آموزش فروش: ۵ قانون تغییرناپذیر فروش

در دنیای فروش هم به مانند زندگی، برخی قوانین جاودان و تغییرناپذیر وجود دارد؛ قانون هایی که هرگز تغییر نمی کنند. قوانینی که اگر از آنها پیروی کنید برای شما موفقیت را به ارمغان می آورند و اگر بر خلاف آنها عمل کنید متحمل خسارات سنگینی خواهید شد. عمل بر خلاف این دست از قوانین مسبب چیزی جز شکست نخواهد شد، اما با بهره برداری از این قوانین با سرعت هر چه بیشتر رهسپار دنیای موفقیت خواهید شد.

فروش یکی از مهم ترین مهارتهایی است که در زندگی یاد می گیرید. این فروش است که شما را از نظر مالی قدرتمند می کند و پول هم یکی از مولفه های مهم در زندگی است. به هر حال، داشتن تمکن مالی بنیاد آزادی در زندگی است.

بنابراین، اینکه هر آنچه که برای کسب درآمد ممکن است را فرا بگیرید تا بتوانید آزاد و مستقل باشید منطقی و ضروری است. اگر شما انسانی هستید که می خواهد از عمر خود استفاده کند، یادگیری مهارت فروشندگی و خبرگی در فروش اختیاری نیست. به واقع، بیشتر از داشتن طرز فکر رشد محور و خواندن کتابهای خوب اختیاری نیست. بدون این مهارت به موفقیت دست پیدا نخواهید کرد. بنابراین بدون فوت وقت در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به سراغ پنج قانون ابدی و تغییرناپذیر فروش می رویم.

 

قانون شماره ۱: رفتار شما با مشتری نوع واکنش وی را تعیین می کند

منظور از این قانون چیست؟ کافی است که با یک مشتری چنان رفتار کنید که انگار توان مالی ندارد و نمی تواند کالا یا خدمات مورد نظر را خریداری کند تا او هم متقابلاً چنان واکنشی از خود نشان بدهد که انگار فقیر است و خرید نکند. یکی از رفتارهای بسیار بد بسیاری از فروشندگان حرفه ای این است که پیش داوری می کنند. آنها فقط به شخص نگاه می کنند و می گویند: «این فلان جور و بهمان جوره» و پیش از آنکه حتی فرصتی برای تعامل با وی پیدا کنند قضاوت کردن را آغاز کرده اند. در غالب موارد این قضاوت سمت و سوی منفی دارد. در ادامه نیز اگر فروش به سرانجام نرسد به جای آنکه مقصر اصلی (یعنی خودشان) را سرزنش کنند تقصیر را به گردن مشتری می اندازند.

همیشه با مشتری خود چنان رفتار کنید که انگار بسیار متموّل است. اگر با او مثل یک متمول برخورد کنید او هم رفتار یک انسان متمول را از خود بروز خواهد داد. این دقیقاً همان چیزی است که شما می خواهید. به واقع، حتی اگر یک نفر با لباس مندرس و کفش های پاره هم به شما مراجعه کرد چنان با وی رفتار کنید که انگار یک مدیرعامل یا بازیگر مشهور است. او هم تا زمانی که بتواند شما را نسبت به وجود احساسی که در وی ایجاد کرده اید متقاعد کند ترک تان نخواهد کرد. فقط با همه مشتریان خود چنین رفتاری را داشته باشید تا چنان شود که انگار کل مشتریان شما متمول هستند.

 

قانون ۲: مردم فقط به دو دلیل خرید می کنند

اگر ریشه یابی کنیم، در نهایت به دو دلیل اصلی می رسیم که مردم فقط به واسطه آنهاست که خرید می کنند. فارغ از اینکه موضوع فروش چه کالا یا خدماتی است، از خدمات بازاریابی گرفته تا ویلا یا یک نوشابه و یا حتی دارو، همیشه پای این دو علت در میان است. درک این دو دلیل همه چیز را برای شما و مشتری ساده تر می کند.

 

چرا خرید می کنیم؟

دلیل اول خرید کردن مردم این است که مشکل یا مسأله ای دارند و به دنبال راهکاری برای آن هستند. این مسأله می تواند کمبود درآمد شرکت باشد، با اینکه شاید برای یک مصاحبه به یک دست کت و شلوار مناسب نیاز داشته باشند یا شاید هم ماشین قدیمی شان اوراق شده و به یک ماشین جدید نیاز دارند.

دلیل دوم خرید این است که مردم دوست دارند که احساس خوبی پیدا کنند و احتمالاً این دلیل از دلیل اول قوی تر و مهم تر است. همه و واقعاً همه می خواهند حس خوبی داشته باشند. اگر با خدمات و یا محصولات تان (یا حتی خودتان) بتوانید آن حس خوب را در مشتری ایجاد کنید، همیشه مشتریانی خواهید داشت که به تبادل پول خود با آن احساس خوب تمایل دارند.

 

قانون ۳: خلق یک تجربه خوشایند برای مشتری از هر چیزی مهم تر است

توانایی خدمت کردن به مشتری و ایجاد یک تجربه لذت بخش برای وی بر داشتن مهارت در فروش مقدم است. اگر خدمات اصلی و جانبی مناسبی را ارائه نکنید، هر چقدر هم که در فروش مهارت داشته باشید کسی از شما چیزی نخواهد خرید. شما باید خادم و مشاور هر کسی باشید که می خواهید چیزی را به او بفروشید. در این راستا، به نیازهای مشتری توجه و رسیدگی کنید و در جهت حل مشکلات او از هیچ تلاشی مضایقه نکنید. به علاوه، چیزهایی از قبیل مثبت اندیشی، به خاطر سپردن نام مشتری، احوالپرسی به همراه لبخند، پرانرژی بودن، خنداندن مشتری، داشتن رویکرد «ما می توانیم» و هر کاری که باعث رقم زدن یک تجربه خوشایند می شود را از یاد نبرید. واقعاً و قلباً به مشتری نشان بدهید که برای وی اهمیت قائل هستید و بهترین خدمات ممکن را ارائه کنید. این خدمات و تجربه خوشایند را با مهارت های فروش در هم بیامیزید تا مدال طلا را از آن خود کنید.

 

قانون ۴: فروش همیشه انجام می شود

این قانون به کمی توضیح نیاز دارد. همیشه و تحت هر شرایطی یک فروش انجام می شود. حتماً این سوال در ذهن شما مطرح می شود که منظور ما چیست؟ اگر همیشه فروش انجام می شد به قوانین دیگر چه نیازی بود؟ اما باید توجه داشته باشید که اینکه همیشه یک فروش اتفاق می افتد لزوماً به این معنی نیست که همیشه فروشی که شما می خواهید اتفاق می افتد. هنگامی که با یک مشتری روبرو می شوید، تنها کسی که چیزی برای فروش دارد شما نیستید. فروش یک معامله دوطرفه است.

درست در همان هنگامی که شما تلاش می کنید که مشتری را متقاعد کنید تا دست به کار شود، او تلاش می کند تا خریدار این ایده باشد که نباید دست به کار شود. در نهایت یکی از شما برنده خواهد شد؛ یا فروشنده و یا تردید مشتری. اما به هر حال همیشه یک نفر پیروز میدان خواهد بود. همه چیز به این بستگی دارد که چه کسی فروشنده بهتری است. بنابراین به خاطر داشته باشید که شما با شک و تردید مشتری رقابت می کنید. همان شک و تردیدهایی که او را از مزایای کالا و خدمات شما محروم می کند. تلاش کنید تا برنده شوید و همیشه به خاطر داشته باشید که در عمل همیشه فروش به سرانجام می رسد.

 

قانون ۵: همه چیز باید مکتوب باشد

تا وقتی که چیزی مکتوب نشده هیچ چیز قطعی و حتمی نیست. هیچ کس برای چیزی که می گویید تره هم خورد نخواهد کرد تا اینکه ادعای خود را به شکل ثبت شده و مستند به وی نشان بدهید. فروشندگان در رده بندی جدول بی اعتمادی مقام دوم (بعد از سیاستمداران) را از آن خود کرده اند، بنابراین حتی یک لحظه هم تصور نکنید که کسی به کلام شما اعتماد خواهد کرد. هر چیزی برای اینکه رسمیت پیدا کند باید مکتوب باشد. حتی اگر از آمار و ارقام سخن می گویید، باید همه چیز مکتوب و مستند باشد، در غیر اینصورت، حرف شما باد هوا است.

مردم چیزی که می شنوند را باور نمی کنند، اما به چشمان خود اعتماد دارند. یک داستان خیالی را برای یک نفر تعریف کنید تا همه به شما بخندند، اما همان داستان را به عنوان یک خبر در یک روزنامه به آنها نشان بدهید تا همه شگفت زده شوند. برای چیزهایی مانند شرایطی که روی آن توافق کرده اید، قیمت نهایی و بسیاری از موارد دیگر باید همه چیز را مکتوب کنید تا مشتری به شما اعتماد کند. جای تاسف است اما حرف زدن خرجی ندارد و حتی اگر با اخلاق ترین فروشنده باشید (که باید باشید) به این معنی نیست که مشتری حتی به یک کلمه از چیزهایی که می گویید اعتماد می کند. همیشه همه چیز را به روی کاغذ بیاورید.

