چرا سادگی در ایمیل حرف اول را می زند

آیا نوشتن یک ایمیل بی نقص برای شما دشوار، طاقت فرسا و حتی غیرممکن به نظر می رسد؟ در شرایطی که بر طبق نتایج مطالعات مختلفی که در زمینه ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی انجام شده، کمتر از ۲۴ درصد از ایمیل های تبلیغی و ترویجی باز شده و دیده می شوند، شاید اوضاع آنچنان بر وفق مراد شما نباشد. در چنین موقعیتی چگونه می توانید مشتریان بالقوه را به سمت و سوی بازکردن ایمیل و تبدیل شدن به مشتری بالفعل هدایت کنید؟ پاسخ به این سوال ساده است: به سمت «سادگی» حرکت کنید.

 

قانون «یک»

آخرین ایمیل فوق العاده ای که خوانده اید را به خاطر بیاورید. آیا آن ایمیل یک هزارتو بود که پاراگراف ها را یکی پس از دیگری مملو از واژگان قلمبه سلمبه پشت سر هم ردیف کرده بود و شما مشتاقانه آن را تا به انتها خواندید تا شاید در انتها منطق مبهم آن را درک کنید؟ چنین چیزی بعید است.

اگر قرار است متن ایمیل شما هدف از ارسال آن ایمیل را محقق کند باید روی «یک» تمرکز کنید. یک هدف، یک مخاطب. این تمرکز یگانه به شما کمک می کند تا در همان ۸٫۲۵ ثانیه ای که برای جلب توجه مخاطب فرصت دارید او را به سمت انجام فراخوان به عمل ایمیل خود ترغیب کنید.

همیشه و هرگاه که ایمیلی را برای یک مشتری بالقوه ارسال می کنید باید در ذهن خود یک هدف مشخص داشته باشید. سپس چه هدف شما یادآوری نهایی کردن سبد خرید دریافت کننده ایمیل باشد یا فقط یک خوش آمد گویی ساده، در هر صورت تمام عناصر و مولفه های آن ایمیل باید پشتوانه همین هدف باشند.

تحقیات نشان داده است که اغلب مردم از مقدمه هایی که چیزی به جز گزافه گویی به حساب نمی آیند عبور می کنند، بنابراین فقط مواردی را در ابتدا و حتی کل ایمیل خود بگنجانید که وجود آنها ضروری است. داشتن دقت نظر می تواند باعث جذب سریع تر مخاطب شده و به وی نشان بدهد که حقیقتاً برای وقت او ارزش قائل هستید. حالا که از مخاطب سخن گفتیم، اجازه بدهید که این موضوع را بیشتر باز کنیم.

فارغ از اینکه در کدام بازار فعالیت می کنید، بدون شک مشتریان مختلفی دارید که هر یک نیازهای مختلفی دارند. شما در متن خود باید با فرد صحبت کنید و نه جمع. برای مخاطب قرار دادن مشتریان مختلف خود در مقیاس کلی از بخش بندی فهرست یا محتوای پویا بهره برداری کنید. از این طریق تک تک ایمیل های شما برای تک تک مخاطبان مختلف تان ارزش آفرین و سودمند خواهند بود.

 

«مقدار» اهمیت دارد

یک مطالعه از بومرنگ (Boomerang) نشان می دهد که ایمیل هایی که تعداد کلمات آنها چیزی بین ۵۰ تا ۱۲۵ کلمه است بهترین میزان واکنش را از سوی مخاطب بر می انگیزند (بیش از ۵۰ درصد). طول تقریباً دو و نیم پاراگرافی این ایمیل ها باعث می شود که بین کوتاهی و دقت تعادل برقرار شود و به مخاطبان بی حوصله و عجول امروزی انگیزه می دهد تا به سرعت پیام را مطالعه کنند و به آن واکنش نشان بدهند. با این همه، اگر ایمیل شما ۱۲۶ کلمه شد خودتان را ناراحت نکنید. میزان واکنش نسبت به ایمیل ها تا ۲۰۰۰ کلمه فقط کاهش ناچیزی دارد. شیب نزولی این میزان هنگامی به چشم می آید که به محدوده ۲۵۰۰ کلمه قدم می گذارید (۳۵ درصد میزان واکنش). در عین حال، در ایجاز افراط نکنید. نرخ واکنش ایمیل هایی که از ۵۰ کلمه کوتاهتر هستند چیزی نزدیک به ۴۴ درصد است.

۸۰ درصد افرادی که ایمیل شما را باز می کنند آن را به صورت کلمه به کلمه نمی خوانند، بلکه به یک مرور کلی اکتفا می کنند. به همین دلیل است که تک تک مولفه های ایمیل شما باید ارزش آفرین باشد. از قانون «یک» پیروی کنید، متن ایمیل را به نحوی تنظیم کنید که هر جمله برای خود وزن داشته باشد و زوایدی که فقط طول ایمیل را افزایش می دهند و در عین حال تمرکز مخاطب را به هم می زنند را حذف کنید.

 

ساده و سرراست بنویسید

همانطور که می دانید امروزه مردم به دنبال اطلاعات ارزشمند هستند و آن اطلاعات را هم به این شکل می خواهند: هلو برو توی گلو! این به آن معنی است که خوانندگان هیچ علاقه ای به خواندن متن های سنگین و گره گشایی از پیچیدگی و ابهام ندارند. به منظور تبدیل یک مشتری بالقوه به مشتری بالفعل باید او را به وسیله یک زبان آشنا و متناسب خطاب کنید که با لحن برند شما هماهنگی دارد.

نوشتن به یک زبان ساده و سر راست باعث می شود که پیام برای خواننده قابل هضم تر و سودمندتر باشد. مطالعه بومرنگ که در بالا به آن اشاره شد در این زمینه نیز شواهد قابل اتکایی را ارائه می دهد. بر اساس نتایج این بررسی، بالاترین نرخ واکنش به ایمیل هایی است که سطح خوانایی بالاتری دارند. البته همه اینها به معنی آن نیست که باید سطح ارتباطات ایمیلی خود را به کف بچسبانید، اما در هر صورت متن های ساده و غیررسمی نسبت به متن های انشایی رسمی ۱۷ درصد نرخ واکنش بیشتری دارند.

 

 

اصل سادگی

به طور کلی در متن ایمیل و در بسیاری از قسمت های زندگی لازم و مهم است که از ایجاد پیچیدگی بر حذر باشید. مشخص کردن یک هدف منفرد و واضح برای مخاطبی که خصوصیات وی به خوبی تعریف شده به شما این قدرت را می دهد که میزان بازشدن و نرخ کلیک ایمیل خود را افزایش بدهید. هرس کردن متن ایمیل به نحوی که تا جایی که امکان دارد موجز و جذاب باشد باعث افزایش میزان واکنش مخاطبان نسبت به آن می شود. به علاوه، نوشتن ساده و سرراست باعث می شود که خواننده برای درک پیام تان نیازی به فشارآوردن به مغز خود نداشته باشد و به راحتی ارزش و منفعتی که شرکت شما ارائه می کند را درک کند.

 

حرف آخر

امروزه کاربران فضای مجازی بیشتر از گذشته بی صبر و حوصله شده اند و وجود دریایی از اطلاعاتی که با یک جستجوی ساده (غالباً به صورت رایگان) در اختیار آنها قرار می گیرد باعث می شود که امیدی به تغییر این وضعیت نداشته باشیم. در حال حاضر، ساده و خلاصه نسبت به پیچیده و طویل طرفداران بیشتری دارد و اگر به دنبال جذب مشتری بالقوه و تبدیل وی به مشتری بالفعل هستید چاره ای به جز تکیه بر اصل سادگی ندارید.

۵ نکته برای استفاده از ویدیو برای فروش

وجود ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری ویدیویی سهل الاستفاده ای که امروزه به آسانی در دسترس همه قرار دارند باعث شده است که فرصت خارق العاده ای برای فروشندگان پدید آید که با بهره برداری از آن می توانند به راحتی محتوای ویدیویی تولید کنند و آن را با مشتریان بالقوه و بالفعل خود به اشتراک بگذارند. ویدیو می تواند حس ارتباط حضوری را با آسانی دسترسی در هر زمان و مکان در هم بیامیزد.

در واقع، امروزه فرصتی برای ارتباط و تعامل آسان، کارآمد و قدرتمند پدید آمده است، اما از دست دادن این فرصت نیز دشوار نیست. حقیقت امر این است که اگر قرار است که کسی را تحت تاثیر قرار بدهید، باید ویدیوهای فروش بسیار باکیفیتی را تولید کنید.

