«موفقیت مشتری» (Customer Success) چیست و چه تفاوتی با پشتیبانی دارد

موفقیت مشتری

امروزه و در شرایط کنونی، رشد و پیشرفت در دنیای کسب و کار روز به روز دشوارتر می شود. مصرف کنندگان هیچ گاه این همه گزینه های گوناگون را پیش روی خود نداشته اند – از خمیردندان گرفته تا نرم افزارهای تجاری- و انسانها هیچ وقت تا به این حد محتاج توجه نبوده اند – چه از طریق رسانه های اجتماعی و چه حضوری. خلق یک محصول یا سرویس جدید نیز هیچ گاه تا به این حد برای کارآفرینان آسان نبوده است. ما هرگز چنین انفجار عظیمی از اطلاعات، گزینه ها و امکانات را شاهد نبوده ایم.

در عین حال، همه اینها فشار روی کسب و کارها را افزایش می دهد و رشد را دشوارتر می کند.

امروزه باید یک تیم فروش استثنایی داشته باشید. به علاوه، تیم بازاریابی شما نیز باید خارق العاده باشد. اما فروش و بازاریابی به تنهایی برای حفظ روند رو به رشد کسب و کار شما کفایت نمی کند. امروزه کسب و کارها دیگر نمی توانند با یک قرارداد سالانه مشتریان را اسیر خود کنند و هزینه حفظ مشتری در طول دهه گذشته به طور مستمر افزایش یافته است.

امروزه، Customer Success یا «موفقیت مشتری» بزرگترین فرصت نوظهور برای رشد کسب و کارها به شمار می رود. در همین راستا و با توجه به اهمیت شایان توجه موفقیت مشتری در موفقیت کسب و کارها و فروش، ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به پاسخ به این سوالات خواهیم پرداخت:

  1. Customer Success یا موفقیت مشتری چیست؟
  2. موفقیت مشتری با «پشتیبانی» چه تفاوتی دارد؟ به عبارت دیگر، چه تفاوتی بین Customer Success و Customer Support وجود دارد؟

به علاوه، در ادامه و در یک مطلب دیگر، به یک سوال دیگر نیز پاسخ می دهیم:

  1. چرا موفقیت مشتری اهمیت پیدا کرده است؟

 

اجازه بدهید که بدون فوت وقت، به سراغ پاسخ به این سوال برویم که:

 

«موفقیت مشتری» چیست؟

موفقیت مشتری یا Customer Success یک فرآیند سازمانی است که به مشتری کمک می کند تا حداکثر بهره برداری را از یک محصول یا خدمات ارائه شده توسط یک کسب و کار داشته باشد. این تلاش که در راستای ارزش آفرینی بیشتر صورت می پذیرد در یک ارتباط تنگاتنگ با دپارتمان های فروش و بازاریابی انجام می گیرد تا هدف مورد نظر محقق شود. تیم موفقیت مشتری نیز به مانند تیم های فروش و بازاریابی یک گروه درآمدزا محسوب می شود. موفقیت مشتری تلاش می کند تا رابطه های فعالی را ایجاد کند که به افزایش بیش فروشی (upsell)، فروش ضمنی (cross-sell)، بازاریابی دهان به دهان (Word of Mouth) و نتایج موفقیت آمیزی برای مشتری منجر می شود.

 

موفقیت مشتری با «پشتیبانی» چه تفاوتی دارد؟ به عبارت دیگر، چه تفاوتی بین Customer Success و Customer Support وجود دارد؟

موفقیت مشتری فقط به معنی پشتیبانی از وی نیست.

کسب و کارهای مختلف همیشه از اهمیت موفقیت مشتری و وجود مشتریان موفق آگاه بوده اند، اما به طور سنتی وظیفه تحقق این امر به بخش پشتیبانی از مشتریان –یکی از دپارتمان هایی که غالباً بودجه محدودی دارد و متشکل از گروهی از افرادی است که کار آنها کمک به مشتری در هنگامی است که با مشکلی مواجه می شود- محول شده است. پشتیبانی فرآیندی است که به واسطه آن در هنگامی که یک کاربر مشکلی را مطرح می کند در صدد حل آن بر می آییم؛ این عمل برآوردن «منفعلانه» درخواست های مشتری محسوب می شود. به عبارت دیگر، مشتری باید درخواست یا مشکل خود را مطرح کند تا تیم پشتیبانی در صدد انجام یا رفع آن برآید. بخش پشتیبانی از مشتریان مدت های مدیدی است که جایگاه خود به عنوان تنها دپارتمانی که مشتریان در صورت وجود مشکل می توانند به آن مراجعه کنند را حفظ کرده و این نقش مهم حداقل به این زودی تغییر نخواهد کرد.

اما یکی از دردناک ترین موارد در مورد کار در بخش خدمات مشتریان این است که این کارکنان خط مقدم غالباً شاهد مشکلاتی هستند که به شکل ریشه داری بارها و بارها تکرار می شوند. آنها می توانند مشکلات تک تک مشتریان را حل کنند، اما در اغلب موارد سازمان متبوع شان به سرمایه گذاری برای یافتن یک راهکار سیستمی و اساسی تمایلی نشان نمی دهد. اینجا همانجایی است که بخش موفقیت مشتری وارد داستان می شود.

می توانید موفقیت مشتری را به عنوان لایه بعدی روی یک تیم پشتیبانی موفق در نظر بگیرید. موفقیت مشتری یکی از فرآیندهای «فعال» است که تجربه مشتری را به مرحله بعد می برد و از وجود یک مسیر توأم با موفقیت به سوی آینده اطمینان پیدا می کند. در بسیاری از سازمان ها بخشهای پشتیبانی و موفقیت ارتباط تنگاتنگی دارند، اما اگر قرار باشد که این دو را با هم مقایسه کنیم، می توانیم به این تفاوت ها اشاره کنیم:

 

تفاوت های بین خدمات مشتری و موفقیت مشتری

  1. وظیفه: وظیفه و مأموریت پشتیبانی واکنش نشان دادن و حل سریع مشکلات مشتری است، اما کار بخش موفقیت مشتری، برنامه ریزی و تضمین یک چرخه عمر مشتری (Customer Lifetime) موفق و ارزش آفرین است.
  2. رویکرد و فرآیند: رویکرد و فرآیندهای تیم پشتیبانی کوتاه مدت و منفعلانه است، در حالیکه فعالیت های تیم موفقیت مشتری بلندمدت و فعال است.
  3. شاخص های موفقیت: از میان شاخص های موفقیت تیم پشتیبانی می توان به آمار تعداد موارد پشتیبانی، امتیاز رضایت مشتری (CSAT)، شاخص خالص ترویج کنندگان (NPS) و زمان انتظار مشتری اشاره کرد. این شاخص ها در رابطه با تیم موفقیت مشتری به حفظ مشتری، ارزش عمر مشتری، استفاده از محصولات، سلامت مشتری و درآمد تغییر پیدا می کنند.
  4. مسئولیت مالی: بخش فروش هزینه محور است و روی هزینه ها و کاهش هر چه بیشتر آنها تمرکز می کند، اما گروه موفقیت درآمد محور است و روی فرصت های رشد تمرکز دارد.
  5. مالکیت: وظیفه پشتیبانی بر عهده یک گروه خاص است، اما موفقیت مشتری مستلزم هماهنگی کامل و فعالیت تیمی بخش های فروش، پشتیبانی، خدمات و تولید است.
  6. محدوده اطلاع رسانی به کسب و کار: بخش پشتیبانی مشکلات را گزارش می کند، اما بخش موفقیت فرصت ها را به کسب و کار اطلاع می دهد.
  7. فعالیت های مورد انتظار: کار بخش پشتیبانی از مشتری، پشتیبانی فنی و ارائه اطلاعات است، در حالیکه بخش موفقیت مشتری روی تجربه مشتری، فروش، بیش فروشی و فروش ضمنی تمرکز می کند.
  8. سازماندهی: بخش پشتیبانی از همان روز اول در همه کسب و کارها وجود دارد، اما بخش موفقیت مشتری غالباً در شرکتهایی که در مرحله رشد قرار دارند، شرکت های ارائه دهنده خدمات تخصصی و ارائه دهندگان نرم افزار به عنوان سرویس (SaaS) وجود دارد.

 

اینکه اکنون در کسب و کار شما فقط بخش پشتیبانی فعال است و یا موفقیت مشتری نشان دهنده میزان مشتری محور بودن شما نیست. به عنوان مثال، آمازون یکی از مشتری محورترین کسب و کارهای جهان است، اما هیچ کس تا کنون از یک مدیر موفقیت فروش آمازون ایمیلی را دریافت نکرده است.

بسیاری از استارتاپ های SaaS که ارزش قرارداد بالایی ندارند نیز مشتری محور بودن خود را با ارائه دستورالعمل های استثنایی، اطلاعات دقیق یا یک جامعه کاربری فعال نشان می دهند و به یک تیم موفقیت فروش رسمی نیازی پیدا نمی کنند.

