افزایش دنبال کنندگان و تعامل در رسانه های اجتماعی از طریق ایمیل مارکتینگ

ایمیل هنوز هم زنده است و خیال مردن را هم در سر ندارد. ایمیل مارکتینگ یکی از آن کانال هایی است که برای درگیرسازی و ایجاد تعامل با مصرف کنندگان پتانسیل فراوانی دارد. حال که صحبت از تعامل شد، بد نیست در این مقاله از مجموعه مقالات آموزش بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ به چند نکته کاربردی اشاره کنیم که به کمک آنها می توانید کاری کنید که مشتریان بیشتری شما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنند و با پست هایی که در این کانال ها ارسال می کنید تعامل بیشتری داشته باشند.

  1. با صفحه ثبت نام شروع کنید

در صفحه یا صفحات ثبت نام برای اشتراک در فهرست ایمیل مارکتینگ تان خود را معرفی کنید و با قرار دادن لینک صفحات اجتماعی تان پیداکردن خود در این پلتفرم ها را برای مشتریان تان آسان کنید.

اگر می توانید و امکانش وجود دارد، با یکپارچه کردن ثبت نام فهرست ایمیل مارکتینگ خود با سیستم کاربری پلتفرم های رسانه های اجتماعی ثبت نام را تسهیل کنید.

 

  1. از کاربران نخواهید که «دوست» شما باشند

در عوض، با آغاز یک بحث جذاب و آموزنده، پرسیدن سوال و حتی ارائه برخی آیتم ها و منابع به صورت رایگان (مثلاً لینک یک صفحه فروش ویژه، کتاب یا وبینار) تعامل با خود را به یک تبادل ارزشمند و سودآور تبدیل کنید. ایجاد انگیزه در کاربران و توجه به دوجانبه بودن این رابطه می تواند ثبت نام های بیشتری را برای شما به ارمغان بیاورد. حال، وقتی که مصرف کنندگان به سایت اجتماعی شما مراجعه می کنند، تدبیر به خرج بدهید و درست مثل برنامه ایمیل مارکتینگ خود برای پرورش و گسترش رابطه با آنها تلاش کنید.

 

  1. برای موبایل و دستگاه های همراه اهمیت ویژه ای قائل شوید

در شرایطی که بیش از ۴۰ درصد از مصرف کنندگان ایمیل های خود را از طریق دستگاه های همراه چک می کنند، لازم است که ارتباط موبایلی با خود را تا جایی که امکان دارد آسانتر کنید. این کار را می توانید از طریق بهینه سازی مطالب خود برای موبایل، کاهش حجم محتوا و استفاده از قالب های مناسب و محتوای تعاملی انجام بدهید. در مورد محصولات و خدمات خود یا محتوایی که به اشتراک گذاشته اید نظر بخواهید و از نظرسنجی های تعاملی موبایلی استفاده کنید. نکته مهم این است که امکان تعامل بهتری را از طریق موبایل برای کاربران خود فراهم کنید.

 

  1. یک ایمیل با محوریت رسانه های اجتماعی تهیه و ارسال کنید

هر ماه یک ایمیل ارسال کنید که فراخوان به عمل اصلی آن دعوت از مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ برای پیوستن به جمع دنبال کنندگان یا تعامل با پست های شما در رسانه های اجتماعی است. هنگامی که می خواهید از این روش استفاده کنید نباید مشترک را به بخشی هدایت کنید که هیچ بحثی در آن جریان نداشته و ندارد و به اصطلاح سوت و کور است. در عوض، مقصد لینک شما باید صفحه ای باشد که دیگران از قبل در آن مشغول به تعامل هستند. در مقابل تمایل خود برای فروش از طریق آن ایمیل یا حتی از طریق سایت رسانه اجتماعی تان به محض ورود کاربر به صفحات مورد نظر مقاومت کنید. در عوض، برای دستیابی به موقعیت مناسب از یک استراتژی مدیریت محتوا استفاده کنید، یک گفتگو به راه بیندازید و آن را در مسیر درست هدایت کنید و سپس پیشنهاد خود را مطرح کنید. این فرآیند مرحله به مرحله تاثیرگذار است.

 

  1. پاداش های خاص ارائه کنید

بخش بندی فهرست ایمیل کار دشواری نیست، بنابراین یکی از بخش هایی که باید بر اساس آن فهرست خود را دسته بندی کنید وضعیت حضور مشترکان در رسانه های اجتماعی است. برای باشگاه اعضای کانال های رسانه های اجتماعی خود ایمیل های خاصی را تنظیم و ارسال کنید که حاوی پیشنهادات خاصی برای این حلقه از کاربران تان باشند. در واقع، ابتدا پیشنهاد مربوطه را به این گروه ارسال می کنید و از آنها برای اطلاع رسانی به دوستان و آشنایان شان کمک می خواهید. در این ایمیل روی این نکته که مخصوص اعضای صفحات تان در رسانه های اجتماعی است تاکید کنید.

 

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به نکاتی اشاره کردیم که به کمک آنها می توانید تعداد یا فعالیت مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ خود در کانال های رسانه های اجتماعی تان را افزایش بدهید. شما در این زمینه چه تجربه یا ایده ای دارید؟ لطفا نظرات خود را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر کاربران در میان بگذارید.

۳ نکته مهم در برقراری تماس سرد با هدف فروش به شرکت ها

تماس سرد؛ یکی از تکنیک های فروش که حتی بر تن فروشندگان مجرب نیز لرزه می اندازد. با این حال لزومی ندارد که حتماً برقراری تماس سرد کار طاقت فرسایی باشد. به کمک نکات مهمی که در ادامه این مطلب از مجموعه مطالب بخش آموزش فروش گویا آی تی مطرح می کنیم می توانید مشتریان راغب سرد خود را به مشتریان بالقوه پرحرارت تبدیل کنید.

 

با تصمیم گیرنده ارتباط برقرار کنید

هنگامی که تلاش می کنید تا چیزی را به یک شرکت یا کسب و کار بفروشید، معمولاً باید از سد چندین نفر عبور کنید تا بتوانید به فردی برسید که تصمیم اصلی را می گیرد. حتی شاید پیش از آنکه متوجه شوید که این فرد کیست لازم باشد که چندین بار تماس بگیرید.

غالباً باید «دربان» (فردی که از تصمیم گیرنده محافظت می کند) را متقاعد کنید تا به شما اجازه عبور بدهد. دربان را به عنوان دشمن خود تصور نکنید. در واقع، او یکی از متحدان بالقوه شما است که می تواند اطلاعات ارزشمندی را درباره تصمیم گیرنده در اختیارتان قرار بدهد.

به هیچ عنوان درباره دلیل تماس خود به دربان دروغ نگویید و ابداً تلاش نکنید تا به ترفند و حیله متوسل شوید. اعتماد یکی از پیش نیازهای اصلی موفقیت در فروش است و با دروغ گفتن به دربان در همان ابتدای کار اعتماد مشتری را خدشه دار می کنید. در عوض، به دربان بگویید که می خواهید چه چیزی را بفروشید و از او بپرسید که چه کسی مسئولیت خرید آن محصول یا خدمات را بر عهده دارد.

گاهی بهترین روش این است که در همان ابتدا خیلی روراست از دربان بخواهید که به شما کمک کند. بسیاری از مردم به شکل غریزی به درخواست کمک واکنش نشان می دهند.

 

برای گرفتن یک وقت ملاقات تلاش کنید

هدف از تماس شما فروش محصول نیست، بلکه طی تماس سرد خود باید تلاش کنید تا برای خودتان یک وقت ملاقات حضوری بگیرید. شما باید تصمیم گیرنده را به اندازه کافی علاقمند کنید تا اشتیاق پیدا کند که اطلاعات بیشتری را کسب کند.

