نسل آینده محتوا

این روزها شاهد مقالات متعددی بر پهنه وب هستیم که به ما درباره سیلی که از محتوا در اینترنت جاری شده است هشدار می دهند. من نیز تا حدی با این موضوع موافقم، اما بسیاری از این مقالات نگاه کهنه و محدودی به این قضیه دارند. بدون شک قطعات محتوایی زیادی در اینترنت موجود است که ما می توانیم از طریق رایانه ها یا ایزارهای همراه مان به آنها دسترسی پیدا کنیم، اما آیا به تکنولوژیهای نوظهور هم فکر کرده اید؟

چند وقت پیش، من در یک جلسه با موضوع کمک به افزایش آشنایی مصرف کنندگان با تکنولوژیهای جدید و احساس قرابت بیشترشان با آنها شرکت کردم. کوتاه سخن اینکه پاسخ این است که محتواهای آشنا را در قالب این دسته از تکنولوژیهای جدید قرار دهیم و از این طریق، از دور از ذهن بودن کاربری آنها بکاهیم. این محتوا فاصله بین جدید و قدیمی را پر می کند. یک نمونه فوق العاده در این زمینه شرکت اپل است؛ این شرکت در شرایطی آیپاد خود را معرفی کرد که پخش کننده های صوتی دیگری نیز در بازار وجود داشتند، اما در جذب خریدار با دشواری روبرو بودند. اما اپل چه کار متمایزی انجام داد؟ پاسخ آیتیونز است. اپل انبوهی از محتوا را در قالب موسیقی های قابل دانلود به آیپاد آورد. حالا همه آن آهنگ های آشنا که مردم می شناختند و به آنها عشق می ورزیدند به راحتی در دسترس شان قرار داشت.

در سال گذشته، ما شاهد عرضه هدست های واقعیت مجازی (VR) توسط چندین برند بزرگ بودیم؛ Oculus Rift از فیسبوک، Daydream از گوگل، HTC Vive و Gear VR سامسونگ (بر پایه Oculus فیسبوک). این یک جهش بزرگ در بازار واقعیت مجازی به حساب می آید و در شرایطی که بازیگران بزرگی روی این حوزه سرمایه گذاری کرده اند، شانس رشد و شکوفایی بالایی دارد. اما اگر قرار باشد یک چیز را به دنیای واقعیت مجازی بیاوریم تا راه خود را به زندگی مردم باز کند، آن چه خواهد بود؟ پاسخ این سوال، محتوایی است که جالب و سودمند باشد. متاسفانه، محتوای واقعیت مجازی نیز همانند بسیاری از تکنولوژیهای جدید در حال حاضر محدود است.

همین فرصت فوق العاده ای را در اختیار افرادی قرار می دهد که به دنبال بازاریابی محصولات یا خدمات خود هستند. شما می توانید در بازاری که هنوز آنقدرها شلوغ نشده، به تولید محتوا بپردازید. خبر خوب این است که به این منظور به سرمایه گذاری کلان و تهیه برنامه های نرم افزاری و اپ مخصوص خودتان نیازی نیست. بازیگران بزرگ عرصه واقعیت مجازی به خوبی می دانند که برای حفظ جایگاه خود باید تولید محتوا را جمع سپاری (crowdsource) کنند، بنابراین اپ ها و برنامه هایی می سازند که مصرف کنندگان می توانند برای آنها محتوا بسازند. به عنوان نمونه، اپ Facebook 360 درجه برای هدست های واقعیت مجازی عرضه شده است؛ این اپ می تواند همه ویدیوها و تصاویر ۳۶۰ درجه را از فیسبوک دریافت کند و به کاربران هدست های واقعیت مجازی اجازه می دهد تا به آنها در یک فضای سه بعدی دسترسی پیدا کنند. بخش فوق العاده ماجرا در رابطه با ویدیوها و تصاویر ۳۶۰ درجه این است که این محتوا در نسخه های دسکتاب و موبایل فیسبوک نیز قابل دسترسی است، بنابراین می توانید همه ابعاد را پوشش دهید. با وجود اینکه برای تولید ویدیوی ۳۶۰ درجه به دوربین های خاص نیاز دارید (یا می توانید ویدیوی زوایای مختلف را نیز همزمان ضبط و بعدا مونتاژ کنید)، اما برای تصاویر حتی از یک تصویر پاناروما که از طریق دوربین گوشی خود ثبت کرده اید هم می توانید استفاده کنید. علاوه بر فیسبوک و امکانات آن، می توانید ویدیوها و تصاویر ۳۶۰ درجه خود را در سایت خود یا وبسایت های عمده اشتراک گذاری ویدیو در اینترنت (که تقریبا همگی از ویدیوهای ۳۶۰ درجه پشتیبانی می کنند) نیز قرار دهید. به لطف پیشرفت تکنولوژی، مخاطب شما می تواند با تکان دادن نشانگر ماوس خود روی ویدیو از امکانات این فناوری در مرورگر وب خود نیز استفاده کند.

اگر تصور می کنید که کسب و کار شما هنوز برای محتوای ۳۶۰ درجه آمادگی ندارد، در اینصورت باید نگاهی به مخاطبان خود بیندازید. امروزه بسیاری از مردم به انتشار محتوای ۳۶۰ درجه خود در پلتفورم های مختلف می پردازند، و البته احتمالا برخی از آنها مشتریان بالقوه یا بالفعل شما هستند. بنابراین، از این تکنولوژی جدید بهره برداری کنید و حتی در صورت امکان، تولید آن را به دست مشتریان خود بسپارید.


این متن نوشته خانم آنا براوینگتون، مدیر امور مشتریان در موسسه بازاریابی رِدوِب است که با اندکی جرح و تعدیل ترجمه شده است.

چگونه به سال خود یک هفته اضافه کنیم

برای کارآفرینی هیچگاه زمان کافی وجود ندارد. در واقع، کارآفرینان و صاحبان کسب و کار همیشه از نظر وقت در مضیقه هستند. اما چیزی که در اینجا مهم تر است این است که چه میزان از این مشکل در تمرکز روی موارد غیرضروری ریشه دارد.

بسیاری از رهبران وقت خود را برای مسائل کم اهمیتی صرف می کنند که با هزینه کمتر و کیفیت بهتری توسط دیگران قابل انجام هستند. همانطور که وِین ریورز در وال استریت جورنال می گوید: «اگر هر هفته فقط چند ساعت بیشتر وقت خود را برای توسعه کسب و کار، برنامه ریزی بلندمدت، انتقال ایده ها و ارزشهای خود به اعضای تیم، ارزیابی سختگیرانه استعدادها و استخدام کارکنان فوق شایسته و بهبود عملکرد سازمانی صرف کنند، فورا منافع و تاثیر قابل توجهی را شاهد خواهند بود.»

ما هم موافقیم. اما چگونه می توانید این ساعتهای اضافی گم شده را برای رشد کسب و کارتان پیدا کنید؟ اجازه بدهید برای پیداکردن یک راه حل، یک روش عملی برای احیای حداقل یک هفته اضافی از سال را مورد بررسی قرار دهیم. حساب و کتاب این قضیه آسان است و تنها به چند دقیقه وقت نیاز دارد:

۵۲ هفته × حدود ۴۰ ساعت کاری در هفته، با ۲۰۸۰ ساعت کاری در سال برابر است. بیشتر سازمان ها این را به عنوان یک سال کاری استاندارد در نظر می گیرند. با احتساب ایام تعطیل و روزهای جمعه تعداد روزهای کاری تقریبا به ۲۸۰ می رسد. با احتساب مرخصی های سالانه چیزی حدود ۲۵۰ روز کاری خواهیم داشت.

اگر ۲۵۰ روز را به عنوان معیار در نظر بگیریم، چنانچه روزانه فقط دو دقیقه از وقت خود را تلف کنیم؛ دو دقیقه وقت تلف شده × ۲۵۰ روز کاری با ۵۰۰ دقیقه تلف شده در سال برابر خواهد بود.

