آیا مشکل اصلی از پیش بینی شما است یا تیم فروش تان؟

این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش نوشته جِیسون جوردَن است. آقای جوردن یکی از موسسان شرکتی است که در زمینه آموزش مدیریت و توسعه فروش فعالیت دارد. علاوه بر این، او یکی از نویسندگان کتابی تحت عنوان «رمزگشایی از مدیریت فروش» است.

پیش بینی فروش یا Sales Forecasting به یک موضوع داغ تبدیل شده است. در واقع، مبحث پیش بینی فروش با تاثیر خود بر تخصیص منابع، تعیین انتظارات و مواردی از این دست، نقش مهمی را در حفظ کارآمدی سازمان بازی می کند. من در طول دو سال گذشته با مدیران عالی رتبه زیادی گفتگو کرده ام و بیشتر آنها نگران توانایی تیم فروش شان برای ارائه پیش بینی های دقیق بوده اند. البته که دقت در پیش بینی فروش و ارائه پیش بینی های دقیق اهمیت به سزایی دارد. اما پس از بررسی مکالماتی که با مدیران مزبور داشتم به این نتیجه رسیدم که اغلب آنها در پیش بینی فروش مشکلی نداشتند، مشکل در توانایی فروش آنها بود. پیش بینی های آنها عجیب و نابهنجار نبود، بلکه دور از دسترس و غیرقابل تحقق بود.

 

شناسایی مشکل

همانطور که احتمالاً می دانید، پیش بینی فروش می تواند برای مدیران عالی رتبه فروش به یک کابوس تبدیل شود. آنها برای اینکه بتوانند کار خود را به نحو احسن انجام بدهند به پیش بینی های دقیقی نیاز دارند، اما پیش بینی دقیق به سختی امکانپذیر است. چنانچه پیش بینی های شما دقیق از آب در نمی آیند، باید مشخص کنید که آیا مسأله اصلی دقت پیش بینی است یا ضعف در فروش. اگر نتایج پیش بینی های شما غیرعادی و گاهی پایین و گاهی بالا است روش هایی برای حل این مشکل وجود دارد. اما اگر نتایج تیم فروش شما هیچ وقت با پیش بینی ها همخوانی ندارد، در اینصورت مشکل شما از جای دیگری آب می خورد و حل آن مستلزم برخی فعالیت های اساسی روی توانمندی فروشندگان و مدیران فروش تان است. البته هیچ کدام از این دو مشکل بر دیگری ارجحیت ندارد، اما در هر صورت اولین قدم برای حل مشکل شناسایی آن است.

هنگامی که من گلف بازی می کنم، گاهی توپ ۲۰ متر جلوتر و گاهی ۲۰ متر عقب تر می افتد، و در سایر موارد هم ۲۰ متر به چپ یا به راست. من هیچ وقت به هدف نمی زنم، چون گلف باز دقیقی نیستم. اگر توپ همیشه ۲۰ متر عقب تر بیفتد، در اینصورت مشکل از اینجا آب می خورد که قدرت یا تکنیک لازم برای ضربه زدن صحیح به توپ را ندارم. تجربه من نشان می دهد که مدیران فروش هم سناریوی مشابهی را در پیش بینی های خود تجربه می کنند. پیش بینی آنها دقیق نیست و به هدف نمی خورد، اما مشکل از پیش بینی نیست. مسأله اینجاست که تیم فروش آنها نمی تواند بازده مطلوبی را از خود ارائه کند؛ مشکل از عملکرد ضعیف در فروش است. اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار گرفته اید، برای رفع مشکل و تحقق پیش بینی های خود می توانید یکی از این دو گزینه را انتخاب کنید:

 

گزینه ۱: هدف را پایین تر بیاورید

من اخیراً با یکی از مدیران ارشد فروش صحبت می کردم که اینطور ادعا می کرد که «پیش بینی تیم فروش من وحشتناک است و همیشه ۹۰ درصد از نتایج پیش بینی محقق می شود.» اما به نظر من، پیش بینی تیم فروش او خارق العاده است. اگر هر بار که پیش بینی ها به دست مدیر مزبور می رسد، انتظارات خود را ۱۰ درصد کمتر کند، در اینصورت دقت پیش بینی تیم فروش وی به رقم شگفت انگیز ۱۰۰ درصد خواهد رسید و مشکل حل می شود.

در عین حال، این راهکار برای بسیاری از مدیران فروش یک راهکار قابل قبول به شمار نمی رود. معمولاً پیش بینی فروش آنها ترکیبی از انتظارات حوزه فعالیت و خواسته های افراد بالادستی است. در واقع، به ندرت مدیر فروشی را می توانیم پیدا کنیم که این اختیار را داشته باشد که بتواند هدف را پایین تر بیاورد تا با واقعیت تطابق پیدا کند. حقیقت این است که از مدیران فروش انتظار می رود که برای تحقق اهداف مورد نظر، واقعیت را زیر و رو کنند. در واقع، می توانید استدلال کنید و بگویید که اساساً دلیل وجود مدیران فروش همین است. بنابراین به سراغ گزینه ۲ می رویم.

 

گزینه ۲: توانایی فروش را افزایش دهید

اگر یکی از آن گلف بازهای خوش شانس نیستید که می تواند یک زمین کوچکتر پیدا کند، در اینصورت باید توانایی خود برای رسیدن به هدف را افزایش بدهید. اینجاست که به کار پر چالش تر افزایش توانمندی تیم فروش تان می رسیم. در اینجا می توانید قدرت، موارد مرتبط با فناوری یا تکنیک های تیم خود را تقویت کنید. این عناصر در ترکیب با یکدیگر به شما کمک خواهند کرد تا توپ را جلوتر بیندازید.

«قدرت» در تیم فروش، استعاره ای است از پیداکردن بهترین استعدادهایی که می توانید پیدا کنید. اگر بتوانید بهترین فروشندگان زمینه فعالیت خود را استخدام و حفظ کنید، یک شروع طوفانی خواهید داشت. با این حال باید توجه داشته باشید که این روش یک گزینه بلندمدت محسوب می شود، چرا که نمی توانید نیروی فروش خود را در عرض یک ماه، یک فصل یا حتی یک سال ارتقا دهید. تقویت تیم فروش یک فرآیند مستمر و مداوم است و در حقیقت، هیچ وقت پایان نمی پذیرد.

«تکنولوژی» یا فناوری به همه ابزارهایی اشاره دارد که در اختیار تیم فروش تان قرار می دهید تا کارآمدی و تاثیر فعالیت های آنها -که در نهایت به بازده بیشتری منجر خواهد شد- افزایش پیدا کند. چه CRM باشد، یا یک اَپ برای برنامه ریزی تماس ها یا یک ابزار مشتری یابی، در هر صورت فناوری های متعددی در دسترس شما قرار دارد که به کمک آنها می توانید عملکرد تیم فروش خود را بهتر کنید. آن فناوری ها را شناسایی کنید، آنها را اولویت بندی کنید و هر جا که منطقی تر است سرمایه گذاری کنید.

«تکنیک» به مجموعه مهارت های فروشندگان و (شاید مهم تر از آنها) مدیران فروش اشاره دارد. غالباً در اینجا امکان تقویت و بهبود نسبت به سایر موارد بیشتر است. از طریق سرمایه گذاری در آموزش و کوچینگ می توانید در بازه زمانی نسبتاً کوتاهی قابلیت ها و مهارت های فروش شرکت را تقویت کنید. به عنوان مثال، اگر یافتن و صلاحیت سنجی فرصت ها را به فروشندگان خود آموزش بدهید، خیلی زود قیف فروش سالم تر و بهتری خواهید داشت و معاملات بیشتری نصیب تان می شود. چنانچه مدیران فروش شما هم تحت کوچینگ قرار گرفته باشند تا بتوانند روند و رَویه های فروش را به درستی مدیریت کنند بهبودهای چشمگیری را شاهد خواهید بود.

اگر نیروی انسانی مناسبی را پیدا کنید، ابزارهای مناسبی را در اختیار آنها قرار بدهید و روی مهارت های آنها سرمایه گذاری کنید، در اینصورت بدون شک توپ شما جلوتر خواهد افتاد و پیش بینی های دقیق تری خواهید داشت.

 

۱۰ نکته برای یک کمپین ایمیل مارکتینگ موفق

در این مطلب از سری مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی به چند باید و نباید اشاره می کنیم که در هنگام استفاده از ایمیل برای پیشبرد و رشد کسب و کارتان باید به آنها توجه داشته باشید.

 

ایمیل مارکتینگ یک گونه حساس و ظریف از انواع بازاریابی است. از یک طرف، نباید اسپمر یا هرزنامه نگار باشید و از طرف دیگر، ایمیل یک ابزار بسیار کارآمد برای حفظ ارتباط با مشتریان بالقوه و بالفعل است.

در این میان، شاهد تبلیغات مختلفی در فضای اینترنت هستیم که در جهت ترویج استفاده از ابزارهای گوناگون تسهیل، تقویت و کارآمدتر کردن ایمیل مارکتینگ (از جمله، اتوماسیون) تلاش می کنند. البته شاید انتخاب یک گزینه مناسب آسان به نظر برسد، اما خودتان هم خوب می دانید که اینطور نیست.

آنچه در ادامه می آید نگاهی به مهم ترین نکاتی است که برای ایجاد و اداره یک کمپین ایمیل مارکتینگ موفق باید به آنها توجه داشته باشید.

 

  1. ابزار اتوماسیونی را انتخاب کنید که با اندازه و توان تیم بازاریابی شما تناسب داشته باشد

بسیاری از محصولات قدرتمندتر به خاطر پیچیدگی های خود به فردی نیاز دارند که مدیریت و نظارت بر آنها را بر عهده داشته باشد. اگر از پس هزینه استخدام چنین افرادی بر نمی آیید بهتر است که به سمت نرم افزارهای ساده تری بروید که مستلزم صرف هزینه های نگهداری و پیکربندی کمتری هستند.