 

حرف آخر

ما در این مطلب از سلسله مطالب آموزش فروش به ۵ مورد از قوانین مهم و غیر قابل تغییر فروش اشاره کردیم. همیشه به خاطر داشته باشید که موفقیت چیز ارزشمندی است که مانند هر چیز ارزشمند دیگری به آسانی به دست نمی آید. با توجه و عنایت به قوانین فروش و موفقیت و پیاده سازی آنها در عمل می توانید به آن چیزی که می خواهید دست پیدا کنید.

 

آموزش ایمیل مارکتینگ: خوانایی متن در ایمیل مارکتینگ

شما به عنوان کسی که از قدرت بلامنازع ایمیل مارکتینگ استفاده می کند عناوین و فراخوان به عمل های مختلف را امتحان می کنید تا بهترین عملکرد ممکن را داشته باشند، اما آیا برای خوانایی یا Readability متن ایمیل خود هم فکری کرده اید؟ اگر خوانایی متن ایمیل خود را بررسی نکنید، کلیک، تبدیل و درآمد قابل توجهی را از دست می دهید.

 

چرا خوانایی اهمیت دارد؟

در شرایطی که یک کارمند معمولی در طول روز ۱۲۱ ایمیل دریافت می کند، جلب توجه خوانندگان بیش از پیش دشوار شده است. به علاوه، وضعیت دشوار موجود آسانتر هم نمی شود: میانگین بازه توجه انسان به هشت ثانیه رسیده است.

امروزه متمایز به نظر رسیدن ایمیل ها در میان سیل محتوایی که به اینباکس مخاطب سرازیر می شود و جلب توجه هر چه سریع تر وی اهمیت مضاعفی پیدا کرده است. بهینه سازی ایمیل برای خوانایی بیشتر برگ برنده شما برای جلب و حفظ توجه خوانندگان خواهد بود.

جالب اینجاست که حتی به هنگامی که یک کاربر یکی از آن ۱۲۱ ایمیل را باز می کند، تمام توجه خود را روی آن معطوف نمی کند، بلکه فقط به یک مرور اجمالی بسنده می کند. در واقع، ۷۹ درصد از کاربران به این عمل اذعان کرده اند.

بر همین اساس، هرچه با کلمات کمتری بتوانید محتوای بیشتری را انتقال بدهید مخاطب شما اطلاعات بیشتری را هضم می کند. محتوایی که واضح، دقیق و درک آن آسان باشد از آزمون «خوانایی» سربلند بیرون می آید و تضمین می کند که تا مخاطب به فراخوان به عمل ایمیل (CTA) شما نرسیده از خواندن آن دست نخواهد کشید.

متن های کاملاً خوانا خواننده را گیج نمی کنند. هنگامی که فرصت جلب توجه مخاطب خود را به چنگ آورده اید، نباید آن را با یک متن مبهم و غیرواضح بر باد بدهید. ایمیل های خوانا دقیقاً موضع و منظور شما را برای مخاطب روشن می کنند.

و بالاخره بهبود خوانایی می تواند عامل موثری در تصمیم گیری مخاطب برای بازکردن ایمیل شما باشد. هیچ استاندارد کاملاً پذیرفته شده ای برای طول عنوان ایمیل وجود ندارد، اما بدون شک فضا و فرصتی که برای جلب توجه در اختیار دارید محدود است. یک سوم مردم فقط بر مبنای محتوای عنوان ایمیل است که آن را باز می کنند، بنابراین انتقال سریع پیام ضروری است. همین موضوع در مورد متن پیش نمایش (چند کلمه ابتدای ایمیل که در فهرست ایمیل ها به صورت پیش نمایش نشان داده می شود) نیز مصداق دارد.

در شرایطی که هر کاراکتری که تایپ می کنید ارزش خاص خودش را دارد، خوانایی می تواند عامل موثری در تبدیل یا از دست دادن مشتری باشد.

 

چگونه خوانایی را محاسبه کنیم؟

اگرچه هیچ روشی برای اندازه گیری و سنجش عینی خوانایی وجود ندارد، اما تست هایی وجود دارند که تلاش می کنند تا استانداردی را برای آن تعریف کنند. مشهورترین تست ها، تست فلِش-کینکِید (Flesch-Kincaid) است:

فلِش-کینکِید (Flesch-Kincaid)

فرمول فلِش-کینکِید از تعداد کلمات و بخش ها (تعداد بخش هر کلمه، مثلاً ایمیل دو بخش دارد) برای تخصیص یک عدد (معمولاً بین ۰ تا ۱۰۰) به متن شما استفاده می کند. این معیار در بالاترین وضعیت حدوداً به ۱۲۰ می رسد، اما از لحاظ تئوریک هیچ کفی ندارد: ۰ نشانه متنی است که به شدت گیج کننده است، در حالیکه ۱۰۰ حاکی از متن ساده ای است که هضم آن بسیار آسان است.

امتیازدهی به محتوا یک روش قابل اعتماد برای کسب اطمینان از اینکه مخاطبان ارزشمندی را به خاطر ایراد در خوانایی متن خود از دست نمی دهید در اختیار شما قرار می دهد.

ابزارهای متعدد آنلاین و آفلاینی برای متن های انگلیسی وجود دارد که به کمک آنها می توانید در یک چشم به هم زدن امتیاز متن خود را محاسبه کنید. متاسفانه در مورد متن های فارسی چنین گزینه هایی که کار را به صورت خودکار انجام بدهند در دسترس قرار ندارند. در هر صورت، چه سهل باشد و چه دشوار، بی توجهی به ارزیابی خوانایی هیچ توجیهی ندارد و شما را متحمل خسارات سنگینی خواهد کرد.

اما پس از آنکه تست های مربوطه را روی متون ایمیل خود انجام دادید، از کجا باید بفهمید که امتیاز مناسبی کسب کرده اید؟ پاسخ به این سوال هم به مانند بسیاری از مولفه های مرتبط با ایمیل به مخاطب هدف شما بستگی دارد. ایمیلی که نکات فنی آخرین محصول شما را فهرست می کند می تواند امتیاز کمتری داشته باشد، اما یک ایمیل معمولی ساده و صمیمی عموماً باید امتیاز ۷۰ یا بالاتر را کسب کند.

چه ایمیل خود را برای افراد مبتدی می فرستید و چه برای کارشناسان حرفه ای، در هر صورت اطمینان پیدا کنید که ایمیل شما با سطح دانش و تخصص آنها تناسب دارد.

 

چگونه خوانایی را بهتر کنیم؟

اگر متن ایمیل شما بیش از حد دانشگاهی و فاضلانه به نظر می رسد و این با مخاطبان شما تناسبی ندارد، آن را تلطیف کنید. با رعایت ساده ترین قوانین نوشتن متن های ساده تر و قابل هضم تر به راحتی می توانید خوانایی متن خود را تقویت کنید:

  • جمله های پیچیده را به چند جمله کوتاه تقسیم کنید
  • کلمات اضافی را حذف کنید
  • در حالیکه کلمات ساده از پس رساندن منظور شما بر می آیند از کلمات پیچیده استفاده نکنید (مثلاً لزومی ندارد که مشتریان شما از محصول تان «بهره برداری» کنند، آنها از آن «استفاده» می کنند)
  • هنگامی که می توانید از یک کلمه جامع استفاده کنید از یک سلسله کلمات ضعیف تر استفاده نکنید

در عین حال، نباید به خاطر افزایش امتیازتان در جریان محتوا اختلال ایجاد کنید. تکه تکه کردن بی محابای متن می تواند آن را پیچیده تر کند. همینطور که متن را ویرایش می کنید به منظور اطمینان از اینکه معنای کلی آن حفظ شده آن را بازخوانی کنید. در هر صورت، هدف از نوشتن متن ایمیل، هدایت خواننده به سوی فراخوان به عمل است و اگر در این میان خلأ کلامی وجود داشته باشد بعید است که خواننده به نقطه مورد نظر برسد.

اگر نمی توانید از دشواری متن خود تا حد مناسبی بکاهید، استفاده از برخی از تکنیک های دیداری به خواننده شما کمک خواهد کرد تا از میان پیچیدگی ها به سلامتی عبور کند:

  • قطعات طولانی متن را به قطعات کوچکتر و قابل هضم تر تقسیم کنید
  • اطلاعات را در قالب فهرست ارائه کنید
  • با استفاده از عنوان برای بخش های مختلف، هضم متن را تسهیل و توجه مخاطب را به نکات مهم تر جلب کنید
  • از فونت های مناسب و خوانا استفاده کنید

طراحی تمیز و مرتب ایمیل می تواند دردسر خواندن متن به خصوص در دستگاه های همراه را کاهش دهد. یک ایمیل خوب کنترل چشم مخاطب را با یک روند و جریان منطقی در دست می گیرد و آن را به سمت فراخوان به عمل هدایت می کند. اگر قالب یا تصاویر شما در روانی ایمیل خللی ایجاد می کنند حذف آنها منطقی تر است.