با پرسیدن این سوال که آیا وقت مناسبی برای گفتگو است یا الآن فرصت دارید شروع کنید؛ چنین سوالاتی نشان می دهند که برای برنامه زمانی شلوغ مشتری احتمالی احترام قائل هستید. اگر مخاطب گفت که در حال حاضر نمی تواند صحبت کند، وقت دیگری را پیشنهاد کنید و دقیقاً آن زمان را مشخص کنید – نگویید «بعداً تماس می گیرم»، بگویید «فردا ساعت ۹ صبح تماس می گیرم، البته اگه از نظر شما ایرادی نداشته باشه.»

اگر تصمیم گیرنده به صحبت کردن تمایل نشان داد باید به سرعت توجه وی را جلب کنید؛ اولین چند ثانیه مکالمه نقش تعیین کننده ای را در موفقیت یا شکست شما بازی می کند.

تقریباً به تعداد فروشندگان جهان روش های مختلفی وجود دارد، اما ما در اینجا به چند مورد از مواردی که می توانند شما را به موفقیت برسانند اشاره می کنیم:

  • مخاطب خود را بخندانید. می توانید چیزی شبیه به این بگویید: «سلام، من فلان فلانی هستم و این یک تماس برای فروشه. می دونم که از این دست تماس ها متنفرید، بنابراین تا می تونم همه چیز رو خلاصه می کنم.» معمولاً شوخی کردن با خودتان ایرادی ندارد، اما به هیچ وجه با دیگران شوخی نکنید، در غیر اینصورت هیچ بعید نیست که مشتری به نحوی دلخور شود.
  • چیز ارزشمندی را پیشنهاد کنید. شما به عنوان یک فروشنده باید در حوزه ای که فعالیت می کنید یک کارشناس باشید و بتوانید نقش یک مشاور را بازی کنید. بنابراین همیشه می توانید در طی تماس خود ارائه یک مشاوره رایگان را پیشنهاد کنید تا توجه مشتری جلب شود و وقت ملاقات مورد نظر را به چنگ بیاورید.
  • مشکل مشتری را حل کنید. بپرسید «بزرگترین و حل نشدنی ترین مشکل شما چیست؟» سپس چند مورد از مزایای محصول یا خدماتی که ارائه می کنید را فهرست کنید که به حل مشکل مورد نظر کمک می کنند. این روش به تفکر خلاق نیاز دارد، اما اگر بتوانید پاسخ مناسب و خوبی را ارائه کنید، جلسه حضوری مورد نظر تقریباً تضمین شده است.

 

تماس را با یک حالت مثبت به پایان برسانید

پس از آنکه یخ آب شد و کمی درباره محصول خود با فرد تصمیم گیرنده صحبت کردید، وقت درخواست یک قرار حضوری فرا می رسد. لازم است، ضروری است و قطعاً حیاتی است که در انتهای تماس از خودتان قاطعیت، اطمینان و اعتماد به نفس نشان بدهید.

باید توجه داشته باشید که معمولاً ارائه درخواست قرار حضوری از سوی مشتری بعید به نظر می رسد، لذا این شما هستید که باید از وی درخواست کنید.

همیشه از لحن و زبانی استفاده کنید که بر این پیش فرض استوار است که مشتری باید تمایل داشته باشد که با شما ملاقات کند. نگویید «تمایل دارید که یک قرار بگذاریم؟». در عوض بگویید: «پنج شنبه آینده، ساعت ۳ بعدازظهر تشریف دارید؟» با چنین پیش فرضی ارائه پاسخ منفی را برای مشتری دشوارتر می کنید.

در طول تماس، کاملاً مودب و با ملاحظه باشید. با رعایت ادب و احترام نسبت به هر کسی که با وی تعامل می کنید به وی نشان می دهید که برای وقتش ارزش قائل هستید. به نحوی صحبت کنید که نشان بدهد که کاملاً به خودتان و همچنین به چیزی که برای فروختن آن تلاش می کنید اطمینان دارید. اگر به خودتان و چیزی که می فروشید اعتماد و اطمینان نداشته باشید چگونه می توانید از مشتری انتظار داشته باشید که به شما و آن محصول یا خدمات اعتماد کند؟ فقط به یاد داشته باشید که قرار است که محصولات یا خدمات شما به مشتری کمک کند (حتی اگر مشتری شما هنوز به این درک نرسیده باشد) و بر همین اساس رفتار کنید.

نظر شما چیست؟ آیا شما هم از این روشها استفاده کرده اید؟ آیا برای خودتان روش خاصی دارید؟ لطفاً نظرات و ایده های خود در رابطه با مطالب بخش آموزش فروش را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

بهینه سازی ایمیل برای موبایل: چگونه مطمئن شویم که از بهترین تکنولوژی ها استفاده می کنیم؟

جیمیل در سال ۲۰۱۶ گزارش داد که هر ماه بیش از یک میلیارد کاربر فعال دارد که ۷۵ درصد از این تعداد از طریق دستگاه های همراه از خدمات آن استفاده می کنند. به علاوه، گزارش لیتموس درباره وضعیت ایمیل در سال ۲۰۱۷ نشان می دهد که ۵۴ درصد از همه ایمیل ها روی دستگاه های همراه باز می شوند و همچنین، ۴۳ درصد از کاربران تنها به این دلیل ایمیل های تبلیغی و ترویجی را به عنوان اسپم نشانه گذاری کرده اند که روی گوشی های هوشمندشان به درستی به نمایش در نیامده اند.

آخرین آماری که در بالا به آن اشاره شد یکی از معضلات خاص برندهایی است که می خواهند در جایی به مصرف کنندگان دست پیدا کنند که بیشترین وقت خود را در حال استفاده از آن سپری می کنند. اگر می خواهید اطمینان پیدا کنید که ایمیل مارکتینگ شما برای موبایل بهینه سازی شده است، تکنولوژی زیرساخت آن –از ارائه دهنده خدمات ایمیل گرفته تا ابزارهای گزارش دهی و آمارگیری- نیز باید برای موبایل بهینه شده باشد.

اما چگونه می توانید مطمئن شوید که تکنولوژی ایمیلی که از طریق ارائه دهنده سرویس ایمیل مارکتینگ خود از آن استفاده می کنید برای موبایل بهینه شده است؟ ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به چهار مورد مهم اشاره می کنیم که باید به آنها توجه کنید.

آیا می توانید از یک قالب واکنشگرا (responsive) یا موبایل پسند استفاده کنید؟

سه نوع طراحی برای ایمیل وجود دارد: دسکتاپ محور، واکنشگرا و موبایل-آگاه (mobile-aware یا طراحی مقیاس پذیر که از برخی روشهای ابتدایی مانند طراحی تک ستونه برای نمایش مناسب در موبایل استفاده می کند). اگر می خواهید ایمیل های شما در دستگاه های همراه نیز به درستی به نمایش در بیایند، استفاده از یکی از دو روش آخر یکی از گام های ضروری است که حتماً باید بردارید. بر اساس گزارش سالانه وضعیت طراحی ایمیل در سال ۲۰۱۶، هنوز هم ۸ درصد از بازاریاب های ایمیلی از طرح های دسکتاپ محور استفاده می کنند – لطفاً جزو آنها نباشید!

یک قالب واکنشگرا قالبی است که خود را با هر صفحه نمایشی که در آن به نمایش در می آید تطبیق می دهد، چه صفحه مورد نظر صفحه نمایش رایانه رومیزی یا لپ تاپ باشد، چه تبلت، گوشی هوشمند یا هر دستگاه دیگری. اگر جزو برندهای B2B (مشتری هدف شما کسب و کارهای دیگر هستند و نه مشتریان معمول) هستید، به احتمال زیاد بسیاری از مشتریان تان ایمیل های شما را از طریق رایانه های رومیزی می خوانند، بنابراین یک قالب واکنشگرا همه نیازهای شما را مرتفع می کند.

