تاثیر تست های چندمتغیره بر هدفگیری و درگیرسازی

متن اصلی این متن از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ نوشته کارا ساتِن است. خانم ساتِن مدیر فنی یکی از شرکت های مطرح در حوزه ایمیل مارکتینگ است.

 

هر چه بیشتر بتوانید رفتارهای مشتری را درک کنید، تجربه های تعامل برانگیزتری را خلق خواهید کرد و سطح عملکرد کمپین های ایمیلی خود را افزایش خواهید داد. به همین دلیل است که تست های دوبخشی (دو متغیره) یا A/B یک ابزار قدرتمند در دست بازاریاب های فعال در حوزه ایمیل مارکتینگ به شمار می روند. در واقع، از این طریق به کمک مشتریان واقعی و رأیی که آنها توسط کلیک های خود می دهند می توانید به علایق و سلایق شان پی ببرید.

به کمک تست های دوبخشی دیگر وقت خود را برای سبک سنگین کردن مزایای یک فونت بر دیگری یا انتخاب بهترین کلمات برای دکمه فراخوان به عمل ایمیل خود هدر نمی دهید. در واقع، اعداد و ارقام قابل اعتمادی را به دست می آورید که راه پیش رو را برای شما روشن تر خواهد کرد.

اما آیا جالب تر نبود اگر می توانستید تست های خود را از بررسی سلایق فراتر ببرید و درباره مولفه هایی که به افزایش نرخ تبدیل کمک کرده اند اطلاعات جمع آوری کنید؟

 

محدودیت های تست های دوبخشی

تست دومتغیره یا دوبخشی یک موقعیت «یا این، یا اون» ایجاد می کند. مثلاً اگر می خواهید رنگ دکمه فراخوان به عمل ایمیل خود را تست کنید باید گزینه های خود را به طور مجزا بررسی کنید تا اثر تک تک دو گزینه موجود برای شما مشخص شود. به عنوان مثال، فرض می کنیم که رنگ استاندارد دکمه مورد نظر ما قرمز است. به منظور مشاهده تاثیر تغییر رنگ دکمه بر کمپین ایمیل مارکتینگ لازم است که به این دو گروه ایمیل ارسال کنید:

  • گروه کنترل: نسخه الف ایمیل با متن «اینجا کلیک کنید» (Click Here) و رنگ قرمز؛
  • گروه تست: نسخه ب ایمیل که رنگ دکمه به آبی تغییر داده شده، اما متن همچنان همان «اینجا کلیک کنید» است.

به منظور شناسایی تاثیر رنگ دکمه باید نرخ کلیک ایمیل را بررسی کنید تا ببینید که کدام دکمه باعث جذب فعالیت بیشتری شده است.

در مثال ما رنگ قرمز برنده میدان بود. اما اگر فرضاً بخواهید که یک دکمه سبز رنگ را هم به این معادله اضافه کنید باید علاوه بر تست اول، دو تست مجزای دیگر را هم اجرا کنید (مجموعاً سه تست).

  • یک تست روی گروه کنترل (قرمز) در مقایسه با سبز
  • یک تست روی برنده رقابت قرمز با سبز

معمولاً پیشنهاد می شود که به منظور افزایش دقت تست های خود آنها را چند بار تکرار کنید. (توجه داشته باشید که همه تست هایی که در این مطلب به انها اشاره می کنیم فرضی و برای روشن کردن مطلب هستند و در نتیجه، آمار و ارقام نتایج آنها ذکر نشده است.)

استفاده از تست های دومتغیره یا دوبخشی برای بازاریاب هایی که به دنبال بازگشت سرمایه بیشتر هستند محدودیت های آشکاری را دربردارد، زیرا به کمک آنها در هر بار فقط می توان یک متغیر را تست کرد. به عنوان مثال، اگر یک کمپین معمولی داشته باشیم و هر ماه برای مشترکان خود فقط یک ایمیل ارسال کنیم، به سرانجام رسیدن یک تست سه ماه به درازا خواهد انجامید. اگر وقفه بین ایمیل ها یک هفته باشد، باز هم برای رسیدن به نتیجه چهار هفته زمان لازم است.

علاوه بر این، اجرای تست های دوبخشی برای بیش از یک آیتم می تواند پای متغیرهایی را به میان بیاورد که نتایج حاصل شده را زیر سوال می برند. مثلاً از کجا می دانید که برنده شدن آن نسخه از ایمیل واقعاً به خاطر متغیر اصلی شما (مثلاً در اینجا رنگ دکمه) بوده و نه به خاطر محتوای ایمیل، یا زمان ارسال آن؟

ضمناً اگر بخواهید پنج رنگ دیگر را هم تست کنید چطور؟ یا مثلاً سه متن مختلف برای فراخوان به عمل؟ اگر تصاویر مختلفی داشته باشید که می خواهید هر یک را با یکی از رنگ ها استفاده کنید باید چکار کنید؟ واضح است که تست کردن همه این گزینه ها نه تنها طاقت فرسا خواهد بود، بلکه یک عمر هم طول خواهد کشید!

سرتان گیج رفت؟ زندگی کارشناسان آمار و داده از همین طریق می گذرد. آنها تست های خود را بارها و بارها تکرار می کنند و داده ها را جمع آوری می کنند تا نتایجی را به دست بیاورند که از نظر آماری دقیق است.

اما برای اینکه تست های خودتان را اجرا کنید و بازگشت سرمایه بیشتری را شاهد باشید به مدارک حرفه ای و تخصص خاصی نیاز ندارید. در عوض، به دوست جدید خود سلام کنید: «تست چندمتغیره یا چندبخشی».

 

تست چندمتغیره: بررسی چند نسخه در زمان واحد

همانطور که از نام این دست از تست ها بر می آید، یک تست چندمتغیره یا چندبخشی به شما این امکان را می دهد تا چندین متغیر را در آنِ واحد به زیر ذره بین ببرید و تست کنید.

مثلاً فرض کنیم که یکی از اعضای تیم بازاریابی به دنبال تغییر متن فراخوان به عمل از «اینجا کلیک کنید» به «خریداری این محصول» است، اما یکی دیگر از اعضای تیم بر این عقیده است که عبارت «کسب اطلاعات بیشتر» می تواند گزینه بهتری باشد. در این میان، رئیس تان هم می خواهد سه رنگ مختلف را برای دکمه فراخوان به عمل امتحان کند. اصلاً چطور است که محل قرارگیری آن دکمه را هم به این ملغمه اضافه کنیم؟ هر چه می خواهد دل تنگت اضافه کن!

ما می توانیم همه این ها را در آن واحد تست کنیم و نتایج دقیقی را هم به دست بیاوریم! ما حتی قادر خواهیم بود که دقیقاً روی همان تغییری که بیشترین تاثیر را گذاشته انگشت بگذاریم.

مثلاً فرض کنیم که می خواهید تصاویر و رنگ های مختلف دکمه را تست کنید. رنگ های مختلفی که به دنبال بررسی نتیجه تاثیر آنها هستید قرمز، سبز و آبی هستند. گزینه های شما برای تصویر هم یک گربه، یک سگ و یک پرنده را شامل می شود. نسخه کنترل یک تصویر گربه و دکمه قرمزی با عنوان «اینجا کلیک کنید» (Click Here) دارد. سایر گزینه های شما در تصویر زیر فهرست شده اند:

تست چندمتغیره به شما این امکان را می دهد تا در آن واحد هر مولفه را به تنهایی بررسی کنید و در عین حال تحت تاثیر مولفه های دیگری مانند زمان ارسال و محتوا که می توانند نتایج شما را تحت تاثیر قرار بدهند قرار نگیرید. در این روش همه مشترکین به گروه های مساوی به علاوه یک گروه کنترل تقسیم می شوند تا ببینیم که کدام گروه نتایج بهتری را ارائه می کند.

مثلاً شاید متوجه شوید که مشترکان شما تصویر سگ را بیشتر دوست دارند و زیاد در ایمیل هایی که حاوی آن هستند کلیک می کنند و برعکس، از قرمز متنفرند. بنابراین نسخه ای که حاوی سگ و دکمه قرمز است عملکرد خوبی ندارد و خط می خورد. با تعیین مولفه های مورد علاقه مخاطبان خود می توانید نسخه ای از ایمیل را گردآوری کنید که تاکنون به فکرتان نرسیده بود: مثلاً تصویر یک سگ با دکمه آبی.

 

تست های چندمتغیره و بخش بندی

با کمی تعمق بیشتر در تست فرضی ما فرصت های بیشتری نیز به چشم خواهد خورد. در حالیکه به نظر می رسد که در مجموع دکمه آبی پیروز میدان باشد، اما بررسی گروه های مختلف مشترکین (مثلاً تعدد خرید، جنسیت یا دامنه سنی) می تواند اطلاعات بیشتری را هم به دست بدهد، به عنوان مثال این تست نشان می دهد که زنان بین ۴۰ تا ۴۵ سال به دکمه سبز با گربه بیشتر علاقه دارند.

جالب نیست؟ شاید این دست از نتایج در نگاه اول به چشم نیایند، چرا که به اندازه کافی در فهرست ما زن وجود نداشته که بتواند روی کل آمار و ارقام تاثیر بگذارد. اما اگر آن زنان ۷۵ درصد بیشتر روی دکمه سبز کلیک کنند چه می شود؟ اگر برای همه همان دکمه آبی را بفرستید چقدر سود را از دست خواهید داد؟

با بررسی و موشکافی یافته های تست های چندمتغیره بر طبق گروه های مختلف کاربری می توانید چندین نسخه از ایمیل خود تهیه کنید که هر یک به نحوی برای گروه های مختلف تنظیم شده است که می تواند نرخ تبدیل را افزایش بدهد. فقط تصور کنید که با اجرای این دست از تست های رایج برای تصفیه کمپین های بازاریابی خود تا چه حد می توانید میزان کلیک و تبدیل را افزایش بدهید:

  • متن عنوان و پیش عنوان
  • متن عنوان و فراخوان به عمل
  • تصاویر و متن بدنه ایمیل
  • محل قرارگیری تصویر، متن عنوان ایمیل و رنگ دکمه فراخوان به عمل
  • رنگ دکمه فراخوان به عمل، متن فراخوان به عمل و محل قرارگیری دکمه

 

بهینه سازی و تقویت کمپین های ایمیل مارکتینگ

استفاده از تست های چندمتغیره فرصت جالب توجهی برای جمع آوری اطلاعات است که نباید آن را از دست بدهید. ضمناً کوتاه نیایید. از آنجایی که هیچ محدودیتی در تعداد نسخه های ایمیل و متغیرهایی که می توانید از آنها استفاده کنید وجود ندارد، ایده های مختلف و جدید را تست کنید. از این طریق اطلاعات ارزشمندی را به دست خواهید آورد که به شما کمک می کند تا کمپین های هدفمندتری را ایجاد کنید و بازگشت سرمایه بیشتری را شاهد باشید.

