هفت اپلیکیشن ضروری برای مدیران

در قرن بیست و یکم استفاده از گوشی های هوشمند به یک امر رایج تبدیل شده است و به تبع این امر، استفاده از اپلیکیشن ها نیز در میان اکثر انسان ها به نحو چشم گیری رونق دارد.
در میان این اپلیکیشن ها، برخی هستند که می توانند موجب افزایش بهره وری محیط کار شوند. در ادامه به معرفی این اپلیکیشن ها برای مدیرانی که خواهان بهره وری بیشتر هستند خواهیم پرداخت. با گویا آی تی همراه باشید.

۱- استفاده از یک پیام رسان (به جز تلگرام)

پیام رسان ها می توانند بسیار مفید و کارآمد باشند. البته، چنان که می دانید، تلگرام یکی از پرکاربردترین و مفیدترین پیام رسان ها در کشور ماست، اما به هر حال پیام رسانی که ما قصد معرفی آن را داریم پیام رسانی غیر از تلگرام است. زیرا کسانی که از تلگرام استفاده می کنند در اغلب موارد به استفاده از نسخه ی ویندوز آن روی می آورند و به این ترتیب نوتیفیکیشن های گاه و بیگاه آن می تواند موجب کاهش تمرکز و گاه ایجاد یک گفتگوی طولانی و نتیجتاً اتلاف وقت شود.
بنابراین بهتر است برای ارتباط با کارمندان خود، از یک پیام رسان غیر از تلگرام استفاده کنید. برای این کار، چند امکان پیش روی شماست:
• استفاده از یک پیام رسان اختصاصی
• واتس اپ
• ایمو
• وایبر

۲- اپلیکیشن گوگل کیپ

این اپلیکیشن یکی از بهترین و مفید ترین اپلیکیشن ها جهت یادداشت برداری می باشد. گوگل کیپ علاوه بر سیستم عامل اندروید، قابلیت نصب بر روی آی او اس و دسکتاپ را نیز دارد. امکان خوب و کاربردی ای که در گوگل کیپ وجود دارد این است که در صورت نصب این اپلیکیشن بر روی دو یا چند دستگاه، مثلاً بر روی گوشی و همچنین تبلت، اگر شما یادداشتی در گوشی خود ایجاد کنید، آن یادداشت در تبلت نیز ایجاد خواهد شد.
افزون بر این، قابلیت مفید دیگری در این اپلیکیشن وجود دارد و آن قابلیت پین کردن است. با استفاده از این قابلیت می توانید یادداشت و یادداشت های مهم را پین کنید تا همواره در بالای تمامی یادداشت ها قرار گیرند.
در آخر ذکر این نکته لازم است که گوگل کیپ امکان دسته بندی یادداشت ها را نیز برای شما فراهم می سازد. می توانید برای هر یادداشت یک دسته و یا برچسب معرفی کنید. مثلاً یک یادداشت را تحت عنوان ضروری ذخیره کنید، یکی را تحت عنوان جلسه ها و … .

۳- اپلیکیشن ترلو

به راستی که ترلو از مفید ترین و کاربردی ترین اپلیکیشن ها برای محیط های کاری است. ترلو این امکان را برای شما فراهم می سازد که بتوانید به تعریف چند پروژه بپردازید و در عین حال برخی وظایف نیز برای آن ها ایجاد کنید. سپس هر یک از این وظایف را می توانید به کارمندان خود بدهید و بر روی فرآیند انجام آن ها نظارت و کنترل داشته باشید. ترلو بر روی دسکتاپ نیز قابل نصب بوده و همچنین از امکان دسترسی آنلاین برخوردار می باشد.
علاوه بر این، قابلیت مفید دیگری که در این اپلیکیشن وجود دارد این است که با استفاده از آن قادر هستید که برای اشخاصی که در پروژه فعالیت می کنند اکانت بسازید و همچنین مقدار دسترسی آن ها را نیز تنظیم کنید.

۴- اپلیکیشن لغت نامه

داشتن غلط املایی و همچنین غلط نگارشی یکی از بدترین اتفاقاتی است که می تواند برای یک مدیر رخ دهد. بنابراین حتی اگر به میزان آشنایی و تسلط خود بر ادبیات اطمینان دارید بهتر است یک اپلیکیشن لغت نامه در گوشی هوشمند خود داشته باشید. گاه املای برخی واژه ها چنان مشکوک است که نیاز به لغت نامه را ضروری می سازد. با این حال حتماً از یک لغت نامه ی معتبر استفاده کنید. اپلیکیشن هر یک از لغت نامه های دهخدا، معین و یا عمید موجود است و می توانید آن ها را روی گوشی خود نصب کنید.

۵- گوگل کلندر یا تقویم گوگل

استفاده از سررسید در میان مدیران یکی از روش های رایج و متداول برای تنظیم قرارهای ملاقات است. ما برای تنظیم و ثبت قرارهای ملاقات استفاده از سررسید مجاری گوگل کلندر (Google Calendar) را به شما پیشنهاد می کنیم. این اپ این امکان را به شما می دهد که بتوانید تمامی قرارهای ملاقات و هر گونه کاری که برای انجام دارید را روی آن یادداشت کنید. خبر خوب این که به تازگی، امکان اضافه کردن تعطیلات کشورمان نیز در آن فراهم شده است.

۶- یک اپلیکیشن برای اخبار

احتمالاً شما نیز به عنوان مدیر گاه از کار زیاد خسته می شوید و یا به سبب وقت اضافه ای که میان کار خود و یک قرار ملاقات دارید نیاز به چیزی جهت پر کردن وقت دارید. بدیهی است که استفاده از شبکه های اجتماعی و یا اپ های بازی نمی تواند گزینه ای مناسب باشد زیرا ممکن است بیش از حد نیاز موجب گرفتن وقت شما شوند. ما استفاده از یک اپلیکیشن اخبار را به شما پیشنهاد می کنیم. در حال حاضر اپلیکیشن Google یکی از بهترین اپلیکیشن ها برای این امر است.

۷- کوییک باکس

کوییک بوکس (Quickbooks) یک اپلیکیشن بسیار مفید و جذاب برای تمامی مدیران و کارمندان است. البته برخی از امکانات آن برای ایرانی ها قابل استفاده نیست اما با این حال هنوز هم اپلیکیشن مفیدی به نظر می رسد. با استفاده از آن می توانید برای خود صورت سود و زیان تشکیل دهید، به مدیریت مخارج و همچنین درآمدهایتان بپردازید و سایر کارهای اینگونه را انجام دهید.

