۱۲ ایده برای کار پاره وقت

ترک کردن شغل ثابت برای آغاز یک کسب و کار جدید می تواند کار مهیجی باشد، اما اگر به اندازه کافی و وافی پول پس انداز نکرده باشید، می تواند بار مالی سنگینی را به شما تحمیل کند. مشغول شدن به یک کار جانبی در فرآیند حرکت به سوی کارآفرینی می تواند کمک خرج هزینه ها باشد و به شما کمک می کند تا به گنجینه مهارت های خود چند جواهر دیگر را نیز اضافه کنید.

آنچه در ادامه می آید، ۱۲ ایده برای کسب و کار پاره وقت است که می تواند برای کارآفرینان سودمند باشد:

 

  1. راننده تاکسی یاب های اینترنتی

اگر گواهینامه رانندگی، یک خودروی سالم و بیمه داشته باشید، احتمالا شرایط لازم برای کار از طریق تاکسی یاب های اینترنتی را دارید. با کار از طریق این سرویس ها می توانید درآمد نسبتا خوبی را هم کسب کنید؛ به عنوان نمونه، یکی از ارائه دهندگان این خدمات ادعا می کند که با ۱۰ ساعت کار روزانه می توانید ماهانه ۵ میلیون تومان درآمد داشته باشید. برای ثبت نام کافی است عبارت «تاکسی اینترنتی» را در گوگل جستجو کنید و با ورود به سایت ارائه دهنده خدمات، شرایط و ضوابط را مطالعه و اقدام کنید.

 

  1. تدریس خصوصی

اگر یک مدرک دانشگاهی یا مهارت خاصی دارید (مثلا تخصص در رایانه یا یک زبان خارجی)، می توانید کار تدریس خصوصی را آغاز کنید. ابتدا مخاطب هدف تان را مشخص کنید (مثلا ریاضی برای دانش آموزان دبیرستانی، یا تدریس رایانه به بزرگسالان)، سپس به تبلیغ خدمات خود بپردازید. از فراگیران خود بخواهید که دیگران را به شما ارجاع بدهند.

 

  1. آرایشگر

اگر با یک قیچی و شانه می توانید شاهکار خلق کنید، با کمی تبلیغ و جلب اعتماد مشتری می توانید درآمد خوبی را عاید خود کنید. اگر مهارت کافی ندارید، با شرکت در کلاس های نسبتا کوتاه مدت مقدماتی آرایشگری مردانه یا زنانه می توانید پس از مدتی دست به کار شوید. در ابتدای کار می توانید با قیمت نازل یا رایگان به دوستان و خانواده خدمات بدهید و پس از مدتی با ارائه نرخ های رقابتی برای مدلهای مدرن، عروسی و ارائه سایر خدمات آرایشی به کار خود رونق بدهید.

 

  1. آموزش نرم افزار

اگر در کار با یک نرم افزار تخصصی مهارت داشته باشید، می توانید از انتقال اطلاعات خود به افراد آماتور یا متخصصانی که می خواهند مهارت های خود را گسترش بدهند درآمد کسب کنید. جلسات خصوصی یا گروهی برگزار کنید و حق التدریس خود را به شکل ساعتی دریافت کنید. صبر و یک شخصیت فوق العاده در این کار ضروری است.

 

  1. آچار فرانسه در محل!

آیا در بین دوستان و خانواده به یک «آدم فنی» معروف هستید؟ اگر پاسخ تان مثبت است، می توانید یک کسب و کار پاره وقت بر مبنای انجام تعمیرات در محل راه بندازید و با کمی تبلیغ (در اینترنت، بخش آگهی های روزنامه ها و همه جا) کار خود را آغاز کنید. به عنوان مثال، کارهایی مانند لوله کشی، بازکردن لوله و تعویض شیرآلات، برق کشی و تعمیرات وسایل برقی، راه اندازی و سرویس کولر، تعمیر وسایل چوبی، گچ کاری های جزئی، راه اندازی بخاری و مواردی از این قبیل کارهایی هستند که می توانید انجام بدهید و درآمد خوبی کسب کنید.

 

  1. خوانندگی و نوازندگی

اگر دستی بر آتش موسیقی یا خوانندگی دارید، می توانید با اجرای برنامه در مراسم های عروسی یا سایر رویدادها به صورت پاره وقت درآمد کسب کنید.

 

  1. تمیزکاری و نظافت

نظافت منزل برای خانواده هایی که همیشه درگیر کار هستند به سرعت به انتهای فهرست اولویت ها سقوط می کند. اینجا است که شما می توانید در ایام تعطیل یا بعدازظهرها با انجام برخی از کارها، از گردگیری و جاروکشیدن گرفته تا شستشوی انباری، خودی نشان بدهید. هزینه کار خود را به صورت ساعتی دریافت کنید یا یک بسته خدماتی درست کنید و قیمت ثابتی را برای آن در نظر بگیرید. یک نکته مهم: کار، عار نیست!

 

  1. کاریکاتوریست یا نقاش

نقاشی تان خوب است؟ پس از تمرین بیشتر و تسلط بر تکنیک های نقاشی یا کاریکاتور، یک مجموعه نمونه کار برای ارائه به مشتریان بالقوه تهیه کنید. پس از آن به دنبال رویدادهای محلی باشید و اگر به اجاره محل خاصی نیاز است اقدام کنید و به ارائه خدمات خود بپردازید. علاوه بر این می توانید در هر کجا، از جمله پارک ها نیز پرتره مردم را نقاشی کنید. هزینه کار خود را به ازای هر پرتره با مبلغ ثابت دریافت کنید. بسته به اینکه چقدر می توانید سریع کار کنید، درآمد زیادی را می توانید کسب کنید.

 

  1. تولید تزئینات یا صنایع دستی

آیا در بافندگی، قلاب دوزی، ساخت وسایل تزئینی و جواهرات یا تولید سایر دست ساخته های کوچک مهارت دارید؟ اگر در مدت کوتاهی می توانید تولیدات زیادی داشته باشید یا تولیدات اندک شما ارزش بالایی دارند، می توانید به عرضه آنها به عموم مردم فکر کنید. می توانید با کمک رسانه های اجتماعی و مخصوصا اینستاگرام شهرتی برای خود دست و پا کنید و حتی از همان طریق نسبت به فروش محصولات تان نیز اقدام کنید. به علاوه، با افزایش موجودی می توانید محصولات خود را در نمایشگاه ها یا رویدادهای محلی و خیریه نیز به فروش برسانید.

 

  1. مربی ورزش

عشق خود به آمادگی جسمانی را با مشغول شدن به مربیگری در یک باشگاه ورزشی به یک کار پاره وقت پرسود تبدیل کنید. بیشتر مشتریان زمان باشگاه خود را پس از ساعات کاری تعیین می کنند، در نتیجه می توانید با داشتن یک کار ثابت هم به این کار مشغول باشید.

 

  1. معلم موسیقی

برای افرادی که مهارت موسیقیایی دارند، تدریس به افرادی که می خواهند نواختن یک ساز را یاد بگیرند می تواند یک منبع فوق العاده برای کسب درآمد اضافی باشد. هنرجویان می توانند ساز خود را به منزل شما بیاورند (به جز پیانو) و همین باعث می شود که بتوانید در خانه خودتان کار کنید. علاوه بر این، می توانید به آموزش آواز نیز بپردازید؛ هنری که طرفداران بیشماری دارد.