این ۵۰۰ دقیقه تقریبا بیش از یک روز کاری است. حال اگر هر روز ۱۰ دقیقه تلف شود، در پایان سال یک هفته کامل وقت تلف کرده ایم. این یعنی اگر هر روز فقط ۱۰ دقیقه ثمربخش را به روزتان اضافه کنید، انگار یک هفته را به سال کاری خود افزوده اید. چند دقیقه اینجا و آنجا واقعا اهمیت دارد.

مطالعات نشان می دهند که کارکنان تقریبا سه ساعت از وقت خود را در روز هدر می دهند. البته تصور می کنیم که این زمان برای صاحبان کسب و کار و کارآفرینان باید کمتر باشد. ایمیل، جلسات و عوامل مزاحم بزرگترین سارقان زمان از موضوعات مهم تر هستند.

با این وجود، بی نظمی و جستجو برای وسایل و اطلاعات به یک اندازه برای کارکنان و مدیران هزینه زمانی دارد. البته نمی توانید همه عوامل اتلاف وقت را حذف کنید، اما می توانید تغییراتی را به وجود بیاورید. این را به خاطر بسپارید که فقط ۱۰ دقیقه در روز می تواند یک هفته را به سال شما اضافه و یا از آن کم کند.

ایمیل های خود را کمتر چک کنید

توصیه ما این است که بیش از ۶ بار در روز این کار را انجام ندهید. اگر بیشتر ایمیل خود را چک می کنید، احتمالا زنگ اخطاری تنظیم کرده اید که دریافت ایمیل جدید را به اطلاع شما می رساند. این اعلانات را غیرفعال کنید. سپس ایمیل خود را در آغاز روز، اواسط صبح، قبل و بعد از ناهار، اواسط بعدازظهر و پیش از پایان وقت چک کنید. همین! در ایمیل، فوریت معنایی ندارد.

گفتگوهای غیر مرتبط را کاهش دهید

وجود روابط اجتماعی در محل کار اهمیت دارد. اما یک «صبح بخیر» ساده نباید به مکالمه ای درباره اینکه فرد مقابل آخر هفته خود را چگونه گذرانده تبدیل شود. به مدت زمانی که برای گفتگو صرف می کنید توجه کنید. کم خوب است، زیاد وقت کشی است.

وقت کمتری را در رسانه های اجتماعی بگذرانید

وقت خود را صرف رسانه های اجتماعی نکنید، مگر آنکه استفاده از آنها بخشی از استراتژی رسانه های اجتماعی شرکت باشد. در یک چشم به هم زدن ۱۵ یا ۳۰ دقیقه و حتی بیش از آن را برای خواندن، لایک کردن و نظر دادن صرف می کنید. این زمانها قطره قطره جمع گردند و وانگهی دریا می شوند. خودتان را عادت بدهید که در ساعات کاری از پلتفورم های مورد علاقه تان فاصله بگیرید. این خودداری به سرعت طبیعی می شود و شما ساعتها وقت به چنگ می آورید.

مسئولیت سپردن به دیگران را بیاموزید

شما به عنوان صاحب کسب و کار، ارزشمندترین سرمایه شرکت هستید. با خودتان رفتاری متناسب با همین صفت داشته باشید. وقت خود را با کارهای جزئی روزمره، تمیزکاری، تعمیر دستگاه کپی، قهوه درست کردن و کارهایی از این قبیل هدر ندهید. زمان شما گرانبها است؛ آن را برای موضوعات بااهمیت صرف کنید. اینگونه فعالیت ها را به کارکنان خود محول کنید.


ده دقیقه در روز، در پایان سال به یک هفته تبدیل می شود. اگر روی روشهایی برای صرفه جویی چند دقیقه از زمان خود تمرکز کنید، چندین و چند ساعت و چه بسا روزها و هفته ها را به وقت مفید خود اضافه خواهید کرد. حذف عادتهای هدردهنده وقت در کنار هدایت زمان و استعدادها به سمت مسائل و فرصت های مهم تر، زمان کافی برای رشد کسب و کارتان را در اختیار شما قرار خواهد داد.

درک واژه برند؛ برند چیست؟

برند با محصول متفاوت است، چرا که برند چیزی است که مصرف کننده آن را خریداری می کند، اما محصول چیزی است که راه حل دغدغه های مصرف کننده است و یک شرکت آن را ارائه می کند. برند آمیزه ای از تداعی های عاطفی و کارکردی است. برند تعهدی است مبنی بر اینکه یک محصول کارکردی متناسب با انتظارات مشتری خواهد داشت. برند به انتظارات مشتری درباره محصول شکل می دهد. برندها معمولا یک علامت تجاری دارند که مانع از استفاده آنها توسط دیگران می شود. یک برند اطلاعات خاصی را راجع به سازمان، کالا یا خدمات ارائه می دهد که آن را از سایر فعالان بازار متمایز می کند. ویژگیهایی که محصول یا خدمات را منحصر به فرد می سازند توسط برند تضمین می شوند. یک برند ابزاری است که به مصرف کننده نشان می دهد که یک شرکت چه محصولاتی را ارائه می دهد و کیفیت آنها چگونه است.

برند برای مصرف کننده دلالت دارد بر:

  • منبع محصول
  • مسئولیت برای تولیدکننده محصول
  • ریسک کمتر
  • هزینه کمتر برای جستجو
  • نشانی از کیفیت
  • معامله یا عهد بستن با تولیدکننده محصول
  • یک نماد

برند تصمیم گیری در جهت خرید را برای مشتری ساده تر می کند. با گذشت زمان، مصرف کنندگان با برندهایی آشنا می شوند که نیازهای آنها را برآورده می کنند. اگر مصرف کننده نسبت به یک برند آشنایی و اطلاعات کافی داشته باشد، به سرعت می تواند برای خرید تصمیم گیری کرده و در وقت خود صرفه جویی کند. علاوه بر این، در هزینه جستجو برای محصول نیز صرفه جویی خواهد شد. تا زمانی که مصرف کننده باور دارد که برند به برآوردن نیازهای او ادامه خواهد داد و عملکرد مطلوب و مستمری از خود نشان خواهد داد، تعهد و وفاداری او نسبت به برند حفظ خواهد شد. تا زمانی که مصرف کننده از مصرف محصولات برند منفعتی کسب کند و خرسند باشد، احتمال خرید او از آن برند زیاد است. به علاوه، برندها در دلالت بر برخی ویژگیهای خاص برای مصرف کننده نقش مهمی را ایفا می کنند.

برند برای فروشنده دلالت دارد بر:

  • مبنای مزیت رقابتی
  • راهی برای ارائه محصولات همراه با تداعی های منحصر به فرد
  • روشی برای حفاظت قانونی از ویژگیهای منحصر به فرد محصول
  • نشانه کیفیت برای مشتری راضی
  • ابزاری برای بازده مالی

برند را به طور خلاصه می توان به عنوان تعهد فروشنده برای ارائه مستمر مجموعه های منحصر به فردی از ویژگی ها، مزایا و خدمات به خریداران یا مصرف کنندگان تعریف کرد. برند یک نام، عبارت، نماد، نشانه یا ترکیبی از همه اینها است که برای ایجاد تمایز بین کالاها یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان در برابر رقبا استفاده می شود. برخی از برندهای شناخته شده عبارتند از مرسدس بنز، سونی، کوکاکولا، مک دونالد، دیجی کالا و مواردی از این قبیل.

برند چهار عنصر اصلی یک بنگاه اقتصادی -یعنی مشتریان، کارکنان، مدیریت و سرمایه گذاران- را به هم پیوند می دهد. برند چیزی جز مجموعه ای از خاطرات در ذهن مشتری نیست. برند از ارزشها، ایده ها و حتی شخصیت حکایت دارد. برند مجموعه ای از منافع و تداعی های عاطفی و منطقی است که ذهن بازار هدف را اشغال می کنند. این تداعی ها چیزی جز تصاویر و نشانه هایی که همراه با برند یا مزایای برند به ذهن خطور می کنند نیستند؛ به عنوان نمونه، استحکام گوشی های نوکیا، طعم منحصر به فرد نوشیدنی های کوکا کولا، لوکس بودن اپل و ارزان بودن گوشی های هواوی.