اگر احساس می کنید که آماده اید تا برای اهداف حرفه ای خود ویدیو تولید کنید، لازم است که درنگ کنید و فعلاً به دکمه معمولاً قرمز رنگ ضبط کاری نداشته باشید. کیفیت و ارزشمند بودن ویدیویی که تولید می کنید اهمیت شایان توجهی دارد. به واقع، فقط چیزی که می گویید مهم نیست، چگونگی گفتن آن هم اهمیت دارد. همزمان و همگام با افزایش تولید ویدیو انتظارات مردم نیز افزایش پیدا کرده است. این به آن معنی است که نمی توانید ویدیویی را منتشر کنید که صدا و تصویر خوبی ندارد و انتظار داشته باشید که به واسطه آن تغییر مثبتی در فروش شما ایجاد شود.

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به چند مرحله ساده و مهم اشاره می کنیم که با توجه به آنها می توانید اطمینان پیدا کنید که ویدیوهای شما ظاهر و صدای مناسبی دارند. توجه داشته باشید که هنگامی که وقت می گذارید و همه چیز را به درستی آماده می کنید، برونداد کار شما باعث می شود که کسب و کار و برندتان از دید مشتری حرفه ای تر به نظر برسد.

 

  1. متنی که می خواهید بگویید را به روی کاغذ بیاورید

حتی اگر تصور می کنید که می دانید که چه چیزی می خواهید بگویید، باز هم همه چیز را بنویسید. این کار چند دقیقه از وقت شما را خواهد گرفت، اما با توجه به اینکه ویدیویی که در فضای اینترنت منتشر شد مانند آب ریخته ای است که دیگر به ظرف خود باز نمی گردد اثرات شایان توجهی خواهد داشت. همه ویدیوهای تاثیرگذار ظاهراً فی البداهه ای که از رقبای خود می بینید دارای متن از پیش تعیین شده هستند (و احتمالاً به شدت ویرایش شده اند).

البته لزومی ندارد که یک متن را به صورت کلمه به کلمه بخواهید، اما اگر بدانید که چه باید بگویید همه چیز حرفه ای تر به نظر خواهد رسید. به علاوه، این کار به شما کمک خواهد کرد تا از تیک های کلامی اجتناب کنید. البته که شما هم یکی از این تیک ها دارید و در واقع، این مبتلا به همه ما است. منظور ما کلمات و صداهایی مانند «خُب»، «عرضاً به حضورتون»، «مممم…»، «آآآ…» و موارد مشابهی است که معمولاً هنگامی راه خود را به کلام شما باز می کنند که مغزتان به این فکر می کند که در ادامه چه باید بگویید. برنامه ریزی برای ارائه پیام به شما کمک می کند تا از این اصوات و کلمات اضافی که برای مخاطب شما آزاردهنده خواهند بود دوری کنید.

 

  1. یک میکروفن بخرید

معمولاً در گوشی ها، تبلت ها و رایانه ها میکروفن هایی تعبیه می شود، اما این میکروفن ها به درد کار شما نمی خورد. این دستگاه ها برای این ساخته نشده اند که با آنها محتوای چندرسانه ای تولید کنید، بنابراین میکروفن های قوی و باکیفیتی ندارند. به همین دلیل است که با استفاده از آنها صدای شما ضعیف به گوش می رسد یا حالت اکو خواهد داشت. البته با استفاده از این میکروفن ها آسمان به زمین نمی آید، اما کار شما حرفه ای است و حل این مشکل آنقدر آسان است که حل نکردن آن برای یک کار حرفه ای منطقی به نظر نمی رسد.

خرید یک میکروفن مناسب یقه ای تقریباً ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان هزینه خواهد داشت که برای اهداف حرفه ای شما سرمایه گذاری گزافی به حساب نمی آید. فقط لازم است که اطمینان پیدا کنید که فیش اتصال میکروفن با دستگاهی که می خواهید از آن استفاده کنید سازگار است، چرا که همه جک های ۳٫۵ میلی متری مثل هم نیستند.

 

  1. به دوربین نگاه کنید

در هر گفتگویی تماس چشمی مهم است. جالب اینجاست که همین مورد یکی از پرتکرارترین مشکلات مبتدیان است. در واقع، هیچ بعید نیست که مرتباً یا گاه گاهی به پایین، بالا یا کنار دوربین نگاه کنید. شما باید چنان تظاهر کنید که انگار دوربین چشم مخاطب تان است. بنابراین، تماس چشمی خود را چنان با دوربین حفظ کنید که گویی طرف مقابل درست در برابر شما نشسته است

علاوه بر این، از همان قواعد و آداب گفتگو با یک انسان واقعی تبعیت کنید. به عبارت دیگر، نباید دیوانه وار به دوربین چشم بدوزید. قطع کردن لحظه ای تماس چشمی، پلک زدن و استفاده از حالات مختلف چهره ضروری است. با تمرین و تجربه بر همه اینها تسلط پیدا خواهید کرد، بنابراین اگر از همان ابتدا احساس راحتی نکردید نگران نباشید.

 

  1. لباس مناسب بپوشید

احتمالاً این از آن مواردی است که واضح و مبرهن است، اما به هر حال آنقدر اهمیت دارد که روی آن تاکید کنیم. به خصوص اگر مشتریان بالقوه یا افرادی که به خوبی نمی شناسید هم جزو تماشاگران ویدیوی شما خواهند بود باید برای انتخاب لباس مناسب وقت بیشتری بگذارید. این به معنی آن نیست که برای ضبط ویدیوهای خود باید کت و شلوار بپوشید، اما طبیعتاً نباید تصور کنید که با پوشیدن یک تی شرت در برابر دوربین کسی شما را جدی خواهد گرفت.

علاوه بر این، باید توجه داشته باشید که پوشش شما در ویدیو چگونه به نظر می رسد. به عنوان مثال، از سفید، سیاه و قرمز سیر دوری کنید، چرا که باعث اختلال در کنتراست تصویر می شوند. از پوشیدن آیتم های خاصی که تمرکز مخاطب را به هم می زنند خودداری کنید. ضمناً محیط اطراف خودتان را هم بررسی کنید و اطمینان پیدا کنید که در آن هم چیزی وجود ندارد که باعث حواس پرتی مخاطب شما شود.

 

  1. مختصر و مفید

و بالاخره لازم است که ویدیوهای شما مختصر و مفید باشند. در اینجا وجود یک متن از پیش تعیین شده (مورد ۱) به شما کمک خواهد کرد. به خاطر داشته باشید که مرور سریع و اجمالی ویدیو آنطوری که برای ایمیل یا مقالات متنی ممکن است امکانپذیر نیست، بنابراین به اصل ایجاز توجه داشته باشید و مهم ترین موارد را در همان ابتدای ویدیو قرار بدهید. اگر تمرکز و آمادگی داشته باشید می توانید منظور خود را در کوتاهترین زمان ممکن بیان کنید.

 

نظر ما چیست؟ آیا نکات دیگری هم به ذهن شما می رسد؟ لطفا نظرات و ایده های خود در رابطه با این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

 

۵ نکته برای استفاده از ویدیو برای فروش

وجود ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری ویدیویی سهل الاستفاده ای که امروزه به آسانی در دسترس همه قرار دارند باعث شده است که فرصت خارق العاده ای برای فروشندگان پدید آید که با بهره برداری از آن می توانند به راحتی محتوای ویدیویی تولید کنند و آن را با مشتریان بالقوه و بالفعل خود به اشتراک بگذارند. ویدیو می تواند حس ارتباط حضوری را با آسانی دسترسی در هر زمان و مکان در هم بیامیزد.

در واقع، امروزه فرصتی برای ارتباط و تعامل آسان، کارآمد و قدرتمند پدید آمده است، اما از دست دادن این فرصت نیز دشوار نیست. حقیقت امر این است که اگر قرار است که کسی را تحت تاثیر قرار بدهید، باید ویدیوهای فروش بسیار باکیفیتی را تولید کنید.

اگر احساس می کنید که آماده اید تا برای اهداف حرفه ای خود ویدیو تولید کنید، لازم است که درنگ کنید و فعلاً به دکمه معمولاً قرمز رنگ ضبط کاری نداشته باشید. کیفیت و ارزشمند بودن ویدیویی که تولید می کنید اهمیت شایان توجهی دارد. به واقع، فقط چیزی که می گویید مهم نیست، چگونگی گفتن آن هم اهمیت دارد. همزمان و همگام با افزایش تولید ویدیو انتظارات مردم نیز افزایش پیدا کرده است. این به آن معنی است که نمی توانید ویدیویی را منتشر کنید که صدا و تصویر خوبی ندارد و انتظار داشته باشید که به واسطه آن تغییر مثبتی در فروش شما ایجاد شود.