اما حتی در این شرایط هم شاهد وجود طرز تفکر «موفقیت مشتری مدارانه» هستیم؛ فرآیند جذب استثنایی، ارائه پیشنهادهای متناسب و پشتیبانی فعال. امروزه همه کسب و کارهای موفق، فارغ از اینکه یک تیم رسمی داشته باشند یا خیر به این فکر می کنند که چگونه می توانند مشتریان خود را موفق تر کنند، و این دلیل خوبی دارد؛ همانطور که در ابتدای این مطلب هم ذکر کردیم، رشد دشوارتر شده است.

موفق ترین کسب و کارهای آینده تیم های فروش و بازاریابی پرقدرتی خواهند داشت، اما همیشه در تلاش برای موفقیت مشتریان و تبدیل آنها به حامیان با انگیزه برند خود سرآمد خواهند بود.

 

۶ نکته مهم برای طراحی یک فرم ثبت نام مشترک ساز

6 نکته مهم برای طراحی یک فرم ثبت نام مشترک ساز

پرکردن فرم های اینترنتی به منظور دسترسی به محتوا یا یک پیشنهاد ویژه به همان اندازه جالب است که ایستادن در صف نانوایی برای شما خوشایند به نظر می رسد. در عین حال، این فرم های اینترنتی در غالب موارد یکی از تاثیرگذارترین راه ها برای تبدیل بازدیدکنندگان سایت به مشترکین جدید به شمار می روند. به همین دلیل است که طراحی فرم های ثبت نام با در نظر گرفتن خواسته های کاربر و همچنین جالب و تعاملی کردن آنها می تواند عامل تاثیرگذاری باشد که باعث تبدیل وی به مشترک و یا بالعکس موجب ترک صفحه توسط وی می شود. ما در ادامه این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به شش مورد از مهم ترین مواردی اشاره می کنیم که برای طراحی صفحات ثبت نام موثر باید به آنها توجه داشته باشید.

 

  1. هر چه کمتر بهتر: تعداد فیلدها را محدود کنید

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بسیاری از بازاریاب ها مرتکب می شوند طراحی فرم های ثبت نامی است که زودتر از زمان متناسب کاربر را به ارائه حجم انبوهی از اطلاعات ملزم می کنند. هر سوال اضافی یا فیلد ورودی که به فرم خود اضافه می کنید شانس تبدیل را کاهش می دهد و میزان ترک صفحه ثبت نام را بیشتر خواهد کرد. به همین دلیل است که موثرترین فرم یک فرم ساده است که فقط یک فیلد دارد و آن هم فیلد ثبت ایمیل است. اگر در دست داشتن سایر اطلاعات از نان شب واجب تر نیست از اضافه کردن فیلدهای اضافی خودداری کنید.

 

  1. سوالات مرحله به مرحله: اطلاعات درخواستی را به قسمت های کوچک تقسیم کنید

فرض کنیم که فرم خود را تجزیه و تحلیل کرده اید، تا جایی که امکان داشته فیلدهای اضافی را حذف کرده اید، اما در نهایت به این نتیجه رسیده اید که یک آدرس ایمیل تنها کفایت نمی کند. اینجا همان جایی است که تقسیم کردن فرم به سوالات مرحله به مرحله می تواند یک راهکار موثر باشد.

تکمیل فرم شما در مرحله اول فقط مستلزم ثبت یک آدرس ایمیل است. پس از آنکه کاربر آن آدرس را وارد و روی دکمه ارسال کلیک کرد صفحه دیگری ظاهر می شود که حاکی از تایید ثبت نام است و چند فیلد دیگر برای دریافت جزئیات بیشتر را نیز نشان می دهد.

تقسیم بندی فرم و استفاده از سوالات مرحله ای به این معنی است که حتی اگر یک کاربر پس از اولین سوال فرم شما را ترک کند دست کم ایمیل وی را به دست آورده اید. یک مزیت دیگر این روش این است که هنگامی که در هر بار یک یا دو فیلد در برابر کاربر قرار می گیرد عموماً نرخ تبدیل بالا می رود.

 

  1. فرم های معتبر: اعتبارسنجی خودکار فیلدهای ورودی

طراحی فرم های ثبت نامی که نرخ تبدیل را بالا می برند مستلزم ایجاد یک تجربه کاربری خوب است و یکی از مهم ترین مولفه های یک تجربه کاربری خوب ارائه بازخورد فوری به کاربر است. به عبارت دیگر، به کاربر اجازه بدهید که همینطور که تایپ می کند بداند که آیا فرم را به درستی پر می کند یا خیر.

یک مطالعه موردی که اخیراً انجام شد نشان داد که اعتبارسنجی خودکار باعث یک افزایش ۲۲ درصدی در میزان موفقیت کمپین های ایمیل مارکتینگ و یک افزایش ۳۱ درصدی در میزان رضایتمندی کاربران می شود.

 

  1. استفاده از طراحی ریسپانسیو یا واکنشگرا یک ضرورت است

این مورد از اوجب واجبات و اظهر من الشمس است، اما در عین حال به کرّات مورد غفلت واقع می شود. یک تحقیق نشان داد که در سه ماهه دوم سال ۲۰۱۵ میلادی ۴۶ درصد از کل کلیک های انجام گرفته از طریق دستگاه های همراه مختلف انجام شده است. استفاده از قالب هایی که در دستگاه های همراه نیز به خوبی به نمایش در می آیند در مورد فرم های ثبت نام اهمیت مضاعفی پیدا می کند. صفحات غیرواکنشگرا نرخ تبدیل شما را به قهقرا می برند!

 

  1. نمایش ایمیل های نمونه: اعتماد به نفس خود را نشان بدهید و کاربر را به تکمیل ثبت نام ترغیب کنید

با توجه به حجم انبوه ایمیل هایی که کاربران هر روز و همه روزه دریافت می کنند، اینکه بخواهند بدانند که برای چه چیزی ثبت نام می کنند جای هیچ تعجبی ندارد. نمایش نمونه هایی از ایمیل هایی که ارسال کرده اید در قسمت بالایی یا پایین فرم ثبت نام می تواند خیال کاربر را برای تکمیل فرم راحت کند. اگر از همان ابتدا چیزی که کاربر می تواند از شما انتظار داشته باشد را مشخص کنید، میزان لغو اشتراک را تا حد قابل توجهی پایین خواهید آورد.

 

  1. فرم های پاپ آپ: کمی آزاردهنده، اما بسیار موثر

فرم های پاپ آپ شهرت خوبی ندارند و مخصوصاً در رابطه با پاپ آپ های پنجره ای احتمالاً این بدنامی زیاد هم نابجا نیست. هنگامی که از پاپ آپ به درستی استفاده نشود کاملاً آزاردهنده می شود و تجربه بدی را برای کاربر رقم می زند. امروزه استفاده از پاپ آپ های لایه ای بسیار متداول شده است، اما دلیل این امر چیست؟ پاسخ کوتاه به این سوال این است که «موثر هستند». مطالعات نشان می دهند که اضافه کردن یک صفحه ثبت نام به صورت پاپ آپ لایه ای می تواند میزان ثبت نام ها را بین ۳۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش بدهد.

تا وقتی که به نکات زیر توجه داشته باشید، فرم های پاپ آپ به شما کمک خواهند کرد تا بدون هیچ مشکلی تعداد ثبت نام ها را افزایش بدهید:

  • در همه صفحات وبسایت خود از پاپ آپ استفاده نکنید؛
  • کاربر باید در هر بازدید خود فقط یک بار با پاپ آپ مواجه شود؛
  • نمایش پاپ آپ را به تاخیر بیندازید (فوراً پس از بارگذاری صفحه نمایش داده نشود)؛
  • پیام آن را شخصی سازی کنید؛
  • اطمینان پیدا کنید که بستن پاپ آپ به آسانی امکانپذیر است.

استفاده از فرم های ثبت نامی که با توجه به نکات بالا طراحی شده اند به شما کمک خواهد کرد تا نرخ تبدیل بازدیدکنندگان به مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ خود را افزایش دهید. اما پس از آنکه مشتری مورد نظر تبدیل به مشترک مورد نظر (!) شد چگونه می توانید او را راضی نگه دارید؟ علاوه بر نکات مختلفی که در جای جای مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به آنها اشاره کردیم، لازم است که امکان مدیریت تنظیمات اشتراک را نیز برای مشترکان خود فراهم کنید. به منظور کسب اطلاع بیشتر در این رابطه به این مقاله مراجعه کنید.

