وبینار چیست ؟ + نکات طلایی برگزاری یک وبینار موفق

بازار برپایی وبینار این روزها حسابی گرم است. کافی است عبارت وبینار را در گوگل جستجو کنید تا ببینید اوضاع از چه قرار است. اما چرا وبینارها اینقدر محبوب شده اند؟
پاسخ این سوال ساده است: وبینارها انتظارات شخص برگزارکننده را برآورده می کنند. در ادامه به بررسی شیوه های برگزاری وبینارهای موفق می پردازیم.

گویا آی تی – هر چند وبینارها اگر به شیوه‌ درست انجام شوند نتیجه خواهند داد و البته موفقیت در این امر کار ساده ای نیست. در ادامه به روش های برگزاری یک وبینار موفق و نکات مهم در برگزاری وبینارها می پردازیم. با ما همراه باشید.

 

وبینار چیست؟

در ابتدا شاید بد نباشد، مفهوم وبینار را برای افرادی که با وبینار آشنا نیستند توضیح مختصری ارائه دهیم.وبینار مخفف اصطلاح Web-based seminar است که به معنی یک ارائه، سخنرانی، کارگاه یا سمینار مبتنی بر وب است. وبینارها به صورت مجازی از طریق نرم‌افزارهای ویدیوکنفرانس اجرا می‌شوند، بنابراین یکی از روش‌های فوق‌العاده جذاب و پویا برای انتقال اطلاعات به مخاطبانی هستند که از لحاظ جغرافیایی در مناطق مختلف پراکنده هستند.

نکات طلایی برگزاری یک وبینار موفق
۱- مهم ترین مساله تولید محتوای با کیفیت است

یکی از بزرگ ترین اشتباهاتی که مشتریان ما انجام می دهند تمرکز افراطی روی فروش نهایی و عدم توجه ویژه به ارائه محتوای با کیفیت است. اگر میزبان یک وبینار هستید قطعا به دنبال فروش بیشتر هستید؛ هر چه باشد به خودت زحمت نداده اید که یک عده بدون هیچ دلیل خاصی شما را تماشا کرده و از دانش شما به صورت رایگان استفاده کنند. اما نمی توانید و نباید کیفیت را قربانی کنید. این قانونی است که باید همیشه آن را به خاطر داشت. هرگز کیفیت را فدای کمیت، سرعت یا احتمال فروش بالقوه نکنید که هرگز آن جوابی که باید را نخواهید گرفت.
وقتی صحبت از محتوا می‌کنیم این سه مولفه کلیدی را باید مد نظر داشت:

۱- اولین مورد نحوه‌ ارائه است

آیا وبینار شما حرفه ای به نظر می رسد؟ اتصال اینترنتی در چه وضعیتی قرار دارد؟ در پس زمینه صحنه چه تصویری قرار دارد؟ آیا قبل از شروع به اندازه کافی تمرین داشته اید؟ بسیاری از کاربران ابتدا از روی جاذبه های گرافیکی وبینار شما را قضاوت می کنند.
به این معنی که اگر جامعه هدف شما افرادی معمولی هستند پس بهتر است محتوایی متوسط و نه پیچیده (چیزی که در حد نیاز آنها باشد) ارائه کنید. در واقع بهتر است هنگام طراحی و ساخت محتوا، مشتریان را در ذهن داشته باشید. برای مثال ارائه های حرفه ای پاورپوینت مناسب جامعه کارآفرینان است و در مقابل نسل جوانان کم سن و سال امروزی که به دنبال پیدا کردن شغل هستند با ارائه های ساده تر احساس راحتی بیشتری می کنند.

۲- مورد بعدی شیوه داستان گویی است

آیا در تعریف داستان شور و هیجان لازم را دارید؟ آیا در ارائه شفاف و دقیق محتوای خود توانمند هستید؟ البته برای تعریف یک داستان زیبا و جذاب نیاز نیست همانند چهره های مشهور یوتیوب باشید. اگر در این زمینه با مشکل مواجه هستید هیچ اشکالی ندارد که یک نویسنده، کپی رایتر یا تولید کننده ناشناس برای یاری رساندن در زمینه طراحی و ساخت وبینار، استخدام کنید.

۳- مورد آخر تعامل است

شما باید با مخاطب خود تعامل داشته باشید. به سوالات آنها پاسخ دهید. فیدبک های آنی ارائه دهید. مخاطب شما به این منظور در وبینار ثبت نام کرده که چیزهایی یاد بگیرد. پس هر آن چه که در زمینه دانش و تجربه در توان دارید را همان لحظه در اختیارشان قرار دهید.
بهتر است تا زمانی که به پایان وبینار نزدیک نشده اید درباره محصول خودتان صحبت نکنید. اگر برای معرفی محصول عجله به خرج دهید حس بدی در مخاطب ایجاد کرده و او را از دست داده اید. البته اشکالی ندارد به صورت گذرا چند باری در طول ارائه نام محصول خودتان را به زبان بیاورید (قطعا این کار فروش را بیشتر خواهد کرد). ابتدا محتوایی فاخر تهیه کنید و در پایان وبینار آن را به فروش برسانید.

۲- زمان بندی

همان گونه که می دانید زمان بندی همه چیز است. زمانی که صحبت از وبینارها می شود، زمان از جنبه های گوناگون اهمیت پیدا می کند.
ابتدا دقیقا مشخص کنید که وبینار را قرار است کی انجام دهید (مثلا سعی کنید وبینارهایتان با رخدادهای بزرگ مثلا مسابقات ورزشی و … همزمان نباشد). تاریخی انتخاب کنید که هم برای شما و هم برای مخاطب تان مناسب باشد.
نکته بعدی در این زمینه برنامه ریزی قبلی است. تبلیغات را از روز قبل از برگزاری وبینار انجام ندهید. توصیه می شود زمان شروع تبلیغات حداقل یک ماه قبل از برگزاری آن باشد. با نزدیک شدن زمان برگزاری برای مخاطب در قالب ایمیل، پیامک و … یادآور بفرستید؛ ارسال آخرین ایمیل یادآوری حتما باید یک روز قبل از برگزاری انجام شود. پیشنهاد می شود ابزار شمارش معکوس در رسانه های اجتماعی تان قرار دهید.
سعی کنید با استفاده از جمله های جذاب حس و حال مثبتی نسبت به برگزاری وبینار ایجاد کنید، مثلا این جمله:
”تنها ۳ ساعت تا شروع این وبینار منحصر به فرد باقی مانده است.“
نکته آخر در این زمینه مدت زمان در نظر گرفته شده برای وبینار است. قطعا تمام مخاطبان سمینار گرفتار کار و زندگی خود هستند اما با این وجود قصد دارند بخش قابل توجهی از زمان خود را به شما اختصاص دهند. ۳۰ تا ۶۰ دقیقه زمان کافی برای ارائه محتوا بدون از دست دادن مخاطبان است. ضمنا توصیه می کنیم در معرفی وبینار از عباراتی مثل ”فرصتی محدود“ یا ”فقط برای یک بار“ استفاده کنید؛ احتمال این که مخاطبان شما برای شرکت در وبینار ثبت نام کنند بیشتر خواهد شد. زمانی که مخاطب بداند که فرصت استفاده از یک وبینار محدود است برای از دست ندادن آن همت بیشتری به خرج خواهد داد.

۳- آماده سازی

احتمالا این گزینه مهم ترین کلید یک وبینار موفق است. این مورد را نمی توان دست کم گرفت: آماده سازی، آماده سازی و آماده سازی.
حتما تیتر مناسبی برای وبینار انتخاب کنید. یک ویدئوی کوتاه ضبط کنید یا در وب سایت خود مطلبی بنویسید و دقیقا توضیح دهید که مخاطبان در این وبینار چه چیزهایی فرا خواهند گرفت و کلا اهمیت برگزاری را برای آنها توضیح دهید. بعد از این تبلیغات را شروع کنید! در تمام کانال های رسانه ای تان تبلیغ کرده و روی رایگان بودن یا فرصت محدود شرکت در آن، تاکید ویژه کنید.
مهارت های ارائه را تمرین کنید. اگر اولین بار است که یک وبینار برگزار می کنید بهترین راه برای انجام این کار ضبط قسمتی از ارائه و گوش دادن به آن است؛ البته می توانید در برابر دوستان یا اعضای خانواده هم تمرین کنید. به خاطر داشته باشید منظور ما از آماده سازی صرفا تمرین برای انجام یک نطق یکنواخت نیست. نحوه صحبت کردن شما باید کاملا طبیعی به نظر رسیده و حالت گفتگو داشته باشد. تا زمان رسیدن به چنین حالتی باید به تمرین کردن ادامه دهید. در صورت نیاز می توان از متخصصان یا دوستانی که در این زمینه مهارت دارند، کمک بگیرید.
با رعایت کردن این توصیه ها مطمئن باشید هیچ مشکلی در ارائه وبینار برای شما پیش نخواهد آمد. آیا تجربه ای در این زمینه دارید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

 

آموزش بازاریابی ایمیلی: ۱۲ اشتباه ایمیل مارکتینگ در تعطیلات و مناسبت ها

کسب و کارهایی که به دنبال بهره برداری از ایام تعطیلات هستند باید مراقب باشند که مشتریان را از کمپین های ایمیل مارکتینگ خود دلزده نکنند. در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ به ذکر اشتباهاتی می پردازیم که مبتلابه بسیاری از کسب و کارها در ایام تعطیلات است.

 

در حالیکه ابزارهایی مانند بازاریابی از طریق ایمیل، موبایل و رسانه های اجتماعی می توانند به ما کمک کنند تا پیام مناسب را در زمان مناسب به اشخاص مناسب ارسال کنیم، اما بدون یک استراتژی مناسب، از دست دادن مشتریان دور از ذهن به نظر نمی رسد.