۱۰ سخن الهام بخش مرتبط با فروش برای اینکه متمایز باشید

فروشندگی یکی از حرفه های حساس و ظریف است که به دلیل نقش مهمی که روابط انسانی در آن بازی می کنند مستلزم تخصص و تجربه فراوانی است. در این میان، تعداد فروشندگان کالاها و خدمات مختلف روز به روز افزایش پیدا کرده و چیزی که اهمیت دوچندانی پیدا می کند تمایز و متفاوت بودن است. توسل به روشهای قدیمی دیگر آنچنان به مذاق مصرف کنندگان خوش نمی آید و حتی اگر دو شرکت مشابه محصولی را تولید کنند که از لحاظ کیفیت یکسان هستند، مشتری محصولی را خریداری خواهد کرد که فروشنده بهتری داشته باشد. ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش چند جمله ارزشمند را نقل قول می کنیم که می تواند الهام بخش فروشندگان باشد تا بتوانند به شیوه متفاوت و موثری فروش محصولات یا خدمات خود را به سرانجام برسانند.

 

  1. «پیش از آنکه مجبور شوید، تغییر کنید.» -جَک وِلش
  2. «فرآیندهای از پیش تعیین شده را کنار بگذارید و خودتان را به عنوان یک متخصص بهبود کسب و کار در نظر بگیرید.» -جیل کُنرات
  3. «بهترین ابزار فروش در جهان محتوای خارق العاده است.» -مارکوس شِریدان
  4. «هنر فروشندگی در به چشم نیامدن فروشندگی است.» -جَک کارول
  5. «رقیب درجه یک شما وضعیت کنونی است!» -برِنت آدامسون
  6. «امروزه باید برای مشتری خود نسخه بپیچید، نه اینکه به دنبال بروکراسی و کاغذبازی باشید.» -برِنت آدامسون
  7. «این روزها دیگر رویاپردازی اهمیت ندارد، بلکه باید واقعیت پردازی کنید.» -جیم فارلی
  8. «درست به مانند همه رابطه ها، بازار آنهایی را ترجیح می دهد که بیش از آنکه چیزی بخواهند منفعت ارائه می کنند.» -لِزلی برادشا
  9. «برای اینکه یک شرکت موفق و ماندگار را بنا کنید، در آن هنگامی که فروش به سرانجام نمی رسد یک رابطه ایجاد کنید.» -پاتریشا فریپ
  10. «کردار خوب از گفتار خوب بهتر است.» -بِنجامین فرانکلین

و یک نقل قول اضافی هم به عنوان پاداش شما برای وقتی که برای خواندن این مطلب گذاشتید:

«هدف این نیست که با همه افرادی که به آنچه که شما دارید نیاز دارند کار کنید. هدف این است که با آنهایی کار کنید که باورهای شما را باور دارند.» -سایمون سینِک

 

افزایش اعضای فهرست ایمیل مارکتینگ بدون توسل به میانبر؛ چگونه؟

چگونه بدون اینکه ریسک کنید و خطاهایی مثل خریداری فهرست های آماده (که قبلاً به مضرات آن پرداخته ایم) را مرتکب شوید می توانید تعداد اعضای فهرست ایمیل مارکتینگ خود را افزایش بدهید؟ ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش بازاریابی ایمیلی به ذکر نکاتی می پردازیم که به کمک آنها می توانید تعداد مشترکان فهرست خود را دو چندان کنید.

 

افزایش تعداد مخاطبان موجود در فهرست های ایمیل مارکتینگ یکی از اهداف مهم همه بازاریاب هایی است که از این ابزار نیرومند و مقرون به صرفه بهره می گیرند. با این حال، بسیاری از بازاریاب ها با امید به افزایش دامنه دسترسی و تعامل خود با مردم دچار خطای فاحش خریداری فهرست های از پیش آماده می شوند.

شاید روی کاغذ به نظر برسد که وجود آدرس های ایمیل بیشتر در فهرست به افزایش مشتریان منتهی می شود، اما در عمل خریداری فهرست ایمیل نتیجه عکس این را دارد. در حقیقت، خریداری فهرست ایمیل باعث تخریب شهرت برند شده و شانس تعامل با مشتریان مناسب را کاهش می دهد.

اما چگونه می توانید فهرست ایمیل خود را از راه درست توسعه بدهید؟ اولین قدم این است که فهرست های از پیش آماده شده را خریداری نکنید. اما انبوهی از روشهای دیگر نیز وجود دارند که به کمک آنها می توانید تعداد مشترکان ایمیل مارکتینگ خود را به صورت طبیعی افزایش بدهید. برای شروع این سه روش را امتحان کنید:

 

  1. فراهم کردن فرصت های متعدد برای ثبت نام در فهرست بازاریابی

فرم ثبت نام در فهرست بازاریابی خود را در چندین مکان قرار داده و به اشتراک بگذارید و همیشه ارزش و منفعتی که یک مشترک جدید با ثبت نام به دست خواهد آورد را به وضوح ذکر کنید. یکی از بهترین مکان ها برای توسعه فهرست ایمیل، صفحاتی است که در آنها از مشتری به خاطر تعاملی که با شما داشته قدردانی می کنید. اگر یک مشتری به هر نحوی با برند شما تعامل داشته و در قالب یک صفحه وب یا ایمیل از او تشکر می کنید، با قرار دادن فرم ثبت نام در صفحه یا ایمیل به نحوی که مخاطب به راحتی بتواند عضو فهرست ایمیل مارکتینگ شما شود و ذکر اینکه با ثبت نام خود چه چیزی به دست خواهد آورد از این فرصت برای حفظ و ادامه رابطه خود با وی بهره برداری کنید.

در هر فرصتی که پیدا می کنید، صفحات ثبت نام را بهینه سازی کنید. ثبت نام را تا جایی که امکان دارد برای مشتریان جدید تسهیل کنید و به یاد داشته باشید که ایجاز ارجح است. در حین اینکه فرآیند ثبت نام را کوتاه و لذت بخش می کنید، تا می توانید اطلاعات جمع آوری کنید تا تجربه مشتری با برند خود را شخصی سازی کنید.

در نهایت، هیچ گاه ارسال ایمیل قدردانی از مشترکان جدید به خاطر ثبت نام شان را فراموش نکنید.