 

  1. به جای Outlook از یک نرم افزار دیگر استفاده کنید

لازم و ضروری است که در ایمیل های خود یک دکمه لغو اشتراک داشته باشید تا فرصت لغو ثبت نام را به مشترکان خود بدهید. متاسفانه کد مربوطه از طریق Outlook عمل نمی کند و امکان نمایش دکمه لغو اشتراک به شکلی که مثلاً در جیمیل مهیاست وجود ندارد. البته در برخی از کشورها، مثل اتحادیه اروپا فقدان این دکمه بر خلاف قوانین نیز هست.

 

  1. برای امنیت اطلاعاتی که در دست دارید اهمیت ویژه ای قائل شوید

در سرویسی که استفاده می کنید از رمز عبور قوی و در صورت امکان ورود دو مرحله ای استفاده کنید، و هرگز هیچ اطلاعاتی را نفروشید.

 

  1. عصا قورت ندهید!

ایمیل های عصا قورت داده و خیلی جدی به سرعت برای مخاطب خسته کننده به نظر می رسند و تقریباً در غالب موارد چیزی به جز لغو اشتراک را عاید شما نخواهند کرد. بنابراین، خودتان باشید، متناسب با برند و کسب و کارتان از یک لحن نسبتاً یا تماماً محاوره ای استفاده کنید و حتی اگر منطقی به نظر می رسد شوخی و بامزگی را هم فراموش نکنید. این باعث می شود که شرکت شما انسان گونه تر و انسان محورتر به نظر برسد. به علاوه، کار برای خودتان هم جالب تر خواهد شد.

 

  1. همگام سازی (Sync) خودکار مخاطبان با CRM

بارگذاری و ثبت یا همگام سازی مخاطبان از ابزار مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) می تواند کار زمانبری باشد و حتی منجر به برخی اشتباهات شود، از جمله اینکه چه بسا به اشتباه کسی که اشتراک خود را لغو کرده را مجدداً اضافه کنید، یا اینکه ایمیل های تکراری بفرستید.

در عوض، در صورت امکان ابزاری را انتخاب کنید که افزونه یا سیستمی برای همگام سازی با برنامه ای که در سازمان خود از آن استفاده می کنید داشته باشد.

 

  1. از اتوماسیون ایمیل برای فروش جانبی (cross-sell) کالا و خدمات بهره برداری کنید

چنانچه یک مشتری بالقوه را با موفقیت به یک مشتری بالفعل تبدیل کرده اید، این توانایی را دارید که آیتم های دیگری از موجودی خود را نیز به فروش برسانید.

البته نباید مثل فروشنده هایی که به زور به دنبال قالب کردن محصول مورد نظر خودشان هستند به نظر برسید، اما چندین کمپین را در حال اجرا داشته باشید: کمپین هایی برای مشتریانی که در مراحل مختلف قیف فروش قرار دارند و کمپین هایی برای مشتریان بالفعل، تا محتوای شما همیشه تر و تازه و مرتبط به نظر برسد.

 

  1. از اتوماسیون برای چیزی فراتر از تبلیغ محصول استفاده کنید

از ایمیل فقط برای فروش و متقاعد کردن مخاطب استفاده نکنید. برای مخاطبان خود نظرسنجی یا گزارشات آماری و تحلیلی حوزه فعالیت آنها را ارسال کنید تا تعامل شما با آنها حفظ شود.

 

  1. تناسب زمانی را رعایت کنید

به عنوان مثال، اگر ایام ارائه اظهارنامه مالیاتی است به مخاطبان خود نشان بدهید که خدمات شما چه کمکی می تواند به آنها بکند. اگر به پایان سال نزدیک شده اید درباره خانه تکانی صحبت کنید. به علاوه، به مدتی که هر یک از مشترکان شما عضو فهرست ایمیل مارکتینگ تان بوده توجه داشته باشید و کمپین های متناسبی را تهیه و تنظیم کنید.

 

  1. فراخوان به عمل داشته باشید

در هر یک از ایمیل های خود باید مخاطب را به انجام کاری دعوت کنید که به آن فراخوان به عمل گفته می شود. یکی از راه های موثر این است که یک پست در وبلاگ خود بنویسید و دکمه «ادامه مطلب» را در ایمیل خود قرار بدهید و فراخوان به عمل اصلی را در پست وبلاگی بگنجانید.

هر چه بیشتر و بهتر بتوانید توجه مشتریان بالقوه را به خود جلب کنید، احتمال خرید و حفظ آنها بیشتر خواهد شد.

 

  1. به عوامل لغو اشتراک توجه داشته باشید

هر کاری که انجام می دهید و انجام آن سبب ساز لغو اشتراک مشترکان تان می شود را متوقف کنید. به خاطر داشته باشید که اگر مخاطبان شما کلیک می کنند، در مسیر موفقیت به پیش می روید. اما اگر کلیک نمی کنند و اشتراک خود را لغو می کنند در این مسیر قرار ندارید. در هر صورت، اگر به درستی از ایمیل مارکتینگ بهره برداری کنید می تواند به ابزار قدرتمندی برای تعامل با مشتریان و افزایش فروش تبدیل شود.

 

ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به ۱۰ نکته برای داشتن یک کمپین ایمیل مارکتینگ موفق اشاره کردیم. نظر شما چیست؟ چه نکات دیگری به نظر شما می رسد؟

 

یک استراتژی که می تواند فروش شما را به بیشتر از دو برابر افزایش بدهد

به طور کلی دو روش برای افزایش فروش وجود دارد: یا باید تناوب و دفعات فروش را افزایش بدهید و یا اینکه معاملات بزرگتری را به سرانجام برسانید. بیشتر فروشندگان روی تلاش برای به سرانجام رساندن معاملات بیشتر تمرکز می کنند، در حالیکه آن دسته از فروشندگانی که واقعاً موفق به شمار می روند آنهایی هستند که «بزرگان» حوزه فعالیت خود را هدف قرار می دهند.

البته این هم کار آسانی نیست. اگر به دنبال آن هستید که به مشتریان بالقوه ای دست پیدا کنید که در رأس هرم سازمان های بزرگ قرار دارند با تماس های بی هدف و ارسال گاه و بی گاه ایمیل به جایی نخواهید رسید. در عوض، باید یک استراتژی شکست ناپذیر را به مرحله عمل در بیاورید و یک کمپین مشتری یابی با برنامه و حساب شده را به راه بیندازید.

آیا تا به حال به دنبال ماهی های بزرگ دریای فعالیت خود رفته اید و در صدد تبدیل آنها از مشتری بالقوه به مشتری بالفعل برآمده اید؟ چه نتیجه ای گرفته اید؟

برنامه ریزی درست و منطقی برای یک کمپین بی نقص به شما کمک خواهد کرد تا فروش خود را به چیزی بیشتر از دو برابر افزایش بدهید و بر رقبا غلبه کنید. اما چگونه می توانید کمپین مزبور را اجرا کنید؟ در این راستا لازم است که به نکات مهمی که در ادامه این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش به آنها اشاره می کنیم توجه کنید و آنها را سرلوحه کار خود قرار بدهید:

 

  1. فهرستی از ۱۰ مشتری بالقوه ایده آل خود تهیه کنید

خوب است که کار خود را با تهیه فهرستی از شرکت های بزرگی آغاز کنید که می خواهید آنها را به مشتری بالفعل تبدیل کنید. البته این تنها برای شروع است و در ادامه باید دقیق تر پیش بروید. افرادی که در هر کدام از آن شرکت ها باید ملاقات کنید تا فروش به جایی برسد را دقیقاً مشخص کنید. وقت خود را برای مدیران میانی و دون پایه ای تلف نکنید که نقش خاصی در تصمیم گیری برای خرید نخواهند داشت. در عوض، به دنبال تماس با مدیران عامل، رؤسای هیآت مدیره و مدیران عالی رتبه ای باشید که قدرت و اختیار سرمایه گذاری روی پیشنهاد شما را دارند.

 

  1. برای تک تک تماس های خود برنامه ریزی داشته باشید

هنگامی که در پی جلب توجه مشتریان بالقوه به شدت ارزشمند هستید، استفاده از تماس سرد سود چندانی را نصیب شما نخواهد کرد. این افراد در هر روز و هر هفته صدها تماس دریافت می کنند. برای اینکه بتوانید در مقایسه با رقبای خود متمایز به نظر برسید لازم است که پیش از تماس یا ارسال ایمیل برای تک تک نقاط ارتباطی خود با مشتری هدف برنامه ریزی کرده باشید.

 

  1. متفاوت فکر کنید و خلاقیت به خرج بدهید

سپس بنشینید و به ۷ روش مختلفی فکر کنید که به کمک آنها می توانید با مخاطب ارتباط برقرار کنید و وی را تحت تاثیر قرار بدهید. در این مرحله روی تماس و ایمیل حساب نکنید. برای استفاده از برخی روش های منحصر به فرد برای ارائه چیزی که واقعاً ارزشمند باشد برنامه ریزی کنید تا بتوانید توجه مشتری بالقوه را به خود جلب کنید و در ذهن وی جایگاهی را برای خودتان دست و پا کنید.

  1. بسته های متناسب و شخصی سازی شده ارسال کنید

هنگامی که مشغول فکر کردن روی هفت موردی هستید که به کمک آنها می توانید با مشتری ارتباط برقرار کنید، به دنبال روش هایی برای ارسال یک یا چند آیتم ارزشمند باشید و تلاش کنید تا آیتم مورد نظر با مشتری هدف هر چه بیشتر متناسب باشد. به عنوان مثال، یک گزارش ویژه، نمونه محصول، مطالعات موردی، یادداشت های دست نویس و دعوت به رویدادهای خاص همگی در صورتی که متناسب با سلایق و نیازهای مشتری هدف باشند می توانند برای ارسال مناسب باشند. توجه داشته باشید که هر چه این آیتم ها دارای اطلاعات غنی تر و سودمندتری باشند جایگاه شما به عنوان یک کارشناس در زمینه ای که فعالیت می کنید مستحکم تر خواهد شد. هنگامی که یک فروش بزرگ را هدف گرفته اید، باید تا می توانید روی این بسته های شخصی سازی شده از نظر زمانی و مالی سرمایه گذاری کنید.