موارد زیر برخی از بدترین اشتباهات مرتبط با ایمیل مارکتینگ در ایام تعطیلات و مناسبت ها هستند که روش اجتناب از آنها نیز در هر مورد ذکر شده است:

 

  1. افراط در ارسال ایمیل

معمولاً کاربران در ایام تعطیل و مناسبت های خاص تحت بمباران شدید ایمیل های ترویجی و تبلیغی قرار می گیرند. زیاده روی در ارسال ایمیل برای مخاطب آزاردهنده است و باعث می شود که به دنبال لینک لغو اشتراک بگردد. کسب و کار شما قبلاً از مشتریان برای ارسال ایمیل اجازه گرفته است؛ مراقب باشید که فرصت طلایی خود را از بین نبرید و تبدیل به یک هرزنامه نگار نشوید.

 

  1. ارسال پیشنهادات معمولی

یک پیشنهاد تخفیف ۱۰ درصدی در ایام خاص آنچنان به چشم نخواهد آمد و در واقع، با ارائه پیشنهادات معمولی فقط وقت خود و مشتری وفادارتان را تلف می کنید و به علاوه، در جایگاه پایین تری از رقبای خود قرار می گیرید. در این ایام یا پیشنهادات خاصی ارائه کنید یا اینکه اصلاً به خودتان زحمت ندهید.

 

  1. تکرار پیشنهادات قبلی

ارسال پیشنهاداتی مشابه با پیشنهادات سال گذشته کسل کننده است. کمپین های جدید و هیجان انگیزی را به راه بیندازید.

 

  1. نوشتن رمان

هیچ چیز بدتر از خواندن ایمیلی نیست که تمامی ندارد، مخصوصاً هنگامی که آن را روی موبایل می خوانید. به جای آنکه در یک ایمیل حجم انبوهی از متن را بگنجانید، از چندین ایمیل که هر یک روی یک بخش خاص تمرکز می کنند استفاده کنید تا شاهد عملکرد بهتری باشید.

 

  1. استفاده از فهرست بخش بندی نشده

با همه رفتار یکسانی نداشته باشید. پیام های خود را مطابق با علایق و سلایق متفاوت مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ خود تهیه و ارسال کنید.

 

  1. بی توجهی به تعطیلات و جشن های گروه های مختلف جامعه

لازم است که از ایام و مناسبت های خاصی که احتمالاً به قشر یا گروه خاصی از جامعه محدود می شوند و برای ارائه پیشنهادات خاص مناسب به نظر می رسند آگاهی داشته باشید. در همین راستا باید فهرست خود را بخش بندی کرده باشید.

 

  1. وعده های پوچ در عنوان ایمیل

این هم آزاردهنده است. به عنوان نمونه «با بازکردن این ایمیل، آرزوهای شما در سال جدید به واقعیت می پیوندند.»

 

  1. استفاده از یک فراخوان به عمل مبهم

اگر دقیقاً مشخص نکنید که مخاطب شما پس از خواندن ایمیل باید چکار کند، در اینصورت از کجا باید بداند که چکاری را باید انجام بدهد؟ یک فراخوان به عمل مشخص و برجسته داشته باشید که به چشم بیاید و دقیقاً مشخص کنید که مخاطب باید چه عملی را انجام بدهد.

 

  1. فرستادن ایمیل فقط به این خاطر که چیزی فرستاده باشید

در چنین اوقاتی از سال، بسیاری از کسب و کارها ایمیل های ترویجی حاوی پیشنهادات ویژه خود را ارسال می کنند. اما ارسال ایمیل بدون استراتژی یا محتوای حساب شده و فقط با این هدف که از قافله عقب نمانید به شکست خواهد انجامید و از خود تاثیر معکوس بر جای خواهد گذاشت.

 

  1. عدم ارزیابی و نظارت بر تاثیر فعالیت ها و کمپین های ایمیل مارکتینگ

در شلوغی تعطیلات سر همه شلوغ است، اما این به معنی آن نیست که می توانید تجزیه و تحلیل و نظارت بر کمپین های ایمیل مارکتینگ خود را کنار بگذارید. از طریق همین هاست که می توانید ایمیل های بعدی خود را بهتر کنید تا به نتایج بهتری دست پیدا کنید.

 

  1. ارسال از طرف یک فرستنده ناشناس

مردم ایمیل هایی را باز می کنند که از جانب افرادی که می شناسند ارسال شده اند. آیا ایمیلی که با نام یکی از کارکنان یا اسامی متفاوت نسبت به گذشته می فرستید همان تاثیر سابق را خواهند گذاشت؟ توجه کنید که شما با نام های قبلی اعتمادسازی کرده اید.

 

  1. قراردادن لینک های بی فایده

اگر کسی وقت گذاشت و روی یک لینک در ایمیل بازاریابی شما کلیک کرد، نباید مجبور شود که برای جستجوی چیزی که بخاطر آن کلیک کرده هم وقت بگذارد. به صفحات بی ربط یا فقط به صفحه اصلی سایت خود لینک ندهید. در عوض، برای هر یک از اهداف خود یک صفحه فرود خوش ساخت ایجاد کنید.


استفاده درست از ایمیل مارکتینگ می تواند به طرز قابل توجهی میزان فروش، شهرت و آگاهی نسبت به برند را افزایش دهد. در تعطیلات و مناسبت های آینده به نکاتی که در این مطلب از سلسله مطالب آموزش بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره شد توجه کنید تا به موفقیت دست پیدا کنید.

آموزش فروش: چگونه به سوال «قیمتش چقدره؟» پاسخ بدهیم

این مطلب از مقالات آموزش فروش گویا آی تی نوشته مایکِل پِدون است. آقای پدون فروشنده ای است که بیش از ۲۰ سال در فروش تلفنی سابقه دارد. وی مدیرعامل و موسس سایت SalesBuzz نیز هست.

«هنگامی که مشتری می پرسد «قیمتش چنده؟» باید چکار کنم؟ هر پاسخی که می دهم مشتری ها چیزی نمی خرند!»

سوال «قیمتش چقدره؟» می تواند سوال حساس و خطرناکی برای فروشنده ها باشد، زیرا این سوال در موقعیت های مختلفی پیش می آید و برای کسب موفقیت باید در هر موقعیت پاسخ هایی را ارائه کرد که کمی با دیگری متفاوت است.

 

یکی از رایج ترین موقعیت ها این مورد است:

شما با یک مشتری که شرکت شما در گذشته به دفعات متعدد با وی تماس گرفته یک تماس سرد برقرار می کنید. پس از بیان اولین جمله از بخش توضیح ارزش خدمات یا محصول تان (چیزی که بعد از «سلام، فلانی هستم» می گویید)، مشتری حرف شما را قطع می کند و می پرسد: «قیمتش چقدره؟»

در این موقعیت، فلسفه های قدیمی به شما توصیه می کنند که:

«این نشانه تمایل مشتری به خرید است. نان را به تنوری که داغ است بچسبانید!»

اما من کاملاً با این طرز تفکر مخالف هستم. من بر اساس تجربه دست اول خودم می دانم که وقتی سوال «قیمتش چنده؟» در همان ابتدا مطرح می شود، اگر قیمت بدهم، هر قیمتی که باشد، به احتمال قریب به یقین چیزی که می شنوم جمله ای مشابه با «به بودجه من نمی خوره» و بلافاصله بوق آزاد است.

 

بنابراین چه کنیم؟ چطور پاسخ بدهیم؟

گاهی در موقعیت های دشوار فروش، برای نشان دادن یک واکنش درست و مناسب نسبت به موقعیتی که نمی دانید که چطور باید آن را مدیریت کنید، بهتر است که چیزهایی که می دانید را فهرست کنید. با من همراه باشید تا منظورم را روشن کنم.

 

در این بخش از چرخه فروش و در این تماس تلفنی این موارد را می دانم:

  1. ۱. هنوز اطمینان ندارم که اصلاً به راهکار من نیازی وجود داشته باشد. (شاید مخاطب من به چیزی که می خواهم ارائه کنم احتیاج نداشته باشد)
  2. ۲. نقش این مشتری احتمالی در تصمیم گیری برای من مسجّل نشده است. (شاید او حتی مجوز نه گفتن را هم نداشته باشد، چه رسد به پذیرفتن پیشنهاد)

بنابراین حالا که می دانم که این جزئیات مهم را نمی دانم، برای من روشن است که وارد شدن به بحث قیمت دهی چیزی جز انداختن یک تیر در تاریکی نیست و من به شخصه از حرکت های شانسی خوشم نمی آید.

 

یک پاسخ ساده مثل این برای من عملکرد موفقیت آمیزی داشته است:

«(اسم مشتری)، در حال حاضر ازتون نمی خوام که برای خرید تصمیم بگیرید. من فقط می خوام چند تا سوال از شما بپرسم تا ببینیم که اصلاً چیزی که ارائه می کنیم می تونه به شما کمکی بکنه یا خیر. از نظر شما این ایرادی نداره؟»

اگر پاسخ مثبت دریافت کردید موفق شده اید و می توانید وارد مرحله بعد از فرآیند فروش شوید.

 

اما اگر پاسخ منفی دریافت کردیم و مشتری بالقوه باز هم درخواست خود برای قیمت را تکرار کرد چه کنیم؟

در چنین موقعیتی استفاده از گزینه های زیر به من کمک کرده است:

گزینه ۱: بپرسید «آیا اونقدر درباره محصولات/خدمات ما اطلاع دارید که اگه قیمت مناسب باشه همین الآن بتونید سفارشتون رو ثبت کنید؟» اگر پاسخ مثبت بود، نشانه ای از خرید را دریافت کرده اید و می توانید ادامه بدهید. اگر پاسخ منفی دریافت کردید، باید از مشتری اجازه بگیرید و برای تشخیص مشکل و همچنین صلاحیت سنجی او برای نقشی که در فرآیند تصمیم گیری دارد چند سوال از وی بپرسید.

