ایمیل و جوانان: آیا هنوز هم ایمیل برای جوانان کاربرد دارد؟

از جوانان صحبت می کنیم. از نسلی که همه چیز برایش قابل گوگل کردن است و هیچ سوالی درباره اسرار کوچک و بزرگ زندگی برایش بی پاسخ نمی ماند. چیزی که این نسل را به شکل خاصی برای متخصصان بازاریابی جالب توجه می کند این است که به لطف رسانه های اجتماعی و کوکی ها (cookie)، خواندن افکار، درک و شناخت این نسل نسبت به نسل های گذشته آسانتر شده است. اما رابطه جوانان و ایمیل چطور است؟ آیا هنوز هم می توانیم از بازاریابی ایمیلی برای جوانان استفاده کنیم؟

 

جوانان و ایمیل

تحقیقات متعددی نشان داده اند که جوانان به ایمیل اعتقاد دارند، هر روز -شاید چند بار- ایمیلهای خود را چک می کنند و در ارتباطات اداری خود اولویت بالایی برای آن قائل هستند. در حالیکه غالباً استفاده از رسانه های اجتماعی در جهت سرگرمی و ارتباط با دوستان ترجیح داده می شود، ایمیل برای موضوعات رسمی تر یا دریافت اطلاعات بروز درباره محصولات جدید و تخفیف های برندهای مورد علاقه جوانان، نقش اصلی را ایفا می کند.

 

بازاریابی ایمیلی خود را با ذائقه جوانان تنظیم کنید

اگرچه وضعیت رابطه جوانان و بازاریابی ایمیلی مثبت به نظر می رسد، نباید تطبیق کمپین های خود با نسل مورد نظر را فراموش کنیم. موارد زیر پنج مورد اصلی از مواردی هستند که باید به آنها توجه کنید:

 

  1. شخصی سازی محتوا

از ارسال ایمیل های گروهی عام به جوانان پرهیز کنید. نه تنها باید به هر گروه محتوای مناسبی را ارسال کنید، بلکه در هر جایی که امکان دارد باید هر ایمیل را برای هر دریافت کننده نیز سفارشی کنید. منظور ما از شخصی سازی فقط این نیست که ایمیل خود را با «سلام [اسم کوچک] شروع کنید و کار را تمام شده فرض کنید؛ این ترفندی است که دیگر همه به آن عادت کرده ایم. فهرست ایمیل های خود را بخش بندی کنید و از هر اطلاعاتی که در اختیار دارید استفاده کنید: مشترک جوان ما دقیقا به چه دلیلی ثبت نام کرد؟ کجا و چه زمانی بود؟ چه محصولاتی را خریداری یا مشاهده کرده است؟ در چه زمانی از روز ایمیل خود را باز می کند؟ و مواردی از این قبیل. توجه داشته باشید که جوانان از شما انتظار دارند که نشان بدهید که آنها را می شناسید و درک شان می کنید.

 

  1. جوانان چند بعدی

جوانان خود را به یک روش محدود نمی کنند. وجود رسانه های اجتماعی، وبسایت و ایمیل در آنِ واحد برای ایمیل تهدیدی محسوب نمی شود، بلکه فرصتی است تا از هر کانال بهره برداری متناسب با آن را داشته باشید. اجازه بدهید که برای توضیح این مفهوم، فرض کنیم که برند شما تولیدکننده کالاهای الکترونیکی است:

  • تصاویر و ویدیوهای موقعیت هایی که در آنها از محصولات شما استفاده می شود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.
  • یک خبرنامه حاوی محصولات جدید، پیشنهادات تازه و لینک های مستقیم به بخش های مختلف فروشگاه آنلاین خود ارسال کنید. برای تطبیق با سلیقه هر یک از مشترکان از بخش بندی استفاده کنید.
  • از مشتریان خود دعوت کنید تا محصولاتی که دوست دارند یا از وبسایت شما خریداری کرده اند را در رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارند و به آنها یادآوری کنید تا در خبرنامه شما عضو شوند (اگر عضو نیستند) و در نتیجه چرخه را تکمیل کنید.

 

  1. زمان مناسب

بر اساس یک تحقیق از ادوبی (Adobe)، ۷۰ درصد جوانان ایمیل های خود را در رختخواب مطالعه می کنند. این ممکن است ما را به این نتیجه برساند که برای افزایش نرخ بازشدن ایمیل ها، باید آنها را در اوایل صبح ارسال کنیم. به علاوه، ایمیل های صبحگاهی احتمالا تعامل بیشتری را نیز جذب خواهند کرد. استفاده از تست های دوبخشی (A/B) برای زمان و روزهای ارسال به شما نشان می دهد که آیا چنین چیزی برای مشترکان شما هم مصداق دارد یا خیر. آنقدر پیشنهادات جذابی ارائه کنید که حتی در صورتی که مشترک در همان لحظه نتواند اقدام کند، بعدا در شرایط مناسب دوباره به ایمیل شما مراجعه کند.

 

  1. واکنشگرایی (Responsive)

همان تحقیق از ادوبی نشان داد که ۸۸ درصد از جوانان ایمیل های خود را از طریق گوشی های هوشمندشان چک می کنند. بنابراین، دیگر طراحی مختص رایانه های دسکتاپ کافی نیست. طراحی خبرنامه باید با در نظر گرفتن موبایل انجام شود و واکنشگرا باشد. به این فکر کنید که چطور می توانید پیام خود را از طریق دستگاه های همراه و صفحات اکثرا کوچکتر آنها بهتر انتقال دهید و آنقدر طرح را جرح و تعدیل کنید تا متناسب شود.

علاوه بر این، از محتوای دقیق و تعاملی استفاده کنید. شما برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب و انتقال پیام تان اندکی بیشتر از یک ثانیه وقت دارید. لینک به وبسایت و رسانه های اجتماعی را فراموش نکنید.

 

  1. ایجاز

روشهای ارتباطی در طول این سالها دستخوش تغییراتی شده اند. برای ایجاد تحول در متن و عنوان ایمیل های تان به خود ترس راه ندهید. عموما «کمتر، غنی تر است»، و این سیاستی است که سالها در پیامک از آن استفاده کرده ایم.