 

  1. همه چیز را از طریق پست ارسال کنید

این تبلیغ نیست و ما از شرکت پست برای اضافه کردن این مورد به این مطلب پولی نگرفته ایم! در واقع، موضوع این است که تقریباً همه مردم بسته ها و پاکت های پستی دریافتی را باز می کنند. حتی مدیران عامل شرکت های بزرگ هم نمی توانند در برابر کنجکاوی خود مقاومت کنند. این یک روش مناسب است که به شما کمک می کند تا اطمینان پیدا کنید که هدیه ای که با دقت هر چه تمام تر برای آن برنامه ریزی و آن را شخصی سازی کرده اید توسط مشتری هدف شما باز شده، دیده شده و به خواست خدا پسندیده می شود!

 

  1. حالا می توانید تماس بگیرید و ایمیل بفرستید

پس از آنکه بسته خود را ارسال کردید، با یک تماس تلفنی یا ایمیل پیگیری کنید. از آنجایی که مشتری بالقوه مورد نظر اسم شما را روی چیزی دیده است که برایش ارزش خاصی دارد، تمایل او برای اینکه بداند که واقعاً که هستید و چه در چنته دارید به میزان قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کرده است. این روش در مقایسه با تماس سرد می تواند به شکل راحت تر و موثرتری یک گفتگوی سازنده را آغاز کند.

 

  1. دست از تلاش برندارید و دلسرد نشوید

برخی از مشتریان بالقوه فوراً واکنش نشان می دهند و برخی دیگر هم زیاد عجله ای ندارند. کاری که شما باید انجام بدهید این است که بر طبق برنامه عمل کنید و روند کار خود را جرح و تعدیل و متناسب تر و سپس، تکرار کنید. اگر هیچ پاسخی دریافت نکردید، به سراغ یک فرد عالی رتبه دیگر در همان سازمان بروید و دوباره تلاش کنید. به سرانجام رساندن معاملات بزرگ به پشتکار و شکیبایی نیاز دارد، اما بدون شک دو برابر شدن فروش شما ارزش تحمل هر سختی و زحمتی را خواهد داشت.

 

 

ایمیل مارکتینگ از دیدگاه مشاور بازاریابی گوگل، دیزنی، کوکاکولا و IBM

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به شرح دیدگاه و رویکرد متفاوت و به شدت موثر یکی از مشاورین ارشد بازاریابی، آقای کریس بروگان نسبت به ایمیل مارکتینگ می پردازیم.

 

مولف چندین کتاب پرفروش نیویورک تایمز، سخنران و مشاور بازاریابی چندین برند مطرح، از جمله کوکا کولا، IBM، گوگل و دیزنی برای خود خبرنامه ای دارد که یک موفقیت افسانه ای پیدا کرده است.

اما جالب اینجاست که رویکرد آقای بروگان (Chris Brogan) نسبت به ایمیل مارکتینگ از آن دسته رویکردهایی نیست که متداول و مرسوم باشد، البته حجم فعالیتی هم که او در هر هفته انجام می دهد جای خود دارد. علاوه بر این، دیدگاه او نسبت به اندازه فهرست ایمیل مارکتینگ نیز با نظرات رایج مبنی بر اینکه هر چه بیشتر، بهتر متفاوت است.

در عین حال، آقای بروگان نویسنده ۹ کتاب پرفروش مجله نیویورک تایمز و یکی از محبوب ترین سخنرانان حوزه بازاریابی و رسانه های اجتماعی در جهان است و مشتریان وی در زمره مطرح ترین برندهای این کره خاکی به شمار می روند.

بنابراین، نمی توانیم بگوییم که احتمالاً از ایمیل مارکتینگ چیزی سر در نمی آورد.

 

یک رویکرد متفاوت نسبت به ایمیل مارکتینگ

در صفحه ثبت نام خبرنامه آقای بروگان این متن خودنمایی می کند: «چه حسی خواهید داشت اگر در کنار یک رفیق مورد اعتماد بنشینید و قهوه بنوشید؟ رفیقی که آنقدر اطلاعات دارد که می تواند به شما کمک کند تا قدم بعدی خود را بردارید و می تواند به شما کمک کند تا راه بهتری را برای رسیدن به موفقیت انتخاب کنید. این فضا خیلی به خبرنامه من شبیه است.

برخلاف همه خبرنامه های دیگر دنیا، برای اینکه با من صحبت کنید فقط کافی است که از دکمه reply استفاده کنید. من خودم به شما جواب می دهم، نه فلان تیم و بهمان گروه. شخص خودم، کریس بروگان. امتحان کنید. خیلی ها امتحان کرده اند. و بعله، من جواب می دهم.»

آقای بروگان در یکی از مصاحبه های خود اذعان می کند که هر یکشنبه به چیزی بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ ایمیل پاسخ می دهد.

«اگر یک دقیقه برای ۶۰۰ ایمیل وقت بگذارید، جواب دادن به این تعداد ایمیل به ۱۰ ساعت زمان نیاز خواهد داشت، و این کم نیست. احتمالاً با خودتان می گویید که خدایا! این حتی در مُخیّلات من هم نمی گنجد! اما حقیقت این است که من هر یکشنبه با انبوهی از ایمیل سر و کار دارم و در روزهای دیگر هم با تعداد کمتری.»

«با یکی دو پاسخ خوشایند که مستقیماً برای طرف مقابل می نویسید به سرعت می توانید یک گفتگوی دوجانبه را آغاز کنید و این احساس را در مشترکین خبرنامه خود ایجاد کنید که صدای شان به جایی می رسد و چیزی که می گویند واقعاً اهمیت دارد.»

با وجود همه ابزارها و تکنولوژی هایی که به کمک آنها می توانیم دامنه ارتباط خود را گسترده تر کنیم و پیام خود را به گوش ده ها هزار نفر برسانیم، روش منحصر به فرد آقای بروگان در تعامل با مخاطب باعث تمایز او از دیگران شده است.

 

کم + فعال > زیاد + غیرفعال

یکی دیگر از بخش های ایمیل مارکتینگ که آقای بروگان نسبت به آن دیدگاه متفاوتی دارد اندازه فهرست ایمیل مارکتینگ است.

«در حال حاضر، فهرست ایمیل مارکتیگ من ۳۲۰۰۰ نفر مشترک دارد. البته ارتباطات ما گسترده است، بنابراین می توانم یکی از آن فهرست های چاق و چلّه ای داشته باشم که مثلاً ۲۰۰۰۰۰ عضو دارند که البته در عمل، فقط ۳۰۰ نفر از آنها ایمیل خود را باز می کنند.»

دلیل این مشاور مطرح در حوزه بازاریابی این است که او تمایل دارد که در طرف مقابل وی مخاطبان فعال، راغب و پاسخگو حضور داشته باشند.

«نظر من این است که فهرست ایمیل مارکتینگ من تا حدی شخصی و تا حدی کاری است. هر چیزی که درباره خبرنامه ایمیلی من در نظر بگیرید با چیزی که توصیه می شود در تضاد است، یعنی بر خلاف کاری است که بقیه انجام می دهند. ایمیل های من HTML نیست؛ طراحی زیبایی ندارد؛ به هر گوشه و کناری لینک نمی دهم.

عجیب تر از همه این است که احساس می کنید که آن ایمیل را واقعاً یک انسان برای شما ارسال کرده است.»

تلاش آقای بروگان برای ساده سازی و انسانی کردن ایمیل مارکتینگ نه تنها باعث افزایش نرخ بازشدن و میزان تعامل ایمیل هایش شده، بلکه باعث می شود که مخاطبان وی با او آشنا شوند، به او علاقه پیدا کرده و اعتماد کنند.

«من در خبرنامه هایم یک کار عجیب دیگر هم انجام می دهم که هیچ کس هرگز طرف آن نمی رود. آدرس فرستنده خبرنامه های من چیزی مثل [email protected] نیست! بلکه همه ایمیل های من از طرف یک آدرس واقعی ارسال می شوند. شما می توانید دکمه پاسخ را فشار بدهید و یک «من» واقعی به شما جواب خواهد داد، نه فلان گروه مسئول.»

«مردم باور نمی کنند که ایمیل را خود من فرستاده باشم، پس امتحان می کنند. مثلاً می نویسند «سلام»؛ انگار که با یک روبات چت می کنند. البته من هم سر شوخی را باز می کنم. مثلاً می نویسم [متن بومی شده] “سلام فلانی، فقط چهار حرف؟ حتی نقطه هم نگذاشتی؟ نمی تونستی یک احوالپرسی خشک و خالی هم بکنی؟” و همینطور اذیت شان می کنم و همیشه پاسخ دریافت می کنم.»

 

ملاک برتری در ایمیل مارکتینگ

نماد موفقیت در ایمیل مارکتینگ برای آقای بروگان، نوآوری، ارزش و افزودن ابعاد انسانی است.

این رویکرد در دنیای دیجیتالی که همه چیز در آن مجازی و پر از پیام های بازاریابی بی ربطی است که اینباکس کاربران و صفحات آنها در رسانه های اجتماعی را پر کرده اند یک رویکرد انسان محور و تازه است.

این را از کریس بروگان یاد بگیرید: اگر می خواهید موفق تر باشید، در سبک و سیاق بازاریابی و تعامل خود با مخاطب هدف «انسان تر» باشید.

واقعاً به همین سادگی است و این همان کاری است که بروگان از بقیه بهتر انجام داده است.

چرا موفق ترین شرکت ها فرآیند رایج فروش را دنبال نمی کنند؟

این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش گویا آی تی در اصل به دست ماریو مَک کراکِن نوشته شده است و لزوماً بیانگر دیدگاه گویا آی تی در زمینه فروش نیست. آقای مک کراکن به عنوان یک مدیر درآمد (Revenue Leader) بر فروش، بازاریابی و موفقیت مشتری نظارت دارد.

 

به نظر من فرآیند چندمرحله ای فروش مُرده است و اساساً نباید متولد می شد. در شغل قبلی ام به من یاد داده بودند که باید دقیقاً بر طبق یک فرآیند مشخص عمل کرد. مدیران و همکاران من فقط به این خاطر یکدیگر را به استفاده از این چارچوب تشویق می کردند که کار همیشه به همین ترتیب به پیش می رفته است. طبیعتاً من هم به عنوان کسی که به کار تیمی علاقمند است سرپیچی نکردم.

