۵ اشتباه در عناوین ایمیل های بازاریابی که ایمیل مارکتینگ شما را به شکست محکوم می کنند

عنوانی که از آن برای ایمیل های بازاریابی و فروش خود استفاده می کنید کارت ویزیت شماست؛ انگار که به کمک آن بر درب ورود به ذهن یک غریبه می کوبید. اگر نتوانید کاری کنید که کسی آن در را برای شما باز کند، هر چقدر هم که برای بهبود و تقویت بدنه ایمیل و محتوای درون آن تلاش کنید نتیجه ای را برای شما در بر نخواهد داشت.

اگرچه همه فروشندگان به خوبی می دانند که برای اینکه شانسی برای انجام فروش داشته باشند باید ابتدا به ساکن ایمیل هایی که ارسال می کنند باز شود، اما بسیاری از آنها عواقب دام پهن کردن برای مشتری احتمالی با استفاده از عناوین انحرافی و فریبکارانه را در نظر نمی گیرند. در چنین شرایطی، حتی اگر خریدار ایمیل شما را باز کند، باز هم احتمالاً شرکت شما خوب و حرفه ای به نظر نمی رسد و به احتمال قریب به یقین واکنش و پاسخ مثبتی را هم از جانب مخاطب خود دریافت نخواهید کرد.

فروشندگان ناموفق همانهایی هستند که عادت دارند تا با استفاده از عناوین تکراری، عام و کلیشه ای به خیال خود از میانبر استفاده کنند. از طرف دیگر، فروشندگان موفق و حرفه ای به اهمیت خلاقیت، صداقت و استفاده از عناوین جذاب کاملاً واقف هستند.

اگر شما هم تمایل دارید که شانس بازشدن ایمیل های بازاریابی و فروشی که ارسال می کنید افزایش پیدا کند و به واقع، آن ایمیل ها باز شوند، دیده شوند و بلکه پسندیده شوند، در اینصورت با این مطلب از مجموعه مطالب آموزش بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ همراه باشید تا به ذکر و شرح پنج اشتباهی بپردازیم که باید از آنها اجتناب کنید:

 

  1. عنوان هایی که به اسپم یا هرزنامه شباهت دارند

هنگامی که ایمیلی را در اینباکس خود مشاهده می کنید که مانند یک پیشنهاد بازاریابی کم ارزش به نظر می رسد، اولین کاری که انجام می دهید حذف یا علامتگذاری آن به عنوان اسپم است. به همین دلیل یکی از بدترین کارهایی که می توانید انجام بدهید این است که عنوانی بنویسید که مانند آن ایمیل هایی به نظر برسد که افزایش قد -و البته یک سری چیزهای دیگر- یا کسب درآمد میلیاردی از اینترنت را تبلیغ می کنند.

از جمله شاخصه های ایمیل های بازاریابی که به صورت انبوه و عمومی ارسال می شوند می توان به استفاده از کلمات و عباراتی مانند رایگان، پس انداز، صرفه جویی، کلیک کنید، پیشنهاد ویژه و همچنین یک یا چند علامت تعجب و بعضاً سوال اشاره کرد.

اگر رویای دریافت واکنش و پاسخی از جانب مخاطب خود را در سر می پرورانید، به جای آنکه چنان به نظر برسد که گویی یک بازاریاب بی هدف به شکل به اصطلاح کیلویی ایمیل های فروش و بازاریابی را ارسال می کند، ایمیل های شما باید حس یک مکالمه چهره به چهره را در مخاطب ایجاد کنند. شما باید تلاش کنید تا به ایمیل های خود سر و شکل یادداشت های خاص و شخصی سازی شده ای را بدهید که مانند یک گفتگوی خصوصی با شخص مخاطب هدف تان به نظر می رسند.

 

  1. تظاهر به آشنایی

یکی از روشهایی که با کمک آن می توان مخاطب را به بازکردن ایمیل های بازاریابی و فروش ترغیب کرد، استتار عنوان در ظاهر پاسخ به یک گفتگوی جاری (مثلاً با استفاده از Re: در ابتدای عنوان یا استفاده از عناوینی مثل «اطلاعاتی که درخواست کرده بودید») است.

در حالیکه شاید شما یا افرادی که از چنین تاکتیک هایی استفاده می کنند بر این باور باشید که این روش برای افزایش نرخ بازشدن ایمیل های بازاریابی تان روش بسیار موثری است، اما در حقیقت با استفاده از چنین ترفندهایی شانس خود برای اقامت دائمی در پوشه اسپم را افزایش می دهید. نرم افزارهای اسپم یاب با چنین ترفندهایی به خوبی آشنایی دارند و به سرعت نسبت به آنها واکنش نشان می دهند. به همین ترتیب، مخاطب شما هم فوراً متوجه می شود که (دور از جان) وی را احمق فرض کرده اید و هم ناراحت شده و هم احساس خواهد کرد که به او توهین کرده اید. در چنین شرایطی نه تنها یک مشتری بالقوه را از خود رانده اید، بلکه حتی احتمالاً یک منتقد پر و پا قرص نیز برای برند شرکت خود دست و پا کرده اید.

 

  1. بی توجهی به ایجاز و خلاصه نویسی

ایمیل شما چه در رایانه و چه از طریق یکی از دستگاه های همراه باز شود، در هر صورت به احتمال زیاد مخاطب شما فقط بخشی از عنوان (در بسیاری از موبایل ها و تبلت ها همان شش یا هفت کلمه ابتدایی) را مشاهده می کند. بنابراین، اگر یک عنوان جذاب اما بلند نوشته اید، احتمالاً وقت خود را هدر داده اید، زیرا بیشتر آن هرگز در اینباکس مخاطب به نمایش در نخواهد آمد.

غالباً خلاصه نویسی و رعایت اصل ایجاز در مورد عناوین ایمیل ها متقاعدکننده تر و کارسازتر است. می توانید عنوان بلند را به عنوان یک فکر ناتمام در نظر بگیرید؛ اگر مخاطب شما همه آن را نبیند، نمی تواند منظورتان را متوجه شود و در نتیجه قدرت مجاب سازی آن به شدت کاهش خواهد یافت.

 

  1. تمرکز روی خودتان (به جای تمرکز بر مشتری)

استفاده از عناوینی مانند «عرضه فلان محصول در طول پنج روز آینده!» آنچنان تاثیری ندارد، زیرا این دسته از عنوان ها بر این پیش فرض قرار دارند که مخاطب به شرکت شما و پیشنهادهای آن علاقمند است. البته استفاده از چنین عناوینی در کمپین های بازاریابی قطره ای می تواند موثر باشد، زیرا مخاطب علاقه خود به برند شما را نشان داده است. اما این نوع از خودشیفتگی در ایمیل های سرد، کمپین ایمیل مارکتینگ شما را به نابودی خواهد کشاند.

برای اینکه بتوانید کسی را نسبت به خواندن ایمیل های خود ترغیب کنید، از همان ابتدا باید برای وی ارزش آفرین باشید و به عبارت دیگر کاری کنید که مخاطب احساس کند که پیشنهاد شما برایش سودمند است. چرا عرضه محصول شرکت شما باید برای مخاطب مهم باشد؟ این چه سودی برای او دارد؟ عنوان ایمیل بازاریابی و فروش خود را با توجه به مشکلات و نیازهای مخاطب بنویسید تا بتوانید فوراً توجه وی را به خود جلب کنید.

 

  1. برآورده نکردن انتظاری که با عنوان ایمیل بازاریابی خود ایجاد کرده اید

شاید یک عنوان جذاب که وعده های بزرگی می دهد بتواند کاری کند که ایمیل بازاریابی شما باز شود، اما اگر نتوانید انتظاراتی که با وعده های خود ایجاد کرده اید را در محتوای ایمیل و عملاً برآورده کنید، در اینصورت فرصت بزرگی را از دست می دهید و چه بسا خود و کسب و کارتان را نیز متحمل خسارات های جبران ناپذیری کنید. به عنوان مثال، اگر در عنوان ایمیل وعده داده اید که مشتریانِ مخاطب خود را در عرض ۳ تا ۵ روز ۳ برابر می کنید، اما در بدنه ایمیل به شرح یک فرآیند یک هفته ای می پردازید، در چنین شرایطی همه چیز را بر باد داده اید.

عناوینی که با هدف تحریک مخاطب نسبت به کلیک کردن نوشته می شوند (clickbait) و وعده هایی که می دهند را عملی نمی کنند باعث تضعیف تاثیر تلاش های شما و از بین رفتن اعتبارتان می شوند و این احساس را در مشتری به وجود می آورند که فریب خورده است. استفاده از عناوین رویایی تنها در صورتی می تواند موثر باشد که بتوانید برای آنها پشتوانه ای از پیشنهادات واضح، عملی و ملموس و همچنین تاییدات اجتماعی (social proof) متناسب با ادعاهایی که دارید فراهم کنید.

ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ ۵ مورد از مهم ترین اشتباهاتی که در عناوین ایمیل شاهد آنها هستیم را ذکر کردیم. شما با چه اشتباهات دیگری در اینباکس خود روبرو شده اید؟ لطفاً نظرات و ایده های خود را با ما و کاربران گویا آی تی در میان بگذارید.