گزینه ۲: بگویید «قیمت ها بسته به چند عامل چیزی بین (قیمت حداقل و حداکثر را مشخص کنید) خواهد بود، اما برای اینکه بتونم یک قیمت دقیق بهتون بدم، باید ابتدا چند سوال کوتاه بپرسم، امکانش هست؟»

گزینه ۳: «اگر قیمتی که باید پرداخت شود را می دانید، آن را بگویید و پس از آن یک مشوّق ارائه کنید. مثلاً بگویید «قیمت … تومنه، اما اگه به این نتیجه رسیدید که واقعاً به محصول ما نیاز دارید، ما هر کاری که از دست مون بر میاد انجام می دیم تا قیمت مانع همکاری ما نشه. من فقط باید چند تا سوال بپرسم تا مطمئن بشم که چیزی که ما ارائه می کنیم دقیقاً با نیازها و خواسته های شما متناسبه، مشکلی نداره؟»

این به خودی خود به این معنی نیست که من قیمت را کمتر خواهم کرد؛ ما در فاز مذاکره می توانیم روی قیمت بحث کنیم. ما در حال حاضر فقط تلاش می کنیم تا قدم اول را با موفقیت برداریم. پس از آنکه از یک راه درست وارد مرحله مذاکره شدیم، روش های دیگری هم وجود دارند که به کمک آنها بدون نیاز به کاهش قیمت می توانیم مشوق هایی را به مشتری ارائه کنیم.


شما از چه راهکاری استفاده می کنید. لطفاً ما را از نظرات و ایده های خود درباره مطالب بخش آموزش فروش محروم نفرمایید.

 

 

چگونه فراخوان به عملی تهیه کنیم که کسی را یارای مقاومت در برابر کلیک روی آن نباشد

پس از آنکه مخاطب شما ایمیل تان را باز کرد، به قلاب شما افتاد و تمام متن بدنه ایمیل تان را خواند، به بخش مهمی به نام فراخوان به عمل یا call to action) CTA) می رسید. در این مطلب از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی گویا آی تی می خواهیم فراخوان به عملی را تهیه کنیم که احتمال عمل به آن قریب به یقین باشد.

 

به طور خلاصه و ساده، یک فراخوان به عمل هنگامی اتفاق می افتد که از مخاطب خود می خواهید تا عملی را انجام بدهد. این عمل می تواند کلیک کردن روی یک لینک، ثبت نام در فهرست ایمیل مارکتینگ یا حتی خریداری خدمات یا یک محصول باشد. در عین حال، به دلیل محدودیت های پلتفورم ایمیل، فراخوان به عمل در ایمیل در مقایسه با صفحات اینترنتی کمی متفاوت است. به همین دلیل، تنها دو نوع فراخوان به عمل موثر وجود دارد که می توان از آنها در ایمیل استفاده کرد:

 

فراخوان به عمل نوع ۱: کلیک روی لینک

اولین نوع از فراخوان به عمل، فراخوان به عمل هایی را در بر می گیرد که به وسیله آنها از مخاطب خود می خواهید تا روی لینکی کلیک کند که طبیعتاً یک صفحه از وب را برای او باز خواهد کرد. این صفحه می تواند صفحه محصول، پست وبلاگ، صفحه فروش، صفحه فرود یا هر صفحه ای باشد که شما انتخاب می کنید.

این نوع از فراخوان به عمل در ایمیل عملکرد بسیار خوبی از خود نشان می دهد، چون یک درخواست کوچک است و به وقت یا تلاش خاصی نیاز ندارد؛ مخصوصاً اگر فراخوان به عمل شما این خصوصیات را داشته باشد:

 

واضح باشد

همیشه باید برای وضوح اولویت قائل شوید. اگر مخاطب شما متوجه درخواست شما نشود، نمی تواند آن را انجام بدهد. بسیاری از بازاریاب ها نگاه خوبی نسبت به «اینجا کلیک کنید» ندارند، اما اگرچه که این عبارت ابتدایی به نظر می رسد، اما یک فراخوان به عمل دقیق و موثر است. آیا می توان متن بهتری نوشت؟ البته، اما این عبارت دقیقاً به مخاطب شما می گوید که چه کاری را انجام بدهد، کجا کلیک کند و یک عبارت پیش فرض بسیار خوب است.

 

سودمند باشد

مخاطب شما باید دقیقاً بداند که اگر روی آن لینک کلیک کند چه منفعتی شامل حالش خواهد شد. با کلیک و ورود به صفحه موردنظر چه چیزی عاید او می شود؟ این چطور می تواند مشکل مخاطب شما را حل کند؟ هنگامی که مخاطب تان می داند که دقیقاً چه چیزی گیرش خواهد آمد، تمایل بسیار بیشتری برای کلیک پیدا می کند.

 

منسجم باشد

زبان، موضوع و لحن فراخوان به عمل شما باید با بقیه قسمت های متن هماهنگ باشد، در غیر اینصورت مخاطب خود را گیج خواهید کرد. مثلاً فرض کنیم که ایمیلی را می خوانید که درباره یک وبینار است و در پایان آن یک لینک با این متن قرار دارد: «در کلاس آموزشی رایگان ما ثبت نام کنید». این یک موقعیت گیج کننده را به وجود می آورد و اعتماد مخاطب را از شما سلب می کند، زیرا دیگر نمی تواند مطمئن باشد که چه چیزی را به او ارائه می کنید یا مقصد لینک شما کجاست.

 

متناسب باشد

مخاطبان مختلف موجود در فهرست ایمیل مارکتینگ شما در مراحل مختلفی از محور آگاهی نسبت به مسأله ای که حل می کنید قرار دارند. این به آن معنی است که فراخوان به عمل های متفاوتی با آنها و وضعیت آگاهی شان تناسب دارند. مثلاً اگر در مراحل اولیه هستند، باید به آنها اطلاعات بیشتری بدهید، بنابراین فراخوان به دریافت یک مقاله تحقیقی رایگان از فراخوان به خرید محصول تان موثرتر واقع خواهد شد. با تطبیق فراخوان به عمل با مراحل آگاهی مخاطبان خود (معمولاً از طریق بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ) می توانید به آسانی نرخ کلیک ایمیل های بازاریابی خود را افزایش بدهید.

 

فراخوان به عمل نوع ۲: درخواست پاسخ به ایمیل

چه یک ایمیل سرد ارسال می کنید یا برای فهرست ایمیل مارکتینگ خود ایمیل می فرستید، دومین نوع از فراخوان به عمل، درخواست نوشتن یک پاسخ است. عموماً میزان پاسخدهی (response rate) این نوع از فراخوان به عمل کمتر است، زیرا نوشتن یک پاسخ از کلیک روی یک لینک به فعالیت بیشتری نیاز دارد. اما اگر به درستی عمل کنید، می تواند بسیار موثر باشد.

برای اینکه به کمک این فراخوان به عمل بتوانید پاسخی دریافت کنید، باز هم باید درخواست خود را کاملاً واضح و روشن مطرح کنید. مثلاً در ایمیل های خبرنامه، بهترین روش، درخواست مستقیم ارسال پاسخ (مثلا «نظر شما چیست؟ با استفاده از دکمه پاسخ یا reply مرا در جریان قرار بدهید.») است.

در مورد ایمیل های سرد، بهتر است که یک سوال بسیار واضح بپرسید که طرف مقابل به آسانی بتواند به آن پاسخ بدهد. سوالات بله/خیر مانند «آیا به این مورد علاقمند هستید؟» عملکرد خوبی دارند، زیرا یک بله یا خیر ساده اطلاعات خوبی را در اختیار شما قرار می دهد؛ البته احتمالاً اغلب مخاطبان شما به این بسنده نمی کنند.

وضوح در اینجا اهمیت زیادی دارد، چرا که مخاطب فوراً سوال را درک می کند، لذا در وقت صرفه جویی شده و پاسخ دادن به آن آسانتر می شود. در اینجا هم باید تناسب را رعایت کنید. فوراً به سراغ یک فروش بزرگ نروید یا تصور نکنید که مخاطب به هر آنچه که ارائه می کنید علاقمند است.

با درخواست های کوچک شروع کنید. از این طریق اعتمادسازی می کنید، رابطه را تقویت می کنید و از آنجایی که سوال کوچک و واضحی می پرسید، احتمال پاسخگویی مخاطب شما چندین برابر می شود.

علیرغم اینکه ایمیل یکی از ابزارهای قدرتمند برای فروش است، اما فراخوان به عملی که بهتر است که از آن در ایمیل های خود استفاده نکنید، فراخوان به عمل «خرید محصولات» است. با توجه به محدودیت های قالب بندی در ایمیل و اینکه ایمیل های طولانی اصلاً به مذاق مخاطبان خوش نمی آیند، پیاده سازی قدرت متقاعدسازی یک صفحه فرود یا صفحه محصول در آن بسیار دشوار است. علاوه بر این، در هر صورت برای پرداخت مجبور هستید که مخاطب را از صفحه نمایش ایمیل خارج کنید. به همین دلیل است که نویسندگان متن های ایمیل های فروش تلاش می کنند تا با کلیک روی یک لینک یا در طی فرآیند درخواست و پاسخ فروش را به سرانجام برسانند. تاثیر این روش از فروشی که صرفاً بر مبنای ایمیل باشد به مراتب بیشتر است.

ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به ذکر نکات مهمی درباره تهیه و تنظیم فراخوان به عمل یا CTA پرداختیم. آیا نکات دیگری هم به ذهن شما می رسد؟ لطفاً ایده های خود را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

آموزش فروش: ۱۰ اشتباه رایج و مهم فروشندگان

در این مطلب از سلسله مباحث آموزش فروش به ذکر و ارائه راهکار برای ۱۰ مورد از تصورات اشتباه در فروش می پردازیم که تاثیر مخربی بر چرخه فروش می گذارند.

 

  1. این تصور که مشکل اصلی همان چیزی است که مشتری می گوید

اینکه چنین تصوری داشته باشید، طبیعی است، اما در هر مورد باید نگاه عمیق تری به موقعیت موجود بیندازید. شما هم مانند یک پزشک باید از خود بپرسید که آیا چیزی که می شنوید مشکل اصلی مخاطب است یا اینکه فقط نشانه ای از وجود یک مشکل دیگر است. پیش از تعیین چالش و ارائه راهکار برای حل آن، باید سوالات بیشتری بپرسید تا مشکل مشتری را ریشه یابی کنید و با کمک به تحقق هدف اصلی وی برایش ارزش آفرین باشید.

 

  1. این تصور که معرفی و توضیحاتی که ارائه می کنید، معامله را جوش خواهد داد

شما همیشه باید تلاش کنید تا به مشتری کمک کنید که بهترین دلایل خرید از شما را کشف کند، نه اینکه به او بگویید که چرا باید از شما خرید کند. مشتری خیلی قبل تر از آنکه شما آخرین توصیه ها و پیشنهادات خود را ارائه کنید باید نسبت به خرید از شما رغبت پیدا کرده باشد.

 

  1. صحبت کردن بیش از اندازه

غالباً و مخصوصاً در ابتدای یک رابطه، فروشندگان تصور می کنند که باید نقش یک سخنران را بر عهده بگیرند، در حالیکه کاری که باید انجام بدهند این است که سوال بپرسند و گوش کنند. به خاطر داشته باشید که اگر مشتری به دنبال کسب اطلاعات درباره محصولات یا خدمات شما بود، می توانست به وبسایت تان مراجعه کند. فرآیند فروش یک مکالمه است که باید صادقانه و روان باشد.

 

  1. این باور که می توانید هر چیزی را به هر کسی بفروشید

مردم فقط به این خاطر که شما می خواهید و می گویید از شما چیزی نمی خرند. پیش از آنکه مشتری به این نتیجه برسد که محصول یا خدمات شما بهترین راهکار است، باید خودش به بررسی و تحلیل بپردازد و در این مسیر هدایت شود. مقاومت در ذات ما وجود دارد و انسانها دوست ندارند که کسی به آنها بگوید که چنین یا چنان کنند. یک جایگزین بهتر برای «فروختن با گفتن» این است که سوالات کلیدی بپرسید یا داستان سایر مشتریان خود را مطرح کنید تا مشتری بالقوه منافع و مزایای محصول یا خدمات شما را کشف کند. هنگامی که سوالاتی را می پرسید که به اکتشاف منجر می شوند، با توجه به اینکه مشتری شخصاً آن کشف را انجام داده، مقاومت محو می شود. به هر حال، غالباً مردم با خودشان سر ناسازگاری ندارند.

 

  1. زیاده روی در ارائه اطلاعات، در حالیکه باید فرآیند فروش را دنبال کنید

هدف اولیه فروش درک این موضوع است که چرا و تحت چه شرایطی، مشتری بالقوه از شما خرید خواهد کرد. پرسیدن سوال در اولویت قرار دارد و پس از آن ارائه اطلاعات و خصوصیات در مرتبه دوم قرار می گیرد. زیاده روی در ارائه اطلاعات غالباً تاثیر مثبتی بر فروش ندارد و فقط باعث اتلاف وقت خواهد شد.

 

  1. از یادبردن این نکته که فروشنده، تصمیم گیرنده نیز هست

هر فروشنده ای در هر مرحله از چرخه فروش باید در رابطه با ادامه سرمایه گذاری زمانی روی رابطه با مشتریان احتمالی تصمیمات حساس و اثرگذاری را اتخاذ کند. اگر شما به عنوان یک فروشنده در تصمیم گیری های خود قاطعانه عمل نکنید، تردید و ابهام شما روی رفتار مشتری تاثیر خواهد گذاشت. به یاد داشته باشید که هر چه چرخه فروش شما کوتاهتر باشد، در بلندمدت حجم بیشتری از فروش را به سرانجام خواهید رساند.

 

  1. ذهن خوانی

همیشه اطلاعات مرتبط با نیازهای مشتری و چرایی آن نیازها را مستقیماً از خود مشتری دریافت کنید. هنگامی که چیزی مبهم به نظر می رسد، مودبانه سوال بپرسید. غالباً فروشندگان باسابقه قربانی ذهن خوانی می شوند، زیرا تصور می کنند که تجربه زیادی دارند و به دفعات در موقعیت های مشابه قرار داشته اند. اما تصورات غلط آنها در بهترین حالت به اتلاف وقت و در بدترین حالت به از دست رفتن فرصت منجر می شود.

 

  1. کارکردن به عنوان یک «مشاور مجانی» در تلاش برای به سرانجام رساندن فروش

هنگامی که یک مشتری احتمالی، پیش از تصمیم گیری خود برای خرید درخواست مشاوره و ارائه اطلاعات بیشتری را مطرح می کند که تا حدی زیاده روی به حساب می آید، از او بخواهید تا موقعیتی را تصور کند که شما زمینه های لازم را مهیا کرده اید و راهکاری را ارائه می کنید که همه نیازهای وی را برآورده می کند؛ حالا چه می شود؟ آیا مشتری از شما خرید خواهد کرد؟ اگر مشتری احتمالی در تصور اینکه حتی پس از زحمات اضافی شما خرید کند تردید دارد یا اگر هنوز به یک قدم یا مرحله دیگر در فرآیند فروش نیاز دارد، در اینصورت احتمالاً وقت آن فرا رسیده که کنار بکشید یا اینکه مستقیماً به سراغ آن مرحله مورد نظر بروید. هنگامی که می خواهید از آینده سر در بیاورید باید آن را به زمان حال بیاورید.

 

  1. اینکه خودتان بدترین دشمن خود باشید

اگر فرآیند فروش راکد مانده، مشتری را سرزنش نکنید. در عوض، به خودتان مراجعه کنید. دلگرم کردن مشتری و جلوگیری از انحراف چرخه فروش جزو وظایف فروشنده است. تنها راه تقویت فرآیند فروش این است که روشها، رویکرد و تکنیک های فروش خود را به طور مستمر بهبود دهید.

 

  1. به این امید نشستن که مشتری متوجه وجود مشکل نشود

تنها راه اجتناب از یک فاجعه بالقوه این است که پیش از آنکه روی بدهد آن را حل و فصل کنید. اگر مشکلی در طول فرآیند فروش پیش آمد، پنهانکاری نکنید. مشتری برای صداقت ارزش قائل است و با در میان گذاشتن مشکل می توانید یک تیم قوی برای رویارویی با موضوع ایجاد کنید و با هم به حل مشکل بپردازید.


آیا شما هم مرتکب این اشتباهات شده اید؟ لطفاً نظر خود درباره این مطلب از سری مقالات آموزش فروش را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

آموزش فروش: ۵ استراتژی ضروری فروش برای کسب و کارهای کوچک

ایجاد یک قیف فروش موفق برای کسب و کارهای کوچک نسبت به کسب و کارهای بزرگ بسیار دشوارتر است. دلیلش هم این است که آنها هنوز برند شناخته شده ای ندارند و تنها عده معدودی از آنچه که ارائه می دهند باخبر می شوند. به همین دلیل، برنامه ریزی برای یک استراتژی فروش موفق برای شرکتهای کوچک اهمیت مضاعفی پیدا می کند. رهبران و مدیران کسب و کارهای کوچک باید فرآیندی را ایجاد کنند که قابلیت اندازه گیری و نظارت داشته باشد و بتوان بارها و بارها از آن استفاده کرد. تحقیقات نشان داده است که یکی از موثرترین دلایل ناتوانی کسب و کارهای کوچک و متوسط و فروشندگان در تحقق اهداف فروش، استفاده از استراتژی های فروش غیرموثر است. تهیه و تعریف یک استراتژی فروش موثر به تلاش و تمرکز فراوانی نیاز دارد، اما در بلندمدت می تواند ثمرات گرانبهایی را برای کسب و کارهای کوچک به ارمغان بیاورد. آنچه در این مطلب از مطالب آموزش فروش می خوانید، ذکر و شرح نکات اصلی طراحی یک استراتژی فروش موثر است.

استراتژی فروش

  1. بازار هدف خود را محدود کنید

از آنجایی که کسب و کارهای کوچک نیاز مضاعفی به مرحله مشتری یابی دارند، غالباً از عوامل فروش خود می خواهند که تا جایی که امکان دارد اعداد و ارقام را بالاتر ببرند. به همین دلیل است که فروشندگان بدون اینکه بدانند که آیا طرف مقابل شان واقعاً علاقمند است یا خیر، همه را هدف قرار می دهند. اما حقیقت این است که شما نمی توانید با همه کار کنید. مشتری باید هدفمند باشد و کلی نگری در مشتری یابی فقط وقت و سرمایه شما را هدر خواهد داد. در بسیاری از شرکت ها بین بازار مناسب یا مشتری هدف و مشتریان فعلی ارتباطی وجود ندارد. چنانچه اکثریت مشتریان در قالب persona یا شخصیت مشتری مطلوب نگنجند، قطعاً از استراتژی های درستی استفاده نشده است. کسب و کارها باید فقط بازار هدف و مشتریانی را انتخاب کنند که بیشترین بازده را برای آنها فراهم می کنند. نکته کلیدی در اینجا، جذب مشتری مناسب است. شما باید بازار هدف مناسب خود را محدود کنید تا به آن مشتری مناسب دست پیدا کنید. به علاوه، باید از خود بپرسید که آن عملی که اگر به طور مستمر در طول سه ماه آینده انجام بدهید بیشترین تاثیر را در فروش محصولات یا خدمات شما ایجاد می کند چیست.

