «قبیله» خود استفاده کنید. مشتریان تمایل دارند که به برندهایی بپیوندند که ارزش متقابل ایجاد می کنند و اگر برند شما بتواند از این طریق خارق العادگی خود را نشان بدهد، کسب نتایج مثبت قطعی است.

با استفاده از قانون ۷۰-۲۰-۱۰ در کمپین های ایمیل مارکتینگ خود می توانید برای رشد برند خود از طریق ایمیل تلاش کنید. بر طبق این قانون، ۷۰ درصد از ایمیل های شما باید روی به اشتراک گذاشتن اطلاعاتی تمرکز داشته باشد که برای مشتری شما ارزشمند و سودمند است. در این دست ایمیل ها می توانید نکات سودمند، پیش نمایشی از محصولات یا سایر آیتم های محتوایی مشابه را ارائه کنید. ۲۰ درصد بعدی ایمیل های شما باید روی محتوای thought leader ها یا رهبران فکری تمرکز داشته باشد و از این طریق این حس را در فهرست مشترکان ایمیل مارکتینگ شما ایجاد کنند که برند شما محتوای خاصی را به صورت انحصاری در دسترس آنها قرار می دهد. ۱۰ درصد باقیمانده ایمیل های شما باید محصول محور باشند و آنها را با هدف فروش محصولات خود ارسال می کنید. قانون ۷۰-۲۰-۱۰ رابطه ای را با جامعه مخاطبان شما ایجاد می کند که به تک تک آنها حس محرم اسراری را می دهد که برای برند ارزشمند است.

 

از طریق انسجام و یکپارچگی اعتماد ایجاد کنید

یک برندسازی قوی به اعتماد مشتری متکی است و اعتماد از طریق یکپارچگی و انسجام ایجاد می شود. لحن، پیام، ارزش های اصلی و طراحی مولفه هایی هستند که باید به کمک آنها در همه بسترهایی که برند شما در آنها حضور دارد فضای منسجمی را ایجاد کنید. مشتری باید بدون آنکه احساس کند که در فضا تغییری ایجاد شده از کمپین ایمیل مارکتینگ شما به یک صفحه فرود هدفمند و از آنجا هم مثلاً به صفحه اینستاگرام شرکت شما وارد شود.

امروزه مشتری باهوش تر از گذشته شده است و تظاهر و تقلب را از فرسنگ ها دورتر تشخیص می دهد. در همه بسترهایی که در آنها حضور دارید شفافیت و صداقت را سرلوحه کار خود قرار بدهید و از ایمیل به عنوان ابزاری در جهت اعتمادسازی استفاده کنید. در همین راستا:

  • برای جلوگیری از هرگونه گسستگی، در همه ایمیل هایی که ارسال می کنید روی ارزشها و هدف برند خود تمرکز کنید؛
  • برای اینکه از دردسر هماهنگ کردن فونت ها، رنگ ها و طرح ها در تک تک ایمیل ها خلاص شوید، از قالب های ساده و جذاب استفاده کنید؛
  • برای کسب اطمینان از اینکه کمپین های ایمیلی شما بهترین بازتاب را از برندتان ارائه می دهند ایمیل های خود را تست کنید؛
  • انسجام در زمان بندی را هم در کمپین های ایمیل مارکتینگ خود پیاده کنید تا مخاطب تان مشتاقانه چشم انتظار ایمیل های شما باشد.

 

برندسازی به کمک ایمیل چیزی بیشتر از اضافه کردن یک لوگو یا امضای توأم با جزئیات به ایمیل هایی که ارسال می کنید است. در این نوع از برندسازی، مخاطب با پیام های موثر و هدفمندی که با هدف اصلی برند در ارتباط هستند و همچنین موضوعات خاص تر مرتبط با آن به برند جذب می شود. بهره برداری از برند به عنوان ابزاری برای برندسازی تاثیر به سزایی روی قبیله رو به رشد شما خواهد داشت و جایگاه شما به عنوان برندی که قابل اعتماد است را تثبیت خواهد کرد.