متن تمیز و مرتب برای مخاطبان موبایل دوست شما اهمیت بیشتری دارد. امروزه بیشتر ایمیل ها در دستگاه های همراه باز می شوند و کاربران نیز حوصله فشار آوردن به چشمان خود برای خواندن متن شما را ندارند. در واقع، چنانچه ایمیل شما ظاهر خوبی در موبایل نداشته باشد ۷۲ درصد از آنها فوراً آن را حذف می کنند.

 

 

حرف آخر

بسیاری از افرادی که در حوزه ایمیل مارکتینگ فعالیت می کنند در حالی روی خوانده شدن پیام خود تمرکز می کنند که به درک پیام مورد نظر از جانب خواننده توجهی ندارند. در شرایطی که بازه توجه آدمی روز به روز بیشتر کاهش پیدا می کند بدون توجه به خوانایی شانس انتقال و درک پیام و انجام عمل مورد نظر از طرف مخاطب تا مرز صفر کاهش پیدا می کند. در هر صورت، شما نمی توانید دامنه توجه انسان را افزایش بدهید، بنابراین چاره ای ندارید جز اینکه به یک سری قواعد پایبند باشید. بهبود خوانایی ایمیل احتمال درک پیام توسط خواننده را دو و صدچندان می کند.

در واقع، موثرترین متن آن متنی است که بیشترین معنا را در کمترین کلام می گنجاند. با توجه به این امر، توجه به خوانایی متن می تواند در موفقیت کمپین های ایمیل مارکتینگ شما نقش شایانی را ایفا کند. استفاده از یک متن دقیق می تواند به عامل اصلی جذب مشتری تبدیل شود و خلاف آن می تواند موجب طرد وی شود. به همه این جملات و توصیه ها در حالی باید توجه کنید که عموم مردم تنها ۲۰ درصد از محتوای صفحاتی که باز می کنند را مطالعه می کنند. در واقع، بسیاری از مردم فوراً به سراغ همان جملات آخر می روند، بنابراین…

ایجاز و سادگی را در متن خود حفظ کنید.

 

انواع فروشندگان و رویکردهای مختلف در فروش

در دنیای فروش فقط یک روش خاص وجود ندارد که از همه بهتر باشد و همه فروشندگان به واسطه آن بتوانند به موفقیت دست پیدا کنند. در واقع، این شخصیت و پیشینه شما است که مشخص می کند که کدام تکنیک فروش برای شما موثرتر خواهد بود. در عین حال، اگر روشی دارید که تا بحال عملکرد خوبی داشته، بد نیست که هر از چند گاهی رویکردهای دیگر را نیز امتحان کنید. امتحان کردن روش های تازه مانع رکود شما می شود و چه بسا از تاثیری که بر عملکرد شما می گذارد شگفت زده شوید. به واقع، بسیاری از فروشندگان با استفاده از آمیزه ای از رویکردهای مختلف است که بهترین عملکرد را از خود نشان می دهند.

 

انواع فروشندگان و روش های فروش

 

رفیق شفیق

مردم از افرادی که با آنها احساس صمیمیت می کنند راحت تر و بیشتر خرید می کنند. فروشندگانی که از رویکرد رفاقتی استفاده می کنند خونگرم هستند، رفتار بسیار دوستانه ای دارند، سوال می پرسند و علاقه خود به مشتریان بالقوه را در رفتار و کردارشان نشان می دهند. آنها تلاش می کنند تا با هر یک از مشتریان احتمالی در یک سطح عاطفی رابطه برقرار کنند.

این رویکرد این پتانسیل را دارد که بسیار موثر باشد، اما فقط هنگامی که کار به کاردان سپرده شود. در واقع، این روش برای فروشندگانی مناسب است که ذاتاً خونگرم هستند و به دوستیابی علاقمندی دارند. اگر چنین روحیه ای ندارید این روش را امتحان نکنید. مردم به راحتی متوجه می شوند که تظاهر می کنید و همه چیز به ضرر شما تمام خواهد شد. به علاوه باید پیگیر باشید تا به مخاطب خود نشان بدهید که واقعاً برای وی اهمیت قائل هستید. به عنوان مثال، اگر در طول یک گفتگو از کودک یازده ماهه مشتری صحبت کردید، باید در اولین سالگرد تولد او یک کارت تبریک یا هدیه و یا هر دو را برای وی ارسال کنید.

 

مُرشد

فروشندگانی که یک رویکرد منطقی تر و با توسل کمتر بر عواطف را ترجیح می دهند تلاش می کنند تا در هر چیز و همه چیزهایی که با حوزه فعالیت شان در ارتباط است به مقام کارشناسی و خبرگی دست پیدا کنند.

آنها جایگاه خود به عنوان یک حلال مشکلات که می تواند پاسخگوی هر سوالی باشد و هر مساله ای را که مشتری با آن روبرو می شود را از میان بردارد تثبیت می کنند.

برای استفاده از این رویکرد باید برای کسب اطلاعات مرتبط و همگام ماندن با حوزه فعالیت خود تلاش مضاعفی را به خرج بدهید. اما اگر بتوانید با دشواری این رویکرد کنار بیایید، هم در فروش به مشتریان و هم در دریافت ارجاع از جانب آنها موفقیت های شایانی را کسب خواهید کرد.

به محض اینکه مشتریان شما یقین پیدا کنند که مرجع و منبع بسیار خوبی هستید، به احتمال قریب به یقین دوستان و همکاران خود را برای دریافت پاسخ به سوالات شان به شما ارجاع خواهند داد.

 

مشاور

این روش دو رویکرد «رفیق» و «مرشد» را با هم ترکیب می کند. فروشنده ای که روش مشاوره را انتخاب می کند تبدیل به کارشناسی می شود که به فکر مخاطب خود است و همیشه سود و زیان وی را مد نظر قرار می دهد. او همه اطلاعات کافی و وافی درباره محصولات شرکت را در اختیار دارد و با پرسیدن چند سوال می تواند بهترین محصولی که با نیازهای وی مطابقت دارد را به او معرفی کند.

این رویکرد به عنوان روشی که بهترین قسمت های دو روش اول را با هم ترکیب می کند به شدت تاثیرگذار است. درعین حال، این روش هم به صرف زمان و تلاش مضاعفی از سوی فروشنده نیاز دارد. شما باید هم مطلع باشید و هم بتوانید با مشتریان خود یک رابطه عاطفی ایجاد کنید. اگر بتوانید از پس این دو برآیید، فروش شما به سرعت رشد قابل توجهی پیدا خواهد کرد.

 

رابطه ساز

ایجاد رابطه های تازه برای هر فروشنده ای سودمند و تاثیرگذار است. یک فروشنده رابطه ساز شبکه ای از دوستان، همکاران، فروشندگان سایر شرکت ها، مشتریان فعلی، مشتریان سابق و هر کسی که با وی ملاقات می کند را برای خود ایجاد می کند. یک شبکه قوی می تواند جریان مناسبی از مشتریان راغب آماده را به سوی فروشنده روانه کند که نیازهای وی را برآورده می سازد.

شما با اتخاذ این رویکرد، باید وقت زیادی را برای ایجاد رابطه های هدفمند با مردم سپری کنید. این روش برای فروشندگانی که از شرکت در رویدادها و مراسم های گوناگون و ملاقات با انسانهای مختلف لذت می برند یک روش بسیار موثر به شمار می رود. فقط به خاطر داشته باشید که شما هم باید با کمک به طرف های مقابل و ارجاع مشتریان راغب به افرادی که به شما کمک کرده اند دوجانبه بودن تعاملات خود را حفظ کنید.

 

زورچپان

رویکرد زورچپانی (Hard Sell) یا فروش به زور همان چیزی است که شهرت و آوازه نامناسبی را برای فروشندگان پدید آورده است. در فروش به روش زورچپانی شما تلاش می کنید تا در شرایطی چیزی را به مخاطب خود بفروشید که نیازی به آن ندارد. روش های زورچپانی متنوع هستند و از تحقیر (مثلاً «این محصول را بخر، وگرنه فردا احساس حماقت خواهی کرد») تا به بازی گرفتن (مثلاً «اگر از من خرید نکنی شغلم را از دست خواهم داد») و فریب محض (مثلاً «این محصول سوابق امنیتی بهتری از رقبا دارد») را در بر می گیرند.

هیچ فروشنده با وجدانی نباید به رویکرد زورچپانی متوسل شود.

با وجود اینکه نتیجه استفاده از این روش علاوه بر مشتریانی که دیگر هیچ گاه از کسب و کار خرید نخواهند کرد بدنامی برند خواهد بود، اما متاسفانه هنوز هم فروشندگانی وجود دارند که از این استراتژی فروش استفاده می کنند. از یک یا چند مورد از چهار رویکرد اول استفاده کنید، چرا که همه آنها هم موثر و هم منطبق بر اصول اخلاقی هستند.