 

۱۰ ضرورت برای موفقیت در ایمیل مارکتینگ

ایمیل به یکی از بهترین ابزارها برای کسب و کارها به منظور دسترسی و برقراری ارتباط با مشتریان شان تبدیل شده است. مقرون به صرفه بودن، قابلیت به اشتراک گذاری و سرعت ارسال پیام باعث شده است که کمپین های ایمیل مارکتینگ به عنوان یکی از مولفه های اساسی در استراتژی بازاریابی اغلب کسب و کارها جایگاه ویژه و استواری پیدا کنند. در عین حال، همراه با محبوبیت و رواج ایمیل مارکتینگ، ریسک انسداد ایمیل (بلاک شدن) و نرسیدن آن به اینباکس مشتریان نیز به طور روزافزون در حال افزایش است.

آنچه در ادامه این مطلب از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ می آید، ۱۰ نکته مختصر و مفید برای کسب و کارهای کوچک است که به کمک آنها می توانید کمپین های ایمیل مارکتینگ موفقی را ایجاد کنید:

 

  1. هدفگیری: به منظور افزایش میزان واکنش و عمل به فراخوان به عمل از سوی دریافت کنندگان ایمیل های بازاریابی، اطمینان پیدا کنید که فهرست ایمیل مارکتینگ خود را به درستی بخش بندی کرده اید. شما از طریق بخش بندی، مشتریان تان را بر اساس برخی ویژگی های خاص و تاثیرگذار به گروه های مختلف تقسیم می کنید و برای هر یک از آن گروه ها ایمیل های متناسب با ویژگی شان را ارسال می کنید.
  2. وضوح و دقت: هنگامی که برای مشتریان فعلی و بالقوه ایمیل ارسال می کنید، اطمینان پیدا کنید که محتوای ایمیل بازاریابی شما واضح و دقیق است. پیشنهادی که ارائه می کنید نیز باید به شکل برجسته در ایمیل مشخص بوده و درک آن آسان باشد.
  3. فراخوان به عمل: ایمیل هایی که ارسال می کنید باید فراخوان به عملی داشته باشند که روشن و مشخص باشد. به علاوه، باید یک حس فوریت و اضطرار ایجاد کنید. به کمک تعیین یک مهلت معین برای پیشنهاد خود می توانید مشتری را تحریک کنید تا فوراً نسبت به انجام عمل مورد نظرتان اقدام کند.
  4. طرح واکنشگرا: طراحی و ایجاد ایمیل هایی که چه روی مرورگر وب رایانه باز شوند و چه در یک دستگاه همراه در هر صورت چشم نواز و حرفه ای به نظر می رسند یک ضرورت مسلّم است. اینجاست که طراحی واکنشگرا به کمک شما می آید تا ایمیل های بازاریابی تان در همه دستگاه ها و در همه اندازه های صفحات نمایش به شکل متناسب و درست به نمایش در بیایند.
  5. عناوین قوی و جذاب: عنوان ایمیل باید بتواند نظر مخاطب را جلب کند تا ایمیل را باز کرده و اطلاعات بیشتری به دست بیاورد. در اینجا نیز بهتر است که حس اضطرار و نیاز به اقدام فوری ایجاد شود.
  6. ایجاز: عناوین و محتوای ایمیل های بازاریابی خود را بیش از حد طولانی نکنید و تا جایی که امکان دارد مختصر و مفید بنویسید.
  7. صفحات فرود: پیش از ارسال ایمیل، کیفیت و تاثیرگذاری صفحه فرود کمپین بازاریابی ایمیلی خود را ارزیابی کنید. صفحه فرود باید یک کپی از پیشنهادی باشد که در ایمیل روی آن تمرکز شده و شکل و شمایل مشابهی با طرح ایمیل داشته باشد.
  8. تحلیل و آمار: به منظور بهره برداری حداکثری از کمپین ایمیل مارکتینگ خود باید از جهات مختلفی روی آن نظارت داشته باشید و داده ها و آماری که به دست می آورید را مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار بدهید. در این راستا لازم است که برای نظارت بر فروش و همچنین نرخ تبدیل حاصله از کمپین ایمیل مارکتینگ از ساز و کارهای متناسب و حرفه ای استفاده کنید.
  9. فراهم کردن امکان واکنش یا عمل به فراخوان به عمل از کانال های مختلف: علاوه بر صفحه فرود، یک شماره تماس نیز به عنوان یک راهکار جایگزین در اختیار مشتریان خود قرار بدهید.
  10. یادآوری و تاکید: ارسال چندباره یک پیام باعث افزایش آگاهی نسبت به برند (brand awareness) و همچنین کسب نتایج بهتر می شود. با این وجود، توجه داشته باشید که هر بار باید خلاقیت به خرج بدهید و از عنوان و محتوای متفاوتی استفاده کنید.

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به ده نکته موجز برای کمک به پیشبرد کمپین های ایمیل مارکتینگ کسب و کارهای کوچک اشاره کردیم. لطفاً چنانچه نکات ضروری دیگری نیز به ذهن شما می رسد آنها را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر کاربران گویا آی تی در میان بگذارید.

آموزش فروش: فروش با گوش

در این مطلب از مجموعه مطالب مرتبط با مبحث آموزش فروش به شرح عبارت خوش قافیه «فروش با گوش» و اهمیت آن می پردازیم.

 

کلیشه رایجی که در رابطه با فروشندگان وجود دارد این است که معمولاً متکلّم وحده هستند، اما اگر شما هم برای فروش به چنین روشهایی تکیه کنید فرصت های بزرگ و قابل توجهی را از دست خواهید داد. در واقع، یکی از توصیه های مهمی که در دنیای فروشندگی باید به آن توجه کنید این است که از آنجایی که دو گوش و یک دهان دارید، باید به همین نسبت هم از آنها استفاده کنید. به عبارت دیگر، در موقعیت های فروش، دو برابر مقداری که صحبت می کنید باید گوش کنید.

در طول فرآیند فروش، مشتریان احتمالی در مورد افکار و احساسات خود در رابطه با شما و محصولات یا خدمات تان سرنخ هایی را در اختیارتان قرار می دهند. به بیان دیگر، آنها به شما می گویند که چه چیزهایی را دوست دارند، چه چیزهایی را دوست ندارند و چه چیزهایی برایشان اهمیت دارد. این دقیقاً همان اطلاعاتی است که برای به سرانجام رساندن فروش به آن نیاز دارید و مخاطب تان هم آن را در اختیار شما قرار می دهد. بنابراین، اگر توجه نکنید، خیلی بیشتر از چیزی که لازم است باید برای فروش تلاش کنید.

گوش دادن فعال یکی از تکنیک های ایده آل برای تمامی فروشندگان است. برای اینکه شنیدن شما «فعال» به حساب بیاید باید به گفته های طرف مقابل خود گوش کنید، آنچه که می گوید را درک کنید و با یک خلاصه موجز از چیزی که شنیده اید به وی پاسخ بدهید. استفاده از گوش دادن فعال در تعامل با مشتری احتمالی دو مزیت عمده دارد. اولاً چیزی که مشتری به شما می گوید را کاملاً درک می کنید و با استفاده از سرنخ هایی که به دست آورده اید می توانید فروش را با موفقیت به سرانجام برسانید. دوم اینکه از این طریق احترامی که برای مخاطب خود قائل هستید را در عمل به وی نشان می دهید و این در راستای ایجاد حس تفاهم و درک متقابل به شدت تاثیرگذار خواهد بود.

انسانهای کمی -و فروشندگان کمتری- وجود دارند که ذاتاً شنوندگان خوبی هستند. برای اینکه عادتهای نادرست خود در این زمینه را کنار بگذارید احتمالاً به وقت و تلاش قابل توجهی نیاز خواهید داشت. اما اگر از پس انجام چنین کاری بر بیایید، متوجه خواهید شد که مزایای آن هم به همان اندازه چشمگیر و قابل توجه است.

یکی از رایج ترین موانع برای گوش دادن موثر هنگامی قد علم می کند که چیز جالبی را می شنوید و بلافاصله شکل دادن به یک پاسخ یا برنامه ریزی برای واکنش نشان دادن به چیزی که شنیده اید را آغاز می کنید. طبیعتاً در طول مدتی که به چیزی که طرف مقابل بر زبان جاری کرده فکر می کنید به بقیه صحبت های وی توجه نمی کنید.

یکی از ترفندهایی که به کمک آن می توانید تمرکز ذهنی خود روی گفته های گوینده را حفظ کنید این است که در ذهن خود همان چیزی را که می شنوید تکرار کنید (پژواک ذهنی).

هنگامی که مشتری احتمالی در حال صحبت کردن است، سعی کنید که علاوه بر گوش های خود از چشم هایتان نیز استفاده کنید. زبان بدن هم به اندازه زبان گفتاری برای انتقال معنا اهمیت دارد، بنابراین اگر گوش کنید اما نگاه نکنید نیمی از پیام را از دست خواهید داد. به علاوه، تماس چشمی نیز به سخنران نشان می دهد که به گفته های وی توجه دارید.

پس از آنکه صحبتهای طرف مقابل به اتمام رسید، گفته های وی را خلاصه وار تکرار کنید. به عنوان مثال، می گویید: «به نظر می رسه که از مدل فعلی تون راضی هستید، اما فقط دوست داشتید که یه کم کوچیک تر بود.» این به مشتری نشان می دهد که به صحبت های وی گوش کرده اید و به علاوه، بلافاصله فرصتی را برای رفع هرگونه سوءبرداشت در اختیار وی قرار می دهد. علاوه بر این، خلاصه کردن منظور مشتری معمولاً باعث می شود که جزئیات بیشتر و دقیق تری ارائه شود (مثلاً «بله، ضمن اینکه ترجیح می دم رنگش هم قرمز باشه و …»). این به شما کمک خواهد کرد تا دقیق تر و موثرتر صحبت کنید.