اما اگر B2C هستید (یعنی مشتری هدف شما یک فرد معمولی است) یا اینکه می خواهید که همه تخم مرغ های خود را در سبد موبایل بچینید، در اینصورت بهتر است که از یک قالب موبایل-آگاه استفاده کنید که برای صفحات کوچکتر بهینه شده است.

معمولاً ابزارهای متعددی همراه با قالب های پیش فرض سرویس دهندگان ایمیل مارکتینگ ارائه می شوند، بنابراین اگر از یکی از قالب های آماده سرویس دهنده خود استفاده می کنید، اطمینان پیدا کنید که واکنشگرا یا موبایل-آگاه باشد. اگر قالب های پیش فرض به مذاق شما خوش نمی آیند، در اینصورت باید از یک طراح بخواهید تا کار طراحی یک قالب اختصاصی را برای شما انجام بدهد.

اگر ابزار ایمیل شما ویرایشگر CSS دارد و خودتان هم مهارت کدنویسی دارید می توانید با استفاده از CSS و HTML قالب واکنشگرای خودتان را تولید کنید.

 

آیا گزارشهای شما دستگاه و نرم افزاری که مشتری از آن برای خواندن ایمیل استفاده می کند را پوشش می دهند؟

در واقع، این باید یکی از اولین قدم های شما باشد، چرا که اگر دقیقاً مشخص نباشد که تست ها یا تغییراتی که ایجاد می کنید در دستگاه های مختلف چه تاثیری می گذارند، بهینه سازی نمی تواند به درستی انجام بگیرد.

علاوه بر این، یک حقیقت ناخوشایند دیگر هم وجود دارد و آن این است که برخی از نرم افزارهای ایمیل خوان بسیاری از ترفندهای فنی که می توانید از آنها در ایمیل خود استفاده کنید را پشتیبانی نمی کنند و دستگاه های مختلف نیز می توانند ایمیل شما را به طرق مختلفی به نمایش در بیاورند.

اما پیش از آنکه سراسیمه به دنبال بهینه سازی ایمیل های خود برای نمایش در صفحه کوچک نوکیا N70 بروید، سوال مهمی که مطرح می شود این است که اساساً کسی از جمع مشتریان هدف تان از این دستگاه استفاده می کند؟

اینجا همانجایی است که ابزارهای آمارگیری یا قابلیت های گزارش گیری سرویس دهنده ایمیل شما به کار می آید. بسیاری از سرویس دهندگان و ابزارهای گزارش گیری جزئیات عملکرد کمپین های شما را بر اساس دستگاه و نرم افزار مورد استفاده به نمایش در می آورند و شما را قادر می سازند تا دقیقاً ببینید که مشتریان شما از کدام دستگاه و چه نرم افزاری برای دسترسی به ایمیل های شما استفاده می کنند و نرخ پاسخدهی آنها در هر یک چقدر است.

از این طریق به هنگامی که بهینه سازی های موبایل محور خود، مانند پیاده سازی یک قالب واکنشگرا، کوتاه کردن عنوان یا جرح و تعدیل متن مقدمه ایمیل خود را امتحان می کنید می توانید تاثیر آن روی نرخ بازشدن و نرخ کلیک در دستگاه های مختلف را مشاهده کنید.

 

آیا می توانید پیش نمایشی از ایمیل های خود را در دستگاه های مختلف مشاهده کنید؟

پس از آنکه متوجه شدید که مخاطبان شما از چه دستگاه ها و نرم افزارهایی استفاده می کنند و تصمیم گرفتید که ایمیل های خود را برای کدام موارد باید بهینه کنید، باید اطمینان پیدا کنید که امکان مشاهده پیش نمایش ایمیل روی آن دستگاه ها برای شما میسر است.

بسیاری از ارائه دهندگان خدمات ایمیل این قابلیت را تحت عناوینی مانند Inbox Preview یا پیش نمایش در اینباکس و یا Inbox Testing ارائه می کنند. این قابلیت این امکان را به شما می دهد تا ببیند که ایمیل شما در دستگاه ها، نرم افزارها و مرورگرهای مختلف چگونه به نظر خواهد رسید.

اگر سرویس دهنده شما چنین امکانی را ارائه نمی کند می توانید از ابزارهای پیش نمایش مجزا استفاده کنید که از آن جمله می توان به Inbox Inspector و Inbox on Acid اشاره کرد.

آیا نیروی کمکی و پشتوانه کافی را در اختیار دارید؟

با وجود اینکه تکنولوژی می تواند در زمینه بهینه سازی ایمیل های شما برای موبایل بارهای سنگینی را از دوش تان بردارد، اما اگر می خواهید به طور جدی روی استراتژی های خود کار و آنها را عملی کنید بعید است که بتوانید از زیر بار دست بردن در کدهای ایمیل فرار کنید.

بسیاری از ترفندهایی که عملکرد و تاثیر ایمیل های شما در موبایل را افزایش می دهند، مانند قابلیت تصویر جایگزین –که برای کاربران گوشی های هوشمند یک تصویر و برای کاربران دسکتاپ تصویر متفاوتی را نمایش می دهد- یا استفاده از افشای تدریجی (progressive disclosure) –که محتوا را پشت یک دکمه یا لینک پنهان کرده و به شکل کاربرپسندی محتوای ایمیل شما را برای صفحات کوچکتر کوتاه می کند، مستلزم ویرایش مستقیم HTML یا CSS ایمیل هستند.

اگر یک کدنویس قهّار نباشید این می توانید برای شما دشوار یا دردسرآفرین باشد، بنابراین اطمینان پیدا کنید که پشتوانه و نیروی کمکی لازم را در اختیار دارید. معمولاً ارائه دهندگان خدمات ایمیل در این زمینه ها نیز پشتیبانی خوبی ارائه می کنند، اما در هر صورت باید ببینید که سرویس دهنده شما تا چه حد می تواند نیازهای کدنویسی خاص شما را پوشش بدهد.

درباره ویژگی هایی که می خواهید امتحان کرده و در ایمیل خود پیاده کنید تحقیق کنید و ببینید که آیا سرویس دهنده شما قابلیت هایی را دارد که بتواند خواسته های خاص شما را پوشش بدهد یا اینکه باید به فکر انتخاب یک سرویس دهنده دیگر باشید.

 

چرا «نه» می تواند بهترین دوست یک فروشنده باشد

این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به قلم تیم اَسکو (Tim Askew) نوشته شده است. آقای اسکو بنیانگذار یک شرکت بزرگ بین المللی فعال در حوزه فروش با نام کورپورِت رِین است.

 

شنیدن هر چه سریع تر پاسخ منفی به خودی خود می تواند برای شما یک موهبت به شمار بیاید.

بیلی جوئِل که ششمین موسیقی‌ دان پرفروش در ایالات متحده است می گوید: «من واقعاً آرزو می کنم که ای کاش کمتر حساب شده کار می کردم و بیشتر احمقی بودم که از طرد شدن نمی ترسد.»

حرف اصلی من در این مطلب این است: «نه» خوب است. «نه» دوست فروشنده است. «نه» باعث افزایش بهره وری می شود.

من بارها و بارها به دوستانم گفته ام که طرد شدن صبحانه و ناهار من است. طرد شدن برای من و هر فروشنده دیگری نتیجه نهایی بسیاری از تعاملات در زمینه فروش است.