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به چند مرحله ساده و مهم اشاره می کنیم که با توجه به آنها می توانید اطمینان پیدا کنید که ویدیوهای شما ظاهر و صدای مناسبی دارند. توجه داشته باشید که هنگامی که وقت می گذارید و همه چیز را به درستی آماده می کنید، برونداد کار شما باعث می شود که کسب و کار و برندتان از دید مشتری حرفه ای تر به نظر برسد.

 

  1. متنی که می خواهید بگویید را به روی کاغذ بیاورید

حتی اگر تصور می کنید که می دانید که چه چیزی می خواهید بگویید، باز هم همه چیز را بنویسید. این کار چند دقیقه از وقت شما را خواهد گرفت، اما با توجه به اینکه ویدیویی که در فضای اینترنت منتشر شد مانند آب ریخته ای است که دیگر به ظرف خود باز نمی گردد اثرات شایان توجهی خواهد داشت. همه ویدیوهای تاثیرگذار ظاهراً فی البداهه ای که از رقبای خود می بینید دارای متن از پیش تعیین شده هستند (و احتمالاً به شدت ویرایش شده اند).

البته لزومی ندارد که یک متن را به صورت کلمه به کلمه بخواهید، اما اگر بدانید که چه باید بگویید همه چیز حرفه ای تر به نظر خواهد رسید. به علاوه، این کار به شما کمک خواهد کرد تا از تیک های کلامی اجتناب کنید. البته که شما هم یکی از این تیک ها دارید و در واقع، این مبتلا به همه ما است. منظور ما کلمات و صداهایی مانند «خُب»، «عرضاً به حضورتون»، «مممم…»، «آآآ…» و موارد مشابهی است که معمولاً هنگامی راه خود را به کلام شما باز می کنند که مغزتان به این فکر می کند که در ادامه چه باید بگویید. برنامه ریزی برای ارائه پیام به شما کمک می کند تا از این اصوات و کلمات اضافی که برای مخاطب شما آزاردهنده خواهند بود دوری کنید.

 

  1. یک میکروفن بخرید

معمولاً در گوشی ها، تبلت ها و رایانه ها میکروفن هایی تعبیه می شود، اما این میکروفن ها به درد کار شما نمی خورد. این دستگاه ها برای این ساخته نشده اند که با آنها محتوای چندرسانه ای تولید کنید، بنابراین میکروفن های قوی و باکیفیتی ندارند. به همین دلیل است که با استفاده از آنها صدای شما ضعیف به گوش می رسد یا حالت اکو خواهد داشت. البته با استفاده از این میکروفن ها آسمان به زمین نمی آید، اما کار شما حرفه ای است و حل این مشکل آنقدر آسان است که حل نکردن آن برای یک کار حرفه ای منطقی به نظر نمی رسد.

خرید یک میکروفن مناسب یقه ای تقریباً ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان هزینه خواهد داشت که برای اهداف حرفه ای شما سرمایه گذاری گزافی به حساب نمی آید. فقط لازم است که اطمینان پیدا کنید که فیش اتصال میکروفن با دستگاهی که می خواهید از آن استفاده کنید سازگار است، چرا که همه جک های ۳٫۵ میلی متری مثل هم نیستند.

 

  1. به دوربین نگاه کنید

در هر گفتگویی تماس چشمی مهم است. جالب اینجاست که همین مورد یکی از پرتکرارترین مشکلات مبتدیان است. در واقع، هیچ بعید نیست که مرتباً یا گاه گاهی به پایین، بالا یا کنار دوربین نگاه کنید. شما باید چنان تظاهر کنید که انگار دوربین چشم مخاطب تان است. بنابراین، تماس چشمی خود را چنان با دوربین حفظ کنید که گویی طرف مقابل درست در برابر شما نشسته است

علاوه بر این، از همان قواعد و آداب گفتگو با یک انسان واقعی تبعیت کنید. به عبارت دیگر، نباید دیوانه وار به دوربین چشم بدوزید. قطع کردن لحظه ای تماس چشمی، پلک زدن و استفاده از حالات مختلف چهره ضروری است. با تمرین و تجربه بر همه اینها تسلط پیدا خواهید کرد، بنابراین اگر از همان ابتدا احساس راحتی نکردید نگران نباشید.

 

  1. لباس مناسب بپوشید

احتمالاً این از آن مواردی است که واضح و مبرهن است، اما به هر حال آنقدر اهمیت دارد که روی آن تاکید کنیم. به خصوص اگر مشتریان بالقوه یا افرادی که به خوبی نمی شناسید هم جزو تماشاگران ویدیوی شما خواهند بود باید برای انتخاب لباس مناسب وقت بیشتری بگذارید. این به معنی آن نیست که برای ضبط ویدیوهای خود باید کت و شلوار بپوشید، اما طبیعتاً نباید تصور کنید که با پوشیدن یک تی شرت در برابر دوربین کسی شما را جدی خواهد گرفت.

علاوه بر این، باید توجه داشته باشید که پوشش شما در ویدیو چگونه به نظر می رسد. به عنوان مثال، از سفید، سیاه و قرمز سیر دوری کنید، چرا که باعث اختلال در کنتراست تصویر می شوند. از پوشیدن آیتم های خاصی که تمرکز مخاطب را به هم می زنند خودداری کنید. ضمناً محیط اطراف خودتان را هم بررسی کنید و اطمینان پیدا کنید که در آن هم چیزی وجود ندارد که باعث حواس پرتی مخاطب شما شود.

 

  1. مختصر و مفید

و بالاخره لازم است که ویدیوهای شما مختصر و مفید باشند. در اینجا وجود یک متن از پیش تعیین شده (مورد ۱) به شما کمک خواهد کرد. به خاطر داشته باشید که مرور سریع و اجمالی ویدیو آنطوری که برای ایمیل یا مقالات متنی ممکن است امکانپذیر نیست، بنابراین به اصل ایجاز توجه داشته باشید و مهم ترین موارد را در همان ابتدای ویدیو قرار بدهید. اگر تمرکز و آمادگی داشته باشید می توانید منظور خود را در کوتاهترین زمان ممکن بیان کنید.

 

نظر ما چیست؟ آیا نکات دیگری هم به ذهن شما می رسد؟ لطفا نظرات و ایده های خود در رابطه با این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

 

نکاتی برای درج و کدنویسی preheader یا متن پیش نمایش ایمیل

شاید بتوان متن preheader ایمیل را به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در فرآیند تصمیم گیری دریافت کننده ایمیل برای بازکردن یا نادیده گرفتن ایمیل در نظر گرفت. علت این اهمیت این است که این قسمت در اغلب برنامه های ایمیل خوان به عنوان یک پیش نمایش در کنار عنوان ایمیل در اینباکس مخاطب قرار می گیرد. قراردادن متن preheader یا پیش عنوان در ایمیل کار دشواری نیست. برای شروع، باید انتخاب کنید: آیا متن پیش عنوان برای مخاطب باید قابل رویت باشد یا اینکه می خواهید که آن را کاملاً پنهان کنید. احتمالاً چیزی که در پاسخ به این سوال نقش اصلی را ایفا می کند برندینگ و طرح قالب شما است.

 

متن پیش عنوان قابل مشاهده

اگر فضایی در بالای هدر ایمیل خود دارید که احتمالاً در حال حاضر با متنی شبیه به «مشاهده ایمیل در مرورگر» پر شده، می توانید آن را با یک متن پیش عنوان مناسب جایگزین کنید. البته اینکه مخاطب شما متن هایی از این قبیل را در قسمت پیش عنوان ایمیل مشاهده کند آسمان را به زمین نخواهد آورد، اما انتظار تاثیر مثبتی را هم نباید از آن داشته باشید.

طبیعتاً با وجود ویرایشگرهای دیداری WYSIWYG که فضایی مانند محیط وُرد از آفیس را در اختیار شما قرار می دهند و به کمک آنها می توانید آیتم های مختلف را به دلخواه خود تغییر بدهید، برای نمایش یک متن پیش عنوان به کدنویسی خاصی نیاز نخواهید داشت. کافی است که متن مورد نظر را در قسمت preheader و به جای متن هایی از قبیل «مشاهده در مرورگر» قرار بدهید و درستی کار خود را بررسی کنید.

 

متن پیش عنوان مخفی

در بسیاری از طرح ها جایگاه مناسب و مطلوبی برای متن پیش عنوان پیدا نمی شود یا اینکه وجود این متن در مبحث برندینگ خلل ایجاد می کند. در چنین شرایطی اگر به این فکر می کنید که ای کاش می شد که یک متن پیش عنوان مخفی را به ایمیل خود اضافه می کردید که علیرغم نمایش در کنار عنوان در اینباکس مخاطب در خود ایمیل دیده نمی شد، باید بگوییم که نگران نباشید، این کار آنقدرها هم سخت نیست.