در دوران فرآیند محور کار من در دنیای فروش، در بسیاری از موارد پس از اولین ملاقات یا ارتباط با مشتری دیگر خبری از او نمی شد. لابد مشکل از من بود، اما حقیقت این است که من دقیقاً بر طبق فهرست کارهایی که باید انجام می شد پیش می رفتم. اما بعد نشستم و چیزی که در عمل اتفاق می افتاد را بررسی کردم.

از آنجایی که قبلاً در زمینه دیگری فعالیت داشتم و نسبت به سایرین چشم انداز متفاوتی داشتم، برای شخص من واضح و مبرهن بود که مشتریانی که با آنها کار می کردم آنطور که باید و شاید واکنش نشان نمی دهند: منظورم از آن عکس العمل هایی است که در هنگامی که واقعاً به انسان کمک می شود از خود نشان می دهیم.

بنابراین طغیان کردم و همه چیز را زیر پا گذاشتم. کاری که انجام دادم این بود که خریداران و موقعیت شان را در نظر گرفتم و از آنها پرسیدم که برای تطبیق راهکار ما با نیازهای شان چه اتفاقی باید بیفتد.

اینجا بود که معجزه ای اتفاق افتاد: آنها جواب دادند. و درست همینجا بود که فروش عملاً آغاز شد.

 

هدایت فرآیند در دست آنهایی است که کنترل را در اختیار دارند

هنگامی که همه متغیرها تحت کنترل شماست، مثلاً در تولید، آشپزی یا ساخت و ساز، فرآیندها به خوبی به پیش می روند. اما هنگامی که دیگران برخی یا همه متغیرها را کنترل می کنند به روش های دیگری نیاز دارید.

همه موفقیت های فروش به هماهنگی روش فروش با روش خرید خریدار وابسته است. هر کاری که انجام می دهید باید با فرآیند خرید خریدار تناسب داشته باشد.

فرآیند خرید پیچیده است. هر یک از خریداران و سهامداران (در فروش B2B) دارای هدف و راهکارهای متفاوتی هستند. وظیفه شما به عنوان فروشنده این است که به تک تک آنها کمک کنید تا به آن اهداف و حتی فراتر از آنها دست پیدا کنند.

«سیستم» در فروش از «فرآیند» بهتر است

برخی از فروشندگان نسبت به دیگران بهتر می فروشند. اما این فرآیندها نیست که به آنها کمک می کند، بلکه سیستم است که آنها را به موفقیت بیشتری می رساند.

بله، بهترین فروشندگان برای خودشان سیستم دارند. سیستم انعطاف پذیر است، اما فرآیند به راحتی قابل تغییر نیست. اگرچه سبک و سیاق این سیستم همیشه ترتیب مشخصی ندارد، اما معمولاً در فروش هر کالا و خدماتی ایده ها و توانایی های مشخصی پشتوانه آن سیستم هستند. عامل فروش باید بتواند:

  • افراد مناسبی را انتخاب کند
  • مشکلات و اهداف را درک کند
  • ارزش و منفعتی که ارائه می دهد را توضیح داده و تمایز آن با رقبا را نشان بدهد
  • نقشه راه آینده را ترسیم کند
  • توافق کند

بسیاری از فروشندگان می توانند چند مورد از موارد بالا را اجرایی کنند. اگر شما بتوانید هر پنج مورد را انجام بدهید بر فروش تان پایانی متصور نخواهد بود.

 

تنها راه برای تغییر این است که بدانید که مشتری شما به چه چیزی اهمیت می دهد

از آنجایی که وقت طلاست، مشتری باید برای صرف زمان ارزشمند خود برای شما دلیل موجهی داشته باشد. این دلیل را شما باید به مشتری بدهید.

برای اینکه بتوانید دلیل خوب و جذابی به مشتری بدهید، باید بتوانید به این دو سوال پاسخ بدهید:

  1. مشتری شما برای چه چیزی اهمیت قائل است؟
  2. چرا به آن اهمیت می دهد؟

 

شما باید این توانایی را داشته باشید که «چرا» را برای مشتری مشخص کنید

نشستن و انتظار کشیدن باعث می شود که مشتریان بیشتر و بیشتری را از دست بدهید. دلیل اینکه شما شغلی به نام فروشندگی دارید کمک به دیگران در مسیر تغییر است. تغییر دشوار است. مشتری شما نه تنها باید نیاز و تمایل داشته باشد، بلکه کسی باید مسیر پیش رو را هم برای وی مشخص و روشن کند.

اصلی ترین ارزش کارشناسان فروش فراهم آوردن وضوح و ارتباط است. شما در حین اینکه زاویه دید مشتری را گسترش می دهید، حلقه های زنجیره را نیز به هم متصل می کنید. در واقع، شما با ارائه ابزارهای جدید، اطلاعات تازه و روش های جدیدی برای فکر کردن به مشتری کمک می کنید تا بهتر و بهتر شود.

 

بهترین فروشندگان به خریدار دلیلی می دهند تا برای نیاز یا تمایل خود اهمیت قائل شود

دلیل اصلی، یعنی همان «چرا» توسط ایجاد پیوند بین راهکار شما با هدف خریدار شکل می گیرد.

البته این کار مشکلی است. شما باید نسبت به خریدار خود شناخت داشته باشید؛ باید سوالات مناسبی را مطرح کنید؛ باید اطلاعات مختلفی را گردآوری کرده و در کنار هم بچینید، نقشه بکشید و به یک نتیجه منطقی برسید. سپس باید به دیگران کمک کنید تا دیدگاه مشترکی با شما پیدا کنند.

 

برای آنکه به بهترین فروشنده تبدیل و با خریدار هماهنگ شوید باید به کار خود عمق بیشتری ببخشید

یک فروشنده خوب فقط نمی فروشد، بلکه کاوش می کند. فروشنده های خوب کنجکاوتر از بقیه هستند.

بهترین فروشندگان دو رگه هستند: هم کنجکاو و هم آگاهند.

کنجکاوی آنها تحت تاثیر دغدغه ها و اهمیتی که برای خریدار قائلند قرار دارد.

اگر سه ویژگی زیر را ندارید، همین الآن با دنیای فروشندگی خداحافظی کنید (یا اینکه آنها را در خود ایجاد کنید):

  1. تمایل به درک و فهمیدن
  2. مهارت گوش کردن با هدف درک بیشتر
  3. توانایی پیوند دادن درک با راهکارهای مرتبط

هر چه درک خود را عمیق تر کنید اطلاعات بیشتری را کسب خواهید کرد. بیشتر کنکاش کنید و به کار خود عمق بیشتری ببخشید تا بتوانید بیشتر کمک کنید.

 

با تمرکز روی مشتری، فروش به یک بازی برد-برد تبدیل می شود

هنگامی که مشتری به اهداف خود دست پیدا می کند همه سود می کنند. بنابراین به این فکر کنید که مشتری به چه چیزی نیاز دارد.

توانایی شما برای ایجاد پیوند بین مشکل مشتری با یک راهکار ملموس دروازه های فروش را باز می کند. در واقع، توانایی استراتژیک یک فروشنده برای کسب اطمینان از اینکه راهکار ارائه شده مورد توافق قرار می گیرد و مسیر رسیدن به این نقطه مشخص است و دنبال می شود از آن دسته مهارت هایی است که فقط در بهترین فروشندگان پیدا می شود.

همه فروشنده ها با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند. هنگامی که از تمرکز روی خودتان، شرکت تان و یا محصول تان دست بر می دارید، مشکلات را به حداقل می رسانید.

۳ روش برای رویارویی با چالش های حالت عدم نمایش تصاویر در ایمیل

بازاریاب های فعال در زمینه ایمیل مارکتینگ به استفاده از تصاویر علاقه خاصی دارند؛ در واقع، چه راه بهتری برای روایت یک داستان، جلب توجه و درگیرسازی مخاطب به غیر از ارائه پیشنهاد با یک طراحی جذاب و جسورانه و یک تصویر با کیفیت وجود دارد؟ علی الخصوص این همه بهبود که در CSS و تصاویر متحرک گیف (GIF) صورت پذیرفته، تصاویر را به روش انعطاف پذیرتر و خلاقانه تری برای ترغیب مخاطب به کلیک تبدیل کرده است.

در عین حال، امروزه برخی از سرویس دهندگان ایمیل در حالت پیش فرض از نمایش تصاویر موجود در ایمیل ها جلوگیری می کنند. این مسأله وقتی بغرنج تر می شود که بسیاری از مشترکان به خود زحمت تغییر این تنظیمات پیش فرض را نمی دهند. اما این در عمل به چه معناست؟ این عملاً به این معنی است که هیچ یک از آن تصاویر و آیتم های گرافیکی فوق العاده ای که در ایمیل خود گنجانده اید به نمایش در نخواهند آمد.

استفاده از تصاویر در دنیای دستگاه های همراه و موبایل نیز معایبی دارد. بزرگترین مشکل در این حوزه این است که انعطاف پذیری تصاویر در این گونه دستگاه ها و صفحات نمایش کوچکتر آنها کمتر است.

برای بازاریاب ها لازم و ضروری است که بین ارزش استفاده از تصاویر و نیاز به انتقال پیام مورد نظر به مخاطبانی که آن تصاویر را مشاهده نخواهند کرد تعادل برقرار کنند. اهمیت توجه به این موازنه و سبک سنگین کردن مولفه های مختلف آن هنگامی روشن تر می شود که حجم انبوهی از رقابتی که بر سر جلب توجه خوانندگان و مشتریان بالقوه وجود دارد را در نظر می گیرید. احتمالاً شما هم با قانون «۳ ثانیه» که به وقت و فرصتی اشاره دارد که برای جلب توجه مخاطب خود در اختیار دارید آشنا هستید. با عنایت به تعداد ایمیل هایی که در هر روز و هر ساعت برای کاربران فضای مجازی ارسال می شود، طبیعتاً لزومی ندارد که شما هم جلوی پای خودتان سنگ بیندازید.

اما با توجه به این موانع بالقوه، چگونه می توانید تجربه ایمیلی بهتر و مثمر ثمرتری را برای مخاطب خود رقم بزنید؟ ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به سه روش برای نیل به این مقصود اشاره می کنیم.

