چگونه در بازی کلش رویال ( Clash Royale ) حرفه ای‌تر شویم؟

شرکت سوپرسل  یک بازی استراتژی به اسم Clash Royale را وارد باز کرده که البته در اوایل عرضه این بازی از استقبال خوبی برخوردار نبود. بعد از این، کلش اف کلنز را به دست کاربران رساند که بدین صورت از استقبال حداکثری روبرو شد. اما با تحریم های بعدی برای ایرانیان، کاربران به این بازی یعنی Clash Royale روی آورده اند. اگرمحیط آن را ببینید متوجه می شوید که از بازی های جذاب شرکت خودش یعنی Clash Of Clans و Boom   Beach  و Hay Day مشتق شد است، و حتی بعضی از شخصیت هایی که در آف کلنز هم بودند اینجا وجود دارند.

این بازی شاهکار که نمونه توسعه یافته ای برای آف کلنز هم محسوب می شود، در مدت کمی که از زمان انتشارش تا الان می‌گذرد، توانسته است طرفداران زیادی را برای خودش پیدا کند.

البته در اوایل نشر این بازی، می توانستید آن را فقط بر روی سیستم های iOS ببینید، ولی امروزه بر روی همه وسایل هوشمند اندرویدی قابل نصب است.

Clash Royale

روند کار این بازی آنلاین به این صورت است که، با بدست آوردن اکسیر، کارتی به شما تعلق می گیرد که می توانید با آن سربازان خود را انتخاب کنید، و آن‌ها را برای خراب کردن قلعه های دشمن به جلو بفرستید.

به خاطر اینکه این بازی به تازگی منتشر شده است، بهتر است اطلاعات کاملی درباره روند بازی داشته باشید؛ با ما در آموزش این بازی همراه باشید.

نیروهایتان را درست انتخاب کنید.

عموماً برای بهترین یارگیری، نباید نیروهای صرفا قوی را انتخاب کنید که نیاز باشد بیشترین انرژی از اکسیرتان را به آن ها بدهید؛ می توانید مجموعه متعادلی از همه نیروها را در ارتش خود داشته باشید. برای اینکار می توانید از نیروهایی که اکسیر کمی نیاز دارند و درعوض سرعت بیشتری هم دارند در کنار دیگر نیروهایتان، برخوردار شوید.

آرامش خود را حفظ کنید.

شما  در هر شرایط ضمن حمله به دشمن، باید بتوانید از قلمرو خودتان هم دفاع کنید؛ پس آرامش و تمرکز خود را در هر شرایطی حتی وقتی که یکی از برج هایتان از بین رفته و دشمن برای شما شکلک می فرستد، حفظ کنید تا با فکر باز تری بتوانید حمله کنید؛ یادتان نرود، بهترین دفاع، حمله است.

Clash Royale

مدیریت متفاوت در وقت های باقی مانده

گاهی که وقت کمی از جنگ باقی مانده است، باید بتوانید از داشته های خود در این زمان محافظت کنید و هم چنین مقداری نیرو برای نابود کردن قلعه های دشمن به جلو بفرستید؛ پس همه نیروها را در وقت باقی مانده به خط جلوی جنگ نفرستید.

ترفندهای استفاده از کارت ها

باید بدانید که تنها حمله‌های خوب و جنگی نیست که می تواند شما را پیروز نبرد کند، یکی از فاکتور های مهم برای برنده شدن در این بازی رقابتی، مدیریت کارتهایتان است، که در اصل تکمیل کننده طرح های حمله شماست.

مطمئنا شرایطی پیش خواهد آمد که همیشه از کارت‌های خوب و یا بهترین استراتژی برخوردار نباشید، همان طور که این اتفاق برای رقیب تان خواهد افتاد؛ پس باید بتوانید از ترفندهایی که رقیب تان نمی‌داند استفاده کنید.

همان طور که قبلا هم گفته شد، حتما نباید صرفا فقط از بازیکنان پرهزینه یا برعکس فقط از کم هزینه استفاده کنید، کاملا برعکس؛ باید بتوانید همه نیروها را در مجموعه ارتش خود داشته باشید. اگر الان بیشتر دوست دارید که در لاک دفاعی فرو بروید بهتر است از نیروهای قوی، که بهتر می‌توانند آسیب ها را تحمل کنند استفاده کنید، و یا اگر قصد دارید که حمله ای را برای تخریب قلعه های دشمن، تدارک ببینید بهتر است که از نیروی های سریع و هجومی خود که در حمله های هوایی هم توانمند هستند استفاده کنید.

Clash Royale

پس کارتهای خود را بر اساس استراتژی هایی که در نظر دارید بردارید؛ در این صورت با درصد بسیار زیادی می توانید تعادل را در موقعیت های مختلف نبرد حفظ کنید و بالطبع هم درصد برنده شدنتان را بیشتر می کنید.