درونگرایی در فروش: چگونه به عنوان یک درونگرا در فروش موفق شویم؟

درونگرایی در فروش

احتمالاً تصور شما هم از یک فروشنده یک برونگرای سرزنده است که با چرب زبانی می تواند هر کسی را به خرید هر چیزی متقاعد کند. اما در حقیقت، برای موفقیت در فروش هزاران روش وجود دارد و اگر ذاتاً درونگرا هستید و به فکر انتخاب شغل در زمینه فروش افتاده اید نباید نا امید باشید، بلکه باید این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش را به دقت مطالعه کنید. واقعیت این است که شما می توانید و این توانایی را دارید که عملکردی به خوبی رقبای برونگرای خود داشته باشید. ما در ادامه به ذکر چند استراتژی و تکنیک می پردازیم که درونگرایان به کمک آنها می توانند رابطه خود با مشتری را تقویت کنند و فرآیند فروش را بیشتر و بهتر به سرانجام برسانند.

 

  1. از نقاط قوت خود بهره برداری کنید

متمایز بودن از سایر فروشندگان یکی از مهم ترین مولفه های موفقیت در فروش است. اما این متمایز بودن لزوماً به معنی فریاد زدن نیست. درونگراها هم ویژگی های منحصر به فرد و مخصوص به خودشان را دارند که بسیاری از آنها برای خریداران جذاب و دوست داشتنی هستند. هنگامی که توانمندی های طبیعی خود در این حوزه ها را تقویت می کنید موفقیت به سراغ شما می آید:

  • گوش دادن: خریداران به فروشندگانی که واقعاً گوش شنوایی دارند علاقمند هستند؛ همانهایی که وقت می گذارند تا چالش ها و تمایلات آنها را عمیقاً درک کنند. تجربه نشان می دهد که افرادی که ذاتاً برونگرا و به شدت اجتماعی هستند گاهی در این زمینه لنگ می زنند، زیرا بعضاً هرگز از نیازهای اصلی مشتری اطلاع پیدا نمی کنند.
  • تفکر سیستمی: در واقع، مشکل اغلب خریداران پیچیدگی های خاص خودش را دارد. مشتریان برای متفکران با حساب و کتابی که می توانند احساسات را کنار بگذارند و راهکارهای مقرون به صرفه و عملی ارائه کنند ارزش فراوانی قائل هستند. به نظر می رسد که این برای افراد درونگرا آسانتر باشد.
  • پیگیری و توجه به جزئیات: هنگامی که افراد درونگرا علاوه بر مهارت تفکر راهبردی خود، به تماس های تلفنی و ایمیل ها قبل از رقبا پاسخ می دهند، روی انجام تعهدات و وعده های خود تا به آخر تمرکز می کنند و ذره ای از جزئیات از نظرشان به دور نمی ماند از دید مخاطب به عنوان فروشنده های مدبر و دقیق شناخته می شوند. خریداران برای قابل اعتماد بودن و تلاش بی وقفه ارزش و احترام فراوانی قائل هستند.

 

  1. انرژی اجتماعی خود را مدیریت کنید

آغاز و حفظ تعاملات اجتماعی برای افراد درونگرا می تواند طاقت فرسا به نظر برسد. یکی از روش هایی که می تواند به شما کمک کند این است که نیمی از روز کاری خود یا حتی کمتر از آن را برای تماس ها و ملاقات ها صرف کنید، چرا که عموماً یک روز کامل بیش از حد خسته کننده به نظر می رسد. بنابراین، مثلاً می توانید صبح که انرژی بیشتری دارید را به تماس اختصاص بدهید و از آن به بعد به پیگیری و رتق و فتق امور مرتبط با آن تماس ها بپردازید. این کار نه تنها به شما کمک می کند تا انرژی اجتماعی خود را حفظ کنید، بلکه به شما فرصت می دهد تا فوراً مهارتهای شنیداری، فکری و پیگیری خود را پیاده کنید و با سرعت عملی که نشان می دهید مشتریان را تحت تأثیر قرار بدهید. علاوه بر این:

  • هنگامی که به یک سمینار، کنفرانس یا هر جلسه ای که به تعاملات اجتماعی نیاز دارد می روید، وقفه ها و اوقات استراحتی را برای خود در نظر بگیرید تا بتوانید تجدید نیرو کنید. خودتان را به سوالات متعددی مجهز کنید (کاری و شخصی) تا بتوانید گفتگوهایی که ذاتاً برای شما خوشایند به نظر نمی رسند را به جریان بیندازید و آن جریان را حفظ کنید. به علاوه، از مهارت های شنیداری خود بهره بگیرید. در هر صورت، حتی اگر تمایلی به حضور در این جلسات ندارید به زور هم که شده در آنها شرکت کنید. این رویدادها در بلندمدت باعث پیشرفت شما در کارتان خواهند شد و تحمل و مدیریت آنها به تدریج برای شما آسانتر می شود.
  • سرگرم کردن مشتری و وقت گذراندن با وی می تواند کار شاقی به نظر برسد، اما برای تقویت رابطه ها ضروری است. اگر در یک شرکت چندین رابط دارید، احتمالاً گفتگو و وقت گذراندن های دو نفره از دورهمی های گروهی برای شما بسیار آسانتر خواهد بود. اگرچه که زمانبر است، اما به تدریج بیشتر احساس راحتی خواهید کرد و می توانید بیشتر از مهارت های شنیداری خارق العاده خود کمک بگیرید. به علاوه، احتمالاً فعالیت های ورزشی یا مثلاً تماشای این دست از رویدادها از صرف غذا با هم برای شما آسانتر است، زیرا فعالیت هایی مانند صرف غذا خلأ بزرگی را برای گفتگو باز می کنند.

 

  1. یک حوزه کاری مناسب و متناسب را انتخاب کنید

درونگراها می توانند در هر کسب و کاری به موفقیت دست پیدا کنند، اما برخی از حوزه های کسب و کار بیشتر با توانایی های ذاتی یک درونگرا همخوانی دارند. کارهایی که می توانید مد نظر قرار بدهید عبارتند از:

  • کسب و کارهایی که فرآیند فروش و روابط آنها با مشتریان تکراری تر است با نگرش افراد درونگرا بیشتر تناسب دارند. مشتریان ارزش گوش شنوا و مهارتهای تحلیلی و قدرت پیگیری آنها را درک می کنند و فرد درونگرا می تواند این روند را در بلندمدت حفظ کند.
  • محصولات و خدمات پیچیده با نقاط قوت درونگرایان هماهنگی بیشتری دارند. هر چه متغیرهای کاربرد و گزینه های خرید متنوع تر باشد، مشتری به کمک سیستماتیک و تحلیل شما به عنوان یک فروشنده بیشتر نیاز خواهد داشت.
  • محصولات و خدماتی که به مهندسان، کارشناسان مالی و پرسنل عملیاتی شرکت ها فروخته می شوند زمین های حاصلخیزی برای افراد درونگرا محسوب می شوند. خریداران این حوزه ها بیشتر با واقعیت ها و نتایج قابل اندازه گیری سر و کار دارند و به ندرت تحت تاثیر رنگ و لعاب و ظاهرسازی قرار می گیرند.

فروشندگی یک کار خارق العاده و جالب است. این حرفه به شما اجازه می دهد تا کنترل بیشتری روی وقت خود داشته باشید، در صورت داشتن عملکرد خوب به آزادی مالی دست پیدا کنید و هر روز و همه روز فرصت های متعددی برای کمک به افراد و شرکت های مختلف پیدا کنید و باعث بهبود آنها شوید. کسب نتایجی از این دست هم برای افراد درونگرا و هم افراد برونگرا به یک اندازه اقناع کننده و لذت بخش است.

 

منطق پشتوانه کمپین های ارسال ایمیل خودکار واکنشی: ۴ مرحله برای یک اتوماسیون موثر

ایمیل خودکار

اگر تاکنون با ما همراه بوده باشید یا سری به مطالب مرتبط با آموزش ایمیل مارکتینگ ما زده باشید حتماً با مفهوم اتوماسیون و اتوماسیون واکنشی در ایمیل کاملاً آشنایی دارید. اما تاکنون به این فکر کرده اید که یک کمپین خودکار واکنشی (triggered که در برابر عملی از سوی مخاطب برای وی ایمیل متناسبی را ارسال می کند) چگونه می تواند نیازهای شما را برآورده سازد؟ در واقع، توضیحاتی که تا کنون ارائه کرده ایم همگی باید در فرآیند برنامه ریزی شما برای اتوماسیون مورد توجه قرار بگیرند، اما در نظر گرفتن منطق پشتوانه هر ارسال خودکار برای کسب موفقیت ضرورت دارد. در همین راستا، هنگامی که برای ارسال ایمیل های واکنشی خودکار خود برنامه ریزی می کنید، باید نکات زیر را مد نظر قرار دهید:

 