۶ نکته برای استفاده موفقیت آمیز از ویدیوی لایو در بازاریابی

ویدیوی لایو (پخش زنده) به سرعت به یکی از محبوب ترین رویه های بازاریابی دیجیتال تبدیل شده است. به عنوان مثال، کاربران فیسبوک سه برابر وقت بیشتری را برای تماشای ویدیوی زنده (نسبت به ویدیوی از پیش ضبط شده) صرف می کنند.

برندهای خلاقی که زودتر از همه استفاده از ویدیوی لایو را آغاز کرده اند، به خوبی از منافع این کانال قدرتمند، اصیل، تعامل برانگیز، قابل سنجش و مقرون به صرفه بازاریابی دیجیتال بهره مند شده اند.

چه در حال ارزیابی استفاده از ویدیوی لایو هستید، یا اینکه تصمیم به افزودن آن به ترکیب بازاریابی خود گرفته اید، آنچه در ادامه می اید شش نکته است که برای آغاز کار شما سودمند خواهد بود. با گویا آی تی همراه باشید:

 

  1. پلتفورم مناسب

انتخاب پلتفورم مناسب برای میزبانی از ویدیوی لایو شما اهمیت شایانی دارد. اگرچه دسترسی ما در ایران به سرویسهای متنوع موجود محدود است، اما در عین حال سرویس دهندگان متعددی در این زمینه وجود دارند.

پلتفورم هایی مانند یوتیوب و برخی از اپ های موبایل، همانند اینستاگرام، پریسکوپ و فیسبوک لایو، امکان استریم کردن ویدیو را در اختیار شما قرار می دهند. بسته به اینکه مخاطب هدف شما در کدام یک از پلتفورم های موجود فعالیت می کند، مورد مناسب خود را انتخاب کنید.

 

  1. دلیل مناسب

برای استفاده از پخش زنده به جای یک تاکتیک بازاریابی دیجیتال دیگر باید دلیل خوبی داشته باشید. اگر بدون دلیل و برنامه مرتبا به پخش ویدیوی زنده اقدام کنید، پس از مدتی اعتماد مخاطبان را از دست خواهید داد و دیگر کسی حجم اینترنت خود را برای ویدیوهای شما مصرف نخواهد کرد.

یکی از مواردی که برای پخش یک ویدیوی لایو مناسب به نظر می رسد، معرفی یا عرضه یک محصول جدید است. اپل و نایکی در همین راستا از ویدیوی لایو استفاده کرده اند. آنها کسی که اطلاعات جامعی راجع به محصول مورد نظرشان دارد را در برابر دوربین قرار داده و به پرسش هایی که از جانب مخاطبان دریافت می کنند پاسخ می دهند.

یک مورد مناسب دیگر می تواند پخش زنده بخشی از روند تولید محصول باشد. از این طریق مخاطبان شما مستقیما روند کار را مشاهده کرده و احساس می کنند که بر آن نظارت دارند، لذا اعتماد به برند شما تقویت خواهد شد.

نمونه دیگر می تواند گفتگوی زنده مدیران بالادستی با مخاطبان باشد. با استفاده از این گفتگوها می توان ارتباط نزدیک تری با مخاطبان برقرار کرد.

 

  1. محتوای مناسب

پس از تعیین پلتفورم و دلیل، گام بعدی تولید محتوای جذاب و تعامل برانگیزی است که برای پخش زنده مناسب باشد.

با تعیین اهداف واضح شروع کنید. آیا هدف شما فروش محصول است؟ آیا می خواهید افراد تاثیرگذار را درگیر کنید تا به نوشتن درباره محصول شما ترغیب شوند؟ یا اینکه می خواهید جایگاه محصول خود در زندگی مصرف کنندگان را نشان بدهید؟

پس از تعیین هدف، برای طول رویداد تصمیم گیری کنید. اگر هدف شما فروش یک محصول است، یک سخنرانی ۵ دقیقه ای و پس از آن تعیین یک زمان نیم ساعته برای پاسخگویی به سوالات مخاطبان مناسب به نظر می رسد. اگر برنامه شما عرضه یک محصول است، در اینصورت ۱۵ دقیقه را برای محتوا و ۳۰ دقیقه را به تعامل با مخاطبان اختصاص دهید.

یک نکته اصلی در ویدیوی لایو این است که نباید بیش از حد روی یک متن از پیش آماده شده تکیه کنید. مخاطب به دنبال تعامل انسانی واقعی با برند شما است و نه یک نمایش. چارچوب نکاتی که باید درباره آنها صحبت شود را مشخص کنید و برای معرفی محصول محتوای مناسبی را تهیه کنید.

  1. استفاده از فرد مناسب در برابر دوربین

انتخاب یک فرد مناسب برای قرار گرفتن در برابر دوربین یک مورد اساسی برای ایجاد یک رویداد تعامل برانگیز و درگیرکننده است. این شخص باید فردی باشد که کاملا در جریان همه رویدادهای برند قرار دارد، مثلا می تواند یکی از کارکنان شرکت باشد که اطلاعات کاملی از محصول مورد نظر دارد، به وضوح نسبت به آن اشتیاق داشته و شخصیت جذابی دارد.

هدف در اینجا اصالت است؛ چیزی که از طریق بازیگری که فقط به این خاطر درباره محصول صحبت می کند که پولش را گرفته به دست نمی آورید. چند اشتباه در طول رویداد ایرادی ندارد و چه بسا موجب برقراری ارتباط بیشتر نیز می شود. نتیجه ای که حاصل می شود، حسی از یک تعامل انسانی واقعی است که از طریق کانال های دیگر بازاریابی دیجیتال مقدور نیست.

یک گزینه دیگر می تواند استفاده از افراد تاثیرگذار برای ترویج محصول باشد. این شخصیت ها که به جذب مخاطبان بیشتری کمک می کنند، اغلب محتوا را جذاب تر و تعامل برانگیزتر می کنند. حتی می توانید در کنار آنها از یکی از متخصصان شرکت خود، مثلا مدیر تولید یا طراح محصول نیز استفاده کنید تا به سوالات فنی و تخصصی فرد تاثیرگذار یا مخاطبان پاسخ دهد.

 

  1. استفاده از ابزار مناسب

هنگامی که از یک اپ موبایل برای پخش ویدیوی زنده استفاده می کنید، معمولا به دوربین و میکروفون همان گوشی که از آن برای پخش ویدیو استفاده می کنید محدود هستید. در عین حال، باید توجه داشته باشید که گوشی مورد نظر دوربین و میکروفون مناسبی داشته باشد. در صورت امکان یک میکروفون خارجی با کیفیت تر را به دستگاه متصل کنید. برای ضبط ویدیو ترجیحا گوشی را با استفاده از یک پایه نگهدارنده در یک جا ثابت کنید، چرا که لرزش های گوشی معمولا آزاردهنده است.

 

  1. تبلیغ و ترویج مناسب

شعار «بسازید تا خودشان بیایند» برای رویدادهای پخش زنده هم کاربردی ندارد. برای به حداکثر رسانیدن مخاطبان ویدیوی خود، به یک برنامه ترویجی همه جانبه نیاز دارید. بهتر است برنامه ترویجی خود را حداقل چهار هفته پیش از پخش ویدیو آغاز کنید.

از هر کانالی که بودجه شما اجازه می دهد استفاده کنید. احتمالا فهرست ایمیل و همچنین حساب های شما در رسانه های اجتماعی مقرون به صرفه ترین روشها برای افزایش میزان حضور در رویداد پخش زنده تان هستند. یک صفحه برای ترویج این رویداد را در سایت خود ایجاد کنید و در ایمیل های ترویجی خود مخاطبان را به همان صفحه هدایت کنید. اگر چهار هفته زودتر فرآیند کار خود را آغاز کنید، می توانید هر هفته به ارسال ایمیل های ترویجی بپردازید و اعضایی که پیام های قبلی شما را باز نکرده یا نسبت به آنها واکنشی نشان نداده اند را هدف قرار دهید. ارسال پست در کانالهای شما در رسانه های اجتماعی نیز یک مکمل خوب برای ترویج ایمیلی به حساب می آید.