برای شروع، باید جایی را انتخاب کنید که وجود متن پیش عنوان در آن طرح ایمیل شما را به هم نمی ریزد. معمولاً متن مورد نظر حداکثر یک پیکسل فضای عمودی را اشغال می کند، اما در برخی از موارد همین مقدار هم می تواند اندکی محتوا را به سمت پایین ببرد و طرح را به هم بریزد. برای اطمینان از عدم بروز این مشکل مهم، بهتر است که یک ردیف را مخصوصاً برای متن پیش عنوان خود در نظر بگیرید تا اگر محتوای زیر آن به هر ترتیبی حرکت کرد، کل عناصر آن به یک اندازه جابجا شوند تا طرح ایمیل شما حفظ شود.

برای پنهان کردن متن می توانید از این استایل درون خطی (inline style) استفاده کنید:

<td style=”display:none !important;

visibility:hidden;

mso-hide:all;

font-size:1px;

color:#ffffff;

line-height:1px;

max-height:0px;

max-width:0px;

opacity:0;

overflow:hidden;”>

متن پیش عنوان.

</td>

 

همانطور که مشاهده می کنید، متن پیش عنوان در این کد به چند روش پنهان شده است. دلیل این تهاجم همه جانبه این است که برخی از برنامه های ایمیل خوان با تعدادی از استایل ها مشکل دارند.

 

محدودیت کاراکتر متن پیش عنوان

اما طول متن شما چقدر باید باشد؟ پیشنهاد ما بین ۵۰ تا ۱۰۰ کاراکتر است. البته برخی از برنامه های مدیریت ایمیل می توانند تعداد کاراکتر بیشتری را به عنوان پیش نمایش در اینباکس مخاطب شما به نمایش در بیاورند، اما این معمولاً در شرایط خاصی امکانپذیر است (مثلاً در یک پنجره بسیار عریض). جدول زیر محدودیت کاراکتر تعدادی از مهم ترین برنامه ها و محیط های کاربری را نشان می دهد:

حال که متوجه شدید که چگونه می توانید یک متن پیش نمایش قابل رویت یا مخفی را به ایمیل خود اضافه کنید، وقت آن است که دست به کار شوید و روی انتخاب جذاب ترین و متناسب ترین متن ممکن تمرکز کنید.

«چرا» ی مشتریان شما از «چه» ها و «خواسته» های آنها مهم تر است

نویسنده این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش جِف شُر (Jeff Shore) است. آقای شُر یک کارآفرین، کارشناس فروش و نویسنده است. او بنیانگذار یک شرکت ارائه خدمات مشاوره در حوزه مدیریت امور کسب و کار است. این مطلب اندکی جرح و تعدیل شده است.

 

اگر به دنبال ایجاد تغییری در نطق فروش خود هستید که بتواند به شما کمک کند تا موفقیت های قابل توجهی را تجربه کنید، این پیشنهاد را امتحان کنید: دست از تلاش برای اطلاع از خواسته های مشتری بردارید!

 

امروزه بسیاری از فروشندگان صرفاً روی پیدا کردن راهکار تمرکز می کنند. ذهن آنها در حالی درگیر پیدا کردن پاسخ است که سوالات درستی را نمی پرسند. تعیین چیزی که مشتری می خواهد به چیزی وابسته است که به سمت آن حرکت می کند. اگر می خواهید یک فروشنده نمونه باشید باید ببینید که مشتری از چه چیزی می گریزد.

اما چه کنیم؟ راهکار چیست؟

دست به کار شوید و ببینید که مشتری چرا می خواهد.

فرض کنید که من فروشنده اتوموبیل هستم. من می توانم مشتری را در رابطه با قیمت مورد نظرش، مدل، صفر کیلومتر یا کارکرده بودن خودرو، آپشن های مختلف و موارد مشابه سوال پیچ کنم. کار دیگری که می توانم انجام بدهم این است که ببینم اساساً چرا مشتری مورد نظر به دنبال خرید اتوموبیل است. وقتی که پاسخ به آن «چرا» را پیدا کنم، بهترین «چه» را پیدا خواهم کرد.

حالا فرض کنید که بنگاه معاملات املاک دارم و می خواهم به یک مشتری خانه بفروشم. من می توانم درباره تعداد اتاق خواب ها، مکان، قیمت، روش پرداخت، مساحت، امکانات و مواردی از این قبیل با مشتری صحبت کنم. در طرف مقابل می توانم ببینم که چه تغییری در زندگی مشتری من ایجاد شده که به فکر اسباب کشی افتاده است.

چه روشی موثرتر خواهد بود؟

اگر به دنبال یک تکنیک خاص هستید، من یک پیشنهاد سه قسمتی را به شما ارائه می کنم. کافی است که جمله های زیر را متناسب با نیازهای خود بازنویسی کنید:

  • به دنبال درک اتفاقی باشید که باعث آغاز جستجوی مشتری در جهت خرید شده است: «چی شد که به فکر خریدن یک … افتادید؟»
  • سپس به یک سوال پیگرانه احتیاج دارید تا درک عمیق تری از موقعیت مشتری به دست بیاورید: «لطفاً بیشتر برام توضیح بدید.»
  • پیش از آنکه به سراغ ارائه راهکار بروید، سری به عواطف (شاد، غمگین یا هر چیز دیگری) بزنید: «چه احساسی دارید؟»

 

من ملتمسانه از شما خواهش می کنم که مثل هزاران فروشنده ای نباشید که مسلسل وار به تعریف و تمجید محصول خود می پردازند. دست از «چه» محور بودن بردارید و یک فروشنده «چرا» محور باشید.

همین کار را درست انجام بدهید تا دنیای خودتان و مشتری را تغییر بدهید.

آموزش ایمیل مارکتینگ: نسبت تصویر و متن در ایمیل

شما همین الآن هم به اندازه کافی برای چیزهایی از قبیل بخش بندی فهرست، طرح و قالب ایمیل، سازگار کردن آن با موبایل و دستگاه های همراه، کیفیت محتوا و مواردی از این دست دل مشغولی دارید. بنابراین اینکه بخواهیم ذهن شما را درگیر موضوعی به نام نسبت تصاویر و متون ایمیل کنیم ظالمانه است. با این حال، در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ قصدی جز این نداریم! در عین حال، متاسفانه یک پاسخ جامع هم وجود ندارد که به درد همه بخورد. اما مطالبی را ارائه خواهیم کرد که نیاز شما را پوشش می دهد.

 

بهترین روش ها

در این بخش به مواردی اشاره می کنیم که در مجموع بهترین روش ها برای تناسب بین متن و تصویر به شمار می روند:

 

  1. قانون ۶۰ – ۴۰

رایج ترین توصیه ای که در این زمینه می شنوید این است که از حداقل ۶۰ درصد متن و حداکثر ۴۰ درصد تصویر استفاده کنید. با وجود اینکه استثنائاتی هم به این قانون وارد است، اما به طور کلی رعایت آن می تواند شما را از دردسرهای قابلیت تحویل یا Deliverability به دور نگه دارد. البته اگر نسبت متن به تصویر ایمیل شما ۶۱ به ۳۹ هم بود فیلترهای سرویس دهندگان ایمیل آن ایمیل را رد نخواهند کرد، اما عدم رعایت این قانون تاثیراتی را از خود بر جای خواهد گذاشت. در عین حال، به منظور پیدا کردن بهترین تناسب بهتر است که دست به کار شوید و ایمیل های خود را تست کنید.

 

  1. تعادل و تناسب با مخاطب هدف

درست به مانند راه رفتن، اگر قرار است که سکندری نخورید باید تعادل داشته باشید. اطمینان پیدا کنید که تعادلی را بین نسبت میزان تصاویر و متن ایمیل خود برقرار می کنید که برای نوع دستگاهی که آن را دریافت می کند صحیح و منطقی باشد. چنانچه هدف شما موبایل است، محور قرار دادن تصاویر ارجح است. اگر مخاطبان هدف شما از نرم افزاری همچون Outlook استفاده می کنند، تمرکز روی متن بهتر است. تعادل لازم را بر اساس نیازهای کمپین بازاریابی ایمیلی خود مشخص کنید.

 

اولویت محتوا

محتوای شما قایقی است که پیام تان را با خود حمل می کند و آن را به سرمنزل مقصود می رساند. محتوای بد قایق شما را غرق خواهد کرد.