امروزه استفاده از اِموجی، هشتگ و حتی علامت های اِموجی شکل، مثل : ) به بخشی از روال گفتگوی روزمره جوانان تبدیل شده و دیگر عجیب به نظر نمی رسند. با این وجود، اگر برای استفاده از این موارد ۱۰۰ درصد مطمئن نیستید بیشتر احتیاط کنید، زیرا زیاده روی یا استفاده نامناسب می تواند آزاردهنده و غیرحرفه ای به نظر برسد. علاوه بر این، به خاطر داشته باشید که استفاده از کاراکترهای خاص در عنوان می تواند فیلترهای ضد هرزنامه (اسپم) را فعال کند، و یک تحقیق نشان داده است که استفاده از هشتگ در عنوان، نرخ بازشدن را پایین می آورد. به علاوه، اگر لازم است که از متن طولانی استفاده کنید، حتما خلاصه ای از آن را به شکل بارز در ابتدا یا انتهای مطلب قرار دهید. برای درک اینکه چه مواردی برای شما و مخاطبان تان تاثیرگذار است، موارد مختلف را امتحان کنید.


جوانان هنوز هم -مخصوصا برای امور رسمی و ارتباط با برندها- از ایمیل استفاده می کنند. با این حال، اطمینان پیدا کنید که کمپین های خود را با گروه های هدف مختلف هماهنگ می کنید و نکات بالا را نیز مد نظر قرار دهید.

عشق بی پایان: نقطه مشترک کارآفرینان و والدین

تحقیقات جدید نشان می دهد که اینکه بسیاری از کارآفرینان، کسب و کار خود را مثل فرزند خود می دانند، بی دلیل نیست. مطالعه ای که اخیرا منتشر شد نشان داد که با در نظر گرفتن فعالیت های مغزی، عشق کارآفرینان به کار خود دقیقا مانند عشق والدین به فرزندان شان است.

تهیه کنندگان این تحقیق در بخشی از مقاله خود آورده اند: «عشق کارآفرینی به طرز جالب توجهی به عشق پدر و مادر شباهت دارد. به طور خاص، امتیاز کارآفرینان و پدرها در میزان عشق شان به یک اندازه بالا بود و با شرکت/فرزندان خود حس قرابت و نزدیکی یکسانی داشتند.»

محققان در راستای تحقیقات خود، برای بررسی فعالیت مغزی پدرها و کارآفرینان رشد یافته از روش اسکن MRI استفاده کردند. در طی این تست به کارآفرینان تصاویری از شرکت های خودشان و سایر شرکت هایی که با آنها آشنایی داشتند نشان داده شد، و برای پدرهای مورد مطالعه نیز تصاویر فرزندان خودشان و سایر کودکانی که می شناختند به نمایش درآمد.

اسکن های MRI نشان داد که فعالیت مغزی پدران و کارآفرینان در هنگام مشاهده این تصاویر یکسان بود. علی الخصوص، نگاه کردن به تصاویر فرزند خود انسان بخشهایی از مغز که مسئول نظریه ذهن (theory of mind؛ به طور ساده عبارت است از توانایی ذهن خوانی) و درک اجتماعی هستند را از کار می اندازد. محققان در کارآفرینانی که ادعا می کردند که بسیار به کسب و کار خود وابسته هستند نیز همین الگو را مشاهده کردند.

بر اساس اظهارات تهیه کنندگان این تحقیق، نتایجی که پدران نشان دادند با نتایجی که در تحقیقات قبلی در مادران مشاهده شده بود هیچ تفاوتی نداشت.

آنها در بخش دیگری از مقاله ارائه این تحقیق می گویند: «نتایجی که ما به دست آوردیم جزو اولین مواردی است که عملکرد مغز کارآفرینان را هدف قرار می دهد، و این نتایج نشان می دهند که وابستگی شدیدی که کارآفرینان می توانند به کار خود داشته باشند در همان نواحی مغزی اثر خود را نشان می دهد که وابستگی بین فرزند با پدر و مادر تاثیرگذار است.»

علاوه بر این، فعالیت مغزی هر دو گروه کارآفرینان و پدران با میزان اعتماد به نفس شان نیز ارتباط دارد.

یکی از مولفان این تحقیق که جزو محققان دانشگاه هِلسینکی است در اظهار نظری می گوید: «نتایج ما نشان می دهد که پدران و کارآفرینان مذکری که اعتماد به نفس کمتری دارند، نسبت به خطرات و ریسک های پرورش فرزند و کارآفرینی حساس تر هستند.»

با این وجود، بر طبق یافته های این تحقیق، اعتماد به نفس زیاد نیز مخرب است. محققان این تحقیق دریافتند که اعتماد به نفس بیش از حد و سرکوب احساسات منفی می تواند به دست بالاگرفتن احتمال موفقیت توسط کارآفرینان منجر شود.

این تحقیق با مشارکت محققانی از دانشگاه اقتصاد هانکِن، دانشگاه علوم کاربردی لاریا و دانشگاه آلتو در فنلاند انجام گرفت.

آیا فروشگاه های فیزیکی را می توان نجات داد؟ بله، از این طریق

چرا کسب و کار فروشگاه های فیزیکی روز به روز کسادتر می شود؟ چرا علی الخصوص بسیاری از صاحبان فروشگاه های محصولات دیجیتال کسب و کار خود را رها کرده اند؟ همه تقصیرها را نمی توانید به گردن فروشگاه های آنلاینی مثل دیجیکالا و امثال آن بیندازید. سهم تجارت الکترونیکی از سال ۲۰۱۰ مجموعا دو برابر شده است، اما هنوز هم فقط هشت درصد است.

دلیل اصلی افول نسبی فروشگاه های فیزیکی این است: مردم کمتر خرید می کنند و بیشتر پولشان را برای خرید «تجربه کاربری» خرج می کنند. بگذارید با مثال، این به اصطلاح «تجربه کاربری» را تعریف کنیم. از زمان پایان دوران رکود اقتصادی در جهان، هزینه کرد مردم در رستورانها و کافی شاپ ها (و امثالهم!) ۶۶ درصد رشد داشته است، اما رشد هزینه کرد در سایر فروشگاه ها ۴۰ درصد بوده است. خرجکرد محتاطانه مصرف کننده، از نشستن روی مبل در مقابل تلویزیون های ال ای دی به سلفی در فضاهای باز تغییر جهت پیدا کرده است.

شما با استفاده از این اطلاعات می توانید شرایط را به نفع خود تغییر بدهید؛ چطور؟ اینطور:

عامل اصلی تمایز

تجربه کاربری در هر کسب و کار، از بانک گرفته تا همبرگر فروشی اهمیت دارد. بر اساس گزارش موسسه تحقیقاتی گارتنر، باور ۸۹ درصد بازاریاب ها بر این است که تجربه کاربری به عنوان عامل اصلی تمایز کسب و کارها تبدیل خواهد شد. اگر صاحبان فروشگاه های فیزیکی می خواهند مشتریان خود را پس بگیرند، در اینصورت باید این نکته را درک کنند که تجربه از محصول مهم تر است.