  1. هدف

شاید برای یک ایمیل خودکار برنامه و ایده هایی داشته باشید، اما باید به این فکر کنید که این ایمیل خودکار به شما کمک می کند تا به کدام یک از اهداف کسب و کار خود دست پیدا کنید. هدف هر ایمیل می تواند با دیگری کاملاً متفاوت باشد: ایجاد رابطه اولیه، جذب مشتریان جدید از طریق ارجاع، تقویت وفاداری از طریق پاداش و مشوق یا انجام فروش بیشتر. به عنوان مثال، یک ایمیل خوشامدگویی به شما کمک می کند تا فوراً اولین قدم را برای ایجاد رابطه با مشترکان جدید خود بردارید. این یکی از روشهای مناسب برای قدردانی از مشترکان به خاطر علاقه ای که نسبت به برند شما نشان داده اند است، می تواند شرایط را برای آغاز گفتگو مهیا کند و به انتظاراتی که مشترک می تواند از بقیه برنامه ایمیل مارکتینگ شما باشد سر و سامان بدهد.

سایر انواع ایمیل های خودکار واکنشی با اهداف متفاوتی ارسال می شوند: مثلاً کمپین های فعالسازی مجدد با هدف گسترش مخاطبان فعال، کمپین های تولد با هدف افزایش فروش و ایجاد وفاداری و کمپین های درخواست ثبت نظر برای محصول با نیت جذب مشتریان جدید از طریق محتوای تولیدشده از طریق کاربر و ایجاد وفاداری انجام می گیرند. برای هر ایمیلی که می خواهید که به صورت خودکار و در واکنش به فعالیت یک کاربر ارسال کنید، به خاطر داشته باشید که هدف آن را به وضوح مشخص کنید و ببینید که چه نسبتی با نیازهای کاری و اهداف کلی برندتان دارد.

 

  1. منافع

پس از آنکه هدف خود را مشخص کردید، تعریف مزایا و منافع مورد انتظار برای شما و مشتری یک بخش مهم دیگر از فرآیند است. با اینکه هدف نهایی برای بیشتر بازاریاب ها و صاحبان کسب و کار فروش است، اما ایمیل های خودکار واکنشی می توانند به شما کمک کنند تا اطلاعات بیشتری را در رابطه با مشتریان خود کسب کنید و تجربه شخصی سازی شده تری را برای آنها فراهم کنید. به عنوان مثال، ایمیل های خودکاری که در واکنش به ترک سبد خرید ارسال می شوند به شما کمک می کنند تا نوع محصولی که کاربر به آن علاقمند است را شناسایی کنید و این به نوبه خود می تواند به ایجاد کمپین های شخصی سازی شده تری که با تکیه بر محصولات یا گروه محصولات مورد نظر کاربر ایجاد می شوند بینجامد. هنگامی که برندها تجربه ایمیلی را در مجموع بهبود می بخشند، احتمال فعال ماندن مشتریان بیشتر می شود. بنابراین، علاوه بر تعریف هدف هر ایمیل، حتماً مزایای خاصی که برای برند شما ارزش افزوده ایجاد می کنند و باعث تقویت پیام و بهبود تجربه مشتری می شوند را نیز تعیین کنید.

 

  1. تأثیر

کمپین ایمیل های خودکار واکنشی شما بر مشتری چه تأثیری خواهد گذاشت و در وی چه حسی را ایجاد خواهد کرد؟

در همه انواع ایمیل هایی که تحت عنوان کمپین های ایمیل مارکتینگ ارسال می کنید، در نظر گرفتن حسی که در مخاطب ایجاد خواهد شد یکی از مولفه های اساسی برنامه ریزی است. به عنوان نمونه، ارسال بیش از حد سریع یک ایمیل ترویجی بلافاصله پس از یک پیام خوشامدگویی می تواند باعث شود که مخاطب شما احساس کند که تحت فشار قرار گرفته است. در عین حال، تأخیر بیش از حد هم می تواند باعث از دست رفتن یک فرصت بالقوه برای تبدیل وی به مشتری شود. خودتان را به جای مشتری بگذارید و یک تجربه لذت بخش را ایجاد کنید.