 

۳ راز فروشندگان حرفه ای

فروشنده حرفه ای

امروزه و در عصر تکنولوژی، هنگامی که سخن از تعامل و ارتباط اینترنتی با شرکتها و کسب و کارهای مختلف به میان می آید، چیزی که واضح است این است که انتظارات ما دستخوش تغییرات چشمگیری شده است. به همین سبب و از آنجایی که این احتمال وجود دارد که در هر ساعتی از شبانه روز به خدمات مشتریان نیاز داشته باشیم، پاره ای از این خدمات برونسپاری می شود یا به افرادی محول می شود که علیرغم اینکه همیشه حاضر و ناظر هستند، اما اطلاعات و توانایی کافی برای کمک به مشتری را ندارند.

در واقع، فقط در دسترس بودن پشتیبانی به معنی سودمند بودن آن نیست. مشتریان علاقه ای به تعامل با ابزارهای ماشینی و خودکاری که فاقد شخصیت و هویت هستند ندارند. به همین دلیل است که فروشندگان حرفه ای و برتر تلاش می کنند تا از نیاز مشتریان به تعامل انسانی بهره برداری کنند. در همین راستا، برخی از شرکتها به استفاده از روشهای ارتباطی نه چندان جدیدی مانند تماس تلفنی، ایمیل و پیام های متنی روی آورده اند تا به واسطه آنها روح تازه ای را به کالبد ارتباط انسان محور خود با مشتریان بدمند. این قبیل کسب و کارها بر این باورند که تعامل انسانی نه تنها کلید به سرانجام رسیدن فروش است، بلکه یک پیوند عاطفی مثبت را نیز با مشتری ایجاد می کند.

بهترین فروشندگان تمام سنگینی بار را بر دوش پاسخ دهنده های خودکار و اتوماسیون نمی اندازند. آنها از تکنولوژی به نفع خود بهره برداری می کنند و در برونسپاری بخش هایی از فرآیند فروش نیز انتخاب های هوشمندانه ای را انجام می دهند. از همه مهم تر اینکه آنها از دریچه نگاه مشتری به چرخه فروش نگاه می کنند.

آنچه در ادامه این مطلب از مقالات آموزش فروش می آید، سه مورد مهم از مواردی است که می توانید از این گروه از فروشندگان یاد بگیرید:

 

  1. پیام خود را با مخاطب تان هماهنگ و متناسب کنید.

شما بزرگترین طرفدار محصولی که می فروشید هستید و البته باید هم همینطور باشد، اما باید ببینید که مشتری با کدام جنبه از آن ارتباط برقرار می کند و کدام ویژگی بیشتر به مذاقش خوش می آید و به اصطلاح به دردش خواهد خورد. به احتمال زیاد، چیزی که شما مشتاق آن هستید ۸۲ درصد از خریداران را تحت تاثیر قرار نخواهد داد. به علاوه، اگر محصول خود را برای همه مشتریان به یک سبک و سیاق معرفی می کنید دچار اشتباه شده اید.

از قبل تحقیق و بررسی های لازم را انجام بدهید و کاری کنید که این احساس در مشتری ایجاد شود که نیازهای وی را کاملاً درک کرده اید. به جای آنکه ویژگی های مختلف محصولات یا خدمات خود را فهرست کنید، ببینید که کدام ویژگی برای مشتری از همه مهم تر است و همان را برجسته تر کنید.

 

  1. همه چیز را از دریچه نگاه مشتری ببینید

حفظ رابطه و هویت انسانی در فروش دیجیتالی فرآیندی است که ظرافت های خاص خودش را می طلبد. خودتان را همیشه و در هر مرحله از قیف فروش جای مشتری بگذارید و از دریچه چشمان او به موقعیتی که در آن قرار دارید نگاه کنید. هر جا که مشکلی پیدا شد تلاش کنید تا راهی را پیدا کنید که به واسطه آن بتوانید تجربه منسجم تر و بی نقص تری را برای مشتری ایجاد کنید.

 

  1. در اولویت های خود تجدیدنظر کنید

اغلب فروشندگان از طریق کمیسیونی که دریافت می کنند روزگار می گذرانند، بنابراین با گذشت زمان هیچ بعید نیست که یک رویکرد تحمیل گرانه را اتخاذ کنند. اگر احساس می کنید که چنین رویکردی پیدا کرده اید و فقط به دنبال آن هستید که محصول یا خدمات مورد نظر را به هر طریقی بفروشید، کمی درنگ کنید و این را در نظر بگیرید که هیچ کس دوست ندارد که کسی چیزی را به او بفروشد؛ این روزها مشتریان شنیدن توصیه های یک مشاور خونگرم و شفیق را ترجیح می دهند.

تکنولوژی تضعیف نخواهد شد، اما به نظر می رسد که پیوندهای انسانی و توجهی که باید به آنها بشود بیش از پیش ضعیف شده است. با عنایت به این روابط و پیوندها می توانید خودتان را از سایر فروشندگان متمایز کنید. در واقع، اگر از استراتژی های درستی استفاده کنید، تکنولوژی به جای آنکه در روابط انسانی اختلال ایجاد کند می تواند باعث تقویت آنها شده و به عاملی در جهت افزایش فروش و تعداد مشتریان راضی تبدیل شود.

 

 

آیا ایمیل مارکتینگ شما برای آینده آماده است؟

هوش مصنوعی و ایمیل مارکتینگ

کارشناسان بر این باورند که هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی در دنیای ایمیل مارکتینگ تحول عظیمی را ایجاد خواهند کرد. از کمپین های خودران گرفته تا درک رفتار مشتری، هیجان و هیاهو در این حوزه بالا گرفته است. اما آیا تکنولوژی بازاریابی شما در حد و حدودی هست که از قافله عقب نمانید؟

 

روبات ها در راهند!

استیوِن هاکینگ، اِلِن ماسک و بیل گِیتس، همگی بارها اعلام کرده اند که هوش مصنوعی یکی از بزرگترین تهدیدهایی است که تاکنون بشر با آن مواجه شده است. پس چرا ماشین هایمان را از کنسرو پر نمی کنیم و به کوه پناه نمی بریم؟

زیرا هنگامی که بازاریاب ها از هوش مصنوعی سخن می گویند، منظورشان آن نوع از روبات های ترسناک شبه انسان نیست که در فیلم های علمی تخیلی می بینیم. آنها از یک تکنولوژی صحبت می کنند که بدون دخالت انسان می تواند از تجربه های گذشته «یاد» بگیرد و رفتارش را بر اساس دانسته های خود جرح و تعدیل کند.

اگرچه این تکنولوژی هنوز مراحل اولیه خود را سپری می کند، اما این پتانسیل را دارد که منشأ مزایای عظیمی برای ایمیل مارکتینگ باشد.

 

هنگامی که هوش مصنوعی با ایمیل مارکتینگ تلاقی پیدا می کند

شاید بپرسید که چرا باید از هوش مصنوعی در ایمیل مارکتینگ استفاده کنیم؟ ایمیل مارکتینگ به دلیل سادگی و ظرفیتی که برای شخصی سازی دارد جایگاه خود در خط مقدم نوآوری را حفظ کرده و با ارائه بالاترین میزان بازگشت سرمایه در میان تمامی کانال های بازاریابی (۱۲۲ درصد در سال ۲۰۱۶ میلادی)، از میان همه انتقاداتی که به آن شده به سلامت عبور کرده است.

در سالهای اخیر چندین نوآوری مهم انجام گرفته که به حفظ جایگاه ایمیل مارکتینگ کمک شایانی کرده است. دو مورد از مهم ترین آنها عبارتند از اتوماسیون و بخش بندی مشترکان.

اتوماسیون به بازاریاب ها اجازه می دهد تا ایمیل های خود را به نحوی برنامه ریزی کنند که بر اساس محرک های رفتاری (مثلا تعاملات مختلف با وبسایت) به طور خودکار به مخاطب ارسال شوند.

یکی از نمونه های رایج اتوماسیون، لینک تایید ثبت نام است که پس از آنکه یک کاربر فرم ثبت نام را تکمیل می کند به طور خودکار آن را دریافت می کند. علاوه بر این، می توانید از اتوماسیون برای فعالسازی مجدد کاربرانی که صفحه ای از وبسایت شما را مشاهده کرده اند یا یادآوری به مشتریانی که پیش از تکمیل خرید کار خود را نیمه تمام رها کرده اند بهره برداری کنید.

دومین مورد -یعنی بخش بندی مخاطبان- قفل یکی از بزرگترین مزایای ایمیل مارکتینگ، یعنی شخصی سازی را باز می کند. تقسیم بندی مشتریان بر اساس رفتار و علایق شان به شما اجازه می دهد که پیام رسانی خود را هدفمندتر و متناسب تر کنید.

ایمیل های متناسب تر دارای نرخ بازشدن، کلیک و تبدیل بالاتری هستند. یک تحقیق نشان می دهد که ایمیل های ترویجی شخصی سازی شده باعث یک افزایش ۲۹ درصدی در نرخ بازشدن منحصر به فرد و یک افزایش ۴۱ درصدی در نرخ کلیک می شوند.