چیزی که لازم است: روشهایی برای اینکه یک تجربه کاربری جذاب را به فرآیند خرید اضافه کنیم. به عنوان مثال، یک شرکت تولید لوازم خانگی (آیکیای سوئد) در سال ۲۰۱۶ فروش درون فروشگاهی خود را تا ۴٫۸ درصد افزایش داد. در محل فروشگاه این شرکت، برای کودکان زمین های مجهز بازی ساخته شده است، می توانید همانجا کوفته قلقلی سوئدی میل کنید و حتی خودتان دستی در آتش ببرید و گوشه ای از تولید یک محصول را بر عهده بگیرید. این شرکت یک فروشگاه آنلاین «کلیک کن و بردار» (click-and-collect؛ مدلی از خرید که کالا را از طریق اینترنت سفارش داده، مبلغ را پرداخت می کنید و سپس به فروشگاه فیزیکی مراجعه کرده و آن را تحویل می گیرید) نیز راه اندازی کرده که در ظاهر و طراحی با نمونه فیزیکی مو نمی زند.

پشتوانه موفقیت چنین شرکتهایی که در برابر طوفان بازار تجارت الکترونیکی و مشکلات اقتصادی دوام آورده اند، توجه به طراحی خدمات است؛ به این معنی که آنها این نکته را درک می کنند که در حوزه کاری شان طراحی چیزی بیشتر از لوگو، مکان، قفسه بندی، وبسایت و ارائه خدمات است. طراحی، همه اینها و بیش از اینها است. طراحی، یک تصمیم آگاهانه مبتنی بر درک عمیق نسبت به تمایلات مشتریِ مورد نظر به منظور ایجاد یک تجربه جذاب و بی نظیر در لحظه به لحظه رابطه است.

به فروشگاه های فیزیکی و آنلاین مورد علاقه خود فکر کنید. آیا فقط و فقط جذب محصولات با کیفیت آنها شده اید؟

انتظارات و برند

خیر، دلیل علاقه شما به این فروشگاه ها این است که خرید از آنها یک تجربه است، تجربه ای که انتظارات شما را برآورده می کند و با برند تناسب دارد. یک برند نماد کارآمدی در زمینه تکنولوژیهای برتر و به اصطلاح با کلاس است؛ نام برند دیگری در زمینه عرضه لباس های زنانه خاص مجلسی بر سر زبانها می افتد؛ برند دیگری به عنوان فروشگاه های زنجیره ای که از شیرمرغ تا جان آدمیزاد با قیمتهای خوب در آن پیدا می شود به معروفیت می رسد؛ یک برند دیگر نمایشگاه فرشی است که در کنارش امکانات تفریحی و سرگرمی دارد و قس علیهذا… .

البته منظور ما این نیست که کالا اهمیتی ندارد؛ ما توصیه می کنیم که به خاطر داشته باشید که فقط کالا نمی فروشید، بلکه یک تجربه را برای مشتری رقم می زنید.

با تأمل روی پرسش های زیر می تواند تجربه بهتری را برای مشتری ایجاد کنید:

  1. هنگامی که مشتری در پی خرید از شما است، چه نیازها یا خواسته های دیگری می تواند داشته باشد؟
  2. هنگامی که مشتری با شما سروکار دارد، احتمالا در چه وضعیت عاطفی قرار دارد؟
  3. پس از اتمام کار مشتری، می خواهید چه احساسی در او بوجود آمده باشد؟ البته که می خواهید خوشحال باشند، اما این در کسب و کار شما به چه معنی است؟ به این معنی است که به آنها خوش گذشته است؟ احساس می کنند که خواسته آنها برآورده شده است؟ احترام و پشتیبانی که دریافت کرده اند فراتر از حد انتظارشان بوده است؟
  4. چه مساله ای را برای آنها حل می کنید؟ آیا در کافی شاپ خود فقط قهوه می فروشید یا فرصتی برای لذت بردن از موسیقی، بازی بیلیارد یا یک فضای زیبا و آرام را هم فراهم می کنید؟

سوالات بالا به شما فرصتی می دهند تا به این فکر کنید که چگونه می توانید خودتان را متمایز کنید و سپس کسب و کار خود را بر همین اساس طراحی کنید.

۹ افسانه درباره رزومه که هنوز هم اغلب مردم آنها را باور دارند

• هر چیزی که تصور می کنید که درباره رزومه می دانید اشتباه است!

اگر شما هم مثل بیشتر مردم باشید، تقریبا همه چیزهایی که تصور می کنید درباره رزومه می دانید، کاملا اشتباه هستند. موارد زیر افسانه های رایج درباره رزومه به همراه داستان واقعی هر یک از آنها است:

 

افسانه شماره ۱: رزومه یک زندگینامه است که روی موضوعات کاری تمرکز دارد

واقعیت: رزومه یک سند فروش است. هدف رزومه ارائه شرحی از زندگانی یا ترسیم جزئیات (ملال آور) سوابق استخدامی شما نیست. هدف شما از نوشتن رزومه این است که طرف مقابل را متقاعد کنید که شما فردی هستید که ارزش وقت گذاشتن برای مصاحبه را دارید؛ به عبارت دیگر، ارزش خود را به او بفروشید (بقبولانید).

 

افسانه شماره ۲: قسمت مهم رزومه، تجربه های شغلی شما است

واقعیت: قسمت مهم، پتانسیل و شایستگی های شما است. رزومه شما باید مسئول استخدام را متقاعد کند، یا به عبارت دیگر، این ایده را به او بفروشد که شما قادر به انجام کار مورد نظر هستید. تجارب کاری شما فقط تا زمانی اهمیت دارند که مدرک دیگری بر همین مدعا باشند.

 

افسانه شماره ۳: رزومه باید عنوان های شغلی شما را شرح بدهد

واقعیت: رزومه شما باید نتایجی که کسب کرده اید را توضیح بدهد. عناوین شغلی در هر شرکتی متفاوت است و غالبا در آنها چنان غلو می شود (بسیاری از شرکت های بزرگ، صدها «معاون» دارند) که تقریبا هیچ کس برایشان اهمیتی قائل نیست. مسئول استخدام می خواهد ببیند که شما چه کمکی کرده اید، نه اینکه چه کاری انجام داده اید.