 

  1. ایمیل خود را به نحوی تنظیم کنید که با حذف تصاویر هم در پیام مورد نظر خللی ایجاد نشود

به این نکته مهم توجه کنید: بسیاری از برنامه های نمایش ایمیل، مانند نسخه تحت وب جیمیل و برنامه Outlook، به صورت پیشفرض تصاویر ایمیل را نشان نمی دهند. معمولاً در این دست از برنامه ها کاربر باید شخصاً روی یک دکمه یا لینک یا روی تک تک تصاویر کلیک کند و مجوز نمایش تصویر یا تصاویر مورد نظر را صادر کند، در غیر اینصورت هیچ چیز به جز متن در ایمیل شما وجود نخواهد داشت. در هنگام تنظیم هر ایمیل، بیش از آنکه به نسبت ها فکر کنید روی محتوای خود تمرکز داشته باشید و ایمیل های خود را به نحوی تنظیم کنید که متن آنها بتواند بار عدم نمایش تصاویر را هم بر دوش بکشد.

 

  1. از متن alt یا جایگزین برای تصاویر ایمیل خود استفاده کنید

با استفاده از متن جایگزین یا alt برای تصاویر ایمیل چنانچه آن تصاویر به نمایش در نیامدند باز هم می توانید موضوع و ماهیت آنها را نشان بدهید. در واقع باید این کار را انجام بدهید، اما روی محتوا تمرکز کنید. اگر می گویند که محتوا پادشاه است بی دلیل نیست. در هر صورت، در هنگام استفاده از تگ های جایگزین یا alt همیشه باید accessibility یا قابلیت دسترسی، سهل الاستفاده و سهل الوصول بودن را مد نظر قرار دهید. استفاده از متن جایگزین مناسب به صفحه خوان ها (Screen Reader) این امکان را می دهد تا موضوع تصاویر را دقیقاً برای افرادی که از آنها استفاده می کنند توضیح بدهند. در عین حال، همه تصاویر به متن جایگزین نیاز ندارند. اگر یک تصویر صرفاً برای زیبایی و قالب بندی ایمیل استفاده می شود، مثلاً برای ایجاد سایه یا فاصله، از یک تگ جایگزین خالی (alt=””) برای آن تصویر استفاده کنید. این به صفحه خوان می گوید که باید از تصویر مورد نظر عبور کند.

 

موقعیت هایی که می توانید قوانین را زیر پا بگذارید

موبایل

اگر آمار و نتایج تجزیه و تحلیل ها حاکی از آن است که ایمیل های شما بیشتر روی دستگاه های همراه باز و خوانده می شوند می توانید بیشتر از تصاویر استفاده کنید. موبایل و عکس با هم تناسب دارند و معمولاً استفاده از تصاویر یکی از راه های موثر در صفحات کوچک برای جلب توجه مخاطب است.

 

حرف آخر

  1. بالاخره مهم هست یا نیست؟

در غالب موارد می توانیم بگوییم زیاد نه. اگر از قواعد و قوانین معمول و صحیح زیاد تخطی نکنید چیز زیادی تغییر نخواهد کرد. البته باید تست کنید و مخاطبان خاص خودتان را مد نظر قرار دهید.

 

  1. خب، چکار کنم؟

روی محتوای ایمیل تمرکز کنید. اطمینان پیدا کنید که اگر مخاطب شما به هر دلیلی نتوانست هیچ یک از تصاویر ایمیل شما را مشاهده کند، باز هم پیام مورد نظر به بهترین شکل ممکن انتقال پیدا می کند.

 

  1. چیز دیگری هم مانده که باید به آن توجه کنم؟

بله، تست کنید و تست کنید! هیچ چیز مانند تست کردن در رفع مشکلات احتمالی، اضطراب و تشویش و به طور کلی پیشگیری موثر عمل نمی کند. با بررسی و امتحان کردن ایمیل های خود در وقت تان صرفه جویی می کنید، متوجه می شوید که در دستگاه ها و صفحات کوچک و بزرگ مختلف چه سر و شکلی خواهند داشت و دغدغه نسبت متن و تصویر را نیز به دست باد خواهید سپرد.

چرا فاصله بین فروشندگان برتر و متوسط بزرگترین تهدید (و فرصت) برای کسب و کار شما است

یک بررسی نشان می دهد که اغلب تیم های فروش از ۲۰ درصد فروشنده دارای عملکرد عالی، ۶۰ درصد با عملکرد متوسط و ۲۰ درصد دارای عملکرد ضعیف تشکیل شده اند. فاصله ای که بین عملکرد دو گروه اول وجود دارد یکی از بزرگترین مشکلاتی است که گریبانگیر کسب و کارها می شود.

چنان به نظر می رسد که انگار من حیث المجموع فروشندگان پذیرفته اند که آنهایی که عملکرد فوق العاده ای را از خود نشان می دهند برخی ویژگیهای ذاتی، مانند اعتماد به نفس، خلاقیت، مسئولیت پذیری و انگیزه هایی دارند که هر کسی نمی تواند آنها را داشته باشد. به همین دلیل است که کسب و کارها به دنبال مدیران فروشی می روند که انسانهای مشوق و الهام بخشی هستند که می توانند با زیردستان خود ارتباط برقرار کنند و آنها را به اصطلاح به سمت جلو هل بدهند.

در عین حال، تحقیقی که در ابتدای این مطلب به آن اشاره شد با تجزیه و تحلیل بیش از نیم میلیون تماس سرد و گرم نشان می دهد که این یک راهکار مبهم برای یک مشکل مبهم است. ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش به این نکته اشاره می کنیم که چرا فاصله مذکور خطرناک است و چگونه می توان این مشکل را مرتفع کرد.

 

فروشندگان متوسط بیشتر از چیزی که تصور می کنید برای شما هزینه دارند

فروشندگان متوسط یعنی همانهایی که بد نیستند مشکل سازند. ناتوانی آنها در نزدیک کردن آمار فروش به همکاران برترشان تاثیر قابل توجهی بر مجموع آمار فروش شما خواهد داشت.

اگر هر یک از این فروشندگان متوسط عملکرد خود را فقط پنج درصد بهتر کند، به اهداف فروش رسیده و از آنها فراتر هم خواهید رفت. در غیر اینصورت، آن پنج درصد بازتابی از انبوهی از مشتریان راغبی خواهد بود که وارد قیف فروش می شوند ولی هیچ گاه به انتهای آن نمی رسند.

این کارکنان متوسط برای هر معامله ای که جوش می دهند نسبتاً وقت و پول بیشتری را به کسب و کار شما تحمیل می کنند. علاوه بر این، همان فروش هایی که به سرانجام هم می رسند نسبت به سایرین کوچکتر و جزئی تر هستند. در نهایت، هزینه ها بیشتر از درآمد خواهد بود یا اینکه کار آنها آنچنان مقرون به صرفه نخواهد بود.

اما ماجرا به همینجا ختم نمی شود.

این قضیه پیچیده تر هم خواهد شد: هر چه تیم فروش شما بزرگتر باشد، مشکلی که این شکاف ایجاد می کند بزرگتر خواهد بود.

چنانچه یک تیم کوچک داشته باشید، مثلاً پنج نفر، همان یک نفری که عملکرد بالایی دارد نتایج متوسط چهار نفر دیگر را جبران خواهد کرد. اما اگر یک تیم ۱۰۰ نفره داشته باشید، ۲۰ فروشنده برتر شما نمی توانند عملکرد متوسط ۸۰ نفر دیگر را جبران کنند. این چیزی است که شاید در نگاه اول به چشم خیلی ها نیاید.

بعد چه می شود؟ به اهدافی که در قالب آمار و ارقام برای فروش تعیین کرده اید دست پیدا نمی کنید، اخراج می کنید و باز هم متحمل هزینه می شوید.

بر اساس یک گزارش، ۲۶ درصد از تعدیل نیروی فروش به دلیل ناتوانی فروشنده در تحقق آمار مورد نظر صورت پذیرفته است. تصور کنید که در شرایطی که هر کسب و کاری در هر سال باید بیشتر پیشرفت کند، اگر ۶۰ درصد تیم فروش شما نتوانند به آمار و ارقام خود تکانی بدهند چه خواهد شد و به قطع همکاری با چند نفر باید فکر کنید.

همه اینها را در کنار هزینه های استخدام، حقوق، تسویه حساب و صدها فروش بالقوه ای در نظر بگیرید که هرگز بالفعل نشده اند یا آنطور که باید و شاید به فعلیت نرسیده اند.

اما چرا کسی به فکر پر کردن این شکاف نیست؟ عجیب است که به اندازه کافی روی این موضوع تمرکز نشده است.

با این حال، نگران نباشید، این مسأله قابل حل است.

در این روزگار، اگر کسی بگوید که نمی توانید عملکرد کارکنان خود را با تمام جزئیات آن به زیر ذره بین ببرید به گزاف سخن گفته است. البته اندازه گیری و سنجش مولفه های انسانی پیچیده به خصوص در فروش همیشه دشوار تلقی شده است.