چند سال پیش یکی از پست های آنتونی تیجان در هاروارد بیزنِس رِویو مرا به شدت تحت تاثیر خود قرار داد. آقای تیجان یکی از مدیران شریک و بنیانگذار یک شرکت سرمایه گذاری است و شخصاً فروشنده نیست، اما افکار او در دنیای فروش کاملاً کاربردی است. او می گوید: «واضح است که پاسخ مثبت چیزی است که همیشه به دنبال شنیدن آن هستید، اما داشتن این توانمندی که هر چه سریع تر به پاسخ منفی برسید برای به حداکثر رساندن بهره وری و کارآمدی ضروری است. هر چه زودتر به نه برسید، سریع تر می توانید به دنبال بله بعدی بروید.»

حواس تان به مشتریان مردد و هر دم بیل باشد. آنها تمام وقت و انرژی شما را تلف می کنند. آنها دشمنان درجه یکِ یک فروش کارآمد هستند. روشهایی وجود دارند که به کمک آنها بدون اینکه از یک لحن تند استفاده کنید، بی احترامی کنید یا مشتری را آزار بدهید می توانید پاسخ مورد نظر را دریافت کنید. به عنوان مثال، موضوع ساده ای که من به شخصه همیشه تلاش می کنم تا از همان اول در گفتگو مطرح کنم این است که مطمئن شوم که مشتری بالقوه از پس مخارج خدمات ما بر می آید. من همیشه می خواهم پیش از آنکه خیلی جلو بروم با رعایت حداکثر احترام از توانایی مالی مشتری و تطبیق آن با هزینه ها اطمینان پیدا کنم. چرا باید وقتم را تلف کنم؟ از این طریق برای وقت خودم و همچنین برای وقت مشتری ارزش قائل می شوم.

در عین حال، هنگامی که پیشنهاد شما رد می شود باید همچنان تمرکز خود روی ارزش های اصلی تان را حفظ کنید. من شخصاً هنگامی که در فروش (یا در زندگی) به بن بست می خورم تلاش می کنم تا حتی از زمانی که فروش محتمل به نظر می رسید بیشتر مبادی آداب باشم. من تلاش می کنم تا حتی در شرایطی که رابطه کاری وجود ندارد باز هم ذهنم را روی ارائه خدمات به مردم متمرکز کنم. این یک حس تمایل به کمک رسانی، لذت و تشریک مساعی را ایجاد می کند که به فروش بعدی -که امیدوارم که یک فروش موفق باشد- امتداد پیدا می کند. این آهنگ خدمت رسانی به مذاق مشتری خوش می آید، چرا که واقعی است.

رسیدن به نه به خودی خود در دنیای فروش اهمیت دارد. آقای تیجان از یکی از دوستانش نقل قول می کند که می گوید: «یک پاسخ منفی سریع بهتر از شایدی است که مدت ها به درازا بکشد.» به واقع، در زندگی نیز اغلب ما شنیدن یک پاسخ منفی سریع را به زندگی در تردید و اما و اگر ترجیح می دهیم.

بنابراین خداوند «نه» را برای ما نگه دارد. طرد شدن می تواند یکی از قسمت های خوب و ضروری فروش باشد. نه شنیدن لزوماً منفی نیست، بلکه بهره وری و کارآمدی را افزایش می دهد. داشتن یک دیدگاه مثبت نسبت به پاسخ های منفی یکی از پیش نیازهای موفقیت در فروش است.

فیلسوف یونانی دیوژِن (۴۱۲ تا ۳۲۳ قبل از میلاد مسیح) را در حالی دیدند که به یک مجسمه التماس می کرد. هنگامی که از وی درباره این حرکت بیهوده سوال شد پاسخ داد: «من در حال تمرین هنر طرد شدن هستم.» همان هنری که همه فروشندگان حرفه ای باید به آن تسلط پیدا کنند.

از تو سپاسگزاریم ای دیوژِن.

 

۴ تفاوت اصلی بین نوشتن ایمیل برای مصرف کننده (B2C) با نوشتن ایمیل برای کسب و کار (B2B)

پیش از آنکه با عجله به سراغ نوشتن ایمیل بعدی بروید، باید به یک نکته مهم دقت کنید: آیا مخاطب شما یک کسب و کار دیگر است یا اینکه مستقیماً با یک مصرف کننده سر و کار دارید.

در واقع، این از آن چیزی که احتمالاً تصور می کنید مهم تر است.

اگرچه امروزه برندهای زیرک از بازاریابی پیچیده و مملو از عبارات تخصصی فاصله گرفته اند و قدرت متقاعدکننده بازاریابی با کمک تخیل، شخصیت انسانی و روایتگری را در آغوش کشیده اند، اما هنوز هم در یک بافت حرفه ای به فعالیت می پردازند.

این نکته به نوبه خود اهمیت فراوانی دارد، زیرا روش تعامل ما با ایمیل های کاری نسبت به ایمیل های شخصی کاملاً متفاوت است. این به آن معنی است که اگر برای ایمیل های کسب و کار به کسب و کار (B2B) خود از همان روشهایی که در مورد ایمیل های کسب و کار به مشتری (B2C) به کار می برید استفاده کنید، نتایجی که به دست خواهید آورد چندان تعریفی نخواهند داشت.

آنچه در ادامه این مطلب به آن می پردازیم، شرح چهار مورد اصلی از تفاوتهای بین ایمیل های ارسالی برای کسب و کارها با ایمیل های مشتریان معمولی است.

 

تفاوت شماره ۱: طول ایمیل

ایمیل هایی که برای کسب و کارها ارسال می شوند عموماً از ایمیل های کسب و کار به مشتری کوتاهتر هستند، چرا که در بافت کاری، رفتن به سراغ اصل مطلب و حاشیه نرفتن اهمیت بیشتری دارد. در واقع، در محیط های کاری، انسانها و به خصوص کارکنان عالی رتبه نسبت به موضوعات غیرکاری تحمل کمتری را از خود نشان می دهند.

همه ما روسایی داریم که مراقب ما هستند و وظایفی داریم که در طول روز باید به انجام برسانیم، بنابراین ایمیلی که با یک قلاب طولانی و داستان گونه آغاز می شود از ایمیلی که مستقیماً به سراغ اصل موضوع می رود شانس بسیار بیشتری برای قرار گرفتن در سطل زباله دارد.

در عین حال، باز هم لازم است که متن خود را با کیفیت و کمیت مناسب و متناسبی بنویسید تا خواننده درگیر شود و مشکلی که با آن مواجه است را به وی یادآوری کنید، اما این کار را باید به گونه ای انجام بدهید که مخاطب احساس کند که موضوع کاملاً به او مربوط است. در دنیای کسب و کار به کسب و کار، «مختصر و مفید» یک عبارت طلایی به حساب می آید.

 

تفاوت شماره ۲: لحن

لحن ایمیل تحت تاثیر موارد متعددی قرار دارد که از آن جمله می توان به برند و موضوع مورد نظر اشاره کرد. در هر صورت به طور کلی لازم است که تعادل را حفظ کرده و تا جایی که امکان دارد از استفاده از اصطلاحات تخصصی اجتناب کنید.

در عین حال، با توجه به ذات غالباً تخصصی فعالیت های B2B، اجتناب از کاربرد عبارات خاص به طور کلی و همیشه امکان پذیر نیست. با این وجود، لحن ایمیل های کسب و کار به کسب و کار باید باز هم محاوره ای و کمی خودمانی باشد، چنانکه انگار با همکاران خود در محل کار صحبت می کنید.

 

تفاوت شماره ۳: بازارگرمی

احتمالاً منظور از بازارگرمی را متوجه شده اید. آن تبلیغاتی را به یاد بیاورید که ادعا می کنند که محصول یا خدماتی که ارائه می شود «بهترین» و موجودی آن رو به اتمام است. این به اصطلاح بازارگرمی ها می توانند حقیقت داشته باشند یا به عکس، بر خلاف واقع باشند. در عین حال موضوع این نیست.