 

  1. آینده

بررسی کنید که چگونه می توانید برنامه ایمیل و تعاملات ترویجی کنونی خود را از طریق پیام های خودکار واکنشی تقویت کنید تا علاوه بر ایجاد یک تجربه شخصی سازی شده تر، درباره مشتری و علاقمندی های وی نیز اطلاعات بیشتری کسب کنید. باید توجه داشته باشید که افراط و تفریط در زمینه ایمیل های خودکار واکنشی صحیح نیست و باید بدانید که چه موقع و چگونه باید از قدرت بالقوه کمپین های مبتنی بر این دست از ایمیل ها بهره برداری کنید.

چرا «موفقیت مشتری» اهمیت دارد

ما در مطلب قبل با عنوان «موفقیت مشتری» (Customer Success) چیست و چه تفاوتی با پشتیبانی دارد به توضیح Customer Success یا موفقیت مشتری و شرح تفاوتهای آن با پشتیبانی پرداختیم. در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به پاسخ به این سوال می پردازیم که چرا موفقیت مشتری در عصر حاضر تا به این حد اهمیت دارد.

 

فروش: اولین موتور رشد کسب و کارها

در اوایل قرن ۲۱ میلادی، هنوز فروش اولین موتور رشد شرکتهای مختلف محسوب می شد. بازاریابی اهمیت زیادی نداشت، چرا که کنترل جریان اطلاعات در دست فروشندگان بود. در این دوران، بازاریابی بیشتر به خرید فهرست های ایمیل، چاپ نماد یا لوگوی شرکت روی نوشت افزار و حضور در کنفرانس های مختلف محدود می شد. ارائه خدمات اهمیت زیادی نداشت، زیرا قرارداد برای شرکتهای نرم افزاری و همچنین خدمات تخصصی به مانند غل و زنجیری بر وفاداری مشتری عمل می کرد. البته در آن دوران هم باید به نحوی مشتری را راضی نگه می داشتید، اما این جلب رضایت غالباً از طریق گروهی از افرادی که که به عنوان «پشتیبان» در یک مرکز تلفن حضور داشتند صورت می پذیرفت.

 

بازاریابی: دومین موتور رشد کسب و کارها

پس از مدتی، اینترنت دروازه دسترسی آزاد به اطلاعات را باز کرد. آنطور که از شواهد و قرائن بر می آید، اغلب مشتریان در صورتی که امکانش را پیدا کنند بیشتر ترجیح می دهند که خودشان بررسی و تحقیق کنند و تا وقتی که آمادگی پیدا نکرده اند تمایلی به صحبت کردن با فروشنده ندارند. در عین حال، با فراهم شدن دسترسی آسان عموم به اینترنت، فرصت دیگری در برابر کسب و کارها قرار گرفت تا به واسطه آن بسیار زودتر از گذشته بتوانند برای جلب توجه خریداران در چرخه فروش تلاش کنند. همینطور که شرکتهای مختلف جذب کارکنانی را برای نوشتن پست های وبلاگی، مدیریت کمپین های مشتری ساز، انجام تبلیغات اینترنتی و افزایش دنبال کنندگان خود در رسانه های اجتماعی آغاز کردند، تیم های بازاریابی توسعه و گسترش یافتند.

در چنین وضعیتی باز هم به فروشنده نیاز بود، اما بزرگترین مانع رشد و پیشرفت اندازه تیم فروش نبود، بلکه مسأله مهم تعداد مشتریان راغبی بود که تیم بازاریابی می توانست در اختیار تیم فروش قرار بدهد. البته در اینجا هم باید مشتری را راضی نگه می داشتید، اما هنوز هم قراردادها غل و زنجیر رایجی به حساب می آمدند که تا حدی از کسب و کارها محافظت می کردند. علاوه بر این، جذب مشتری به طرز غیر قابل باوری ارزان تمام می شد، بنابراین در شرایطی که جذب مشتری جدید آنقدر ارزان بود، چه لزومی داشت که شرکتهای مختلف وقت و سرمایه خود را برای حفظ مشتریان فعلی هدر بدهند؟

 

موفقیت مشتری: سومین موتور رشد

امروزه، مصرف کنندگان زیر بمبارانی از گزینه های گوناگون قرار گرفته اند. آنها گزینه ها و اطلاعات گسترده تری را در اختیار دارند و از طرف دیگر، نیاز کسب و کارهای مختلف به جلب توجه آنها چندین برابر شده است. در واقع، کفه ترازوی قدرت در سمت مشتریان سنگین تر شده و دیگر لزومی ندارد که قراردادهای سالانه را تحمل کنند. به عنوان نمونه، امروزه بسیاری از شرکت های نرم افزاری به سمت ارائه محصولات خود به شکل فریمیوم (freemium) می روند که به مشتری اجازه می دهد تا پیش از خرید محصول مورد نظر آن را امتحان کند و هر وقت هم که خواست کنار بکشد.