۳ نکته برای بهره برداری از روایتگری در افزایش فروش

چگونه می توانید از روایت داستان به منظور جلب توجه مشتری بهره برداری کنید؟

به محض اینکه متوجه بشوید که مغز ما چگونه نسبت به داستان ها واکنش نشان می دهد، از اینکه چگونه تاکنون به روشهای دیگری برای افزایش فروش کسب و کارتان متوسل می شدید غرق در تعجب خواهید شد.

یکی از پژوهشگران در زمینه تاثیر روانشناسی بر اقتصاد در طی تحقیقات خود دریافت که مغز در طول دیدن، شنیدن یا خواندن داستان دو هورمون متفاوت به نام های کورتیزول و اوکسی توسین را ترشح می کند. هورمون کورتیزول هنگامی ترشح می شود که موقعیت حساسی در داستان وجود دارد و از این طریق تمرکز مغز افزایش پیدا می کند. در مواقعی که احساس خوبی از طریق داستان منتقل می شود هورمون اوکسی توسین ترشح می شود، زیرا به کمک این هورمون میزان همدلی و پیوند عاطفی افزایش پیدا می کند.

در طی تحقیقات مورد اشاره، از شرکت کنندگان خواسته شد تا به تماشای یک داستان عاطفی درباره یک پدر و پسر بنشینند. هدف از این کار افزایش سطح ترشح هورمون های کورتیزول و اوکسی توسین بود. پس از آن از آنها خواسته شد تا به یک فرد کاملاً غریبه کمک مالی کنند. افرادی که اوکسی توسین بیشتری در خون شان وجود داشت به فرد مذکور بیشتر کمک کردند.

به عبارت دیگر، در هنگام مواجهه با داستان، هورمون اوکسی توسین افزایش پیدا می کند و باعث می شود که احتمال پرداخت پول به غریبه ها بیشتر شود. البته که این نکته نسبتاً مهمی در به سرانجام رساندن فروش است.

اما از چه داستان هایی باید استفاده کنید؟ به کمک اطلاعاتی که در این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش گویا آی تی ارائه خواهیم داد می توانید کاری کنید که مشتری فوراً با یک غریبه (که شما باشید) احساس صمیمت کرده و به شما اعتماد کند.

 

  1. از داستان مشتریان فعلی خود به عنوان شاهد استفاده کنید

اصولاً انسان ها موجودات اجتماعی هستند. ما به کارهایی که دیگران انجام می دهند علاقمند هستیم، مخصوصاً هنگامی که با آگاهی از آنها بتوانیم به خودمان کمک کنیم.

اما در فضایی که اعتمادی در آن وجود ندارد مشتری بالقوه هیچ دلیلی برای باور کردن منافعی که شما وعده آن را می دهید پیدا نخواهد کرد. به همین دلیل است که هنگامی که از فروش صحبت می کنیم، اثبات ادعاهای شما از طریق ارائه شواهدی مبنی بر درستی آنها لازم و ضروری است. به هر حال شما قبلاً با خریدار رابطه خاصی نداشته اید و او هم هیچ تعهد خاصی نسبت به شما ندارد، لذا فقط در صورتی می توانید این وضعیت را تغییر بدهید که مثال ملموسی را ارائه کنید.

به عنوان مثال، کدام یک از این جمله ها می تواند اعتماد شما را بیشتر جلب کند:

«شرکت ما می تواند به شما کمک کند تا بهترین کاندیداها را سریع تر از گذشته پیدا و استخدام کنید.»
«یکی از مشتریان ما برای مدت ۶ ماه بدون هیچ موفقیتی به دنبال یک معاون فروش می گشت، اما فقط ۲ هفته پس از استفاده از راهکار ما ۵ کاندیدای ایده آل برای تصدی این پست پیدا کرد.»

اگرچه هر دوی این دو درست و صحیح هستند، اما موردی که داستانی را در خود گنجانده و روایتگری می کند پیروز میدان است.

 

  1. داستان هایی را روایت کنید که مشتری با شرایط و کاراکترهای آنها همزادپنداری می کند

فیلم ها و سریال های بسیار خوش ساخت و پر هزینه ای وجود داشته و دارند که هیچ گاه در خاطره ها نمانده و نمی مانند و در طرف مقابل، مواردی وجود دارند که با کمترین امکانات بیشترین ارتباط را با مخاطب برقرار می کنند. دلیل وقوع چنین وضعیتی چیست؟ دلیلش این است که بیننده با آن داستان هایی که ماندگار شده اند همزادپنداری می کند، چنان که خودش در آنها حضور داشته و درگیر ماجراهایی بوده که در آنها رخ داده است.

اما شما چگونه می توانید داستان هایی را در ایمیل های فروش خود بگنجانید که مشتری با آنها همزادپنداری کرده و ارتباط برقرار می کند؟ فرض کنیم که هدف فروش شما مدیران بازاریابی یک شرکت هستند. در اینصورت می توانید از داستانی شبیه به این استفاده کنید:

«من هفته گذشته داشتم با یکی از مدیران بازاریابی شرکت فلان صحبت می کردم و او از اینکه بسیاری از کارکنان بخش فروش از جدیدترین و بهترین امکانات بازاریابی استفاده نمی کنند ابراز تاسف می کرد. من به ایشان گفتم که به کمک فلان محصول/شرکت ما کنترل کامل بر دسترسی فروشندگان به بهترین و مدرن ترین امکانات بازاریابی در اختیار مدیران قرار می گیرد.»

این داستان نه تنها حس همزادپنداری ایجاد می کند، بلکه انگیزه می دهد و کنجکاوی ایجاد می کند. از اینجا به نکته آخر می رسیم:

 

  1. در داستان های خود از تعلیق استفاده کنید

آیا تا به حال برای شما این اتفاق افتاده که تصمیم بگیرید که فقط و فقط یک قسمت از یک سریال را تماشا کنید، اما با تماشای اولین قسمت دیگر نتوانسته باشید از تماشای آن دست بکشید و قسمت های آن را پشت سر هم تماشا کرده باشید؟ این به دلیل تعلیقی است که در آخر هر قسمت ایجاد می شود و مغز شما به طرز وسواس گونه ای احساس می کند که نیاز دارد تا از ادامه ماجرا سر در بیاورد، بنابراین دیگر نمی توانید جلوی خودتان را بگیرید و قسمت بعدی را تماشا نکنید.

ما همینطور ساخته شده ایم. هر چقدر هم که با تعلیق روبرو شده باشیم، باز هم نمی توانیم بر این احساس نیاز برای اطلاع از اتفاقاتی که در ادامه خواهد افتاد چیره شویم، و البته این ویژگی انسانی نیز در دنیای فروش بسیار سودمند است.

به عنوان مثال، اگر بخواهیم برای کسی که رئیس بخش فروش است ایمیل بفرستیم و خدمات خود را بفروشیم می توانیم چنین ایمیلی را ارسال کنیم:

 

موضوع: ایده ای برای کمک به افزایش ۷۸ درصدی فروش

سلام فلانی،

مسئولیت یک افزایش خارق العاده در میزان فروش برای شما چقدر خوشایند است؟

از زمانی که شرکت فلان همکاری با ما را آغاز کرده، میزان فروش ماهانه آن تا ۷۸ درصد افزایش پیدا کرده است.

و این تنها مزیت خدمات ما نیست. آیا تمایل دارید که یک گفتگوی کوتاه درباره کارهایی که برای آن شرکت انجام داده ایم و آنچه که می توانیم برای شرکت شما انجام بدهیم داشته باشیم؟

سپاس.

اسم شما

 

به پایان رساندن ایمیل های فروش با چیزی که حس کنجکاوی مشتری بالقوه را تحریک کند یا با سوال بی پاسخی که ذهن او را به خود درگیر کند روش بسیار خوبی برای تشویق مشتریان به آغاز گفتگو با فروشنده است.

 

آیا تا به حال از روایتگری و بیان داستان برای افزایش فروش استفاده کرده اید؟ آیا چیزی هست که بخواهید به این مطلب از بخش آموزش فروش اضافه کنید؟ لطفاً نظرات و دیدگاه های خود را در زیر این مطلب با ما در میان بگذارید.

 

 

 

۵ کمپین پیگیری (follow-up) ایمیل مارکتینگ برای تبدیل بیشتر مشتریان بالقوه به بالفعل

بیشتر کسب و کارها از اهمیت پیگیری و دنبال کردن مشتریان راغب با مجموعه ای از ایمیل های خودکار آگاهی دارند. با این حال، بسیاری از آنها نمی دانند که در ایمیل های خود باید چه چیزی بنویسند و در نتیجه، هرگز به سراغ ایمیل های پیگیری یا follow-up نمی روند.

ما در این مطلب آموزشی از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به پنج نوع از انواع ایمیلی اشاره می کنیم که برای پیگیری و دنبال کردن تلاش های خود در راستای تبدیل مشتری بالقوه به مشتری بالفعل می توانید به آنها متوسل شوید.

این رویکردها به شما کمک می کنند تا بدون اینکه با پیام های تکراری خود مشتری را خسته کنید یا آزار بدهید در ذهن او جا خوش کنید.

از آنجایی که ما در این مطلب به جای ارائه یک متن خاص یا قالب هایی برای کپی کردن برای شما چارچوب ترسیم می کنیم، به راحتی می توانید از کمپین های زیر برای هر نوع محصول یا خدمات در هر حوزه ای از فروش بهره برداری کنید.

 

  1. کمپین سوالات متداول

مشتری بالقوه شما به احتمال قریب به یقین درباره محصولات یا خدمات تان سوالاتی در ذهن دارد که طبیعتاً پیش از آنکه برای خرید آمادگی پیدا کند مایل است که از پاسخ آنها اطلاع داشته باشد.