 

  1. با نزدیکترین شبکه ها شروع کنید

پس از انتخاب بازار، گام بعدی برقراری ارتباط و تماس فروشندگان با شبکه نزدیکترین آشنایانی است که می توانند مشتری بالقوه شما باشند. این ارتباط را می توان از طریق ایمیل، تلفن یا تماس در چارچوب لینکدین انجام داد. هدف در اینجا این است که از طریق رابطه های موجود، فرصتی برای معرفی محصول یا خدمات خود پیدا کنید. به علاوه، می توانید از شبکه نزدیکان خود بخواهید تا نزدیکان و اطرافیان شان را به شما معرفی کنند.

 

  1. تحقیق جامع و گسترده

همیشه پیش از ملاقات با مشتری احتمالی، تا می توانید در مورد وی تحقیق کنید و ارزشی که توسط کسب و کارتان می توانید به او ارائه کنید را نیز مشخص و درک کنید. یک فروشنده وظیفه دارد که برای درک نیازهای مشتری وقت بگذارد و ببیند که چگونه می تواند بر اساس آن نیازها راهکار خود را ارائه کند و برای مشتری ارزش آفرین باشد. معیار سنجش ارزش برای مشتریان احتمالی شما به دریافت پایین ترین قیمت ها گره خورده است.

جای تاسف است که هنوز هم به جای گفتگوی عمیق و موشکافانه درباره نیازهای مشتری، بازارگرمی های قدیمی را می شنویم. فعالان حوزه فروش باید به چیزی فراتر از بیان مزایای محصولات و خدمات کسب و کار تکیه کنند. در این راستا، باید اهداف مشتری را درک کنند، ببینند که قبلاً از کدام محصولات یا خدمات استفاده کرده و از نیازهای وی اطلاع پیدا کنند.

 

  1. خودتان را با «سوال» تجهیز کنید

پرسیدن سوال، یکی از مهم ترین و موثرترین تکنیک های فروش است، اما در عین حال بیشتر از هر تکنیک دیگری نسبت به آن غفلت می شود. هر فروشنده باید فهرستی از سوالات را برای پرسیدن از مشتری بالقوه تهیه کند. این یکی از نادرترین فرصت ها برای شناخت کامل مشتری و ارائه راهکار بر اساس نیازهای منحصر به فرد او است. این موقعیتی است که به جای آنکه به تعریف از خدمات و محصولات خود بپردازید، باید سوالاتی را مطرح کنید که حاکی از علاقه شما به حل مشکل مشتری باشند. به جای استفاده از لحن کسالت بار فروشندگی، به خریدار نشان بدهید که چقدر نسبت به او شناخت دارید و می توانید چه تاثیر مهمی را روی زندگی یا کسب و کار او بگذارید.

 

  1. به وعده های خود عمل کنید و راه را برای خلق رابطه های ماندگار هموار کنید

بسیاری از فروشندگان با این هدف که فروش به هر قیمتی انجام بگیرد، وعده هایی می دهند که نمی توانند از پس تحقق آنها برآیند. رابطه های ماندگار و بلندمدت بر مبنای اعتماد ساخته می شوند و تنها راه جلب اعتماد مشتری این است که هیچ یک از وعده های شما روی زمین باقی نماند. همیاری و پشتیبانی مستمر در هر مرحله از فرآیند فروش چیزی است که باعث خواهد شد تا مشتری شما را رها نکند. به محض اینکه یک مشتری پیدا کردید، هر کاری که از دست تان بر می آید انجام بدهید تا با وی یک رابطه واقعی بسازید.

فقط به سرانجام رساندن فرآیند فروش کافی نیست؛ هنگامی که تحویل و ارائه محصول یا خدمات آغاز می شود، فروشندگان باید بررسی کنند که برنامه چطور پیش رفته است. یکی از روشهای این کار، ارزیابی روند فروش در طول ماه های گذشته است. در صورت وجود هرگونه مشکلی باید مسأله تحلیل شود و برای حل ایرادات احتمالی در ماه های پیش رو برنامه ریزی شود.

در نتیجه، داشتن یک استراتژی ضروری است، اما پایان راه به حساب نمی آید. آموزش فروش را فراموش نکنید؛ شما باید به نیروی فروش خود بیاموزید تا استراتژی فروش شما را به نحو موثری در روند فروش خود پیاده کنند. اگر می خواهید که تیم فروش تان استراتژی فروش شما را اجرا کنند، باید با آنها ارتباط مستمری داشته باشید و به ایشان نشان بدهید که چگونه تصمیمات، تمرکز و رفتارهای خاص آنها می تواند استراتژی فروش را به موفقیت برساند یا با شکست مواجه کند.

 

آموزش فروش: ایجاد و حفظ گشتاور فروش در سه مرحله

ایجاد گشتاور به چه معنی است؟ در فیزیک « اندازه مقدار نیروی وارد بر یک جسم که باعث می شود جسم شروع به چرخش کند، گشتاور نامیده می شود». در فروش هم از این کلمه منظور مشابهی داریم؛ می خواهیم کاری کنیم که چرخ فروش ما بیشتر، بهتر و سریع تر بچرخد. در همین راستا، پرسیدن این سوال سودمند خواهد بود که «امروز چه کاری از دستم بر می آید که با انجام آن در سال آینده و در چنین روزی پیشرفت قابل توجهی کرده باشم؟» برای پاسخ به این سوال و ایجاد گشتاور در فروش خود با این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش همراه باشید و سه مرحله ای که شرح آنها در ادامه می آید را دنبال کنید.

 

گام اول: یک تصویر واضح از هدف خود ترسیم کنید

کاری که اکنون انجام می دهید در بلندمدت روی فروش شما تاثیر خواهد گذاشت. از خودتان بپرسید که همین حالا به دنبال چه دستاوردهایی هستید و فروش ماهانه شما در طول سال چقدر باید باشد.

پس از آنکه مشخص شد که هر ماه چه عملکردی باید از خود نشان بدهید، باید بررسی کنید که چه نوعی از فروش می تواند شما را به ارقام مورد نظر برساند.

بدون شک، هر ماه به معاملات کوچک و بزرگ و ترکیب متعادلی از تجدید دوره، بیش فروشی و فروش جدید نیاز خواهید داشت. اما باید توجه کنید که چرخه فروش برخی از این موارد از بقیه طولانی تر است، بنابراین برنامه ریزی برای ایجاد یک ترکیب متناسب و متعادل ضروری است. به علاوه، مشتری یابی (prodpecting) شما هم در ابتدای فرآیند فروش باید بر اساس همین برنامه باشد.

اما آیا واقعاً اینطور است؟ آیا مشتریانی که در حال حاضر هدف گرفته اید برای رسیدن به اهداف ایده آل این ماه شما مناسب هستند؟

اگر معمولاً برای به سرانجام رساندن فروش به ۱۰ جلسه نیاز دارید، نباید انتظار داشته باشید که بتوانید این تعداد را به ۵ برسانید و اصطلاحاً زودتر سر و ته کار را جمع کنید. تلاش کنید تا یک قیف فروش استاندارد ایجاد کنید و عادتهای اشتباهی که دارید -مثلاً پیشنهادات خود را خیلی زود مطرح می کنید- را کنار بگذارید.

واقع بینانه ترین و در عین حال، بهترین نسخه از یک قیف فروش را برای خود در نظر بگیرید که بر اساس شرایط و تجربه های خودتان تنظیم شده باشد. این به شما کمک خواهد کرد تا جهت دهی و تمرکزی که برای ایجاد تصویر واضحی از قیف فروش مورد نیاز خود لازم دارید را به دست بیاورید.

 

گام دوم: ابتدا روی صلاحیت سنجی مشتری تمرکز کنید

۱۰، ۲۰ یا حتی ۱۰۰ فروش آخری که به سرانجام رسانده اید را بررسی کنید. در هر کدام از آنها از اولین جلسه تا قرارداد امضا شده یا اولین چک چقدر فاصله زمانی وجود داشته است؟ با تقسیم این زمانها بر تعدادی که به حساب آورده اید میانگین زمان انجام فروش شما به دست می آید.

اگر میانگین چرخه فروش شما مثلاً شش ماه است، اما برخی از فروشها را نیز در عرض یک ماه به سرانجام رسانده اید، در اینصورت می توان نتیجه گرفت که امکان بهبود در شتاب فروش (sales velocity) وجود دارد.

چرا همه فروش ها یک ماه طول نمی کشند؟ اگر فقط مشتریان بالقوه ای را هدف می گرفتید که واقعاً آمادگی خرید داشتند، در اینصورت این تبدیل به روند معمول شما می شد.

یکی از دلایل اصلی چرخه های فروش طولانی، انجام نگرفتن مشتری یابی و صلاحیت سنجی (qualifying) و همچنین personal marketing یا بازاریابی شخصی است.

بیشتر فروشندگان به جای توجه به اهداف بلندمدت فروش، در هر کاری که انجام می دهند فقط تیری در تاریکی می اندازند. آنها به جای آنکه آنقدر به مشتری یابی ادامه بدهند تا بالاخره آن دسته از مشتریان آماده ای را پیدا کنند که فرآیند فروش را سریع تر به سرانجام می رسانند، فقط با هدف ایجاد فرصت های کافی به مشتری یابی می پردازند.