سرانجام، اگر سوال یا نظری دارید، سعی کنید که آن را به شکل کاملاً غیرتهاجمی و با لطافت و ظرافت هرچه تمام تر مطرح کنید. مثلاً اگر مشتری احتمالی می گوید: «متوجه نمی شم که چرا نمی تونید تا سه شنبه سفارش رو تحویل بدید؛ یک هفته کامل فرصت دارید!» می توانید در پاسخ چیزی شبیه به این بگویید: «متوجه هستم که آماده نشدن فوری محصول آزاردهنده است، اما ما یک سری فرآیندهای دقیق و سختگیرانه در رابطه با کنترل کیفیت و ارزیابی و تست محصول داریم که حتماً برای اطمینان از اینکه تجهیزات باکیفیتی در اختیار مشتری هامون قرار می دیم باید انجام بشه.»

گوش دادن به صحبت های مشتری برای کارآمدی هرچه بیشتر فرآیند فروش و به سرانجام رسیدن آن اهمیت شایانی دارد. با توجه به گفته های مشتری بالقوه می توانید خوسته ها و نیازهای وی را به درستی درک کرده، حس تفاهم و درک متقابل ایجاد کنید و فروش را به سرانجام برسانید.

 

عملکرد شما در زمینه گوش دادن فعال چگونه است؟ آیا علاوه بر روش پژواک ذهنی از تکنیک خاصی برای حفظ توجه خود به سخنان مشتری استفاده می کنید؟ لطفاً نظرات و ایده های خود در رابطه با مقالات آموزش فروش را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

ایمیل مارکتینگ از زاویه موبایل: ۵ نکته نتیجه بخش

امروزه کسب و کارها در هنگام ایجاد و راه اندازی کمپین های بازاریابی هیچ چاره ای ندارند جز اینکه بیش از گذشته به آن دسته از مخاطبان خود که از دستگاه های موبایل استفاده می کنند توجه کنند. در همین راستا، در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی، به ذکر و شرح توأم با ایجاز ۵ نکته می پردازیم که به کمک آنها می توانید کمپین ایمیل مارکتینگ موبایلی خود را کارآمدتر و پربازده تر کنید.

 

بر اساس گفته های آقای دانیال فروتن به عنوان مدیر شرکت خدمات بازاریابی اِستریم سِند (StreamSend)، امروزه بیش از نیمی از ایمیل ها در دستگاه های همراه و موبایل باز و مطالعه می شوند و میزان خواندن ایمیل از طریق گوشی های هوشمند حتی از حجم تماس های تلفنی که از طریق این دستگاه ها انجام می شود نیز فراتر رفته است.

آقای فروتن می گوید: «با توجه به این نفوذ گسترده، میزان دسترسی و برقراری ارتباط با کاربران موبایل می تواند عامل مهمی در پیشرفت یا شکست کمپین های ایمیل مارکتینگ به شمار رود، در نتیجه همه کسب و کارها و بازاریاب ها باید اطمینان پیدا کنند که پیام هایی که ارسال می کنند موبایل پسند هستند.»

دانیال فروتن در راستای کمک به کسب و کارها به منظور کسب اطمینان از اینکه ایمیل های بازاریابی شان به دست کاربران موبایل رسیده و با آنها ارتباط برقرار می کند به چند نکته مهم و موجز اشاره می کند که فهرست وار به ذکر آنها می پردازیم:

 

  1. کار را برای کاربر آسان کنید

از آنجایی که بسیاری از مشتریان شما در حین چک کردن ایمیل از طریق دستگاه همراه خود به انجام کارهای دیگر، مانند تماشای تلویزیون نیز مشغول هستند، برای اینکه پیام شما توجه آنها را جلب کند و به لغو اشتراک محکوم نشود راه سختی را در پیش رو دارد. به همین دلیل است که اصول اولیه ایمیل مارکتینگ بر این امر تاکید دارند که خواندن یا به اصطلاح «مصرف کردن» ایمیل و عمل به فراخوان به عمل آن از طریق دستگاه های همراه باید تا جایی که امکان دارد آسان باشد.

 

  1. طراحی ایمیل خود را از موبایل شروع کنید

در صورتی که امکانپذیر باشد، باید در ابتدا برای موبایل طراحی کنید و جلو بروید. منظور ما در اینجا این است که بهتر است که ابتدا تجربه کاربری موبایلی را طراحی کنید و سپس آن را در جهت ایجاد یک نسخه سازگار با محیط دسکتاپ (رایانه های رومیزی و لپ تاپ) سوق بدهید. توسعه طرح های موبایلی از سازگار کردن محتوای قالب بندی شده برای دسکتاپ با محیط موبایل آسانتر و کارآمدتر است. به علاوه، از این طریق احتمال اینکه مقیاس بندی محتوای ایمیل شما ایرادی داشته باشد تقریباً به صفر می رسد.

 

  1. طراحی واکنشگرا در ایمیل (Responsive Email Design یا RED)

طراحان ایمیل به کمک طراحی واکنشگرا طرح های مختلف و متنوعی را تولید می کنند که اندازه صفحه نمایش دستگاهی که کاربر از آن استفاده می کند را تشخیص داده و با آن انطباق پیدا می کند. شاید طرح های مقیاس پذیر (Scalable) -طرح هایی که در آنها عرض محتوا برای نمایش در همه اندازه های مختلف صفحات نمایش کاهش داده می شود- گزینه بهتری به نظر برسند، چرا که کدنویسی آنها ساده تر است و بالاخره در همه ابزارها هم به نمایش در می آیند، اما واکنشگرایی به طراح اجازه می دهد تا محتوا را به نحوی تنظیم کند که در همه صفحات و از جمله صفحات باریکتر به بهترین شکل ممکن به نمایش در بیاید.

 

  1. از فرصتی که برای جذب مخاطب در اختیار دارید استفاده کنید

هر کسب و کاری که از بازاریابی ایمیلی موبایلی استفاده می کند باید عمل به فراخوان عمل را تا جایی که امکان دارد تسهیل کند؛ در همین راستا غالباً باید مخاطبان خود را در همان دستگاه موبایل درگیر کرده و به تعامل وادار کنید. در شرایطی که از موانعی همچون مشغله های متنوع کاربر هدف، مشکل در بارگزاری صفحات و اینترنت کُند و همچنین صفحات فرودی که چه بسا با صفحات نمایش کوچک تطابق ندارند باید به سلامت عبور کنید، بهتر است به جای آنکه همیشه تلاش کنید تا مشتری بالقوه را به موقعیت دیگری در فضای اینترنت بکشانید، روی ارتباط با مخاطبان موبایلی خود در اینباکس آنها تمرکز کنید. به منظور جذب و مسحور کردن مخاطب هدف تان، با ارائه جزئیات کافی و گنجاندن تصاویر و متن مناسب در ایمیل بازاریابی خود، ارزشی که در محصول یا خدمات تان نهفته را به وی نشان بدهید.

 

  1. قالب ها

به منظور ساده و موثرتر شدن کار خود از قالب های جذابی که طراحی درست و مناسبی دارند و تنها کافی است که محتوای خود را در آنها قرار دهید استفاده کنید. قالب های ایمیل واکنشگرا در حالیکه اضافه کردن ابزارک های مختلف، مانند ابزارک پخش ویدیو و دکمه های فراخوان به عمل را به آسانی امکانپذیر می کنند، به بازاریاب ها نیز اجازه می دهند که بیشتر روی تولید محتوای مناسب برای کمپین های ایمیل مارکتینگ خود تمرکز داشته باشند.

 

ما در این مطلب از مطالب آموزشی ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به ذکر ۵ نکته برای تقویت ایمیل مارکتینگ از طریق موبایل پرداختیم. نظر شما چیست؟ آیا نکته ای افزون بر نکاتی که آقای فروتن به آنها اشاره کرد نیز به ذهن شما می رسد؟ لطفاً نظرات و دیدگاه های خود را در زیر این مطلب با ما در میان بگذارید.

 

آموزش فروش: بهترین سوال برای صلاحیت سنجی مشتری چیست؟

این مطلب از مقالات آموزش فروش گویا آی تی نوشته مایکِل پِدون است. آقای پدون بیش از ۲۰ سال در فروش تلفنی سابقه دارد. وی موسس SalesBuzz است و مدیریت عامل این شرکت را نیز بر عهده دارد.

 سوالات تعیین صلاحیت

همین چند روز پیش چشمم به مقاله ای افتاد که ادعا می کرد که محوریت آن طرح بهترین سوالات برای صلاحیت سنجی مشتری (Prospecting Qualification) است. هیجان زده شدم. واقعاً خیلی دوست داشتم ببینم که این بهترین سوالات چه هستند. بنابراین نشستم و آن را مطالعه کردم، اما چه شد؟ نااُمید شدم. چرا؟ در صدر فهرست بهترین سوالات برای صلاحیت سنجی مشتری، این سوال جا خوش کرده بود:

«با فرآیندها/تکنولوژی فعلی چه مشکلی دارید؟»

 

چر این سوال نمی تواند بهترین سوال برای صلاحیت سنجی باشد؟

اولین دلیلش این است که تقریباً همه فروشندگان، فارغ از اینکه چه چیزی می فروشند، سوالی با این محوریت که «چه مشکل/چالشی دارید؟» را مطرح می کنند.