 

نظر شما چیست؟ شما از کدام روش یا روش ها استفاده می کنید؟ لطفاً ایده ها و دیدگاه های خود در مورد این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش گویا آی تی را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

۱۵ نکته از ایمیل مارکتینگ برای افزایش فروش

همانطور که بارها و بارها در مقالات مختلف آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی ذکر کرده ایم، این گونه از بازاریابی یکی از قدرتمندترین و در عین حال مقرون به صرفه ترین انواع بازاریابی است که در بسیاری از موارد نسبت به پتانسیل آن غفلت شده است. آنچه در ادامه این مطلب می آید ۱۵ نکته برای بهره برداری بیشتر از این ابزار نیرومند و افزایش فروش است.

 

  1. برای فهرست خود ارزش قائل باشید. قدر فهرست مشترکان ایمیل مارکتینگ خود را بدانید، با اعضای آن رابطه ایجاد کنید، ارزش آن را افزایش دهید و در جهت رشد آن تلاش کنید. امروزه شاهد کسب و کارهای متعددی هستیم که به شکل موثری به جمع آوری ایمیل و اطلاعات لازم درباره صاحبان ایمیل ها نمی پردازند یا اینکه آنقدر به ندرت ایمیل ارسال می کنند که به تدریج از ذهن مشترکان خود پاک می شوند (مورد شماره ۱۲ را ببینید).

 

  1. همین امروز گردآوری و توسعه فهرست ایمیل مارکتینگ خود را آغاز کنید. تلاش های خود را به طور برنامه ریزی شده متمرکز کنید. در این راستا به یک بستر مناسب نیاز دارید که ما را به مورد شماره ۳ می رساند.

 

  1. یک بستر یا پلتفورم ایمیلی مناسب را برای کسب و کار خود انتخاب کنید. بین پیچیدگی و قدرت تعادل برقرار کنید. هزینه ای که به خاطر جابجایی از یک سرویس دهنده به سرویس دهنده دیگر متحمل می شوید چندین برابر هزینه خدماتی است که برای یک دوره دریافت می کنید. هوشمندانه انتخاب کنید. تحقیق کنید و از سرویس دهنده و پلتفورمی استفاده کنید که امتحان خود را پس داده و یک تیم فنی قوی پشتوانه آن است.

 

  1. فرمت های مختلف را امتحان کنید و موثرترین و بهترین قالب را برای ایمیل های خود انتخاب کنید (مثلاً ایمیل متنی یا html؛ کوتاه یا طولانی و مواردی از این قبیل).

 

  1. ایمیل خود را به نحوی طراحی کنید که در موبایل و صفحات کوچکتر به درستی نمایش داده شود. در همین راستا حتماً پیش از آنکه ایمیل خود را ارسال کنید خوانایی و درستی طرح بندی آن را در چند دستگاه مختلف امتحان کنید؛ یعنی به مورد ۶ توجه کنید.

 

  1. پیش از ارسال هر ایمیل، آن را در مرورگرها و صفحات کوچک و بزرگ مختلف امتحان کنید. یک چک لیست درست کنید و مواردی از این قبیل را بررسی کنید: آیا همه لینک ها کار می کنند؟ آیا صفحات فرود به خوبی آماده سازی شده و امتحان شده اند؟ غلط های املایی و دستوری وجود ندارد؟

 

  1. از یک جفت چشم دیگر بخواهید تا ایمیل شما را بررسی کند. اگر چنین چیزی امکانپذیر نیست، ایمیل مورد نظر را برای یک ساعت کنار بگذارید و سپس با یک ذهن تازه دوباره به سراغ آن بروید.

 

  1. اگر از یک فهرست تازه یا فرمت جدید یا عنصر جدیدی در ایمیل خود استفاده می کنید، ابتدا با یک زیرمجموعه از فهرست خود شروع کنید (مثلاً ایمیل های جیمیل یا یاهو) تا مطمئن شوید که هیچ مشکلی وجود ندارد. توجه به همین نکته می تواند مانع پشیمانی و نشستن عرق سرد بر پیشانی شما شود.

 

  1. روی عنوان ایمیل خود سرمایه گذاری کنید. این اولین چیزی است که مخاطب شما آن را می بیند و غالباً بر اساس آن در مورد بازکردن یا نادیده گرفتن ایمیل شما تصمیم می گیرد. از توسل به ترفند و عبارات انحرافی خودداری کنید، چرا که شاید استفاده از چنین روشهایی برای یک بار موثر باشد، اما اعتماد را از بین می برد و ارزش برند شما را در نزد مخاطبان تان کاهش خواهد داد. در واقع، انجام تست های A/B یا دوبخشی روی عناوین بسیار آسان است. کافی است که فهرست خود را به دو بخش تقسیم کنید و با مقایسه عنوان A با عنوان B مواردی همچون نرخ بازشدن، نرخ کلیک و نرخ تبدیل یا میزان خرید در صفحات فرود خود را ارزیابی کنید. چیزی که در اجرای این تست متفاوت است فقط عنوان است و سایر بخش ها یکسان هستند. این کار شما را قادر می سازد تا در وبسایت کسب و کار، امور بازاریابی و حتی گفتگوهای حضوری با مشتری نیز از بهترین عبارات و کلمات استفاده کنید.

 

  1. همه ایمیل های خود را از طرف یک نفر ارسال کنید و چنان بنویسید که انگار فقط برای همان فردی که آن را دریافت می کند نوشته شده اند. برای جمع و عموم مردم و از طرف یک گروه، بخش یا شرکت ننویسید. به کسب و کار خود یک وجهه انسانی بدهید و مستقیماً در چشمان مخاطب خود نگاه کنید و با وی ارتباط برقرار کنید.

 

  1. زیاد و بیش از حد درنگ نکنید. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که در ایمیل مارکتینگ شاهد آن هستیم این است که صاحبان کسب و کار یا بازاریاب ها با امید به تهیه یک ایمیل بی نظیر و عاری از هر مشکل و فراهم شدن همه شرایط منتظر می مانند و صبر می کنند تا اینکه دیر می شود و اینجاست که به مورد دوازدهم می رسیم.

 

  1. به زمان توجه کنید. اولاً زمان مناسبی را برای ارسال ایمیل های خود انتخاب کنید، و در ثانی توجه داشته باشید که عدم ارسال ایمیل در سررسیدهای معین و به طور متناوب باعث پیوستن برند شما به خاطره ها می شود. شما باید به طور مرتب به مشترکان فهرست خود یادآوری کنید که چه در چنته دارید و چرا باید پیام های شما را مطالعه کنند، در غیر اینصورت رقبا گوی سبقت را از شما خواهند ربود.

 

  1. کاری کنید که ایمیل شما برای مخاطب ارزشمند باشد. می توانید در ایمیل های خود از آیتم های الهام بخش، یک داستان تاثیرگذار، یک پیشنهاد خاص یا هر چیزی که با کسب و کار شما در ارتباط است و به مذاق مخاطب تان خوش می آید استفاده کنید. اگر حضوراً با مخاطب خود گفتگو کنید از چه چیزهایی سخن به میان خواهید آورد؟ مخاطبان شما به چه چیزهایی اهمیت می دهند؟ چگونه می توانید آنها را تحت تاثیر قرار دهید؟ این تکیه گاه پیام شما خواهد بود.

 

  1. اطمینان پیدا کنید که همه تصاویر قابل کلیک هستند و همه ویدیوها دکمه پخش یا Play دارند.

 

  1. اگر یک ایمیل یا کمپین ایمیلی موفقیت آمیز بود دوباره از آن استفاده کنید. حداقل می توانید مجدداً آن را برای افرادی که برای بار اول آن را باز نکرده اند ارسال کنید. به علاوه، می توانید در ادامه و پس از گذشت یک دوره زمانی مناسب دوباره آن را برای مخاطبانی که خرید نکرده اند بفرستید. در آینده نیز پس از اعمال جرح و تعدیل های مناسب و متناسب می توانید مجدداً از آن بهره برداری کنید.

بالاخره یک روز مشتریان شما دیگر آنچه که می فروشید را خریداری نخواهند کرد؛ در آن روز چه خواهید کرد؟

 

نویسنده این متن از مجموعه مطالب آموزش فروش، اَندرو گریفیت است. آقای گریفیت یک کارآفرین و مولف ۱۲ کتاب درباره راه اندازی، مدیریت و توسعه کسب و کارهای کوچک است.

 

اخیراً در یک سفر مطالعاتی که به ژاپن داشتم برای درک بهتر عملکرد شرکت های تولیدی پیشرو در این کشور به تعدادی از آنها سر زدم. در یکی از بازدیدهایی که از شرکت تویوتا به عنوان یکی از مطرح ترین کسب و کارهای ژاپن که ۱۰۰ سال قدمت دارد داشتم، پس از آنکه نوه بنیانگذار آن با کمال افتخار بخش های مختلف شرکت را به ما نشان داد یک سوال مهم و اساسی مطرح شد: «کلید دوام و موفقیت شما چیست؟»

میزبان ما بر این باور بود که پاسخ به سوال مطرح شده ریشه در این فلسفه از پدربزرگ وی دارد که «همیشه برای روزی برنامه ریزی کنید که مشتریان دیگر علاقه ای به خرید چیزی که می فروشید نخواهند داشت». او برای روشن کردن منظور پدربزرگ خود به یک چرخ خیاطی که در ورودی شرکت قرار داشت اشاره کرد. این چرخ خیاطی جزو اولین محصولات تولیدی تویوتا بود. اگر تویوتا فقط به فروش چرخ خیاطی اکتفا می کرد امروز احتمالاً دیگر کسب و کار عظیمی به نام تویوتا وجود نداشت (اصلاً می دانستید که تویوتا در چیزی نزدیک به ۷۰ سال قبل کار خود را به عنوان یک شرکت نساجی آغاز کرد؟)

البته نکته اصلی این است که ما همیشه در کسب و کار خود باید به دنبال رشد و تکامل باشیم، اما نمی توانیم منتظر بمانیم تا مشتری از خرید چیزی که می فروشیم دست بکشد و بعد از آن امید داشته باشیم که فوراً بتوانیم چیزی را عرضه کنیم که بتواند خلأ موجود را پر کند.