امروزه مصرف کنندگان به بازاریابی نیز زیاد توجه نمی کنند، تا جایی که فقط ۳ درصد از مردم جهان به کارشناسان فروش و بازاریابی اعتماد می کنند. هزینه تبلیغات کلیکی در همه کانال ها رو به افزایش است، مردم پیام های بازاریابی را نادیده می گیرند و غول هایی مانند فیسبوک تبدیل به نگهبانان دروازه ای شده اند که فقط با پرداخت پول است که به شما اجازه می دهند تا به مخاطب خود دسترسی پیدا کنید (حتی مخاطبی که خودش به دنبال کردن شما علاقمند است).

هنگامی که جذب مشتریان دشوارتر و از دست دادن آنها آسانتر می شود، یک اتفاق غیرقابل اجتناب می افتد: کسب و کارها بیشتر روی این تمرکز می کنند که مشتریان کنونی خود را راضی نگه دارند.

شما هنوز هم به فروشندگانی نیاز دارید تا فروش را به سرانجام برسانند، و هنوز هم به بازاریاب هایی احتیاج دارید تا مشتریان راغب را در اختیار آنها قرار بدهند. اما بزرگترین مانع برای شرکتهای در حال رشد برای دستیابی به مرحله بعد از رشد اندازه تیم فروش و بازاریابی نیست، بلکه نکته مهم این است که چقدر در حفظ مشتری و ایجاد جامعه ای از طرفداران راضی و موفق عملکرد خوبی را از خود نشان می دهید.

یک تحقیق نشان می دهد که اهمیت موفقیت مشتری برای شرکت های رو به رشد در مقایسه با شرکت های راکد ۲۱ درصد بیشتر است.

آمار

دلیل این امر این نیست که شرکت های در حال رشد چنان متمول هستند که هر طور که بخواهند می توانند سرمایه خود را مصرف کنند. در واقع، بر طبق همین تحقیق، اداره مقرون به صرفه کسب و کار برای شرکتهای رو به رشد تا ۳۳ درصد اهمیت بیشتری دارد.

امروزه، کسب و کارهای در حال رشد متوجه نکته بسیار مهمی شده اند: فروش به مشتریانی که ایده آل به حساب نمی آیند و صرف هزینه برای جذب مصرف کننده ای که در عرض سه ماه از شما روی برخواهد گرداند مقرون به صرفه نیست.

در عصر حاضر، مقرون به صرفه ترین روش برای اداره کسب و کار این است که اطمینان پیدا کنید که مشتریان شما راضی و موفق هستند. این همان «موفقیت مشتری» است.

ایمیل HTML در جیمِیل (Gmail): دوازده نکته ای که باید بدانید

ما در بخش آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی گویا آی تی به کرّات به بیان نکات و اصول مهم این نوع مهم، تاثیرگذار و مقرون به صرفه از بازاریابی پرداخته ایم. در مطالب مشابهی که از این به بعد شاهد آنها خواهید بود وارد مسائل جزئی تری خواهیم شد و به زیرساخت ها و حتی مباحث کدنویسی ایمیل اشاره خواهیم کرد.  در مطلب حاضر، به ۱۱ نکته در رابطه با جیمِیل اشاره می کنیم که در هنگام طراحی ایمیل حتماً باید آنها را مد نظر قرار دهید.

 

  1. جیمیل چندین برنامه مدیریت ایمیل دارد

اگرچه جیمیل بیشتر به واسطه سرویس وب میل و اپ موبایلی خود به همین نام شناخته می شود، اما در واقع نسخه ها و مظاهر متعددی دارد که از آن جمله می توان به اپ اینباکس، G Suite برای کسب و کارها و همچنین نسخه مشکل آفرین (شماره ۲ را ببینید) اندروید آن اشاره کرد که به منظور دسترسی به ایمیل از طریق POP یا Imap طراحی شده است.