حالا بیایید و خودتان را جای مشتری بالقوه بگذارید. اگر شما در جایی که کار می کنید مقامی داشته باشید و به اصطلاح یک «تصمیم گیرنده» باشید، طبیعتاً هر هفته از سمت انبوهی از فروشندگان تماس های متعددی را دریافت می کنید. فارغ از اینکه آن فروشنده ها چه چیزی می فروشند، همه آنها برای شما یکسان به نظر می رسند، و باز هم طبیعتاً مدت زمان زیادی طول نخواهد کشید که فروشندگانی که این سوال را می پرسند را از گردونه رقابت حذف کنید.

شما به عنوان یک فروشنده حرفه ای باید خودتان را از جمع فروشنده های معمولی بیرون بکشید و متمایز باشید. شما به عنوان یک کارشناس فروش، مخصوصاً در مراحل اولیه فرآیند فروش باید فرقی با بقیه داشته باشید و خودتان را منحصر به فرد نشان بدهید.

علیرغم همه اینها، بگذارید یک نکته را روشن کنم. سوال صلاحیت سنج «چه مشکلی دارید» تلاش می کند تا از یک «انگیزه برای خرید» پرده بردارد یا به بیان خودم، اقدامی در جهت «تشخیص مسأله» است. هنگامی که یک فروشنده چنین سوالی می پرسد امیدوار است که مشتری احتمالی در رابطه با بزرگترین چالش ها و دردسرهای خود بند را به آب بدهد و مشکلاتش را روی یک سینی طلایی به او تقدیم کند. مخصوصاً اگر در بخش خدمات مشتریان کار می کنید و پاسخگویی به تماس های ورودی از جانب مشتریانی که می خواهند مشکل شان را حل کنید بر عهده شماست، در اینصورت حتماً باید بپرسید که «چه مشکلی دارید؟». اما مقاله ای که من برای خواندنش وقت گذاشتم ادعا می کرد که بهترین سوالات برای تعیین صلاحیت مشتری را در خود گنجانده است، و در صورتی که مشتری یابی می کنید، طبیعتاً در بخش خدمات مشتریان کار نمی کنید و منتظر تماس های ورودی مشتریان نمی نشینید. شما به عنوان یک فروشنده، خودتان با مشتریان احتمالی تماس می گیرید و این مشتریان در غالب موارد انتظار دریافت تماس از جانب شما را ندارند. در چنین شرایطی، اگر بتوانید از بخش ابتدایی به سلامتی عبور کنید (چیزی که بعد از «سلام، من فلانی هستم» می گویید) و طرف مقابل هنوز تلفن را قطع نکرده باشد و شما بپرسید که «با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنید؟»، طرف مقابل خیلی سریع نسبت به شما موضع تدافعی خواهد گرفت و در بهترین حالت تلاش خواهد کرد تا شما را با استفاده از یک روش مودبانه بپیچاند و تلفن را سریع تر قطع کند.

 

این وظیفه مشتری احتمالی نیست که به شما اطلاعات بدهد.

شما از قبل باید بدانید که برای اینکه مخاطب هدف تان بتواند مشتری بالقوه شما باشد باید با چه چالش هایی روبرو باشد.

بگذارید توضیح بدهم. هر کسب و کاری فقط به این دلیل فعال است که مشکلات خاص دسته خاصی از مردم را حل می کند. شما باید بدانید که رایج ترین آن مشکلات کدامند و همچنین باید بدانید که علت وقوع آن مسائل و مشکلات چیست و همین جاست که سوال تعیین انگیزه خرید (تشخیص مسأله) را پیدا خواهید کرد.

 

مثال:

من شخصاً هنگامی که با یک مشتری احتمالی صحبت می کنم، به جای اینکه بپرسم «چه مشکلی دارید؟» از این سوالات استفاده می کنم:

  1. عوامل فروش شما چند بار در ماه اجازه ورود پیدا نمی کنند؟ (خیلی!)
  2. پیام های صوتی که می گذارند چطور؟ آیا مشتریان زیادی دست به کار می شوند و با آنها تماس می گیرند؟ (نه، اصلاً!)
  3. وقتی که بالاخره یک تصمیم گیرنده پشت تلفن می آید چطور؟ آیا با پاسخ هایی مانند «نه، ممنون»، «علاقه ای نداریم» یا «قبلاً این موضوع رو حل کردیم» مواجه می شوند؟ (بله، زیاد!)

ما چالش هایی که مشتریان احتمالی مان با آنها دست و پنج نرم می کنند را شناسایی کرده ایم و سوالات من به طور خاص، موقعیت آنها را هدف قرار می دهد. من با پرسیدن این دسته از سوالات مانند بقیه به نظر نمی رسم و از آنجایی که در ارائه راهکار برای این موقعیت ها تخصص دارم، با اعتماد به نفس هر چه تمام تر می دانم که می توانم به مخاطب خودم کمک کنم.

هنگامی که مخاطب هدف خود را دقیقاً و به وضوح مشخص کردید و دریافتید که برای اینکه به راهکار شما علاقه ای داشته باشد باید چه مشکلاتی داشته باشد، فقط در اینصورت است که می توانید سوالات صلاحیت سنج مناسبی که انگیزه خرید یا تشخیص مساله را هدف قرار می دهند را برای مخاطب خاص خود پیدا کنید.

در چنین شرایطی، سوال شما منحصر به فرد و مخصوص مخاطب هدف خودتان خواهد بود. به کمک این دسته از سوالات، تماس های شما مانند سایر تماس هایی که مخاطب شما هر روز و همه روزه دریافت می کند به نظر نخواهد رسید و گفتگوی شما اصیل، سودمند و موثر خواهد بود.


نظر شما چیست؟ شما از چه سوالات خاصی برای تعیین صلاحیت مشتری استفاده می کنید؟ لطفاً نظرات و ایده های خود در رابطه با مقالات مرتبط با آموزش فروش را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر کاربران گویا آی تی در میان بگذارید.

 

 

 

مقایسه ایمیل مارکتینگ با رسانه های اجتماعی: کدامیک موثرتر است؟

هنگامی در منابع مالی و زمان خود محدودیت دارید، چگونه مسیری را انتخاب می کنید که منحصراً یا بیشتر روی آن تمرکز کنید؟ در این مطلب از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به ذکر و مقایسه نقاط قوت و ضعف ایمیل مارکتینگ و بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی می پردازیم تا به تصمیم گیری شما کمک کنیم.

 

اگر سرتان به شدت شلوغ است و منابع محدودی را در اختیار دارید، احتمالاً بارها و بارها به این فکر کرده اید که این منابع محدود را روی چه بخشی متمرکز کنید. ایمیل مارکتینگ و بازاریابی رسانه های اجتماعی هر دو از روش های محبوب بازاریابی به شمار می روند، اما کدامیک موثرتر است و نتایج بهتری را برای شما فراهم می کند؟

ایمیل مارکتینگ و بازاریابی رسانه های اجتماعی دو غول کاملاً متفاوت هستند و هر یک می تواند نقش کاملاً متفاوتی را در استراتژی کلی شما بر عهده بگیرد. برای محدودتر کردن دامنه تمرکز، ابتدا باید ببینید که به دنبال چه چیزی هستید.

البته باید به خاطر داشته باشید که لزومی ندارد که یکی از این دو را انتخاب کنید؛ هر یک از این دو جایگاه و مزایای خاص خود را دارد و به منظور توسعه کسب و کار به سمت مخاطبان و موفقیت های تازه باید از هر دوی این روشها در کنار هم استفاده کنید. اما اینکه بدانید که تمرکز اصلی خود را در کجا باید قرار بدهید و کدام ابزارها بیشترین بازگشت سرمایه را عایدتان می کنند همیشه سودمند است.

 

ایمیل مارکتینگ یک اهرم قوی و مستحکم است

ایمیل مارکتینگ موتوری است که خاموش نمی شود. در واقع، ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی تنها استراتژی ماندگاری است که از زمانی که اینترنت پا به عرصه وجود گذاشت نقش مثبت خود در بازاریابی را به طور مستمر و لاینقطع ایفا کرده است.

بر طبق گزارش سال ۲۰۱۷ گروه رادیکاتی، تعداد کاربران ایمیل در سال جاری به ۳٫۷ میلیارد نفر خواهد رسید. این رقم تا سال ۲۰۲۱ میلادی به ۴٫۱ میلیارد کاربر خواهد رسید.

جیمیل به تنهایی یک میلیارد نفر از این کاربران را در اختیار دارد.

اگر این رقم را با دامنه دسترسی رسانه های اجتماعی مقایسه کنیم که چیزی نزدیک به ۲٫۵ میلیارد کاربر است، پر واضح است که برنده این قسمت از رقابت، ایمیل مارکتینگ خواهد بود. بر طبق پیش بینی اِستاتیستا، تعداد کاربران رسانه های اجتماعی تا سال ۲۰۲۰ به ۲٫۹۵ میلیارد نفر خواهد رسید که این رقم هنوز هم با دامنه دسترسی به ایمیل فاصله فاحشی دارد.

یکی از بزرگترین مزایای ایمیل نسبت به رسانه های اجتماعی این است که تقریباً در ۹۰ درصد موارد، پیام های ارسالی مستقیماً به دست مخاطبان موردنظر می رسند.

با این حال، ایمیل مارکتینگ به آن آسانی که به نظر می رسد نیست.

اول اینکه دسترسی به همه آن ۳٫۷ میلیارد کاربر ایمیل به روشی که در رسانه های اجتماعی امکانپذیر است میسر نیست.