اگر بودجه بیشتری دارید از تبلیغات دیجیتال، مثلا تبلیغ در موتورهای جستجو استفاده کنید. به علاوه، اگر محصول جدیدی را معرفی می کنید یا فرد مشهوری در برابر دوربین قرار خواهد گرفت، استفاده از تبلیغات گسترده تر و رپورتاژآگهی را مد نظر قرار دهید.

 

این شش نکته به شما کمک خواهد کرد تا با استفاده از ویدیوی لایو، بازاریابی هوشمندانه ای را آغاز کنید. حداقل یکبار استفاده از این ابزار قوی و نوین را امتحان کنید و نتایج را بر اساس اهدافی که تعیین می کنید مورد ارزیابی قرار دهید. شرکت شما درخواهدیافت که منافع ناشی از ایجاد یک ارتباط انسانی واقعی با مخاطب، ارزش هرگونه سرمایه گذاری را دارد.

۱۰ توصیه برای بازاریابی دیجیتال صاحبان کسب و کارهای کوچک

افزایش منابع و کانال های بازاریابی دیجیتال و رسانه های اجتماعی، رساندن صدای کسب و کارهای کوچک به مخاطبان خود را بیش از هر زمان دیگری آسان کرده است. وجود گزینه های انبوه به شما اجازه می دهد که برای انتخاب سختگیری به خرج بدهید و تنها در پلتفورم هایی حضور خود را تثبیت کنید که بیش از همه با شما و کسب و کارتان تناسب دارند. به کمپین های بازاریابی دیجیتال به عنوان چیزی که فقط یک بار باید برای آن برنامه ریزی کنید نگاه نکنید؛ کمپین شما همانند کسب و کارتان تکامل پیدا کرده و رشد می کند.

مواردی که در ادامه می آید پیشنهادات گروهی از متخصصان بازاریابی دیجیتال -از فیسبوک، توییتر و لینکدین- است که به شما برای برنامه ریزی کمپین های دیجیتال تان کمک خواهد کرد.

 

  1. حوزه موبایل را در کانون توجه خود قرار دهید: در گذشته به هنگامی که مشتری به دنبال اطلاعات بود، باید پشت یک میز می نشست و جستجو و بررسی را آغاز می کرد، اما امروزه به لطف موبایل ما این کار را هر کجا و در حال انجام هر کاری که باشیم می توانیم انجام بدهیم، بنابراین بازاریابی شما به جای اینکه با موبایل سازگار باشد باید «موبایل محور» باشد.
  2. محتوای جذاب و تعامل برانگیز تولید کنید: دامنه توجه ما به روند نزولی خود ادامه می دهد؛ بر اساس مطالعه ای که توسط مایکروسافت انجام شد، مدت زمانی که انسان می تواند توجه خود را حفظ کند به طور متوسط به هشت ثانیه رسیده است. با جلب توجه مشتریان بوسیله اطلاعاتی که متناسب با نیازهای آنها است، مراجعه آنها به کسب و کار خود را افزایش می دهید. کریستین اِبِرهات، مدیر فروش توییتر می گوید: «محصولات، خدمات، کسب و کار و کارکنان تان را در محتوای خود بگنجانید. برای افزایش تعامل و درگیرسازی مخاطب از تصویر و ویدیو استفاده کنید.»
  3. به جمع آوری اطلاعات بپردازید: با استفاده از ابزارهای تجزیه و تحلیل و آمارگیر می توانید اطلاعاتی را به دست بیاورید تا بر اساس آنها برنامه ها و فعالیت های خود را تنظیم کنید، پیشنهادات خود را شخصی سازی کنید و سرویس دهی به مشتری را تقویت کنید.
  4. بزرگ فکر کنید (بدون هزینه های بزرگ): هیچ کسب و کاری آنقدر کوچک نیست که نتواند از بازاریابی دیجیتال استفاده کند. امکانات بازاریابی دیجیتال شما را قادر می سازد تا هوشمندانه هزینه کنید، خود را بیشتر در معرض دید قرار دهید و شهرت کسب و کارتان را افزایش دهید. نیل هیلتز، رئیس بخش استراتژیهای خدمات مالی بین المللی فیسبوک می گوید: «اگر مردم نسبت به شما آگاهی و اطلاعات نداشته باشند، چیزی را از شما خریداری نخواهند کرد.» برای جلب توجه بیشتر، روی تحقیق کلمه کلیدی و بهینه سازی برای موتورهای جستجو تمرکز کنید.
  5. بی مایه فطیر است: اگر فقط روی ترافیک طبیعی تکیه کنید، بازار را از دست می دهید. با استفاده از تبلیغات پولی در وبسایت های معتبر، حضور، تاثیر و دامنه دسترسی مخاطبان را به کسب و کارتان افزایش دهید.
  6. پروفایل بسازید: کمی برای پروفایل های خود در لینکدین و سایر رسانه های اجتماعی وقت بگذارید. تکمیل پروفایل با اطلاعات به روز و تصاویر جذاب و استفاده از پست های مناسب و صرف هزینه، شخصیت دیجیتال شما را پرورش می دهد و مشتریان را بسیار بهتر از شبکه سازی های سنتی به سوی شما جذب خواهد کرد.
  7. اجازه بگیرید: هیچ کس هرزنامه (اسپم) دوست ندارد. از طریق بازاریابی اجازه ای (permission marketing : یک رویکرد فروش که اجازه واضح مخاطب را برای دریافت ایمیل، خبرنامه یا پیام های متنی ضروری می داند) احترام مشتریان و افراد تاثیرگذار را به دست می آورید. محتوای خود را فقط برای افرادی که تمایل خود به دریافت آن را به وضوح اعلام کرده اند ارسال کنید و بقیه را از فهرست انتشار کنار بگذارید.
  8. مسیر خرید از طریق رسانه های اجتماعی را کوتاهتر کنید: تلاش کنید که تا می توانید روند خرید را سرراست تر کنید. به جای قراردادن لینک صفحه محصول در رسانه های اجتماعی، از دکمه خرید مستقیم یا لینکی استفاده کنید که سریع تر آنها را به صفحه پرداخت هدایت می کند.
  9. به بازاریابی محلی توجه کنید: یک استراتژی محلی، مشتریان را بر اساس کد پستی، محله یا خیابان یا شهری که در آن سکونت دارند هدف قرار می دهد و ارتباط شما را با مخاطبی برقرار می کند که بیش از همه برایتان اهمیت دارد.
  10. به شکل منظم و پیوسته ایمیل ارسال کنید: ایمیل همچنان یکی از سودمندترین و مقرون به صرفه ترین ابزارهای بازاریابی است: بر اساس یک نظرسنجی که توسط مارکتینگ شِرپا انجام شد، ۷۸ درصد از مصرف کنندگان ۳۵ تا ۴۴ ساله از ایمیل به عنوان پلتفورم ارتباطی مورد علاقه خود نام می برند. اگر به درستی از ایمیل استفاده کنید، می تواند یک ابزار بازاریابی قدرتمند برای شما باشد.

۸ روش برای ترکیب وبلاگ نویسی با بازاریابی ایمیلی

وبلاگ نویسی و بازاریابی ایمیلی شما همانند شکلات و کره بادام زمینی است. هر یک از این دو به تنهایی فوق العاده است، اما از ترکیب آنها پرفروش ترین شیرینی جات ایالات متحده پدید می آید!

شما هم می توانید با استفاده از یک استراتژی بازاریابی محتوایی که به شکل هوشمندانه ای وبلاگ نویسی و بازاریابی ایمیلی را در هم می آمیزد، ترکیبی ایجاد کنید که تبدیل به عاملی در جهت افزایش فروش شما خواهد شد.