 

  1. با یک ایمیل خوشامدگویی تاثیرگذار شروع کنید

تاثیر اولیه ای که بر ذهن مخاطب خود می گذارید بسیار مهم است و استفاده از ایمیل های خوشامدگویی بهترین راه برای معرفی برند به مشترکان جدید و آغاز تعامل با آنها از همان ابتدا است. ایمیل خوشامدی را ارسال کنید که فکر شده، حساب شده و شخصی سازی شده باشد و نکات سودمندی را در خود داشته باشد یا اینکه پیشنهاد ارزش آفرینی را ارائه کند. هنگامی که منفعت و به عبارتی ارزش ارائه می کنید، احتمال اینکه مشترک شما فهرست ایمیل مارکتینگ تان را ترک نکند بیشتر می شود.

 

  1. همیشه ارزش آفرین باشید و محتوای سودمند ارسال کنید

برای اینکه بتوانید تعامل خود با مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ تان و علاقه آنها به دریافت ایمیل از جانب برند خود را حفظ کنید، همیشه و در همه حال آیتم های محتوایی تازه، جالب و سودمند ارسال کنید. با توجه به حجم انبوه ایمیل هایی که هر روز و همه روزه وارد اینباکس مخاطب هدف شما می شود، اگر از متن، محتوا و پیشنهادهای جذاب استفاده نکنید، شانس موفقیت چندانی نخواهید داشت. بهترین راه برای اینکه در میان این هیاهو و شلوغی بتوانید خودی نشان بدهید این است که محتوای جذابی ارائه کنید که حاکی از تخصص و تجربه برند شما باشد و پیشنهادات سودمندی را نیز در ایمیل های بازاریابی خود بگنجانید.

 

میانبر را فراموش کنید؛ از مسیر خوش منظره اصلی استفاده کنید

توسعه طبیعی فهرست های ایمیل مارکتینگ زمان بر است، اما با استفاده از برخی نکات مهم مانند مواردی که در بالا به آنها اشاره شد رشد تعداد مشترکان و میزان تعامل را به تدریج و به طور مستمر شاهد خواهید بود. از طرف دیگر باید به این نکته توجه داشته باشید که استفاده از میانبر و خرید فهرست های آماده باعث افزایش تعامل مشترکان با شما نخواهد شد.

مسیر خوش منظره اصلی را انتخاب کنید و با عدم تحمیل خبرنامه ها و سایر ایمیل های ترویجی خود فرمان را به دست مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ تان بسپارید.

همیشه برای مشترکان فهرست خود اولویت قائل شوید. هنگامی که مشترک با ثبت نام خود شخصاً تمایلش به دریافت ایمیل های شما را اعلام می کند، احتمال تعامل و عمل به فراخوان به عمل های ایمیل های شما به میزان قابل توجهی افزایش پیدا می کند.

 

 

چگونه حس اضطرار و فوریت را به مشتری القا کنیم

سه موردی که در این مطلب از سلسله مطالب مرتبط با آموزش فروش به آنها اشاره می کنیم در ویژگیهای روانشناسی انسان ریشه دارند و به کمک آنها می توانید مخاطب هدف خود را به واکنش فوری ترغیب کنید.

 

یک انسان بالغ روزانه به طور متوسط چیزی نزدیک به ۳۵۰۰۰ تصمیم می گیرد. اینکه چه بپوشد، از کدام مسیر برای رسیدن به محل کار استفاده کند، از کجا قهوه یا غذای مورد نظر خود را خریداری کند، همه اینها فقط ابتدایی ترین تصمیمات و معمولاً ساده ترین آنها هستند.

در نتیجه، می توانید تصور کنید که هنگامی که یک مشتری بالقوه ایمیل شما را باز می کند، قرار گرفتن در معرض گزینه های پیچیده و به طور کلی پیچیدگی و دشواری انتخاب چیزی نیست که بخواهد با آن روبرو شود. کار شما به عنوان یک فروشنده این است که تا جایی که امکان دارد تصمیم گیری را برای مشتری آسان کنید.

ساده ترین و موثرترین روش برای نیل به این هدف این است که کار شما به مذاق ابتدایی ترین و اصلی ترین غرایز مخاطب تان خوش بیاید: اشتیاق، کنجکاوی و ترس. این سه مورد از میان تمامی محرک های عاطفی قدرت بیشتری در ایجاد حس اضطرار و فوریت دارند و تحریک آنها احتمال پاسخ به ایمیل شما را افزایش می دهد.

البته سخن گفتن درباره این موضوع از عمل کردن به آن بسیار آسانتر است. شما در مبحث ایمیل های سرد (cold email) باید غرایز انسانی مورد اشاره را تحریک کنید و در آنِ واحد به مشتری نشان بدهید که خواسته ها، نیازها و دغدغه های وی را درک می کنید و این توان را دارید که بهترین راهکار را به وی ارائه کنید.

اما چگونه می توانید از غرایز مشتری برای افزایش فروش بهره برداری کنید؟ به نکات زیر در رابطه با هر یک از غریزه های اصلی توجه کنید.

 

  1. اشتیاق

همه کسب و کارها به دنبال رشد و موفقیت هستند. شما با وعده ارائه ارزش و منفعت مستقیم می توانید در صدد برآوردن این خواسته برآیید. پیام شما باید فوراً و به شکل قابل باوری به مشتری بالقوه نشان بدهد که چه سودی از محصول یا خدمات شما نصیبش خواهد شد. این کار باید به صورتی انجام بگیرد که به مشتری انگیزه بدهد تا نسبت به پیام شما واکنش نشان بدهد. در این راستا از دو روش می توانید استفاده کنید:

اولین راه این است که ارزش محصول یا خدماتی که ارائه می کنید را با ارائه نمونه های واضح و ملموس یا تایید اجتماعی (social proof) از نتیجه بخش بودن محصول یا خدمات خود اثبات کنید. اگر بتوانید برای نشان دادن موفقیت خود از اعداد و ارقام برای مقایسه با رقبا استفاده کنید تاثیر این روش دوچندان خواهد شد. به عنوان مثال: «ما با افزایش میزان عمل به فراخوان به عمل مشتری الف از ۲۲ به ۴۰ درصد توانستیم درآمد وی را دو برابر کنیم.»

روش دیگر این است که ویژگی های محصول یا خدمات خود را در قالب مزایا و منافعی که برای مشتری دارند ارائه کنید. اگر به تازگی وارد میدان شده اید یا نمی توانید از مشتریان خود نام ببرید این روش می تواند روش مناسبی برای شما باشد: «خدمات بازاریابی و فروش ما به بسیاری از کسب و کارهای کوچک کمک کرده تا اعتبار برند خود را افزایش دهند و دنبال کنندگان و ترافیک بیشتری را جذب کنند.»