به علاوه، فهرست های ایمیل باید به دقت اصلاح شوند تا ایمیل های بازاریابی فقط به دست مناسب ترین و علاقمندترین مشتریان احتمالی برسند؛ این به آن معنی است که نمی توانید فقط یک فهرست از آدرسهای ایمیل را خریداری کنید و انتظار داشته باشید که ارسال انبوه ایمیل به آنها سودی را نصیب شما کند؛ فهرستهای ایمیل باید فقط حاوی افرادی باشند که واقعاً به دریافت ایمیل از شما تمایل دارند.

یکی دیگر از نقاط ضعف ایمیل این است که پیش از آنکه ایمیل به سلامت در اینباکس مخاطب هدف قرار بگیرد، باید از چند سد عبور کند. علیرغم اینکه در نهایت پیام شما به دست اغلب مخاطبان تان خواهد رسید، اما طراحی و محتوای نامناسب می تواند باعث شود که پیام های ایمیلی شما با عنوان اسپم یا هرزنامه تشخیص داده شوند. این باعث می شود که همه تلاشهای شما وارد زباله دادن دیجیتالی نرم افزار ایمیل خوان مخاطب شما شود. هنگامی که چالش های ایجاد یک فهرست ایمیل و جذب مشترکان جدید را در نظر می گیرید، این هم به اصطلاح قوز بالای قوز می شود.

یکی از بزرگترین مسائلی که کسب و کارها با آن روبرو هستند، شناخت مشتریان تا به آن حدی است که بتوانند پیام های خود را به نحوی با نیازها و علایق آنها تطبیق بدهند که در نهایت باعث تبدیل شان به مشتری شود؛ برای اینکه شرکتها بتوانند مشتریان احتمالی را به درستی بخش بندی کنند و پیشنهادات مرتبط و مناسبی را به آنها ارائه کنند باید عادتها و تمایلات آنها را درک کنند.

علاوه بر این، این برندها باید به طور پیوسته نرخ بازشدن ایمیل های خود را زیر ذره بین قرار بدهند تا بهترین زمان برای ارسال پیام های خود را پیدا کنند و از این طریق شانس تبدیل مشتری بالقوه به مشتری بالفعل را افزایش بدهند.

علاوه بر اینها و مخصوصاً برای شرکت هایی که مستقیماً با مصرف کننده نهایی سر و کار دارند، مولفه هایی مانند متن جذاب، فراخوان به عمل های مرتبط و متناسب، ذکر ویژگیها و بهینه سازی های ضروری و لازم برای موبایل در زمره چالش های اساسی جای می گیرند.

بدون توجه به همه این موارد احتمال اینکه دریافت کنندگان ایمیل های بازاریابی شما آنها را باز کنند، روی لینک درون آنها کلیک کرده و از فروشگاه آنلاین شما چیزی را خریداری کنند نزدیک به صفر است.

ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی رسانه های اجتماعی

رسانه های اجتماعی جزو ابرقدرتهای دنیای بازاریابی هستند

از هنگامی که انقلاب Web 2.0 آغاز شد، رسانه های اجتماعی با تکامل مستمر خود به یک ضرورت ریشه دار در بازاریابی و به یک پدیده فرهنگی تبدیل شده اند.

از آن زمان، پلتفُرم های رسانه های اجتماعی بالغ تر شده و تحول پیدا کرده اند و به بهترین یار و یاور بازاریاب ها مبدّل شده اند.

امروزه همه سرویس دهندگان عمده از تبلیغات هدفمند، محتوای مفرح و پویا، امکانات خاص برای دسترسی به مخاطب و کانال ها و روشهای متنوع برای تبلیغات و فعالیت های ترویجی و بازاریابی پشتیبانی می کنند. به علاوه، اغلب پلتفرم ها فرصت ارزشمند فروش اجتماعی (Social Selling) را نیز در اختیار بازاریاب قرار می دهند.

این ویژگیها به کسب و کارها این امکان را می دهند تا به راحتی محصولات خود را در برابر دیدگان مخاطب هدف خود قرار بدهند.

علاوه بر اینها، رسانه های اجتماعی به گونه ای باعث افزایش brand awareness یا آگاهی نسبت به برند می شوند که هرگز با این کیفیت و کمّیت امکانپذیر نبوده است. کسب و کارها می توانند پست های وبلاگی، آپدیت ها، ویدیوها و سایر انواع محتوا را در صفحات خود ارسال کنند و کاربران هم به نوبه خود می توانند آنها را با دوستان خود به اشتراک بگذارند و دوستان آنها هم محتوای به اشتراک گذاری شده را با دوستان خود به اشتراک می گذارند و این زنجیره ادامه پیدا می کند.

از این طریق نه تنها مصرف کنندگان به طور مستمر در جریان آخرین اخبار و اطلاعات قرار می گیرند، بلکه با ایجاد آگاهی و علاقمندی بیشتر تعداد بیشتری از کاربران به قیف فروش وارد می شوند و حتی امکان ویروسی شدن (viral) محتوا نیز مهیا می شود.

به علاوه، محتوای آپلودشده در رسانه های اجتماعی و سهولت ذاتی دسترسی به این پلتفرم ها باعث افزایش ترافیک وبسایت کسب و کار شده و پتانسیل افزایش نرخ تبدیل و کسب رتبه های بهتر در صفحه نتایج موتورهای جستجو را فراهم می کند.

در اینجا این نکته را هم باید مد نظر قرار داد که اگر از تبلیغات پولی استفاده نکنید، استفاده از رسانه های اجتماعی برای شما کاملاً رایگان تمام خواهد شد.

در عین حال، برخی مسائل عمده نیز در رابطه با رسانه های اجتماعی وجود دارد که باید به آنها توجه شود.

در طول چند سال گذشته و همگام با بروزرسانی های مختلف الگوریتم های موتورهای جستجو،Organic Reach یا میزان دسترسی طبیعی کاربران (بدون استفاده از تبلیغ و ترویج) در رسانه های اجتماعی به طرز هشداردهنده ای کاهش یافته است. در اواخر سال ۲۰۱۶ میلادی، مشخص شد که در طول این سال ناشران محتوای دیجیتال در رسانه های اجتماعی شاهد یک افت ۵۲ درصدی در نرخ دسترسی طبیعی به محتوای خود بوده اند.

تنها سه ماه بعد، وال استریت جورنال مقاله ای را منتشر کرد که نشان می داد که فیسبوک به اشتباه محاسباتی خود در میزان دسترسی طبیعی کاربران در قسمت Page Insights داشبورد مدیران صفحات اعتراف کرده است:

… فیسبوک دریافته است که تعداد افرادی که در معرض پست های طبیعی (یعنی پست های معمولی که تبلیغات پولی نیستند) بازاریاب ها قرار گرفته اند را بیش از میزان درست ثبت کرده است، زیرا در دوره های خاصی بدون توجه به بازدیدکنندگان تکراری به رقم دسترسی روزانه به محتوا اضافه کرده است. رقم تصحیح شده به طور متوسط برای دوره های هفت روزه ۳۳ درصد و برای دوره های ۲۸ روزه ۵۵ درصد کمتر از میزان اعلام شده خواهد بود…

با این وجود، حتی اگر مخاطب مورد نظر، پست ارسال شده توسط برند را هم مشاهده کند، باز هم تبدیل جمعیت حاضر در رسانه های اجتماعی به مشتری مستلزم تلاشهای فراوان است. غالباً در این راستا باید متحمل هزینه های سرسام آوری در رابطه با تبلیغات اجتماعی و تأمین تصاویر، ابزار، محتوا و سایر آیتم های اطلاع رسانی یا فروش محور شوید.

به علاوه، از آنجایی که ۷۸ درصد از مصرف کنندگان پیش از خرید به سراغ نظرات مشتریان می روند، اگر به دنبال جذب مشتریان جدید هستید باید نظرات موجود در صفحه برند شما چیزی کمتر از خارق العاده نباشد.

جدا از فضای پول محور حاکم بر رسانه های اجتماعی که به طور فزاینده ای در حال گسترش است و سایر چالش های موجود، یکی از آخرین نقط ضعف این بخش، روش مدیریت حضور اجتماعی کسب و کارها است.

در موارد متعددی شاهد هستیم که برندها در تلاش برای فعالیت در فیسبوک، توییتر، اینستاگرام، گوگل پلاس، تلگرام، لینکدین و سایر شبکه ها از تمام منابع و توان خود استفاده می کنند؛ اما بدون یک استراتژی مدوّن و حساب شده، گم شدن صدای برند شما در میان همهمه دیجیتال کاملاً قریب به یقین به نظر می رسد.

 

شما باید از کدامیک استفاده کنید؟ رسانه های اجتماعی یا ایمیل مارکتینگ؟

در مورد سازمانهایی که با مصرف کننده نهایی در ارتباط هستند، استفاده از ایمیل مارکتینگ برای جذب فروش بیشتر و ایجاد حس وفاداری در میان مشتریان فعلی، روش سودمندتر و موفقیت آمیزتری خواهد بود. در عین حال و با توجه به اینکه ایمیل ها غالباً در اینباکس مخاطب جای می گیرند (البته با استفاده از استراتژی های مناسب و درست)، به منظور درگیرسازی و تعامل و تبدیل بیشتر باید مخاطب خود را مورد مطالعه و بررسی قرار بدهید و پیام های شخصی سازی شده و متناسب تری را در زمان مناسب ارسال کنید و از قالب ها و ساختارهای مناسبی استفاده کنید.