بنابراین، کاری که باید انجام بدهید این است که یک کمپین ایمیل مارکتینگ به راه بیندازید که این نیاز را با ارائه پاسخ به سوالات متداول ارضا می کند.

شما می توانید در هر ایمیل یک سوال قرار بدهید یا اینکه رایج ترین سوالات را در قالب یک ایمیل ارسال کنید (مثلاً با عنوان «۷ سوال رایج درباره فلان محصول»).

 

کارهایی که باید انجام بدهید:

  • فهرستی از بین ۵ تا ۲۰ سوالی که مشتریان بالقوه شما غالباً درباره محصولات یا خدمات تان مطرح می کنند را تهیه کنید؛
  • به کمک بخش خدمات مشتریان یا تیم فروش بهترین پاسخ ها برای هر کدام را تهیه و تنظیم کنید؛
  • سوالات و پاسخ ها را در یک یا چند ایمیل بگنجانید.

نکته: سوالات متداول یکی از بهترین موارد برای استفاده در عنوان ایمیل هستند. بنابراین، اگر شک دارید که چه عنوانی را باید برای ایمیل خود انتخاب کنید کافی است که سوالی که در ایمیل به آن پاسخ می دهید را در عنوان قرار بدهید.

  1. کمپین یادآوری مشکل

راحت طلبی و عدم تلاش برای تغییر وضعیت موجود یکی از خصوصیت های انسان است.

دلیل خرید نکردن مشتری در بسیاری از موارد این است که مشکل خود را توجیه می کند یا با خودش می گوید که وضعیت آنقدرها هم بد نیست.

شما از طریق یک کمپین یادآوری مشکلات به مشتری بالقوه یادآوری می کنید که با چه مسائل و عذاب هایی روبرو است و این مشکلات چه تاثیری بر زندگی وی گذاشته است.

به علاوه، به مشتری یادآوری می کنید که آن مشکلات، دردها و رنج ها از بین نخواهند رفت، مگر اینکه دست به کار شود و راهکاری را برای آنها پیدا کند (یعنی محصولات یا خدمات شما را خریداری کند).

 

کارهایی که باید انجام بدهید:

  • فهرستی از ۵ تا ۱۰ مسأله ای که مشتریان بالقوه شما عموماً با آنها روبرو هستند و محصولات یا خدمات شما می تواند آنها را حل کند تهیه کنید؛
  • برای هر مورد، مشکلاتی که آن مسأله در بخش های مختلف زندگی آنها ایجاد می کند را توضیح بدهید (به عنوان مثال، اگر مشتری کمردرد دارد، این درد می تواند مانع پرداختن وی به ورزش مورد علاقه اش در تعطیلات آخر هفته شود، کارآمدی وی در محل کار کاهش خواهد یافت، نمی تواند با فرزندانش بازی کند، و مواردی از این قبیل)؛
  • این را هم برای هر مورد ذکر کنید که استفاده از محصولات یا خدمات شما چگونه می تواند آن مسأله را حل کند.

نکته: مردم غالباً بیشتر از آنکه به تاثیر مشکل بر خودشان اهمیت بدهند برای تاثیر آن روی زندگی اطرافیان و عزیزان خود اهمیت قائل هستند. هنگامی که ایمیل های خود را تنظیم می کنید این نکته را در ذهن داشته باشید.

  1. کمپین سناریوی «دو آینده»

همانطور که گفتیم، مردم خیلی زود با شرایط کنونی شان کنار می آیند و تحمل را انتخاب می کنند.

یکی دیگر از روش هایی که به کمک آن می توانید مشتری بالقوه را ترغیب کنید تا دست به کار شود این است که به او نشان بدهید که اگر در صدد حل مسأله ای که در حال حاضر با آن مواجه است بر نیاید آن مشکل در آینده چقدر بدتر خواهد شد، سپس آن موقعیت را با آینده دیگری مقایسه کنید که مشتری بالقوه از محصول یا خدمات شما برای رفع آن مشکل استفاده کرده است.

شما با ترسیم این دو آینده و روشن کردن تفاوت های آنها هزینه انفعال را آشکار می کنید و انگیزه لازم برای انجام عمل مورد نظر (یعنی خرید) را افزایش می دهید.

 

کارهایی که باید انجام بدهید:

  • بنویسید که اگر مشتری بالقوه همین الآن دست به کار نشود در آینده چه بر سرش خواهد آمد (چه مشکلات و مسائل جدیدی سر بر خواهند آورد و مشکلات و مسائل کنونی آنها چگونه جدی تر خواهند شد)؛
  • بنویسید که اگر همین الآن دست به کار شود با گذشت زمان چه اتفاقاتی خواهد افتاد (چه منافعی عاید مشتری خواهد شد، از مواجهه با چه مسائل و مشکلاتی جلوگیری می شود)؛
  • ایمیلی بنویسید که این دو مسیر و تفاوت های آنها را ترسیم و مقایسه می کند.

  1. کمپین دغدغه محور

به احتمال زیاد مشتریان بالقوه شما دغدغه های بی پاسخ و بهانه هایی دارند که مانع خرید آنها می شود. این دغدغه ها می تواند درباره موضوعات مختلف، مانند قیمت، ارزش، قابل اعتماد بودن، کیفیت، عملکرد و خدمات باشد. شما می توانید ایمیل هایی را تنظیم کنید که این نگرانی ها را هدف قرار می دهند تا این دست از بهانه ها و موانع را از میان بردارید.

 

کارهایی که باید انجام بدهید:

  • فهرستی از ۵ تا ۱۰ دغدغه ای را تهیه کنید که اعضای تیم فروش شما آنها را بیشتر از مشتریان بالقوه می شنوند؛
  • بهترین و مناسب ترین پاسخ ها را برای هر دغدغه و بهانه تهیه کنید و بنویسید؛
  • هر گروه از دغدغه ها را به همراه پاسخ های آنها در یک ایمیل بگنجانید.

نکته: معمولاً هنگامی که مشتری بالقوه بهانه یا دغدغه ای دارد یک مسأله زیربنایی وجود دارد که باید به آن رسیدگی شود. بنابراین، در هنگام تنظیم ایمیل های خود تلاش کنید تا علاوه بر رفع دغدغه های سطحی، ریشه بهانه ها و نگرانی های مشتری را نیز بخشکانید.

  1. کمپین داستان موفقیت

احتمالاً آوازه سایر راهکارهای موجود در بازار به گوش مشتریان بالقوه شما رسیده است، یا آنها را امتحان کرده اند یا حتی از تجربه آنها چیزی جز ضرر عاید آنها نشده است. در نتیجه، در غالب موارد نسبت به اینکه آیا محصول یا خدمات شما می تواند آنها را به نتیجه مورد نظر برساند خوش بین نیستند. یکی از روش های موثر برای مواجهه با این بدبینی این است که شواهدی را ارائه کنید که حاکی از تحقق بی کم و کاست وعده های شما باشند. بهترین روش چیست؟ روایت داستان موفقیت مشتریان قبلی.

همه داستان های موفقیت مشتریان قبلی باید حاوی این موارد باشند:

  1. آن مشتریان موفق چه کسانی هستند؛
  2. موقعیت آنها قبل از استفاده از محصولات یا خدمات شما، از جمله اینکه با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کردند؛
  3. از چه طریقی با محصولات یا خدمات شما آشنا شدند و چه دغدغه هایی برای استفاده از آنها داشتند؛
  4. در نهایت چه چیزی باعث شد که نسبت به خرید آن محصولات یا خدمات اقدام کنند؛
  5. زندگی آنها در نتیجه استفاده از محصولات یا خدمات شما چه تغییری کرد.

داستان های موفقیت یکی از قدرتمندترین ابزارها برای تبدیل مشتریان بالقوه به بالفعل است، بنابراین اگر هنوز از این ابزار قدرتمند بهره برداری نکرده اید، همین الآن دست به کار شوید.

 

کارهایی که باید انجام بدهید:

  • فهرستی از ۵ تا ۱۰ نفر از مشتریان تان که محصولات یا خدمات شما نتایج خارق العاده ای را برای آنها به ارمغان آورده است تهیه کنید؛
  • با آنها تماس بگیرید و از آنها برای نوشتن گزارشی از داستان موفقیت شان اجازه بخواهید؛
  • اگر جزئیات دقیقی از داستان آنها ندارید با ایشان مصاحبه کنید و جزئیات لازم را بر طبق فهرست شماره دار بالا به دست بیاورید و ثبت کنید؛
  • یک ایمیل تنظیم کنید که حاوی تمامی آیتم های فهرست بالا باشد.

نکته: هر چه داستان موفقیتی که ارائه می کنید حاوی جزئیات بیشتری باشد، قابل باورتر و قدرتمندتر خواهد بود. به عنوان مثال، «سیاوش در عرض ۸ ماه توانست ۱۰۰ میلیون تومان به درآمد کسب و کار خود اضافه کند، مجبور شد ۷ نفر دیگر را نیز استخدام کند تا از پس حجم روزافزون سفارش ها برآید و همچنین ساعات کاری وی از بیش از ۶۵ ساعت در هفته به کمتر از ۳۵ ساعت تقلیل یافت و از این طریق توانست وقت بیشتری را با خانواده و فرزند نو رسیده خود سپری کند» از «سیاوش توانست کسب و کار خود را پرورش بدهد، مشتریان بیشتری را جذب کند و کمتر کار کند» بسیار موثرتر و باورپذیرتر است.

 

نظر شما چیست؟ شما از کدام انواع این ایمیل های پیگیری استفاده می کنید؟

۵ ترفند برای برقراری سریع ارتباط با همه مشتریان بالقوه

یکی از اولین توصیه های فروشندگان کهنه کار به افرادی که به تازگی در دنیای فروش قدم گذاشته اند این است که باید با مشتریان بالقوه رابطه دوستانه ای را برقرار کنند. چنین جملاتی را از این گروه از فروشندگان باسابقه زیاد می شنوید: «مشتری بالقوه باید شما را دوست داشته باشد. مردم از افرادی خرید می کنند که دوستشان دارند.» چنین رویکردی اگرچه می تواند بد به نظر نرسد اما نه تنها به هیچ وجه کافی نیست، بلکه بعضاً می تواند نادرست هم باشد.