در عین حال، با اینکه این فرآیند دشواری ها و ابهامات خاص خودش را دارد، اما هوش مصنوعی قدم های بلندی را در این زمینه برداشته است. شرکتهای SaaS یا نرم افزار به عنوان سرویس درک ما از قیف فروش را تغییر داده اند و این امکان را فراهم می آورند که طرز صحبت کردن فروشنده در پشت تلفن را نیز ارزیابی کنیم.

نرم افزار این قدرت را دارد که مشتریان ایده آل را پیدا کند، آنها را در اختیار افراد مناسب و متناسبی از تیم فروش قرار بدهد و نسبت به استانداردسازی فرآیند فروش اقدام کند. به علاوه، می تواند آن مولفه هایی که در فروشندگان برتر وجود دارد و پیش از این غیرقابل سنجش و اندازه گیری محسوب می شد را تجزیه و تحلیل کند و با استفاده از آنها آن ۶۰ درصد دیگر را هم جلو بیندازد. امروزه اطلاعاتی در دسترس شما قرار می گیرد که قبلاً تصور دستیابی به آنها غیرممکن بود.

بنابراین، کاری که انجام می دهید این است که گفتگوها را تحلیل می کنید و فروش را افزایش می دهید

امکانات نرم افزاری عصر حاضر می تواند به وضوح نشان بدهد که کدام عوامل در تماس های سرد و گرم فروش موثر هستند؛ از کلمات مناسب تا نسبت صحبت به شنیدن و بهترین سرعت کلام. مدیران فروش به کمک تحلیل هزاران تماسی که شرکت در هر سال با مشتریان مختلف برقرار می کند می توانند چیزهایی که فروشندگان برترشان را از بقیه متمایز می کند را درک کنند و به ۶۰ درصد دیگر در جهت تقویت آن موارد کمک کنند.

نتیجه چه خواهد شد؟ همه ابعاد انسانی فروش واضح و مبرهن می شود. در چنین شرایطی اهداف محقق می شوند، استخدام و اخراج کمتری انجام می شود، کارکنان آموزش دیده ای خواهید داشت و کار فروش دقیق تر و بهتر انجام می گیرد. تصور کنید که با پر کردن فاصله های موجود چه تحولی ایجاد خواهد شد.

 

نوشته Amit Bendov

 

 

۶ قانونی که در تست های دوبخشی (A/B) باید از آنها پیروی کنید

هر مخاطبی با مخاطب دیگر تفاوت دارد. یک مشوق می تواند برای مخاطبان شما بی تاثیر باشد، اما برای مخاطبان یک کسب و کار دیگر شور و شوق وصف ناپذیری را ایجاد کند. به همین دلیل است که باید با تست محتوا، مشوق ها، زمان ارسال و مواردی از این قبیل را امتحان کنید و امتحان کنید و امتحان کنید.

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی قصد داریم به قواعد و قوانینی اشاره کنیم که با تبعیت از آنها می توانید عملاً استراتژی بازاریابی بلند مدت خود را بهبود ببخشید. برای اینکه تستی را اجرا کنید که نتایج تکرارپذیر و درستی را ارائه می کند باید از یک رویکرد سیستماتیک و سازمان یافته استفاده کنید. در اینجا پیش از آنکه به ۶ نکته مهم اشاره کنیم که در هنگام اجرای تست های دوبخشی باید به آنها توجه داشته باشید، اجازه بدهید که ببینیم که تست دوبخشی یا A/B در مورد ایمیل در عمل به چه معنا است.

 

تست A/B یا دوبخشی چیست؟

تست دوبخشی یا A/B یک روش ساده برای تست طرح فعلی (A) در مقایسه با تغییراتی است که در صفحه/ایمیل/تبلیغ (B) خود اعمال می کنید تا مشخص شود که کدامیک (A یا B) بهترین نتیجه را فراهم می کند. این تکنیک را می توان با توجه به شاخص هایی مانند میزان ثبت نام، دانلود، خرید و امثال آنها اجرا کرد تا مشخص شود که کدام نسخه می تواند نتیجه مطلوب تری را ایجاد کند.

یک جرح و تعدیل کوچک در کمپین ایمیل مارکتینگ یا وبسایت می تواند تاثیر قابل توجهی در نتیجه نهایی داشته باشد؛ به همین دلیل، اجرای تست هایی از این قبیل باید اولویت شماره یک شما باشد. حال به سراغ قواعدی می رویم که توجه به آنها نتایج بهتری را از تست های دوبخشی عاید شما خواهد کرد:

 

اطلاع از نتایج معیار

اگر از اعداد و ارقام معمول اطلاع نداشته باشید نمی توانید متوجه شوید که آیا تست های دوبخشی شما نتایج مثبتی را به بار می آورند یا خیر. منظور ما از اطلاع از نتایج معیار این است که باید بدانید که میانگین نرخ بازشدن، کلیک و تبدیل شما در حال حاضر چقدر است. به عنوان مثال، اگر یک تست A/B اجرا کردید و نرخ تبدیل شما برای A برابر با ۱٫۳ درصد و نرخ تبدیل B برابر با ۳٫۲۳ درصد بود، اما نرخ تبدیل معیار شما ۴٫۵ درصد است، تست شما یک برنده دارد، با این حال در بلندمدت نمی تواند تاثیر مثبتی بر بازده کار شما داشته باشد. در واقع، علاوه بر اینکه A و B را با هم مقایسه می کنید، لازم است که یکی از آنها نتیجه بهتری از حالت معمول را برای شما به ارمغان بیاورد.

 

در هر بار فقط یک مولفه را تست کنید

این مورد برای کسب نتایج موفقیت آمیز و درست ضروری است. به عنوان مثال، دو طرح یا قالب و دو فراخوان به عمل (CTA) متفاوت را به صورت همزمان تست نکنید. این باعث اخلال در شرایط کنترل خواهد شد و چیزی نخواهید داشت که تغییرات را با آن مقایسه کنید. اگر قرار باشد که چندین عامل را در یک تست دوبخشی با هم مقایسه کنید، قادر به تعیین عنصری که مسبب کلیک، تبدیل و … بیشتر شده است نخواهید بود.

 

هر دو نسخه را به طور همزمان تست کنید

در هنگام اجرای تست، هر دو نسخه ای که مورد امتحان قرار می گیرند باید به طور همزمان ارسال شوند. زمانی که تست ها را اجرا می کنید می تواند تاثیر چشمگیری روی نتایج نهایی داشته باشد. به عنوان مثال، بر طبق بررسی های MailChimp، بهترین روزها برای اجرای کمپین های ایمیلی روزهای سه شنبه و جمعه است (به تفاوت روزهای کاری ایران با سایر کشورها توجه داشته باشید)، بنابراین اگر یک نسخه از تست خود را در سه شنبه و نسخه دیگر را در روز جمعه ارسال کنید، نتایج دقیقی را به دست نخواهید آورد. دلیل این امر هم این است که متغیرهایی که بین سه شنبه و جمعه تغییر کرده اند از دامنه کنترل و نظارت شما خارج هستند.

 

داده هایی را بسنجید که اهمیت دارند

آیتم های بسیار متنوع و متعددی وجود دارند که می توانید آنها را تست کنید، مثلاً طرح ایمیل، تصاویر، عناوین وفراخوان به عمل های مختلف، اما به خاطر داشته باشید که هر یک از این موارد روی بخش های مختلفی از فرآیند تبدیل تاثیر خواهند داشت.

به عنوان مثال، اگر به دنبال آن هستید که دو دکمه فراخوان به عمل متفاوت را تست کنید، بررسی نرخ بازشدن ایمیل ها منطقی نیست. در عوض، داده ای که باید روی آن تمرکز کنید، نرخ کلیک یا CTR است. اما اگر به عنوان نمونه بخواهید دو عنوان متفاوت را تست کنید، در اینصورت می توانید به نرخ بازشدن ایمیل ها مراجعه کنید.

 

کل فهرست ایمیل مارکتینگ خود را تست کنید، نه فقط یک زیرمجموعه از آن را

هرچه نمونه و جامعه آماری تست شما بزرگتر باشد، نتایج شما تکرارپذیرتر، دقیق تر و قابل اعتمادتر می شود. چنانچه فقط یک گروه کوچک از فهرست مشترکان ایمیل مارکتینگ خود را تست کنید، نتایج معنادار و قابل توجهی را به دست نخواهید آورد.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که اعضای هر بخش را به صورت کاملاً تصادفی انتخاب کنید. اگر دو گروه را انتخاب کنید که ویژگیهای مشابهی دارند، با توجه به ساختار آن گروه ها نتایج قابل اطمینانی را به دست نخواهید آورد. در واقع، «انتخاب» گروه ها می تواند روی نتایج شما تاثیر منفی بگذارد. به یاد داشته باشید که اطلاعاتی که به درد شما خواهد خورد اطلاعات تجربی است و نه اطلاعات جهت دار.