با وجود اینکه ایمیل مارکتینگ برای اغلب کسب و کارها مثمر ثمرتر است، بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی هنوز هم در بخش هایی همچون ایجاد آگاهی نسبت به برند، جذب بازدید به وبسایت کسب و کار، افزایش مشترکان ایمیل مارکتینگ و ایجاد و تقویت وفاداری به برند و تعامل دوجانبه با مصرف کنندگان وزنه سنگینی به شمار می آید.

اگر فقط امکان استفاده از یکی از این دو گزینه را دارید، ایمیل مارکتینگ بهترین انتخاب است. اما در صورتی که می توانید از هر دو استفاده کنید شرایط برای جذب، پرورش و تبدیل مشتریان راغب به صورت تصاعدی و موثر مهیا خواهد شد.

ما در این مقاله از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی به مقایسه میزان اثربخشی ایمیل مارکتینگ در مقایسه با رسانه های اجتماعی پرداختیم. شما کدامیک را انتخاب می کنید؟ لطفاً ایده های خود را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

 

 

وبینار چیست؟ چگونه می توان یک وبینار ایجاد کرد؟

وبینار، که مخفف عبارت Web-based seminar است، به سخنرانی، سمینار و یا کارگاهی که بر پایه‌ی وب باشد گفته می‌شود. اکثر وبینارها برای آموزش نرم افزار، انتقال اطلاعات درباره ی یک محصول و موارد از این قبیل برگزار می گردند. از آنجا که وبینارها به واسطه ی نرم افزارهای وب کنفرانس پخش می شوند، می توان گفت از جمله بهترین روش ها برای انتقال اطلاعات به مخاطبان، خصوصاً مخاطبانِ ساکن در مناطق گوناگون، هستند.

گویا آی تی وبینار، که مخفف عبارت Web-based seminar است، به سخنرانی، سمینار و یا کارگاهی که بر پایه‌ی وب باشد گفته می‌شود. اکثر وبینارها برای آموزش نرم افزار، انتقال اطلاعات درباره ی یک محصول و موارد از این قبیل برگزار می گردند. از آنجا که وبینارها به واسطه ی نرم افزارهای وب کنفرانس پخش می شوند، می توان گفت از جمله بهترین روش ها برای انتقال اطلاعات به مخاطبان، خصوصاً مخاطبانِ ساکن در مناطق گوناگون، هستند.

در ادامه به تک به نک مراحل مورد نیاز برای ایجاد وبینارهای باکیفیت را برای شما بازگو خواهیم کرد. با گویا آی تی همراه باشید.

اطمینان حاصل کردن از مناسب بودن وبینار

در عین آن که وبینار یک ابزار بسیار عالی برای انتقال اطلاعات است، اما سودمند بودن آن بسته به اهداف و احتیاجات مخاطبان شما است. بنابراین بایستی اهداف مخاطبانتان را در نظر داشته باشید و با استفاده از آن از وبینار استفاده کنید. به طور کلی، برای سنجیدن این موضوع که وبینار یک ابزار سودمند و مناسب برای شما است یا خیر، بایستی این موارد را در نظر داشته باشد: ۱- مخاطبانتان، ۲-موضوعی که قرار است در مورد آن وبینار برگزار کنید و ۳- مدت زمانی که احتیاج دارید.
اجازه دهید مثالی بزنم. وبینار برای توضیح هدف سازمان برای برخی از پرسنل گزینه ی مناسبی است یا برای برگزار کردن سمینار برای مشتریان و سرمایه گذارانی که در مناطق گوناگون ساکن هستند؟
بدیهی است که وبینار برای مورد دوم بیشتر به کار می آید و نه برای مورد اول. این روش را می توان برای مدت زمان مورد نیاز نیز به کار برد.
پس به طور کلی برای اطمینان حاصل کردن از مناسب بودن وبینار برای کار شما، حتماً بایستی با کارشناسان و متخصصان در زمینه ی وبینار مشورت کنید.

استخدام تیم پشتیبان وبینار

اگر در مرحله ی قبل، به این اطمینان رسیدید که وبینار می تواند یک گزینه ی مناسب و مفید برای کار شما باشد، بایستی یک تیم جهت پشتیبانی وبینار استخدام کنید. یک تیم وبینار، شامل موارد زیر است:
الف) سازمان دهنده (تسهیل کننده): سازمان دهنده و یا تسهیل کننده کسی است که با شرکت کنندگان تماس می گیرد، مسئول توسعه ی وبیناراست و ثبت نام را راه اندازی می کند. افزون بر این موارد، سازمان دهنده معمولاً فعالیت های مربوط به هماهنگی، مثلا هماهنگی با کارشناسان، را نیز انجام می دهد.
ب) مجری:مجری مسی است که به هنگام برگزاری وبینار، تمرکزش بر ارائه ی اسلایدهای پاورپوینت و مسائل از این قبیل است.
ج) دستیاران:دستیاران به کسانی گفته می شود که تمرکزشان بر اختلالات و مشکلات فنی است. سعی آن ها این است که این مشکلات را به حداقل برسانند.
روشن است که یک فرد می تواند در آنِ واحد هر سه مسئولیت را بر عهده گیرد. اما پیشنهاد ما این است که این کار را نکنید. یعنی همه ی مسئولیت ها را به یک فرد ندهید. افزون بر این سعی کنید تعداد اعضای تیم را خیلی زیاد نکنید تا همگی بتوانند با آگاهی از وظیفه ی خود، آن را به خوبی انجام دهند.

تعریف کردن فرمت وبینار

قبل از برگزاری وبینار، بایستی بسته به اهداف خود یک فرمت از فرمت های وبینار را برگزینید. برخی از فرمت های رایج و پرطرفدار وبینار به قرارِ زیرند:
الف) یک سخنران: در این فرمت، تنها یک مجری حضور دارد و تمامی پرسش ها را پاسخ می دهد.
• مزایای فرمت یک سخنران: در این فرمت، به تعداد افرد اندکی برای هماهنگی کارها نیاز است.
• معایب فرمت یک سخنران: روشن است که همه ی مشکلاتِ احتمالی، به وسیله ی یک نفر سخنران حل نخواهند شد.

ب) مصاحبه: در فرمت مصاحبه، یک نفر مصاحبه کننده یک سری پرسش های از قبل آماده شده را می پرسد.
• مزایای این فرمت: در این فرمت، به سبب شنیدن صداهای گوناگون، جذابیت بیشتری نیز وجود دارد.
• معایب این فرمت: بدیهی است که برای اجرای این فرمت به نسبت فرمت پیشین، به هماهنگی بیشتری نیاز است.

ج) جلسه بحث: در فرمت جلسه بحث، در این فرمت، چند نفر به صورت همزمان روی خط قرار دارند.
• مزایای این فرمت: بدیهی است که به نسبت فرمت های پیشین شاهد انواع صداهای بیشتری هستیم و در نتیجه، جذابیت بیشتر است.
• معایب این فرمت: با بیشتر بودن افراد روی خط، به هماهنگی بیشتری نیاز است.

د) تعاملی:در این فرمت، مخاطبان نیز درگیر می شوند و در موضوع مورد نظر، به تمرینات تعاملی مشغول می گردند.
• مزایای این فرمت: به سبب درگیر بودن مخاطب با موضوع، مخاطب می تواند شناخت و درک بهتر و عمیق تری از موضوع به دست آورد.
• معایب این فرمت: چنین فرمتی برای گروه های بزرگ، قابل اجرا نیست.

توجه به جذابیت اسلایدها

جهت برگزاری وبینار، بایستی در نظر داشته باشید که اسلایدهای پر از متن و بدون تصویر، به سبب فقدان جذابیت، نمی توانند آنچنان که باید و شاید بر مخاطب تأثیر بگذارند.

استفاده از ابزار مناسب

چنان که در ابتدای نوشته گفته شد، برای برگزاری یک وبینار، به ابزارها و نرم افزارهای وب کنفرانس نیاز دارید. این نرم افزارها، از خصائص مختلفی برخوردارند و شما بایستی در هنگام انتخاب یکی از آن ها، نیازها و توقعات خود را پیش چشم داشته باشید. علاوه بر این، سعی کنید به هنگام انتخاب نرم افزار مناسب، خیلی عجله نکنید و پس از بررسی کامل، یکی از آن ها را انتخاب کنید. برای انتخاب یکی از ابزارها، نکات زیر را در نظر داشته باشید:
الف) هزینه ی مصرفی.
ب) تعداد افرادی که می توانند در کنفرانس حضور داشته باشند.
ج) ویژگی ها و قابلیت های ابزار مورد نظر
د) امکان ضبط وبینار و مشاهده ی آن بعد از به اتمام رسیدنِ آن.

برگزاری ارائه ای مختصر، چند روز پیش از برگزاری وبینار

بهتر است برای بررسی مشکلات و اختلالات فنی، چند روز قبل از برگزاری وبینار، یک ارائه ی نیم الی یک ساعته داشته باشید. در این جلسه: اولاً تجهیزات را به خوبی بررسی کنید. ثانیاً سعی کنید افرادی که قرار است در روز وبینار با شما باشند را به یکدیگر معرفی کنید و ثالثاً در مورد وبینار و خصاص آن توضیحی مختصر داشته باشید.

انتخاب بهترین تجهیزات و فضا

برای داشتن یک وبینار خوب، حتماً بایستی فضایی آرام داشته باشید. برای انتخاب چنین فضایی، باید اتاق کنفرانس فاقد هر گونه نویز باشد، نورپردازی و موارد مانندِ آن قابل تنظیم باشند و مواردی که موجب حواس پرتی می شوند وجود نداشته باشند. افزون بر این، همه ی کسانی که در وبینار شرکت خواهند کرد، بایستی از هدست استفاده کنند. شما برای انتخاب هدست باید به ابزاری که انتخاب کرده اید توجه کنید و بسته به آن یکی از هدست های تلفنی و یا کامپیوتری را انتخاب کنید. مضاف بر هدست، به کابل لپتاپ، برای پشتیبانی از باتری لپتاپ، و همچنین کابل شبکه نیاز دارید.