مساله این است که در این روش نوع ارائه و معرفی محصول یا خدمات افراطی به نظر می رسد و خارق العادگی ظاهری آن و پیشنهاد فوق خاصی که برای دوره زمانی محدودی ارائه می شود به خریداران B2B انگیزه ای نمی دهد.

چرخه فروش در فروش کسب و کار به کسب و کار کندتر پیش می رود؛ غالباً در ساده ترین حالت یکی از کارکنان دارای صلاحیت های لازم ارزیابی های ضروری را انجام می دهد و سپس یکی از مدیران میانی یا عالی خرید را تایید می کند. به علاوه، در صورتی که آیتم مورد نظر یک محصول مرتبط با تکنولوژی یا SaaS (نرم افزار به عنوان سرویس) باشد، بخش IT (فناوری اطلاعات) نیز باید در فرآیند فروش دخالت کند، چرا که درباره پروتکول های امنیتی، هماهنگی های لازم و پیاده سازی نیز دغدغه هایی به وجود می آید.

بازارگرمی در ایمیل در این شرایط به ضرر شما خواهد بود، چرا که باعث می شود که مخاطب B2B شما دچار تردید شود. «۳۰ درصد تخفیف تا اتمام موجودی» برای متقاعدکردن یک خواننده B2B نسبت به اینکه محصول شما نیازهای شرکت متبوعش را برآورده خواهد کرد کافی نیست و بدون شک برای متقاعدکردن رئیس ابداً کفایت نخواهد کرد.

 

تفاوت شماره ۴: فراخوان به عمل

چرخه فروش کندتر و حساب شده تر B2B استفاده از فراخوان به عمل های متفاوتی را در طول فرآیند خرید ضروی می سازد. فراخوان به عمل ها در قیف فروش B2B عموماً مستلزم طی کردن سیر تدریجی تری هستند، زیرا پیش از آنکه خرید به سرانجام برسد لایه های حمایتی و تاییدات بیشتری باید پشت سر گذاشته شوند.

البته هنوز هم مواردی که قبلاً در رابطه با نوشتن یک فراخوان به عمل موثر ذکر کردیم جایگاه خود را از دست نداده اند، اما مخصوصاً اگر به کسی ایمیل می فرستید که در رأس قیف قرار ندارد، بدانید و آگاه باشید که پس از تماس شما احتمالاً یک جلسه باید برگزار شود، سپس منابع، مراجع و مستدلات خود را باید ارائه کنید، پس از آن دموی کار را تحویل می دهید، متعاقباً یک جلسه دیگر برگزار می شود و قس علی هذا … .

توجه داشته باشید که فراخوان به عمل موفق در حوزه B2B مستلزم طی مراحل بیشتری است و ایمیل های خود را با عنایت به همین اصل به رشته تحریر در بیاورید.

 

حرف آخر

با وجود همه آنچه که گفته شد، فقط به این خاطر که هدف شما یک کسب و کار دیگر است لزوماً نباید ایمیل های کسالت آور و خسته کننده بنویسید. آیا نوشتن ایمیل های تعامل برانگیز کوتاه دشوارتر است؟ بله، اما غیرممکن نیست و باید این نکته را به خاطر داشته باشید که طرفهای مقابل شما که ایمیل را می خوانند نیز انسان هستند. آنها هم درست مثل یک مخاطب B2C نیازها و خواسته هایی دارند.

تا می توانید تلاش کنید تا آن نیازها را هدف قرار دهید و در عین حال، به وقت و محیط کاری حرفه ای که در آن فعالیت می کنند احترام بگذارید. در اینصورت، احترام متقابل آنها به ایمیلی که از شما در اینباکس خود مشاهده می کنند تضمین خواهد شد.

 

آموزش فروش: چه زمانی بپرسیم که «بودجه شما چقدر است؟»

سوالی که در زمینه صلاحیت سنجی مشتریان راغب مطرح می شود این است که چه زمانی باید از مشتری بپرسیم که «چقدر بودجه دارید؟». ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به این سوال پاسخ خواهیم داد.

اجازه بدهید که این سوال را با یک سوال پاسخ بدهیم. هنگامی که به عنوان یک مشتری سوالی را در رابطه با محصول یا خدماتی مطرح می کنید که به آن به نحوی علاقمند شده اید و فروشنده از شما می پرسد که «بودجه شما چقدر است؟» یا «چه قیمتی مد نظر شما است؟» اولین واکنش شما چه خواهد بود؟ برای بسیاری از مصرف کنندگان معمولاً اینگونه است که هنگامی که علاقه خود را نشان می دهند و سوالی می پرسند و فروشنده تماس می گیرد و می پرسد: «بودجه شما چقدر است؟»، فوراً احساس بی اعتمادی ایجاد می شود.

آیا شما هم تمایل دارید که چنین حسی را در مشتری بالقوه خود ایجاد کنید؟ طبیعتاً پاسخ شما چیزی غیر از بله است.

اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا اطلاع از بودجه مشتری بالقوه اهمیتی ندارد؟

البته که اهمیت دارد. در واقع، کسب اطمینان از اینکه مشتری بالقوه در صورتی که به این نتیجه برسد که راهکار شما را می خواهد می تواند از پس پرداخت هزینه آن برآید یکی از بخش های فرآیند صلاحیت سنجی مشتری است. اما در اینجا هم مثل سایر قسمت های فروش، سوالاتی که می پرسیم، روش مطرح کردن آن سوالات و زمانی که برای طرح آنها انتخاب می کنیم همگی از جمله عوامل تاثیرگذار بر موفقیت یا شکست در فروش به شمار می روند.

 

بهترین روش چیست؟

بهترین راهکار ممکن این است که در ابتدا دقیقاً درک کنید که مشتری به دنبال چیست و چرا، سپس همه تصمیم گیرندگان را شناسایی کنید (تا حداقل بتوانید مطممئن شوید که کسی که با وی صحبت می کنید اساساً قدرت یا اختیار پاسخ دادن به سوالات بودجه محور را دارد). درک کاملی از راهکار ایده آل مشتری بالقوه به دست بیاورید و هنگامی که همه اطلاعات لازم را کسب کردید، باید بتوانید برای چیزی که چشم مشتری را گرفته یک «محدوده قیمتی» ارائه کنید و ببینید که آیا آن بازه قیمتی با بودجه مورد نظر مشتری تطابق دارد یا خیر.

 

مثال:

«جناب مشتری، محض اطمینان لطفاً بفرمایید که آیا منظورتون رو درست متوجه شدم؟ شما به دنبال چیزی هستید که … و … رو انجام بده تا …، درسته؟ ببینید، محدوده قیمت خدمات/محصولاتی که ما ارائه می کنیم بین … تومان و … تومان هست. بعد از اینکه اطلاعات جامعی رو درباره شرکت و محصولات/خدمات ما کسب کردید و تصمیم گرفتید که با ما همکاری کنید، میشه لطف کنید و بفرمایید که آیا امکان سرمایه گذاری رو دارید یا خیر؟»

بنابراین، اکنون که شما و مشتری بالقوه دقیقاً متوجه شده اید که چه مسأله ای باید حل شود، حداقل برای پیشنهاد یک محدوده قیمتی در موضع بهتری قرار گرفته اید و می توانید متوجه شوید که پس از کسب اطلاع مشتری نسبت به راهکارتان و تصمیم گیری برای انتخاب آن، آیا اساساً امکان همکاری وجود دارد یا خیر (شاید بخواهید این سوال را پیش از معرفی بپرسید، اما باید تا پایان پرسش های ضروری قبل از آن دست نگه دارید تا خیلی زود این پاسخ را دریافت نکنید که «بودجه مورد نیاز رو نداریم».