 

  1. کنجکاوی

تحریک حس کنجکاوی یکی از ابزارهای قدرتمند موجود در جعبه ابزار بازاریاب ها و فروشندگان است که استفاده از آن به نوبه خود می تواند جالب باشد. اگر ایمیل شما به یکی از مشکلات مشتری بالقوه یا نیاز خاص وی اشاره می کند، تمایل او به سر در آوردن از کل ماجرا باید هر تردید احتمالی برای واکنش نشان دادن به ایمیل تان را از بین ببرد.

به عنوان مثال، فرض کنید که می خواهید به خریدار اطلاع بدهید که استراتژی یا ایده ای دارید که می تواند در بخشی از کسب و کار وی تفاوت عمده ای را ایجاد کند. به خاطر داشته باشید که باید کنجکاوی مخاطب خود رابه اوج برسانید، بنابراین این اطلاع رسانی را باید به شکل یک تیزِر انجام بدهید تا مشتری تحریک شود که قدم بعدی مورد نظر را بردارد. مثلاً می توانید چیزی شبیه به این را امتحان کنید: «من ایده ای دارم که می تواند صدها مشتری راغب صلاحیت سنجی شده را به سمت تیم فروش شرکت شما جذب کند. خیلی دوست دارم که این ایده را با شما در میان بگذارم.»

به علاوه می توانید پیشنهاد بیان نکاتی که به سایر مشتریان تان کمک کرده یا توصیه هایی برای پیش افتادن از رقبای خریدار را نیز ارائه کنید. مثلاً ایمیل شما می تواند چنین سوالی را مطرح کند: «ما به [شرکت رقیب] کمک کردیم تا درآمد ناشی از فروش خود را در سال گذشته تا ۶۳ درصد افزایش بدهد. آیا می خواهید بدانید که آیا شرکت شما هم می تواند نتایج مشابهی را کسب کند؟»

 

  1. ترس

ترس را می توان قدرتمندترین روش برای ایجاد حس فوریت و اضطرار و تحریک مشتری بالقوه نسبت به دست به کار شدن دانست. در عین حال، باید به جای شدت از ظرافت استفاده کنید. طبیعتاً نمی خواهید که مشتریان بالقوه خود را بترسانید؛ شما فقط می خواهید که دغدغه های آنها را هدف قرار دهید. مسائل و مشکلات خاصی از مشتری که به حوزه فعالیت شما مربوط می شوند را پیدا کنید، اضطراب ایجاد کنید و پیام خود را با ارائه یک راهکار به شکل مثبت به پایان ببرید.

به عنوان مثال، به جای نوشتن «اگر همین الآن دست به کار نشوید، هکرها کسب و کار شما را از بین خواهند برد»، از رویکردی استفاده کنید که لطیف تر و ظریف تر باشد: «حملات هکرها در طول دو سال گذشته ده برابر شده و همین اهمیت محافظت از اطلاعات تان را دو چندان می کند.»

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش بازاریابی و فروش گویا آی تی به ذکر سه موردی پرداختیم که به کمک آنها می توانید حس اضطرار و فوریت برای دست به کار شدن را در مشتری بالقوه خود ایجاد کنید. آیا موارد دیگری هم به ذهن شما می رسد؟ لطفا نظرات و ایده های خود را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.

۵ مرحله ارزیابی نرخ بازشدن و هدفگذاری استاندارد برای ایمیل های ایمیل مارکتینگ

حتی اگر از میانگین نرخ بازشدن ایمیل های بازاریابی در حوزه ای که در آن فعالیت می کنید آگاهی داشته باشید، باز هم بدون ارزیابی نتایج کنونی خود نمی توانید هدف های واقع بینانه و استانداردی را تعیین کنید. به منظور تعیین مبنا و هدفگذاری منطقی برای نرخ بازشدن ایمیل های بازاریابی خود با این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ همراه باشید و گام به گام بر طبق پنج مرحله ای که در ادامه می آید عمل کنید:

 

مرحله ۱: نمودار نرخ بازشدن ایمیل های بازاریابی خود در طول یک تا ۴ فصل گذشته را ترسیم کنید

اولین کاری که باید انجام بدهید این است که به گذشته مراجعه کنید و هر ایمیلی که در طول ۳ تا ۱۲ ماه گذشته ارسال کرده اید را مورد بررسی قرار بدهید. منحنی نرخ بازشدن (و نرخ کلیک، میزان لغو اشتراک، میزان شکایات و مواردی از این قبیل) را برای تک تک ایمیل های بازاریابی که ارسال کرده اید در یک نمودار ترسیم کنید.

تصویر زیر یک نمونه از نمودار مورد نظر است که به شما نشان می دهد که چگونه می توانید نرخ بازشدن و کلیک را بر اساس فصل ترسیم کنید:

نمودار نرخ بازشدن

 

مرحله ۲: میانگین نرخ بازشدن ایمیل های خود را محاسبه کنید

اکنون می توانید میانگین نرخ بازشدن (و نرخ کلیک، میزان لغو اشتراک و سایر موارد) در طول یک تا چهار فصل گذشته را محاسبه کنید.

به منظور محاسبه میانگین نرخ بازشدن ایمیل های خود در طول یک بازه زمانی مشخص، تمامی نرخ های بازشدن را با هم جمع کنید و رقم به دست آمده را بر تعداد ایمیل هایی که در طول آن زمان ارسال شده تقسیم کنید.

این مقدار معیار شما است. تعیین معیار برای نرخ کلیک، نرخ لغو اشتراک و سایر موارد مشابه را نیز از یاد نبرید.

 

مرحله ۳: موارد استثنایی را مشخص کنید

پس از طی دو مرحله اول، باید موارد استثنایی (خوب یا بد) را مشخص کنید.

آیا ایمیل خاصی را ارسال کرده اید که عملکرد بسیار خوبی داشته یا به عکس، عملکرد ضعیفی را از خود بر جای گذاشته است؟ اگر پاسخ تان مثبت است، آیا می دانید که چرا آن ایمیل نسبت به بقیه عملکرد بهتر یا بدتری داشته است؟ به تک تک این موارد استثنایی و علت پدیدار شدن آنها توجه کنید.

به عنوان مثال، نرخ بازشدن ایمیل در نمودار زیر تقریباً به طور مستمر بهبود پیدا کرده، اما در مورد ایمیل شماره ۵ یک استثنا را شاهد هستیم:

نمودار ایمیل مارکتینگ

ما باید آن ایمیل خاص را مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار بدهیم تا ببینیم که چرا عملکرد مشابهی با سایر ایمیل های ما نداشته است.