 

  1. دفتردار

بسیاری از کسب و کارهای کوچک برای خود حسابدار تمام وقت ندارند، بنابراین کار ثبت و ضبط هزینه ها بر دوش صاحب کسب و کار قرار می گیرد. یک دفتردار پاره وقت بسیار منظم و قابل اعتماد می تواند استرس رسیدگی به دریافت ها و پرداختها را از میان بردارد.


آیا شغل پاره وقت دیگری هم به ذهن شما می رسد؟ لطفا ایده های خود را در بخش نظرات با گویا آی تی در میان بگذارید.

 

 

 

قیف محتوا: هدفگیری مشتری با محتوای مناسب در زمان مناسب

بر اساس گزارشی که موسسه بازاریابی محتوایی در سال ۲۰۱۶ منتشر کرد، با وجود اینکه استراتژی بازاریابی محتوایی در بیش از سه چهارم (۷۶ درصد) بازاریابی ها گنجانده شده بود، اما کمتر از نیمی از بازاریاب ها (۳۶ درصد) اعتقاد داشتند که استراتژی محتوایی آنها در دستیابی به اهداف مورد نظر عملکرد تاثیرگذاری داشته است.

با توجه به اینکه یک بازاریابی محتوایی موفق در افزایش تعامل با مشتری، افزایش آگاهی نسبت به برند و در نهایت کمک به رشد کسب و کار شما از طریق افزایش فروش نقش اساسی ایفا می کند، آمار بالا از میزان ایده آل فاصله بسیار زیادی دارد. ارائه محتوای خوب به مخاطب اهمیت به سزایی دارد، اما چگونه می توانید اطمینان پیدا کنید که محتوای مناسبی را در یک زمان مناسب با مخاطب خود به اشتراک می گذارید؟

صاحبان کسب و کار می توانند از یک قیف محتوا به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی محتوایی خود استفاده کنند. قیف محتوا یک برنامه پنج مرحله ای است که به شما کمک می کند تا محتوای مناسب را در زمان مناسب در اختیار مشتریان بالقوه خود قرار دهید، و اگر همه چیز به درستی پیش برود، آنها را به مشتریان وفاداری تبدیل کنید که بارها و بارها به شما مراجعه خواهند کرد.

 

مراحل قیف محتوا از این قرار است:

 

  1. آگاهی

مرحله اول، مرحله ای است که باید تا می توانید خود را در معرض دید مشتری قرار دهید.

شما به عنوان یک صاحب کسب و کار باید با مشتریان بالقوه ای که به دنبال سرمایه گذاری در محصولی هستند که شما می توانید به آنها ارائه بدهید ارتباط برقرار کنید. هنگامی که توجه یک مشتری بالقوه به شما جلب شد، زمان تولید محتوایی فرا می رسد که شعله ایجاد شده را تغذیه می کند و بدون اجبار برای فروش – که باید در ادامه به شکل طبیعی انجام شود – به تعامل با مشتری ادامه می دهد. مهارت نویسندگی خود را تقویت کنید، رپورتاژ آگهی های جذاب بنویسید، وبلاگ خود را غنی کنید و از مبحث سئو غافل نشوید و همچنین آیتم های محتوایی خود را از طریق رسانه های اجتماعی نیز ترویج کنید تا بیشتر دیده شوید.

 

  1. توجه

مرحله دوم مرحله ای است که باید طی آن اعتماد و علاقه مشتری را به خود جلب کنید تا خرید از شما را به عنوان یکی از گزینه های خود مد نظر قرار بدهد.

هنگامی که مشتری به مرحله دوم قدم می گذارد، بهترین موقعیت برای ارائه کدهای تخفیف و پیشنهادات ویژه در محتوا برای ترغیب وی به سرمایه گذاری در محصولات تان فرا می رسد، البته مراقب باشید که این نوع از محتوا را وارد فاز هرزنامه (اسپم) نکنید. به علاوه، اکنون زمان بسیار مناسبی برای برنامه ریزی برای نقد و بررسی های مشتریان و روش استفاده از آنها است. در بسیاری از موارد کافی است که نظرات همه مشتریان خود را در اختیار مشتریان بالقوه خود قرار دهید و اطمینان پیدا کنید که فورا به تک تک سوالات احتمالی آنها پاسخ می دهید.

 

  1. تصمیم گیری

مرحله سوم مرحله ای است که طی آن باید با ارائه محتوای تخصصی تر به مشتری بالقوه ثابت کنید که بدون شک خرید از شما کار درستی است.

اکنون که اعتماد مشتری را به خود جلب کرده اید، باید ارزش بیشتری را در محتوای خود به او ارائه کنید. از حداکثر قدرت نویسندگی خود استفاده کنید و محتوای خود را در پلتفورم های مختلف برند به اشتراک بگذارید. مقالات و پرسش و پاسخ های تخصصی تر در این مرحله کارساز خواهد بود.

 

  1. تثبیت

مرحله چهارم، مرحله پس از خرید است.

مشتری محصول شما را خریداری کرده و هنوز از طریق رسانه های اجتماعی و مطالعه خبرنامه هایی که به معرفی محصولات دیگر می پردازند با شما تعامل دارد. اینجا همانجایی است که باید با استفاده از محتوا و متن های متقاعدکننده، کاری کنید که مشتری باز هم به شما مراجعه کند.

مرحله پس از خرید یک فرصت طلایی برای ارتباط با مخاطب و حفظ علاقمندی وی به برند شما است. کاری که باید انجام بدهید این است که از طریق محتواهای مدیریتی، خبرنامه، وبینار و ارسال مرتب پست در رسانه های اجتماعی جایگاه خود را به عنوان یک مرجع در بازار تثبیت کنید تا مصرف کننده تعامل خود را با شما حفظ کرده و متقابلا، خرید بیشتری از برند شما انجام دهد.

 

  1. بازگشت

هنگامی به مرحله پنجم می رسید که سایه شوم رکود را احساس می کنید.

از آخرین باری که مشتری محصولی را از شما خریداری کرده زمان زیادی می گذرد و او دیگر خبرنامه ها و پست های شما در رسانه های اجتماعی را مطالعه نمی کند؛ به عبارتی شما دیگر طلایه دار ذهن مشتری نیستید. اینجا جایی است که باید با ارائه محتوای فوق العاده و مناسب دوباره به میدان بازگردید!

جهت برقراری ارتباط مجدد با مشتریان قبلی، باید به منظور تعیین تغییرات مورد نیاز، به بررسی خواسته ها و رفتارهای خرید آنها بپردازید. پس از آن باید با تغییر در لحن و کلمات، ساختار یا تقویت محتوای خود اطمینان پیدا کنید که ارزش و منفعت تازه و مناسب و متناسبی را به مشتری تقدیم می کنید.