 

آتیه هوش مصنوعی

اتوماسیون و بخش بندی هر دو ابزارهای بسیار سودمندی هستند که به بازاریاب ها کمک می کنند تا ایمیل های بهتری را ارسال کند. اما در حال حاضر بیشتر به صورت دستی انجام می شوند: به تست های عملکردی بازاریاب ها وابسته اند، از نتایج حاصله بینش پیدا می کنند و به تغییرات مورد نیاز را تدریج اعمال می کنند.

عنصر انسانی این فرآیند باعث می شود که وقتگیر بوده و عاری از اشتباه و خطا نباشد.

هوش مصنوعی به تدریج می تواند انسان را به کلی از این معادله خارج کند و با اجرای سریع تر و دقیق تر این فرآیندها در یک مقیاس بسیار بزرگتر باعث بهینه سازی آنها خواهد شد.

به عنوان مثال، بر اساس یک گزارش، یکی از برندهایی که در عرضه پوشاک زنانه فعالیت می کرد تبلیغات دیجیتال خود را به یک هوش مصنوعی سفارشی تحت عنوان «آلبِرت» سپرد و به این وسیله در همان اولین ماه یک افزایش بازگشت سرمایه ۵۰ درصدی را تجربه کرد.

استفاده از این گونه از تکنولوژی هنوز آنچنان فراگیر نشده است، اما این به معنی عدم پیشرفت در این حوزه نیست. به عنوان مثال اگر بخواهیم به چند نمونه موفق در این زمینه اشاره کنیم می توانیم از موارد زیر نام ببریم:

  • ابزاری که وبسایت Phrasee در اختیار کاربران قرار می دهد، از هوش مصنوعی برای تولید و بهینه سازی متن ایمیل استفاده می کند
  • Conversica یک دستیار فروش مجازی است که بر اساس رفتاری که مشاهده می کند ایمیل های مشتری پرور ارسال می کند
  • Automizy به طور خودکار بهترین زمان ارسال را مشخص می کند و به طور همزمان می تواند سه نسخه از هر ایمیل را تست کند

 

انتظارات و توقعات مصرف کنندگان رو به رشد است

در یک چیز هیچ تردیدی وجود ندارد: زمان برای بازاریابانی که این نوآوری ها را نادیده می گیرند و همچنان به روشهای قدیمی تکیه می کنند به سرعت در حال گذر است.

رقابت در اینباکس مشتریان سهمگین است؛ بر اساس یک گزارش، یک کارمند معمولی در هر روز ۱۲۱ ایمیل دریافت می کند.

ارسال ایمیل در مقیاس کلان ارزان و آسان است و غالباً توسط کسب و کارهایی که بر این باورند که ارسال عمده بهترین راهکار است مورد سوءاستفاده قرار می گیرد.

این وضعیت توقع مصرف کنندگان را بالاتر برده است. یک نظرسنجی که در سال ۲۰۱۶ میلادی انجام گرفت نشان داد که ۶۷ درصد از کاربران به محض اینکه یک ایمیل نامطلوب دریافت کنند اشتراک خود را لغو خواهند کرد. مشتریان از وقت یا انرژی خود مایه نمی گذارند تا چیزی را بررسی کنند که شاید به آنها ربطی پیدا کند.

خوشبختانه، فعالان دنیای بازاریابی به تدریج در حال رسیدن به این درک هستند که موفقیت کمپین های ایمیلی نه به تلاش بیشتر، بلکه به تلاش هوشمندانه تر وابسته است. در طول یک تحقیق از ۱۵۰ نفر از مدیران ارشد شرکتهای مختلف در پنج کشور نظرسنجی انجام گرفت . در نهایت آشکار شد که ۶۸ درصد از آنها در حال حاضر از هوش مصنوعی استفاده می کنند یا برای استفاده از آن برنامه ریزی کرده اند. تقریباً ۶۰ درصد از آنها نیز بر این باور بودند که شرکتها به زودی برای موفقیت باید در زمینه بهره برداری از هوش مصنوعی با یکدیگر به رقابت بپردازند.

به بیان دیگر، کسب اطمینان از اینکه تکنولوژی بازاریابی شما بازگشت سرمایه ای که ظرفیت تحقق آن را دارد محقق می کند هیچ گاه تا به این حد مهم و ضروری نبوده است.

 

 

کاربرد بازاریابی در فروش: چگونه بازاریابی درونگرا می تواند به فروش کمک کند؟

همه چیز در امن و امان بود تا اینکه مصرف کننده عنان همه چیز را در اختیار گرفت. روزگار تغییر کرده است. دیگر این بخش فروش نیست که جریان اطلاعات را کنترل می کند؛ کنترل این فرآیند هم در اختیار مشتری قرار گرفته است. این تغییر تا حد قابل توجهی بر نقش فروش و بازاریابی تاثیر گذاشته و لزوم همکاری این دو بخش و ایجاد هماهنگی بین آنها را دوچندان کرده است.

ما در این مطلب از سلسله مطالب آموزش فروش و در تکمیل مطلب قبلی که در همین زمینه منتشر شد به سه کاربرد بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) در فروش اشاره می کنیم که فرآیند فروش را تقویت و تسهیل می کنند.

 

  1. تعریف اهداف واضح

ما تلاش می کنیم تا به چه کسی دست پیدا کنیم؟ این سوالی است که همه افرادی که در کسب و کار شما فعالیت می کنند باید بتوانند به آن پاسخ بدهند، علی الخصوص تیم فروش تان.

آیا تا به حال این تجربه را داشته اید که کسی تلاش کرده باشد تا چیزی را به شما بفروشد که فقط به درد پدربزرگ تان می خورد؟

به کمک بازاریابی درونگرا می توان از بروز این دست از اشتباهات لپی در فروش جلوگیری کرد.

بخشی از کسب و کار شما که بازاریابی درونگرا انجام می دهد شخصیت های خریدار (Buyer Personas)  واضحی را ترسیم می کند تا از این طریق به فروشندگان کمک کند تا ارتباط و برخورد خود با مشتری را به نحو احسن شخصی سازی کنند. در هر صورت، همانطور که در مثال پدربزرگ هم به آن اشاره کردیم، هیچ کس به شنیدن چیزهایی که به وی ربطی ندارند علاقه ای ندارد.

فروشندگان حرفه ای و باهوش با اتخاذ نگرش یک بازاریاب درونگرا منافعی که شرکت متبوع شان ارائه می دهد را دقیقاً به همان گونه ای معرفی می کنند که مشتری مشتاق به شنیدن آن است.

شخصیت های فروش به تیم بازاریابی کمک می کنند تا محتوای هدفمندی را تولید کند که خریداران بالقوه شایسته ای را در اختیار تیم فروش قرار می دهد.

 

  1. جذب و آماده سازی مشتری

مشتری به دنبال چیست؟ هر بار که با یک مشتری جدید تحت عنوان یک فرصت تازه برخورد می کنید این سوال را در ذهن داشته باشید.

بازاریاب های درونگرا ساعت های بیشماری را برای تولید، ارزیابی، جرح و تعدیل، تکامل و تکرار صرف می کنند تا راه هایی را برای جذب مشتریان علاقمند (راغب) باکیفیت پیدا کنند.

آنها برای جذب و هدایت مشتریان بالقوه به تولید محتوا می پردازند و سپس آن مشتریان را بخش بندی کرده و پرورش می دهند تا اینکه برای خرید آماده شوند.

بخش های فروش و بازاریابی باید روی تعریف یک مشتری راغب شایسته و صلاحیت سنجی شده و روش هدایت آن مشتری در سفر خریدار (buyer’s journey) با هم توافق داشته باشند. این شما هستید که باید مشخص کنید که پیگیری کدام مراحل قیف فروش برای فروشنده مناسب است و کدام مراحل باید به بخش بازاریابی سپرده شوند.

به عنوان مثال، ادامه کار با کسی که برای دریافت یک نمونه یا دوره آزمایشی رایگان در سایت شما ثبت نام می کند با کسی که مشترک محتوای وبلاگ تان می شود متفاوت خواهد بود.

در واقع، بازاریابی مشتریان راغب را برای فروش آماده می کند، سپس تیم فروش با تکیه بر اطلاعاتی که از تیم بازاریابی به دست آورده آماده است تا میزان علاقه آن مشتریان را بررسی کند، درک بهتری از نیازهای آنها به دست بیاورد و مراحل عملیاتی متناسب را آغاز کند.

 

  1. تولید محتوا

تیم های بازاریابی درونگرا حجم عمده ای از وقت خود را برای تولید محتوا صرف می کنند.