لازم است که دوباره تاکید کنیم که فروش بیشتر به این وابسته است که بدانیم باید چه سوالاتی را بپرسیم، چه زمانی باید آنها را مطرح کنیم، چرا باید چنین سوالاتی را بپرسیم، چگونه بپرسیم، از چه کسی بپرسیم و با پاسخ هایی که دریافت می کنیم چه کنیم.

 

نظر شما چیست؟ شما تا کنون از چه روشی استفاده می کرده اید و چه تجربه ای داشته اید؟ استفاده از راهکار بالا چه مزیتی را برای شما به ارمغان آورده است؟ لطفاً نظرات و ایده های خود درباره این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش گویا آی تی را در بخش دیدگاه ها با ما درمیان بگذارید.

تاثیر ایجاد امکان به اشتراک گذاری در رسانه های اجتماعی بر ایمیل مارکتینگ

تحقیقاتی که اخیراً یکی از شرکت های فعال در زمینه ایمیل مارکتینگ (گِت ریسپانس) انجام داده است نشان می دهد که نرخ کلیک پیام های ایمیلی که حاوی گزینه هایی برای به اشتراک گذاری در رسانه های اجتماعی هستند در مقایسه با سایر ایمیل ها به طرز قابل توجهی بالاتر است.

این تحقیق که با بررسی نتایج چیزی بالغ بر ۵۰۰ میلیون ایمیلی انجام گرفت که توسط پلتفرم این شرکت ارسال شده بودند دقیقاً نشان داد که ایمیل هایی که حاوی گزینه هایی مانند به اشتراک گذاری در فیسبوک و توییتر بودند نسبت به ایمیل های فاقد این موارد ۳۰ درصد نرخ کلیک بیشتری داشتند. علاوه بر این، هنگامی که ایمیل های مورد نظر حداقل حاوی سه گزینه مختلف برای به اشتراک گذاری بودند، ناشران آنها به طور متوسط یک افزایش ۵۵ درصدی را در نرخ کلیک ایمیل های خود شاهد بودند.

این شرکت ارائه دهنده خدمات ایمیل مارکتینگ گزارش می دهد که علیرغم این یافته ها، تنها ۱۱٫۲ درصد از ایمیل ها بیش از دو گزینه برای به اشتراک گذاری در کانال های مختلف رسانه های اجتماعی را در اختیار مخاطبان خود قرار می دهند. البته این میزان نسبت به سال گذشته شاهد رشد قابل توجهی بوده، اما با توجه به مزایای روزافزون الحاق رسانه های اجتماعی به ایمیل مارکتینگ هنوز هم زیاد محسوب نمی شود.

در عین حال، امروزه شاهد حرکت فزاینده ارائه دهندگان خدمات ایمیل به سوی قلمروی رسانه های اجتماعی هستیم و البته با توجه به مزایایی که وجود آنها اثبات شده، این جای هیچ تعجبی ندارد. در واقع، اجتماعی تر شدن ایمیل مارکتینگ در شرایطی اعداد و ارقام را به سمت و سوی مثبت می برد که میزان بودجه مورد نیاز برای سرمایه گذاری لازم بر روی رسانه های اجتماعی نسبتاً اندک و استفاده از قدرت این پلتفرم نیرومند کاملاً مقرون به صرفه است.

آموزش فروش: استراتژی های اصلی برای به سرانجام رساندن فروش

یکی از دشوارترین کارها برای فروشندگان تازه کار به سرانجام رساندن فروش (Closing) است. با این حال، به سرانجام رساندن فروش لزوماً نباید به آن سختی که به نظر می رسد باشد. اگر در ارائه محصول و پاسخگویی به اعتراضات مشتری بالقوه عملکرد خوبی را از خود نشان داده باشید، فرآیند فروش به طور طبیعی به سرانجام خواهد رسید. در عین حال، اگر همه چیز آنطور که باید و شاید پیش نرفت، احتمالاً باید به مشتری بالقوه خود یک سقلمه بزنید تا بتوانید فرآیند فروش را با موفقیت به سرانجام برسانید. ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به ذکر چند مورد از استراتژی های موثر برای به سرانجام رساندن فروش اشاره می کنیم.

 

به سرانجام رساندن فرضی

به سرانجام رساندن فرضی کلی ترین روش به سرانجام رساندن فروش است و در صورتی از آن استفاده می کنید که نتوانسته باشید از یک روش شخصی سازی شده تر برای مشتری مورد نظر استفاده کنید. در این روش، پس از آنکه محصول یا خدمات مورد نظر را معرفی کرده و پاسخ های لازم به سوالات مشتری بالقوه را ارائه کردید، سوالی را می پرسید که بر مبنای این پیش فرض است که مشتری شما محصول یا خدمات مورد نظر را خریداری خواهد کرد. به عنوان مثال:

  • رنگ آبی رو ترجیح می دهید یا قرمز؟
  • ارسال معمولی ما یک روز زمان خواهد برد، اگر مایل باشید می تونید از ارسال پیشتاز استفاده کنید
  • برای شروع، ده مورد کافیه؟
  • اگر هزینه یک سال رو به صورت پیش پرداخت حساب کنید، می تونم ۱۰ درصد بهتون تخفیف بدم. نظرتون چیه؟
  • با غذاتون سیب زمینی سرخ کرده میل دارید یا پیاز؟

البته احتمالاً مورد آخر زیاد به کارتان نمی آید، اما در هر صورت با مثالهای بالا روش کار باید کاملاً برای شما روشن شده باشد و احتمالاً اکنون می توانید سوالات فرضی گوناگونی را برای محصول یا خدماتی که ارائه می کنید مطرح کنید.

 

به سرانجام رساندن فروش با تکیه بر محدودیت زمانی

اگر مشتری شما از جمله ویرانگر «باید فکر کنم» استفاده کرد، تکیه بر محدودیت زمانی می تواند راهگشای فرآیند به بن بست رسیده فروش باشد.

برای استفاده از این روش، کمی درنگ کنید، سپس در یک حالت متفکرانه سری تکان بدهید و چیزی شبیه به این بگویید:

«برای من کاملاً قابل درکه که تمایل داشته باشید روی این موضوع فکر کنید، اما فقط باید خدمتتون عرض کنم که مدل مورد نظر شما یکی از پرطرفدارترین مدل های ماست و معمولاً همیشه با کمبود موجودی مواجه هستیم. اگر این مدل فردا موجود نباشه مدلهای دیگر ما صد در صد با نیازهای شما همخوانی ندارن و واقعاً شرمنده شما میشیم.»

همچنین می توانید سخن از تخفیفی به میان بیاورید که مثلاً در عرض دو روز آینده به اتمام خواهد رسید یا روی هدیه ای که همراه با کالا یا خدمات مورد نظر ارائه می کنید تکیه کنید که دوره زمانی ارائه آن رو به پایان است.

البته استفاده از این روش فقط در صورتی موثر است که واقعاً چنین محدودیت هایی وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، ابداً و هرگز به مشتری دروغ نگویید. چنانچه شرکت متبوع شما به صورت کلی پیشنهادهای دارای محدودیت زمانی ارائه نمی کند، احتمالاً می توانید با مدیر فروش شرکت هماهنگ کنید تا اختیار ارائه پیشنهادهای جزئی را داشته باشید.