 

 

افسانه شماره ۴: باید سرگرمی های خود را در رزومه ذکر کنید

واقعیت: ذکر سرگرمی ها در رزومه می تواند باعث شود که کار مورد نظر را از دست بدهید. کارفرمای بالقوه شما سرگرمی را به عنوان نشانه ای تعبیر می کند که حاکی از این است که شما ترجیح می دهید به جای پرداختن به مسائل شغلی، کار دیگری را انجام بدهید. علیرغم چیزهایی که می شنویم و می خوانیم، شرکت ها انسانهای کامل و همه جانبه نمی خواهند؛ آنها افرادی را می خواهند که معتاد به کار باشند!

 

افسانه شماره ۵: رزومه خود را مرتبا بروز کنید

واقعیت: هر رزومه ای باید برای هر درخواست شغل، سفارشی شده باشد. یک رزومه استاندارد، حتی اگر به دقت بروزرسانی شده باشد، مسئول استخدام را مجبور می کند که تطابق تجارب عمومی شما را با نیازهای خاص شرکت ارزیابی کند. از آنجایی که احتمالا مسئول استخدام به خود زحمت چنین کاری را نمی دهد، این خودتان هستید که باید این کار را انجام بدهید. بنابراین، چیزی که اهمیت دارد این است که موارد خاصی را ارائه کنید که حاکی از تطابق تجارب و توانایی های شما با نیازهای کارفرما باشند.

 

افسانه شماره ۶: رزومه باید جامع باشد

واقعیت: محتوای رزومه باید مرتبط باشد. فهرست کردن تجارب شغلی که ربطی به شغل مورد نظر شما ندارد تاثیر عکس می گذارد. در بهترین حالت، ذکر تجربه های نامربوط نشان دهنده فقدان تمرکز شما است، اما در بدترین حالت، حاکی از این است که اصلا درکی از کاری که برای آن درخواست داده اید ندارید.

 

 

افسانه شماره ۷: رزومه، کار مورد نظر را به شما تقدیم خواهد کرد

واقعیت: رزومه لازم است، اما کافی نیست. «من ده ها و صدها رزومه فرستاده ام و حتی برای یک مصاحبه هم دعوت نشده ام!» این اظهارات بسیار رایج هستند، چرا که غالبا مصاحبه و شغل به افرادی تعلق می گیرد که ارتباطاتی دارند. معمولا (و نه همیشه) زمانی رزومه شما وارد صحنه می شود که رابطه ای پیدا یا ایجاد کرده باشید.

 

افسانه های شماره ۸ و ۹: رزومه باید فقط یک صفحه کاغذ یا pdf باشد و در آینده، این سایت های کاریابی هستند که فرآیند استخدام را در دست می گیرند

واقعیت: سایت های کاریابی منسوخ خواهند شد. شرکت ها در آینده استخدام خود را با جستجو در اینترنت به منظور پیدا کردن افرادی که پروفایل لینکدین و فعالیت های آنلاین آنها (بله، تحت نظر هستید!) با پروفایل فردی که مورد نظر آنها است تطابق دارد انجام خواهند داد. بنابراین، در آینده ای نه چندان دور، پروفایل لینکدین و فعالیت هایی که در اینترنت انجام می دهید به رزومه واقعی شما تبدیل خواهند شد. پروفایل لینکدین خود را بروز کنید و کاری که در حال حاضر به آن مشغول هستید را درج کنید؛ فقط مختصر و مفید بنویسید. علاوه بر این، نام خود را در اینترنت جستجو کنید و اطمینان پیدا کنید که نام نیکی از شما به یادگار مانده است و می ماند!

 

راه اندازی فروشگاه اینترنتی: چه کنیم و چگونه؟

بر اساس آمارهای توسعه و بازرگانی سازمان ملل متحد، ارزش کنونی تجارت الکترونیکی چیزی بالغ بر ۲۲ تریلیون (۲۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰) دلار است و این رقم همچنان به رشد خود ادامه می دهد. به همین دلیل است که امروزه شاهد افزایش فروشگاه های آنلاین هستیم.

مصرف کنندگان، سرعت، آسانی و راحتی سفارش آنلاین را ترجیح می دهند؛ چنین به نظر می رسد که دوست دارند راحت بنشینند و منتظر رسیدن محصول خود باشند. جالب اینجا است که به نظر نمی رسد هزینه ای که برای ارسال کالا پرداخت می کنند آنچنان برایشان اهمیت داشته باشد؛ استرس کمتر در برابر اندکی هزینه، معامله بدی برای آنها به نظر نمی رسد.

بنابراین، بله؛ برای هر کارآفرین بلندپروازی که بخواهد یک فروشگاه آنلاین را راه اندازی کند، فرصت کسب درآمد هنگفتی وجود دارد. اما چگونه شروع کنیم؟

بهترین نقطه برای شروع

خوشبختانه همینطور که افراد بیشتر و بیشتری به دنیای تجارت الکترونیکی قدم می گذارند، منابع بیشتری برای کمک در این زمینه در دسترس علاقمندان قرار می گیرد. متاسفانه:

  • بسیاری از اطلاعاتی که ارائه می شود بی فایده است
  • شاید حجم زیاد اطلاعاتی که چه بسا متناقض هم باشند شما را گیج کند
  • احتمالا با بررسی این منابع، بیشتر دچار تردید می شوید.

بنابراین، بیایید در ابتدا واضحات را توضیح بدهیم. یک فروشگاه آنلاین اساساً از سه مولفه تشکیل می شود:

 

  1. پلتفورم یا نرم افزار

پلتفورم های تجارت الکترونیکی متعددی وجود دارند که از آن جمله می توان به پرستاشاپ، ووکامرس، اُپن کارت و مَجِنتو اشاره کرد. پلتفورمی را انتخاب کنید که راه اندازی و کاربری آسانی داشته باشد و خودتان با آن راحت باشید. ترجیحا از پلتفورم های شناخته شده، مانند نمونه های بالا استفاده کنید تا از نظر پشتیبانی، امنیت و توسعه امکانات آن محدودیتی نداشته باشید.

  1. درگاه پرداخت

برای انتخاب درگاه پرداخت، به دنبال بانک یا شرکتی باشید که امنیت بالایی داشته باشد، پنل فروشندگان کاملی را در اختیار شما قرار بدهد و سریع ترین و بهترین پشتیبانی ممکن را ارائه کند.

 

  1. ساز و کار ارسال

چه در فروش محصولات فیزیکی و چه محصولات مجازی، باید اطمینان پیدا کنید که مشتری آن چیزی که به خاطرش هزینه می کند را دریافت می کند، و البته آن را به موقع هم دریافت می کند. بر اساس یک نظرسنجی، هشتاد و هفت درصد از خریداران آنلاین، سرعت ارسال محصول را به عنوان یکی از مولفه های اصلی برای خرید مجدد از برند ذکر می کنند. بنابراین، برای بیشتر مشتریان، سرعت از قیمت مهم تر است.