همه آیتم های محتوایی (تک تک مقالات وبلاگ ها، کتاب های الکترونیکی، پست های شبکه های اجتماعی و امثال آنها) با انگیزه هدفگیری مشتری بالقوه در مراحل مختلف سفر خرید وی تولید می شوند تا با ارائه اطلاعات و تحت تاثیر قرار دادن او به مرحله به سرانجام رسیدن فروش نزدیک شود.

بخش فروش باید از این آیتم های فکرشده و حساب شده برای پیشبرد فرآیند فروش استفاده کند. از این طریق، فکر باری به هر جهت و ناامیدانه «یه پیشنهاد می فرستم ببینم چی میشه!» محو خواهد شد.

محتوایی که توسط تیم بازاریابی تولید می شود گزینه های بیشتری را برای مراحل بعد و ادامه کار با مشتریان بالقوه در اختیار فروشندگان قرار می دهد.

به علاوه، این محتوا با ارائه اطلاعات نافع و ارزشمند می تواند مشتریان فعلی را نیز مجذوب و فعال نگه دارد. به این وسیله رابطه شما با مشتری تقویت می شود و هنگامی که نوبت به تمدید دوره یا بیش فروشی می رسد، بخش فروش شانس بیشتری پیدا خواهد کرد.

در یک کسب و کار متوازن، این وظیفه بخش بازاریابی است که به بخش فروش کمک کند تا درک بهتری از مشتریان شایسته ای که دریافت می کند و اطلاعاتی که برای آنها ارزشمندتر و نافع تر به شمار می رود به دست بیاورد. فروشندگان باید چشمان خود را به روی فرصت های بیشماری که بازاریابی درونگرا فراهم می کند باز کنند.

 

گردآوری اطلاعات فروش با نگرش بازاریابی درونگرا

به علاوه، باید به این نکته نیز اشاره کرد که بازاریاب ها به طور مستمر در حال تست و ارزیابی ایده هایی برای کمپین های جدید هستند. آنها آمادگی دارند تا بر اساس اطلاعاتی که دریافت می کنند روشها و عملکرد خود را تغییر بدهند، اما معمولاً کارشناسان فروش در عملکرد و استراتژی های خود منفعلانه تر عمل می کنند.

از آنجایی که کار فروشندگی مستلزم انبوهی از تعاملات انسانی است، برخی از فروشندگان در اطناب حرف و سخن گیر می افتند و واقعیات را از یاد می برند، اما در نهایت این اطلاعات و داده ها است که باید هادی افکار و اعمال شما باشد، نه فقط حس درونی تان.

خوشبختانه فروشندگان با پیگیری فعالیت های روزانه خود با استفاده از ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) یا حتی یک سرویس رایگان مانند Google Sheets می توانند از نگرش تحلیل گرایانه بازاریابی درونگرا کمک بگیرند.

بررسی ارقام و داده های منتج از فرآیند فروش تنها فرآیندی است که بدون دخالت عواطف و احساسات می تواند به وضوح به شما نشان بدهد که چه چیزی موثر بوده و چه چیزی تاثیر مثبتی نداشته است.

تنها راه پیشرفت این است که از همان ابتدا بر همه چیز نظارت داشته باشید و بر اساس نتایج متکی بر آمار و ارقامی که مشاهده می کنید به جرح و تعدیل و ایجاد تغییرات لازم دست بزنید. بنابراین زیاد به یک قالب ایمیل یا روش خاص وابستگی پیدا نکنید؛ اگر چیزی موثر نیست باید برای تغییر فوری آن آماده باشید.

برای شروع، به آمار و ارقام زیر توجه کنید:

  • چقدر برای تحقیق درباره مشتریان بالقوه وقت می گذارید؟
  • هر هفته چند ملاقات با مشتریان دارید؟
  • در هر یک از مراحل قیف فروش چند فرصت دارید؟
  • یک فرآیند فروش به طور متوسط چقدر طول می کشد؟
  • نرخ واکنش دهی و کلیک ایمیل ها چقدر است؟
  • نسبت بین تاثیرگذاری این شاخص ها چقدر است؟

آگاهی از این ارقام به شما کمک خواهد کرد تا در رابطه با تغییرات مورد نیاز در استراتژی های فروش خود تصمیمات آگاهانه و هوشمندانه ای را اتخاذ کنید.

۵ نکته برای ایجاد یک «مرکز تنظیمات اشتراک» تاثیرگذار

این چیزی نیست که همیشه غیرقابل اجتناب باشد. حتی اگر به طور پیوسته و مستمر آیتم های محتوایی خارق العاده ای را تولید و پیشنهادات گران سنگی را ارائه می کنید، باز هم برخی از مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ شما تمایل به لغو اشتراک خود خواهند داشت. یکی از ترفندهایی که به واسطه آن می توانید فرصت دوباره ای را به دست بیاورید این است که گزینه هایی را در اختیار مشترک قرار بدهید که از طریق آنها بتواند تعداد و نوع ایمیل هایی که از جانب شما دریافت می کند را تعیین کند. این گزینه ها را در کجا قرار می دهید؟ در صفحه ای از وبسایت خود که به آن «بخش یا مرکز تنظیمات اشتراک» می گوییم.

بخش تنظیمات اشتراک به مشترکان ایمیل مارکتینگ اجازه می دهد تا تناوب و موضوعات محتوا را به دلخواه خود مشخص کنند و یا اینکه اشتراک خود را به کلی لغو کنند. با فراهم کردن چنین قابلیتی، به مشترکان خود اجازه می دهید تا خودشان را «بخش بندی» کنند و از این طریق علاوه بر هدفمندتر شدن فهرست، تعداد لغو اشتراک ها را نیز محدودتر می کنید.

اما چگونه می توانید مرکز تنظیماتی را ایجاد کنید که کارآمد باشد و عملاً مورد استفاده مشتریان تان قرار بگیرد؟ ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به ۵ نکته مهم اشاره می کنیم که به کمک آنها می توانید بخش تنظیماتی داشته باشید که فلسفه وجودی خود را محقق می کند.

 

  1. همه چیز را با شفافیت هر چه تمام تر روشن کنید

هنگامی که مشتری به مرکز تنظیمات اشتراک خود مراجعه می کند، چند چیز است که باید فوراً به چشم بیاید:

  • متنی که مزایای حفظ اشتراک را یادآور می شود
  • انواع ایمیل هایی که مشترک مورد نظر در حال حاضر دریافت می کند
  • تناوب ارسال آن ایمیل ها

هر چه همه چیز واضح تر باشد بهتر است. تمام گزینه های ارتباطی باید به همراه یک شرح مختصر (یک جمله ای) فهرست شده باشند. بهتر است امکان مشاهده نمونه ای از ایمیل هایی که مشتریان می توانند از شما دریافت کنند را هم در اختیار آنها قرار بدهید.

البته برخی از مشترکان فهرست تان تمایل دارند که اشتراک خود از همه انواع ارتباطات ایمیلی با شما (از خبرنامه گرفته تا ایمیل های اطلاع رسانی پیشنهادات خاص) را لغو کنند، لذا این گزینه هم باید به وضوح قابل رویت باشد و نباید تلاش کنید که آن را پنهان کنید. برای مشترکانی که در نهایت به این جمع بندی می رسند که باید اشتراک خود را به کلی لغو کنند یک نظرسنجی کوتاه قرار بدهید تا بتوانید دلایل لغو اشتراک را بهتر درک کنید و برنامه ایمیل مارکتینگ خود را بهبود ببخشید.

 

  1. با طراحی خوب شروع کنید

برای ایجاد یک مرکز تنظیمات اشتراک تاثیرگذار، طراحی اهمیت به سزایی دارد. برخلاف صفحات ثبت نام که معمولاً مرحله بندی آن در صفحات مختلف روش بهتری است، تنظیمات اشتراک را باید در یک صفحه بگنجانید. مراکز تنظیماتی که چندین صفحه یا زبانه دارند به جز در همان صفحه اول تعامل چندانی را شاهد نیستند. از آنجایی که همه چیز را در یک صفحه می چپانید، حتماً برای تسهیل هضم محتوا از روشهای استاندارد طراحی، مانند بهره گیری از گروه بندی و سلسله مراتب مناسب، خطوط افقی بجا و مواردی از این قبیل استفاده کنید.

ضمناً اطمینان پیدا کنید که مرکز تنظیمات شما کاملاً با موبایل سازگار و/یا واکنشگرا است. اساساً بهتر است که طراحی خود را برای صفحات کوچک انجام بدهید و در وهله دوم سازگاری آن با صفحات بزرگتر را بررسی کنید.

 

 

  1. به نوشته های خود لحن و شخصیت انسانی بدهید

یک متن خوش نگاشت می تواند تأثیر بسیار مثبتی روی میزان لغو اشتراک شما داشته باشد. هنگامی که مخاطب احساس می کند که با افرادی که در پشت صحنه برند حضور دارند عُلقه ای دارد، بریدن پیوندها دشوارتر می شود. یک متن خوب برای مرکز تنظیمات باید شخصیت داشته باشد. حتی می توانید کمی لحن خودمانی هم به آن بدهید.