 

مرحله ۴: الگوها را پیدا کنید

سپس به دنبال الگوهایی بگردید که ظاهر می شوند. آیا موضوع خاصی وجود دارد که عملکرد بسیار خوب یا بسیار بدی دارد؟ در مورد زمان ارسال چطور؟ آیا وقت یا ساعت خاصی از روز وجود دارد که ارسال ایمیل در طول آن زمان عملکرد ایمیل های بازاریابی شما را نسبت به میانگین بالاتر یا پایین تر می برد؟ کدام نوع از عناوین عملکرد بهتر یا بدتری دارند؟

به جزئیات توجه کنید و از این اطلاعات برای بهبود و تقویت کمپین های ایمیل مارکتینگ بعدی خود استفاده کنید.

 

مرحله ۵: تعیین اهداف

و سرانجام برای نرخ بازشدن ایمیل های بازاریابی خود (و همچنین سایر شاخص های عملکرد) هدفگذاری کنید. به این سوال پاسخ بدهید که نرخ بازشدن ایمیل های بازاریابی خود را تا چه حد می خواهید از رقم معیار بالاتر ببرید؟

اکنون زمان خوبی است که به سراغ میانگین نرخ بازشدن ایمیل های بازاریابی در حوزه ای که در آن فعالیت می کنید بروید و ببینید که در چه وضعیتی قرار دارید. در مورد این اعداد و ارقام وسواس به خرج ندهید، اما از آنها به منظور تعیین هدف های واقع بینانه و استاندارد برای کمپین های ایمیل مارکتینگ خود بهره برداری کنید.

 

آموزش فروش: چگونه به «نه، ممنون» مشتری پاسخ بدهیم؟

هنگامی که مشتری بالقوه پیشنهاد شما را رد می کند باید چکار کنید؟ به واقع، شاید پیشنهادات خوبی را هم ارائه کنید، اما مشتری با عبارت «نه، ممنون» همه آنها را زیر پا می گذارد. در چنین شرایطی چه کاری از دست شما بر می آید؟ با این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش همراه باشید تا به پاسخ به این سوال بپردازیم.

اما شما به عنوان یک فروشنده حرفه ای و مسلط در مواجهه با عبارت «نه، ممنون» باید چه واکنشی را از خود نشان بدهید؟ اگر پیشنهاد خوبی برای ارائه دارید و از جملات آغازین (چیزی که در اولین تماس و پس از «سلام، من فلانی هستم» می گویید) مناسبی استفاده کرده اید، لزومی به تغییر و تحول خاصی در آنها نیست. در عوض، باید یک برنامه جایگزین یا به اصطلاح «پلن» دیگر هم مهیا و آماده داشته باشید تا در چنین مواقعی از آن استفاده کنید.

توصیه هایی که در ادامه می آید از زبان آقای مایکِل پِدون نقل می شود که ما در چندین مقاله دیگر نیز از نظرات و پیشنهادات وی استفاده کرده ایم. آقای پدون بیش از ۲۰ سال در فروش تلفنی سابقه دارد. وی موسس SalesBuzz است و مدیریت عامل این شرکت را نیز بر عهده دارد.

من به شخصه هر وقت که با پاسخ «نه، ممنون» مواجه می شوم، با جملاتی با این مضمون پاسخ می دهم:

«من درک می کنم که وقت شما ارزشمنده و قطعاً اگر مطمئن نبودم که پیشنهاد من فایده ای برای شما داره اصلاً تماس نمی گرفتم. فقط لازمه که محض اطمینان چند تا سوال مختصر ازتون بپرسم، از نظر شما ایرادی نداره؟»

 

سه گزینه

هنگامی که این نمایشنامه را به روی صحنه می برید، مشتری شما فقط سه گزینه دارد که می تواند از یکی از آنها استفاده کند:

  1. مشتری می تواند دوباره پاسخ منفی بدهد. در این حالت، تماس را قطع کنید و بگذارید و بگذرید. به این معنی که ماهی را دوباره در دریا بیندازید و اجازه بدهید که کمپین های بازاریابی قطره ای شما کار خودشان را انجام بدهند. بسیاری از فروشندگان با دنبال کردن مشتریانی که اساساً علاقه ای به محصول یا خدمات مورد نظر ندارند وقت، انرژی و بودجه فراوانی را هدر می دهند. اگر جملات آغازین شما موفقیت های فوق العاده ای را برای شما به ارمغان آورده اند و از تاثیر آنها اطمینان دارید، اما در مورد این مشتری خاص بی فایده هستند و برنامه پشتیبان تان هم با شکست مواجه شده، در اینصورت باید به سراغ مشتری بعدی بروید. کار شما این است که با سرعت هر چه تمام تر فرآیند فروش را با مشتریان صلاحیت سنجی شده بیشتر و بیشتری به سرانجام برسانید، نه اینکه به هر فردی که با وی روبرو می شوید یا با او تماس می گیرید چیزی بفروشید.

 

  1. مشتری درخواست شما را قبول می کند. در این حالت خودتان را از بقیه جماعت فروشندگان متمایز کرده اید و این حق را به دست آورده اید (حتی اگر علاقه مشتری بالقوه را جلب نکرده باشید) که ببینید که چه پیشنهادی را می توانید به وی ارائه کنید. آماده باشید! این فرصت را با «مِن مِن کردن» از دست ندهید. سوال بعدی را از قبل آماده کنید و مهیّا و مجهز باشید.

 

  1. مشتری می گوید: «من واقعاً سرم شلوغه، اما می تونید ساعت … با من تماس بگیرید» و در این حالت هم دوباره فرصتی به دست آورده اید و قرار می گذارید.

 

البته این راهکار نمی تواند پیشنهادات ضعیف و جملات آغازین نامناسب را جبران کند. اگر عبارات «نه، ممنون»، «علاقه ای ندارم» یا «نیازی نداریم (تق!)» را زیاد می شنوید، در اینصورت جملات آغازین شما ایراد دارند و باید در صدد تصحیح و تقویت آنها برآیید.


شما نسبت به این عبارت چه واکنشی نشان می دهید؟ چه راهکاری برای شما کارساز بوده است؟ لطفاً ایده ها و نظرات خود در رابطه با این مطلب و سایر مطالب مرتبط با مبحث آموزش بازاریابی و فروش را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر کاربران گویا آی تی در میان بگذارید.