تعیین سیستم ثبت نام

پیش از شروع بازاریابی، باید سیستمی برای ثبت نام از شرکت کنندگان در وبینار تعیین کنید. در نرم افزارهای وب کنفرانس خارجی چنین سیستمی به طور پیشفرض و آماده وجود دارد اما در اغلب نرم افزارهای وب کنفرانس ایرانی، چنین سیستمی وجود ندارد. نکته ای که ذکر آن در اینجا لازم می نماید این است که برای آن که مخاطبین زیادی داشته باشید، بایستی محتوایی خاص و گیرا داشته باشید. اگر مخاطب بداند که محتوای شما را می تواند به سهولت از دیگر منابع تهیه کند، چرا باید برای شرکت در وبینار شما هزینه صرف کند؟

بازاریابی وبینار

بازاریابی وبینار نقشی مهم در جلب و جذب شرکت کنندگان مختلف دارد. بنابراین باید چند هفته پیش از برگزاری وبینار، با آماده کردن یک شرح مختصر از وبینار و منتشر کردن آن در رسانه های اجتماعی، بازاریابی وبینار خود را آغاز کنید.

تفکر فیلپ برای تاثیر گذاری بیشتر بازاریابی محتوا

تبلیغ با محتوا و بازاریابی محتوا یکی از چیزهایی است که چند سالی است در میان کسب و کارهای آنلاین رواج پیدا کرده است. در واقع بازاریابی محتوا ابزاری قوی برای برندینگ و سئوی سایت است.

گوگل اولین امتیاز خود را برای ارتقای سئو سایت به تناسب نوع و رتبه محتوا ارائه می کند. هر محتوایی که نظر کاربر را بیشتر جلب کند از نظر گوگل بهتر و پر کیفیت تر بوده و در صفحات اول خود آن را جای می دهد.

اما آیا هر کسی می تواند در پروسه بازاریابی محتوا به تولید محتوای گوگل پسند دست بزند؟ مسلما جواب این سوال منفی است. آژانس دیجیتال مارکتینگ فیلیپ در واقع با تجربیاتی که دارد به شما کمک می کند که بتوانید در این عرصه تاثیرات مثبت و ماندگاری بر ذهن کاربران سایت خود قرار دهید چرا که تبلیغات آنلاین فیلیپ در بر گیرنده بازاریابی محتوا نیز می شود.

بازاریابی محتوا

 

بازاریابی محتوا و دستاورد های فیلیپ

فیلیپ به شما کمک می کند که در عصر بازاریابی ورودی، با تولید محتواهایی که به رشد کسب و کار کمک می کند، روز به روز بر شمار بازدید کنندگان سایت افزوده شود و بدین صورت بتوانید برندینگ و بهینه سازی چشم گیری داشته باشید.

دیجیتال مارکتینگ

محتوا پادشاه است

آژانس تبلیغات دیجیتال فیلیپ قادر است به گونه ای محتوا را ساختار بندی کند، که گوگل به سایت شما امتیاز مثبت دهد تا بدین طریق بتوانید از طریق محتوایی که همه مدعی اند پادشاه است، بیشترین امتیاز را به طور مستمر از آن سایت و وبلاگ خود کنید. اما آن چه فیلیپ  برای اینکه محتواهایی کاربر پسند تولید کند که در بازاریابی محتوا در خور توجه باشد، تلاش دارد تا ۴ المان زیر را در متن تحقق بخشد:

  1. متن باید واضح باشد.
  2. متن باید به گونه ای نوشته شود که موجب اعتبار شرکت مربوطه شود
  3. محتوا باید به شکل هنرمندانه تجاری سازی شود اما از اجبار کاربر برای خرید به دور باشد.
  4. بازاریابی محتوا به طور ملموس باید در برگیرنده محصولات و خدمات باشد اما به طور نا ملموس کاربر را به استفاده از خدمات و محصولات ترغیب کند.

بدین صورت می توانید تبلیغات آنلاین خود با رویکرد بازاریابی محتوا را به فیلیپ بسپارید و منتظر باشید تا کسب و کارتان رشد کند.

 

 

 

ویژگی های فروشندگان حرفه ای: نظرات ۱۲ کارشناس

چه چیزی یک فروشنده معمولی را از یک فروشنده حرفه ای متمایز می کند؟ در این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش گویا آی تی پاسخ ۱۲ تن از کارشناسان مجرب به این پرسش را نقل خواهیم کرد.

نظرات این کارشناسان می تواند به شما کمک کند تا مهارتهای خودتان را تقویت کنید، به کارکنان بخش فروش شرکت خود آموزش بدهید یا اینکه بهترین نامزدهای تصدی مشاغل مرتبط با فروش شرکت را انتخاب کنید. این کارشناسان که در میان آنها افراد مختلفی -از مدیران عامل گرفته تا مربیان فروش و فروشندگان حرفه ای– وجود دارند متفق القول هستند که این ویژگیها خصوصیات مشترک همه فروشندگان حرفه ای و موفق هستند.

 

فروشندگان حرفه ای فراست، حس درونی و بینش قوی دارند

یکی از مهارتهایی که آموختن آن بسیار دشوار است، این توانمندی است که بتوانید متوجه شوید که چه زمانی باید محکم سرجای تان بایستید و موضع خود را حفظ کنید و چه زمانی باید دست از تلاش بردارید. اگر به دنبال کسب موفقیت هستید، باید در یک چارچوب کاربردی و منطقی به ندای قلب تان گوش کنید.

مارک سِنِدِلا، مدیرعامل لَدِرز

 

فروشندگان حرفه ای ارزش آفرین هستند

ما در بخش فروش خود یک تیم ۳۰ نفره داشتیم که اخیراً اعضای آن را به ۲۰ نفر کاهش دادیم. ما فروشندگانی که بهترین عملکرد را از خود نشان می دادند را حفظ کردیم. این فروشندگان برجسته یک ویژگی مشترک دارند: آنها تمایل تزلزل ناپذیری برای ارائه ارزش و نافع بودن برای مشتری دارند که این را از همان اولین تماس به نمایش می گذارند. آنها فارغ از اینکه تلاش شان به فروش منتهی بشود یا خیر، ذاتاً تمایل دارند که به مشتری کمک کنند.

سِب دین، مدیرعامل ایمَجینِر دیجیتال

 

فروشندگان حرفه ای با تمام وجود به محصولات یا خدماتی که می فروشند ایمان دارند

فروشندگان حرفه ای نسبت به چیزی که می فروشند اطلاعات کامل و باور دارند. اگر شناخت کاملی از محصول خود داشته و به آن اعتقاد داشته باشید، از ته قلب تان صحبت خواهید کرد و صادق تر به نظر خواهید رسید. مردم نسبت به فضایی که ایجاد می شود واکنش بهتری نشان خواهند داد، چرا که غالباً خرید آنها بر مبنای «چرا» است و نه «چه».

کورتنی گِینز، مدیر شرکت مدیریت املاک و مستقلات کلیِر

 

یک شخصیت دوم برای خود شکل می دهند

اگر هنوز آن کسی که می خواهید باشید نشده اید، یک شخصیت دوم را برای خود تعریف کنید. هنگامی که با چالش مواجه می شوید به آن شخصیت تکیه کنید. این کار به شما اجازه می دهد تا جسورتر و سرسخت تر باشید. هنگامی که دست رد به سینه شخصیت دوم تان زده می شود و نه شخصیت اصلی، کنارآمدن با آن آسانتر می شود.

نالی لی-وان، مدیرعامل گروه پی پی اِی

 

فروشندگان حرفه ای می توانند شوخ طبع باشند

فروشندگان موفق نه تنها هوش عاطفی سرشاری دارند، به شدت برونگرا هستند و به سلامتی و ظاهر خود اهمیت می دهند، بلکه بنا به تجربه من، معمولاً در مزاح و شوخ طبعی نیز ید طولایی دارند.

کریستین آلِن، معاون اینسایت بزینِس وُرکس

 

فروشندگان حرفه ای به اعتراضات با دید منفی نگاه نمی کنند

رویارویی با اعتراضات می تواند تمرکز فروشندگان را به هم بزند و روی واقع بینی آنها تاثیر بگذارد. فروشندگان حرفه ای به اعتراضات خریدار به عنوان نظر وی نگاه می کنند. آنها تلاش نمی کنند که با نظرات مقابله کنند، بلکه گفتگوهای حساب شده ای را مدیریت می کنند که دیدگاه خریدار را مورد توجه قرار می دهد. آنها در برابر دغدغه های مشتری حس همدلی و کنجکاوی از خود نشان می دهند و بر اهمیت آنها صحه می گذارند.

جو زِنتِه، مدیرعامل آلتِرنِتیو بورد آستین

 

فروشندگان حرفه ای همه مسئولیت ها را به گردن می گیرند

فروشندگان حرفه ای اختیار و کنترل اهداف و آنچه که می خواهند که به آن دست پیدا کنند را در دست می گیرند. آنها تلاش می کنند تا به کسی تبدیل شوند که می تواند اهداف شان را تامین کند؛ بنابراین، همیشه در حال یادگیری، انطباق و رشد هستند. در نهایت، چالش هایی که با آن مواجه می شوند را تحت سیطره خود می گیرند؛ بنابراین به جای گم شدن در میان مشکلات، روی پیداکردن راه حل تمرکز می کنند.