یکی دیگر از روشهای برگرداندن نظر مشترکان به کمک متن، استفاده از تکنیک «آیا اطمینان دارید؟» است. اینکه مشتری می خواهد اشتراک خود را لغو کند را بپذیرید، اما پیشنهاد تناوب کمتری را بدهید که به جای لغو اشتراک بتوانند آن را انتخاب کنند، مثلاً ماهی یک ایمیل. در عین حال، باز هم گزینه «لغو اشتراک کلی» باید به وضوح هویدا باشد.

 

  1. تاکتیک استفاده از فوتر ایمیل

اما اگر یک مرکز تنظیمات اشتراک خوش نقش و نگار و کارآمد را طراحی کردید و کسی به آن مراجعه نکرد چه؟ یکی از روشهایی که به کمک آن می توانید توجه مشترکان را جلب کنید تا تنظیمات خود را ویرایش کنند این است که شَمایی از پروفایل آنها را در فوتر ایمیل بگنجانید. از این طریق، احتمال اینکه مشترکین فهرست شما تنظیمات کنونی خود را ببینند و درصدد تغییر اطلاعات نادرست برآیند بیشتر می شود. به خاطر داشته باشید که یکی از اصلی ترین مزایای مراکز تنظیمات اشتراک همین است که به مشترک اجازه می دهد تا شما را در جریان آخرین علاقمندی ها و سلایق خود بگذارد.

 

  1. کمپین های ایمیلی اختصاصی برای تغییر تنظیمات

یکی دیگر از روشهای جذب ترافیک به مرکز تنظیمات این است که یک کمپین ایمیل اختصاصی به راه بیندازید و از مشترکان خود درباره علایق شان سوال کنید. این سوال می تواند چنان در کد ایمیل قرار بگیرد که با پاسخ به آن یک صفحه تشکر باز شود و فوراً پاسخ در تنظیمات مشترک ثبت شود.

به منظور افزایش بازگشت سرمایه، این صفحه «قدردانی» می تواند مشترک را به صفحه دیگری هدایت کند که حاوی محصولات یا محتوایی است که با تنظیمات انجام شده از سوی وی تناسب دارد. از این طریق، نه تنها اطلاعات ارزشمندی را درباره سلایق مشترکان خود جمع آوری می کنید، بلکه به صفحات فرود بهینه سازی شده خود برای تبدیل مشترک به مشتری بالفعل نیز ترافیک هدایت می کنید. به منظور کاهش وقت و منابع مورد نیاز، می توانید این کمپین ها را به نحوی تنظیم کنید که دو بار در هر سال به طور خودکار اجرا شوند.

 

یکی از بزرگترین چالش هایی که بازاریاب ها با آن مواجه هستند ارائه محتوایی است که با توجه به شخصیت ها یا Persona های مختلف مشتریان تعامل برانگیز و متناسب باشد. مراکز تنظیمات اشتراک ایمیل با ارائه امکان تصمیم گیری به مشترک در رابطه با اینکه چه چیزی را در چه زمانی و چطور از شما دریافت می کند باعث می شوند که رضایت مشترکانی که به سختی به دست آورده اید حفظ شود. به کمک تاکتیک هایی که در این مطلب از سلسله مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره شد نه تنها تا حد زیادی از لغو اشتراک مصون خواهید ماند، بلکه درک بهتری از روشهای مناسب بازاریابی برای مشترکان خود نیز به دست خواهید آورد.

یک راهکار موثر برای افزایش درآمد ناشی از فروش: همکاری بیشتر با تیم بازاریابی

احتمالاً آنقدر در دنیای کسب و کار حضور داشته اید که از نبرد بین بخش های فروش و بازاریابی خبر داشته باشید. در این میان، صاحبان کسب و کار بیشتر به استخدام در بخش فروش تمایل دارند. چرا؟ چون معمولاً کم هزینه تر است.

شما افراد بیشتری را در بخش فروش شرکت استخدام می کنید، کمیسیون آنها را مشخص می کنید، تعداد افرادی که مشتری یابی می کنند را افزایش می دهید … اما روش های قدیمی مشتری یابی کهنه شده اند و برخی از آنها آزاردهنده نیز هستند.

اینکه به تیم فروش بگویید که هر روز باید با ۴۰ مشتری احتمالی تماس سرد برقرار کنند راهکار مطلوبی برای پیشبرد اهداف فروش و کسب وکار نیست. این تاکتیک مُخل، کام بسیاری از همان مشتریان بالقوه ای که می توانند درآمد شما را افزایش بدهند را تلخ می کند.

اما راهکار مطلوب چیست؟ راهش این است که رابطه بین تیم های فروش و بازاریابی خود را تقویت کنید.

در واقع، شرکت هایی که بین فعالیت های بازاریابی و فروش خود هماهنگی ایجاد می کنند شاهد یک رشد ۳۲ درصدی در درآمد سالانه خود هستند. چرا؟ زیرا از این طریق هر دو بخش به این درک می رسند که رفتار خرید مشتریان تغییر کرده است و با همکاری با یکدیگر رفتارهای فروش متناسبی را از خود بروز می دهند.

چرا بخش بازاریابی باید با بخش فروش تعامل داشته باشد و برعکس؟

به زبان ساده، آنطور که گزارشات نشان می دهند، ۷۰ درصد از تصمیم گیری مشتریان برای خرید پیش از آنکه خریدار و فروشنده هم صحبت بشوند انجام شده است. امروزه مشتریان شخصاً به کسب اطلاعات و تحقیق و بررسی می پردازند و استقلال قابل توجهی را در رابطه با پیداکردن راهکار برای مشکلات خود پیدا کرده اند.

اگر تیم بازاریابی شما از آن مشکلات اطلاعی نداشته باشد، تولید محتوای راهکار محور و مشتری سازی که وبسایت شما به آن نیاز دارد ممکن نخواهد بود.

در این میان، فروشندگان مجرب و حرفه ای با این مسائل و مشکلات آشنایی دارند و بازاریاب هایی که با این افراد ارتباط مستمری دارند جذاب ترین آیتم های محتوایی که رهبری فکری خریداران را در دست می گیرد تولید می کنند.

از تیم فروش خود بخواهید تا درباره چالش هایی که در رابطه با دسترسی به مشتریان بالقوه جدید و به سرانجام رساندن فروش با آنها مواجه می شود با تیم بازاریابی گفتگو کند. هنگامی که یک شرکت این خط ارتباطی را بین بخش فروش و بازاریابی باز می کند، هر دو طرف کارآمدتر می شوند و به تولید محتوای بهتری که مشتریان راغب بهتری را جذب می کند کمک می شود.

 

نقش مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) در هماهنگی فروش و بازاریابی

بهره برداری از اطلاعاتی که از طریق نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری به دست می آیند می تواند فاصله بین تیم های فروش و بازاریابی را از میان بردارد. این دست از نرم افزارها درباره بازدیدهای وبسایت، فرصت های تبدیل مشتری بالقوه به بالفعل و مشتری یابی اطلاعات جامعی را به دست می دهند. تیم های بازاریابی و فروش باید به صورت ماهانه این اطلاعات را بررسی و ارزیابی کنند تا درک بهتری نسبت به شخصیت (Persona) خریدار به دست بیاورند.

هنگامی که تیم های فروش و بازاریابی شما به طور موثری به همکاری با یکدیگر می پردازند فضای فعالی ایجاد می شود که دامنه دسترسی شما به مشتریان را گسترش می دهد، بازدیدکنندگان هدفمندتری را به وبسایت شما جذب می کند و مشتریان راغب بهتر و بیشتری را به مشتری بالفعل تبدیل می کند.

هنگامی که تیم فروش کسب و کار شما تیم بازاریابی را در جریان آنچه که در تماس ها می گذرد می گذارد، تیم بازاریابی می تواند چالش های مشتریان بالقوه را بهتر درک کند و محتوای ارزش آفرین و سودمندی را تولید کند که خیلی پیش تر از آنکه تیم فروش با مشتری تماس بگیرد پشتوانه ای برای فروش خواهد بود.