پس از عبور از مرحله اول، باید آماده افتتاح فروشگاه خود باشید. اما پیش از افتتاح، به سه مورد زیر توجه کنید:

 

یک قیف فروش برای خود ترسیم کنید: ما قبلا به طور مفصل در گویا آی تی قیف فروش را شرح داده ایم. هدف از ترسیم قیف فروش این است که در کل فرآیند تبدیل مشتری راغب به مشتری بالفعل، راهنمای شما باشد. برای تولید مشتری راغب، کار خود را با تبلیغ در رسانه های اجتماعی آغاز کنید. این کار، آگاهی مردم نسبت به فروشگاه و محصولاتی که می فروشید را افزایش می دهد.

البته کاربرانی هم وجود خواهند داشت که از فروشگاه شما بازدید می کنند، اما چیزی را خریداری نمی کنند. برای جذب مجدد این مشتریان احتمالی، از هدفگیری مجدد استفاده کنید (در این مطلب به توضیح موجز و کامل هدفگیری مجدد پرداخته ایم). هدف، یادآوری خدمات و محصولایت که ارائه می کنید به این افراد است. تجربه نشان می دهد که این افراد بالاخره دیر یا زود تسلیم می شوند و محصولات شما را خریداری خواهند کرد.

 

حفظ ارتباط: بر اساس مطالعات، حفظ مشتری فعلی نسبت به جذب مشتری جدید ارزانتر تمام می شود. بنابراین، صِرف اینکه سئوی سایت خود را تقویت کنید و انبوهی از بازدیدکنندگان را به آن سرازیر کنید کافی نیست. باید آن بازدیدکنندگان را به مشتریانی تبدیل کنید که باز هم به شما مراجعه می کنند. کلید این قفل، حفظ ارتباط با آنها است.

می توانید این کار را از طریق افزایش و تقویت تعامل در کانال های خود در رسانه های اجتماعی انجام بدهید. مردم برای رابطه های خود اهمیت قائل هستند و اگر با آنها تعامل داشته باشید، احتمال اینکه باز هم از شما خرید کنند به شکل قابل ملاحظه ای افزایش خواهد یافت. علاوه بر این، می توانید خبرنامه های هفتگی ارسال کنید و درباره آخرین محصولات تان بنویسید یا نکات مفیدی را با آنها در میان بگذارید. هرچه ایمیل های شما جالب تر و مفیدتر باشند، نتایج بهتری را کسب خواهید کرد.

 

استفاده از نظرات و نقد و بررسی های آنلاین

با آگاهی از این نکته که ۸۸ درصد از مصرف کنندگان برای نقد و نظرات آنلاین به اندازه توصیه های مستقیم دیگران اهمیت قائل هستند، نظرات مشتریان و نقد و بررسی های اینترنتی را جدی تر خواهید گرفت. در واقع، هنگامی که امکان ثبت نظر را در سایت خود فراهم نمی کنید یا نظرات مشتریان را در معرض دید مشتریان بالقوه قرار نمی دهید، فرصت های زیادی را از دست خواهید داد.

متاسفانه بیشتر مردم نظر خود را ثبت نمی کنند، مگر اینکه شکایتی داشته باشند. اما این نباید شما را دلسرد کند. اگر بدانید که چه تعداد از مشتریان فقط با درخواست شما حاضرند که نظر خود را ثبت کنند -به خصوص اگر از محصول یا سرعت ارسال آن راضی باشند- انگشت به دهان خواهید ماند. تنها کاری که باید انجام بدهید این است که از آنها بخواهید.


در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی کار آسانی نیست، اما به سختی فرستادن موشک به فضا هم نیست. با استفاده از نکات بالا می توانید با حرکت در مسیر درست، کار خود را آغاز کنید.

 

 

 

بازاریابی بین المللی چیست و چگونه به بازارهای بین المللی وارد شویم؟

 

بازاریابی بین المللی (International Marketing)، استفاده از اصول بازاریابی برای برآوردن نیازها و خواسته های متنوع افرادی است که در خارج از مرزهای کشور زندگی می کنند.

به عبارت دیگر، بازاریابی بین المللی، انجام فعالیت های بازاریابی در بیش از یک کشور است. اغلب به بازاریابی بین المللی، بازاریابی جهانی (Global Marketing)، نیز اطلاق می شود، به این معنی که ترکیب بازاریابی (به طور خلاصه، محصول، قیمت، مکان، ترویج) با هدفگذاری مشتری بین المللی طراحی می شود و بر طبق ترجیحات ساکنان کشورهای مختلف سفارشی می شود.

یکی از مهم ترین تصمیماتی که هر شرکتی باید بگیرد، این است که آیا به بازار بین المللی وارد شود یا به مرزهای کشورش محدود باشد، اما چه بسا شرکتها به دلیل امنیت سهم بازار داخلی که در اختیار دارند و عدم تمایل به یادگیری قوانین و مقررات بازار جهانی، به جهانی شدن علاقمند نباشند.

با این وجود، دلایل زیر سازمان ها را به سوی جهانی شدن جذب می کنند:

  • رشد مقیاس اقتصاد جهانی
  • اندازه بازار بین المللی
  • بازارهای بکر بین المللی
  • فرصت های پرسودی که در بازارهای بین المللی وجود دارند

 

چگونه به بازارهای بین المللی وارد شویم؟

شرکت ها از طریق روشهای زیر می توانند جهانی شوند:

 

  1. صادرات: آسانترین راه ورود به بازار جهانی، صادرات مستقیم یا غیرمستقیم است. در صادرات غیرمستقیم، پای شرکتهای بازرگانی به میان می آید که از طرف تولیدکننده، خرید و فروش کالاها و خدمات را در خارج از کشور تسهیل می کنند. در حالیکه در صادرات مستقیم، شرکت به تنهایی از یکی از روشهای زیر اقدام به فروش محصولات و خدمات خود می کند:
  • با راه اندازی دپارتمان صادرات در داخل به عنوان یک بخش مستقل
  • از طریق شعبه های خارج از کشور که فعالیت های ترویجی را انجام می دهند و فروش و توزیع را تسهیل می کنند
  • به واسطه نمایندگان فروشی که به خارج سفر می کنند
  • به وسیله توزیع کنندگان یا عواملی که منحصرا از طرف شرکت در خارج فعالیت می کنند
  1. استراتژی های اینترنتی: امروزه شرکت ها دیگر برای نمایش محصولات خود نیازی به حضور در نمایشگاه های بین المللی ندارند؛ آنها به راحتی می توانند آگاهی مورد نظر نسبت به محصولات خود را از طریق رسانه های الکترونیکی، یعنی اینترنت، در مخاطبان هدف بین المللی خود ایجاد کنند. مشتری از طریق وبسایت شرکت می تواند اطلاعات کاملی را درباره محصول مورد نظر کسب کند و از همان طریق نیز محصول را سفارش بدهد.
  2. صدور مجوز (لیسانس) و فرنچایز: یکی از روشهای جهانی شدن، از طریق صدور مجوز است. در این حالت، شرکت اصلی مجوزی را برای شرکت خارجی صادر می کند که به او اجازه می دهد تا در حین تسهیل فروش، از فرآیند تولید، نشان تجاری، پتنت و نام شرکت اصلی استفاده کند. در این مدل، شرکت اصلی کنترل کمتری روی شرکت ثانویه دارد.