 

۲۰ پیش بینی درباره بازاریابی در سال ۲۰۲۰

در طول سالیان گذشته، بازاریاب ها همیشه سال ۲۰۲۰ را به عنوان قلمروی دوردستی تصور می کردند که در آن مصرف کنندگان قدرت خواهند یافت، شرکت ها بیش از پیش پاسخگو خواهند شد و تکنولوژی هایی مانند واقعیت مجازی و اینترنت اشیا رایج و متداول می شوند. اما اکنون دیگر زیاد با سال ۲۰۲۰ فاصله نداریم؛ چیزی کمتر از سه سال! بنابراین باید تصور سال ۲۰۲۰ به عنوان یک افق دوردست را کنار بگذاریم و برنامه ریزی برای آن به عنوان یک واقعیت نزدیک را آغاز کنیم.

ما در این مطلب به منظور کمک به شما در برنامه ریزی برای آینده، ۲۰ مورد از آمار و ارقامی که وضعیت بازار را در حوزه های مختلف، از جستجو گرفته تا واقعیت مجازی در سال ۲۰۲۰ نشان می دهند را به شکل طبقه بندی شده گردآوری کرده ایم. این پیش بینی ها برای تصمیم گیری در مورد انتخاب بخش هایی که باید روی آنها بیشتر سرمایه گذاری کنید و همچنین تشخیص فرصت های ممکن برای کسب و کارتان به شما کمک خواهند کرد:

برنامه ریزی – تاثیر اَبَرروند ها (megatrend) روی فعالیت کسب و کار شما

  • کل هزینه کرد بازاریابی در جهان به ۱٫۳ تریلیون دلار خواهد رسید (منبع: Statista)
  • کل هزینه کرد بازاریابی دیجیتال در سطح جهان به ۳۰۶ میلیارد دلار خواهد رسید (منبع: Statista)
  • تا سال ۲۰۲۰ بیش از ۷۵ میلیارد دستگاه به اینترنت متصل خواهند شد (منبع: TechCo)

دسترسی – روندهای اصلی در تکامل سئو و روش جستجو برای اطلاعات

  • مجموع هزینه کرد ایالات متحده روی سئو به ۷۹ میلیارد دلار خواهد رسید (منبع: Statista)
  • تقریبا ۳۰ درصد جستجوها از طریق ابزارهای فاقد نمایشگر انجام خواهند شد (منبع: Mediapos)
  • ۴ میلیون دستگاه اسپیکر هوشمند (مانند الکسا و گوگل هوم) در ایالات متحده وجود خواهد داشت (منبع: Activate)
  • بیش از ۷۵ درصد ترافیک اینترنت موبایل به ابزارهای هوشمند تعلق خواهد داشت (منبع: Cisco)

عمل – تاثیر تکنولوژی های جدید روی تجربه کاربری

  • تا سال ۲۰۲۰، ۲٫۵ میلیارد دستگاه گوشی هوشمند فعال وجود خواهد داشت. این رقم از تعداد کاربران اینترنت در سال ۲۰۱۰ بیشتر است.
  • میزان فراگیری استفاده از ابزارها و ارتباطات هوشمند در خاورمیانه و آفریقا از ۱۹ درصد در سال ۲۰۱۶ به ۷۱ درصد در سال ۲۰۲۱ خواهد رسید (منبع: Cisco)
  • ۹۱ درصد کارکنان شرکتها بر این باورند که اگر شرکت شان شرایط فعلی خود را حفظ کند، در سال ۲۰۲۰ توان رقابتی خود را از دست خواهد داد (منبع: Infomentum)
  • پیش بینی می شود که درآمد تکنولوژی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده تا سال ۲۰۲۰ به ۱۵ میلیارد دلار برسد (منبع: Digi-capital)
  • تا سال ۲۰۲۰ بیشتر از ۲ میلیارد وسیله خانگی دارای قابلیت اتصال به اینترنت فروخته خواهد شد و بیش از ۹۰ درصد خودروها به اینترنت متصل خواهند بود (منبع: com)

تبدیل – اندازه بازار و روش جذب مشتری

  • تا سال ۲۰۲۰، بیش از ۳ میلیارد کاربر ایمیل وجود خواهد داشت. این رقم ۳۰۰ میلیون نفر بیشتر از سال ۲۰۱۷ است (منبع: Radicati)
  • فروش بین المللی و محلی تجارت الکترونیکی به ۶۹ میلیارد پوند انگلستان خواهد رسید (منبع: Statista)
  • بازار استفاده از یادگیری ماشینی تا سال ۲۰۲۰ به ۱۳ میلیارد دلار خواهد رسید (منبع: Ironpaper)
  • تجارت الکترونیکی برون مرزی کسب و کار با مشتری (B2C) تقریبا به یک تریلیون دلار خواهد رسید (منبع: UNCTAD)

تعامل – تغییرات روش تعامل مشتری در طول سالهای پیش رو

  • روندهای فینتِک (تکنولوژیهای مالی): انتظار می رود که ارزش معاملاتی خدمات مشاوره مالی خودکار به ازای هر کاربر در بریتانیا تقریبا از سیزده هزار دلار آمریکا در سال ۲۰۱۵ به ۲۷ هزار دلار در سال ۲۰۲۱ افزایش پیدا کند (منبع: Statista)
  • بازار هوش مصنوعی رشد پرشتابی را تجربه خواهد کرد و تا سال ۲۰۲۰، ارزشی بالغ بر ۵ میلیارد دلار خواهد داشت (منبع: Markets and Markets)
  • تعداد کاربران رسانه های اجتماعی تقریبا نیم میلیارد نفر افزایش خواهد یافت (منبع: Statista)
  • هزینه کرد در تبلیغات رسانه های اجتماعی در سال ۲۰۲۰ از هزینه کرد برای تبلیغات در روزنامه ها پیش خواهد افتاد (منبع: CNBC)

بازاریابی ایمیلی؛ کاری که احتمالا به درستی انجام نمی دهید

همه استراتژی های بازاریابی ایمیلی آنطور که باید و شاید موثر نیستند و استفاده از استراتژی های درست و اجرای صحیح آنها از آنچه که معمولا تصور می شود دشوارتر است و اهمیت بسیار بیشتری دارد. رویه های مختلف بازاریابی دیجیتال می آیند و می روند، اما ایمیل همچنان قدرت خود را حفظ کرده است.

در واقع، شاید داشتن وبسایت تنها بُعدی از بازاریابی باشد که از ایمیل ضروری تر است، اما بازگشت سرمایه بالای ایمیل باعث می شود که اختصاص بودجه بیشتر و بیشتر از جانب صاحبان کسب و کارها و بازاریاب ها برای آن موضوع عجیبی به نظر نرسد.

راز موفقیت کمپین های بازاریابی ایمیلی در استفاده از تاکتیک های مناسب نهفته است.

تاکتیک های اشتباه که باید از آنها دوری کنید

موارد زیر چند نمونه از نبایدهای بازاریابی ایمیلی هستند که به شما کمک می کنند تا از آزار یا طرد مشترکان خود جلوگیری کنید:

  1. «همینطوری» ایمیل نفرستید!