 

از کجا شروع کنیم؟

خیلی ساده است. با پرسیدن سوالهای زیر از خود و تیم فروش تان شروع کنید:

سوال ۱: آیا تیم فروش شما با روشهای بازاریابی درونگرا (Inbound) آشنا است؟

سوال ۲: آیا تیم فروش شما آیتم های محتوایی سودمند و آموزنده ای را در اختیار دارد که پیش از تماس بتواند آنها را برای مشتریان احتمالی ارسال کند؟

سوال ۳: آیا تیم فروش شما با مشتریانی که هنوز هیچ اطلاعی از شرکت شما ندارند هم تماس سرد برقرار می کند؟

سوال ۴: آیا آنها با هر کسی که با وبسایت شما تعامل می کند (مثلاً با کسی که یک کتاب الکترونیکی را دانلود می کند) تماس می گیرند؟

سوال ۵: آیا تیم فروش شما از مزایای ایمیل هایی که به شکل متوالی و سلسله وار تهیه و ارسال می شوند آگاه است؟

سوال ۶: آیا از میزان زمان و ساعاتی که برای دسترسی به مشتریان بالقوه صرف می شود اطلاع دارید؟

سوال ۷: آیا امکان ارزیابی عملکرد تک تک فروشندگان را در اختیار دارید؟

 

شما می توانید این دست از سوالات را از مدیران فروش و بازاریابی خود بپرسید. پاسخ به این سوالات به شما کمک خواهد کرد تا درک بهتری را نسبت به رابطه بین تیم های فروش و بازاریابی خود به دست بیاورید و متوجه نقاط ضعف و قوت این ارتباط بشوید. ابزارها و نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری که بسیاری از آنها رایگان هم هستند می توانند در این زمینه راهگشا باشند.

آنچه در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به آن اشاره شد به شما کمک خواهد کرد تا در مسیر از میان برداشتن فاصله های موجود بین دو تیم بازاریابی و فروش قدم های مثبتی را بردارید و مشتریان راغب سودآورتری را در اختیار تیم فروش شرکت قرار بدهید. اگر شما هم در این زمینه ایده یا نظری دارید، لطفاً آن را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

 

۵ مرحله برای طراحی یک استراتژی موثر برای فعالسازی مجدد مشترکان غیرفعال ایمیل مارکتینگ

فعالان دنیای بازاریابی همیشه به دنبال راه هایی برای بهبود و تقویت برنامه های ایمیل مارکتینگ خود هستند. در عین حال، بهینه سازی فقط به افزایش نرخ بازشدن، نرخ کلیک و نرخ تبدیل محدود نمی شود. بهینه سازی مستلزم بررسی دقیق مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ و پیداکردن فرصت ها و راهکارهایی برای فعالسازی مجدد آن دسته از اعضا است که منفعل شده و تعاملی با شما ندارند. شانس تبدیل این مشترکین در غالب موارد بیشتر از مشترکان جدید است؛ مخصوصاً اگر قبلاً از شما خرید کرده باشند. به علاوه، باید به این نکته هم اشاره کرد که فعالسازی اعضای کنونی همیشه از جذب مشترکان جدید مقرون به صرفه تر است. اما چگونه می توان مشترکان منفعل را دوباره فعال کرد؟ ما در این مطلب از سلسله مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به موارد مهمی اشاره می کنیم که در هنگام تهیه و توسعه استراتژی فعالسازی مجدد کاربران غیرفعال خود باید آنها را پیاده کنید:

 

  1. تحلیل اطلاعات: دقیقاً مشخص کنید که کدام مشترکان تعامل دارند و کدام ها هیچ عکس العملی را از خود نشان نمی دهند. ابزارها و نرم افزارهای مبتنی بر وب ایمیل مارکتینگ می توانند بر اساس میزان تعامل تک تک مشترکان (بازکردن ایمیل، کلیک، خرید) به صورت دوره ای گزارش های دقیقی را در اختیار شما قرار بدهند. بر اساس داده ها و آماری که دریافت می کنید مشترکان خود را ارزیابی کنید.

 

  1. تعیین معیار برای مشترکان غیرفعال: پس از تحلیل اطلاعات، تصمیم بگیرید که می خواهید تا چه دوره ای از انفعال را به عنوان غیرفعال قلمداد کنید. آیا می خواهید مشترکانی را فعال کنید که در ۹۰ روز گذشته فعالیتی را از خود نشان نداده اند، یا ۶ ماه، ۱۲ و یا ۱۸ ماه؟ سپس این گروه از مشترکان خود را در یک گروه جدید بخش بندی کنید.

 

  1. حفظ Sender Reputation یا شهرت فرستنده: ارسال مستمر ایمیل به گروهی که هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند به راحتی می تواند تاثیر نامناسبی روی نرخ تحویل (deliverability) شما بگذارد. این اعضای منفعل ایمیل های شما را باز نکرده و در آنها کلیک نمی کنند و این انفعال همان چیزی است که شهرت تان را در نزد سرویس دهنده های ایمیل تحت تاثیر قرار می دهد و برای شما مشکل آفرین می شود. لذا برای ارسال ایمیل به گروه های غیرفعال باید محتاطانه عمل کنید. در همین راستا بهتر است که از یک روش دیگر هم برای فعالسازی مشترکان غیرفعال خود استفاده کنید و بازه زمانی ارسال ایمیل های فعالسازی مجدد را طولانی تر کنید. به علاوه، لازم است که سلامت لیست خود را بررسی کنید و ایمیل های نامعتبر، حذف شده و بلا استفاده و همچنین تله های اسپم را حذف کنید.

 

  1. امتحان کنید: اولین قدم این نیست که کاری کنید تا کاربر از شما خرید کند؛ اولین مرحله این است که کاری کنید تا ایمیل شما باز شود، دیده شود و … ! بنابراین همه تخم مرغ ها را در یک سبد نگذارید و عناوین و آیتم های محتوایی مختلف را تست کنید. اگر به دنبال آن هستید که توجه مشترک غیرفعال را به خود جلب و وی را دوباره فعال کنید، عنوان و محتوای ایمیل شما باید نسبت به ایمیل های معمول متفاوت باشد. در همین راستا می توانید شخصی سازی به کمک اسم کوچک مخاطب یا اشاره و توجه به خریدهای قبلی وی را تست کنید. هنگامی که می خواهید بهترین پیشنهادات را امتحان کنید، یک گروه کنترل تعیین کنید و مشوّق های مختلف را روی گروه های کوچکتر تست کنید. پیش از ارسال یک پیشنهاد برای کل گروه منفعلان، نتایج تست های خود را ارزیابی کنید. پیدا کردن الگو، پیام و پیشنهاد مناسب مستلزم انجام تست های دقیق و حساب شده است.

 

  1. پیگیر باشید: چنانچه بعد از ارسال اولین پیام فعالسازی باز هم این دسته از اعضای شما قلاب را گاز نگرفتند تعجب نکنید. به خاطر داشته باشید که هنوز هم باید با تمامی ایمیل های دیگری که در اینباکس آنها موجود است رقابت کنید و این گروه بنا به دلایلی علاقه کمتری به شما دارد. لذا مجموعه ای از ایمیل های فعالسازی را آماده کنید و از عناوین و پیشنهادات مختلف بهره بگیرید. چه بسا با مشاهده تعامل آنها پس از ۶۰ یا حتی ۹۰ روز بعد از ارسال اولین ایمیل فعالسازی شگفت زده شوید.

به عنوان مثال، عنوان اولین پیام شما می تواند چیزی شبیه به این باشد:

«سلام فلانی! دلمان برای شما تنگ شده: از کد تخفیف ۱۲۳۴۵۶ استفاده کنید»

و پیام دوم:

«سلام فلانی، ۵ کالای خاص فقط برای شما!»

 

به طور کلی لازم است که همیشه به خاطر داشته باشید که امروزه مشترکان ایمیل مارکتینگ بیش از پیش به دنبال محتوای شخصی سازی شده و خاص خودشان هستند. اگر واقعاً به دنبال فعالسازی مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ خود هستید و می خواهید که با آنها رابطه ایجاد کنید باید امتحان کردن عناوین، پیشنهادات و آیتم های محتوایی مختلف را پیوسته و به طور مرتب امتحان کنید و تا جایی که امکان دارد آنها را برای تک تک مشترکان خود اختصاصی تر و منحصر به فردتر کنید. در کنار اینها در نهایت می توانید از مشترکان خود بخواهید تا تنظیمات اشتراک ایمیل خود را به روز کنند تا تکلیف خود را با آنها بدانید. در عین حال به خاطر داشته باشید که فعالسازی مجدد تنها به واسطه ارسال پیشنهادات خاص انجام نمی پذیرد. با بهره گیری از آمیزه ای از محتوای سودمند و مرتبط با فروش می توانید کاری کنید که مشترکان تان به تعامل مجدد و حفظ ارتباط خود با برند شما علاقمند شده و تمایل پیدا کنند.

آموزش فروش: ۵ کلید جلب اعتماد مشتری

پس از آنکه تمام فعالیت های بازاریابی شما به ثمر نشست، نوبت به تیم فروش می رسد تا اعتماد مشتری را جلب کند.

نیاز وجود دارد، علاقه هم موجود است، تنها چیزی که باقی مانده «تصمیم» است.