به منظور کوتاه تر کردن چرخه فروش، جلوگیری از اتلاف وقت و ایجاد گشتاور مناسب باید فرصت های فروشی را شناسایی کنید که زودتر در فرآیند فروش به سرانجام می رسند.

روشهایی که برای صلاحیت سنجی مشتریان احتمالی از آنها استفاده می کنید را زیر ذره بین ببرید. به جز ویژگیهای معمول، دیگر به دنبال چه خصوصیاتی هستید؟ مثلاً:

  • آیا این خریدار و شرکتش می توانند هدف من باشند؟
  • آیا از عهده خرید راهکار من بر می آیند؟
  • آیا اصلاً به چیزی که ارائه می کنم نیاز دارند؟

برای تعیین شایستگی مشتری، علاوه بر سوالات بالا باید به این سوال نیز پاسخ بدهید:

«آیا پیشنهاد من می تواند با کاری که اکنون انجام می دهند یا بعداً برای انجام آن برنامه دارند ارتباطی پیدا کند؟»

اگر پاسخ به این سوال مثبت باشد، در اینصورت مشتری بالقوه شما باید به آسانی بتواند حمایت داخلی لازم برای تصمیم گیری و تامین بودجه را جلب کند.

اما اگر پاسخ به سوال بالا منفی است، در اینصورت احتمالاً چیزی که می شنوید این است که مورد شما منطقی است، اما در واقع کنار گذاشته می شوید. این چیزی است که برای بیشتر فرآیندهای فروش اتفاق می افتد و یکی از دلایل اصلی طولانی شدن این فرآیند است که در نهایت، گشتاور و سرعت کار شما را کند می کند.

 

گام سوم: گفتگو و رابطه را ادامه بدهید

بدون شک، نظرات متنوعی در رابطه با اینکه یک فروشنده چطور باید پیگیری های بعدی را مدیریت کند، برای برگزاری جلسات بعدی وقت بگیرد، پیشنهاد خود را ارسال کند و مواردی از این قبیل وجود دارند. متاسفانه، قوانین کاملاً قاطعی وجود ندارند که به وسیله آنها بتوان مشخص کرد که هر بار چه کاری می تواند تاثیرگذار باشد یا چه چیزی مشتری را کاملاً دلسرد می کند.

طبیعتاً شما باید پیگیری های لازم را انجام بدهید و برای قدم های بعدی کار با مشتریان احتمالی خود برنامه ریزی کنید، اما ما در اینجا به دو قانون اشاره می کنیم که توجه به آنها باعث می شود که روی فعالیت های درست و مناسب تمرکز کنید و همچنان به روند روی به جلوی خود ادامه بدهید:

 

قانون ۱: تحت هر شرایطی پیگیری کنید

حتی اگر یک تماس هیچ نتیجه ای را هم دربرنداشت، حداقل کاری که باید انجام بدهید این است که به مشتری بالقوه یک ایمیل بفرستید و بخاطر وقتی که گذاشته از وی تشکر کنید.

شاید آن شخص در حال حاضر به چیزی که شما عرضه می کنید نیازی نداشته باشد، اما کسی چه می داند؛ چه بسا شغل یا سِمَتش تغییر کند و در موقعیتی قرار بگیرد که بتواند و بخواهد که در راهکار شما سرمایه گذاری کند یا کسی را به شما ارجاع بدهد. در دنیای فروش، حفظ رابطه به شدت حیاتی است.

اگر یک مشتری بالقوه از خود علاقه نشان داده، اما به ایمیل شما برای تعیین وقت تماس پاسخ نداده است، در اینصورت باید پیگیری کنید و با یک لحن آرام گزینه های مناسبی را در اختیار وی قرار بدهید.

افرادی که برای دسترسی و ارتباط با آنها تلاش می کنید گرفتار هستند و هر روز توسط حجم انبوهی از پیام های مختلف بمباران می شوند. به همین دلیل، باید در ارتباط خود با آنها فعّال و مرتباً پیگیر باشید.

 

قانون ۲: توجه کنید که چه زمانی باید دست از تلاش بردارید

هیچ کس نباید چیز یا کسی را تا ابد دنبال کند. به همین دلیل تعیین استانداردهای تشخیصی برای تحلیل قیف فروش به شما کمک خواهد کرد تا متوجه الگوهایی بشوید که حاکی از آن است که نباید وقت خود را برای پیگیری هایی که به هیچ جا ختم نخواهند شد تلف کنید.

چنانچه بعد از چندین پیام صوتی یا ایمیل پیگیری، مشتری احتمالی شما همچنان واکنشی نشان نمی دهد، در اینصورت احتمالاً زمان آن رسیده تا برای مدتی کار روی وی را متوقف کنید.

البته لزومی ندارد که کاملاً او را کنار بگذارید، بلکه بهتر است که پیش از آنکه دوباره ارتباط را از سر بگیرید، اجازه بدهید که مدتی بگذرد. اینکه این مدت یک ماه باشد یا یک سال به شرایط و کسب و کار شما بستگی دارد.

 

کلام آخر: به بهبود و تقویت ادامه بدهید

هدف شما باید این باشد که هر کاری که انجام می دهید، در هر بار نسبت به دفعه قبل بهتر باشد. پس از آنکه کاری را برای بار اول انجام می دهیم، روش ما در مرتبه صدم تکرار آن کار بسیار متفاوت خواهد بود.

توجه کنید که چگونه جلسه را آغاز می کنید، چیزی که شرکت تان ارائه می کند را چطور عرضه می کنید و به منظور کسب اطلاعات مناسب چگونه با مشتری گفتگو می کنید. آیا همه این کارها را از روی عادت انجام می دهید؟

با تمرکز روی رفتارهای خود در فرآیند فروش -که احتمالاً به عادت تبدیل شده اند- و نظارت مستمر بر آنها می توانید جرح و تعدیلاتی را در آنها پیاده کنید تا کارآمدتر شوید و در نهایت به موفقیت بیشتری دست پیدا کنید.

به خاطر داشته باشید که تمرکز خود را روی گزینه ها، موارد و آیتم های درست حفظ کنید تا گشتاور فروش شما سرعت بگیرد.

آیا شما هم در این زمینه ایده ای دارید؟ ما همیشه چشم انتظار و مشتاق خواندن نظرات شما درباره مقالات آموزش فروش گویا آی تی هستیم.

 

آموزش ایمیل مارکتینگ: ۷ روش برای رشد و تقویت استراتژی های ایمیل مارکتینگ شما

برای اینکه استراتژی ایمیل مارکتینگ موفقی داشته باشید، باید همیشه برای مشتری ارزش آفرین باشید و روش های خود را به طور مستمر به منظور کسب بهترین نتایج جرح و تعدیل کنید. اگر می خواهید که شاهد رشد و تقویت استراتژی ایمیل مارکتینگ خود باشید، باید روشهایی که در این مقاله از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به ذکر آنها می پردازیم را امتحان کنید.

 

چندین دهه از ورود ایمیل و ایمیل مارکتینگ به جمع ابزارهای بازاریابی می گذرد، اما فقط استراتژیهای ایمیل مارکتینگ پیچیده تر شده است. یک استراتژی موفق برای ایمیل مارکتینگ به سادگی ارسال انبوه اطلاعات و پیام های ترویجی نیست؛ هرچند که این هم یکی از مولفه های ایمیل مارکتینگ است. در یک استراتژی موفق، برای کسب نتیجه از بازاریابی ایمیلی خود باید به مشتری منفعت ارائه کنید یا اصطلاحاً ارزش آفرین باشید و به منظور دستیابی به بهترین نتایج، استراتژی های خود را پیوسته جرح و تعدیل کنید. آنچه در ادامه این مطلب از مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ می آید، شرح هفت روش برای رشد و تقویت استراتژی ایمیل مارکتینگ شما است.

 

  1. از هر طریقی که می توانید، آدرس ایمیل جمع آوری کنید

اگر به درستی کار کرده باشید، همین الآن باید یک فرم در وبلاگ خود تعبیه کرده باشید که آدرس ایمیل مخاطبان علاقمند را جمع آوری می کند. در کنار این فرم، از فرم های پاپ آپ و تبلیغات درون سایتی استفاده کنید تا آدرس های بیشتری را به دست بیاورید. به علاوه، می توانید از رسانه های اجتماعی هم کمک بگیرید و فرم های خود یا لینکی که به صفحه فرود سایت شما ختم می شود را در آنها منتشر کنید. در عین حال، توجه کنید که همانطور که قبلاً هم در یک مقاله مجزا به طور مفصّل توضیح داده ایم، خرید فهرست های ایمیل به سود شما نخواهد بود.

 

  1. برای فُرواردکردن محتوا انگیزه ایجاد کنید

آیا ایمیل های زنجیره ای را به خاطر می آورید؟ اینها همان ایمیل هایی بودند که با کمک استراتژی های خاصی دریافت کننده ایمیل را ترغیب می کردند تا ایمیلی که دریافت کرده را برای همه مخاطبان خود فُروارد کند. ارسال کنندگان این دسته از ایمیل ها بنا به دلایلی به هدف خود می رسیدند و برای مدتی که زیاد هم از آن نگذشته است، حجم انبوهی از آنها را در اینباکس کاربران می دیدیم.

امروز هم از این ایده می توان استفاده کرد، البته باید به درستی و سنجیده تر عمل کنیم. اگر به مخاطبان خود برای فُرواردکردن ایمیل هایتان دلیل خوبی بدهید، آنها این کار را انجام می دهند. به عنوان مثال، برای مشترکانی که ایمیل شما را به دوستان خود ارسال می کنند یک کوپن تخفیف ۱۰ درصدی در نظر بگیرید. غالباً مردم برای دستیابی به چنین پیشنهاداتی از دل و جان مایه می گذارند.