 

از ایمیل های «تماماً» تصویر محور استفاده نکنید

از آنجایی که تصاویر این قدرت را دارند که یک داستان دیداری را روایت کنند و تاثیر قابل توجهی را بر نرخ کلیک از خود بر جای بگذارند، میزان دلبستگی بازاریاب ها به استفاده از آنها قابل توجه و چشمگیر است. این دلبستگی منجر به راه اندازی کمپین های ایمیل مارکتینگ بسیاری می شود که مستقیماً توسط فتوشاپ طراحی شده و سپس از طریق دریم ویوِر (Dreamweaver) یا یک ابزار مشابه در یک محیط کاربری مبتنی بر HTML قرار می گیرند. هنگامی که فتوشاپ به ابزار اصلی تولید ایمیل تبدیل می شود، در بسیاری از موارد ایمیل شما چیزی شبیه به این به نظر خواهد رسید:

آن تصویر خارق العاده یا پیام جذاب و وسوسه کننده ای که می خواستید انتقال بدهید چه شد؟ در شرایطی که هیچ متنی وجود ندارد که به خواننده نشان بدهد که موضوع از چه قرار است و هیچ فراخوان به عملی نیز دیده نمی شود که برای وی روشن کند که باید دست به چه اقدامی بزند، او چگونه می تواند با شما و ایمیل تان تعامل داشته باشد؟

همانطور که در مقدمه این مطلب نیز اشاره شد، استفاده از تصاویر برای طراحی ایمیل می تواند کاستی هایی را در هنگام مشاهده ایمیل در دستگاه های همراه و موبایل ایجاد کند. به عنوان نمونه، با توجه به اینکه اندازه تصاویر به تناسب با اندازه صفحه نمایشی که در آن به نمایش در می آیند تغییر می کند، و از آنجایی که صفحات نمایش اکثریت دستگاه های همراه نسبتاً کوچکتر است، هیچ بعید نیست که پیشنهاد و سایر متن های مهمی که در تصویر خود گنجانده اید چنان کوچک شوند که خواندن یا کلیک روی آنها برای مخاطب دشوار باشد.

تا اینجا باید برای شما روشن و واضح شده باشد که پیدا کردن راهی برای بهینه سازی ایمیل در حالتی که نمایش تصاویر آن غیرفعال شده است چقدر مهم و ضروری است.


سه تکنیک طراحی ایمیل برای مشاهده در موبایل و حالت عدم نمایش تصاویر

از آنجایی که عموماً بارگذاری ایمیل هایی که حاوی تصاویر زیادی هستند طول می کشد، و آن تصاویر برای مخاطبانی که تنظیمات پیش فرض برنامه ایمیل خوان شان در حالت عدم نمایش تصاویر قرار دارد اصلاً نمایش داده نمی شود، لازم است که راهی پیدا کنید تا علاوه بر حفظ انعطاف پذیری لازمه موبایل، بتوانید مخاطب خود را فوراً درگیر و وادار به تعامل کنید؛ به هر حال برای این کار چیزی بیشتر از سه ثانیه وقت ندارید! اینجا همان جایی است که طراحی تصویر-خاموش (image-off) به داد شما می رسد. استفاده از روش های زیر به شما کمک می کند تا حتی در هنگامی که تصاویر بارگذاری نمی شوند به مخاطب خود دلیلی برای نبستن ایمیل و تعامل با پیام بدهید و در عین حال، به کمک HTML و انعطاف پذیری های آن تجربه موبایلی مناسبی را برای وی فراهم کنید:

 

۱٫ دکمه های ضد گلوله!

ایجاد دکمه ها فقط به کمک HTML و CSS باعث می شود که دکمه مورد نظر حتی در حالتی که گزینه نمایش تصاویر غیرفعال است نیز به نمایش در بیاید. علاوه بر این، اندازه این دکمه ها با ابعاد صفحه ای که در آن به نمایش در می آیند نیز هماهنگ می شود. یکی از مزایایی که این روش نسبت به روش استفاده از فتوشاپ دارد این است که فقط با ویرایش کد HTML دکمه مورد نظر می توانید محتوا و سبک و سیاق دکمه خود را تغییر بدهید. فراخوان به عمل « Check us out» در تصویر زیر یک دکمه شکست ناپذیر یا ضد گلوله است.

 

۲٫ تعیین ابعاد تصاویر

استفاده از تصاویر روش خوبی برای جلب توجه خواننده است. اما در حالت عدم نمایش تصاویر، باید ابعاد و جایگاه آنها مشخص باشد. قالب هایی که کدنویسی مرتب و درستی دارند دقیقاً جایی که تصویر در آن قرار می گیرد را تعریف و چارچوب آن را به صورت بصری ترسیم می کنند. به جایگاه تصاویر زیر (تصویر سمت چپ) و نحوه نمایش آنها توجه کنید.

 

۳٫ رنگ پس زمینه

از آنجایی که در اغلب قالبهای ایمیل از رنگ های پس زمینه روشن استفاده می شود، تشخیص جایگاه تصویر می تواند کار دشواری باشد. استفاده از رنگ های پس زمینه تیره تر در اطراف جایگاه تصویر باعث تاکید بر اهمیت آن خواهد شد.

 


عملکرد طراحی تصویر-خاموش

در تستی که توسط یکی از شرکت های مطرح در حوزه ایمیل مارکتینگ اجرا شد (Yes Lifecycle Marketing) مقایسه ای بین یک ایمیل تماماً تصویر محور با ایمیلی که با توجه به معیارهای طراحی تصویر-خاموش طراحی شده بود انجام گرفت. در این بررسی در یک بازه زمانی هفت روزه هفت کمپین ایمیل مارکتینگ به مرحله اجرا درآمد و نرخ کلیک آنها اندازه گیری شد.

نتایجی که به دست آمد حاکی از تفاوت قابل توجهی در عملکرد این دو نوع ایمیل بود. در مجموع، ایمیل هایی که با توجه به اصول طراحی تصویر-خاموش تنظیم شده بودند نتایج زیر را به دست دادند:

  • در مجموع ۱۰٫۶۹ درصد کلیک بیشتر
  • ۴۸ درصد کلیک منحصر به فرد بیشتر
  • ۶ درصد نرخ کلیک بالاتر
  • ۴ درصد نرخ کلیک به بازشدن (CTO) بالاتر

 

حرف آخر

نتایجی که در بالا به آنها اشاره شد گویای همه چیز است. در شرایطی که فضای اینباکس مخاطبان هدف شما روز به روز رقابتی تر می شود، لازم است که از اصول کدنویسی HTML به نفع خود بهره برداری کنید. از آنجایی که هر مخاطب و جامعه مخاطبان و مشترکین با دیگری متفاوت است، از سه روشی که در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره شد بهره برداری و عملکرد آنها را برای مخاطبان خاص خود تست کنید تا موفقیت بیش از پیشی را شاهد باشید.

معادله ای که مدیریت روابط شما با مشتری را متحول می کند

معادله مورد علاقه شما چیست؟ آیا به قضیه فیثاغورث علاقه دارید؟ شاید هم E=mc²؟ یا مثلاً قضیه‌ی چندوجهی اوُیلِر؟

البته شاید هم کلاً زیاد از معادله و ریاضی و حساب و کتاب خوشتان نمی آید. در هر صورت، معادلات مختلف (و عملکرد آنها) مثل بینی شما هستند: همیشه در برابر چشمان تان قرار دارند، اما به ندرت متوجه آنها می شوید. حتی برای آنهایی که یک سره درگیر محاسبات و تنظیم و پیکربندی فایل های اکسل هستند هم معادلات را می توان به بینی تشبیه کرد: آنها هم همیشه از معادلات مختلف استفاده می کنند، اما کم کم این کاربرد وارد فاز ناخودآگاه می شود. در هر صورت، معادلاتی بر زندگی ما تاثیر گذاشته و می گذارند که در غالب موارد حتی با وجود استفاده از آن معادلات به آنها توجه نمی کنیم.

معادله های بزرگی وجود دارند که دیدگاه ما نسبت به جهان را به کلی تغییر می دهند. به عنوان مثال، معادلات انیشتین برای نسبیت طرز فکر ما درباره زمان و فضا را به کلی دگرگون کرده است. قضیه اساسی حساب دیفرانسیل و انتگرال هم دروازه های دنیای تازه ای را در برابر پتانسیل های موجود در ریاضیات گشوده است.

اما ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش به معادله ای اشاره می کنیم که طبیعتاً بر «فروش» شما تاثیر می گذارد. این معادله چیزی نیست که بخواهید از آن برای حساب و کتاب و ایجاد یک فایل اکسل استفاده کنید، اما می تواند در روش سازماندهی کسب و کار، جمع آوری و تجزیه و تحلیل بازخوردها و مدیریت روابط شما با مشتری (از جذب مشتری تا خرید مجدد) تحولات قابل ملاحظه ای را ایجاد کند.

 

یک معادله تحول آفرین در فروش

این معادله علیرغم تاثیر چشمگیر خود بسیار ساده است:

CS=CX+CO

به عبارت دیگر: موفقیت مشتری (CS) برابر است با تجربه مشتری (CX) به علاوه نتایج مشتری (CO).

 

CS=CX+CO می تواند به دو روش باعث ایجاد تحول در چشم انداز شرکت و کسب و کار شما شود:

 

  1. بهینه سازی ساختار سازمانی شما

احتمالاً هنگامی که به موفقیت مشتری فکر می کنید، به فکر ایجاد یک منصب جدید در شرکت می افتید. هر شرکتی می تواند برای خود مدیران موفقیت مشتری، یک معاون موفقیت مشتری یا حتی یک مدیر کل امور مشتریان داشته باشد. عملکرد چنین مناصبی در عمل همانند مدیریت مشتری (Account Management) است، اما روی گردآوری و اهمیت اطلاعات و هدفی که کسب اطمینان از دستیابی مشتری به مقصود خود با استفاده از محصول شماست تاکید خاصی دارد. با عنایت به این معادله، به جای آنکه مشتری پس از اولین خرید به سراغ سایر رقبای شما برود، دوره استفاده از خدمات تان را تمدید می کند یا مجدداً از شما خرید خواهد کرد.