در حالیکه وبلاگ بهترین راه برای جلب توجه در اینترنت، دست و پا کردن اعتبار و پیداشدن از طریق موتورهای جستجو است، ارتباط از طریق ایمیل به شما کمک می کند تا ارتباط خود را در سطح صمیمی تری برقرار کنید، در مخاطبان خود حس اعتماد ایجاد کنید و همچنین ابزاری برای ارائه پیشنهادات مرتبط به مخاطبان را نیز در اختیار شما قرار می دهد. قدرت این دو در کنار هم چند برابر می شود.

اما آیا واقعا به هر دوی آنها نیاز دارید؟

در یک کلمه باید بگوییم بله! بازاریابی ایمیلی و وبلاگ نویسی هر یک نیازهای مختلفی را برآورده می کنند، اما یک برنامه بازاریابی هوشمندانه معمولا متضمن هر دو است.

اگر وبلاگ دارید (و البته تا همینجای متن را هم که خوانده اید تصور می کنیم باید داشته باشید)، باید اطمینان پیدا کنید که به نحوی با تلاش های شما در راستای بازاریابی ایمیلی تطبیق پیدا کرده و تکمیل می شود که به برآوردن نیازهای مخاطب کمک کرده و شما را به اهداف بازاریابی محتوایی تان نزدیک تر کند.

شما می توانید از وبلاگ خود برای تقویت فهرست ایمیل تان و برعکس استفاده کنید، اما این تنها در صورتی امکانپذیر است که بین این دو یک رابطه همزیستی برقرار باشد.

البته مطالب وبلاگ و ایمیل هایی که ارسال می کنید همگی باید برای مخاطب مرتبط و سودمند باشند، و باید اطمینان پیدا کنید که هر دو در همه ابزارها و من جمله گوشی های هوشمند و تبلت ها قابل خواندن هستند.

با تحقق این شرایط، این فرصت را به دست می آورید که با استفاده همزمان از وبلاگ نویسی و بازاریابی ایمیلی به هشت طریق زیر کسب و کار خود را توسعه و پرورش دهید:

 

  1. پست های وبلاگ خود را به پاداشی برای مخاطب تبدیل کنید

کار شما این است که مخاطبان خود را به باز کردن (و خواندن) ایمیل هایی که ارسال می کنید عادت دهید. ترکیب محتوای وبلاگ با کمپین های ایمیلی روش مناسبی برای انجام این امر است.

مطالب فوق العاده ای که در وبلاگ خود منتشر می کنید پاداش فوق العاده ای برای مخاطب به حساب می آیند.

برای به اشتراک گذاری محتوای وبلاگ با فهرست ایمیل خود این گزینه ها را مد نظر قرار دهید:

  • از ابزار بازاریابی ایمیلی خود برای ارسال خودکار پست های جدید به فهرست تان استفاده کنید. تقریبا همه این ابزارها با استفاده از RSS سایت شما قادر به انجام این کار هستند.
  • هنگامی که پست جدیدی را منتشر می کنید، بصورت دستی یک ایمیل به فهرست خود بفرستید که حاوی یک یا دو جمله تیزرمانند باشد. لینک دادن به مطلب سایت خود را فراموش نکنید.
  • کل مطلب را در یک ایمیل ارسال کنید و در انتها یک لینک به آن پست بگذارید. برای تشویق به تعامل از مخاطبان خود بخواهید تا نظر خود را در زیر آن مطلب برای شما ارسال کنند.
  • یک خبرنامه هفتگی، دوهفتگی یا ماهانه ارسال کنید و لینک بهترین مطالب وبلاگ خود را از طریق آن ارسال کنید.

 

  1. یک پاسخگوی خودکار از سوالات رایج تهیه کنید

یک مجموعه از آموزشها یا پاسخ های خود به سوالات رایج را تهیه کنید و آن را در قالب یک مجموعه ایمیل دنباله دار ارسال کنید.

در پست های این مجموعه به محتوای مرتبط به سوالات و پاسخ ها از وبلاگ خود لینک بدهید. در صورت تمایل می توانید محتوای خود را دسته بندی کرده و به دسته بندی های موضوعی لینک بدهید.

 

  1. فوتر وبلاگ خود را از یاد نبرید

در فوتر همه صفحات محتوای خود یک فرم ثبت نام قرار دهید. از خوانندگان خود بخواهید که برای دریافت مطالب رایگان از وبلاگ، مطالب پریمیوم یا خبرنامه ماهانه تان که سرشار از مطالب سودمند است ثبت نام کنند.

 

  1. برای هماهنگی محتوا برنامه ریزی کنید

موضوعات وبلاگ و کمپین های بازاریابی ایمیلی خود را هماهنگ کنید تا به نحو موثری در کنار هم کار کنند. در همین راستا می توانید یک تقویم موضوعی ماهانه برای خودتان تهیه کنید.

اگر وبلاگ شما درباره آشپزی است و موضوع اردیبهشت ماه ابزار و وسایل آشپزخانه است، اطمینان پیدا کنید که هم مطالب وبلاگ و هم خبرنامه ماهانه به وسایل آشپزخانه ربط دارند.

هدف شما انتشار یک پیام واضح، منسجم و یکپارچه برای مخاطب تان است و در این راستا باید از همه ابزارهای جعبه ابزار بازاریابی محتوایی خود به شکل یکپارچه و صحیح استفاده کنید.

 

  1. پست هایی که بصورت مهمان ارسال کرده اید را معرفی کنید

از طریق خبرنامه خود می توانید لینک پست هایی که در سایر وبلاگ ها با عنوان مهمان منتشر کرده اید را به فهرست خود ارسال کنید. این فرصتی برای معرفی نوشته هایتان در وبسایت های دیگر را در اختیار شما قرار می دهد و وبسایتهای جدیدی را به مخاطبانی که به دنبال وبلاگهای جدید و مفید هستند معرفی کرده و در نتیجه، ارزش بیشتری به آنها ارائه می کند.

 

  1. دوباره خود را معرفی کنید

درست پیش از عرضه یک محصول یا ارائه خدمات جدید می توانید با ارسال چند محتوای زیرکانه و مناسب و مرتبط با موضوع محصول یا خدماتی که ارائه می دهید به فهرست خود جان تازه ای ببخشید.

این کار به خصوص در هنگامی که ارتباط منظمی با فهرست خود نداشته اید حرکت فوق العاده ای به شمار می رود.

 

  1. محتوای رایگان خود را در معرض دید قرار دهید

یک صفحه برای ارائه محتوای رایگان در سایت خود درست کنید تا کاربر بتواند به آسانی در فهرست شما ثبت نام کرده و یک کتاب الکترونیکی، ویدیو یا یک محتوای پریمیوم را دریافت کند.

سپس به آن صفحه در منوی سایت خود لینک بدهید، به نحوی که در همه صفحات قابل رویت باشد، چرا که نمی دانید که کاربر ابتدا کدام صفحه از سایت شما را پیدا می کند.

 

  1. از رسانه های اجتماعی بهره برداری کنید

از وبسایت های شبکه سازی اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر فقط به عنوان زنگ تفریحی که باعث می شود احساس کنید که کار سودمندی انجام می دهید استفاده نکنید، بلکه از آنها برای تحقق بیشتر اهداف بازاریابی محتوایی خود بهره بگیرید.

اطمینان پیدا کنید که از طریق پلتفورم های رسانه های اجتماعی برای محتوای خود ترافیک جذب می کنید و فهرست ایمیل خود را گسترش می دهید. شبکه سازی اجتماعی می تواند سرمایه عظیمی برای کسب و کار شما باشد، اما این تنها در صورتی مقدور است که تمرکز خود روی اهداف تان را حفظ کنید.

 

۱۱ سخن از استیو جابز که به شما انگیزه می دهد تا دنیا را متحول کنید

در روز پنجم اکتبر سال ۲۰۱۱، استیو جابز در جدال خود با سرطان مغلوب شد، اما میراثی بر جای گذاشت که هنوز زنده است. اپل تاثیر بزرگی بر دنیا گذاشت، و بدون افکار، ایده ها و طرز فکر او جهان شکل دیگری داشت.