 

  1. ارائه پیشنهادات ویژه، تخفیف و آیتم های رایگان

برای مقابله با جمعیت روزافزونی که ایمیل های ترویجی را به عنوان اسپم یا هرزنامه نشانه گذاری می کنند، با گنجاندن پیشنهادات ویژه، کوپن های تخفیف و آیتم های رایگان به مشتریان خود نشان بدهید که ایمیل های شما ارزش حضور در اینباکس آنها را دارند.

 

  1. در بخش فرستنده از اسم اشخاص حقیقی استفاده کنید

با استفاده از اسم های واقعی به جای آدرس شرکت، در بخش from ایمیل هایی که ارسال می کنید تنوع ایجاد کنید. البته این کار به آن معنی نیست که هرگز نباید با عنوان شرکت خود ایمیل بفرستید. در واقع، این یکی از بخش های مهم برندسازی است. با این وجود، مردم اشتیاق دارند که در اینترنت ارتباطات انسانی داشته باشند و ارسال ایمیل از طرف یک انسان واقعی می تواند برای شما مزایای فراوانی را به همراه داشته باشد. به عنوان نمونه، ارسال ایمیل از طرف یک شخص امکان پاسخ مخاطبان به ایمیل را فراهم می کند. هنگامی که مشتری، از فلان فلانی، مدیر بازاریابی شرکت شما پیامی دریافت می کند، نه تنها این را به عنوان یک تجربه کاربری فوق العاده در نظر می گیرد، بلکه فرصت ارزشمندی برای ارائه بازخورد از طریق پاسخ به ایمیل برای وی فراهم می شود.

 

  1. امضای ایمیل های خود را به یک فراخوان به عمل تبدیل کنید

امضای شما در انتهای ایمیل به عنوان بخشی از استراتژی برندسازی تان باید طرح منسجم و یکپارچه ای داشته باشد و باید در پایان تک تک ایمیل هایی که ارسال می کنید وجود داشته باشد. به منظور بهره برداری بیشتر از این بخش، بهتر است که آن را به یک فراخوان به عمل یا Call to Action تبدیل کنید.

به عنوان مثال، پس از آنکه در انتهای ایمیل، نام شرکت خود را درج کردید، با عبارت «برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید» به صفحه اصلی سایت لینک بدهید. حالا شما یک امضای ایمیل دارید که به عنوان یک فراخوان به عمل دائمی عمل می کند.

 

  1. محتوای ایمیل خود را پویاتر کنید

از ارسال ایمیل های تک بعدی و خشک خودداری کنید. در کنار اینکه می توانید محتوای خود را از نظر ظاهری جذاب تر کنید، سعی کنید که محتوای هر ایمیل را متناسب با مخاطبانی که آن را دریافت می کنند شخصی سازی کنید. مثلاً می توانید ایمیل های خود را به دو بخش تقسیم کنید (بخش بندی در ایمیل مارکتینگ) و یک ایمیل را به افرادی ارسال کنید که قبلاً از شما خرید داشته اند و یک لینک هم به یک پیش نمایش اختصاصی از پیشنهادهای آتی در آن بگنجانید. ایمیل دیگر را می توانید برای افرادی ارسال کنید که قبلاً هیچ خریدی نداشته اند و می تواند حاوی یک تخفیف وسوسه انگیز برای افرادی باشد که اولین خریدشان را انجام می دهند.

 

  1. تبلیغ و ترویج متقابل ایمیل و رسانه های اجتماعی

یکی از بهترین روشها برای جمع آوری آدرس ایمیل و گسترده تر کردن دامنه ایمیل مارکتینگ، ترویج ایمیل مارکتینگ به کمک رسانه های اجتماعی است. این کار امکان و کیفیت تعامل را تقویت می کند و به شما اجازه می دهد تا با پیام های صمیمانه تری با مخاطبان خود ارتباط داشته باشید و کاربران را ترغیب کنید تا محتوای ایمیل را با دیگران به اشتراک بگذارند.

آسانترین روش برای پیوند دادن این دو این است که آیکُن های لینک شده به صفحات خود در رسانه های اجتماعی را در ایمیل های خود قرار دهید و سپس از مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ خود بخواهید که عضو این صفحات شده، در آنها فعالیت کنند و محتوای شما را به اشتراک بگذارند. برای تشویق مشترکان خود، مزایایی مانند کوپن های تخفیف و پیشنهادات خاص بیشتری را برای آنها در نظر بگیرید.

ایمیل و رسانه های اجتماعی دو نوع از قدرتمندترین روش های ارتباطی در جهان هستند که ترکیب آنها در یک طرح بازاریابی متقابل می تواند همان چیزی باشد که برای رشد مضاعف نتایج ایمیل مارکتینگ خود به آن نیاز دارید.

نظر شما چیست؟ شما چه ایده های بکر و نابی دارید؟ لطفا ایده ها و نظرات خود درباره مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

 

آموزش فروش: ۵ ویژگی دوست داشتنی فروشندگان حرفه ای و مدرن

این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش، نوشته آقای جان بونینی (John Bonini) است. آقای بونینی یک مدیر بازاریابی باسابقه و نویسنده ای است که در حوزه بازاریابی و فروش تبحر و تجربه دارد.

 

چند ماه قبل، بالاخره یک ماشین جدید خریدم. این بدترین تجربه عمرم بود. البته شاید هم کمی زیاده روی کرده باشم، چرا که بیرون آمدن از نمایشگاه ماشین با یک خودروی جدید خارق العاده است، اما می توانم به شما اطمینان بدهم که فرآیند خرید ماشین عذاب آور بود. هیچ کس به حرف من گوش نمی کرد، به من دروغ گفته شد، آن هم چند بار! کاملاً درگیر یک «جوجه بازی» شده بودم (توضیحش را از اینجا بخوانید) که باعث شد از یک نمایشگاه بیرون بزنم، درحالیکه همینطور که به سمت یک نمایشگاه دیگر می رفتم، فروشنده مرتب با من تماس می گرفت.

آموزش فروش

خوشبختانه، اینطور نیست که همه نسبت به تحولی که در روش خرید و مصرف مردم ایجاد شده بی توجه باشند. بسیاری از کسب و کارها از روشهایی استفاده می کنند که مشتری را در اولویت قرار می دهد، چرا که باید پذیرفت که کنترل رابطه در دست مشتری است.

مشتری تحقیقات خود را انجام داده، نقد و نظرات مختلف را خوانده و ویژگیها و مشخصات فنّی را می داند. تنها چیزی که به آن نیاز دارد کمک شما است. در چنین شرایطی، فروشندگان حرفه ای و مدرن اینطور هستند:

 

یک فروشنده حرفه ای، دو گوش شنوا دارد

فروشنده اولین نمایشگاه ماشین اصرار می کرد که از لیزینگ استفاده کنم. گویا این بیشتر به نفع آنها است، اما من به وضوح این را نپذیرفتم.

«مطمئنی؟»

البته که مطمئن بودم، اما جناب فروشنده دو بار دیگر هم پیشنهاد خود را مطرح کرد. همانطور که حدس زدید، این نمایشگاهی بود که در نهایت از آن بیرون زدم. اگر فروشنده حرف من را می شنید، چه بسا ماشینم را از او می خریدم.

یک فروشنده حرفه ای و مدرن به این درک رسیده که فرمان در دست مشتری است. مشتری همه اطلاعات لازم را دارد و به دنبال منطقی ترین راهکاری است که از بقیه راهکارها با نیازش متناسب تر باشد. نکته مهم درباره نیاز این است که تا وقتی که گوش نکنید، نمی توانید کاملاً آن را درک کنید.

فقط در اینصورت است که فروشنده می تواند یک راهکار ارزنده را به مشتری ارائه کند.

 

فروشندگان حرفه ای و مجرب، اطلاعات زمینه ای لازم را در اختیار دارند

تکنولوژی این امکان را برای فروشندگان فراهم کرده تا به همان اندازه که مشتری درباره محصول یا خدمات آنها اطلاعات دارد، آنها هم درباره مشتری اطلاعات کسب کنند.

فارغ از اینکه از این وضعیت خوشتان می آید یا نه، این یک تحول مثبت در رابطه بین مشتری و فروشنده ایجاد می کند. این یعنی وقت کمتری برای متقاعدکردن من برای لیزینگ هدر می رود، در حالیکه مشخصاً ترجیح می دهم که همه چیز را نقداً بخرم. اگر فروشنده از قبل این را در مورد من می دانست، احتمالاً گفتگوی سازنده تری داشتیم.

فروشندگان حرفه ای از اطلاعاتی که درباره مشتری دارند به منظور ارائه راهکاری استفاده می کنند که به احتمال قریب به یقین به مذاق وی خوش می آید. آنها می دانند که از چه صفحاتی و چند بار بازدید کرده اید. آنها می دانند که چطور وبسایت شان را پیدا کرده اید و کدام آیتم محتوایی شما را به آنجا کشانده است.

از همه مهم تر، این فروشندگان مدرن از این اطلاعات برای فراهم کردن تجربه ای استفاده می کنند که متناسب با علایق و نیازهای شما است.

 

فروشندگان حرفه ای و مردن، صادق و روراست هستند

فروشندگان حرفه ای، نیاز به قرارداد را حذف می کنند. البته منظورم این نیست که همه چیز و از جمله سیاست های شرکت را کنار می گذارند؛ بلکه آنقدر صادقانه همه چیز را با شما در میان می گذارند که هنگامی که نوبت به نشستن پشت میز معامله می رسد غافلگیر نخواهید شد.