مردم از افرادی خرید می کنند که به آنها اعتماد دارند و برایشان احترام قائل هستند. اگر بتوانید به سرعت رابطه عمیقی را با مشتریان بالقوه خود برقرار کنید که از دوست داشتن فراتر می رود، در اینصورت می توانید رابطه های استواری را ایجاد کنید که بر مبنای اعتماد و احترام شکل گرفته اند. همین رابطه های اصیل هستند که به فروش بیشتری منجر می شوند.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به پنج ترفند اشاره می کنیم که به کمک آنها می توانید با هر مشتری بالقوه ای فوراً ارتباط برقرار کنید و به اهداف فروش خود دست پیدا کنید.

 

  1. یک سوال تحریک آمیز بپرسید.

هنگامی تلاش می کنید تا کاری کنید که کسی شما را دوست داشته باشد هر چیزی می گویید و هر کاری می کنید تا طرف مقابل خوشحال شود. مردم به چنین فروشندگانی علاقه ای ندارند. در عوض، مشتریان به فروشندگانی علاقمند هستند که آنها را به چالش می کشند تا از زاویه تازه ای به مشکلات و اهداف خود نگاه کنند. بهترین روش برای انجام این کار پرسیدن سوالات تحریک آمیز و انگیزه بخش از مشتری است.

گفتگوی بعدی خود با مشتری را با ذکر دو یا سه چالش که در حوزه فعالیت خود شاهد آنها بوده اید شروع کنید و سپس از مشتری بپرسید که آیا با هیچ یک از آن چالش ها مواجه شده است یا خیر. اگر پاسخ مشتری به این سوال مثبت باشد، فوراً شما را به چشم متخصصی خواهد دید که می تواند به وی اعتماد کند. اگر پاسخ او منفی باشد و مشتری شما با هیچ یک از چالش هایی که شما قادر به حل آنها هستید برخورد نکرده باشد، به سرعت متوجه می شوید که این مورد برای شما مورد مناسبی نیست. پس از آن می توانید به سراغ مشتری بالقوه بعدی بروید که حقیقتاً به محصولات یا خدمات شما نیاز دارد.

 

  1. اشتیاق مصنوعی را کنار بگذارید

بعضاً چنین چیزهایی را از زبان فروشندگان می شنویم که «سلام، احوال شما چطوره؟ نمی تونید باور کنید که چقدر خوشحالم از اینکه تونستم با شما ارتباط برقرار کنم و می تونم در مورد روشهایی که ما می تونیم به شرکت شما کمک کنیم صحبت کنم.» این اشتیاق مضاعف که کاملاً مصنوعی به نظر می رسد بوسه مرگ بر پیکره فروش به شمار می رود و با این حال، بسیاری از فروشندگان از این لحن و کلام استفاده می کنند.

برای اینکه منظور ما را درک کنید کافی است که چند تماس بعدی که برای مشتری یابی انجام می دهید را ضبط کنید، آنها را دوباره برای خودتان پخش کرده و به دقت گوش کنید. آیا هنگامی که با مشتری بالقوه صحبت می کنید صدای تان چند گام بالاتر می رود؟ اگر اینطور است، این لحن متداول یک فروشنده است که باید استفاده از آن را متوقف کنید. مشتری به سرعت متوجه هدف اصلی شما می شود و اگر اعتمادی هم ایجاد شده باشد از بین خواهد رفت. در عوض، تلاش کنید تا روراست و صادق باشید و طبیعی به نظر برسید. هیچ لزومی ندارد که خیلی لطیف یا شسته و رفته باشید. گفتگو با یک انسان واقعی (با همه کم و کاستی هایش) برای مشتری بالقوه راحت تر و خوشایندتر است و شانس اینکه یک ارتباط واقعی ایجاد شود را افزایش خواهد داد.

 

  1. مشتری محور باشید

مشتری بالقوه شما فقط به خودش اهمیت می دهد. در عین حال، بیشتر فروشندگان روی چه چیزی تمرکز می کنند؟ روی محصولات و خدمات شرکت متبوع شان. این یک رخنه بزرگ است که از ایجاد روابط عمیق و مستحکم با مشتری بالقوه جلوگیری می کند.

شاید به عنوان یک فروشنده با خودتان فکر کنید که «نه، این برای من صادق نیست. من همیشه روی مشتری تمرکز می کنم.» اما به احتمال زیاد اشتباه می کنید. اگر حتی یک بار درباره محصولات یا خدمات خودتان صحبت کنید دیگر نمی توانید این ادعا را داشته باشید که همیشه روی مشتری تمرکز کرده اید. به همین سادگی! فروشندگان مجرب و خارق العاده از طریق تمرکز ۱۰۰ درصدی روی مشتری در تمام اوقات است که اعتماد مشتری بالقوه را به خود جلب می کنند.

 

  1. برای درک چالش های اصلی مشتری تلاش کنید

همانطور که قبلاً ذکر کردیم مشتری فقط به خودش فکر می کند. اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، مشتریان بالقوه شما فقط به دنبال حل مشکلاتی هستند که با آنها روبرو شده اند. هنگامی که با یک مشتری بالقوه صحبت می کنید فقط تا زمانی در چشم او مفید و به درد بخور به نظر می رسید که نشان می دهید که می توانید به او کمک کنید تا از پس آن چالش ها برآید.

سوالات دقیقی بپرسید که کاملاً روی بزرگترین مشکلات و دردسرهای مشتری بالقوه تمرکز می کنند. به منظور درک تاثیر آن مشکلات بر زندگی مشتری تا می توانید موشکافی کنید. حتی می توانید آن مشکلات و چالش ها را طبقه بندی کنید و ببینید که تاثیر کدام موارد از بقیه بیشتر است. فروشندگان کمی برای چنین بررسی هایی وقت می گذارند، اما اگر شما جزو آنها باشید بذر اعتماد و احترام را در رابطه های خود با مشتری خواهید کاشت.

 

  1. کمتر صحبت کنید

این مورد بسیار ساده و سرراست است. کمتر صحبت کنید و بیشتر شنونده باشید. هر چقدر هم که به نظر خودتان زیاد صحبت نمی کنید باز هم می توان ادعا کرد که اگر کمتر از این هم صحبت کنید بهتر است. در هر مکالمه ای غالب سخنرانی باید توسط مشتری بالقوه انجام بگیرد. هنگامی که با مشتریان بالقوه جدید تعامل می کنید این نکته را در نظر داشته باشید تا بتوانید فرصت های بیشتری را برای گفتگو و فروش پیدا کنید.

 

نظر شما چیست؟ آیا شما هم ترفند یا ایده خاصی دارید؟

 

۳ عامل مهم که در کنار تعداد مشترکان فهرست بر ایمیل مارکتینگ شما تاثیر می گذارند

همه ما با این کلیشه آشنا هستیم: ایمیل مارکتینگ همچنان بیشترین بازگشت سرمایه را در مقایسه با هر کانال بازاریابی دیگری حاصل می کند و به شما این امکان را می دهد تا تقریباً یک ارتباط چهره به چهره با مشتریان خود داشته باشید.

به دلایلی از این دست، بسیاری از بازاریاب ها روی رشد تعداد مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ خود تمرکز می کنند. با وجود اینکه اندازه فهرست بازاریابی شما اهمیت دارد، اما تنها عاملی نیست که باید به آن توجه داشته باشید.

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به سه مولفه مهم دیگر اشاره می کنیم که در کنار اندازه فهرست خود باید روی آنها نیز تمرکز کنید.

 

  1. کیفیت فهرست ایمیل مارکتینگ

شما فهرست ایمیل مارکتینگ خود را چگونه می سازید؟ آدرس های ایمیل را از کجا به دست می آورید؟ آیا به صورت دوره ای آن را پاکسازی می کنید؟

اگر برای افرادی ایمیل ارسال می کنید که خودشان در فهرست شما ثبت نام نکرده اند، یا اگر فهرست خود را از ایمیل های بلااستفاده یا آدرس هایی که حذف شده اند پاکسازی نمی کنید یا اینکه (دور از جان) فهرست خود را خریداری کرده اید، در اینصورت افرادی را هدف قرار داده اید که علاقه ای به شما، کسب و کار و محتوایی که ارسال می کنید ندارند.

با وجود اینکه توسل به چنین روشهایی می تواند در کوتاه مدت فهرست شما را بزرگتر کند، اما بدون شک این اشتباهات باعث افزایش نرخ پرش یا دفع کاربر (Bounce Rate) خواهد شد. به احتمال قریب به یقین ایمیل های شما توسط سرویس دهندگان ایمیل مسدود خواهند شد، شهرت فرستنده یا Sender Reputation شما به شدت نزول خواهد کرد و بازگشت قابل ملاحظه ای را از سرمایه ای که صرف کرده اید شاهد نخواهید بود. حتی چه بسا برند خود را تضعیف کنید و به کسب و کار خود صدمه بزنید.

یک فهرست عظیم اما بی کیفیت با فهرست کوتاه تری که به دقت و هوشیارانه ایجاد شده است و تعامل بسیار بیشتری را از جانب مشترکان بر می انگیزد قابل مقایسه نیست.

اما چگونه می توانید فهرست با کیفیتی بسازید که مخاطبان بیشتری را درگیر می کند؟ علاوه بر مواردی که در سایر مطالب بخش آموزش ایمیل مارکتینگ به شرح و بسط آنها پرداخته ایم به نکات زیر هم توجه کنید:

  • فقط به مشترکانی ایمیل ارسال کنید که خودشان برای دریافت ایمیل از جانب برند شما در فهرست ایمیل مارکتینگ تان ثبت نام کرده اند. حتی بهتر است از فرآیند ثبت نام دو مرحله ای استفاده کنید تا اطمینان پیدا کنید که مشترکان شما واقعاً، مشتاقانه و آگاهانه به دنبال دریافت ایمیل های شما هستند.
  • از همه کانال های ارتباطی خود استفاده کنید تا ثبت نام متناسب ترین مشترکین بالقوه در فهرست شما آسانتر شود. یک گزینه فعالسازی اشتراک چشمگیر و نمایان در وبسایت خود قرار بدهید. از دنبال کنندگان خود در رسانه های اجتماعی دعوت کنید تا در فهرست بازاریابی ایمیلی شما نیز عضو شوند. هنگامی که در سمینارهای مختلف یا رویدادهای رابطه ساز شرکت می کنید، در سخنرانی و گفتگوهای خود و همچنین از طریق تراکت ها و سایر اقلام توزیعی به ثبت نام در فهرست ایمیل مارکتینگ خود اشاره کنید.
  • دقیقاً برای مخاطب خود مشخص کنید که با ثبت نام در فهرست شما چه چیزی عایدش خواهد شد؛ به عنوان مثال، آیا به یک محتوا یا پیشنهاد خاص و انحصاری دست پیدا خواهد کرد، یا اینکه اولین کسی خواهد بود که امکان خرید جدیدترین محصولات برایش مهیا می شود، یا تخفیفات یا امکانات خاص دیگری را دریافت خواهد کرد.