ما در معادله CS=CX+CO اصلاً درباره یک نقش خاص صحبت نمی کنیم. شرکت شما می تواند مدیر امور مشتریان داشته باشد یا نداشته باشد (البته که در صورت نداشتن چنین منصبی باید یک منصب معادل آن را داشته باشید). چیزی که شرکت شما حتماً و ضرورتاً باید داشته باشد یک تعهد سازمانی نسبت به نتایج و تجارب مشتری است.

 

چه فضایی باید ایجاد شود؟

در راستای کاربرد عملیاتی این معادله در فروش چه باید کرد؟

  • تیم فروش و مدیران خدمات مشتری با یکدیگر همکاری و همفکری می کنند تا به تعریف مشترکی از اهداف مشتری برای محصول و استلزامات مورد نیاز برای دستیابی به آنها در قبل، حین و بعد از فروش برسند. (CO)
  • تیم پشتیبانی در تک تک تعاملاتی که انجام می گیرد در مورد شاخص های رضایت مشتری (CSAT) نظرسنجی می کند و نتایج را به همه طرف های مسئول ارائه می کند تا اطمینان حاصل شود که همه اتفاقات و مراحلی که در طی خرید و قبل و پس از آن سپری می شوند مسبب ایجاد یک تجربه مثبت برای مشتری هستند. (CX)
  • تیم تولید به تجزیه و تحلیل و هضم بازخوردهای دریافتی از مشتریان می پردازد تا نقشه راهی را برای کمک به مشتریان در جهت تحقق اهداف شان تنظیم کند. (CO)
  • بازاریاب ها از مشتریان در برابر دریافت ارتباطات و تعاملاتی که نسبت به آنها تمایلی ندارند محافظت می کنند. (CX)
  • داستان های موفقیت دریافت و ارزیابی شده و سپس از آنها در جهت ترغیب سایر مشتریان بالقوه و پشتیبانی از مشتریان بالفعل بهره برداری می شود. (CO)

و این روند ادامه پیدا می کند.

 

اما چگونه می توانید واحدهای مختلف کسب و کار خود را متحد کنید تا درک مشترکی از موفقیت مشتری (هم در نتایج و هم در تجربه) ایجاد شود؟ سه روش اصلی برای نیل به این مقصود وجود دارد:

  1. مراحل بعد از فروش را تحت یک واحد مدیریتی یکپارچه کنید. مدیریت ارتباط با مشتری، مدیریت رضایت مشتری، تجربه مشتری، پشتیبانی، خدمات، تجدید دوره و مواردی از این قبیل همگی تحت لوای یک مدیر اجرایی قرار می گیرند.
  2. موفقیت مشتری را به سطح مدیریت عالی شرکت ارتقا بدهید. امروزه شرکت های بیشتر و بیشتری به این درک رسیده اند که برای پیاده کردن مستلزمات موفقیت مشتری در سراسر شرکت و به حداکثر رساندن ارزشمندترین سرمایه شان (یعنی جامعه مشتریان) وجود یک مدیر عالی سازمانی ضروری است.
  3. بر اساس شاخص های مشتری محور به کارکنان خود پاداش و مشوق بدهید. اساساً بخشی از دریافتی فروشندگان باید بر اساس میزان حفظ مشتری انجام بگیرد. به شاخص های رضایت مشتری توجه کنید. اطمینان پیدا کنید که همه تیم ها از نقش خود در موفقیت مشتری آگاهی کاملی دارند.

 

  1. رشد درآمد

حال که از شاخص ها سخن گفتیم، باید به این نکته نیز اشاره کنیم که فقط به این خاطر که در معادله ما خبری از اعداد و ارقام نیست دلیل نمی شود که عدد و رقم در آن جایگاه و اهمیتی نداشته باشد. در واقع، نمی توانیم در صدد اجرای این معادله باشیم و چرایی پیاده سازی آن را نادیده بگیریم. اینجاست که به فرمول دیگری می رسیم:

حفظ بیشتر = رشد سریع تر.

کسب و کارهایی که شاهد رشد بیشتری هستند حفظ درآمد خالص (NRR) بالاتری دارند. چشمگیرترین عامل در حفظ درآمد خالص، حفظ درآمد ناخالص است و سرانجام، بهترین اهرم برای حفظ درآمد ناخالص توجه به موفقیت مشتری است.

در نتیجه می توانیم فرمول اصلی مان را اینطور بازنویسی کنیم:

رشد سریع تر = CX+CO

 

حل معادله

پیاده سازی CS=CX+CO برای هر سازمانی نسبت به سازمان دیگر به رویکردهای متفاوتی نیاز خواهد داشت. اما ما در اینجا به دو گام عمده اشاره می کنیم که برای تاثیر بر منحنی رشد خود در اقتصاد امروزی باید در سازمان خود بردارید:

  1. تیم های خاصی را مامور کنید تا به منظور مدیریت نتایج مشتری و تجربه مشتری به شکل همگام با فروش، پشتیبانی، خدمات، تولید و بازاریابی در مراحل پس از فروش به یک مدیر اختصاصی در سطح عالی گزارش بدهند.
  2. همه شاخص های مرتبط با CX و CO را در بخش خاصی از CRM خود زیر نظر بگیرید (شاخص های رضایت مشتری، وفاداری مشتری، تیکت های پشتیبانی، سلامت مشتری و مواردی از این قبیل).

 

حرف آخر

ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش گویا آی تی به فرمولی اشاره کردیم که با پیاده سازی آن می توانید به موفقیت های قابل توجهی در عرصه مدیریت و نگهداری مشتریان خود دست پیدا کنید. فرمول CS=CX+CO این پتانسیل را دارد که با ایجاد انسجام در ساختار سازمانی کسب و کار شما و افزایش درآمد ناشی از حفظ و ابقای مشتریان منافع عظیمی را در بلندمدت برای شما به ارمغان بیاورد.

 

چگونه از نمایش دکمه دانلود تصویر در جیمیل جلوگیری کنیم؟

یکی از موارد آزاردهنده در محیط وب میل جیمیل این است که با قرار گرفتن نشانگر روی تصاویر فاقد لینک یک آیکن دانلود تصویر بر روی آنها نمایش داده می شود. این ویژگی هنگامی ناخوشایندتر می شود که تصویر مورد نظر بخشی از ایمیلی باشد که آن را در قالب کمپین ایمیل مارکتینگ خود برای مشترکین فهرست بازاریابی تان ارسال می کنید. طبیعتاً ظاهر شدن این آیکن دست کم باعث اختلال در انسجام طراحی ایمیل شما خواهد شد و از سبک و سیاق حرفه ای آن خواهد کاست. البته به لطف پشتیبانی جیمیل از استایل های ضمیمه شده می توانید به کمک CSS مانع نمایش آیکن مورد اشاره شوید. با ما در ادامه این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ همراه شوید تا به شرح چند روش برای جلوگیری از نمایش این آیکن مذموم بپردازیم.

 

آیکن دانلود تصویر در جیمیل

 

اگر یک تصویر بدون لینک در ایمیل خود داشته باشید و اندازه آن تصویر از میزان مشخصی بیشتر باشد، هنگامی که نشانگر را روی تصویر قرار می دهید یک آیکن دانلود در رابط کاربری جیمیل ظاهر می شود. در تست های ما این حالت وقتی پیش آمد که عرض تصویر حداقل ۳۰۰ پیکسل و طول آن ۱۵۰ پیکسل بود. کلیک کردن روی آیکن دانلود هم طبیعتاً باعث می شود که مرورگر شما آن تصویر را دانلود کند.

علاوه بر این، اگر ابعاد تصویر را کوچکتر کنید هم آیکن دانلود نشان داده خواهد شد. به عنوان مثال، اگرچه این آیکن برای تصاویری با عرض ۲۰۰ پیکسل و طول ۱۰۰ پیکسل نمایش داده نمی شود، اما اگر تصویر شما ۳۰۰ پیکسل عرض داشته باشد و ابعاد آن را به ۲۰۰ پیکسل تقلیل بدهید باز هم ظاهر خواهد شد.

نکته دیگر این است که با قرار گرفتن نشانگر روی تصویر، نشانه آن به علامت دست تغییر می کند. اگر به جای آیکن روی خود تصویر کلیک کنید، تصویر با یک پس زمینه خاکستری رنگ در محیط جیمیل باز می شود.

 

روش های پنهان کردن آیکن دانلود

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به سه روش برای مخفی کردن آیکن دانلود اشاره می کنیم:

 

  1. اضافه کردن لینک به تصویر

ساده ترین روش برای جلوگیری از نمایش آیکن دانلود در محیط جیمیل این است که به آن یک لینک اضافه کنید. شما می توانید یک فراخوان به عمل را به آن لینک کنید یا اینکه یک لینک خالی با # برای تصویر خود در نظر بگیرید.

<a href=”#”><img src=”http://imageserver.com/image.jpg”></a>

 

  1. استفاده از یک Sibling Selector (انتخابگر هم نوع)

از آنجایی که آیکن دانلود در یک div قرار دارد که جیمیل آن را بعد از تصویر قرار می دهد، این امکان وجود دارد که با یک انتخابگر هم نوع آن را پنهان کنید.

img + div { display:none; }

دامنه عمل این انتخابگر بسیار گسترده است و همه div هایی که در اطراف تصویر مورد نظر هستند و از جمله مواردی که خودتان به کد ایمیل اضافه کرده اید را حذف می کند.

خوشبختانه از آنجایی که جیمیل در یکی از به روز رسانی های اخیر خود پشتیبانی از class name ها را آغاز کرده است امکان کنترل بیشتری روی این مورد وجود دارد.