بخاطر محیط رقابتی این بازی باید بتوانید سریع تصمیم‌ بگیرید که حرکت را به لاک دفاعی یا فاز هجومی تغییر دهید، پس از قبل، نسبت به امکانات و شرایطی که دارید بهتر فکر و برنامه ریزی کنید؛ و اگر از عکس العمل کمی در نبرد برخوردارید، بدانید که درصد موفقیت تان هم  کم خواهد بود. در ادامه به چند راهکار کاربردی برای اتخاد بهترین عکس العمل ها اشاره خواهیم کرد:

وقتی عدد اکسیر شما ۱۰ شد، آن موقع نیروهای خود را به سوی دشمن بفرستید.

برای اینکه در حین حمله بتوانید دفاع خوبی هم از نیروهایتان داشته باشید بهتر این است که اول غول خود (جاینت) را بفرستید و پشت سر او، اسکلت را روانه کنید تا در حین حمله و پیشروی جاینت، اسکلت با بمب انداختنش برروی نیروهای دشمن بتواند از جاینت هم دفاع کند.

Clash Royale

وقتی یکی از قلعه ها و برج های دشمن را نابود می‌کنید، وقت خوبی است که تمرکز خود را از دست ندهید و پیروزی خود را استمرار دهید و از آن دفاع کنید. اگر یکی از بازیکنان حرفه ای باشید در این مواقع، که وارد فاز دفاعی شده اید باید این مهم را بیشتر رعایت کنید و دقت بیشتری در هدف گیری هایتان داته باشید.

سعی کنید به موقعیت کنوکی برج هایتان بیشتر دقت کنید؛ اگر قرار است برج شما به زودی به وسیله تیروکمان های دشمن، یا بمب آتشی نابود شود، چرا انرژی خود و نیروهایتان را اینجا بکار بگیرید؟! پس دست از این برج و این حرکت ضعیف برددارید و نیروهای هجومی خود را برای حمله به یکی از برج های دشمن سازماندهی دوباره کنید.

به یاد داشته باشید که همیشه نباید به دفاع از برج هایتان مشغول باشید چرا که برج های شما همیشه هم به مراقبت ویژه نیاز ندارند و آسیب ها را تا حدودی می توانند از خودشان دفع کنند، مثلا وقتی گوبلین در آشیانه خودش، بخواهد به سمت برج شما حمله بکند، هیچ نیرویی در این موقعیت برای دفاع از برج قرار ندهید، چون آسیبی که برج در این موقعیت می بینید بسیار کم و جبران پذیر است.

بهترین رقیب برای نیروهای هجومی تان مثل غول، شوالیه و.. نیروهای ریز نقش و کوچک دشمن هستند که می توانند حساسیت های زیادی را بر روی افرادی که توان تخریب بالایی دارند، تحمیل کنند.

پس این موضوع را رعایت کنید و برای کاهش احتمال شکست تان، دسترسی آن ها را به برج های خود محدود کنید.

Clash Royale

قبل از گفتن این ترفند بهتر است اصل یک بازی جوانمردانه را در هر شرایطی در نظر بگیرید.

گاهی اوقات برای شما پیش میآید که برجک رقیب را نابود کرده اید، در این صورت میتوانید از طریق شکلک هایی که در پایین صفحه تان قرار دارد شکلک خنده بفرستید، برای اینکه بتوانید از شدت تأثیر این کار مطمئن شوید خودتان را به جای بازیکن رقیبتان در نظر بگیرید، ببینید از چه چیزی الان ناراحت و عصبانی می شوید یا باعث می شود که تمرکزتان را از دست بدهید.

کدام کارت را باید توسعه داد؟

در روند بازی وقتی به دوستانتان هم کمک می کنید و صندوقچه طلایی را به دست می آورید، و بعد به سطوح بالاتر بازی می رسید، می توانید به نسبت صندوقچه ها نیرووهای خود را هم ارتقا و توسعه بدهید.

اما این سوال وجود دارد که کدام سطح کدام یکی از این نیروها را ارتقا دهم؟ برای این کار جواب ما را بشنوید:

در نظر داشته باشید که اگر پول بیشتری دارید و می توانید طلای بیشتری هم بخرید پس بهتر و بیشتر هم می توانید نیروها و سربازان خود را قدرتمند تر بکنید.

اما جدا از مسئله پول، انتخاب کارتها و تعویض آن به نیروهای دیگر، می تواند اولویت شما را بهتر مشخص کند، مثلا تمرکز بیشتر روی نیروهای هجومی داشته باشید و ..