  1. روش بخش بندی فهرست

حتی اگر هدف شما فقط رشد و پیشرفت است، اینکه چطور فهرست خود را بخش بندی می کنید تاثیر قابل توجهی روی میزان تعامل مخاطبان تان خواهد داشت. همیشه باید به این نکته توجه داشته باشید که موفقیت در ایمیل مارکتینگ مستلزم ارتباط با فرد مناسب با پیام مناسب و در زمان مناسب است.

اگر برای همه مشترکین فهرست خود محتوای یکسانی را ارسال کنید فرصت های ارزشمندی برای تقویت رابطه و تعامل به کمک شخصی سازی را از دست خواهید داد.

شخصی سازی در دنیای بازاریابی مشابه با تفاوت بین ورود به یک هتل با قدم گذاشتن در خانه خودتان است. کجا بیشتر احساس می کنید که راحت هستید و کنترل بیشتری دارید؟ بخش بندی ایمیل این امکان را به شما می دهد تا محتوا را به نحوی برای مخاطبان مختلف تنظیم و ارسال کنید که همگی احساس کنند که درک شان می کنید و برای ایشان ارزش قائل هستید.

بر طبق یک گزارش، ۷۷ درصد از بازگشت سرمایه ایمیل مارکتینگ در سال ۲۰۱۵ در نتیجه کمپین های بخش بندی شده، هدفمند و خودکار بوده است.

روش های متعددی برای بخش بندی فهرست مشترکان ایمیل مارکتینگ وجود دارد و انتخاب بهترین روش برای برند شما به مخاطبان تان وابسته است.

ما در اینجا به چند روش برای بخش بندی فهرست مشترکان ایمیل مارکتینگ اشاره می کنیم:

 

بر اساس مرحله خرید

مشتریان در مراحل مختلف خرید خود به دنبال اطلاعات متفاوتی هستند.

آیا یک فروشگاه خرده فروشی آنلاین دارید؟ در این صورت می توانید برای مشتریانی که اخیراً از فروشگاه شما خرید کرده اند پیشنهاداتی برای خرید محصولات مکمل محصول خریداری شده یا برای مشتریانی که مدتی است با شما تعاملی نداشته اند یک کد تخفیف ارسال کنید.

آیا برند شما B2B (فروش به کسب و کارهای دیگر) است و فرآیند فروش پیچیده تری دارید؟ مشترکان خود را بر اساس مرحله ای از خرید که در آن قرار دارند بخش بندی کنید و متناسب با گروهی که در آن قرار می گیرند برای آنها محتوای مناسب، پیشنهاد بهره برداری از دوره های آزمایشی استفاده از محصول یا خدمات و نکات جالب توجه برای استفاده از محصولات یا خدمات تان را ارسال کنید تا تعامل مشتریان بالقوه و بالفعل با برند شما حفظ و تقویت شود.

 

بر اساس ویژگی های جمعیت شناختی

اگر از لحاظ منطقی برای مخاطبان تان و آنچه که ارائه می کنید مناسب به نظر می رسد، با بخش بندی بر اساس سن، موقعیت جغرافیایی یا سطح تحصیلات می توانید زیرمجموعه های مختلفی از مخاطبان خود که به ابعاد مختلف کسب و کار شما علاقمند هستند را هدف قرار بدهید.

تصور کنید که مثلاً در قشم زندگی می کنید و یک برند برای شما ایمیلی با این عنوان ارسال می کند که «۱۰ نکته برای محافظت از خودرو در سرما» یا اینکه مجرد هستید و ایمیلی با عنوان «توصیه های نجات بخش برای والدین» را در اینباکس خود مشاهده می کنید. چنین ایمیل های بی ربطی ناخواسته محسوب می شوند و آزاردهنده هستند.

 

 

بر اساس حوزه فعالیت

بسیاری از برندهای B2B در بازاریابی خود برای محصولات یا خدمات شان گروه های مختلفی از کسب و کارها را هدف قرار می دهند. حتی اگر محصول یا خدمات مورد نظر یکسان باشد، احتمالاً شرکت های مختلف به روش های متفاوتی از آن استفاده می کنند.

بخش بندی بر اساس حوزه فعالیت به شما اجازه می دهد تا محتوای خود را به نحوی تنظیم کنید که در هر بار ارسال به جای آنکه فقط به مذاق درصدی از مخاطبان شما خوش بیاید برای همه آنها مناسب و متناسب باشد.

  1. کیفیت محتوای ایمیل

اگر از محتوای خوبی در ایمیل های خود استفاده نکنید بهترین فهرست ایمیل هم نمی تواند برای شما کاری را از پیش ببرد.

حتی درست در همان هنگامی که برای رشد فهرست خود تلاش می کنید نباید ضرورت درگیرسازی و حفظ مشترکان را از یاد ببرید. این فقط با ارسال محتوای ارزشمند به مخاطبان مناسب در زمان مناسب امکانپذیر است.

توجه به نکات زیر به شما کمک می کند تا محتوای باکیفیتی را برای ایمیل های خود تولید و ارائه کنید:

  • محتوای منحصر به فرد و خاص ارائه کنید. در این روز و روزگار، ارائه مشخصات تماس به معنی اعتماد است. با ارائه محتوای خاص و منحصر به فرد به مشترکان خود که در واقع به شما اعتماد کرده اند به آنها پاداش بدهید. این پاداش می تواند دسترسی به پیشنهادات خاص، مقاله های تحقیقی یا محصولات و ابزارهایی باشد که هنوز به تولید انبوه نرسیده اند.
  • به آمار میزان تعامل مشترکان خود توجه کنید. به آمار و ارقام موجود توجه کنید و ببینید که مشترکان شما با چه انواعی از محتوا بیشتر تعامل دارند و سپس محتوای بیشتری از همان نوع را در اختیار آنها قرار بدهید.
  • محتوای خود را تعاملی کنید. نظرسنجی، ویدیو، بازی و گیف می تواند توجه مخاطب را به شما جلب کند و راهی را برای تعامل با محتوا و برند شما باز کند.

 

ایجاد یک فهرست طولانی و بلندبالا یکی از بخش های مهم همه استراتژی های بازاریابی ایمیلی است، اما تنها چیزی نیست که اهمیت دارد. علاوه بر این، باید به سلامتی و کیفیت فهرست خود، روش بخش بندی آن و محتوایی که ارسال می کنید هم توجه داشته باشید.

 

نظر شما چیست؟ آیا شما هم به نکاتی که در این مطلب از بخش آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره کردیم توجه کرده اید؟ نتیجه این توجه چه بوده است؟

 

 

 

۵ روش برای پیش بینی فروش

پیش بینی فروش یا Sales Forecasting که در مطالب قبلی بخش آموزش فروش گویا آی تی به آن پرداختیم از چندین روش انجام پذیر است. ما در این مطلب به شرح پنج مورد از مهم ترین این روش ها خواهیم پرداخت.

 

  1. پیش بینی مرحله محور

این روش به مراحل مختلف فرآیند فروش هر معامله توجه می کند. هر چه به مراحل پایانی و به انتهای قیف فروش نزدیکتر باشیم شانس به سرانجام رسیدن معامله بیشتر می شود؛ به عنوان مثال، احتمال اینکه مشتریان بالقوه ای که به دنبال اطلاع مقدماتی از آنچه که ارائه می دهید هستند به مشتری بالفعل تبدیل شوند ۱۰ درصد است، اما همین رقم برای آنهایی که از شما یک نمونه یا دمو از محصول می خواهند به ۳۰ درصد و بیشتر می رسد.

در این روش پس از انتخاب یک بازه زمانی برای گزارش دهی (بسته به طول چرخه فروش و هدف تیم فروش؛ معمولاً ماهانه یا سالانه)کافی است که ارزش بالقوه هر معامله را در احتمال به سرانجام رسیدن آن ضرب کنید. به عنوان نمونه، اگر شانس به سرانجام رسیدن یک معامله ۱۰۰۰ تومانی ۴۰ درصد باشد، پیش بینی شما ۶۰۰ تومان خواهد بود.

پس از آنکه این کار را برای تک تک معاملات قیف فروش انجام دادید، همه را با هم جمع بزنید تا پیش بینی کلی فروش را به دست بیاورید.

اگرچه پیش بینی فروش از این طریق نسبتاً آسان است، اما نتایج حاصله در غالب موارد دقیق نیستند. این روش به عمر فرصت ها توجهی نمی کند. به عبارت دیگر، تا وقتی که زمان به سرانجام رسیدن معاملات یکسان باشد، بین معامله ای که سه ماه است که فروشنده شرکت شما درگیر به سرانجام رساندن آن بوده با یک معامله یک هفته ای تفاوتی قائل نمی شود.

علاوه بر این، ممکن است که این نوع از پیش بینی بیش از حد به اطلاعات موجود از سوابق وابستگی پیدا کند. این در حالی است که طبیعتاً اگر پیام، محصول، فرآیند فروش یا هر متغیر دیگری را تغییر بدهید وضعیت نسبت به گذشته تغییر خواهد کرد و اگر اطلاعات کافی نداشته باشید اساساً فقط باید حدس بزنید.

 

  1. پیش بینی با توجه به طول چرخه فروش

این روش پیش بینی از طول عمر تک تک فرصت ها برای پیش بینی زمان احتمالی به سرانجام رسیدن آنها استفاده می کند. به عنوان مثال، اگر میانگین طول چرخه فروش شما ۶ ماه باشد و فروشنده شما سه ماه است که روی یک فروش کار می کند، احتمالاً پیش بینی شما نشان می دهد که شانس به سرانجام رسیدن آن معامله ۵۵ درصد است.