آیا مشتری به شما اعتماد خواهد کرد و سرمایه خود را در اختیار شما قرار خواهد داد؟

در غالب موارد همه چیز به این بستگی دارد که فرآیند فروش را چگونه به پیش می برید. البته که مشتریان ما می توانند به وبسایت کسب و کارمان مراجعه کنند و همه اطلاعاتی که در رابطه با شرکت و فرآیندها و محصولات آن می خواهند را دریافت کنند، اما کسب اطلاعات همه آن چیزی نیست که مشتری به دنبال آن است.

اگر می خواهید چیزی بفروشید، باید اعتماد مخاطب خود را جلب کنید. به واقع، باید تلاش کنید تا از همان ابتدا و در تماس های سرد خود با مشتریان بالقوه روی اعتمادسازی تمرکز کنید تا یک رابطه بلندمدت را پایه گذاری کنید. ما در این مطلب آموزشی از سلسله مقالات آموزش فروش به ذکر و شرح ۵ نکته کلیدی برای اعتمادسازی می پردازیم.

 

۵ روش برای جلب اعتماد مشتری

 

  1. سازمان یافتگی

هیچ چیزی بدتر از این نیست که به عنوان مشتری تماسی را تجربه کنید که نداشتن آمادگی به وضوح در آن مشهود است.

باید در نظر بگیرید که مشتری وقت گرانبهای خود را صرف می کند تا با کارشناسی صحبت کند که توان ارائه یک راهکار موثر برای حل مشکل یا مسأله ای که با آن دست و پنجه نرم می کند را دارد. اگر بگوییم لیاقت و سازمان یافتگی مورد انتظار است از حداقل ها سخن به میان آورده ایم.

موثرترین روش برای شروع این است که از همان ابتدای رابطه یا گفتگو تلاش کنید تا فرآیند فروش را به کمک مشتری به جلو ببرید. به عنوان مثال، می توانید در آغاز همه گفتگوهای تلفنی از مشتری بپرسید: «انتظار دارید که از این تماس چه منافعی عایدتون بشه؟»

از این طریق نه تنها اطلاعاتی که برای صلاحیت سنجی مشتری نیاز دارید را به دست می آورید، بلکه زودتر می توانید به سوالات، نیازها و چالش هایی که از دید مخاطب شما مهم تر هستند رسیدگی کنید.

به علاوه، پیش از تماس مجدد تمامی یادداشت ها، وعده ها، و همچنین وبسایت مشتری یا سوابق شرکت متبوع وی را با تمام جزئیات آن بررسی کنید و برای هدایت گفتگو به بهترین شکل ممکن برنامه ریزی کنید.

 

  1. دقت و نکته سنجی

هیچ گاه دو مشتری مثل هم نخواهند بود. همیشه لازم است که برای در اختیار گذاشتن اطلاعات و پرسنل مورد نیاز برای روشن شدن بیشتر خدماتی که ارائه می دهید آماده باشید.

تا می توانید دقیق و نکته سنج باشید و پیش از آنکه تماس بگیرید تا خدمات یا محصولات پیشنهادی خود را معرفی کنید، آنچه که می خواهید بگویید را مستنداً و با جزئیات روی کاغذ بیاورید تا مشتری بتواند آنچه که در صدد ارائه هستید را بهتر درک کند. به گونه ای عمل کنید که اگر مجبور شدید که فرآیند فروش را به دست شخص دیگری بسپارید هیچ مشکلی پیش نیاید و روند فروش و ارتباط به نحو احسن به پیش برود.

 

  1. قوت قلب بدهید و خاطر مشتری را جمع کنید

نقطه تمرکز هیچ یک از تماس ها و ارتباطاتی که با مشتری برقرار می کنید نباید شرکت و کسب و کارتان باشد، بلکه باید روی این تمرکز کنید که چگونه با کالا یا خدمات تان می توانید به مشتری کمک کنید تا به اهداف خود دست پیدا کند.

مشتری در رأس امور است.

مشتری نیاز دارد که نه تنها اطمینان پیدا کند که به او برای دستیابی به اهدافش کمک خواهید کرد، بلکه چگونگی این فرآیند نیز باید برای وی روشن شود.

مخاطب شما وقت و پول خود را روی شرکت شما سرمایه گذاری می کند، بنابراین طبیعتاً باید قوت قلب پیدا کند و خاطرش جمع باشد که راهکار شما موثر خواهد بود.

هر چه که به پایان فروش نزدیکتر می شوید، اهمیت این قوت قلب بیشتر می شود. مشتری به ما اعتماد کرده است، بنابراین کار و وظیفه ما است که به او اطمینان بدهیم که بهترین تصمیم را برای آینده خود یا شرکتش گرفته است.

 

  1. انعطاف پذیری

در بسیاری از موارد و به خصوص در مورد فروش به سایر کسب و کارها (B2B)، یکی از دشوارترین بخش های تکمیل فرآیند فروش قسمت قرارداد است.

دلیل این دشواری این نیست که دو طرف به دنبال امتیاز گرفتن هستند یا اینکه قرارداد با چیزی که می خواهید بفروشید تطبیق ندارد.

دلیل اینکه حتی فکر کردن به قرارداد هم آزاردهنده است این است که مشتری می خواهد بداند که شما پشتش را خالی نمی کنید، و شما به دنبال تحقق نتایج مورد انتظار هستید.

ما باید به مشتری نشان بدهیم که تحت هر شرایطی این توان را داریم که پشتوانه محکمی باشیم که مشتری می تواند به آن تکیه کند و حتی اگر شرایطی پیش آمد که در عمل خارج از بندهای قرارداد قرار می گرفت باز هم پشت وی را خالی نخواهیم کرد. قرارداد به عنوان یک توافق تعهدآور عمل می کند که طرح کلی رابطه را ترسیم می کند، اما همیشه تمرکز باید روی کسب نتایج مورد انتظار مشتری، دستیابی وی به اهدافش و عمل به وعده هایی که داده ایم باشد.

 

  1. شفافیت و صداقت

مخصوصاً در مراحل پایانی فروش، شفاف بودن می تواند عاملی باشد که کار را تمام می کند و فقدان آن تمام تلاش های شما را نقش بر آب خواهد کرد.

هیچ کس دوست ندارد که صحبت هایی از قبیل حرفهای کلیشه ای فروشندگان ماشین را بشنود؛ همانهایی که می گویند: «این ماشین مال یه خانوم دکتر بوده …».

بهترین رویکرد این است که همیشه در رابطه با آنچه که در طول رابطه ای که ایجاد خواهد شد مورد انتظار است شفاف، روراست و کاملاً صادق باشید.

اگر قرار است که رابطه ای ایجاد شود، به نفع شما، شرکت تان و مشتری است که روی زیربنایی از انتظارات واقع بینانه و اعتماد ساخته شود.

 

نظر شما چیست؟ آیا شما هم کلیدهایی را می شناسید که به کمک آنها می توان قفل بی اعتمادی را باز کرد؟ لطفاً ایده ها و نظرات خود را در بخش دیدگاه های این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی با ما و سایر کاربران در میان بگذارید.

 

 

 

طول عنوان ایمیل: آیا استفاده از عناوین کوتاه بهتر است؟ (گزارش تحقیق)

بر اساس نتایج یکی از تحقیقاتی که اخیراً انجام شده، نرخ بازشدن و نرخ کلیک ایمیل هایی که از عناوین کوتاه تری استفاده می کنند به طرز قابل توجهی بالاتر است.

تحقیق مورد اشاره با تکیه بر اطلاعات کسب شده از بررسی بیش از ۷ میلیارد ایمیلی انجام شد که در سه ماهه دوم سال ۲۰۱۷ توسط پلتفرم ایمیل مارکتینگ شرکت محقق ارسال شده بود.

این بررسی نشان داد که ایمیل هایی که طول عنوان آنها بین یک تا ۲۰ کاراکتر است به طور متوسط دارای بیشترین نرخ بازشدن (۱۸٫۵ درصد)، نرخ کلیک منحصر به فرد (۲٫۴ درصد) و نرخ کلیک به بازشدن (۱۲٫۹ درصد) هستند.

در عین حال، میانگین نرخ بازشدن، نرخ کلیک منحصر به فرد و نرخ کلیک به بازشدن ایمیل هایی که از عناوین طولانی استفاده می کنند (بیش از ۶۱ کاراکتر) در مقایسه با آن دسته از ایمیل هایی که طول عنوان آنها متوسط و معمولی محسوب می شود (۲۱ تا ۶۰ کاراکتر) اندکی بیشتر است.

تقریباً ۷۴ درصد از کمپین های ایمیلی که مورد بررسی قرار گرفتند دارای عناوین ۲۱ تا ۶۰ کاراکتری بودند، ۲۱ درصد از آنها از عنوان هایی با طول بیش از ۶۱ کاراکتر استفاده کرده بودند و تنها طول ۵ درصد از عناوین ایمیل های مورد بررسی بین یک تا ۲۰ کاراکتر بود.