اما در مورد فرنچایز (franchise)، شرکت اصلی کنترل بیشتری دارد، زیرا به فرنچایز اجازه می دهد که از طرف شرکت اصلی و بر طبق قوانین و ضوابط آن کار کند. مک دونالدز یکی از نمونه های بارز فرنچایز است.

  1. مشارکت: شرکتها می توانند با همکاری با سایر شرکتها به عرصه بین المللی قدم بگذارند. نمونه بارز این مورد، همکاری شرکتهای سونی و اریکسون تحت عنوان برند سونی اریکسون برای تولید تلفن همراه بود.
  2. سرمایه گذاری مستقیم: و بالاخره، شرکتها می توانند برای تولید یا ارائه خدمات خود به طور مستقیم در کشورهای خارجی سرمایه گذاری کنند.

 

شرکت ها با این هدف وارد بازار بین المللی می شوند که علاوه بر افزایش فروش، سهم بزرگ و ارزشمندی از بازار را تصاحب کنند. اما در فرآیند طراحی اصول بازاریابی، برخی موارد خاص، مانند وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امکانات فناوری کشورهای هدف نیز باید مد نظر قرار بگیرد، چرا که این موارد برای هر کشوری متفاوت هستند و تاثیر آنها روی کسب و کار غیرقابل انکار است.

تاثیر بخش بندی فهرست ایمیل: مقایسه کمپین های بخش بندی شده و کمپین های بخش بندی نشده

بخش بندی یا Segmentation تاکتیکی است که هر صاحب کسب و کار یا بازاریابی که در صدد استفاده از بازاریابی ایمیلی است باید از آن استفاده کند.

اما بخش بندی فهرست چیست؟ هنگامی که فهرست ایمیل هایی که در اختیار دارید را بر اساس یک یا چند معیار طبقه بندی می کنید، فهرست خود را بخش بندی کرده اید (البته با توجه به عنوان این کار، چیزی غیر از این هم انتظار نمی رفت!)، به عنوان مثال، اگر می خواهید فقط مشتریانی که ساکن یزد هستند را هدف قرار دهید، در اینصورت فهرست خود را درست می کنید، آن را با معیار محل سکونت بخش بندی می کنید و سپس ایمیل خود را به افرادی که در دسته ساکنان یزد قرار دارند ارسال می کنید. طبیعتا می توانید بخش بندی خود را با معیارهای خاص تر و دقیق تری انجام بدهید و ایمیل های خود را هدفمندتر ارسال کنید. بخش بندی ایمیل تقریبا یکی از امکانات استاندارد همه ارائه دهندگان خدمات ایمیل (ESP ها) است.

نتایجی که در نمودار زیر مشاهده می کنید جای هیچ تعجبی ندارند. همانطور که مشاهده می کنید، تعداد کلیک های ایمیل های بخش بندی شده تقریبا ۱۰۱ درصد بیشتر، و تعداد افرادی که اشتراک خود را لغو می کنند ۹٫۴ درصد کمتر از ایمیل های بخش بندی نشده است. دلیل اینکه می گوییم مشاهده چنین نتایجی جای تعجب ندارد این است که طبیعتا اگر اطلاعات متناسب تری را در اختیار مخاطبان خود قرار دهید، نه تنها اشتراک خود را لغو نمی کنند، بلکه تعامل انجام داده و روی لینک ایمیل شما کلیک می کنند. در واقع، اگر اتفاقی غیر از این بیفتد، مشکلی وجود دارد و باید به دنبال ریشه یابی برای پیدا کردن علت آن باشید.

با این وجود، ذکر این نکته احتیاطی هم خالی از لطف نیست: همیشه فهرست های بخش بندی شده خود را امتحان (تست) کنید و اطمینان پیدا کنید که اطلاعات مشتریان کاملا درست است. هیچ چیز بدتر از این نیست که مشتری ایمیلی را دریافت کند که در واقع ربطی به او ندارد؛ در اینصورت، بیشتر از آنکه سودی را نصیب خود کنید، به کسب و کارتان لطمه وارد خواهید کرد.

• منبع: گزارش مِیل چیمپ با عنوان «تاثیر بخش بندی فهرست روی آمار بازاریابی ایمیلی»

• جامعه آماری: تقریبا ۲۰۰۰ نفر از کاربران مِیل چیمپ که چیزی نزدیک به ۱۱۰۰۰ کمپین بخش بندی شده را با هدفگذاری تقریبا ۹ میلیون مخاطب اجرا کرده بودند.

 

۳ روش استفاده از پخش زنده اینستاگرام برای کسب و کار

اینستاگرام لایو یا قبلیت پخش زنده اینستاگرام، سرویس نسبتا تازه ای است که به کاربران اجازه می دهد تا از طریق اپ اینستاگرام به راحتی به پخش مستقیم و زنده ویدیو بپردازند. اینستاگرام لایو از طریق استریم (stream) ویدیو بوسیله Stories کار می کند؛ اما بر خلاف Stories، پریسکوپ و فیسبوک لایو، اینستاگرام این ویدیوها را روی پلتفورم خود ذخیره نمی کند. این ویدیوها پس از هر پخش زنده فورا حذف می شوند (مگر اینکه آنها را روی گوشی یا تبلت خودتان ذخیره کنید) و در فید کاربر قرار نمی گیرند.

برای شروع یک پخش زنده، در صفحه اصلی اپ اینستاگرام، صفحه را به سمت راست بکشید و دکمه « Start Live Video» را لمس کنید. در هنگام پخش زنده، به دنبال کنندگان شما اطلاع داده می شود و در نوار Stories هم یک علامت live در زیر عکس تان به نمایش در می آید.