به اعتقاد بسیاری از مصرف کنندگان، برآورد بازاریاب ها از تمایل مردم نسبت به میزان دریافت ایمیل از جانب برندها صحیح نیست. به علاوه، ایمیل هایی که حاوی اطلاعات کاربردی و سودمندی نباشند خسته کننده و هرزنامه گونه به نظر می رسند و سبب ساز لغو اشتراک مشترکان می شوند.

هر پیامی باید جلب توجه کند و از مخاطب بخواهد تا عملی را انجام دهد. هنگامی که مشتری می بیند که همه بخش های کمپین شما برایش معنادار است، خوشحال می شود و قدردانی خود را با خرید از شما نشان می دهد.

  1. فقط روی فروش تمرکز نکنید

تاریخ مصرف ایمیل هایی که حاوی عناوینی مملو از علامت تعجب و لحنی که به وضوح فقط به دنبال فروش است هستند (مثلا، «۵۰ درصد تخفیف فقط همین امروز!!!») مدت ها است که گذشته است. اطلاعات مردم نسبت به ترفندهای بازاریابی افزایش یافته و بعید نیست که استفاده از چنین عناوینی باعث نشان کردن ایمیل های شما به عنوان هرزنامه بشود.

خودتان را جای مشتری بگذارید. اگر خودتان ایمیلی مشابه با ایمیلی که می فرستید را دریافت کنید چه حس و حالی خواهید داشت؟ اگر عنوان ایمیل خودتان باعث می شود که فکر کنید «اینها فقط به دنبال پول من هستند!» در اینصورت باید خلاقیت بیشتری به خرج دهید. به عنوان نمونه، عناوین شخصی تر و صمیمی تر، مثل «تولدت مبارک فلانی؛ سورپرایز مخصوص شما» با مخاطب ارتباط برقرار کرده و حس کنجکاوی او را تحریک می کند.

  1. زیاده گویی نکنید.

افراط در ارائه اطلاعات، نرخ تبدیل را به شدت کاهش می دهد. اگر ایمیل شما به اندازه کافی کوتاه نبوده و درک آن به آسانی امکانپذیر نباشد، در اینصورت مخاطب آن را به دقت مطالعه نخواهد کرد و فراخوان به عمل شما در میان متن گم می شود.

اگر می خواهید حجم زیادی از اطلاعات را ارسال کنید، آن را قطعه قطعه کرده و به صورت سریالی ارسال کنید. علاوه بر این می توانید به جای ارسال مستقیم همه اطلاعات، لینک برخی از آنها را در ایمیل خود قرار دهید تا مخاطب به فراخور نیاز و علاقه خود حق انتخاب داشته باشد.

  1. در انتخاب تصاویر سختگیر باشید.

تصاویر باید مکمل متن شما باشند. افراط یا تفریط در استفاده از تصاویر مخرب است: نسبت نامتناسب بین تصویر و متن باعث می شود که ایمیل شما ظاهر شلوغی داشته باشد. بدتر از این، تصاویری که کیفیت مناسبی ندارند باعث می شوند که کسب و کار شما کسب و کار آماتوری به نظر برسد که فاقد آمادگی لازم برای فعالیت در دنیای کسب و کار است.

از آنجایی که یک تاخیر یک ثانیه ای می تواند نرخ تبدیل را تا ۷ درصد کاهش دهد، تست کردن ایمیل ها یک مرحله ضروری است که حتما باید پیش از ارسال هر ایمیل مرتبط با بازاریابی ایمیلی انجام شود. پیش نمایشی از ایمیل های خود را در پلتفورم های مختلف مورد بررسی قرار دهید و هر جا که امکان تقویت و بهبود وجود دارد دست به کار شوید.


ایمیل نقش خود را به عنوان تکیه گاه هر کسب و کاری که به بازاریابی دیجیتال وابسته است حفظ خواهد کرد و سودی که حاصل می کند ارزش هزینه و تلاش مورد نیاز خود را دارد.

اگر پیامی که برای مخاطب خود ارسال می کنید با او تناسب داشته باشد و برای کسب اطمینان از اینکه ایمیل های خروجی شما جذاب، واضح و مملو از اطلاعات سودمند هستند تلاش می کنید، در اینصورت هر بار که روی دکمه «ارسال» کلیک می کنید، سود بیشتری را نسبت به گذشته عاید خود خواهید کرد.

 

۵ چیزی که از رهبران موفق نمی شنوید

بارها و بارها اتفاق می افتد که پس از یک گفتگو متوجه می شوید که طرف مقابل برداشت متفاوتی نسبت به نیت شما داشته است، یا اینکه می بینید روی یک کلمه یا عبارت کلید کرده است، در حالیکه اصل موضوع چیز دیگری است و شما واقعا از استفاده از آن کلمه یا عبارت منظوری نداشته اید. کلماتی که به عنوان یک رهبر یا مدیر از آنها استفاده می کنید، حتی اگر منظور یا منظور بدی هم نداشته باشید باز هم می توانند روی اعضای گروه و کارکنان شما تاثیر بگذارند. مساله این است که شاید اصلا خودتان هم از این کلمات و تاثیر آنها آگاه نباشید.

آنچه در ادامه می آید، پنج عبارت است که پتانسیل اضمحلال انگیزه کارکنان شما را دارند:

 

  1. «کاری از دست من بر نمی آید.»
    آیا تاکنون برای شما هم اتفاق افتاده که با بخش خدمات مشتریان تماس گرفته و چنین جمله ای را شنیده باشید: «متاسفم، کاری از دست من بر نمیاد.» شنیدن این جمله واقعا مستاصل کننده است. استفاده از این گونه جملات به این معنی است که ایده های تان تمام شده است. آیا حاضرید از کسی پیروی کنید که هیچ ایده ای ندارد؟ ایده های رهبران خوب هیچ وقت تمام نمی شود؛ فقط شاید چیزهایی وجود داشته باشند که هنوز امتحان نکرده باشند. شاید مستاصل باشید و تصور کنید که واقعا در حال حاضر هیچ کاری از دست تان بر نمی آید، اما اگر مرتبا از این جمله استفاده کنید می توانید انتظار داشته باشید که اعضای تیم شما روز به روز ناامیدتر و بدبین تر شوند.

جایگزین: «به نظر شما چه کاری از دست من بر میاد؟»

 

  1. «همیشه» و «هرگز»

استفاده از عبارات مطلق در ادبیات رهبری زیانبار است. در هنگام رهبری دیگران، به یاد داشته باشید که مردم حافظه بلندمدت دارند و استفاده از این کلمات مطلق می تواند در آینده برای شما دردسرساز شود. هرچه عبارت مطلق شما غیرمنطقی تر باشد، برای مدت بیشتری در حافظه ها باقی خواهد ماند.

جایگزین: «معمولا»، «گاهی» یا «هنوز چنین تجربه ای نداشته ام.»