جهان ما با چنان سرعتی در حال تغییر است که ما همیشه باید یک قدم از مشتریان مان جلوتر باشیم، مخصوصاً وقتی که پای خواسته ها و نیازهای آنها به میان می آید.

خیلی راحت می توانید به شرایط موجود بسنده کنید یا تصور کنید که فرصت ها تمامی ندارند، اما فقط در دهه گذشته می توانید نمونه های بیشماری را پیدا کنید که شاهدی بر این مدعا هستند که بازار یک شبه می تواند به هم بریزد و در این شرایط فقط کسب و کارهایی دوام خواهند آورد که شجاع، چابک و آینده نگر باشند و در نوآوری و خلاقیت ید طولایی داشته باشند.

به زبان ساده می توان اینطور گفت که در دنیای کسب و کار مدرن راضی بودن و بسنده کردن به شرایط موجود دشمن موفقیت شما است. ما نباید زیاد راحت طلب بشویم، باید احساس اطمینان را کنار بگذاریم و آماده باشیم که تردید را با آغوش باز بپذیریم و با آن کنار بیاییم. در غیر اینصورت به سرنوشت چرخ خیاطی تویوتا دچار خواهیم شد.

پس بهتر است که راهی را برویم که کمپانی عظیم تویوتا انتخاب کرد و به طور مستمر و پیوسته در حال خلق و توسعه محصولات و خدمات جدید باشیم، زیرا که می دانیم که بالاخره روزی فرا خواهد رسید که مشتریان ما دیگر چیزی که امروز می فروشیم را خریداری نخواهند کرد.

 

نکاتی برای موفقیت در ایمیل مارکتینگ

ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی هنوز هم جایگاه خود را به عنوان یکی از پرکاربردترین روش های بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک و بزرگ حفظ کرده است. البته با توجه به مزایای متعددی که این نوع از بازاریابی با خود به همراه می آورد چنین چیزی جای هیچ تعجبی ندارد.

ایمیل مارکتینگ امکان تماس فوری و مستقیم را با مصرف کنندگان مهیا می سازد و به کسب و کارهای مختلف اجازه می دهد تا به یک جامعه گسترده و متنوع از مخاطبان هدف خود دسترسی پیدا کنند. علاوه بر این، بازاریابی ایمیلی مقرون به صرفه و قابل سنجش و ارزیابی است و امکان بخش بندی و هدف گیری مخاطبان مختلفی را بسته به برخی ویژگی های خاص آنها فراهم می کند.

بسیاری از کسب و کارها تلاش می کنند تا از مزایای ایمیل مارکتینگ بهره برداری کنند، اما همه آنها نمی توانند به نتایج مطلوبی دست پیدا کنند. برخی از آنها برای به راه اندازی کمپین های ایمیلی که پیام های جذاب و تاثیرگذاری را به مخاطب انتقال می دهند و بیشترین بازده را در برابر سرمایه هزینه شده دارند به مشکل بر می خورند.

 

از طریق کمپین های ایمیل مارکتینگ خود چه چیزی را باید برای مخاطبان تان ارسال کنید؟

شما از طریق کمپین های ایمیل مارکتینگ خود می توانید انواع مختلفی از اطلاعات را با مخاطبان خود به اشتراک بگذارید، اما هر چیزی که برای آنها ارسال می کنید باید حاوی اطلاعات و آیتم های سودمند و ارزش آفرینی باشد. ارسال ایمیل های بی فایده ای که در عمل «اسپم» یا هرزنامه محسوب می شوند هیچ گاه به نفع هیچ کسب و کاری نبوده است.

شما می توانید پیشنهادات خاص، اطلاع رسانی نسبت به رویدادهای آتی و اخبار مرتبط با حوزه فعالیت خود یا محتوایی را با مخاطب تان به اشتراک بگذارید که ایمان دارید که واقعاً به قرارگرفتن در جریان آن راغب و علاقمند است. علاوه بر این، با استفاده از کمپین های ایمیل مارکتینگ خود می توانید خرید مشتریان خود را پیگیری کنید، مطمئن شوید که محصول به دست آنها رسیده، اطلاعات بیشتری را در اختیار آنها قرار بدهید یا اینکه از آنها نظرخواهی کنید.

شما باید فهرست مشترکان خود را به طور مستمر گسترش بدهید و آن را پاکسازی کنید. هر بار که می خواهید ایمیلی را ارسال کنید باید تا جایی که امکان دارد اطمینان داشته باشید که آن ایمیل به دست مشترکانی می رسد که نسبت به دریافت آن علاقمند هستند.

علاوه بر این، باید تلاش کنید تا در هر یک از ایمیل های خود به وضوح منفعتی را به مخاطب خود ارائه کنید یا به اصطلاح «ارزش آفرین» باشید. به عنوان مثال، می توانید امکان ارسال سریع یا رایگان یا ارائه خدمات ویژه به همراه تخفیف را در ایمیل بازاریابی خود ذکر کنید.

همچنین می توانید نظرات مشتریان راضی، آمار، اطلاعات خاص، تقدیرنامه ها، تصاویر و آیتم هایی که ادعاهای شما درباره کیفیت خدمات تان را اثبات می کنند را در کمپین خود بگنجانید. هدف در اینجا این است که تا جایی که امکان دارد پشتوانه کسب و کار خود را محکم تر کرده و توجه مخاطبان هدف تان را به خود جلب کنید.

در نهایت باید برای قرار دادن فراخوان به عمل های دقیق و واضح در کمپین های ایمیل مارکتینگ خود برنامه ریزی کنید. فرض نکنید که مخاطب شما خودش متوجه خواهد شد که باید چه کاری را انجام بدهد. عمل مورد نظر خود را به وضوح برای مخاطب مشخص کنید. به عنوان مثال می توانید بگویید «همین الآن تماس بگیرید تا یک ارزیابی رایگان برای شما انجام بدهیم!» یا «برای دریافت یک نمونه رایگان از محصول، این ایمیل را برای دوستان خود فوروارد کنید».

ایمیل مارکتینگ لزوماً نباید پیچیده و عجیب و غریب باشد. در واقع، به منظور از دست ندادن توجه مخاطب، باید اصل اختصار و ایجاز را رعایت کنید. هیچ وقت هدف اصلی خود را فراموش نکنید: «حفظ توجه مخاطب و در نهایت، تبدیل وی به یک مشتری بالفعل».

 

۱۰ مورد از بزرگترین و زشت ترین اشتباهات فروشندگان و راهکارهایی برای جلوگیری از آنها

در دنیای فروش و فروشندگی اشتباهات زیادی روی می دهد و پر واضح است که خلاصه کردن و پرداختن به همه آنها در یک مقاله نمی گنجد. با این حال، ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش گویا آی تی ده مورد از بزرگترین و رایج ترین اشتباهاتی که فروشندگان در هنگام فروش هر چیزی می توانند مرتکب آنها شوند را گلچین کرده ایم که در ادامه به همراه توصیه هایی برای رفع و رجوع آنها به شرح موجز و مختصرشان می پردازیم.

 

  1. آمادگی نداشتن برای ارائه نطق فروش، چه نطق های حضوری، تلفنی یا از طریق تلفن و اینترنت و غیره. برای اینکه آماده باشید، لازم است که تمامی اطلاعات لازم درباره قیمت ها، ویژگی های محصول، موجودی آن و همه چیز و هر چیز را در اختیار داشته باشید. از اینجاست که به دومین اشتباه می رسیم.

 

  1. نداشتن اطلاعات کافی درباره محصول یا خدماتی که می فروشید. این یک مساله واقعاً مهم و بزرگ است، اما عدالت حکم می کند که این را هم ذکر کنیم که با توجه به روند پرشتاب توسعه محصولات جدید عقب نماندن از قافله بسیار دشوارتر از گذشته شده است، اما کسب اطلاعات جامع درباره چیزی که می فروشید و حتی موارد مشابه با آن ضرورتی است که نبود آن باعث سلب اعتماد مشتری می شود.

 

  1. داشتن ظواهر نامناسب. در چنین حالتی لباس های فروشنده مناسب و متناسب نیست، یا اینکه کل فضای فروش از دید مشتری غیرحرفه ای و ناخوشایند به نظر می رسد. مشتری برای اینکه خرید کند باید احساس راحتی و امنیت داشته باشد و بخش عمده ای از این راحتی و امنیت به حس و حالی وابسته است که فروشنده و محیط فروش در وی ایجاد می کنند.