پخش زنده اینستاگرام را می توان هم به صورت عمومی و هم خصوصی انجام داد، و در هر دو حالت با توجه به ویژگی منحصر به فرد زنده بودن آنها، مشاهده شان برای مشتری وسوسه کننده است. اینستاگرام لایو برای کسب و کارهای کوچک فرصت ارزشمندی را فراهم می کند تا رابطه های عمیق تری را با دنبال کنندگان و مشتریان خود شکل بدهند و تعامل خود با آنها را افزایش دهند. آنچه در ادامه می آید سه راه ابتکاری جهت استفاده از اینستاگرام لایو برای کسب و کار کوچک شما است.

  1. یک جلسه پرسش و پاسخ تعاملی راه بیندازید

با مشتریان خود تعامل کنید و به سوالات آنها به شکل زنده پاسخ بدهید.

اینستاگرام لایو هم یک ابزار انتشار ویدیوی زنده و هم یک پلتفورم تعاملی است. کاربران علاوه بر تماشای ویدیو، می توانند از طریق چت زنده با میزبان و سایر تماشاگران تعامل داشته باشند. در پایین هر ویدیو یک بخش comments وجود دارد که از طریق آن همه تماشاچیان می توانند نظرات خود را به اشتراک بگذارند، سوال بپرسند و حس خود را با استفاده از لایک نشان بدهند.

برای برگزاری یک جلسه پرسش و پاسخ، ابتدا زمان آن را به اطلاع مشتریان خود برسانید. از آنها بخواهید که سوالات خود را قبلا از طریق بخش پیام رسانی Direct اینستاگرام برای شما ارسال کنند، یا برای تعامل بیشتر همزمان با پخش زنده آنها را در قسمت comments مطرح کنند.

 

  1. یک جلسه آموزشی یا آزمایشی برگزار کنید

از طریق یک کلاس آموزشی یا آزمایشی رایگان، طرز کار یا تاثیر محصولات و خدمات خود را به مشتری نشان بدهید.

اینستاگرام لایو بر خلاف پست ها و Stories، محدودیت یک دقیقه ای یا ۱۰ ثانیه ای ندارد. این یعنی صاحبان کسب و کار می توانند با نمایش و شرح مشروح محصولات و خدمات خود و تعامل با مشتریان در ویدیوهای طولانی زنده (تا یک ساعت) میزان فروش را افزایش دهند.

به عنوان نمونه، باشگاه های ورزشی می توانند تمرینات و کلاس های خود را مستقیما پخش کنند یا صاحیان رستوران ها و آشپزها می توانند دستور پخت یک غذا را عملا نشان بدهند. فقط موبایل خود را روی یک سه پایه نگهدارنده محکم کنید و آزادانه به اجرا مشغول شوید.

 

  1. پشت صحنه کسب و کار خود را به نمایش بگذارید

با نشان دادن پشت صحنه فعالیت های خود، شخصیت انسانی کسب و کارتان را تقویت کنید. مثلا می توانید فرآیند تولید یک محصول را نشان بدهید، گوشه ای از رویدادهای آتی را به نمایش بگذارید، یا حتی در محیط کار دوری بزنید و چهره های واقعی پشت کسب و کارتان را به مشتریان نشان بدهید. از آنجایی که ویدیوهای اینستاگرام لایو به محض پایان پخش حذف می شوند و در حساب کاربری شما ذخیره نمی شوند، لازم نیست بخاطر نمایش چیزهایی که شاید در آینده نخواهید در دسترس کسی قرار داشته باشد دغدغه ای داشته باشید.


نظر شما چیست؟ از این قابلیت منحصر به فرد که دسترسی به آن در کشور ما آزاد است دیگر چه استفاده هایی می توان کرد؟ لطفا ایده های خود را با ما در میان بگذارید.

۶ درس مهمی که باید به کودکان خود بیاموزید

همه ما بهترین ها را برای فرزندان مان می خواهیم؛ می خواهیم که یک عمر طولانی و زندگی پررونق و شادی داشته باشند، اما متاسفانه هیچ راهی برای تضمین این اهداف وجود ندارد. با این وجود، کارآفرینی بهترین مسیر برای تحقق آنها است.

راه اندازی کسب و کار خودتان یک راه برای ثروتمند شدن را در پیش پای شما می گذارد. با انجام یک کار ارزشمند شادمانی و رضایت درونی کسب می کنید و با کسب استقلال می توانید تصمیمات زندگی تان را خودتان بگیرید و سرنوشت تان را خودتان رقم بزنید.

حتی اگر کودکان شما کارآفرین نشوند، داشتن طرزفکر کارآفرینی می تواند باعث پیشرفت آنها در زندگی شود.

اما چطور می توانید فرزندان خود را مقید کنید تا چنین مسیری را دنبال کنند و به نحوی کارآفرین شوند؟

موارد زیر شش درس هستن که باید به کودکان خود بیاموزید:

 

  1. «پتانسیل تو محدودیتی ندارد.»

چه به دنبال کسب درآمد باشید یا فقط بخواهید دنبال کنندگان خود را در رسانه های اجتماعی افزایش بدهید، در هر صورت اگر مصمم باشید، هیچ محدودیتی برای دستاوردهای شما وجود ندارد. این درسی است که باید به کودکان خود انتقال بدهید. داشتن ایده های بزرگ و اهداف بلندپروازانه شما را مجبور می کند تا بیشتر تلاش کنید و بالاخره باعث کسب دستاوردهای بیشتری در زندگی تان خواهد شد. اگر تصور کنید که محدودیت دارید، شایسته برخی از موفقیت ها نیستید یا اینکه دنبال کردن رویاهایتان غیرممکن است، در اینصورت همین پیش بینی به حقیقت خواهد پیوست. به کودکان خود یاد بدهید که اگر به اندازه کافی تلاش کنند، از پس انجام هر کاری که بخواهند بر می آیند.

 

  1. «شکست ایرادی ندارد.»

یک تحقیق که توسط محققان فرانسوی انجام شد نشان داد که کودکانی که این جمله را می شنوند عملکرد بهتری پیدا می کنند. شکست یکی از اجزای لاینفک کارآفرینی است. اغلب کارآفرینان در ابتدای کار خود با شکست روبرو می شوند و گذشتن از این مرحله برای شروع حرکت بعدی ضروری است.

اگر از شکست می ترسید اصلا نباید به کارآفرینی فکر کنید. متاسفانه در فرهنگ ما شکست ننگ به حساب می آید. به کودکان خود بگویید که هر شکست فقط یک درس است؛ یک تجربه آموزشی که می تواند برای پیشرفت بیشتر در زندگی از آن استفاده کند.