 

  1. اپ جیمیل برای حساب های غیر گوگلی (Gmail app for non-google accounts یا GANGA) از تصاویر پس زمینه پشتیبانی نمی کند

اپ اندروید جیمیل که به صورت پیش فرض روی بسیاری از گوشی های اندروید نصب شده است قابلیت دسترسی به حساب های ایمیل غیر گوگل با استفاده از POP و IMAP را نیز دارد. در عین حال، ایمیل هایی که از این طریق باز می شوند فاقد استایل تعبیه شده یا embedded هستند (<style>) و امکان نمایش تصاویر پس زمینه را ندارند.

 

  1. جیمیل فقط ۱۰۲ کیلوبایت از پیام شما را نمایش می دهد

اگر حجم ایمیل شما از ۱۰۲ کیلوبایت بیشتر شود، جیمیل ۱۰۲ کیلوبایت ابتدای آن را به همراه این پیام نشان می دهد:

[Message clipped]  View entire message

هنگامی که کاربر برای مشاهده کل پیام روی لینک این متن کلیک می کند، ایمیل در یک پنجره جدید به نمایش در می آید.

اگر به حجم ۱۰۲ کیلوبایت نزدیک شده اید با حذف فضاها و آیتم های غیرضروری می توانید حجم ایمیل خود را کاهش دهید.

پیشنهاد ما این است که از تصاویر و فایلهای تعبیه شده (تصاویر و فایل هایی که مستقیماً با ایمیل ارسال می شوند) استفاده نکنید. بهتر است که منبع تصاویر شما جای دیگری باشد و به فایل های خود نیز لینک بدهید.

 

  1. جیمیل فقط در <head> از <style> پشتیبانی می کند

جیمیل از استایل های تعبیه شده (<style>) پشتیبانی می کند، اما این پشتیبانی فقط به محدوده <head> ایمیل محدود می شود. همانطور که قبلاً نیز به آن اشاره شد، اپ اندروید جیمیل برای ایمیل های سایر سرویس دهنده ها اصلاً از <style> پشتیبانی نمی کند.

 

  1. اگر بلاک <style> ایمیل شما با مشکلی مواجه شود، جیمیل آن را حذف می کند

جیمیل در تجزیه استایل های تعبیه شده به شدت بدقلق است و چنانچه حتی با یک خطا مواجه شود کل بلاک را حذف می کند.

جیمیل با یک اعلان (declaration) @ در یک اعلان @ دیگر سر سازگاری ندارد. یک راه برای دور زدن این مشکل این است که از چندین بلاک استایل استفاده کنید و استایلی که با جیمیل مشکلی ندارد را در بلاک بالایی قرار بدهید:

@media only screen and (max-width:320px) { @viewport { width:320px; } }

به علاوه اگر بلاک استایل شما از مرز ۸۱۹۲ کاراکتر عبور کند، جیمیل آن را حذف خواهد کرد. اگر تعداد کاراکتر بلاک استایل شما از ۸۱۹۲ عدد بیشتر است، آن را به دو بخش تقسیم کنید، چرا که جیمیل فقط آخرین بلاکی را حذف می کند که از آستانه ۸۱۹۲ کاراکتر تجاوز کرده است (محدودیت ۸۱۹۲ کاراکتری بر اساس مجموع بلاک های استایل شما محاسبه می شود).

 

  1. جیمیل متن پیش عنوان را در کنار عنوان ایمیل نمایش می دهد

در جیمیل هم به مانند بسیاری از ایمیل خوان های مدرن، بخشی از متن بدنه ایمیل (متن پیش عنوان یا preheader) به طور خودکار بعد از عنوان به نمایش در می آید.

 

  1. جیمیل از گزینشگرهای خصوصیات (attribute selector) و بیشتر شبه کلاس ها (pseudo-classes) پشتیبانی نمی کند

گزینشگرهای خصوصیات، مانند موردی که در زیر آمده است، امکان انعطاف پذیری بیشتری را در انتخاب عناصر در CSS فراهم می کنند. اگرچه از این گزینشگرها در نرم افزارهای مدیریت ایمیل مدرن مانند ایمیل iOS و Apple Mail پشتیبانی می شود، جیمیل از آنها پشتیبانی نمی کند.

div[class=”content”]{ color: red }

علاوه بر این، جیمیل از شبه کلاس ها، مانند :checked و :active هم پشتیبانی نمی کند و تنها در برنامه ایمیل مبتنی بر وب خود از :hover پشتیبانی می کند. در نتیجه، پشتیبانی از ایمیل های تعاملی در جیمیل بسیار محدود یا به کلی ناموجود است.