 

 

  1. نپرسیدن سوالات درست. ارتباط در فروش حرف اول را می زند و بخش عمده ای از پتانسیل قدرت برقراری ارتباط شما در این نهفته است که سوالات درست و به جایی را بپرسید تا بتوانید دقیقاً متوجه شوید که مشتری مورد نظر چه نیازهایی دارد.

 

  1. گوش نکردن به گفته های مشتری. این مورد با نپرسیدن سوالات درست و ضعف در برقراری ارتباط هم خانواده است. فروشندگان غیرحرفه ای و ضعیف به حرف مشتری گوش نمی کنند. اگر به صحبت های مشتری گوش نکنید نمی توانید از نیازها و خواسته های وی آگاهی پیدا کنید. ضمناً این بی توجهی قابل کتمان نیست و مشتری را نسبت به خرید از شما دلسرد خواهد کرد.

 

  1. عمل نکردن به وعده هایی که به مشتری می دهید، یا به عبارت دیگر، قول دادن بیش از حد و عملکرد ضعیف. طبیعتاً کسی به دنبال تان راه نخواهد افتاد تا پولش را به شما تقدیم کند. با کوچکترین بدقولی اعتماد مشتری را نسبت به خود از بین می برید و چرخه فروش با آن مشتری و چه بسا با مشتری های بعدی هیچ گاه به سرانجام نخواهد رسید.

 

  1. نداشتن هدف های واضح و دقیق. غالباً تعداد افرادی که برای خود هدفگذاری می کنند زیاد نیست، اما معمولاً آنهایی که هدف های دقیق و واضحی را ترسیم می کنند به آنها دست پیدا می کنند. مخصوصاً اگر تیمی از فروشندگان دارید که برای شما کار می کنند باید اهداف کلی و مقطعی را به وضوح مشخص کنید. به علاوه، باید بنشینید و در مورد آن اهداف گفتگو کنید، وضعیت تحقق آنها را بسنجید و خودتان و دیگران را در جهت مناسب هدایت کنید.

 

  1. عدم درک صحیح مشتری. به این معنی که باید با مشتری تعامل داشته باشید و با وی ارتباط برقرار کنید، به او کمک کنید و به عنوان یک فروشنده حرفه ای نقش یک مشاور را برای وی ایفا کنید. اگر مشتری را به درستی درک نکنید و به تناسب با آن وظایف خود را انجام ندهید وقت خود و او را تلف کرده اید.

 

  1. جذابیت نداشتن. اگر به چیزی که می فروشید ایمان ندارید برای فروش آن تلاش نکنید. برای اینکه جذابیت داشته باشید باید باورپذیر باشید و این چیزی است که فروشندگان زیاد در رابطه با آن خوشنام نیستند. اگر خودتان به چیزی که می گویید باور نداشته باشید مشتری هم حرف تان را باور نخواهد کرد.

 

  1. اهمیت ندادن به انجام شدن فروش. در این حالت، فروشنده واقعاً به اینکه خریدار محصول را خریداری کند یا خیر اهمیتی نمی دهد. این مورد معمولاً در شرایطی پیش می آید که فروشنده یک حقوق ثابت دریافت می کند. حفظ چنین فروشندگانی می تواند برای هر کسب و کاری گران تمام شود.

 

همه کسب و کارها به کسی وابسته اند که محصولات یا خدمات آنها را به فروش می رساند. هرچه شما به عنوان یک فروشنده در امر فروش بهتر و متبحرتر شوید، کسب و کار متبوع تان (و خودتان) بیشتر پیشرفت خواهد کرد. برای اینکه یک فروشنده حرفه ای و عالی باشید لازم نیست که به زور متوسل شوید، در واقع عکس چنین تصوری صادق است. برای اینکه یک فروشنده حرفه ای و موفق باشید باید آمادگی داشته باشید، ظواهرتان مناسب باشد، گوش کنید، آماده ارائه توصیه های آگاهانه و کاربردی باشید و از همه مهم تر، با رفتار و عملکرد خود به مشتری احترام بگذارید.

 

۸ مرحله برای کنار گذاشتن ارسال انبوه، کلی و عمومی ایمیل و آغاز ارتباطات شخصی سازی شده هوشمندانه

هنوز هم بسیاری از کسب و کارها در کمپین های بازاریابی خود به ارسال روزانه انبوهی از ایمیل های مارکتینگ عام وابسته هستند و غالباً به حرکت به سمت و سوی استفاده از رویکردهای شخصی سازی شده تر و هدفمندتر تمایلی ندارند. به نظر می رسد که دلیل این عدم تمایل به تغییر این باشد که این کسب و کارها بر این باورند که درآمد ناشی از ایمیل مارکتینگ آنها کاملاً به تعداد ایمیل هایی که ارسال می کنند وابسته است. آنها به این ارسال انبوه عادت کرده اند و می ترسند که مبادا کاهش تناوب و تعداد ارسال ایمیل و هدف گرفتن مخاطبان کمتر باعث کاهش فروش شان شود. با این حال، تحقیقات چیز دیگری را نشان می دهند: بخش بندی و شخصی سازی تاثیر مثبت قابل توجهی بر درآمد شرکت ها دارد.

 

چرا باید ارسال انبوه روزانه را کنار بگذارید؟

هنگامی که یک بخش خاص از جامعه مشتریان را به کمک کمپین های کوچکتر هدف قرار می دهید، متوسط درآمد شما نسبت به کمپین های ارسال انبوه ایمیل به مراتب بیشتر خواهد بود. به علاوه، همینطور که به بخش هایی که به تدریج بیشتر پالایش می شوند سرویس می دهید، به کمک جامعه مشتریان علاقمند خود رشد بیشتری را نیز شاهد خواهید بود.

اما از همه مهم تر این است که ارسال روزانه ایمیل های انبوه باعث رانده شدن مشتری می شود. در واقع، هر چقدر هم که برند شما دوست داشتنی باشد، هیچ کس تمایلی به دریافت پیام های پی در پی و بی ربط از جانب آن نخواهد داشت. به علاوه، اگر هر روز یک ایمیل تازه می فرستید، هیچ حس اضطرار و فوریتی را در مخاطب خود ایجاد نخواهید کرد، زیرا هیچ ترسی برای از قافله عقب ماندن وجود نخواهد داشت و مشتریان شما در انتظار یک پیشنهاد بهتر هیچ وقت دست به خرید نمی زنند.

 

باید چکار کنید؟

بنابراین زمان آن رسیده که عادت های بد را کنار بگذارید و از ارسال روزانه ایمیل های انبوه دست بردارید. اما چطور می توانید این تغییر را ایجاد کنید؟ این مراحل را دنبال کنید:

 

  1. بخش بندی را با یک گروه کوچک آغاز کنید

شخصی سازی کمپین های ایمیل مارکتینگ باید با یک گام کوچک آغاز شود. استراتژی های فعلی خود را دور نریزید و از صفر شروع نکنید؛ در عوض، فقط یک بخش از کمپین ارسال انبوه خود را مجزا کنید و با محتوای هدفمند و ارزش آفرین (مانند پیشنهادات انحصاری بر اساس خریدهای قبلی) اعضای آن بخش را هدف بگیرید.

 

  1. با مشتریان جدید شروع کنید

مشتریان جدید شما هنوز در ذهن خود نظر قاطعی را نسبت به کمپین های شما شکل نداده اند و بنابراین یک گروه هدف مناسب برای آزمایش به حساب می آیند.

خودتان را به جای مشتری های تازه خود بگذارید: تصور کنید که اخیراً خریدی از یک برند جدید داشته اید؛ به احتمال قریب به یقین تمایل ندارید که فوراً و هر روز ایمیل هایی را دریافت کنید که انگار می خواهند چیزی را به زور به شما قالب کنند؛ در عوض، ترجیح می دهید که سلسله ایمیلهایی را دریافت کنید که مثلاً در یکی از آنها به خاطر خریدتان از شما قدردانی می شود و در دیگری میزان رضایتمندی شما از محصول یا خدمات ارائه شده پیگیری می شود. پس از این ارتباط اولیه، برای دریافت پیشنهاداتی برای خرید یک محصول مشابه، اطلاع رسانی درباره تخفیف هایی که با سلایق شما همخوانی دارند یا اطلاعاتی درباره سایر پیشنهادات آمادگی بیشتری خواهید داشت.

 

  1. محتوای خود را با ایجاز و سادگی بیشتر متمایز کنید

طراحی محتوای مورد نظر را با ظاهر و فضای متفاوتی نسبت به ایمیل های معمول خود انجام بدهید. برای جلوگیری از شلوغ شدن ایمیل از قالب های ساده تر و مرتب تری استفاده کنید. مشتریان شما هر روز با ده ها و صدها ایمیل بازاریابی بمباران می شوند؛ با استراحت دادن به چشم ها و ذهن آنها ایمیل های خود را متمایز کنید.