به عنوان مثال می توانید یک کلاس مانند g-img را به تصویر فاقد لینک خود اضافه کنید و سپس یک CSS مانند کد زیر را در <head> ایمیل قرار بدهید (جیمیل فقط از تگ های <style> در هدر ایمیل پشتیبانی می کند).

img.g-img + div {display:none;}

البته توجه داشته باشید که اگر در اطراف تصویر خود یک div داشته باشید، این کار می تواند باعث شود که آن div در برنامه های ایمیل خوان دیگر، مانند یاهو میل یا iOS مخفی شود. برای اطمینان، می توانید بعد از تصویر فاقد لینک خود یک div را به عنوان placeholder قرار بدهید:

<img class=”g-img” src=”http://imageserver.com/image.jpg”>

<div></div>

 

  1. تنظیم تصویر به عنوان پس زمینه

اگرچه جیمیل آیکن دانلود مسأله ساز خود را به تصاویر پس زمینه اضافه نمی کند، اما برخی از برنامه های مدیریت ایمیل از تصاویر پس زمینه در ایمیل پشتیبانی نمی کنند. از جمله آنها می توانیم به برخی از نسخه های جیمیل در اندروید و همچنین مایکروسافت Outlook اشاره کنیم (در این رابطه باید به VML متوسل شوید).

 

انتخاب بهترین گزینه

استفاده از یک لینک خالی برای تصویر می تواند یک گزینه ساده و سرراست باشد، اما هنگامی که مخاطب شما روی تصویر کلیک می کند و هیچ اتفاقی نمی افتد، هیچ بعید نیست که تصور کند که ایمیل شما ایراد دارد. بنابراین، اگر می خواهید که از این گزینه استفاده کنید روی تصویر خود یک لینک واقعی قرار بدهید.

به کمک روش انتخابگر هم نوع هم می توانید آیکن دانلود را پنهان کنید، اما هنگامی که کاربر نشانگر را روی تصویر می برد باز هم جیمیل آن را به علامت دست تبدیل می کند. از آنجایی که جیمیل استایل های CSS مرتبط با cursor یا نشانگر را حذف می کند، امکان تغییر نشانگر وجود ندارد. با این حال، با استفاده از این روش در سایر برنامه ها تصویر شما لینک دار به نظر نمی رسد.

استفاده از روش قراردادن تصویر به عنوان پس زمینه از نمایش آیکن دانلود جلوگیری می کند و نشانگر هم عوض نمی شود، اما از آنجایی که باید به مشکل عدم پشتیبانی برخی از برنامه ها از تصاویر پس زمینه رسیدگی کنید پیچیدگی هایی را ایجاد خواهد کرد.

 

در هر صورت، از آنجایی که نمایش آیکن دانلود در ایمیل هایی که در قالب کمپین های ایمیل مارکتینگ ارسال می شوند زیاد حرفه ای و خوشایند به نظر نمی رسد، لازم است که بهترین و مناسب ترین روش را انتخاب و اجرا کنید.

کوچینگ یا مربیگری فروشندگان؛ چه وقت، کجا و چرا – نه فقط چطور

کوچینگ (Coaching) یا مربیگری یکی از مهم ترین چیزهایی است که در غالب موارد در مبحث فروش و برای فروشندگان به مرحله عمل در نمی آید. متاسفانه، مطالعات و تحقیقات مختلف بر این حقیقت صحه می گذارند و نشان می دهند که مدیران فروش به اندازه ای که باید و شاید (یا حتی به قدری که خودشان می خواهند) به کوچینگ و هدایت فروشندگان خود مبادرت نمی ورزند. اینجاست که این سوال مهم مطرح می شود که چرا؟ آیا دلیلش این است که مدیران فروش از کوچینگ سر در نمی آورند و نمی دانند که چگونه باید مربیگری کنند؟

جالب اینجاست که بر طبق آنچه که عیان است، اغلب مدیران فروش واقعاً با کوچینگ آشنایی دارند و حداقل به اندازه کافی بر روش های اجرای آن تسلط دارند. بیشتر آنها می دانند که کوچینگ خوب چگونه است و چه بسا اگر شرایطش مهیا شود عملکرد قابل قبولی را در این زمینه از خود نشان بدهند. به عنوان مثال، اگر بتوانید یکی از مدیران فروش شرکت خود را به طور کاملاً تصادفی انتخاب کنید و از وی بخواهید که یک گفتگوی کوچینگ محور را به صورت نمایشی و در قالب ایفای نقش اجرا کند، احتمالاً به خوبی از پس این نمایش بر خواهد آمد. به احتمال قریب به یقین فرد منتخب شما می داند که چه سوالاتی را چگونه باید مطرح کند و می داند که چطور می تواند به فروشنده کمک کند تا راهکارهای مختلف برای حل یک مسأله را مد نظر قرار بدهد. البته، احتمالاً بلافاصله پس از ایفای نقش با اعتماد به نفس هر چه تمام تر به دنیای واقعیات قدم می گذارد و باز هم بازنده میدان کوچینگ فروش می شود. ایراد کار کجاست؟

به چه دلیل است که مدیران فروش در کار روزمره خود رفتارهای موثر کوچینگ که می توانند در قالب یک سناریو به خوبی به نمایش بگذارند را به ندرت به مرحله عمل در می آورند؟ چرا آنها علیرغم وجود پتانسیل کوچینگ در عمل هرگز از این توانایی بالقوه استفاده نمی کنند؟ با ادامه این مطلب از بخش آموزش فروش با ما همراه باشید تا به این سوال حیاتی پاسخ بدهیم.

 

چرا مدیران فروش مربیگری نمی کنند؟

حقیقت امر این است که مدیران فروش می دانند که چگونه باید مربیگری کرد، اما چیزی که نمی دانند این است که چه موقع، کجا و چرا باید از این توانایی خود استفاده کنند. به عبارت دیگر، چه بسا هنگامی که یک مدیر فروش در میان همکاران خود که مشغول به کار هستند قدم می زند ناگهان یکی از فروشندگان را ببیند که با یک مسأله غیرمنتظره در رابطه با یکی از مشتریان روبرو شده است. این حقیقتاً یک مکان، زمان و دلیل خوب برای کوچینگ است. اما آیا مدیر مربوطه دست به کار می شود؟ آیا مثلاً سوالی که فروشنده مزبور مطرح می کند را به یک گفتگوی مربی مآبانه تبدیل می کند؟ احتمالاً خیر!

توجه کنید که کوچینگ بیشتر به مذاکره شبیه است. هنگامی که دو طرف می دانند که در حال انجام آن هستند، تعامل دوجانبه آنها می تواند بسیار کارآمد و پربازده باشد: مثل چانه زدن مشتری و فروشنده خودرو بر سر قیمت و خدمات پس از فروش که یک مذاکره به شمار می رود؛ یا بحث نمایندگان اتحادیه و رهبران سازمان روی قوانین پرداخت و مرخصی که خود یک مذاکره است؛ و یا گفتگوی دو وکیل برای توافق روی یک پرونده که این هم مذاکره به حساب می آید. در هر یک از این موارد هر دو طرف می دانند که درگیر یک مذاکره هستند و در نتیجه از نظر ذهنی برای بده و بستانی که لازمه آن است آمادگی دارند.

اما موقعیتی را تصور کنید که وقوع یک مذاکره کاملاً روشن و مشخص نیست. به عنوان مثال، اگر وارد یک مغازه ساعت فروشی شویم، شاید این سوال برای ما مطرح شود که آیا قیمت ها قابل مذاکره هستند و آیا اصلاً فروشنده این اختیار را دارد که تخفیف بدهد؟ شاید بله، شاید هم خیر. اگر پاسخ منفی باشد، در اینصورت هنگامی که به سراغ استفاده از فنون مذاکره می رویم نادان و چیپ به نظر خواهیم رسید. از طرف دیگر، فرض کنیم که در یک فروشگاه دیگر هستیم که مذاکره برای آن ساعت قابل قبول است و حتی از خریدار انتظار می رود که وارد گفتگو شود، در عین حال ما از این قضیه اطلاع نداریم. در اینجا متوجه نخواهیم شد که پاسخ فروشنده به سوال ما درباره قیمت فقط جرقه ای برای آغاز مذاکره است و از ما انتظار می رود که بحث را ادامه بدهیم. در اینجا، اگر به راحتی قیمت گزاف ساعت را پرداخت کنیم یک فرصت مناسب برای کسب منفعت برای خودمان را از دست خواهیم داد.

در واقع، مشکل از جایی آغاز می شود که یک طرف در حال مذاکره است و طرف دیگر نیست. در این حالت، نتایج خوبی به دست نمی آید و ارزشی که می توانست حاصل شود از کف می رود. همین حالت در مورد کوچینگ هم مصداق دارد.

اجرای کوچینگ در حالت نمایش و ایفای نقش معمولاً به خوبی به پیش می رود، زیرا هر دو طرف می دانند که چیزی که در جریان است مربیگری یا کوچینگ است. اما هنگامی که یک یا هر دو طرف متوجه نیستند که در موقعیت کوچینگ قرار دارند، کار به خوبی جلو نمی رود.

مدیرانی که سوال فروشنده را به عنوان فرصتی برای کوچینگ در نظر نمی گیرند به سمت و سوی چیزی می روند که راحت تر و مستاصلانه تر است: حل و فصل سریع مساله موجود. غالباً مدیر فروش انتظار سوال مطرح شده از سمت فروشنده را ندارد، بنابراین هدف اصلی وی این است که هر چه زودتر مشکل را حل کند و به دنبال کار خودش برود. اما مدیر فروش با رسیدن به این درک که در این شرایط یک موقعیت مناسب برای کوچینگ فراهم شده می تواند وقت بگذارد و سوال بپرسد، مشارکت و همکاری کند و هوشیارانه برای تقویت مهارت های حل مسأله فروشنده تلاش کند. در اینجاست که کوچینگ از نقش آفرینی به مرحله عمل وارد می شود.

 

حرف آخر

به همان اندازه که مهارت برای کوچینگ یا مربیگری مهم است، آگاهی و قدرت تشخیص نیز اهمیت دارد. به عبارت دیگر، فقط دانستن استراتژی ها و تاکتیک های کوچینگ در فروش کافی نیست؛ بلکه مدیر فروش باید بتواند فرصت های موجود برای کوچینگ را نیز تشخیص بدهد. بنابراین باید به سرنخ ها و نشانه ها توجه کنید. با تشخیص موقعیت و فرصت و سپس بهره برداری از مهارت های خود شرایط را برای یک کوچینگ موفق مهیا خواهید کرد. توجه داشته باشید که گفتگوهایی که با محوریت کوچینگ انجام می گیرند می توانند زمانبر باشند، اما سرمایه ای که در این راستا برای رشد فروشندگان صرف می کنید منافعی را در بر دارد که هر هزینه ای را جبران خواهد کرد. در غیر اینصورت مدیری خواهید ماند که در جایی یک مربی خارق العاده است که هیچ اهمیتی ندارد: در یک سناریوی فرضی. بدانید و آگاه باشید که چه موقع، چه وقت و چرا باید مربیگری کنید تا مربی درونی تان به دنیای واقعی راه پیدا کند و خود و کسب و کارتان از منافع ارزشمند کوچینگ بهره مند شوید.