از آنجایی که این روش منحصراً به اطلاعات عینی وابسته است و به بازخورد فروشنده توجهی ندارد، پیش بینی های شما سخاوتمندانه نخواهند بود. فرض کنید که یک فروشنده پیش از آنکه مشتری آمادگی کامل برای خرید پیدا کند یک قرار با وی می گذارد تا دموی محصول را به وی نشان بدهد. شاید فروشنده به شما بگوید که به مرحله خرید بسیار نزدیک شده است، اما بر اساس محاسبات این روش انجام این خرید بعید است، چرا که فقط چند هفته است که گفتگوی مشتری و فروشنده آغاز شده است.

ضمناً این روش می تواند چرخه های فروش مختلفی را در بر بگیرد. خرید یک مشتری راغب می تواند تقریباً شش ماه طول بکشد، اما این زمان در مورد مشتریان ارجاعی به یک ماه و در نمایشگاه های تجاری تقریباً به هشت ماه می رسد. برای هر نوع از مشتریان می توانید میانگین طول چرخه فروش را در نظر بگیرید.

به منظور کسب نتایج دقیق لازم است که چگونگی و زمان دقیق ورود مشتریان احتمالی به قیف فروش فروشندگان را به دقت زیر نظر بگیرید.

در این روش اگر CRM شما با نرم افزار بازاریابی تان یکپارچه نباشد و تعاملات را نیز به طور خودکار ضبط نکند، عوامل فروش شما باید وقت زیادی را برای واردکردن اطلاعات به صورت دستی صرف کنند.

 

  1. پیش بینی شهودی

برخی از مدیران فروش فقط از عامل فروش می خواهند که احتمال به سرانجام رسیدن فروش را تخمین بزند. مثلاً فروشنده چنین پاسخی می دهد: «مطمئنم که در عرض ۱۴ روز خرید انجام می شه و ارزش این معامله N تومنه.»

از یک طرف، این روش برای نظر افرادی اهمیت قائل می شود که از همه به مشتری نزدیکتر هستند؛ یعنی همان فروشندگان شما. از طرف دیگر، معمولاً فروشندگان بیش از حد خوش بین هستند و چه بسا آمار و ارقام بسیار سخاوتمندانه ای را ارائه کنند.

به علاوه، هیچ روش تعمیم پذیری برای تایید درستی ارزیابی آنها وجود ندارد. برای اینکه مدیر فروش بتواند مطمئن شود که خرید مشتری احتمالی واقعاً قریب الوقوع است باید بنشیند و به تماس ها گوش کند، ملاقات ها را زیر نظر بگیرد و تک تک گفتگوها را بررسی کند.

این روش در مراحل اولیه کار شرکت یا عرضه محصول سودمند واقع می شود، زیرا اطلاعات موجود صفر یا نزدیک به صفر است.

 

  1. پیش بینی تاریخی

یک روش سریع برای پیش بینی فروش در یک ماه، فصل یا سال این است که میزان فروش در همان دوره زمانی در گذشته را در نظر بگیرید و فرض کنید که نتایج شما با نتایج قبلی برابر یا از آنها بیشتر خواهد بود.

به عنوان مثال، اگر تیم فروش شما در آذرماه سال جاری در مجموع ۸۰ میلیون تومان فروش داشته، می توانید فرض کنید که فروش دی ماه شما هم ۸۰ میلیون تومان یا بیشتر خواهد بود.

برای اینکه این روش منطقی تر و متقن تر شود می توانید میزان رشد معمول و جاری در فروش خود را نیز به آن اضافه کنید. مثلاً اگر فرض کنیم که به طور مستمر در هر ماه بین ۶ تا ۸ درصد رشد را شاهد هستید، احتمالاً در دی ماه چیزی نزدیک به ۸۵ میلیون تومان فروش خواهید داشت.

این مدل هم چند ایراد دارد. اول اینکه فصلی بودن فروش برخی از محصولات و کسب و کارها را در نظر نمی گیرد. مثلاً اگر دی ماه برای فروش در حوزه فعالیت شما ماه خوب نباشد، چه بسا فقط ۳۰ میلیون تومان فروش داشته باشید. دوم اینکه این روش بر این پیش فرض استوار است که تقاضای بازار مستمر است. مورد سوم هم اینکه سوابق و تاریخچه باید به عنوان یک معیار مورد استفاده قرار بگیرد، نه بنیادی برای پیش بینی فروش.

 

  1. تحلیل چند متغیره

هوشمندانه ترین روش پیش بینی فروش برای پیش بینی های خود از تجزیه و تحلیل استفاده می کند و چند مورد از موارد بالا، مانند میانگین طول چرخه فروش، احتمال به سرانجام رسیدن فروش با توجه به نوع فرصت و همچنین عملکرد انفرادی فروشنده را نیز در تحلیل های خود ادغام می کند.

ما در اینجا به یک مثال ساده اشاره می کنیم: تصور کنید که دو فروشنده دارید که هر یک روی یک فروش مجزا کار می کنند. اولین فروشنده در روز شنبه برای تامین موجودی یک دپارتمان مربوطه جلسه دارد، در حالیکه فروشنده دوم به تازگی اولین جلسه را با تیم خرید شرکت مقابل برگزار کرده است.

با توجه به نرخ موفقیت اولین فروشنده برای این مرحله از فرآیند فروش و همچنین با در نظر گرفتن بزرگی تخمین زده شده برای این معامله و تعداد روزهای باقیمانده از سه ماهه جاری، شانس به سرانجام رسیدن این فروش ۴۰ درصد است. پیش بینی شما برای این فروش ۹۶ میلیون تومان خواهد بود.

فروشنده دوم در مراحل اولیه فروش قرار دارد، اما معامله کوچکتر است و نرخ به سرانجام رساندن فروش او بسیار بالا است. احتمال به سرانجام رسیدن این فروش هم ۴۰ درصد است و پیش بینی شما برای این فروش ۶۸ میلیون تومان خواهد بود.

با ترکیب این دو به پیش بینی فروش ۱۶۴ میلیونی برای سه ماه مورد نظر خواهید رسید.

این نوع از پیش بینی از سایر مدل ها دقیق تر است. با این حال، به تجزیه و تحلیل های پیشرفته ای نیاز دارد که اگر بودجه محدودی در اختیار داشته باشید انجام آنها امکانپذیر نیست. علاوه بر این به اطلاعات دقیق و روشنی نیاز دارید. لذا در صورتی که فروشندگان شما در ثبت و ضبط اطلاعات مربوط به پیشرفت فروش و فعالیت های مرتبط با آن ساعی و کوشا نباشد نتایج دقیقی را به دست نخواهید آورد.

 

نظر شما چیست؟ شما از چه روش یا روشهایی برای پیش بینی فروش خود استفاده می کنید؟

 

 

۲ نکته مهم برای طراحی مجدد قالب ایمیل

همینطور که برندها رشد می کنند، تکامل پیدا می کنند، با شرکت های مختلف ادغام می شوند و دستخوش تغییرات غیرقابل اجتناب دنیای کسب و کار می شوند، تصویری که از آنها منعکس می شود نیز به تناسب این تغییرات باید تغییر کند. حتی شناخته شده ترین و مشهورترین برندها (از جمله کوکا کولا، اَپل، ویندوز) از آغاز کار تا کنون هویت بصری خود را به دفعات تغییر داده اند. یکی از بخش های این هویت قالبی است که از آن در ایمیل هایی که برای مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ خود ارسال می کنید استفاده می کنید. چنانچه کسب و کار شما رو به رشد است، زمانی فرا خواهد رسید که این قالب را نیز باید تغییر بدهید. هنگامی که نوبت به این تغییر برسد، باید دو هدف اصلی داشته باشید:

  • به روز رسانی قالب با توجه به موقعیت جدید برند و حفظ توجه به بهترین روش ها
  • ساده سازی ظاهر و فضای کلی

  1. شناسایی و توجه به مولفه های اصلی برند

هنگامی که می خواهید روح تازه ای در جان برند خود بدمید، قبل از هر کاری باید مشخص کنید که کدام مولفه ها و ویژگی ها به برند شما شکل می دهند. به بیان دیگر، باید به پاسخ به این سوال توجه داشته باشید که اگر لوگوی برند را کنار بگذاریم، کدام مولفه های طراحی (مثلاً رنگ بندی، فونت ها، سبک و سیاق تصاویر، ترکیب ظاهری و مواردی از این قبیل) باقی می مانند که نشانه برند شما هستند. به عنوان نمونه، ممکن است که برای یک برند فونت ها و سبک تصاویر آن و ترکیب این دو پایه و ستون آن برند به حساب بیایند. در اینصورت لازم است که تا جایی که امکان دارد سبک و سیاق فونت ها و تصاویر حفظ شود.

 

  1. کمتر، بیشتر است

حال که فرصتی برای حلول یک روح تازه در برندتان فراهم شده، علاوه بر بازطراحی قالب باید طراحی کلی ایمیل های خود را نیز به روز و مدرن تر کنید. کافی است که نگاهی به اینباکس خودتان بیندازید تا متوجه یک رویکرد محبوب در طراحی ایمیل بشوید و این رویکرد چیزی جز «مینیمالیسم» نیست: متن کمتر، تصاویر بزرگتر، فضای خالی بیشتر و محتوای کمتر.

 

حرف آخر

بازطراحی قالب، چه به خاطر به روزرسانی برند باشد یا اینکه فقط به دلیل نیاز به بهبود و تازگی، در هر صورت اجتناب ناپذیر است. اگرچه ایمیل چالش های خاص خودش را دارد، اما با کمی خلاقیت در طراحی و کدنویسی قطعاً می توانید قالب هایی را طراحی کنید که برای برند شما مناسب هستند، با اصول ایمیل سازگاری دارند و فوق العاده به نظر می رسند.

عوامل موثر بر پیش بینی فروش

ما در مطلب قبل از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به توضیح و دلیل اهمیت مبحث Sales Forecasting یا پیش بینی فروش پرداختیم. در این مطلب با عوامل موثر بر این موضوع آشنا خواهید شد.

در ابتدا به مواردی که برای پیش بینی فروش به آنها نیاز خواهید داشت اشاره می کنیم.