 

اطمینان پیدا کنید که نتایج حاصله از نظر آماری معنادار و موثق است

اگر نتایجی که به دست آورده اید از نظر آماری معنادار نباشد (Statistically Significant)، تست دوبخشی شما شکست خورده است. مسأله این است که به کرّات شاهد آن هستیم که نتایج حاصله صرفاً ناشی از شانس هستند. عبارت «آمار معنادار» مقارن با یک عبارت دیگر در رابطه با تست های A/B با عنوان «سطح اطمینان» (Confidence Level) است. منظور از سطح اطمینان احتمال تفاوت نتایج سنجیده شده با نتیجه کنترل به دلایلی به جز شانس محض است.

برای اینکه آمار خود را معنادار بدانید و بتوانید به آن اتکا کنید سطح اطمینان نتایج حداقل باید بین ۹۰ تا ۹۵ درصد باشد. به عنوان مثال، اگر میزان واکنش نسبت به ایمیلی که روز قبل از آغاز سال نو ارسال کرده اید بسیار پایین بود، باید این را در نظر بگیرید که شاید آن روز خاص روی نرخ بازشدن ایمیل شما تاثیر منفی گذاشته باشد. اعداد و ارقام اهمیت دارند، اما باید بتوانید آن اعداد و ارقام را به شکل منطقی آنالیز کنید تا خلاصه قابل اعتمادی را از نتایج به دست بیاورید. در تست های دوبخشی یا A/B کیفیت بر کمّیت در هر شرایطی مقدم است. هرگاه که با ذره ای تردید مواجه شدید، به منظور تایید نتایج حاصل شده تست را دوباره اجرا کنید.

 

حرف آخر

و کلام آخر اینکه همیشه این دو جمله را در ذهن داشته باشید که:

حدس زدن ممنوع! تست کنید!

۴ روش استفاده از استوری اینستاگرام برای افزایش فروش

استوری (Story) در اینستاگرام یک قابلیت محبوب برای عموم مردم و یکی از امکانات کارآمد برای کسب و کارها به شمار می رود. در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش به برخی از روشهای استفاده از این ابزار تاثیرگذار برای افزایش میزان فروش اشاره خواهیم کرد.

قابلیت استوری که اولین بار توسط اسنپ چت معرفی شد یک فرمت داستان گویی یا روایتگری است که به کاربر اجازه می دهد تا تصاویر و ویدیوهایی از زندگی خود را به صورت سلسله وار در معرض دید دیگران قرار دهد. این استوری ها بعد از ۲۴ ساعت محو می شوند که البته همین بر جذابیت آنها به خاطر حس تازگی و طراوتی که به همراه دارند می افزاید.

پس از موفقیت اسنپ چت، مرغان مقلد به سرعت وارد میدان شدند. امروزه، فیسبوک، اینستاگرام و اخیراً یوتیوب نسخه های خاص خود از این سرویس را ارائه کرده اند. با توجه به محبوبیتی که این قابلیت پیدا کرده است، به احتمال قریب به یقین در سال های پیش رو پلتفرم های بیشتری امکانات مشابهی را در دسترس کاربران خود قرار خواهند داد.

از آنجایی که اینستاگرام به خودی خود در کشور ما محبوبیت بالایی دارد و این قابلیت هم مزید بر علت شده، بد نیست که در این مطلب با ما همراه باشید تا به ذکر چند روش برای بهره برداری از استوری بپردازیم.

 

  1. از قابلیت نظرسنجی که در استوری اینستاگرام تعبیه شده بهره برداری کنید

اینستاگرام در ماه اکتبر امسال (۲۰۱۷) قابلیتی را به استوری اضافه کرد که به کاربر اجازه می دهد تا در استوری خود از مخاطبانش نظرسنجی کند. این قابلیت یک روش جالب و ساده برای تعامل با مخاطبان و کسب اطلاع از نظرات آنها در رابطه با هر موضوعی است. در واقع، از این طریق می توانید نظر مخاطبان خود در رابطه با ایده ای که برای یک محصول دارید، تصمیمی که می خواهید بگیرید و موارد مشابه را به رای بگذارید تا وقت، سرمایه و انرژی برند خود را تلف نکنید.

به عنوان مثال، می توانید از نظرسنجی اینستاگرام استفاده کنید و از دنبال کنندگان خود بپرسید که کدام صفحه فرود را به دیگری ترجیح می دهد یا اینکه کدام قابلیت فلان محصول شما را بیشتر می پسندند. اگر پیش از عرضه محصولات یا خدمات خود با سلایق و خواسته های مشتریان هدف خود آشنایی داشته باشید، شرایط بسیار مناسبی را برای افزایش فروش خود مهیا کرده اید.

 

  1. از پشت صحنه کسب و کار خود تصویربرداری کنید

یکی از چیزهایی که رشد سریع استوری آن را اثبات کرده، ارزش محتوای بکر از دید مخاطب است؛ بنابراین مستندسازی فعالیت هایی که در پشت صحنه کسب و کار شما جریان دارد در قالب یک استوری می تواند مثمر ثمر باشد.

به علاوه، اصل تقابل (که در واقع به این اشاره دارد که انسان ها تلاش می کنند تا لطف یکدیگر را جبران کنند) نیز در اینجا کاربرد دارد؛ به این معنی که اگر مخاطب شما تلاشی که روی پروژه های خود به کار می بندید را مشاهده کند، احتمال اینکه از شما خرید کند افزایش پیدا خواهد کرد.

چه یک هنرمند هستید و روی آلبوم بعدی خود کار می کنید یا به عنوان یک نویسنده مشغول نوشتن صفحه بعدی از کتاب خود هستید، و یا اینکه به عنوان یک برند طراحی و دوخت لباس سرگرم طراحی و دوخت و دوز هستید، در هر صورت همراه کردن مخاطب در مسیر خلق محصول نهایی ارزش وقتی که صرف می کنید را دارد. در این میان، مخاطبان خود را در جریان مشکلات و همچنین موفقیت هایی که تجربه می کنید قرار بدهید.

 

  1. با قرار دادن لینک در استوری، ترافیک صفحات فرود و فروش سایت خود را افزایش بدهید

هنگامی که پای فروش در رسانه های اجتماعی به میان می آید، ارتباط نزدیکی که از طریق استوری ایجاد می کنید فقط هنگامی ارزشمند خواهد بود که بتوانید از توجهی که به خود جلب کرده اید سودی را عاید برندتان کنید. ساده ترین روش برای این سودآوری و ارزش آفرینی از طریق لینک مستقیم امکانپذیر می شود.

خوشبختانه این امکان در استوری اینستاگرام مهیاست (البته لازم به ذکر است که برای اینکه امکان قرار دادن لینک را داشته باشید، یا باید حساب شما verified یا تایید شده باشد، یا اینکه پروفایل خود را به حالت Business تغییر داده باشید و بیشتر از ۱۰ هزار دنبال کننده داشته باشید). به کمک این قابلیت می توانید لینک مستقیم صفحه کالا یا خدماتی که ارائه می کنید یا یک صفحه فرود را در استوری خود قرار بدهید تا مشتری به آسانی بتواند وارد صفحه مورد نظر شود.

 

  1. یک داستان واقعی را روایت کنید

اینکه تعداد بسیار کمی از برند ها از استوری برای روایت یک استوری (داستان) واقعی استفاده می کنند تعجب برانگیز است. روایت داستانی که آغاز و پایان مناسبی داشته باشد می تواند ورق فروش را به نفع شما برگرداند. روایتگری ستون اصلی همه روشهای فروش است و این برای استوری اینستاگرام هم مصداق دارد.

به عنوان مثال، فرض کنیم که شما صاحب یک شرکت تولید کننده کفش های ورزشی هستید و می خواهید که به یک قله صعود کنید. در اینصورت می توانید نقاط برجسته سفر خود را از ابتدا تا به انتهای آن در یک مجموعه استوری ثبت کنید.

هنگامی که منظره بالای قله را به مخاطبان خود نشان دادید، یک عکس از کفش هایی که در طول کوهنوردی خود پوشیده بودید بگیرید و یک لینک مستقیم به صفحه خرید آنها بدهید تا مشتری در صورت تمایل بتواند آنها را خریداری کند.