 

  1. «نه، چون …»

این عبارت شما را در زمره رهبران منفی باف قرار می دهد، یا شاید هم بدتر؛ رهبری که ذهن بازی برای پذیرش ایده های جدید ندارد. اگر مرتبا چنین فکر می کنید یا می گویید «ما نمی تونیم این کار رو انجام بدیم، چون قبلا هیچ کس نتونسته» یا «نه، چون همیشه اینطوری کار کردیم»، در اینصورت بعید نیست که واقعا یک رهبر منفی باف باشید. پیروی از یک رهبر منفی باف دشوار است. اگر یکی از اعضای تیم شما ایده جدیدی را پیشنهاد بدهد و فقط چند بار با یک پاسخ «نه، چون…» روبرو شود، دیگر به دنبال خلق و ارائه ایده تازه ای نخواهد رفت.

جایگزین: «بله، ما می تونیم انجامش بدیم اگر …»

 

  1. «متوجه شدی؟»

شاید هدف شما از استفاده از این سوال دریافت تایید از طرف مقابل یا اطمینان از این باشد که همه چیز را متوجه شده است، با این وجود معنای ضمنی که برداشت می شود این است که مخاطب شما نمی فهمد! علاوه بر این، چنین پرسش هایی یک لحن تحقیرکننده در خود دارند که بیشتر در کودکی و از جانب بزرگترها می شنیدیم. یکی از سریع ترین روش ها برای بستن درهای ارتباط این است که از موضع بالاتری با طرف مقابل خود صحبت کنید. در صورت استفاده از این رویکرد، می توانید از طرف مقابل انتظار مقاومت یا حالت تدافعی داشته باشید.

جایگزین: «اگر سوالی هست بفرمایید تا توضیح بدم» یا «مطمئن نیستم که درست توضیح داده باشم، نظر شما چیه؟»

 

  1. «اما»

اغلب ما تمایل داریم که انتقاد خود را با استفاده از یک تعریف نرم تر کنیم؛ مثلا «کارت واقعا خوبه، اما باید تلاش کنی که کار رو به موقع تحویل بدی». هنگامی که کارکنان شما می بینند که مرتبا از این کلمه و ساختار استفاده می کنید، همیشه پس از هر تعریف و قدردانی آماده شنیدن یک «اما» هستند. در واقع، پس از مدتی تعریف های شما را نادیده می گیرند و صداقت شما را زیر سوال خواهند برد.

جایگزین: جمله را تغییر بدهید و «اما» را کلا حذف کنید. حتی می توانید منحصرا از همان تعریف استفاده کنید. لزومی ندارد که در همه موقعیت ها به دیگران درس بدهید.


بیشتر رهبران هر روز از این کلمات و عبارات استفاده می کنند، اما معمولا به تاثیر آنها توجهی ندارند. اگر خودآگاهی تان را به اندازه ای تقویت کنید که نسبت به عادت های مدیریتی خود هوشیار باشید، یا اینکه وقت بگذارید و از اعضای تیم تان درباره روش ارتباطی خود نظر بخواهید، از تاثیر تغییر چند عبارت کلیدی شگفت زده خواهید شد. یک تغییر کوچک در زبان می تواند تاثیرات بزرگی را بوجود بیاورد.

چرا پیامک باید بخشی از استراتژی بازاریابی شما باشد

آیا استفاده از پیام کوتاه یا اس ام اس را در برنامه بازاریابی خود گنجانده اید؟

پیش بینی می شود که تا پایان سال ۲۰۱۷، ۴٫۷۷ میلیارد نفر در سطح جهان دست کم صاحب یک دستگاه تلفن همراه شده باشند. همچنین بر طبق گزارش های موجود، ۶۳ درصد از صاحبان گوشی های هوشمند، در طول روز تنها یک ساعت از گوشی خود جدا می شوند (مارکتینگ تِک، ۲۰۱۶). گوشی های ما همیشه به دستمان چسبیده است؛ لذا واقعا برای هدفگیری کاربران موبایل، چه راهی بهتر از ارسال پیامک به آنها وجود دارد؟ اما چرا بسیاری از بازاریاب ها به ندرت از پیامک استفاده می کنند؟

باید اذعان کرد که این جای تعجبی ندارد! با وجود اینکه بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ در بریتانیا انجام شد، ۶۴ درصد از مشتریان باور داشتند که شرکتها باید بیشتر از پیامک استفاده کنند، و ۸۳ درصد نیز با این پیش شرط که از آنها اجازه گرفته شود و پیام ارسالی به آنها ربط داشته باشد دریافت پیامک از جانب برندها را مزاحم نمی دانستند، اما در کشور ما شرایط متفاوت است. البته در بریتانیا نیز پیامک گذشته دشواری را پشت سر گذاشته که شهرت آن را لکه دار کرده است. در این کشور هم از دوران بمباران پیامک های بازاریابی غیرمرتبط و آزاردهنده زمان زیادی نمی گذرد. همین باعث شد و می شود که این کانال ارزشمند در چشم بسیاری از مصرف کنندگان به ورطه نابودی کشیده شده باشد. علاوه بر این، هزینه ای که پیامک در بر دارد نیز مزید بر علت است.

با این وجود، وضعیت کمی تغییر کرده است و اکنون پیامک این پتانسیل را دارد که تبدیل به یک کانال فوق موثر شود. ما در اینجا قصد داریم این موضوع را به شما اثبات کنیم.

چرا پیامک باید در استراتژی بازاریابی همه جانبه شما جایی داشته باشد؟

نگرش مشتریان تغییر کرده است

زمان واقعا درمان دردها است و با توجه به امکاناتی که از طرق مسئولان امر در جهت امکان عدم دریافت پیامک های تبلیغاتی در دسترس مخاطبان قرار گرفته، تمایل بازاریاب ها برای ارسال پیامک های بی هدف کمتر شده است. با کاهش این تمایل، طبیعی است که به تدریج فضای بازاریابی از طریق پیامک شاهد بهبود قابل توجهی خواهد بود. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که به هر حال اگر پیامک مرتبط باشد، ارزشی را ارائه کند و دریافت کننده از قبل رضایت خود را به برند اعلام کرده باشد، دلیلی برای تاثیر نداشتن این ابزار وجود ندارد. با این نگرش و بر اساس یک نظرسنجی (Apico، بریتانیا)،  ۷۷ درصد مشتریان از پیام هایی که حاوی کد تخفیف یا اعلان فروش ویژه هستند استقبال می کنند؛ این رقم برای پیام های اطلاع رسانی شخصی ۵۰ درصد و برای پیامک هایی که اخبار برند را به اطلاع مخاطب می رسانند ۴۸ درصد است.

 

کمک به بازاریابی متقابل

پیامک یک روش ارتباطی است که بدون نیاز به هیچ نرم افزار یا سخت افزار اضافی، روی همه موبایل ها کار می کند. بنابراین، استفاده از پیامک می تواند یک مولفه قدرتمند و انعطاف پذیر برای تقویت استراتژی های شما در راستای بازاریابی متقابل (cross-channel marketing؛ استفاده از یک کانال بازاریابی برای تقویت یک کانال دیگر) باشد. می توانید پیامک را به عنوان پشتیبان خود در نظر بگیرید که از طریق گنجاندن ارتباطات شخصی تر و مستقیم تر در کمپین های متقابل، به شما کمک می کند تا بازگشت سرمایه خود را به حداکثر برسانید. یک مطالعه نشان می دهد که گنجاندن پیامک در کمپین بازاریابی ایمیلی می تواند نرخ بازشدن ایمیل ها را تا ۲۰ درصد افزایش دهد.