 

موارد لازم برای پیش بینی فروش

برای اینکه پیش بینی دقیقی داشته باشید به مولفه های زیر نیاز خواهید داشت:

  • آستانه مورد انتظار با توجه به سوابق قبلی: به منظور ارزیابی عملکرد باید تعریف واضحی از «موفقیت» داشته باشید.
  • یک فرآیند مستند و ساختارمند برای فروش: اگر کارشناسان فروش شما به طور مستمر و منسجم از مراحل و روشهای مشابهی استفاده نکنند نمی توانید احتمال به سرانجام رسیدن فروش را پیش بینی کنید.
  • ارائه یک تعریف استاندارد برای فرصت، مشتری راغب، مشتری بالقوه و به سرانجام رسیدن فروش: همه باید بر سر اینکه مشتریان چه وقت و چگونه وارد قیف فروش شده و از آن خارج می شوند توافق داشته باشند.
  • یک CRM: کارشناسان فروش شما برای نظارت و ارزیابی فرصت ها به پایگاه داده ای نیاز دارند تا بتوانند پیش بینی های دقیق تری را در رابطه با به سرانجام رسیدن فروش در اختیار شما قرار بدهند.
  • نظارت، حساب کشی و مسئولیت پذیری: آیا اگر یک فروشنده نتواند پیش بینی ها را محقق کند پیگیر می شوید تا دلیل این وضعیت را پیدا کنید؟ اگر پاسخ شما منفی است، با این رفتار خود نشان می دهید که به واقعیت پیوستن پیش بینی ها برای شما هیچ ضرورتی ندارد.

 

حال که با مولفه های لازم برای پیش بینی فروش آشنا شدید به سراغ عواملی می رویم که بر پیش بینی فروش شما تاثیر می گذارند.

 

عوامل رایج موثر بر پیش بینی فروش

مواردی که در ادامه به ذکر و شرح آنها می پردازیم اصلی ترین مولفه هایی هستند که در پیش بینی های خود باید به آنها توجه داشته باشید.

 

عوامل درونی

 

استخدام ها و اخراج ها: هنگامی که فروشندگان شما شرکت تان را ترک می کنند –چه به خاطر استعفا یا اخراج- درآمدتان کاهش پیدا خواهد کرد، مگر آنکه لیستی از فروشندگان بالقوه مناسب را برای استخدام در اختیار داشته باشید. اگر در یک برهه زمانی جمعیت قابل توجهی از فروشندگان به شرکت شما اضافه می شوند پیش بینی فروش باید یک رشد چشمگیر در فروش را پیش بینی کند.

 

تغییر در سیاست های فروش: با هر تغییری که در برنامه های خود برای فروش ایجاد می کنید پیش بینی فروش تان را نیز باید تغییر بدهید. به عنوان مثال، اگر سیاستی را مبنی بر پرداخت کمیسیون در بازه های زمانی چهار ماهه تنظیم کنید احتمالاً درآمد شما کاهش خواهد یافت، زیرا فروشندگان شرکت فقط متناسب ترین مشتریان بالقوه را هدف قرار خواهند داد. در عین حال، پس از مدتی درآمدتان افزایش پیدا خواهد کرد، چرا که مشتریان کمتری را از دست می دهید. یا اینکه مثلاً اعلام می کنید که تخفیف دادن بعد از پانزدهم هر ماه ممنوع است. در اینصورت نرخ به سرانجام رسیدن فروش در دو هفته اول افزایش پیدا خواهد کرد و در ادامه ماه فروش کمتری را شاهد خواهید بود.

 

تغییر بخش یا حوزه فعالیت فروشندگان: آشنایی فروشندگان شرکت شما با بخش ها و حوزه های جدید زمانبر است، بنابراین حتی با این فرض که بخش جدید ساماندهی مناسبی دارد، افت فروش برای مدتی قابل پیش بینی است.

 

 

عوامل بیرونی

چالش های رقابتی: پر واضح است که هر کاری که رقیب شما انجام می دهد بر نرخ موفقیت شما تاثیر خواهد گذاشت. به عنوان مثال، اگر یک شرکت دیگر قیمت محصولات خود را پایین بیاورد، شما هم باید تخفیف بیشتری را در قیمت کالاهای خود منظور کنید، در غیر اینصورت بازار را از دست خواهید داد. از طرف دیگر، اگر مثلاً یک شرکت رقیب به دلایلی از بازار حذف شود تقاضا افزایش خواهد یافت و سود بیشتری عاید شما خواهد شد.

 

شرایط اقتصادی: هنگامی که اقتصاد قوی و پررونق باشد احتمال خرید مشتریان به طور کلی بیشتر می شود. از طرف دیگر، در شرایط اقتصادی نامناسب معمولاً چرخه فروش طولانی تر است و مشتریان در هر خرید خود بیشتر احتیاط به خرج می دهند.

 

تغییرات بازار: همیشه اطلاعات به روزی از وضعیت یا کسب و کار مشتری خود داشته باشید. به عنوان مثال، اگر به هتل ها خدمات می دهید رونق صنعت گردشگری به نفع شما است.

 

بازار محصولات مکمل: اگر تقاضا برای محصولی که به نحوی مکمل محصولی که شما می فروشید است افزایش پیدا کند احتمالاً شما هم فروش بیشتری را تجربه خواهید کرد. مثلاً فرض کنیم که شما فروشنده قند و شکر هستید. در این صورت، با افزایش فروش چای احتمالاً فروش شما نیز افزایش خواهد یافت.

 

تغییرات قانونی: وضع قوانین و دستورالعمل های جدید می تواند به کسب و کار شما کمک کند یا اینکه تیشه به ریشه آن بزند. به عنوان مثال، اگر فروشنده موبایل باشید و شرایط واردات دشوارتر شود، قیمت ها افزایش پیدا می کند و دست کم برای مدتی فروش کمتری را شاهد خواهید بود.

 

اِعمال تغییر در محصول: اگر یک ویژگی که مشتریان زیادی خواستار آن بودند را به محصول خود اضافه کرده اید، یک مدل قیمتگذاری جدید را ارائه کرده اید یا یک محصول مکمل را به محصولات خود اضافه کرده اید، در اینصورت می توانید انتظار افزایش حجم فروش، کوتاه تر شدن چرخه فروش و رشد کسب و کار خود را داشته باشید.

 

تغییرات فصلی: طبیعتاً فروش برخی از محصولات در برخی از فصول یا ایام خاص از سال بیشتر است. به عنوان مثال، اگر لوازم خانگی گرم کننده می فروشید طبیعی است که در فصول سرد سال فروش بیشتری را تجربه کنید.

 

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش به عوامل موثر بر پیش بینی فروش اشاره کردیم. به نظر شما کدام عوامل اهمیت بیشتری دارند؟

 

 

۷ مورد قابل توجه در برنامه ریزی برای کمپین های ایمیلی تبلیغاتی

چه اولین بارتان است که به سراغ برنامه ریزی برای استفاده از کمپین های ایمیلی تبلیغاتی یا ترویجی می روید، یا اینکه در دنیای ایمیل مارکتینگ مو سفید کرده اید، در هر صورت مولفه هایی وجود دارند که هر بار که به فکر طراحی یک کمپین ایمیل مارکتینگ جدید می افتید باید آنها را مد نظر قرار بدهید.

در واقع، کافی است که یکی از این مولفه ها و عوامل را نادیده بگیرید تا به احتمال قریب به یقین انبوهی از مشتریان بالقوه، تبدیل و درآمد را از دست بدهید. چنین بی توجهی هایی واقعاً جای تاسف دارد، چرا که ایمیل مارکتینگ (اگر به درستی انجام شود) از هر کانال بازاریابی دیگری بازگشت سرمایه بیشتری را عاید شما خواهد کرد. بنابراین، پیش از آنکه به سراغ کمپین تبلیغی بعدی خود بروید، مطمئن شوید که موارد مهمی که در این مطلب از بخش آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره می کنیم را به دقت مد نظر قرار داده اید.

 

  1. مخاطب شما کیست؟

تهیه و تنظیم کمپین های تبلیغاتی موثری که موجب درآمدزایی می شوند مستلزم شناسایی کامل مخاطب هدف است. این شناسایی باید چیزی فراتر از طراحی شخصیت مشتری یا پرسونا (Persona) با توجه به ویژگی های جمعیت شناختی او باشد. البته می توانید از همین جا شروع کنید، اما عواملی که واقعاً و در عمل بر موفقیت کمپین های ایمیل مارکتینگ تاثیر می گذارند آنچنان شسته و رفته نیستند.

برای پیدا کردن عوامل تاثیرگذارتر باید به سوالاتی از این قبیل پاسخ بدهید: مشتریان من در چه زمان هایی تمایل دارند که از طرف من ایمیل دریافت کنند؟ چه محتوا و سبک و سیاقی از پیام می تواند به مشتریان من انگیزه بدهد تا عمل مورد نظرم را انجام بدهند؟ چگونه می توانم فهرست مشترکان ایمیل مارکتینگ خود را چنان بخش بندی کنم که همیشه در زمان مناسب با مشتریان مناسب درباره موضوعات متناسب صحبت کنم؟

 

  1. پیشنهاد شما و آنچه که ارائه می دهید چیست؟

در واقع، چیزی که باید به مشتری ارائه کنید کوپن تخفیف ۲۰ درصدی یا قیمت های پایین تر نیست. اگر قرار است پیشنهاد شما مقبول بیفتد باید روی دستاورد و منافعی که مشتری کسب خواهد کرد تمرکز داشته باشد. در واقع، هنگامی که در ذهن مشتری پیشنهاد شما چیزی جز یک تخفیف ۲۰ درصدی به نظر نمی رسد، خود را با ریسک کم ارزش جلوه داده شدن محصولات یا برندتان روبرو می کنید.

البته هر برندی با کمی زیرکی می تواند از تخفیف ها به نحو موثری استفاده کند تا مشتری را به فروشگاه خود بکشاند، اما مشوق اصلی همیشه باید معنادارتر باشد.

مشتری چه امکانات، منافع یا دستاوردی را کسب می کند که پیش از این آن را در اختیار نداشته است؟ زندگی چگونه برای وی آسان تر یا لذت بخش تر خواهد شد؟ باید روی چیزی که عاید مشتری می شود تاکید کنید. به عبارت دیگر، سبک و سیاق پیام شما باید به شکلی باشد که نشان بدهد که مشکلاتی که مشتری در صدد رفع آنهاست یا منافعی که به دنبال آن است را شناسایی کرده اید و نشان بدهد که استفاده از محصولات یا خدمات شما چگونه می تواند در همان راستا به او کمک کند. یک فهرست بلند بالا از ویژگی های محصول نمی تواند کار زیادی را از پیش ببرد.