جابز اثبات کرد که هر چیزی امکانپذیر است. او به شدت به پیروی از علاقه ها، داشتن رویاهای بزرگ و ایجاد تحول در دنیا اعتقاد داشت. از نظر جابز، هیچ ایده ای آنقدر بزرگ نبود که قابل تحقق نباشد.

آنچه در ادامه می آید برخی از بهترین سخنان الهام بخش این مرد بزرگ است. با ما همراه باشید.

 

  1. درباره رهبری

«کار من این نیست که به مردم آسان بگیرم. وظیفه من بهبود بخشیدن و تقویت آنها است.»

 

  1. درباره شروع

«شما باید به چیزی اعتماد کنید؛ به حس درونی، سرنوشت، زندگی، آخرت و یا هر چیزی، زیرا اعتقاد به اینکه در ادامه دلایل همه چیز را درک خواهید کرد، اعتماد به نفس لازم برای دنبال کردن تمایلات قلبی تان را به شما ارزانی می کند.»

 

  1. درباره تمرکز

«مردم تصور می کنند که تمرکز، بله گفتن به چیزی است که باید روی آن تمرکز کنید. اما تمرکز اصلا به این معنی نیست، بلکه به معنی نه گفتن به صدها ایده خوب دیگر است.»

 

  1. درباره اشتباه

«گاهی به هنگام نوآوری اشتباه می کنید. بهترین کار این است که فورا خطای خود را بپذیرید و به بهبود نوآوری های دیگر خود ادامه دهید.»

 

  1. درباره همکاری

«در دنیای کسب و کار، هیچگاه کارهای فوق العاده توسط یک نفر انجام نمی شوند، بلکه حاصل تلاش گروهی از انسانها هستند.»

 

  1. درباره بازگشت

«گاهی در مسیری که در آن حرکت می کنید، زندگی ناگهان پاره آجری را به سوی شما پرتاب می کند. باور خود را از دست ندهید.»

 

  1. درباره انگیزه

«تنها راه انجام کارهای خارق العاده این است که به آنچه که انجام می دهید عشق بورزید. اگر هنوز عشق خود را پیدا نکرده اید به جستجو ادامه بدهید، کوتاه نیایید.»

 

  1. درباره نگرش و طرز فکر

«همیشه تشنه تلاش بیشتر باشید، بگذارید مردم تصور کنند که کارتان احمقانه است.»

 

  1. درباره علاقه

«شهامت پیروی از ندای قلب و حس درونی خود را داشته باشید. آنها از قبل و به طریقی می دانند که حقیقتا می خواهید به کجا برسید. همه چیزهای دیگر از نظر اهمیت در جایگاه دوم قرار می گیرند.»

 

  1. درباره بهبود زندگی

«زندگی شما محدود است، با زندگی بر طبق خواسته های دیگران آن را هدر ندهید.»

 

  1. درباره آینده

«شما نمی توانید با نگاه به آینده همه کارهایی که امروز باید انجام دهید را درک کنید؛ بلکه فقط می توانید کارهایی که در گذشته انجام داده اید و سود آنها در زندگی امروز خود را مشاهده کنید. بنابراین، باید به اینکه کارهای امروزتان در آینده برای شما قابل درک خواهند بود اعتماد داشته باشید.»

 

 

چرا برندها در رسانه های اجتماعی باید شخصیت انسانی داشته باشند

عامل تعیین کننده در موفقیت هر برنامه رسانه ای، توانایی آن برنامه برای ایجاد یک رابطه برابر و انسانی است. اما انسان بودن در رسانه های اجتماعی در واقع به چه معنی است؟

آیا منظور داشتن یک برند سرگرم کننده و تعامل برانگیز است؟ آیا باید به زبان روزمره و محاوره ای صحبت کنیم؟ آیا باید حضور آنلاین خود را صمیمی تر و حتی عمدا غیر سازمانی کنیم؟

همه اینها را تا حدی می توان درست دانست، اما این موارد فقط نشانه های ظاهری هستند. مساله اساسی عمق بیشتری دارد و در ریزه کاری های روش تعامل ما با یکدیگر ریشه دارد.

پدیده ای در زبانشناسی وجود دارد که از آن با عنوان «تغییر رمز» یاد می شود. تغییر رمز به زمانی اشاره دارد که یک فرد از چندین زبان در یک گفتگو استفاده می کند و مرتبا بین آنها جابجا می شود. یک گروه در NPR با تحقیق روی این مفهوم، پا را از محدوده زبانشناسی فراتر گذاشته و به رواج و اهمیت آن در سطوح فرهنگی و چامعه شناسی پرداخته است.

یکی از نویسندگان گروه به نام جین دِمبی به این نکته اشاره می کند که چگونه اغلب ما هر روز در کارمان از همین مفهوم استفاده می کنیم. هنگامی که با مافوق یا همکارانمان صحبت می کنیم از یک لحن سازمانی استفاده می کنیم. چند دقیقه بعد یکی از دوستان یا اعضای خانواده با ما تماس می گیرد و یک شخصیت کاملا متفاوت -و حتی شاید ظاهرا متضاد- را به خود می گیریم.

اما نکته کلیدی این است که هر دوی این صداها ما هستیم. خانم دِمبی می نویسد: «بسیاری از ما به ظرافت و به صورت انعکاسی روش ابراز خودمان را تغییر می دهیم و بین فضاهای مختلف فرهنگی و زبانشناسی، و همچنین بین هویت های خودمان و حتی گاهی در یک تعامل یا گفتگو از این شاخه به آن شاخه می پریم.»

کاربرد این مفهوم در رسانه های اجتماعی بسیار گسترده است. فضای رسانه های اجتماعی مرز بین فضای حرفه ای و شخصی را کمرنگ کرده و حتی در حال حذف آن است. این در ترکیب با ذات دوستدار تغییر رمز ما می تواند به معنی دو تغییر بزرگ در روش رویارویی برندها با رسانه های اجتماعی به شمار آید.

 

رویکرد کاربران به محتوای سازمانی صرفاً سازمانی نیست

تغییر رمز نه تنها این واقعیت را آشکار می کند که ما در موقعیت های مختلف، ابعاد مختلفی از شخصیت خود را نشان می دهیم، بلکه مشخص می کند که همیشه همه این ابعاد بخش های اساسی وجود ما هستند. بنابراین، تمامی مولفه های شخصیت ما برای تاثیر بر تصمیم گیری، علاقمندی ها و اعمال ما در کنار هم قرار دارند.

به عبارت دیگر، هنگامی که یک کاربر به صفحه اینستاگرام یا فیسبوک شما سر می زند، ناگهان وارد حالت «فقط حرفه ای» نمی شود که بخواهد مصرف و واکنش به محتوا را ۱۰۰ درصد بر اساس شرکت و شغل خود انجام دهد.

شاید شخصیت حرفه ای او نمایان به نظر برسد، اما کل فرآیند فکری او تحت تاثیر بخشهایی از شخصیت او که کمتر هویدا هستند نیز قرار دارد: این حقیقت که او یک پدر یا مادر است، به تنیس علاقه دارد، هفته سختی را پشت سر گذاشته یا در یک شهر بزرگ زندگی می کند.

ما باید این طبیعت بنیادین رفتار کاربران را مد نظر قرار دهیم: این واقعیت که مردم فقط به عنوان افراد متخصص، حرفه ای و مجرب دست به کاری نمی زنند، تعامل برقرار نمی کنند و واکنش نشان نمی دهند، بلکه چیزی که در این فرآیندها اهمیت بسیاری دارد شخصیت انسانی آنها با ظرافت های خاص خودش است. کاربران فقط مشتری بالقوه نیستند و نباید تنها بر این مبنا با آنها رفتار کرد. کمپین ها، برنامه ریزی ها و پیشنهادات ما باید به نحوی باشد که در یک سطح انسانی با کاربران ارتباط برقرار کند -که البته جایگاه حرفه ای آنها را هم در بر می گیرد، اما محدود به آن نیست.