ایمیل های خوشامدگویی: تاثیر برداشت اولیه مشتری در موفقیت ایمیل مارکتینگ

امروزه کسب و کارهای بیشتر و بیشتری از اهمیت روزافزون حک کردن یک نقش مثبت در اولین برخورد با مشتریان بالقوه خود آگاهی پیدا کرده و می کنند. اما بهترین راه برای ایجاد این نظر مثبت در ذهن مخاطب چیست؟ آنچنان که آمار و ارقام و نظرات صاحبنظران ایمیل مارکتینگ و فروش نشان می دهد، یکی از ساده ترین و بهترین روشها ارسال ایمیل خوشامدگویی توأم با قدردانی از مشتری بخاطر فعال کردن عضویتش در فهرست ایمیل مارکتینگ کسب و کار است. در این مطلب از سلسله مطالب مرتبط با آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی به شرح نتایج یک تحقیق که در همین رابطه انجام گرفته می پردازیم.

تحقیقی که اخیراً توسط یکی از شرکت های فعال در زمینه ایمیل مارکتینگ انجام شده (Campaigner) نشان می دهد که اولین ایمیلی که چیزی نزدیک به ۴۰ درصد از فروشندگان به مشترکان ایمیل مارکتینگ خود ارسال می کنند پیام قدردانی و سپاس به خاطر فعال کردن اشتراک است.

به نظر می رسد که این پیام آغازین کاملاً موثر واقع شده است: نیمی از کسب و کارهایی که در نظرسنجی مرتبط با این تحقیق شرکت کردند اعلام کردند که چیزی بیش از ۲۱ درصد از مشترکان جدیدشان نسبت به این ایمیل های خوشامدگویی عملاً واکنش نشان داده اند؛ به عنوان مثال، ایمیل مزبور را باز کرده اند، در آن کلیک کرده و وارد وبسایت کسب و کار شده اند یا اینکه آن را برای دیگران فوروارد کرده اند.

درست همانطور که در تعاملات حضوری در عرض فقط چند ثانیه یک برداشت نسبتاً ماندگار را از طرف مقابل خود در ذهن تان شکل می دهید، برداشت اولیه ناشی از ایمیل مارکتینگ هم به شدت مهم و زمان محور است.

بازاریاب هایی که ایمیل های خوشامدگویی درگیرساز و جذابی را برای مشترکان جدید ارسال می کنند علاوه بر تقویت شهرت برند شرکت، در زمینه نرخ تبدیل (conversion rate) ناشی از تلاش های خود نیز شاهد موفقیت بیشتری خواهند بود.

این مطالعه دریافت که غالب کسب و کارها برای ارسال ایمیل های خوشامدگویی زیاد منتظر نمی مانند: بیش از ۶۰ درصد کسب و کارهایی که در این تحقیق از آنها نظرسنجی شد ایمیل خوشامدگویی را در طی ۲۴ ساعت پس از ثبت نام مشترک برای وی ارسال می کنند.

 

بهترین زمان برای ارسال ایمیل های خوشامدگویی چه زمانی است؟

از نظر فاصله زمانی مناسب برای ارسال این دسته از ایمیل ها، بیشتر کسب و کارهای اینترنتی بر این باورند که هر چه زودتر اقدام کنید بهتر است. اما از نظر ساعت مناسب، ۳۵ درصد از کسب و کارهای شرکت کننده در نظرسنجی بر این باور بودند که بهترین زمان برای جلب واکنش از سوی مشترکان جدید بین ۸ تا ۱۱ صبح است. در عین حال، ۲۵ درصد نیز اعتقاد داشتند که زمان ایده آل بین ساعات ۱۱ صبح تا ۲ بعدازظهر است.

کسب و کارها به منظور تحریک و تشویق کاربر نسبت به ثبت نام برای دریافت ایمیل های بازاریابی و فروش خود به روشهای متنوعی متوسل می شوند. ۵۵ درصد از شرکت کنندگان از آخرین اخبار و اطلاعات به عنوان انگیزه برای ثبت اشتراک استفاده می کنند. این رقم برای کسب و کارهایی که از موارد ترویجی استاندارد (مثل تخفیف و فروش ویژه) استفاده می کنند ۴۹ درصد است.

اغلب کسب و کارها به جای استفاده صِرف از متن، به منظور جلب توجه مخاطبان خود از تصاویر و ویدیوهای مناسب، مرتبط و جذاب نیز استفاده می کنند. بر طبق نتایج این مطالعه، ۸۷ درصد از بازاریاب ها در ایمیل های خوشامدگویی خود از تصاویر استفاده می کنند و ۲۶ درصد نیز در این دسته از ایمیل ها از آیتم های ویدیویی بهره می گیرند.

علیرغم آگاهی از ارزش و اهمیت خاص ایمیل های خوشامدگویی، ۶۰ درصد از کسب و کارهای شرکت کننده در نظرسنجی بر این باور بودند که برای سودمندتر شدن و مثمر ثمرتر کردن ایمیل های خوشامدگویی خود باز هم می توانند بهتر عمل کنند.

در هر صورت، ایمیل های تبادلی مانند ایمیل های خوشامدگویی فرصت های منحصر به فردی را برای شرکتها فراهم می کنند تا در برابر چشمان مخاطبان علاقمند خود قرار بگیرند. اگر هنوز هم کسی در دنیای کسب و کار وجود دارد که از این دسته از ایمیل های حیاتی بهره نمی گیرد، دیگر فرصتی برای تعلل وجود ندارد و همین حالا وقت دست به کار شدن است.

 

چگونه عملکرد خود در فروش را فوراً ۱۰ درصد تقویت کنیم

دنیای فروش هم به مانند دنیای کارآفرینی یک دنیای بی رحم است. شما با عشق و علاقه کار خود را آغاز می کنید، اما خیلی زود با حقایق دلسردکننده ای روبرو می شوید. اینجاست که باید دوباره خود را از نو بسازید و البته باید این کار را هر چه سریع تر انجام بدهید، چرا که اگر به دنبال کسب موفقیت هستید، چاره ای به جز این ندارید.

اما چگونه می توانید یک فروشنده حرفه ای و فوق العاده بشوید؟ آنچه در ادامه این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش خواهید خواند، نکاتی است که به شما کمک می کند تا دست کم ۱۰ درصد عملکرد بهتری در فروش داشته باشید.

 

شما هیچ چیز منحصر به فردی ندارید

به محض اینکه این موضوع را بپذیرید، می توانید به سراغ «استثنایی شدن» بروید. تعداد فروشندگان کم نیست. در واقع، فروشنده ها همه جا هستند. همان افرادی که شما بیش از بقیه به فروش محصول یا خدمات خود به آنها علاقه دارید توسط انبوهی از رقبای شما نیز هدف گرفته شده اند. این واقعیتی است که همیشه و در همه حال روی می دهد.