 

به سرانجام رسانی شخصی سازی شده

اگر فرآیند صلاحیت سنجی مشتری را به خوبی انجام داده باشید، احتمالاً اطلاعات فراوانی را درباره علایق و سلایق وی جمع آوری کرده اید (رنگ، اندازه، ویژگی ها، سطح کیفی، مقدار بودجه و موارد مشابه). هنگامی که می خواهید کار را تمام کنید، به یادداشت های خود درباره نیازهای مشتری نگاهی بیندازید و سپس چیزی شبیه به این بگویید:

«بسیار خوب، شما به یک تلویزیون ال ای دی نیاز دارید که به اندازه کافی بزرگ باشه که بتونید داخل هال منزل ازش استفاده کنید، بیشتر از ۲ تومن هم نمی خواهید هزینه کنید و ترجیح می دید که رنگش نقره ای باشه. آیا مورد دیگه ای هم هست که ذکر نکرده باشم؟»

منتظر پاسخ مشتری بمانید و سپس با این فرض که مشتری پاسخ منفی می دهد می گویید:

«خوشبختانه مدل ABCD1234 ما بهترین انتخاب برای شماست که همه نیازهاتون رو پوشش میده! این مدل همه ویژگیهای مورد نظر شما رو داره، به علاوه یک سیستم صوتی پیشرفته هم داره و قیمتش هم فقط ۱۷۰۰ هست. چیزی که لازمه فقط امضای شما زیر فاکتور هست و دستگاه تا شب خدمتتون ارسال میشه.»

از آنجایی که همه نیازها و خواسته های مشتری را به حساب آورده اید، احتمال پا پس کشیدن او در این مرحله بسیار کم است.

اگر مشتری در این مرحله از فرآیند فروش تردید داشت، احتمالاً مسائل یا به اصطلاح اعتراضاتی دارد که حل نشده اند. کاری که باید انجام بدهید این است که آنها را پیدا کنید و به مشتری کمک کنید تا آنها را حل کند تا فروش با موفقیت به سرانجام برسد.

چگونه ایمیل های سرد کوتاه تر و موثرتری بنویسیم؟ چهار اشتباه که باید از آنها اجتناب کنید

از بروز اشتباهات رایجی که در این مطلب به آنها اشاره می کنیم جلوگیری کنید تا ایمیل های مختصر و مفیدی را تهیه و تنظیم کنید که میزان واکنش به آنها فراتر از حد انتظار است.

 

ایمیل های طولانی حتی وقتی که از طرف دوستان هم ارسال می شوند آنقدر خوشایند نیستند. اما هنگامی که فرستنده ایمیلی که یک بحر طویل است یک غریبه باشد (ایمیل سرد)، این تبدیل به یک گناه نابخشودنی خواهد شد.

یکی از سریع ترین راه ها برای آزاردادن خریداران بالقوه و از دست دادن شانس فروش این است که برای آنها ایمیل های طولانی بفرستید که در جای جای آنها نقل قول های چندخطی آورده اید و در واقع با ارسال آنها احترام قائل نشدن خود برای برنامه روزانه شلوغ مخاطب را نشان می دهید.

زندگی ما با روشهای مختلف فروش و بازاریابی در هم آمیخته است؛ ابزارهای پیام رسان، فیدهای خبری، شبکه های اجتماعی و تماس های تلفنی. این به آن معنی است که حتی یک ایمیل نسبتاً بلند که اصل مطلب در آن تقریباً گم می شود می تواند باعث کند شدن، به تاخیر افتادن یا به بن بست رسیدن فرآیند فروش شود. هنگامی که مشتری می تواند مزایای مرتبط با نیازهای خود را در یک پیام دو خطی از رقیب شما پیدا کند، طبیعتاً برای رمزگشایی از داستان پنج پاراگرافی شما وقت خود را تلف نخواهد کرد.

با توجه به آنچه که ذکر شد، در ادامه به ذکر رایج ترین دلایل تولید ایمیل های بلند می پردازیم و در خواهیم یافت که چگونه با اجتناب از آنها می توانیم رابطه های بهتری را با مشتریان خود شکل بدهیم.

 

  1. می خواهید که همه مزایا و خصوصیات محصول یا خدمات خود را ذکر کنید

طبیعتاً نسبت به کسب و کار خود شور و اشتیاق دارید و می خواهید که همه توانمندی های آن را به رخ بکشید. اما مشتری بالقوه شما فقط می خواهد بداند که چه چیزی برای کسب و کارش سودمند و به اصطلاح «ارزش آفرین» خواهد بود و مشکل یا مسأله ای که با آن مواجه شده را حل می کند. هر چیز دیگری که به ایمیل خود اضافه کنید طول آن را بدون اینکه ضرورتی داشته باشد بیشتر می کند.

برای اجتناب از این مشکل، به جای ویژگی از مزایا استفاده کنید و در هر ایمیل یک مورد را بگنجانید. اگر ایمیل شما بیش از حد طولانی شد، به عقب برگردید و تعداد خصوصیات و مزایایی که در آن ذکر کرده اید را بشمارید. هر چیزی که با موضوع اصلی ایمیل شما همخوانی ندارد را ویرایش کنید.

 

  1. تمایل دارید که همه چیز را در یک نفس بگویید

یکی از ترفندهای نوشتن ایمیل های سرد خوب این است که بدانید که چگونه می توانید اشتیاق و کنجکاوی مشتریان بالقوه خود را تحریک کنید. احتمالاً شما این توانایی را دارید که هر چیز جالب، مهیج و خاصی که در رابطه با شرکت یا محصول تان وجود دارد را در یک ایمیل بگنجانید و ارسال کنید، اما اگر همه چیز را در یک نفس بگویید، در هفت ایمیل بعدی از کمپین هشت ایمیلی خود چه چیزی خواهید نوشت؟

در چنین شرایطی، اگر مشتری بالقوه به اولین ایمیل واکنش نشان ندهد –که البته هر چقدر هم که ایمیل شما خوب باشد ممکن است- چیز دیگری در اختیار نخواهید داشت که به کمک آن توجه مشتری را به خود جلب کنید.

 

  1. بیش از حد خوشایند و خوش مشرب هستید

ایمیل هایی که از طرف غریبه ها ارسال می شوند و با تعارفات تصنعی آغاز می شوند، مانند خانه هایی هستند که از فضای خانه می زنند تا هال آن را بزرگتر کنند – این فضای اضافی عملاً چیزی را به خانه اضافه نمی کند و بهتر است که در بخش دیگری مثل اتاق یا آشپزخانه مصرف شود. به همین ترتیب، هنگامی که می توانید از تعداد کلمات محدود قابل استفاده در یک ایمیل موثر در جای دیگری، مثل متن بدنه یا فراخوان به عمل استفاده کنید، شروع ایمیل خود را طولانی نکنید. اگر واقعاً نمی خواهید وقت مخاطب خود را تلف کنید، از همان ابتدا زیاده گویی نکنید.

به جای استفاده از تعارفاتی که به مذاق مخاطبی که شما را نمی شناسد ابداً خوش نخواهند آمد و بیشتر مانند چاپلوسی به نظر خواهند رسید، با اطلاعاتی شروع کنید که اهمیت مشکل مخاطب را نشان می دهند یا یک سوال غیرمنتظره بپرسید.

 

  1. نقل قول های شما افتضاح هستند

سخنانی که از کارشناسان یا افراد مشهوری نقل قول می کنید که تاییدی بر کیفیت و کارآمدی محصول یا خدمات شما به حساب می آیند می توانند تایید اجتماعی ارزشمندی در ایمیل های بازاریابی و فروش شما به شمار بروند. با این حال باید هوشمندانه و عاقلانه انتخاب کنید. یک نقل قول یک خطی که به دقت انتخاب شده باشد می تواند یک تایید اجتماعی قوی باشد. اما نقل قولی که به اندازه یک پاراگراف به طول می انجامد فقط دیوارنوشته ای است که مخاطب برای خواندن آن وقت نمی گذارد و بر خلاف انتظار، باعث می شود که شما تنبل به نظر برسید.

همینطور که پیش از ارسال ایمیل آن را بازخوانی می کنید، سوالاتی از این دست را از خودتان بپرسید: آیا این نقل قول مزیت خاصی را نشان می دهد؟ آیا تاییدیه ای را از جانب گوینده نشان می دهد که می تواند خواننده را متقاعد کند؟ اگر پاسخ به این سوالات منفی بود، فوراً آن را حذف کنید.