 

هنر اصالت را یاد بگیرید

درک پیچیدگی های تغییر رمز کاربران و نیاز به ارتباط در سطح انسانی به این معنی نیست که باید اهداف بازاریابی خود را رها کنیم. ما هنوز هم کسب و کاری داریم که باید به مدیریت آن بپردازیم و از آن درآمد کسب کنیم. اما کاری که باید انجام بدهیم این است که در روش ارتباط و ارائه برندمان تجدیدنظر کنیم.

اگر ارتباط باید در یک سطح انسانی شکل بگیرد، در اینصورت برندهای ما نیز باید شخصیت انسانی داشته باشند. ارتباط فقط هنگامی صورت می گیرد که بین دو طرف همگرایی وجود داشته باشد و نقطه مشترکی را پیدا کنند. اگر یک کاربر با دیدگاه حرفه ای و شخصی به سوی ما می آید و ما فقط با یک دید حرفه ای به سوی او گام برداریم، در اینصورت تاثیر این تعامل را محدود کرده ایم.

برای اینکه یک برند انسانی داشته باشید باید هنر اصالت را فرابگیرید. باید واقعی باشید، درباره آنچه که برند شما هست و انجام می دهد شور و حرارت داشته باشید. درست مثل زندگی روزمره، مردم بیشتر به افرادی واکنش نشان می دهند که به شکل قابل درک و منسجمی واقعی هستند. به همین دلیل، این یک هنر است و نه یک فرمول. در بلندمدت نمی توان به اصالت تظاهر یا آن را تولید کرد.

هر سازمان، فارغ از محصول یا خدماتی که ارائه می کند، هرچقدر هم که جدی باشد یک شخصیت منحصر به فرد دارد. لازمه داشتن یک شخصیت انسانی در رسانه های اجتماعی شناسایی همه ابعاد آن شخصیت -حتی ابعادی که کمتر ظاهر می شوند یا کمتر سازمانی هستند- و توجه به آنها به عنوان یک کل است. سپس تعریف نشانه های ظاهری آن نیز آسانتر می شود.

همیشه فضایی برای گسترش شخصیت برند و نمایش آن به روشهای جدید وجود دارد. درست همانطور که شخصیت ما می تواند تکامل پیدا کند، برندها نیز می توانند بدون انحراف از ارزشها، اهداف و اصول اصلی خود مفاهیم و تجربه هایی را به نمایش بگذارند که آنچه که نسبت به آن شور و اشتیاق دارند را بیشتر نشان می دهد.

پیداکردن روشی برای اصیل و واقعی بودن به شکل ناگهانی یا یک شبه قابل انجام نیست و مستلزم تلاش فراوان است، اما در بلندمدت به کسب و کار شما کمک خواهد کرد. مردم بیشتر با واقعیت ارتباط برقرار می کنند و رسانه های اجتماعی ما را قادر ساخته اند تا آسانتر و بیشتر با آنها ارتباط برقرار کنیم، در نتیجه بهترین مکان برای شروع این فرآیند به حساب می آیند.

چرا بازاریابی محتوایی شما تاثیری ندارد؟

بازاریابی محتوایی گاهی بی ثبات و متلَوّن است. یک روز فلان استراتژی موثر است و فردا دیگر تاثیری ندارد. درست هنگامی که فکر می کنید که فرمول بازاریابی محتوایی را کشف کرده اید متوجه می شوید که بر سر خانه اول برگشته اید، به صفحه مانیتور نگاه می کنید و فقط می خواهید فریاد بزنید. اگر تا گردن در بازاریابی محتوایی فرو رفته اید، اما به نظر نمی رسد که تاثیر آنچنانی داشته باشد، دلایل اصلی آن را در ادامه می توانید پیدا کنید. امیدواریم بتوانید از این مطلب به عنوان ابزاری برای چکاپ بازاریابی خود استفاده کنید و واکسن لازم را در محل مناسب تزریق کنید.

 

  1. فقط به فروش فکر می کنید

کسی تمایلی به خواندن بروشور تبلیغاتی شما ندارد. دقیقا آخرین باری که آرزو می کردید که ای کاش کسی پیدا می شد که به شما چیزی بفروشد چه زمانی بود؟ واقعیت این است که اغلب مردم بیشتر به مشکلات خودشان توجه می کنند و ترجیح می دهند که شما برای حل آن مشکلات به آنها کمک کنید. بنابراین اگر محتوای خود را می خوانید و به نظر «فروشندگانه» می رسد، زمان آن فرا رسیده است که با در نظرگرفتن مخاطب خود آن را تغییر دهید. با بیان مشکلات آنها شروع کنید و روش حل آنها را به ایشان آموزش بدهید. با این کار، یک رابطه توام با اعتماد ایجاد می کنید و ایجاد رابطه بین خودتان و مشتری همان چیزی است که باید هدف کمپین شما باشد.

 

  1. مخاطب خود را نمی شناسید

احتمالا فکر می کنید که مخاطب هدف خود را می شناسید، اما آیا واقعا می دانید که او چه کسی است؟ آیا از دغدغه ها، امیدها، مسائل و مشکلات و چگونگی لذت بردن او از محتوا آگاهی دارید؟ یا شاید هم فکر می کنید که طرف شما یک آدم آهنی است که روی راهنمای استفاده اش نوشته «مذکر ۴۰ ساله»!

برای اینکه واقعا مشتریان خود را درک کنید، باید شخصیت های تعریف شده ای از آنها داشته باشید که نه فقط ویژگیهای جمعیتی، بلکه ویژگیهای روانشناختی آنها را نیز زیر ذره بین قرار می دهند. تا می توانید درباره آنها اطلاعات کسب کنید. پس از آنکه درک کردید که طرف شما کیست، آنگاه می توانید با آنها صحبت کرده و تعامل برقرار کنید.

 

  1. نمی دانید که مخاطب در کدام قسمت از فرآیند «سفر مشتری» قرار دارد

به مراحلی که یک مشتری طی می کند تا شرکت شما را پیدا کند، تصمیم بگیرد که آیا تمایلی به استفاده از خدمات یا محصولات شما دارد یا خیر، و سرانجام تبدیل به یکی از مشتریان شما شود سفر مشتری می گوییم، که فرآیندی منطبق بر قیف فروش دارد. در هر صورت، مشتریان در نقاط مختلف این سفر سوالات مختلفی دارند که مایلند پاسخ آنها را دریافت کنند. اما اگر به طور یکنواخت محتوای یکسانی که یک مطلب را بارها و بارها تکرار می کند به آنها ارائه کنید، در اینصورت چگونه می توانید به سوالات متنوع آنها پاسخ دهید؟

بجای این کار باید محتوایی را تولید کنید که هر دغدغه ای که مشتری در فرآیند تصمیم گیری خود برای انتخاب شما با آن روبرو می شود را هدف قرار دهد. برای شناسایی این دغدغه ها و نگرانی ها باید وارد این سفر شوید و خودتان را به جای مشتری تصور کنید. سوالاتی که احتمالا برای مشتریان پیش می آید را بپرسید و ببینید که آیا محتوای شما به درستی به آنها پاسخ می گوید یا خیر. اگر پاسخ منفی بود، زمان تغییر محتوا فرا رسیده است.

 

  1. مخاطب نمی تواند محتوای شما را پیدا کند

«آدم ها می آیند… خودشان را نشان می دهند… آدم ها با تو می مانند…»؛ متاسفانه این شعر در مورد بازاریابی محتوایی مصداق ندارد. در واقع، هنگامی که محتوایی را تولید می کنید، احتمالا این آدم ها اصلا نمی دانند که کاری انجام داده اید. بنابراین، اگر یک شاهکار محتوایی را خلق کرده اید باید به مخاطبان خود اطلاع بدهید. مطلب خود را در رسانه های اجتماعی ترویج کنید، با مدیران سایت های دیگر صحبت کنید تا مطلب شما را در سایت خود قرار دهند، آن را برای فهرست تماس های خود ایمیل کنید و از دوستان و خانواده خود بخواهید تا آن را به اشتراک بگذارند. فارغ از روشی که برای اطلاع رسانی استفاده می کنید، فقط اطمینان پیدا کنید که همه را خبردار کرده اید، چرا که اگر انتظار دارید که مشتری شما را پیدا کند، حالا حالاها باید انتظار بکشید.