مشتریان بالقوه در برابر تلاش های شما برای فروش یک دیوار دفاعی بنا می کنند. شما باید چه بکنید؟ از تلاش برای فروش محصول خود دست بردارید. از اینکه مشتری را متقاعد کنید تا شرکت شما را حلوا حلوا کند دست بکشید. حل کردن مشکلات و مسائل را آغاز کنید و البته، تمرکز داشته باشید.

روی انرژی خود تمرکز کنید. روی آمادگی تان تمرکز کنید. روی شور و شوق و حرارت خود تمرکز کنید. روی تقویت مهارت های تان تمرکز کنید. روی بهبود مستمر تمرکز داشته باشید. روی احترام گذاشتن به مشتری بالقوه تمرکز کنید.

 

همه چیز مشتری بالقوه منحصر به فرد است

وقت بگذارید و به کسب و کار مشتری خود از زاویه او نگاه کنید. برای تطبیق محصول یا خدماتی که ارائه می کنید با نیازهای خاص مشتری تا می توانید تلاش کنید.

انرژی خود را روی حل بزرگترین مشکلات مشتری تان متمرکز کنید. راهنمایی مشتری را بر عهده بگیرید. چنان عملکردی از خود نشان بدهید که انگار برای مشتری کار می کنید؛ و البته صداقت را از یاد نبرید.

اگر قرار است که کسب و کار شما فقط یک مشکل مشتری را حل کند، کاری کنید که آن مشکل کاملاً از بین برود. تبدیل به نگهبانی شوید که از سلامت و بقای مشتری خود دفاع می کند. همیشه این مورد را در نظر داشته باشید.

 

تماس با فروش مترادف نیست

بسیاری از فروشندگان دچار این خطای راهبردی می شوند که تصور می کنند که اگر بتوانند یک جلسه از مشتری خود وقت بگیرند فروش به سرانجام خواهد رسید. آنها از هر روشی برای «صرف قهوه» یا رزرو «یک جلسه در کنار اعضای تیم شان» با مشتری استفاده می کنند. این ایده ای است که کامل و بی نقص نیست؛ فروش بازی با اعداد و ارقام نیست. n عدد جلسه باعث به سرانجام رسیدن n عدد فروش نخواهد شد. شما می توانید کار بهتری انجام بدهید؛ یک مشتری بالقوه بزرگ را با ارائه راهکارهای عمیقی که باعث می شوند که وی بهتر به نظر برسد، ترفیع بگیرد و پیشرفت کند خیره و به خود جذب کنید. اگر راهکار شما با کمترین اصطکاک در سازمان مشتری پذیرفته شود، شما برنده خواهید شد. از طرف دیگر می توانید به ارسال انبوه ایمیل های بازاریابی و فروش خود هم ادامه بدهید و از این طریق، با خشمگین کردن مردم ارزش برندتان را پایین بیاورید.

 

عمیق و قوی از سطحی و ضعیف بهتر است

پهن کردن یک تور وسیع موثر نخواهد بود. این کار را نکنید. روی بهترین مشتریان احتمالی تمرکز کنید و آنها را خیره و شگفت زده کنید. از قبل مقدمات لازم را فراهم کنید. نتیجه ای که برای مشتری فراهم خواهید کرد را به وی نشان بدهید.

بنابراین به جای آنکه ۱۰۰۰ ایمیل بفرستید، در هفته فقط سه ایمیل ارسال کنید و در آنها راهکارهای خاص و موثری را ارائه کنید. به محض اینکه مشکلی را پیدا کردید به دنبال راهکار بگردید.

روش حل مشکل را در یک پست وبلاگی به رایگان در اختیار مخاطب خود قرار بدهید. جزوه ای را برای مشتری احتمالی خود ارسال کنید که یک ماه روی آن کار کرده اید و مشتری به کمک آن می تواند مشکل بزرگی را حل کند. پیش از آنکه فروش را به سرانجام برسانید، خودتان را به یک زرادخانه از مهمات سرّی مجهز کنید.

مطمئن باشید که از این طریق دست کم ۱۰ درصد عملکرد بهتری را در فروش پیدا خواهید کرد.


اما نظر شما چیست؟ به نظر شما با استفاده از چه راهکارهای خاصی می توان این درصد را بالاتر برد؟ لطفاً نظرات و ایده های خود در رابطه با مطالب مرتبط با آموزش فروش را با ما و سایر کاربران گویا آی تی در میان بگذارید.

 

آیا استفاده از clickbait (طعمه برای کلیک) در ایمیل مارکتینگ موثر است؟

طبیعتاً اگر به دنبال کسب نتایج بهتری از کمپین های ایمیل مارکتینگ خود هستید، باید به عناوین ایمیل هایی که ارسال می کنید توجه ویژه ای داشته باشید. در همین راستا، چه بسا فکر استفاده از عناوینی را در سر بپرورانید که clickbait یا دام برای کلیک محسوب می شوند. شاید تصور کنید که استفاده از این دست عناوین می تواند نتایج خارق العاده ای را برای شما به ارمغان بیاورد، اما بهتر است بدانید که نتایج تحقیقات چیز دیگری را نشان می دهد. در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به شرح نتایج یک تحقیق که در همین زمینه انجام گرفته می پردازیم.

طعمه کلیک

بر اساس یک تحقیق که توسط یک شرکت ارائه راهکارهای اطلاعاتی به نام ریتِرن پَث انجام شده، عناوین clickbait که تلاش می کنند تا مشتری را چنان شوکه و ذهنش را درگیر کنند که احساس کند که چاره ای جز خواندن ایمیل ندارد و همچنین آن دسته از عناوینی که روی قیمت و تخفیف تاکید می کنند در زُمره کم اثرترین ایمیل ها به حساب می آیند.

در حالیکه عناوین clickbait مانند «این راز شگفت انگیز/تکان دهنده باورکردنی نیست!» در جذب ترافیک بسیار موفق عمل می کنند، اما در مورد ایمیل نتایج مشابهی را به دست نمی دهند. به طور خاص، استفاده از عبارت «رازِ …» در عنوان ایمیل در مقایسه با ایمیل هایی که با همان محتوا اما عناوین متفاوت ارسال می شوند باعث کاهش ۸٫۶۹ درصدی میزان خوانده شدن ایمیل می شود. به علاوه، استفاده از کلماتی مانند «تکان دهنده» (Shocking) نیز میزان خوانده شدن ایمیل ها را ۱٫۲۲ درصد کاهش داد.