 

  1. ارزیابی و تکرار کنید

برای کمپین جدید خود یک گروه کنترل در نظر بگیرید. از این طریق، همینطور که کمپین مورد نظر را برای مشتریان جدید تکرار می کنید و اطلاعات جدیدی را به دست می آورید، این امکان را نیز پیدا خواهید کرد تا تاثیر کار خود را ارزیابی کنید.

در عین حال باید به خاطر داشته باشید که از آنجایی که راهی برای نسبت دادن درآمد حاصله به کمپین خود ندارید، شاخص های رایجی مانند نرخ های کلیک و بازشدن ایمیل می توانند شما را به اشتباه بیندازند. تنها روش ممکن برای سنجش علمی تاثیر کمپین این است که برای هر کمپینی که ارسال می کنید یک گروه کنترل هم در نظر بگیرید.

 

  1. اگر از نتیجه کار رضایت دارید ادامه بدهید

اگر از آمار و نتایجی که به دست آورده اید رضایت دارید به سراغ هدف گرفتن بخش ها و گروه های دیگری همچون مشتریانی که در معرض روی برگرداندن از کسب و کار شما هستند یا مشتریانی که از شما رویگردان شده اند بروید.

هنگامی که مشتریان رویگردان را هدف قرار می دهید، به خاطر داشته باشید که با حذف آنها از ایمیل های انبوه روزانه خود چیزی را از دست نمی دهید، چرا که آنها از قبل نادیده گرفتن برند شما را سرلوحه کار خود قرار داده اند.

 

  1. اولویت بندی و جداسازی کنید

اکنون که از نتایج راضی هستید و به دنبال ایجاد کمپین های شخصی سازی شده برای گروه بندی های دیگر هستید، با استفاده از اولویت بندی و جداسازی تدریجی می توانید این فرآیند را در حالی ادامه بدهید که ارسال انبوه روزانه خود برای مشترکان بخش بندی نشده را ادامه می دهید.

گروه هایی که برای آنها ایمیل های شخصی سازی شده ارسال می کنید را از ایمیل های عمومی خود مستثنی کنید و برای کمپین های اختصاصی آنها اولویت قائل شوید. به کمک این استراتژی می توانید به تدریج اما با کارآمدی و سودآوری بیشتری به سوی هدف گیری مشتریان بیشتر با کمپین های شخصی سازی شده حرکت کنید.

 

  1. با گذشت زمان، مشتریان بیشتری را به کمپین های شخصی سازی شده خود وارد کنید

همینطور که مراحل بالا را به منظور افزایش گروه بندی های خود تکرار می کنید، تعداد مشترکانی که ایمیل های عمومی شما را دریافت می کنند تا حد قابل توجهی کاهش خواهد یافت. به تدریج، ایمیل های روزانه انبوه و عام شما به عنوان یک ظرف موقتی برای بخش هایی از برنامه بازاریابی شما عمل خواهد کرد که توسط کمپین های شخصی سازی شده تان پوشش داده نشده اند.

 

  1. در هدف خود از ارسال ایمیل های انبوه تجدیدنظر کنید

به روشهای دیگری که می توان به واسطه آنها ایمیل های انبوه را تاثیرگذارتر کرد فکر کنید. به عنوان مثال، می توانید این دست از ایمیل ها را برای موقعیت ها و مناسبت های خاصی در نظر بگیرید (مثلاً فصل بازگشت به مدرسه، نوروز، فروش ویژه ماه یا سال و مواردی از این قبیل) که با تمامی اعضای جامعه مخاطبان شما متناسب به نظر می رسند.

 

اگر برای شخصی سازی کمپین های خود برای جامعه مشتریان تان از روشهایی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره شد استفاده کنید کمپین های ایمیل مارکتینگ و فروش خود را در عرض چند هفته از استراتژی های منسوخ ارسال انبوه با تکیه بر استراتژی های هوشمندانه ای به روز خواهید کرد که موجب افزایش قابل توجهی در سودآوری و کارآمدی کسب و کار شما خواهند شد.

 

 

بهترین روش برای به سرانجام رساندن فروش چیست؟

 

این مطلب از مقالات آموزش فروش گویا آی تی نوشته مایکِل پِدون است. آقای پدون یک فروشنده است که بیش از ۲۰ سال سابقه دارد. وی مدیرعامل و موسس سایت SalesBuzz نیز هست.

 

سوال: بهترین روش برای به سرانجام رساندن فروش چیست؟

پاسخ: بهترین روش برای به سرانجام رساندن فروش خیلی قبل تر از زمانی آغاز می شود که به مرحله به سرانجام رساندن و تکمیل چرخه فروش برسید.

من به فروش به عنوان یک چرخه چهارمرحله ای نگاه می کنم که چهار وجه دارد:

  1. آغاز و معرفی
  2. صلاحیت سنجی
  3. ارائه
  4. به سرانجام رساندن

لازم است که با پرسیدن سوالات درست در زمان درست به یک ترتیب درست به هر یک از این مراحل قدم بگذارید (و هر مرحله نیز شامل مراحل کوچکتری است که باید آنها را هم طی کنید) و همینطور که به پیش می روید، close کردن یا به سرانجام رساندن فروش چرخه فروش را بر طبق یک روال طبیعی تکمیل می کند.

اما بر اساس نظراتی که به پاسخی که در بالا ارائه شد دریافت کردم (این سوال در یک گروه لینکدین از من پرسیده شده بود) اینطور به نظر می رسد که برخی احساس می کنند که وجود یک «فرآیند» به این معنی است که فروشنده باید یک «برنامه» داشته باشد و بر اساس نظر عده معدودی، داشتن یک برنامه مشخص مانع ایجاد یک گفتگوی آزاد می شود و شنیدن فعال را از طرف فروشنده غیرممکن می سازد. من در همینجا اعلام می کنم که با این نظرات مخالفم.

چرا؟

به این دلیل که داشتن یک «برنامه» مسأله ساز نیست؛ داشتن یک برنامه اشتباه مشکل ساز است.

من فروشنده هایی را دیده ام که برنامه شان این بوده که فرآیند فروش با مشتری احتمالی را در اولین تماس به سرانجام برسانند، بنابراین سعی می کنند که کنترل همه چیز را در دست بگیرند و خواسته خود را با جدیت هر چه تمام تر مطرح کنند. این معمولاً به چیزی جز فاجعه منتهی نمی شود.

من فروشنده هایی را هم دیده ام که «برنامه» شان این بوده که «دوست» پیدا کنند یا اینکه «فقط خود را معرفی کنند» و سماجت نکنند و همه اینها را به این خاطر انجام می دهند که دست رد به سینه شان نخورد. عملکرد این فروشندگان هم به ندرت با انتظارات سازمانی مطابقت پیدا می کند.

به نظر من هر دوی این فروشندگان اشتباه می کنند، زیرا نتایجی به دست می آورند که با بهترین نتایج ممکن فاصله دارد. یک برنامه یا هدف «درست» شما را قادر می سازد تا مکالمه ای داشته باشید که نشان می دهد که مشتری احتمالی واقعاً شایستگی های لازم را دارد یا خیر، و اساساً هدف اولین تماس شما باید همین باشد (تعیین یک قرار ملاقات یا نطق کردن برای مشتری بالقوه ای که اصلاً صلاحیت لازم برای اینکه مشتری شما باشد را ندارد چه منطقی دارد؟ مگر اینکه بخواهید وقت تان را در طول ساعاتی که باید برای فروش تلاش کنید برای تمرین کردن روی اهداف بی ثمر تلف کنید).

در عین حال صرف اینکه به یک فروشنده بگوییم که باید سوالات صلاحیت سنجی بهتری را بپرسد کافی نیست، مگر اینکه آن فروشنده دلیل پرسیدن سوالات خاص مناسب و لازم را درک کند و همچنین زمان مناسبی را برای پرسیدن آنها انتخاب کند.

پیشنهاد من:

مثل یک وکیل فکر کنید تا بتوانید فرآیندهای فروش بیشتری را به سرانجام برسانید.

هنگامی که یک فروشنده مثل یک وکیل فکر می کند فروشش افزایش پیدا می کند. اجازه بدهید که این سوال را از شما بپرسم: آیا ترجیح می دهید که وکیل مدافع شما در محکمه از افرادی که شما را متهم کرده اند سوالات خلق الساعه یا برنامه ریزی نشده ای را بپرسد یا اینکه ترجیح می دهید که سوالات خاصی را به یک ترتیب خاص مطرح کند تا بی گناهی شما را اثبات کند؟

فروش هم هیچ تفاوتی با این وضعیت فرضی ندارد. بنابراین اگر به دنبال یک روش بهتر برای به سرانجام رساندن فروش هستید باید بدانید که اگر به جای تلاش برای غلبه بر موانعی (اعتراضات) که فرآیند فعلی فروش تان ایجاد کرده پیش از ورود به مرحله به سرانجام رساندن و تکمیل فرآیند فروش کار خود را به نحو احسن انجام بدهید نتایج به مراتب بهتری را کسب خواهید کرد.