 

اثبات بازگشت سرمایه پیامک

بدون شک هزینه ارسال پیامک در مقایسه با ایمیل بیشتر است، اما در عین حال این پتانسیل را نیز دارد که موجب بازگشت سرمایه چشمگیری شود. به عنوان یک نمونه، در یک مطالعه موردی، شکلات فروشی هتل شکلات تخفیف ۱۰ درصدی خود را از طریق پیامک به مشتریان خود اطلاع رسانی کرد. آیا می توانید بازگشت سرمایه حاصل شده را حدس بزنید؟ پاسخ: ۱۴۰۰ درصد!

نظارت بر بازگشت سرمایه پیامک می تواند دشوار باشد، اما گزینه هایی برای این کار وجود دارد. به عنوان نمونه، می توانید از لینک ها یا کدهای تخفیف خاص در پیامک استفاده کنید، یا پیشرفت دوره ای سفر مشتری و کل کمپین را اندازه گیری کنید.

 

نکات مهم برای استفاده از پیامک

پیامک باید مرتبط باشد

مهم ترین نکته این است که باید به یاد داشته باشید که مخاطب شما در فضای مشترکی با خانواده یا دوستان خود حضور دارد. به عبارت دیگر، توجه داشته باشید که پیامک به شدت تمرکز را تحت تاثیر قرار می دهد، و به همین دلیل است که پیامکی که ارسال می کنید به احتمال ۹۸ درصد خوانده خواهد شد. در عین حال، به همین دلیل باید پیام شما به دریافت کننده ربط داشته باشد. به علاوه، هر چه دسته بندی هدف خود را دقیق تر تعیین کنید، این کانال مقرون به صرفه تر خواهد بود.

 

اجازه بگیرید

دریافت اجازه برای پیامک ضروری است، و البته دلیل این ضرورت فقط مباحث قانونی نیست (مصوبه ممنوعیت ارسال پیامک های تبلیغاتی بدون کسب اجازه از مشترکان، مصوب سال ۱۳۹۰). ارسال پیام به افرادی که تمایلی به دریافت آن ندارند نه تنها مفید نیست، بلکه آزاردهنده و مخرب است.

 

مشتریان خود را بمباران نکنید

در مورد پیامک، هرچه کمتر بهتر. احتمال نادیده گرفتن و نخواندن پیامک بسیار کمتر از ایمیل است، در نتیجه، اشتباه در زمان بندی یا دامنه تکرار می تواند تاثیرات منفی بیشتری را ایجاد کند. ۸۳ درصد از مردم تمایلی به دریافت بیش از ۲ پیام متنی در ماه از یک برند ندارند و تنها ۲ درصد با بیش از ۵ مورد در ماه کنار می آیند (نظرسنجی Moto Message، ۲۰۱۵)، بنابراین به نحوی برنامه ریزی کنید که کمترین تعداد ممکن و ضروری ترین موارد را ارسال کنید.

نام برند: ویژگیهای یک نام خوب و فرآیند انتخاب آن

نام برند یکی از عناصر برند است که به مشتری کمک می کند تا محصولات یا خدمات منحصر به فرد شما را شناسایی کند. از آنجایی که اسم برند شما تم اصلی محصولات را به یک روش اقتصادی و کارآمد تداعی می کند، انتخاب آن باید با دقت هر چه تمام تر انجام شود. نام برند شما می تواند توجه مخاطب را به خود جلب کند و در ذهن او ماندگار شود. انتخاب یک نام برای برند به تحقیقات فراوانی نیاز دارد. اسامی برندها لزوما به خودی خود تداعی کننده محصول نیستند. به عنوان نمونه، نام برند می تواند بر اساس نام منطقه جغرافیایی (ایران اِیر، راه آهن ایران، هواپیمایی هند)، حیوانات یا پرندگان (صابون داو، پوما) یا نام افراد (پوشاک دایی، فورد، بنیاد ملیندا و بیل گیتس) انتخاب شود. در برخی از موارد، از نام شرکت برای همه محصولات استفاده می شود (الجی، سامسونگ).

 

یک نام برند خوب چه ویژگیهایی دارد؟

یک نام خوب برای برند باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:

  1. باید منحصر به فرد و متمایز باشد (مثلا کُداک، ماستَنگ)
  2. باید توسعه پذیر باشد
  3. تلفظ، شناسایی و به خاطر سپردن آن باید آسان باشد
  4. باید ایده ای را درباره کیفیت یا مزایای محصول در ذهن تداعی کند (مثلا سوییفت، بانک رفاه، دلپذیر)
  5. استفاده آن در زبان های دیگر باید آسان باشد
  6. از نظر قانونی باید قابل ثبت و حفاظت باشد
  7. بهتر است طبقه بندی محصولات یا خدمات را تداعی کند (مثلا پاکسان، ایران خودرو، دامداران)
  8. بهتر است ویژگیهای ملموسی در خود داشته باشد (مثلا شیرین عسل، زرماکارون)
  9. نباید در زبان ها یا طبقه بندی های مختلف معنی بد یا نامناسبی داشته باشد (مثلا نُوا برند مناسبی برای خودرو نیست، چرا که در زبان اسپانیولی به معنی «راه نمی رود» است.)

فرآیند انتخاب یک نام مناسب برای برند

  1. اهداف برندسازی خود را تعریف کنید. توجه داشته باشید که درک نقش برند در کل برنامه بازاریابی ضروری است و باید از بازار تخصصی برند، تعریف همراه با جزئیات کاملی را در اختیار داشته باشید.
  2. تولید چند نام: در این راستا از هر منبعی می توان استفاده کرد؛ مراتب بالای سازمان، مدیریت و کارکنان، مشتریان فعلی یا بالقوه، موسسات و مشاوران حرفه ای.
  3. بررسی نام ها بر اساس اهداف برندسازی، ملاحظات بازاریابی و ویژگیهایی که قبلا به آنها اشاره شد.
  4. جمع آوری اطلاعات جامع درباره هر یک از نام هایی که تایید می شوند: در همین راستا، باید در رابطه با قوانین داخلی و بین المللی تحقیقات گسترده ای انجام شود.
  5. اجرای تحقیق مصرف کننده: در بیشتر موارد تحقیق مصرف کننده به منظور تایید انتظارات مدیریت درباره معنی دار بودن و امکان به خاطر سپردن نام برند انجام می شود. می توان ویژگیها، قیمت و تبلیغات محصول را به مصرف کنندگان نشان داد تا اهداف نام برند و روش کاربرد آن را کاملا درک کنند. به علاوه، می توانید بسته بندی سه بعدی واقعی و همچنین تبلیغات پویانمایی شده یا بیلبوردهایی که طراحی کرده اید را در اختیار آنها قرار دهید. نظرسنجی باید از نمونه های مختلف و متنوعی از مصرف کنندگان انجام بگیرد.
  6. مدیریت می تواند بر اساس مراحل بالا اسمی که بیش از همه با اهداف برندسازی و بازاریابی سازمان تطابق دارد را تایید نهایی کرده و سپس نام برند را رسما ثبت کند.