افزایش تعامل و درگیرسازی مخاطب با هدفگیری رفتاری (Behavioral Targeting)

امروزه مشتریان تحت بمباران عظیمی از ایمیل های مختلف قرار گرفته اند. بازاریاب ها هم که باید با سیلی از پشنهاداتی رقابت کنند که به اینباکس مشتریان بالقوه جاری می شود حتی برای متقاعدکردن مخاطب نسبت به بازکردن ایمیل خود کار دشواری را در پیش دارند، چه برسد به اینکه بتوانند او را راضی کنند تا قدم بعدی را بردارد و تعامل خود با برند را آغاز کند.

 

شکاف موجود در تعامل و درگیرسازی مشترکان و مشتریان

نرخ بازشدن ایمیل ها در طول سه سال گذشته نسبتاً ثابت مانده است، اما نرخ کلیک (درصدی از ایمیل هایی که به دست مخاطب رسیده و در آنها کلیک شده) و نرخ کلیک به بازشدن (CTO یا درصدی از ایمیل های بازشده که در آنها کلیک شده) رو به کاهش است. در مجموع، CTO تا دوازده درصد نسبت به سال گذشته کاهش داشته است. ما به این مسأله «شکاف تعامل و درگیرسازی» می گوییم.

مردم واقعاً تمایل دارند که رابطه عاطفی و دوستانه ای را با برندهای مورد علاقه خود برقرار کنند، اما در عین حال از کمپین های ایمیل مارکتینگی که هیچ نشانه ای از آگاهی برپاکنندگان شان از ویژگی ها، نیازها، سلایق و شخصیت آنها ندارند خسته شده اند. اگر بازاریابی دیجیتال به دنبال ایجاد رابطه با مشتری هدف است، آیا می توانیم دوستی را تصور کنیم که بارها و بارها تنفر دوست خود از ماکارونی را از یاد می برد و باز هم آن را به او پیشنهاد می کند؟

 

هدفگیری رفتاری باعث تقویت تاثیر کمپین های ایمیل مارکتینگ می شود

تنها شخصی سازی بسیاری از ایمیل ها فقط استفاده از اسم کوچک مخاطب در ابتدا یا عنوان ایمیل است، اما این به هیچ وجه کافی نیست. بازاریاب ها باید راه بهتری را برای ایجاد یک رابطه دو طرفه با مشتریان خود پیدا کنند.

بخش بندی مخاطبان بر اساس سوابق خرید و رفتارهای آنها (بازدید آنها از صفحات محصولات مختلف، آیتم هایی که در سبد خرید خود قرار داده اند، اما هرگز خریدشان را تکمیل نکرده اند و رفتارهایی از این قبیل) می تواند شکاف موجود در تعامل و درگیرسازی را از میان ببرد. این قبیل اطلاعات به بازاریاب این امکان را می دهد تا محتوای شخصی سازی شده تر و مرتبط تری را ارسال کند که با مشتری ارتباط برقرار می کند و باعث افزایش نرخ تبدیل (تبدیل مشتری بالقوه به بالفعل) می شود.

در اینجا نگاهی می اندازیم به مقرون به صرفه ترین و مرتبط ترین منابع اطلاعاتی رفتاری که می توانند به برندها کمک کنند تا پیام های خود برای مشتری را شخصی سازی کرده و تناسب آنها را با وی افزایش دهند. استفاده از داده های حاصله از این منابع به منظور شخصی سازی پیام می تواند به افزایش تعامل و بازگشت سرمایه منجر شود:

  • ایمیل: ایمیل می تواند با تکیه بر مواردی مانند زمان بازشدن ایمیل، نرخ کلیک، میزان فُروارد و سایر شاخص های تعامل اطلاعات ارزشمندی را درباره مشتریان فراهم کند. بازاریاب ها با افزودن ویژگی های روان شناختی (ارزش ها، رویکردها، علایق و ویژگی های شخصیتی) و ویژگی های جمعیت شناختی (سن، جنسیت، درآمد) می توانند کمپین های به شدت شخصی سازی شده ای را ایجاد کنند که منجر به کسب نرخ تبدیل بسیار بهتری می شود.
  • وبسایت: وبسایت ها یکی دیگر از منابع برجسته برای دریافت اطلاعات رفتاری ارزشمند و سودمند هستند. بازاریاب از طریق اطلاعات جمع آوری شده از وبسایت می تواند متوجه شود که بازدیدکنندگان وبسیات از چه طریقی وارد آن شده اند؛ تناوب بازدید آنها چقدر است؛ از کدام صفحات بازدید می کنند و در هر صفحه چقدر وقت صرف کرده اند.
  • رسانه های اجتماعی: لایک ها، قلب ها، نظرات و صورتک های ایموجی حاکی از آن هستند که محتوا آنقدر برای مشتری تعامل برانگیز و درگیرکننده بوده که احساس کرده است که باید دست به کار شود و کاری انجام بدهد. پلتفرم های تصویر محور مانند اینستاگرام اطلاعات خوبی به بازاریاب می دهند و برای او مشخص می کنند که مشتریان به خرید چه مواردی علاقه بیشتری دارند. بازاریاب ها با نظارت بر موضوعاتی که مخاطبان شان آنها را دنبال یا لایک می کنند یا برای آنها نظر می گذارند می توانند مشترکان فهرست خود را با دقت و ظرافت بیشتری بخش بندی کنند.
  • اطلاعات ترکیبی: هر تماسی که مشتری برای دریافت خدمات با شرکت شما برقرار می کند، هر ایمیلی که باز می کند، هر نظری که در صفحات شما در شبکه های اجتماعی می گذارد، هر آیتمی که در نظرسنجی های شما انتخاب می کند و هر بار که از شما پشتیبانی می خواهد در واقع داستانی روایت می شود که باید آن را بشنوید. متاسفانه در غالب موارد گنجاندن همه این داستان ها در یک روایت کلی و منسجم کار دشوار و پرزحمتی است. با این وجود، بازاریاب ها به وسیله ابزار مناسب می توانند در آنِ واحد چندین صدا را زیر نظر بگیرند و مهم ترین مولفه های پیام هایی که مخاطب برای آنها ارسال می کند را شناسایی کنند.

تلاش برای شناخت بهتر مشتری نتیجه بخش است

چگونه می توانید بخش بندی رفتاری را پیاده کنید و از مزایای آن بهره مند شوید؟ چه پیشنهاداتی را می توانید ارائه کنید؟

  • می توانید از فرصت هایی که با توجه به خریدهای قبلی و رفتار مشتری در مرور صفحات وبسایت برای فروش مکمل (cross-selling) به دست می آیند بهره برداری کنید. شما به عنوان یک بازاریاب می توانید با توجه به این اطلاعات جذاب ترین کالاها را در قالب ایمیل روزانه برای مصرف کنندگان ارسال کنید.
  • اگر به عنوان مثال امروز روی همه تجهیزات جانبی خود یک تخفیف ۲۰ درصدی را لحاظ کرده اید، می توانید خرید گزینه هایی که مکمل خریدهای قبلی مشتریان به شمار می روند را به آنها پیشنهاد کنید.

کلید افزایش نرخ تبدیل، هوشمندانه تر کردن کمپین های ایمیل مارکتینگ است. اگر ایمیل های روزانه تبلیغی و ترویجی شما حاوی پیشنهادات مناسب و متناسبی برای هر مشترک باشند می توانید میزان فروش خود را تا حجم قابل توجهی افزایش دهید.

اگر به این فکر می کنید که تعداد مشترکان شما برای بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ تان یک مانع به حساب می آید نیازی به نگرانی نیست. البته شاید حجم اطلاعاتی که باید جمع آوری کنید زیاد و طاقت فرسا به نظر برسد، اما با توسل به برخی روش ها می توانید فرآیند کار را برای خود تسهیل کنید. به عنوان مثال، با خلق پرسونا یا شخصیت های مختلف برای گروه های عمده مخاطبان خود می توانید گروه های مختلف حاضر در فهرست خود را بهتر درک کنید، دقیق تر هدف قرار بدهید و نیازهای آنها را به بهترین شکل ممکن برآورده کنید.

 

با بخش بندی رفتاری از رقبای خود پیشی بگیرید

بر اساس نتایج یک تحقیق، شناسایی، جمع آوری و استفاده از اطلاعات رفتاری برای بسیاری از خرده فروشان یک چالش به شمار می رود:

  • در حالی که ۷۲ درصد از خرده فروشان شرکت کننده در نظرسنجی فروشگاه اینترنتی هم داشتند، اما فقط یک سوم آنها از اطلاعات و سوابق خرید برای تشکیل پرونده الکترونیکی برای مشتریان خود بهره برداری می کردند.
  • به علاوه، ۴۲ درصد از آنها از اطلاعات خرید برای پیشنهاد محصولات مرتبط یا بهره برداری از فرصت های فروش مکمل و بیش فروشی (upsell) بهره برداری نمی کردند.
  • علاوه بر اینها، تنها ۲۶ درصد از این فروشندگان برای جمع آوری اطلاعات بیشتر درباره مشتریان و نحوه تعامل آنها در طول ۱۲ ماه آینده برنامه ریزی داشتند.

بازاریاب هایی که از اطلاعات رفتاری برای هدفگیری مشترکان ایمیل مارکتینگ بهره برداری می کنند می توانند پیام های شخصی سازی شده تری را ارسال کنند که طبیعتاً به افزایش میزان کلیک و رشد تبدیل مشتریان بالقوه به بالفعل منجر خواهد شد.

 

نظر شما درباره این مطلب از بخش آموزش ایمیل مارکتینگ چیست؟ آیا شما هم از بخش بندی و هدفگیری رفتاری استفاده می کنید؟