علاوه بر اینها، این تحقیق نشان داد که عناوین ارزش محوری که روی قیمت و تخفیف تاکید می کنند نیز به آن اندازه ای که مورد انتظار است عملکرد خارق العاده ای ندارند. عناوینی که حاوی برخی کلمات کلیدی خاص مانند «تخفیف»، «صرفه جویی» و «پس انداز»، «فروش ویژه» و رایگان و همچنین آن دسته از عناوینی که حاوی علامت دلار و درصد بودند نسبت به پیام های مشابهی که از عناوین دیگری استفاده کرده بودند نرخ خوانده شدن پایین تری داشتند.

اما استفاده از کدام دسته از عناوین برای ایمیل های کمپین های ایمیل مارکتینگ نتایج بهتری را به دست می دهد؟ به نظر می رسد که گزینه های بهتر برای استفاده در عناوین ایمیل های بازاریابی، عباراتی هستند که روی منافع یا فوریت تاکید می کنند. این مطالعه نشان داد که عناوینی که حاوی صفت های عالی مانند «سریع ترین» بودند نسبت به پیام های مشابهی که از عناوین متفاوتی استفاده کرده بودند به میزان ۵٫۳ درصد نرخ خوانده شدن بالاتری را کسب کردند.

به علاوه، عنوان های فوریت محوری که از عباراتی مانند «زمان محدود»، «آخرین فرصت» و «رو به اتمام» استفاده کرده بودند نیز حائز نرخ خوانده شدن بیشتری شدند.

در حالیکه انتخاب کلمات در عنوان ایمیل های بازاریابی و فروش می تواند نقش قابل توجه و چشمگیری در موفقیت کمپین های ایمیل مارکتینگ بازی کند، اما طول عنوان ایمیل نیز تا حدی می تواند تاثیرگذار باشد. این تحقیق نشان داد که اگرچه عناوینی که بیشتر از ۱۰۰ نِویسه (کاراکتر) داشتند نرخ خوانده شدن پایین تری را کسب می کردند، اما آنهایی که فقط اندکی کوتاهتر بودند (بین ۹۱ تا ۱۰۰ نویسه) در میان آن دسته از ایمیل هایی قرار می گرفتند که بهترین عملکرد را از خود نشان می دهند.

شرکت مورد اشاره به منظور انجام این تحقیق، بیش از ۹ میلیون عنوان از عناوین ایمیل های بازاریابی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.

 

زبان بدن و ۵ حرکتی که باعث می شوند که هر فروشنده ای غیرحرفه ای به نظر برسد

آن چیزی که زبان یا بدن تان به صورت ناخودآگاه به مخاطب انتقال می دهد بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد

زبان بدن در فروش

در برخی از حرفه ها چیزی که مخاطب انتقال می دهید واقعاً مهم است – حتی اگر آن را به زبان نیاورید. از آنجایی که تمرکز فروش روی ارتباط با دیگران قرار دارد، در نتیجه چیزی که می گویید یا حرکاتی که با بدن خود انجام می دهید از هر چیز دیگری مهم تر است.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به سه مورد از اشتباهاتی اشاره می کنیم که فروشندگان از روی عادت به کمک زبان بدن به مشتری بالقوه انتقال می دهند و انجام آنها باعث می شود که به شدت غیرحرفه ای به نظر برسند. اگر شما هم یک فروشنده هستید باید هوشیارانه از انجام این حرکات خودداری کنید.

 

  1. قوزکردن

آثار احساسات و به خصوص احساسات تند و قوی فوراً در بدن ما ظاهر می شود. هنگامی که درباره یک محصول هیجان زده یا خوشحال هستیم بدون اینکه چیزی بگوییم این هیجان یا شادی به وضوح برای طرف مقابل آشکار می شود. در واقع، فروشندگانی که نسبت به چیزی که می فروشند شور و شوقی دارند راست می ایستند، شانه هایشان به سمت عقب و پشت شان صاف است و اطمینان نسبت به آن محصول یا خدمات از سر و رویشان می بارد. اما فروشنده هایی که علاقه کمتری به محصول مورد نظر دارند بیشتر خم می شوند و حتی به عنوان نشانه ای از احساسات منفی که نسبت به محصول یا خدماتی که برای فروش آن تلاش می کنند دارند قوز می کنند. اگر بدن شما شور و شوق تان را به مشتری نشان ندهد، در اینصورت آنها هم اشتیاقی به خرید چیزی از شما نخواهند داشت.

 

  1. نداشتن توجه کافی

هنگامی که به خریدار به اندازه کافی توجه نمی کنید، از نقطه اصلی تمرکز گفتگو یعنی همان فردی که می خواهید وی را متقاعد کنید فاصله می گیرید. اطمینان پیدا کنید که مشتری از طریق زبان بدن تان کاملاً متوجه می شود که توجه خود را کاملاً وقف وی کرده اید. با حفظ ارتباط چشمی خود با مخاطب یک شنونده فعال باشید. متکلم وحده نباشید. گاهی اگرچه در ظاهر تلاش می کنید تا نشان بدهید که توجه تان کاملاً به مخاطب معطوف است، اما زبان بدن تان شما را لو می دهد. هنگامی که به چیزی علاقه نداریم به ضربات پراکنده یا شانه بالا انداختن های گاه و بی گاه متوسل می شویم تا بی علاقگی خود را نشان بدهیم. مراقب باشید که اعضای بدن تان علامت هایی را از خود بروز ندهند که حاکی از آن هستند که به خریدار علاقه ای ندارید.

 

  1. تماس چشمی نامناسب

اجتناب از تماس چشمی یکی از نشانه های عدم صداقت است و اگر مراقب نباشید هیچ بعید نیست که مشتری شما را به چنین صفتی موصوف کند. فروشندگان به طور خاص باید تماس چشمی مستقیم خود را با مشتریان شان حفظ کنند تا نیت خالص خود را نشان بدهند. در غیر اینصورت، به وضوح این پیام را به مخاطب خود ارسال می کنید که نباید به گفته های شما اعتماد کند. این در حالی است که هر فروشنده ای می داند که ایجاد رابطه با مشتری کاملاً به ایجاد حس اعتماد با وی بستگی دارد.

 

آنچه در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به آن اشاره کردیم، سه مورد از حرکات نامناسبی است که فروشندگان هرگز نباید با زبان بدن خود انجام بدهند. آیا غیر از این حرکات، حرکت نامناسب دیگری هم به ذهن شما می رسد؟ لطفا نظرات و دیدگاه های خود را با ما و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.