  1. «ایده های تو مهم هستند.»

ایده پردازی در کارآفرینی حرف اول را می زند. واضح است که پیش از آنکه بتوانید کسب و کار خود را آغاز کنید به یک ایده درخشان نیاز دارید، اما برای رشد و حل مشکلات و شرایط دشواری که در روند کار نیز پیش می آیند به ایده های خوب و خلاقانه نیاز خواهید داشت. مخصوصا اگر به ایده پردازی عادت نداشته باشید یا ذهن خلاقی نداشته باشید، تولید ایده بسیار دشوار خواهد بود. به کودکان خود بیاموزید که ایده هایشان اهمیت دارد، و به هر ایده ای که به ذهنشان می رسد با توجه و علاقه گوش کنید. این کار باعث می شود که با خیال راحت تری ایده پردازی کنند و به افزایش اعتماد به نفس شان در توضیح و اجرای آن ایده ها کمک می کند.

 

  1. «پیش بینی زندگی دشوار است.»

اگر کسب و کاری را با یک برنامه انعطاف ناپذیر و طرز فکر توأم با یکدندگی آغاز کنید، احتمالا با مواجهه با اولین مشکل به زمین خواهید خورد. حقیقت این است که پیش بینی همه چیز غیرممکن است. شاید تحقیقات شما درباره بازار آنطور که فکر می کردید دقیق نبوده باشد، یا شاید ناگهان یک رقیب جدید ظاهر شود یا بازار بی ثبات شود.

جلب توجه کودکان به غیرقابل پیش بینی بودن زندگی به آنها کمک می کند تا از تمرکز بیش از حد روی یک ایده یا یک مسیر خاص خودداری کنند. علاوه بر این، چنین نگرشی به آنها کمک می کند تا مهارتهای سازگاری و انعطاف پذیری -که برای راه اندازی و مدیریت کسب و کار حیاتی هستند- را در خود تقویت کنند.

  1. «تصمیم گیری درست، زمانبر است.»

گاهی تصمیم گیری آسان است، اما در بیشتر اوقات با ابهام و تردید روبرو می شویم. در هر دو حالت، روشهای درست و غلطی برای تصمیم گیری وجود دارند. تصمیمات فرزند شما در کودکی شاید در حد انتخاب کفش و کیف مدرسه اش باشد، اما یادگرفتن قواعد تصمیم گیری صحیح باعث می شود که در هر شرایطی تصمیمات بهتری بگیرد، حتی هنگامی که یک سازمان چندمیلیاردی را مدیریت می کند.

به کودکان خود کمک کنید تا تفاوت بین حس درونی و اطلاعات ملموس را درک کنند و روش بررسی مزایا و معایب گزینه های مختلف را یاد بگیرند. مهارت تصمیم گیری در موقعیت های بیشماری برای آنها کارساز خواهد بود.

 

  1. «گوش دادن اهمیت دارد.»

مهارت گوش دادن (شنیدن همراه با توجه) یکی از مهم ترین مهارتهای ارتباطی است که کودکان باید کسب کنند. فرزندان شما از این طریق می توانند شراکت ها و دوستی های بهتری را شکل بدهند و ارتباطات موثرتری را ایجاد کنند، توجه توأم با احترام بیشتری را دریافت کرده و درک بهتری نسبت به آنچه که در مردم تاثیر می گذارد پیدا می کنند؛ و همین باعث می شود که فروشندگان و بازاریاب های بهتری شوند.

آموزش گوش دادن به عنوان یک مهارت دشوار است، اما یکی از بهترین کارهایی که در همین راستا می توانید انجام بدهید این است که نشان بدهید که خودتان یک شنونده فعال هستید و در واقع، این مهارت را عملاً به آنها آموزش بدهید.

البته تضمینی وجود ندارد که آموختن این درسها به شکل سحرآمیزی فرزند شما را به یک کارآفرین تبدیل کند؛ برخی از انسانها از مادر زاده شده اند تا کارآفرین شوند و شاید برای بقیه اینطور نباشد. اما در هر صورت، این درسهای ارزشمند باعث می شوند که فرزند شما تصمیمات خود را با اعتماد به نفس بیشتری بگیرد، با تمرکز بیشتری به دنبال چیزی که در وجودش چراغ شادی را روشن می کند برود و در نهایت از زندگی خود راضی تر باشد.

بنابراین، سعی کنید که ریسمان این درسها را در میان تار و پود زندگی روزمره خود ببافید و به کودکان خود یادآوری کنید که واقعا چه چیزهایی در زندگی اهمیت دارند.

پرکاربردترین کانال های بازاریابی دیجیتال برای کسب و کارهای کوچک

بر اساس تحقیقی که اخیرا توسط دریپ انجام شد، وبسایت و رسانه های اجتماعی دو مورد از کانال های بازاریابی دیجیتال هستند که کسب و کارهای کوچک بیش از همه از آنها استفاده می کنند.

این تحقیق بر اساس یک نظرسنجی از ۱۰۰۳ داوطلب از میان صاحبان و مدیران کسب و کارهای کوچک ایالات متحده انجام گرفت.

تقریبا ۷۱ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی برای بازاریابی کسب و کار خود به وبسایت خود تکیه کرده بودند و بازاریابی ۶۸ درصد از شرکت کنندگان از طریق رسانه های اجتماعی انجام می گرفت.

از میان صاحبان کسب و کاری که در این نظرسنجی شرکت کردند، تنها ۲۸ درصد اعلام کردند که روی تبلیغات دیجیتال سرمایه گذاری کرده اند.

تقریبا چیزی نزدیک به ۵۸ درصد از صاحبان کسب و کارهای کوچک شرکت کننده در این نظرسنجی باور داشتند که معنی صفحه فرود را درک می کنند، و ۵۴ درصد نیز اعتقاد داشتند که میتوانند نرخ تبدیل را تعریف کنند.

کمتر از نیمی از صاحبان کسب و کار می توانستند عبارات مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، اتوماسیون بازاریابی (marketing automation)، قیف فروش و بازاریابی درونگرا (inbound marketing) را تعریف کنند.

تقریبا ۳۹ درصد از صاحبان کسب و کارهای کوچک دقیقا نمی دانستند که از فعالیت های بازاریابی خود چه مقدار بازگشت سرمایه به دست می آورند؛ به عقیده ۳۴ درصد از آنها میزان بازگشت سرمایه حاصل از بازاریابی شان قابل قبول بود. این میزان برای ۲۲ درصد غیرقابل قبول و از نظر ۶ درصد بسیار مثبت بود.