 

  1. هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارید

آیا به این فکر می کنید که چرا مشتریان شما با ولع به دنبال پست وبلاگی شما با عنوان «روشهای پولدار شدن» نیستند؟ خُب شاید دلیلش این باشد که چنین مطلبی در طی همین هفته ۱۰۰۰۰ بار نوشته شده است، و همانطور که گفتیم مشتریان شما آدم آهنی نیستند. پس به چه دلیلی باید از خواندن یک مطلب تکراری لذت ببرند؟ به جای تولید چیزی که تصور می کنید باید خلق کنید، مطلبی بنویسید که می خواهید بنویسید. ما تضمین می کنیم که اصالتی که چنین مطلبی دارد، تعامل بسیار بیشتری را نسبت به آن مطالب تکراری برخواهد انگیخت. هنگامی که مطلب بکری دارید که مقداری از شخصیت خود را نیز در آن آمیخته اید، به عنوان یک چیز جدید و تازه متمایز به نظر خواهد رسید و مشتریان تان مزد زحمات شما را خواهند داد.


بنابراین برای ارزیابی کمپین های خود کمی وقت بگذارید و هرگاه به نقطه ضعفی برخورد کردید، به آینه نگاه کنید. پس از شناسایی مشکلات، گام های لازم برای سروسامان دادن به کمپین خود را بردارید تا از نتایجی که کسب می کنید شگفت زده شوید.

 

بخش بندی بازار و انواع آن

 

بخش بندی بازار (Market segmentation) یکی از قدیمی ترین شیوه های بازاریابی است. در شرایطی که جمعیت و سلایق مشتریان روز به روز گسترده تر می شود و گزینه های رقابتی نیز بیشتر در دسترس قرار می گیرند، بخش بندی بازار برای هر کسب و کار یا برنامه بازاریابی تبدیل به یک ضرورت شده است.

 

بخش بندی بازار چیست؟

به فرآیند تقسیم کردن مشتریان بالقوه بر اساس ویژگیهای مختلف آنها به چند گروه بخش بندی بازار گفته می شود. این بخش ها متشکل از مصرف کنندگانی هستند که واکنشهای مشابهی را نسبت به استراتژی های بازاریابی از خود بروز می دهند و ویژگیهای مشترکی مثل علایق، نیازها یا موقعیت جغرافیایی مشابهی دارند.

 

آنچه که مشتری می خواهد را می توان در سه دسته طبقه بندی کرد: نیازها، خواسته ها و تقاضاها. اما برای تصمیم گیری روی این موارد ابتدا باید بخش بندی را انجام دهید، و اولین گام در بخش بندی این است که مشخص کنید که کدام دسته از مشتریان محصولات شما را ترجیح می دهند. این مشتریان جزو بخشهای هدف شما هستند. چه کسی محصول شما را می خواهد، و این رغبت در کدام طبقه (نیاز، خواسته یا تقاضا) قرار می گیرد؟ هنگامی که محصولی که می خواهید تولید کنید را مشخص می کنید، باید روی بخش هدف خود نیز تصمیم گیری کنید.

بخش بندی بازار چهار نوع دارد که پیاده سازی هر یک از آنها در دنیای واقعی با دیگری متفاوت است.

 

بخش بندی بر اساس ویژگیهای جمعیتی

این بخش بندی یکی از ساده ترین و رایج ترنی انواع بخش بندی های بازاریابی است. بیشتر شرکتها از این بخش بندی استفاده می کنند تا محصول خود را در دسترس گروه های جمعیتی مناسبی قرار دهند. بخش بندی ها عموما یک گروه از مردم را بر اساس متغیرهای مشخصی تقسیم بندی می کنند. بنابراین، بخش بندی جمعیتی نیز متغیرهای خودش، مانند سن، جنسیت، اندازه خانواده، درآمد، حرفه، دین، نژاد و ملیت را دارد.

بخش بندی جمعیتی را می توان در بازار خودرو مشاهده کرد. بازار خودرو دامنه های قیمتی متفاوتی دارد که عامل تعیین کننده آنها بخش هدفگیری شده است. به عنوان مثال، ماروتی سوزوکی (ویکیپدیا) دامنه قیمتی پایینی دارد و بنابراین خودروهای خود را برای عموم مردم تولید می کند. اما Audi و BMW رِنج قیمتی بالایی دارند و هدفشان خریداران نسبتا ثروتمند است. لذا در این مورد، بخش بندی بر اساس درآمد انجام می شود که یکی از ویژگیهای جمعیتی است.

 

بخش بندی رفتاری

این نوع از بخش بندی بازاریابی، مشتریان را بر اساس رفتار و الگوی استفاده و تصمیم گیری تقسیم بندی می کند. بخش بندی رفتاری در بازار گوشی های هوشمند شکوفا شد. به عنوان مثال، بلک بری بخشی را هدف قرار داد که در حوزه کسب و کار فعالیت داشتند، سامسونگ روی کاربرانی تمرکز داشت که به استفاده از اندروید تمایل داشتند و اپل مشتریان ثروتمندتری که می خواهند عضوی از جامعه کاربری یک برند محبوب و منحصر به فرد باشند را هدف گرفت.

نمونه دیگر بخش بندی رفتاری، بازاریابی خرید سال نو است. در این ایام، الگوهای خرید کاملا با الگوهای خرید روزهای عادی متفاوت است.

 

بخش بندی روانشناختی

برای تعریف یک بخش بازاریابی در این نوع از بخش بندی، از سبک زندگی مردم، فعالیت ها، علاقمندی ها و همچنین نظرات آنها استفاده می شود. بخش بندی روانشناختی با بخش بندی رفتاری شباهت زیادی دارد. اما بخش بندی روانشناختی ابعاد روانی رفتار خرید مصرف کننده را نیز مورد توجه قرار می دهد.

امروزه کاربرد بخش بندی روانشناختی بسیار گسترده شده است. به عنوان مثال در بازار پوشاک که برخی از برندها روی ارائه آخرین مدها تمرکز می کنند و برخی دیگر به ارائه لباس های رسمی اداری می پردازند، با تمرکز بر سبک زندگی از بخش بندی روانشناختی استفاده می شود. این بخش بندی اساسا مبتنی بر سبک زندگی یا AIO (فعالیت ها، علایق و نظرات) مصرف کننده است.

 

بخش بندی جغرافیایی

این نوع از بخش بندی بازاریابی مردم را بر اساس موقعیت جغرافیایی که در آن سکونت دارند تقسیم بندی می کند. مشتریان بالقوه شما بر اساس محل سکونت خود نیازهای متفاوتی دارند.

به عنوان مثال، همان شرکتی که در کشورهای سردسیر برای بخاری های خود بازاریابی می کند، در کشورهای گرمسیری باید به دنبال بازاریابی دستگاه های تهویه متبوع خود باشد. این نوع از بخش بندی از سایر انواع بخش بندی آسانتر است، اما در واقع اوج استفاده از آن در دهه گذشته بود، چرا که در آن دوره صنایع نوپا بودند و دامنه دسترسی آنها محدود بود. امروزه دامنه دسترسی بسیار گسترده شده است، با این وجود هنوز هم هنگامی که کسب و کار خود را در نواحی محلی و مناطق بین المللی توسعه می دهید باید اصول بخش بندی جغرافیایی را مد نظر قرار دهید.

آنچه در این مطلب ذکر شد، چهار نوع اصلی بخش بندی بازار است. البته انواع دیگری از بخش بندی – مانند بخش بندی کاربرد محور و بخش بندی قیمت محور – نیز وجود دارد، اما همه انواع مختلف دیگر بخش بندی عموما مشتقات همین چهار مورد محسوب می شوند. اما شما برای کسب و کار خود از چه نوع بخش بندی بازار استفاده می کنید؟ لطفا دیدگاه های خود را با گویا آی تی در میان بگذارید.