 

تاثیر هوش مصنوعی بر ایمیل مارکتینگ

این روزها هوش مصنوعی (AI) تمامی ابعاد زندگی ما را در بر گرفته و ایمیل مارکتینگ نیز از این قاعده مستثنی نیست.

علیرغم این واقعیت که ایمیل جدیدترین و مهیج ترین کانال بازاریابی دیجیتال به شمار نمی رود، اما هنوز هم برای بسیاری از کسب و کارها یکی از مثمر ثمرترین روشهای بازاریابی به حساب می آید. در واقع، بنابر نتایج یک تحقیق، هر یک دلاری که برای ایمیل مارکتینگ هزینه می شود، ۳۸ دلار سود خالص را برای صاحبان کسب و کار به ارمغان می آورد.

با توجه به اهمیتی که ایمیل مارکتینگ برای بسیاری از کسب و کارها دارد، رشد قابل توجه استفاده از هوش مصنوعی (Artificial Intelligence یا AI) و یادگیری ماشینی (Machine Learning یا ML) در این زمینه جای هیچ تعجبی ندارد.

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به ابعاد تاثیرگذار هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی بر ایمیل مارکتینگ اشاره می کنیم.

 

تست های چند متغیره و دوبخشی (A/B)

سالهاست که بازاریاب های فعال در زمینه ایمیل مارکتینگ از تست های دوبخشی و چندمتغیره استفاده می کنند، اما هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی امکان پیاده سازی این تست ها را به روشهایی مهیا کرده اند که پیش از این امکانپذیر نبود.

امروزه سرویس دهنده های متعددی بسترهای تستینگ مبتنی بر هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی مختلفی را ارائه می دهند که بازاریاب را قادر می سازند تا تست های متقن تری را اجرا کند، رویه های معمول را با سرعت بیشتری پیدا کرده و پیش بینی های دقیق تری انجام بدهد و تفاوت های ظریفی را در نتایج تست های خود تشخیص بدهد که تشخیص آنها بدون استفاده از هوش مصنوعی عملاً غیرممکن است.

 

بهینه سازی عناوین و متن ایمیل

استفاده از کدام عناوین و متن برای ایمیل ها بهترین تنایج را به همراه خواهد داشت؟ سالهاست که بازاریاب ها تلاش کرده اند تا حدسیات را از فرآیند ایجاد یک ایمیل بی نقص و تمام عیار حذف کنند، ولی آنقدرها موفق نبوده اند.

امروزه به لطف امکاناتی که هوش مصنوعی در اختیار ما قرار می دهد می توانیم با یک قطعیت مثال زدنی مشخص کنیم که کدام عنوان، متن و فراخوان به عمل عکس العمل های بهتر و بیشتری را از جانب دریافت کنندگان ایمیل دریافت خواهد کرد.

یادگیری ماشینی به پلتفرم های ایمیل مارکتینگ این امکان را می دهد تا در عمل «یاد بگیرند» که چه چیزهایی بیشتر به مذاق مخاطبان یک بازاریاب خوش می آید. پس از آن، این پلتفرم ها از تکنولوژی «زبان طبیعی» برای ایجاد عنوان، متن و فراخوان به عمل هایی استفاده می کنند که نه تنها کاملاً به نظر می رسد که توسط یک انسان نوشته شده اند، بلکه با زبان و لحنی که معمولاً توسط برند به کار می رود نیز هماهنگ بوده و یک فضای منسجم را ایجاد می کنند.

اما در عمل چه نتایجی به بار آمده است؟ بر طبق گزارش یکی از سرویس دهندگان ایمیل مارکتینگ مبتنی بر هوش مصنوعی، عناوین تولیدشده توسط این تکنولوژی در ۹۵ درصد موارد از عناوین نوشته شده توسط انسان عملکرد بهتری را از خود نشان می دهند. یکی دیگر از این دسته از ارائه دهندگان خدمات بازاریابی ایمیلی نیز تا آنجا پیش می رود که ادعا می کند که محتوای به اصطلاح «شناختی» (Cognitive Content) تولیدشده توسط هوش مصنوعی آن در ۱۰۰ درصد موارد از متن های نوشته شده توسط انسان بهتر عمل می کند.

با وجود اینکه مقاومت در برابر پذیرفتن چنین ادعاهایی دشوار است، حتی بازاریاب هایی که هنوز هم آنقدر با هوش مصنوعی راحت نیستند که ریش و قیچی را به دست آن بسپارند می توانند از این فناوری بهره برداری کنند. به عنوان مثال برخی از سرویس دهندگان خارجی به بازاریاب ها این امکان را می دهند تا یک محیط شبیه سازی شده از مشترکان ایمیل مارکتینگ خود بسازند و میزان بازدیدها، نرخ کلیک و نرخ تبدیل عنوان های مختلف را پیش بینی کنند.

 

تعیین بهترین زمان برای ارسال ایمیل

هنگامی که پای بهینه سازی کمپین های ایمیل مارکتینگ به میان می آید، نادیده گرفتن کوچکترین جزئیات نیز می تواند سد راه موفقیت شما شود. یکی از این جزئیات مهم، زمان ارسال ایمیل است. سالهاست که بازاریاب ها به این نکته پی برده اند که زمان ارسال ایمیل می تواند تاثیر معناداری روی میزان بازشدن و کلیک ایمیل داشته باشد.

به عنوان مثال، احتمال اینکه فردی که ساکن لندن است ایمیلی را باز کند که برای مشترکان ساکن در یک منطقه زمانی دیگر بهینه سازی شده و در نتیجه، در نیمه های شب به دست وی می رسد کمتر است. به همین دلیل، برخی از بازاریاب ها در تلاش برای کسب اطمینان از ارسال ایمیل در زمان ایده آل به بخش بندی فهرست های خود روی می آورند.

در عین حال، یادگیری ماشینی یک روش بهتر را در دسترس ما قرار می دهد: به جای آنکه پیش فرض های کلی و عامی را در نظر بگیرید و در نتیجه گروه های گسترده ای را ایجاد کنید، تکنولوژی یادگیری ماشینی می تواند زمانی که احتمال بازکردن ایمیل در مورد هر مشترک بیشتر است را تشخیص دهد و به اصطلاح «یاد بگیرد» و بر همین اساس، هوش مصنوعی زمان ارسال را برای تک تک مشترکان شما بهینه سازی می کند.

انجام این کار به صورت دستی کاملاً غیرممکن است، اما برای هوش مصنوعی چیزی به جز آب خوردن نیست.

 

شخصی سازی

شخصی سازی یکی از مولفه های مهم و در عین حال دشوار ایمیل مارکتینگ است. اما هوش مصنوعی می تواند آن را تسهیل کند.

به عنوان مثال، کمپانی معروف ادوبی (Adobe) از فناوری هوش مصنوعی Sensei استفاده می کند. این تکنولوژی به ادوبی این امکان را می دهد که علاوه بر شخصی سازی عنوان ایمیل، حتی تصاویری که در آن به نمایش در می آیند را نیز برای هر کاربر شخصی سازی کند:

هنگامی که تصاویری برای یک ایمیل در نظر گرفته می شوند، بر اساس اطلاعاتی که از عکس العمل یک جامعه آماری سه میلیون نفره از مشتریان نسبت به تصاویر مشابه در دسترس است یک امتیاز برای آن تصاویر محاسبه می شود. الگوریتم هوش مصنوعی به طور خودکار تصویر مناسبی که نرخ تعامل بیشتری را سبب خواهد شد پیشنهاد می دهد. به عنوان مثال، این سیستم می تواند پیش بینی کند که یک ایمیل ترویجی برای فروش بهاره تجهیزات سفر با نمایش یک چادر شش نفره نارنجی به جای یک چادر دو نفره آبی عملکرد بهتری خواهد داشت.

این سطح از شخصی سازی بدون استفاده از هوش مصنوعی امکانپذیر نخواهد بود.

 

تحلیل و آمارگیری

علاوه بر استفاده از هوش مصنوعی برای بهینه سازی کمپین های ایمیل مارکتینگ، از قدرت هوش مصنوعی برای تحلیل اطلاعات این کمپین ها نیز می توان بهره برد. به کمک هوش مصنوعی، تحلیل اطلاعاتی که کمپین های ایمیل مارکتینگ در اختیار بازاریاب قرار می دهند دقیق تر، گسترده تر و سریع تر انجام می گیرد.

 

اتوماسیون بازاریابی

ایمیل مارکتینگ از دیرباز یک فعالیت عمدتاً دستی و کمپین محور بوده است. اما در سالهای اخیر کسب و کارهای مختلف به نحو فزاینده ای به سمت و سوی استفاده از استراتژی های خودکارسازی یا اتوماسیون ایمیل مارکتینگ تمایل پیدا کرده اند.

از آنجایی که هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی می توانند به پلتفرم های اتوماسیون ایمیل مارکتینگ کمک کنند تا رفتارها و رویدادهایی که عامل ایجاد تعاملات بازاریابی ایمیل محور به شمار می روند را شناسایی کرده و و نحوه تنظیم و ارسال پیام برای کسب نتایج مطلوب را مشخص کنند، در نتیجه به بخش های مهمی از این پلتفرم ها تبدیل شده اند.