 

امروزه به کمک راهکارهای متعددی که در بستر رسانه های اجتماعی در دسترس صاحبان کسب و کارها و فروشنده ها قرار گرفته است هزینه ها به شدت کاهش یافته و کارآمدی و بهره وری با افزایش چشمگیری روبرو شده است. در عین حال، عموماً هیچ قانون و فرمول مشخصی برای بهره برداری از امکانات موجود وجود ندارد و این خلاقیت و مهارت فروشنده است که می تواند برای وی موفقیت را به ارمغان بیاورد. با بهره برداری از راهکارهایی که در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به آنها اشاره کردیم می توانید به رایگان از امکانات استوری اینستاگرام در جهت افزایش فروش کسب و کار خود بهره برداری کنید.

 

 

آداب ایمیل

آداب ایمیل

امروزه با توجه به ضرورت ایجاد رابطه با مشتری، بعضاً شاهد تغییر لحن ایمیل ها از رسمی به خودمانی هستیم. این تغییر لحن را نمی توان یک تغییر منفی قلمداد کرد، اما چنانچه دقت کافی وجود نداشته باشد، پدیدار شدن تبعات منفی دور از ذهن نخواهد بود. در واقع، هیچ بعید نیست که کسب و کارهایی که در صدد بهره برداری حداکثری از ایمیل مارکتینگ و افزایش فروش به کمک ایجاد رابطه های نزدیک هستند کار را به جایی برسانند که اصول حرفه ای گری در هر دو مقوله فروش و بازاریابی را زیر پا بگذارند. ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ و فروش به اصلی ترین آداب ایمیل اشاره می کنیم که تحت هر شرایطی باید آنها را رعایت کنید.

 

تاثیر اولیه مثبت

در هر رابطه ای، مخصوصاً در روابط کاری، برداشتی که در اولین برخورد در ذهن مخاطب ایجاد می کنید آینده آن رابطه را تعیین می کند. شاید یک مشتری بالقوه را در یک مراسم برای خرید آماده کرده باشید، اما نمی توانید به همین راحتی تصور کنید که وی را تحت تأثیر قرار داده اید. در هنگامی که مجدداً با هر یک از مخاطبان خود تماس یا ارتباطی برقرار می کنید، برای اینکه موضوعیت گفتگو را نشان بدهید به طور خلاصه رابطه خود با طرف مقابل را به او یادآوری کنید. اینجا جایی نیست که زندگینامه خود را شرح بدهید: فقط به اندازه ای جزئیات ارائه کنید که مشتری متوجه شود که چرا تعامل با شما باید برایش اهمیتی داشته باشد. به علاوه، در فرآیند معرفی خود جانب ادب و احترام را حفظ کنید. به ایمیل معرفی به عنوان اولین فصل رابطه خود با مشتری نگاه کنید. پیش از ارسال هر ایمیل معرفی از خودتان بپرسید که آیا آن ایمیل را می توان به عنوان یک مصافحه گرم و مثبت در نظر گرفت یا خیر. اگر در پاسخ به این سوال با تردید روبرو شدید در ارسال اییمل مورد نظر تجدیدنظر کنید.

ضمناً پر واضح است که سلام و احوالپرسی ایمیل باید با میزان رسمیت رابطه کاری شما هماهنگی داشته باشد. گاهی «جناب فلانی عزیز» به اندازه «سلام حمید» مناسب و منطقی نیست. در عین حال به یاد داشته باشید که هر چقدر هم که با مخاطب خود رابطه نزدیکی ایجاد کرده باشید، عباراتی مانند «داداش» یا «عزیزم» در مناسبات کاری جایی ندارند.

 

وقت شناسی

در رابطه های حرفه ای و کاری نیز به مانند همه انواع روابط دیگر، ایجاد و حفظ رابطه مستلزم احترام متقابل است. با وقت شناسی در ارسال ایمیل ها (هم ایمیل های ترویجی و هم ایمیل هایی که در پاسخ به ایمیل مشتری باید ارسال کنید) به مخاطب خود نشان می دهید که برای وی احترام قائل هستید. اما این وقت شناسی برای ایمیل دقیقاً به چه معنی است؟ در مورد ایمیل هایی که در قالب کمپین های ایمیل مارکتینگ خود ارسال می کنید، بهترین و مناسب ترین زمان را برای هر یک در نظر بگیرید. مثلاً ارسال ایمیل های اطلاع رسانی برای یک فروش ویژه مناسبتی بعد از گذشتن زمان آن مناسبت زیاد حرفه ای نیست.

در ارتباط با مشتریان و سایر کسب و کارها تعریف وقت شناسی دشوارتر می شود. در عین حال، اگر باید پاسخ ایمیل یک مشتری مهم را بدهید برای آن اولویت قائل شوید و در بازه زمانی ۲۴ تا ۴۸ ساعت پس از دریافت ایمیل پاسخ آن را ارسال کنید. برای ارتباطاتی که اهمیت کمتری دارند و فوریتی برای آنها وجود ندارد تا آخر هفته کاری فرصت دارید.

نکته مهم این است که اگر نمی توانید در زمان مناسب به یک ایمیل پاسخ بدهید، لازم است که یک ایمیل کوتاه برای فرستنده ارسال کنید و از طریق آن اعلام کنید که ایمیل را دریافت کرده اید و در اولین فرصت به آن پاسخ خواهید داد.

 

تأثیر نپذیرفتن از شرایط زودگذر

ترافیک سنگین، یک ملاقات پر استرس و رد شدن همه پیشنهادات تان توسط یک مشتری می تواند حال و هوای شما را به هم بریزد. در چنین شرایطی ارسال ایمیل برای یک مشتری یا حتی یکی از همکاران تان منطقی است؟ نه چندان.

بد نیست یادآوری کنیم که ایمیل هایی که ارسال می کنید به لطف فضای ابری، نه فقط در همان نیم ساعتی که اعصاب شما به هم ریخته بود، بلکه تا ابد باقی خواهند ماند. در واقع، ایمیلی که ارسال می کنید سندی است که پس از ارسالش دیگر هیچ کنترلی روی آن نخواهید داشت.

بنابراین پیش از فشردن دکمه ارسال به این فکر کنید که آیا مایلید که از ناراحتی موقتی خود یک اثر ماندگار و جاودانه خلق کنید؟ بنابراین، پیش از ارسال هر ایمیل اطمینان پیدا کنید که در آرامش کامل به سر می برید.

در ضمن، همین موضوع درباره هیجانات شما هم مصداق دارد. اگر روز خارق العاده ای را پشت سر گذاشته اید مراقب باشید که بیش از حد مشتاق، تحمیل گر یا حریص به نظر نرسید؛ مخصوصاً از علامت های تعجب متعدد استفاده نکنید. در بسیاری از موارد این عمل به عنوان یک رفتار غیرحرفه ای و کودکانه تعبیر می شود.

 

وقار

یک ایمیل قدردانی و تشکر خرجی ندارد، اما به نحو شگفت انگیزی موثر است. با قدردانی از مشتری به وی نشان می دهید که برای وی ارزش قائل هستید و احساسات مثبتی را به سمت برند خود جلب می کنید. معمولاً این احساسات مثبت نسبت به برند به معنی خرید مجدد مشتری است.

در عین حال، در ارسال ایمیل های سپاسگزاری خود سنجیده عمل کنید. استفاده از متن های دراماتیک یا ارسال ایمیل در ازای هر رفتار مثبتی که مشتری انجام می دهد می تواند تکراری و خسته کننده شود و این برداشت را به وجود بیاورد که زیاد پاسخ مثبت دریافت نمی کنید. چه بسا همین باعث برگشتن نظر مشتری بالقوه شما شود.

بخش بزرگی از وقار به ادب و متانت شما وابسته است. برای نشان دادن این ادب و متانت در ایمیل هایی که ارسال می کنید باید تلاش کنید تا در ارتباطات و تعاملات خود حرفه ای و فرهیخته به نظر برسید. در همین راستا لازم است که از جملات کامل، دستور زبان صحیح و علائم نگارشی و کلمات مناسب استفاده کنید.

 

امتحان کردن

یکی از مراحل مهم و به شدت تاثیرگذاری که در بسیاری از موارد نسبت به آن غفلت می شود مرحله تست و امتحان کردن ایمیل ها در برنامه های ایمیل خوان و دستگاه های مختلف است تا از این طریق اطمینان حاصل شود که هیچ مشکلی در نمایش و محتوای ایمیل وجود ندارد. امتحان کردن ایمیل قبل از ارسال نه تنها بازگشت سرمایه (ROI) ایمیلی شما را تضمین می کند، بلکه جایگاه کسب و کارتان به عنوان یک شریک کاری یا برند باوقار و مبادی آداب را نیز حفظ خواهد کرد.

 

نظر شما چیست؟ آیا آداب دیگری نیز به نظر شما می رسد که باید در مورد ایمیل آنها را رعایت کنیم؟