دِیوید نِیلور، معاون اجرایی شرکت توسعه یادگیری و رهبری تولاجیکال

 

فروشندگان حرفه ای هیچگاه از پرسیدن سوال دست بر نمی دارند

فروشندگان حرفه ای می دانند که خریداران به فهرست ویژگیهای محصولات یا خدمات علاقه ای ندارند، بلکه می خواهند بدانند که آیا شرکت شما واقعاً می تواند مشکل آنها را برطرف کند یا خیر. یک فروشنده حرفه ای تا زمانی که ریشه مشکل یا معضل مشتری بالقوه را پیدا نکند آرام و قرار نخواهد داشت.

هانا رایت، هم بنیانگذار اِیچ آر پارتنِر

 

فروشندگان حرفه ای شجاع هستند

فروشندگانی که بهترین نتایج را کسب می کنند آنهایی هستند که این شهامت را دارند که ترس را احساس کنند و باز هم بپرسند. آنها پا را از گلیم خودشان فراتر می گذارند و از همین طریق فروش بیشتری را عاید شرکت می کنند. این به آن معنی نیست که بی ادب هستند یا اینکه از مردم سوء استفاده می کنند؛ بلکه به این معنی است که آنها اهل کوتاه آمدن نیستند. محصول خود و چیزی که می فروشید را بشناسید و برای چیزی که می خواهید سوال کنید.

لیندا سوئیندِلینگ، کارشناس مذاکره و نویسنده کتاب «بی محابا بپرسید! راز به دست آوردن چیزی که واقعاً می خواهید»

 

فروشندگان حرفه ای از قانون ۸۰/۲۰ پیروی می کنند

یک فروشنده مجرب از طریق درصد زمانی که مشتری احتمالی صحبت می کند تشخیص می دهد که جلسه چطور پیش می رود. من مدافع درصد ۸۰/۲۰ هستم. در یک ملاقات موثر، باید از مشتری سوالات مناسبی را بپرسید که باعث شوند تا نیازهایی را ابراز کند که شاید هنوز از آنها آگاهی نداشته باشد. اشتباه صرف وقت فراوان روی فروش و عدم بذل توجه کافی برای تشخیص مشکلاتی که محصولات شما قادر به حل آنها هستند را مرتکب نشوید.

آدام تورِس، مدیرعامل شرکت مدیریت سرمایه سِنچری سیتی

 

فروشندگان حرفه ای اطلاعات درست و مناسبی را جمع آوری می کنند

افرادی که در حرفه فروش به موفقیت های قابل توجهی دست پیدا می کنند این توانمندی را دارند که به منظور انجام نتیجه گیری های درست و هدفمند، اطلاعات درست و مناسبی را گردآوری کرده و آنها را به درستی تفسیر کنند. توانایی جمع آوری اطلاعات مناسب و تفسیر نقادانه آنها این امکان را به فروشنده می دهد تا نقاط درد یا pain point های حقیقی و اصلی مشتری را شناسایی و درک کرده و هدف قرار دهد. به علاوه، از این طریق روند فروش نیز بهبود پیدا خواهد کرد.

جاش، مدیر محتوا و رسانه های اجتماعی فیلدبوم

 

فروشندگان حرفه ای یک نقطه اشتراک عاطفی با مخاطب خود پیدا یا ایجاد می کنند

این نقطه مشترک به فروشندگان حرفه ای این امکان را می دهد تا در هنگام تلاش برای ایجاد و رشد رابطه های جدید، از گفتگو، زبان بدن و سایر اشارات اجتماعی استفاده کنند تا حس اعتماد و درک متقابل ایجاد شود. استعداد لازم برای خلق آن اعتماد و اعتماد به نفس لازمه آن و توانایی پیداکردن نقاط مشترک عاطفی با افرادی که زمینه ها و تجارب مختلفی دارند و در سنین مختلفی به سر می برند چیزی است که فروشندگان خوب را از فروشندگان خارق العاده متمایز می کند.

زاک اولسِن، مدیر اینفینیت گلوبال


در این مطلب از سلسله مطالب آموزش فروش به بیان نظر ۱۲ نفر از کارشناسان و فعالان حوزه کسب و کار پرداختیم. نظر شما چیست؟ آیا با همه موارد بالا موافقید؟ لطفا ایده ها و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

 

 

اصول تبلیغات در اینستاگرام توسط Fillip.ir چیست؟

تبلیغات در اینستاگرام کاری است که باید فقط به یک متخصص سپرده شود. از آن جا که هر جا که بخواهید تبلیغات انجام دهید، باید دانش ان را داشته باشید، هیچ نهاد یا فردی به اندازه ی افرادی که در این امور تجربه دارند به شما کمک نخواهند کرد.

برای اینکه تبلیغات اثر بخشی در شبکه اجتماعی اینستاگرام داشته باشید، مجموعه Fillip.ir به کمک آن چه که تا کنون تجربه کرده است، ۸ قانون را برای شما رعایت خواهد کرد که خوب است آن را بدانید.

قانون شماره ۱: عکس های با کیفیت و طبیعی

وقتی که حرف از تبلیغ در اینستاگرام به میان می آید، لازم است که بدانید طبیعی بودن و با کیفیت بودن عکس ها بسیار ضرورت پیدا می کند. در واقع اگر بخواهید مشتری های زیادی داشته باشید لازم است که عکس هایی متفاوت اما جذاب و طبیعی بیندازید و در تبلیغات خود بکار ببرید.

تبلیغات اینستاگرام

قانون شماره ۲: کمرنگ کردن برندینگ

یکی از قوانین مهم در تبلیغ در شبکه های اجتماعی مخصوصا اینستاگرام این است که از شدت برندینگ بکاهید. بدین معنی که نباید کاربر احساس کند که در حال نمایش و خودنمایی برند خود هستید. خوب است که لوگوی خود را روی عکس ها قرار دهید اما نباید به گونه ای باشد که عکس در ابتدا نظر کاربر را به لوگو جذب کند. نمونه ای از تبلیغات موثر با وجود اشاره به برند به صورت زیر است:

تبلیغات در اینستاگرام

قانون شماره ۳: متن موجود در عکس را حذف کنید

تبلیغات باید کاملا طبیعی به نظر آیند. اصلا وقتی که کاربر تبلیغ را مشاهده می کند نباید تفاوتی بین آن عکس و سایر مطالب شما در شبکه اینستاگرام ببیند. هر چه میزان متن موجود در عکس کمتر باشد تاثیر گذاری بیشتری خواهد داشت.

تبلیغات در اینستاگرام

قانون شماره ۴: کوتاه و موثر بنویسید

هیچ کس در هیچ شبکه اجتماعی تمایل به خواندن ندارد. اصلا اینستاگرام از آن جا معروف شده که حاوی تصویر است، تصاویری که در یک لحظه هزاران حرف با کاربر می زند. پس سعی کنید آن چه را که می خواهید بگویید، در قالب تصویر به خواننده نمایش دهید تا تاثیر گذار باشد.

قانون شماره ۵: مخاطب شناسی داشته باشید

قبل از اینکه تبلیغات را شروع کنید باید بدانید که قشری که می خواهید نظرش را به سمت کسب و کار خود جلب کنید، چه ویژگی هایی دارد. با شناخت المان های شخصیتی مخاطب می توانید تبلیغات هدفمند تری داشته باشید و به جذب مشتری بپردازید.

قانون شماره ۶: اینستاگرام متعلق به فیس بوک است اما فیس بوک نیست

اگر تا پیش از این در فیس بوک تبلیغات داشته اید و سود کرده اید درست نیست که بخواهید تجربیات تبلیغ و مخاطب شناسی خود را آن جا پیاده سازی کنید. چرا که این دو شبکه ماهیتی کاملا متفاوت دارند و از هم جدا هستند.

تبلیغات در اینستاگرام

قانون شماره ۷: بین فیس بوک و اینستاگرام، دومی را انتخاب کنید

با توجه به تحقیقاتی که انجام شده محققان به این نتیجه رسیده اند که به دو دلیل تبلیغ در اینستاگرام مفید تر است:

اول اینکه میزان وابستگی مخاطب به برند در اینستاگرام عمیق تر و بیشتر است

دوم اینکه فعالیت های انجام شده روی تصاویر در اینستاگرام، بیشتر از فیس بوک است.

پس عاقلانه است که از تبلیغات در اینستاگرام استفاده کنید تا تاثیر گذاری بیشتری داشته باشید.

قانون شماره ۸: از هشتگ ها استفاده کنید

گفته شده که فیس بوک چندان هشتگ پذیر نیست اما در اینستاگرام اگر پست ها به میزان ۱۱ هشتگ داشته باشند تعاملات بیشتری را به خود جذب خواهند کرد. این نکته بسیار مهم است و می توان برای جذب تعاملات بیشتر، به کمک هشتگ ها که حکم دسته بندی دارند از این طریق بهره مند شوید.

 

Fillip.ir معتقد است که اگر در تبلیغات در اینستاگرام به اصول یاد شده پایبند باشید، می توانید به نتایج خوبی در کسب و کار خود دست پیدا کنید به همین دلیل، از تجربیات خود در کار استفاده کرده و پروژه تبلیغات شما در این شبکه اجتماعی را با موفقیت به پیش خواهد برد.

آیا در این باره دیدگاهی دارید؟ آن را با ما در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.