 

  1. از مشتری انتظار انجام چه کاری را دارید؟

اجازه بدهید که این سوال را به شکل دیگری مطرح کنیم: بعد از آنکه مشتری جذب محتوای ایمیل شما شد، به این امید هستید که تمایل به انجام چه کاری پیدا کند؟

هر ایمیلی که در قالب یک کمپین ایمیل مارکتینگ ارسال می کنید باید مشتری را به سمت انجام یک عمل واضح و روشن هدایت کند. تعیین دقیق آن عمل خاص در برنامه ریزی هایی که برای کمپین تبلیغی خود انجام می دهید اهمیت به سزایی دارد.

در متون فراخوان به عمل خود از الفاظ واضح و دقیق تری استفاده کنید. به عنوان مثال، «خرید سایر محصولات» از «مشاهده موارد بیشتر» پیام واضح تر و عمل گرایانه تری را مخابره می کند. علاوه بر این به این نکته هم توجه داشته باشید که درخواست خود را چگونه مطرح می کنید.

 

  1. آیا فرصت و امکان استفاده از آیتم های تعاملی در ایمیل وجود دارد؟

ایمیل هایی که مستقیماً در آنها امکان تعامل وجود دارد فوراً مشتری را با محتوا و برند شما درگیر می کنند.

محتوای تعاملی هم به مانند شخصی سازی و اتوماسیون روز به روز بیشتر پیشرفت می کند. امروزه برندها ایمیل هایی را تهیه و تنظیم می کنند که به مشتریان اجازه می دهد تا بدون خروج از صفحه ایمیل نسبت به خرید محصولات اقدام نموده و سبد خرید خود را پر کنند. حتی اضافه کردن یک آیتم تعاملی، مانند یک گیف متحرک می تواند نرخ تبدیل شما را افزایش بدهد. به منظور شناسایی آنچه که در مورد مخاطبان شما تاثیرگذارتر است از تست های A/B یا دوبخشی استفاده کنید.

  1. این کمپین چقدر با سایر فعالیت های بازاریابی شما هماهنگ است؟

این احتمال وجود دارد که تعدادی از مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ شما از روش ها و کانال های دیگری برای تعامل با شما استفاده کنند. چگونه می توانید از آن هم پوشانی ها برای به حداکثر رساندن تعامل و پر و پیمان تر کردن سفر مشتری بهره برداری کنید؟

در واقع، امروزه مردم از برندها انتظار دارند که در کانال های مختلفی به شکل فعال و منسجمی حضور داشته باشند. ایمیل مارکتینگ شما هم نباید و نمی تواند در خلأ انجام بگیرد. به این فکر کنید که چگونه می توانید کمپین بازاریابی ایمیلی خود را با رسانه های اجتماعی، وبسایت و حتی خرید حضوری (در صورت امکان) هماهنگ کنید.

 

  1. چه چیزهایی را می سنجید؟

برای اینکه بتوانید استراتژی ایمیل مارکتینگ خود را جرح و تعدیل و تقویت کنید باید روی کمپین تبلیغاتی خود نظارت داشته باشید. اول از همه باید تعریف دقیقی از موفقیت داشته باشید. آیا برای شما افزایش نرخ تبدیل (تبدیل مشتری بالقوه به بالفعل)، جذب مشتریان راغب بیشتر، درآمد بیشتر یا مواردی از این قبیل موفقیت به حساب می آید؟ سپس مشخص کنید که کدام شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) بهتر می توانند میزان موفقیت شما را نشان بدهند. پس از آن معیارهایی را تعیین کنید که با توجه به آنها می توانید موفقیت کمپین خود را ارزیابی کنید.

این کار به شما کمک می کند تا متوجه بشوید که چه چیزهایی در کمپین شما موثر بوده و چه چیزهایی تاثیری نداشته است تا بتوانید کمپین جاری را جرح و تعدیل کنید و در کمپین بعدی خود موثرتر ظاهر شوید.

 

  1. آیا مشتری در کانون توجه شما قرار دارد؟

این مورد هم به مورد شماره ۱ نزدیک است. از خودتان بپرسید: «آیا این کمپین به درد مشتریان من می خورد؟ آیا باعث می شود که به خواسته خود و با علاقه با برند من تعامل کنند؟» این آخرین چک آپ به شما کمک می کند تا اطمینان پیدا کنید که کمپین شما برای افرادی که از هر کسی برای شما اهمیت بیشتری دارند (مشتریان تان) متناسب و معنادار است. همین مورد از هر چیز دیگری در به ثمر نشستن زحمات و موفقیت کمپین ایمیل مارکتینگ شما اهمیت دارد.

 

چه اولین بارتان باشد و چه هزارمین بار، کسب موفقیت در هر کمپین ایمیل مارکتینگی به تفکر و برنامه ریزی دقیق و مناسب نیاز دارد. با توجه به نکاتی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی به آنها اشاره شد می توانید تلاش های خود را به ثمر بنشانید.

 

پیش بینی فروش یا Sales Forecasting چیست و چه اهمیتی دارد

Sales forecasting یا پیش بینی فروش نقش مهمی در موفقیت کسب و کار شما بر عهده دارد. بر طبق نتایج یک تحقیق، پیش بینی دقیق فروش احتمال افزایش درآمد سالانه شرکت را ۱۰ درصد و شانس تحقق نتایج مورد انتظار را ۷٫۳ درصد افزایش می دهد.

اما علیرغم منافع و مزایای پیش بینی فروش، بسیاری از مدیران فروش عمدتاً به این دلیل که درک درستی از مفهوم پیش بینی ندارند در تخمین پیش بینی هایی که نزدیک به واقعیت باشند به مشکل بر می خورند.

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به توضیح مفهوم Sales Forecasting و دلایل اهمیت آن می پردازیم و در مطالب بعدی به عوامل موثر بر پیش بینی فروش و روشهای مختلف پیش بینی فروش اشاره خواهیم کرد.

 

پیش بینی فروش یا Sales Forecasting چیست؟

پیش بینی فروش (همانطور که از نامش بر می آید) پیش بینی می کند که یک فروشنده، تیم فروش یا شرکت در یک دوره زمانی مشخص (هفتگی، ماهانه، سه ماهه یا سالانه) چقدر فروش خواهد داشت.

سرپرست بخش فروش از پیش بینی تک تک عاملان فروش خود برای تخمین مقدار فروشی که کل تیم فروش به سرانجام خواهد رساند استفاده می کند. رئیس بخش فروش با استفاده از پیش بینی تیم فروش می تواند کل فروش بخش را تخمین بزند. معاون فروش شرکت با استفاده از پیش بینی های بخش فروش کل فروش شرکت را پیش بینی می کند.

این گزارش ها معمولاً در اختیار مدیران عالی شرکت و همچنین اعضای تیم مدیریتی و/یا سرمایه گذاران قرار می گیرند.

 

چرا پیش بینی فروش اهمیت دارد؟

پیش بینی فروش به شما این امکان را می دهد که مشکلات احتمالی بالقوه را در هنگامی شناسایی کنید که هنوز برای جلوگیری یا تخفیف اثر آنها فرصت وجود دارد. به عنوان مثال، اگر مشاهده کردید که عملکرد تیم فروش شما ۳۵ درصد زیر حد مورد انتظار است می توانید بررسی کنید که ایراد کار از کجاست و در صدد تصحیح آن برآیید. مثلاً شاید یکی از رقبای شما یک کمپین تخفیفی بزرگ را به راه انداخته یا برنامه فروش شما با نقصان هایی روبرو است.

تشخیص فوری این مشکلات –به جای آنکه در پایان ماه یا فصل متوجه آنها بشوید- می تواند اثرات قابل توجهی را بر کسب و کار شما بگذارد.

علاوه بر این، از پیش بینی فروش در برخی از تصمیم گیری ها، از استخدام نیرو گرفته تا مدیریت منابع و هدفگذاری و بودجه بندی نیز استفاده می شود.

به عنوان مثال، فرض کنیم که پیش بینی فروش شما یک رشد ۲۶ درصدی در فرصت ها را پیش بینی می کند. طبیعتاً در چنین شرایطی برای اینکه بتوانید از پس تقاضاها برآیید باید استخدام را آغاز کنید. از طرف دیگر، چنانچه پیش بینی شود که فرصت ها کاهش خواهند یافت باید استخدام را متوقف کنید و کار خود را به صورت انقباضی به پیش ببرید. در این حالت باید بیشتر روی بازاریابی و آموزش مشتری یابی به عاملان فروش خود سرمایه گذاری کنید.

علاوه بر اینها، پیش بینی فروش یک مشوق قدرتمند نیز به شمار می رود.

به عنوان مثال، شما می توانید پیش بینی فروش سه ماهه خود را به صورت هفتگی به روز کنید و آن را در معرض دید قرار بدهید تا تیم فروش در جریان آستانه مورد انتظار قرار گرفته و انگیزه بیشتری برای تلاش پیدا کند. به علاوه، می توانید فروش هر روز فروشندگان خود را پیش بینی کنید و آن پیش بینی را در اختیار آنها قرار بدهید تا از میزان مورد نظر عقب نیفتند.

یکی از مهم ترین نکاتی که در رابطه با پیش بینی فروش باید به خاطر داشته باشید این است که برای اینکه این پیش بینی ها ارزشمند باشند لزوماً نباید کاملاً بی نقص باشند. پیش بینی های شما برای فروش اگر نگوییم همیشه، حداقل در اغلب موارد با نتایج نهایی اندکی تفاوت خواهند داشت. البته اگر نتیجه نهایی با پیش بینی های شما توجه قابل ملاحظه ای داشته باشد مشکل یا مشکلاتی وجود دارد که باید در صدد رفع آنها برآیید، اما اگر از اطلاعات و روش های درستی استفاده کرده باشید، پیش بینی فروش به شما کمک خواهد کرد تا برنامه ریزی های بهتری را انجام بدهید و رشد بیشتری را شاهد باشید.

 

نظر شما چیست؟ آیا شما هم از پیش بینی فروش یا Sales Forecasting استفاده کنید؟ مهم ترین مزیت پیش بینی فروش برای شما چیست؟ لطفاً ایده ها و نظرات خود درباره مطالب بخش آموزش فروش را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر کاربران گویا آی تی در میان بگذارید.