 

  1. جیمیل روی تصاویر بزرگ بدون لینک یک آیکن دانلود قرار می دهد

جیمیل روی تصاویر بزرگی که فاقد لینک هستند یک آیکن دانلود قرار می دهد. این برای طراحانی که ترجیح می دهند که گوگل در کارشان مداخله نکند خوشایند نخواهد بود.

ساده ترین راهکار این است که تصاویری که از ۳۰۰×۱۵۰ بزرگتر هستند را لینک کنید.

 

  1. جیمیل امکان تعیین مقادیر منفی را برای حاشیه (margin) از طریق CSS نمی دهد

بیشتر برنامه های مدیریت ایمیل مانند Outlook.com و Yahoo! Mail امکان تعیین ارقام منفی برای حاشیه را در اختیار طراح قرار نمی دهند و جیمیل هم از این جمع مستثنی نیست.

 

  1. جیمیل به طور خودکار شماره های تلفن و آدرس های اینترنتی را لینک می کند

هر دو نسخه دسکتاپ و موبایل جیمیل شماره های تلفن را به لینک تبدیل می کنند. این لینک در نسخه دسکتاپ، کنسول چت متنی/صوتی جدید گوگل را باز می کند که در ستون سمت راست رابط کاربری جیمیل به نمایش در می آید.

برای جلوگیری از فعال شدن این ویژگی، از یک کد HTML غیر قابل شناسایی توسط جیمیل در شماره تلفن خود استفاده کنید؛ مثلاً « “& # 173; » (فاصله ها را بردارید)

­۲۱۲&# 173;-389­-۳۹۳۴

در مثال بالا کد مذکور قبل از هر خط فاصله قرار گرفته است.

به علاوه، اگر آدرس اینترنتی یا نشانی ایمیلی داشته باشید که لینک نداشته باشد، جیمیل به طور خودکار آن را لینک می کند. به عنوان مثال، [email protected] به کد زیر تبدیل خواهد شد:

<a href=“mailto:[email protected]”> [email protected]</a>

برای جلوگیری از تبدیل آدرس به لینک می توانید از یکی از این دو راهکار استفاده کنید:

۱- یک کد HTML اضافه کنید که توسط جیمیل قابل شناسایی نباشد، مثلاً:

­

بنابراین، [email protected] را به name@test­&# 173;.com تبدیل می کنید و www.mydomain.com نیز به www.mydomain­&# 173;.com تبدیل می شود. http://www.mydomain.com را به http:­­//www.mydomain­&# 173;.com تبدیل کنید (تمامی فاصله ها را بردارید).

۲- آدرس یا نشانی را با # لینک کنید، اما فرمت آن را با بقیه متن خود یکسان کنید. مثلاً:

<a href=’#’ style=“color:#000; text-decoration:none”> [email protected]</a>

 

  1. جیمیل از HTML5 DOCTYPE استفاده می کند

فارغ از DOCTYPE تعیین شده در ایمیل، ایمیل شما در جیمیل با استفاده از HTML5 DOCTYPE رِندِر خواهد شد. این می تواند ظاهر نهایی ایمیل شما را نسبت به آنچه که در مرورگر قابل مشاهده است تغییر بدهد.

 

  1. DOCTYPE جیمیل می تواند باعث ایجاد فضاهای اضافی در زیر تصاویر شود

برای رفع این مشکل می توانید از یکی از راهکارهای زیر استفاده کنید (این روشها در هاتمِیل و یاهو بتا نیز کار می کنند):

۱- استایل display:block را به تصویر اضافه کنید:

<img src=“test.jpg” style=“display:block”>

۲- استایل align absbottom را به تصویر اضافه کنید

<img src=“test.jpg” align=“absbottom”>

۳- استایل align texttop را به تصویر اضافه کنید

<img src=“test.jpg” align=” texttop ”>

۴- line-height را در تگ TD مربوطه برابر با ۱۰px قرار دهید:

<td style=“line-height:10px”>

۵- font-size را در تگ TD مربوطه برابر با ۶px یا کمتر قرار دهید:

<td style=“font-size:6px”>

 

آیا نکته خاص دیگری به ذهن شما می رسد؟ نظر شما درباره این دست از مطالب در بخش آموزش ایمیل مارکتینگ چیست؟ لطفا ایده ها و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.