به عنوان مثال، در همان روز خرید خودرو، بین قیمت برچسب روی ماشین و فاکتور سفارش یک اختلاف ۴۰۰۰ دلاری وجود داشت. در نتیجه، هنگامی که داشتم نمایشگاه را ترک می کردم، فروشنده سه بار مذبوحانه تلاش کرد تا مرا برگردانَد. چرا از همان اول صادقانه بهترین پیشنهادش را ارائه نکرد؟

اما فروشنده بعدی همین کار را انجام داد و من هم ماشین را از او خریدم.

فروشنده های حرفه ای، صادق هستند. این صداقت اگر هیچ دلیل دیگری نداشته باشد، حداقل به این علت است که یک فروشنده حرفه ای می داند که امروزه مشتریان در هنگام خرید، اطلاعات کافی و وافی را در اختیار دارند. این یعنی هیچ بعید نیست که مشتری به همان اندازه فروشنده یا حتی بیشتر از او نسبت به محصول اطلاعات داشته باشد.

این هم دوباره به کمک به مشتری برای پیداکردن راهکار بر می گردد. یک فروشنده مدرن می داند که اطلاعات مورد نظر مشتری در پلتفرم های مختلف وجود دارد. بنابراین، کاری که می کند این است که خیلی سریع به سراغ آشکار کردن ارزش محصول خود برای مشتری می رود.

 

یک فروشنده حرفه ای و مجرب همیشه در دسترس است

فروش دیگر یک جاده یک طرفه نیست و درست مثل کار و تجارت، به شدت رابطه محور شده است. بخشی از این به دلیل اهمیت روزافزون رسانه های اجتماعی در موفقیت کسب و کارها است. اگر می خواهید خود را به گونه ای نشان بدهید که ارزش صرف کردن وقت را داشته باشید، باید رابطه ایجاد کنید.

فروشندگان حرفه ای و مدرن در شبکه های اجتماعی حضور فعال دارند؛ نه فقط برای نظارت بر رفتار مشتریان به منظور کسب اطلاعات، بلکه برای اینکه در صورت وجود هرگونه سوال، فوراً در دسترس باشند و تعامل مورد نیاز را برقرار کنند.

 

فروشندگان مدرن و حرفه ای، «میانگرا» هستند

یک فروشنده مدرن، یک ترکیب بی نظیر از برونگرایی و درونگرایی است. فروشندگان حرفه ای برای فروش سماجت نمی کنند، بلکه با شما همکاری می کنند تا راهکاری را پیدا کنید که با توجه به نیازها و چالش های منحصر به فردتان برای شما متناسب باشد.

در واقع، این تنها گزینه است. هر کسی که در دنیای مملو از اطلاعات ما به رقابت می پردازد، باید خیرخواهی را سرلوحه کار خود قرار بدهد.

فروشنده مدرن

نظر شما چیست؟ به نظر شما یک فروشنده حرفه ای و البته مدرن چه ویژگیهای دیگری هم باید داشته باشد. لطفاً نظرات و ایده های خود درباره مقالات آموزش فروش گویا آی تی را با ما در میان بگذارید.

چرا ایمیل مارکتینگ جزو سرمایه های کسب و کارهای کوچک به شمار می رود؟

از زمانی که اولین ایمیل در چهار و نیم دهه قبل ارسال شد، بازاریابی مسیر طولانی و پر پیچ و خمی را پشت سر گذاشته است. پیشرفت هایی مانند رسانه های اجتماعی و بازاریابی با استفاده از موتورهای جستجو باعث شده است که کسب و کارها برای دسترسی به مخاطب هدف خود هیچ کمبودی را احساس نکنند. پس چرا در عصر بازاریابی نوین هنوز هم ایمیل مارکتینگ به عنوان یکی از مولفه های اصلی بازاریابی کسب و کارها به شمار می رود؟

در یک نظرسنجی که توسط انجمن بازاریابی مستقیم (DMA) انجام شد، بیش از نیمی از بازاریاب ها با اشاره به بازگشت سرمایه فوق العاده بازاریابی ایمیلی اظهار داشتند که برای افزایش بودجه ایمیل مارکتینگ خود برنامه ریزی کرده اند.

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به پاسخ به این سوال می پردازیم که چرا هنوز هم بازار این کانال بازاریابی باسابقه گرم است.

 

  1. ایمیل مارکتینگ، اطلاعات دقیق و عملیاتی ارائه می کند

یکی از بزرگترین مزایای داشتن یک برنامه ایمیل مارکتینگ خوب و حساب شده، آمار دقیقی است که از کمپین خود کسب می کنید.

در مقایسه با سایر کانال های بازاریابی -مانند بیلبوردهای تبلیغاتی یا تبلیغات تلویزیونی- شاخص های ایمیل مارکتینگ اطلاعات به مراتب بیشتری را در رابطه با موفقیت یا شکست کمپین های بازاریابی در اختیار شما قرار می دهد.

پیگیری نرخ بازشدن و نرخ کلیک جزو استانداردهای همه برنامه های نظارت بر ایمیل مارکتینگ است، اما به آسانی می توانید از این اطلاعات پایه فراتر بروید و ببینید که مخاطبان شما چقدر برای خواندن ایمیل های شما وقت می گذارند و از چه دستگاه هایی برای چک کردن ایمیل استفاده می کنند. تجزیه و تحلیل اطلاعاتی از این قبیل به شما اطلاعات ارزشمندی می دهد که با کمک آن می توانید به بررسی نقاط ضعف و قوت کمپین های خود بپردازید.

 

  1. ایمیل مارکتینگ شما را مجبور می کند تا بازاریاب بهتری باشید

اساس و بنیاد یک کمپین ایمیل مارکتینگ موفق -حتی پیش از محتوا- فهرست مشترکان شما است. تعریف و بخش بندی مخاطبان و تصمیم گیری برای ارسال ایمیل به هر دسته از آنها، کسب و کارهای کوچک را مجبور می کند تا نگاه دقیق تر، متمرکزتر و علمی تری نسبت به جامعه هدف خود داشته باشند. این اندازه دقت در تحلیل برای سایر بخش های بازاریابی کسب و کارهای کوچک نیز سودمند واقع خواهد شد.

داشتن یک درک دقیق نسبت به مخاطبان و اینکه چه چیزی به آنها انگیزه می دهد، به منظور تعیین کلمات کلیدی مناسب برای سئو (SEO) و تبلیغات پرداخت در ازای کلیک (PPC)، استفاده از استراتژی ها و محتوای مناسب در شبکه های اجتماعی، طراحی وبسایت با هدف بهینه سازی نرخ تبدیل و مواردی از این قبیل ضروری است.

 

  1. ایمیل مارکتینگ وقت شما را بیشتر آزاد می کند تا بتوانید به اداره کسب و کار خود بپردازید

اغلب چیزهای خوب وقت گیر هستند و برخی از بقیه بیشتر.

برای کسب و کارهای کوچکی که بدون در اختیار داشتن منابع لازم برای یک دپارتمان بازاریابی قوی و بزرگ فعالیت می کنند، تجزیه و تحلیل هزینه-سود همه کانال های بازاریابی همیشه باید مد نظر قرار بگیرد. همانطور که در سایر مقالات مرتبط با ایمیل مارکتینگ بارها و بارها ذکر کرده ایم، هزینه و وقتی که برای راه اندازی کمپین های ایمیل مارکتینگ صرف می شود نسبت به سایر کانال های بازاریابی بازده بیشتری دارد. به علاوه، با استفاده از نرم افزارهای ایمیل مارکتینگ و سیستم های اتوماسیون یا خودکارسازی، می توانید زمان لازم برای رسیدگی به امور مختلف بازاریابی ایمیلی، از طراحی قالب و آمارگیری گرفته تا تست و ارسال را به حداقل برسانید و روی اداره کسب و کار خود تمرکز کنید.

 

  1. ایمیل مارکتینگ درآمد شما را تضمین می کند

نکته مهم در بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک این است که همه چیز به بازگشت سرمایه ختم می شود و البته، هرچه سریع تر، بهتر.

در واقع، ریال به ریال هزینه ای که برای بازاریابی صرف می کنید اهمیت دارد و به همین دلیل است که کسب و کارهای کوچک به ایمیل مارکتینگ روی می آورند.

ایمیل مارکتینگ مقرون به صرفه ترین کانال بازاریابی است. بر اساس ادعای DMA، بازگشت سرمایه ایمیل مارکتینگ در ازای هر دلاری که صرف می شود، چیزی نزدیک به ۴۴ دلار است. اگرچه باید تا حدی به این آمار با دیده بدبینی نگریست، اما نمی توان قدرت ایمیل مارکتینگ در ارائه بازده خارق العاده را نادیده گرفت.

ایمیل مارکتینگ میوه هایی از درخت را هدف قرار می دهد که در دسترس هستند (فهرست مخاطبان شما) تا بتوانید مشتریان قبلی را دوباره فعال کنید، مشتریان جدید را به قسمت های انتهایی قیف فروش هدایت کنید یا اینکه درصدد بیش فروشی یا فروش جانبی به مشتریان فعلی برآیید.

هنگامی که ایمیل مارکتینگ را به ترکیب بازاریابی و به رابطه های کنونی خود اضافه می کنید، با یک روش غیرتهاجمی در پیشخوان ذهن مخاطبان خود ماندگار می شوید.

این واقعیت که ایمیل مارکتینگ همچنان نقش برجسته ای در بازاریابی کسب و کارهای کوچک برعهده دارد اتفاقی نیست. ایمیل به عنوان یکی از موثرترین روشها برای رشد کسب و کارهای کوچک همچنان بازگشت سرمایه سریع و اطلاعاتی که کسب و کارهای کوچک برای رشد بیشتر به آن نیاز دارند را فراهم می کند.

به نظر شما ایمیل مارکتینگ چه مزایای دیگری می تواند برای کسب و کارهای کوچک داشته باشد؟ لطفاً نظرات و ایده های خود در رابطه با مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی را با ما در میان بگذارید.