 

حرف آخر

اگر می خواهید که از همه این موارد اجتناب کنید، یک راه حل ساده برای شما وجود دارد: به غرورسنج خود نگاهی بیندازید. در بسیاری از موارد دلیل متولدشدن ایمیل های طولانی این است که نویسنده آنها عاشق کلام خودش است یا اینکه نمی خواهد باور کند که پیام های او هم می توانند به ویرایش نیاز داشته باشند. با این حال، بخشی از فرآیند فروش مستلزم این است که بدانید که چه زمانی باید از خودتان چشم بپوشید و مخاطب را در کانون توجه قرار بدهید و این ایثار در هیچ جا مانند ایمیل ضرورت ندارد. هنگامی که پشت میز می نشینید تا ایمیل خود را بنویسید، غرور و خودپسندی را کنار بگذارید و مطمئن باشید که از این طریق و با توجه به موارد بالا میزان پاسخ دهی و واکنش مخاطبان افزایش پیدا خواهد کرد و مشتریان بالقوه به همان طریقی که می خواهید از شما قدردانی خواهند کرد.

چگونه یک فروشنده حرفه ای بشویم؟

همه فروشنده ها حرفه ای نیستند. حرفه ای بودن مستلزم سطحی از توانمندی به همراه یک رویکرد و رفتار خاص است که آن را در هر کسی نمی توان پیدا کرد. از طرف دیگر، حرفه ای بودن به چیزی که می فروشید یا کسی که به وی آن را می فروشید ربطی پیدا نمی کند. ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به برخی از خصوصیات مشترک اغلب فروشندگان حرفه ای اشاره می کنیم.

فروشندگان حرفه ای چه خصوصیاتی دارند؟

اکثریت قریب به اتفاق فروشنده های حرفه ای در این چهار خصلت با هم مشابهت دارند:

 

درستی و صداقت

درستی و صداقت یک خصلت ضروری برای همه فعالان حرفه ای در هر زمینه ای است، اما برای فروشندگان اهمیت بیشتری پیدا می کند.

از آنجایی که فروشندگان به خاطر برخی رفتارهای نادرست و غیراخلاقی برخی از همکاران خود بدنام شده اند، یک فروشنده حرفه ای باید چنان رفتار کند که حتی تصور چنین ایده هایی به مخیّلات مصرف کننده خطور نکند. حتی کوچکترین بی توجهی به اصول کاری باور دیگران از کلیشه های رایج نسبت به فروشندگان را تایید خواهد کرد. فروشندگان حرفه ای به جای استفاده از رفتارهای نادرست برای فروش، همیشه برای نیاز مشتریان خود اولویت قائل می شوند. آنها تلاش نمی کنند تا مشتری را فریب بدهند یا به او فشار بیاورند تا چیزی را خریداری کند که بهترین انتخاب او نیست. در عوض، یک فروشنده حرفه ای با مشتری همکاری می کند تا متناسب با نیاز خود بهترین راهکار را پیدا کند، حتی اگر در این راستا مجبور شود که وی را به یکی از رقبا ارجاع بدهد.

 

افتخار کردن به شغل فروشندگی

پنهان شدن فروشندگان در پشت عناوینی همچون کارشناس کالا و خدمات دور از انتظار و نامتعارف نیست. فروشندگان حرفه ای از اینکه در بخش فروش کار می کنند به خود افتخار می کنند. آنها می دانند که کاری که انجام می دهند هم برای مشتری و هم برای کارفرما سودمند و مهم است. فروشندگان هم درست مثل پزشکان، معلمین و حتی آتشنشان ها به مردم خدمت می کنند و فروشندگان حرفه ای کاملاً به این موضوع واقف هستند.

فروشندگان هر روز با ده ها و حتی صدها نفر صحبت می کنند. فروشندگان حرفه ای می دانند که این توانایی را دارند که با بهتر کردن شرایط برای تمام افرادی که با آنها گفتگو می کنند خواهند توانست که هر یک از این تعاملات را به یک تجربه مثبت برای طرف مقابل تبدیل کنند . به علاوه، فروشندگانی که حرفه ای هستند می دانند که در عمل چهره شرکت متبوع خود به حساب می آیند و در نتیجه، متناسب با همین جایگاه رفتار می کنند.

 

بهبود مستمر

فعالان و کارکنان بسیاری از زمینه های شغلی هر چقدر هم که تجربه داشته باشند باز هم ملزم هستند که در دوره های آموزشی نظری و عملی شرکت کنند و در عین حال، مطالعه داشته باشند و دانش خود را به روز نگه دارند. علیرغم اینکه هیچ قانونی فروشندگان را به یادگیری بیشتر ملزم نمی کند، اما فروشندگان حرفه ای می دانند که یادگیری و رشد مستمر یک ضرورت انکارناپذیر است. بسیاری از شرکت ها از این ضرورت آگاهی پیدا کرده اند و به طور مرتب فروشندگان خود را به کلاس های آموزشی مختلف می فرستند و مواد آموزشی مناسب و به روز را برای ایشان تهیه می کنند. با این حال، آن دسته از فروشندگان حرفه ای که برای شرکت هایی کار می کنند که چنین فرصت هایی را برای آنها فراهم نمی کنند، خودشان به دنبال بهره برداری از فرصت های موجود می روند. علاوه بر این، فروشندگان حرفه ای همیشه به دنبال امتحان کردن چیزهای تازه هستند؛ این می تواند یک کانال خاص باشد که تاکنون از آن استفاده نکرده اند یا یک متن جدید برای تماس سرد و یا یک روش جدید برای به سرانجام رساندن فروش.

 

عشق ورزیدن به کار

برخی از فروشندگان از کار خود متنفر هستند. آنها به فروش ادامه می دهند چون خرج زندگی شان را از این طریق در می آورند، اما در حقیقت هیچ علاقه ای به کار خود ندارند و فقط حداقل کاری را انجام می دهند که شغل شان را برای آنها حفظ می کند. از طرف دیگر، فروشندگان حرفه ای از اینکه در حوزه فروش فعالیت می کنند لذت می برند. البته شاید عاشق تک تک ابعاد این کار نباشند، اما به طور کلی حضور در کار فروشندگی را دوست دارند.

از نظر یک فروشنده حرفه ای، پیداکردن مشتریان جدید و متقاعدکردن آنها به خرید هیجان انگیز و جالب است؛ آنها از چالش هایی که ذاتاً در فروش وجود دارد لذت می برند و به واسطه آنها رشد می کنند. یک نکته که باید به آن توجه کرد این است که غالباً فروشنده های تازه کار در ابتدا از کار خود لذت نمی برند، اما دلیلش فقط این است که خیلی چیزها را باید در ابتدای کار یاد بگیرند و این معمولاً طاقت فرسا است. در عین حال، این به معنای آن نیست که شما تا ابد محکوم به تنفر از کار خود هستید، بلکه فقط به این معنی است که برای عادت کردن به کار و مسئولیت های آن به کمی زمان نیاز دارید. با این وجود، اگر مدتی است که در منصب فروشندگی کار کرده اید و هنوز هم احساس می کنید که از این کار متنفرید، در اینصورت وقت آن رسیده که به تغییر شغل خود فکر کنید. چرا باید خودتان -و احتمالاً کارفرما و حتی مشتری- را با انجام کاری که به آن علاقه ای ندارید آزار بدهید؟


نظر شما چیست؟ از دید شما یک فروشنده حرفه ای چگونه باید باشد؟ آیا تاکنون با یک فروشنده حرفه ای برخورد کرده اید که مظهر ویژگی های بالا باشد؟ لطفاً نظرات و ایده های خود در رابطه با این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر کاربران گویا آی تی در میان بگذارید.