برندسازی و بازاریابی: چرا هر دو برای موفقیت ضروری هستند؟

در دنیای کسب و کار، برای انتقال پیام مناسب و درست به مشتریان فعلی و بالقوه، ایجاد شهرت و هویت ضروری است. بازاریابی کلمه ای است که هرگاه یک کسب و کار می خواهد خدمات یا محصولات خود را به فروش برساند از آن استفاده می کند، اما چند شرکت معنی و مفهوم این کلمه را درک می کنند و از تفاوت آن با برندینگ (branding) یا برندسازی آگاهی دارند؟

با وجود اینکه برندسازی و بازاریابی هر دو برای موفقیت کسب و کار شما اهمیت شایانی دارند، اما این دو با هم تفاوت زیادی دارند.

همه شرکت ها باید به نحوی چیزی را به فروش برسانند؛ استراتژی های بازاریابی و برندسازی شما نه تنها در فروش محصولات شما، بلکه در ارائه تصویر مناسبی از شرکت شما نیز نقش مهمی ایفا می کنند. به هر حال، امروزه چیزی که باعث جلب توجه مشتریان به شما می شود، شهرت شما است.

 

بازاریابی چیست؟

بازاریابی که به عنوان یک فرآیند مدیریتی که مسئول شناسایی، پیش بینی و برآوردن نیازهای مشتری به یک روش درآمدزا است تعریف می شود، یک ابزار تاکتیکی در کسب و کار شما به شمار می رود. در واقع، بازاریابی یک بخش جدانشدنی از برندسازی است.

اگر تحقیقات لازم برای بازاریابی انجام بگیرد، سرمایه ای که در آن صرف می شود به سرعت بازخواهد گشت، مخصوصا اگر فرآیند اجرای آن نیز به خوبی انجام شود. با استفاده از یک استراتژی بازاریابی صحیح می توانید اطمینان داشته باشید که مشتری خود را می شناسید، نیازهای او را برآورده می کنید و بالاخره درآمد کسب می کنید. بازاریابی اساسا ابزاری است که برای جذب مشتریان و حفظ ارتباط با آنها ضروری است.

 

برندسازی چه تفاوتی با بازاریابی دارد؟

برندسازی را می توان بسیار بزرگتر از بازاریابی دانست؛ برندسازی بیان حقیقت و ارزشهای یک سازمان است و شاخصه ها، ارزش ها و ویژگیهای متضمن شرکت را نشان می دهد. برند شما چیزی فراتر از یک نماد یا لوگوی خوب یا وبسایتی است که طراحی زیبایی دارد؛ برند شما چیزی است که نقش تعیین کننده ای در ایجاد وفاداری مشتری دارد.

برندسازی چیزی است که بر اساس آن هویت و شخصیت برند شما بوجود می آید و تصویری ایجاد می شود که در معرض دید مردم قرار می گیرد. برندسازی شما تا مدت مدیدی پس از اتمام آخرین تاکتیک بازاریابی تان در ذهن ها باقی می ماند. در همین راستا، داشتن یک استراتژی برند برای کسب و کار شما ضروری است، زیرا دیدگاه کسب و کار شما به آینده را مشخص می کند و به وضوح چیزی که کسب و کار شما در طلب آن است را بیان می کند.


استراتژی برند و نیاز به آن

استراتژی برند برای کسب و کار مزایای متعددی دارد. استراتژی برند شما را از رقبا متمایز می کند؛ علاوه بر این، با تاکیدی که روی ارائه پیام های درست دارد، به تمرکز شما در هنگام اجرای بازاریابی کمک می کند. به علاوه، می تواند هویت برند شما را تقویت کند و مفهوم تمرکزیافته ای از کسب و کار را در اختیار شما بگذارد.

امروزه استراتژی های تبلیغی و ترویجی متنوعی وجود دارند که با استفاده از آنها می توانید برند خود را تقویت کرده و به رشد و توسعه آن کمک کنید و از این طریق، شرکت خود را در جایگاه شایسته ای قرار دهید.

 

هدایای تبلیغاتی

تهیه و عرضه هدایای تبلیغاتی روش فوق العاده ای است که به مشتریان بالقوه اجازه می دهد که محصول شما را امتحان کنند؛ یا اگر شرکت شما خدمات محور است، کالاهای تبلیغاتی می توانند برند شما را در ذهن مصرف کنندگان حک کنند و تبدیل به تبلیغات ویژه ای برای کسب و کار شما بشوند. اگر محصول تبلیغاتی و برندشده شما برای مخاطب هدف سودمند باشد، بدون شک در موقعیت های مختلفی از آن استفاده خواهد کرد و همین می تواند برند شما را بیشتر در معرض دید قرار دهد.

در واقع، بر اساس تحقیقی که توسط انجمن بین المللی محصولات تبلیغاتی در ماه دسامبر سال ۲۰۱۶ انجام شد، ۷۱ درصد از مصرف کنندگان با دریافت کالاهای تبلیغاتی احساس خوشحالی می کنند، و در نتیجه شادمانی به سرعت با برند شما تداعی خواهد شد.

علاوه براین، همان تحقیق نشان داد که کالای تبلیغاتی موثرترین ابزار بازاریابی برای همه نسل ها، از جوانان گرفته تا کهنسالان است.

 

رسانه های اجتماعی

با توجه به رشد فزاینده رسانه های اجتماعی، بهره برداری از آنها می تواند روش موثری برای جلب توجه به برند شما باشد. در واقع، این یک روش سرراست تر برای تبلیغ محصول یا خدمات شما است، در عین حالیکه باعث گسترش ارتباط شما در سطح انسانی می شود.


این مطلب نوشته راب واتسون است. آقای واتسون مدیر بازاریابی شرکت برندسازی Outstanding است.

مصرف کنندگان از ایمیل های برندها چه می خواهند؟

بر اساس تحقیقی که اخیرا انجام شد، اغلب مصرف کنندگان برای دریافت تخفیف نسبت به ثبت نام جهت دریافت ایمیل های بازاریابی اقدام می کنند.

این گزارش بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از یک نظرسنجی انجام شد که با شرکت ۱۲۵۲ مصرف کننده در سنین ۱۴ تا ۶۷ سال که در ایالات متحده سکونت داشتند اجرا شده بود.

تقریبا ۸۵ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی اذعان داشتند که دریافت تخفیف یکی از مهم ترین دلایل ثبت نام آنها برای دریافت ایمیل از جانب برندها است.

برای کمتر از نیمی از شرکت کنندگان در این نظرسنجی (۴۱ درصد) دریافت آخرین اطلاعات درباره محصولات یا خدمات دلیل ثبت نام بود، ۳۸ درصد بخاطر علاقه خود به برند مشترک ایمیل های آن شده بودند و ۲۷ درصد برای ارائه نظر خود درباره محصولات جدید (product research یا تحقیق محصول) نسبت به ثبت نام اقدام کرده بودند.

مطلوب ترین نوع تخفیفاتی که مصرف کنندگان مایل به دریافت آن بودند تخفیف های درصدی (۳۵ درصد این نوع از تخفیف را نسبت به بقیه ترجیح می دادند)، ارسال رایگان (۲۰ درصد)، دوره های آزمایشی رایگان (۱۴ درصد) و تخفیف با مبلغ ثابت (۱۴ درصد) است.

تقریبا ۶۰ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی اعتقاد داشتند که تعداد ایمیل های ترویجی که از برندها دریافت می کنند بیش از حد زیاد است.

 

۴ عادت که می تواند باعث بهبود عملکرد شما شود

برای افزایش بازده روزانه خود این چهار مورد را انجام دهید

 

کارآفرینان، رهبران جهان و ورزشکاران حرفه ای همگی یک خصیصه مشترک دارند: همه آنها عادت های عجیب و غریبی دارند.

در دنیای ورزش، رفتارهای عجیبی همچون انداختن آب دهان روی زمین و حتی کف زدن به بهبود عملکرد ورزشکاران ربط داده شده است. اما آیا چنین عاداتی چیزی فراتر از خرافات را نیز در خود جای داده اند؟ به نظر می رسد که حفظ چند عادت کوچک و خاص، پتانسیل ایجاد تاثیرات قابل سنجشی را بر روی عملکرد در خود دارد. بر طبق یافته ها، ۴۵ درصد از ورزشکاران اذعان می کنند که پیش از پرداختن به فعالیت های دشوار فعالیت های خاصی را انجام می دهند.

چهار عادتی که در ادامه می آیند آنقدرها عجیب و خاص نیستند، اما دست کم می توانیم توضیح بدهیم که چرا و چگونه باعث بهبود عملکرد و نگرش ما می شوند:

 

  1. (کمی) زودتر به سر کار بروید

اجازه بدهید که با مقدمات کار شروع کنیم. زودتر از موقع به سر کار رفتن احتمالا کار جالبی به نظر نمی رسد، اما به عنوان یک عادت این پتانسیل را دارد که موجب بهبود توجه و نگرش شما شود. ما شما را تشویق نمی کنیم که ساعتها یا حتی نیم ساعت زودتر در سر کار خود حاضر باشید. هدف در اینجا صرفاً این است که اضطراب ذاتی ناشی از اینکه باید در سر ساعت معینی از خواب بیدار شوید، به فعالیت های روزمره صبحگاهی خود بپردازید و سپس در ساعت اوج ترافیک عازم محل کار شوید را کاهش دهید. نکته مهم در اینجا این است که اگر هر صبح فقط چند دقیقه وقت بیشتری برای خود باقی بگذارید -و این را تبدیل به یک عادت کنید- حجم قابل توجهی از استرس و اضطراب را از زندگی خود حذف خواهید کرد و به احتمال زیاد، حال و هوا و عملکردتان نیز در محیط کار بهبود خواهد یافت.

 

  1. برای خودتان (در همه جا) یادداشت بگذارید

هیچگاه مشخص نیست که ایده های درخشان چه زمانی به ذهن شما خطور می کنند؛ شاید زیر دوش، یا در مسیر محل کار یا حتی در نیمه های شب.

یادداشت برداری در ابتدا ممکن است ایده خوبی به نظر نرسد، چنانکه گویی در حال از دست دادن حافظه خود هستید، اما عکس این قضیه صادق است. چسباندن کاغذهای یادداشت رنگارنگ به گوشه و کنار محل کار یکی از نشانه های احتمالی داشتن یک ذهن مولد، جسور و خلاق است. در این عادت زیاده روی کنید و همه جا برای خودتان یادداشت بگذارید.

 

  1. برای غلبه بر احساسات خود از تجسم استفاده کنید

همه عادات خاص نباید لزوما منطقی باشند، بلکه باید به نحوی به شما کمک کنند. نمونه عملی چنین توصیفی، تمرین تجسمی است که توسط هاروارد بیزینس رویو مورد آزمایش قرار گرفت.

آزمایش هاروارد بیزینس رویو از ۸۵ دانش آموز استفاده کرد که از آنها خواسته شده بود تا یک سرود را در برابر مخاطبان به صورت زنده اجرا کنند. از نیمی از این گروه خواسته شد تا شکلی از احساس خود قبل از اجرای روی صحنه را به تصویر بکشند -مضطرب؟ وحشت زده؟ نگران؟ ترسیده تا سرحد مرگ؟!- پس از آن پنج ثانیه روی نقاشی خود تامل کرده و سپس نقاشی را مچاله کرده و در سطل زباله بیندازند.

آیا این کار بی فایده به نظر می رسد؟ شاید بله و شاید هم خیر. دانش آموزانی که این کار را انجام داده بودند عملکرد بهتری داشتند، کمتر مضطرب بودند و حتی نرخ ضربان قلب شان آرامتر بود.

تجسم یک ابزار قدرتمند است. هنگامی که پیش از انجام فعالیت های مهم روی احساسات نه چندان سودمند خود اندیشه و تامل می کنید، می توانید دیدگاه درستی به دست بیاورید و کاملا درک کنید که اضطراب تان ساخته و پرداخته ذهن شما است. با تمرین تجسم پیش از انجام هر مسئولیت، مصاحبه یا جلسه ارزیابی مهم می توانید از این ایده در کار خود استفاده کنید. با خودتان در مورد احساسی که دارید صادق باشید، سپس آن احساسات را مچاله کنید و دور بیندازید. احساس سبکباری که پس از این کار به شما دست می دهد می تواند تاثیر مثبتی روی کار شما بگذارد.

 

  1. هر روز صبح چند دقیقه برای مرتب کردن محیط کار خود وقت بگذارید

فضایی که در آن کار می کنیم خانه دوم ما به حساب می آید. اما آیا واقعا در آنجا راحت هستیم؟

محیط فیزیکی کاری خود را واقعا از آن خود بدانید. هر صبح که به فضای کار خود وارد می شوید، برای اطمینان از اینکه همه چیز در همان جایی قرار دارد که انتظار دارید و همه ابزارهای ضروری نیز در دسترس تان قرار دارند، چند لحظه ای وقت بگذارید. وسواس به خرج دادن در نظم وسایل منطقی نیست، اما اگر این چیزی است که بدون ایجاد ناراحتی برای دیگران باعث بهبود جریان کاری شما می شود، بدون شک هیچ ایرادی بر آن وارد نیست.

استقرار در محل کار در حالیکه مطابق با نیازها و خواسته های شما چیده شده است می تواند به شما کمک کند تا نظم و ترتیب خود را حفظ کنید و آماده کار باشید. علاوه بر این، از نظر روانی نیز شما را مهیا می کند و حس مالکیت قوی تری را نسبت به کاری که انجام می دهید در شما به وجود می آورد.

 

حرف آخر

متخصصان معمولا برخی عادتهای مفید اما عجیب دارند. عادتهای شما چیست؟ این عادتها لزوما نباید خیلی غیرمعمولی یا پیچیده باشند؛ در واقع هرچه ساده تر ، بهتر. هدف در اینجا این است که رفتارهایی تشویق و تقویت شوند که نگرش مناسبی را در شما و کارکنان تان ایجاد می کنند. ببینید که کدام فعالیت ها و رفتارها برای شما کارسازتر هستند، سپس همان ها را در خود تبدیل به عادت کنید.