یا می توانید نیروهایی را خیلی کم از آن ها استفاده می کنید را ارتقا دهید چرا که قدرت مجموعه شما خیلی بیشار از قبل خواهد شد، و می توانید از راهکارهای متنوع تری نسبت به قبل استفاده کنید.

Clash Royale

فایده جواهرات و صندوقچه ها..

با خرید جواهر و صندوقچه ها، شما می توانید بازیکنان بیشتری را بروز کنید و.. اما قبل از خرید این طلاها در نظر داشته باشید که به مرور که بازی به جلو می‌رود‌، خود به خود صندوقچه ها برای شما هم باز می شود و نیازی به خرید همیشگی آن نیست، ولی اگر الان طلاها را نیاز دارید، می توانید با الماس ها آن ها را هم بدست آورید. مثلا یکی از راه های بدست آوردن الماس، دیدن تلویزیون در بازی است، که ۵ الماس به دارایی های شما اضافه می شود.

از قبل اطلاعاتی پیدا کنید که چه موقع صندوق ها باز میشوند، و قتی که می خواهید بخوابید و نمی خواهید به اینترنت وصل شوید، می توانید صندوق های بزرگ خود را که از ۸ تا ۱۲ ساعت می توانند باز بمانند، باز کنید. در این صورت وقت زیادی هم از شما گرفته نمی شود.

میانبر‌های موجود در بازی

بهتر است بدانید که سوپرسل، هنوز هیچ میانبری را برای سریع تر شدن روند بازی اش معرفی نکرده است پس اگر کسی پیشنهاد گرفتن اطلاعات از شما و دادن الماس کرد، توجهی نکنید، زیرا به احتمال زیاد با کلاهبرداری روبه رو هستید و این امر گاهی باعث می‌شود که حساب کاربریتان هم مسدود شود.

از بین دو بازی محبوب کلش رویال و کلش آو کلنز کدام یک را انتخاب می کنید؟

در ست است که این دو بازی هر دو ساخت شرکت سوپرسل هستند، اما این شرکت گفته است که از دو تیم متفاوت برای ساخت این بازی ها استفاده کرده است؛ اما با هم شباهت ها و تفاوتهای فراوانی هم دارند.

Clash Royale

مثلا اگر با هر دو بازی کار کرده باشید می بییند که هر دو از گرافیک شبیه به همی بهره برده اند، و حتی در حین بازی می توان راهکارها و استراتژی های شبیه به هم آن ها را هم بیشتر احساس کرد. بعضی از شخصیت های مبارز و هجومی بازی آوکلنز مثل غول، بربریان و.. در این بازی هم حضور دارد اما شیوه ها و نوع جریان بازی ها با هم متفاوت هستند.

در آو کلنز، نیروی رقیب شما می توانست فقط با نیروی دفاعی شما بجنگد و اگر نتیوی دفاعی شما بیرون از زمین باشد می تواند به راحتی وارد زمین شما بشود و البته این موضوع برای شما هم همین طور بود، اما در بازی رویال هر حریفی که با او برخورد داشته باشید و آنرا رقیب تان انتخاب می‌کند چه هجومی و چه دفاعی، باید با او مبارزه کنید.

شکست در این بازی به معنای از دست دادن برجک اصلی و یا نابود شدن هر ۳ برجکی است که باید در طول بازی از آن دفاع کنید؛ حالا اگر رقیب شما هم با این شرایط رو به رو بود بعد از ۳ دقیقه بازیکنی که قلعه یا برجک بیشتری برایش باقی مانده بود، نسبت به حریف خود برنده خواهت شد.

Clash Royale

پس در این شرایط باید بتوانید تا جایی که امکان دارد از حمله استفاده کنید چون چیزی برای دفاع ندارید و یا خیلی کم است، پس از ۳ دقیقه اگر باز هم تعداد برجک ها مساوی شدند، مسابقه به دور ۴ دقیقه ای می کشد، و اگر با زهم روند حملهها و.. تاثیری بر روی تعداد برجک ها نداشت و آن‌ها یکسان باشند، بازی مساوی ادامه می‌یابد.

البته در حین این مسابقه جذاب، با داشتن اکسیر کافی می‌توانید نیروهای خود را هم تغییر دهید و برای موقعیت اصلی که در نظر دارید استفاده کنید، اما در نظر داشته باشید که تعویض بازیکن و قرار گیری اش در جانی مناسب چند ثانیه زمان می برد.

تعادل کارتها؛ استراتژی موفق

اگر قبل از رویال، بازی وار کرافت (War Craft) را انجام داده باشید، می دیدید که برای رسیدن به موفقیت باید کارتها را مناسب و متعادل انتخاب می کردید. تجربه نشان داده است که اگر تمام بازیکنان یک تیم همگی از نیروهای قوی و پر مصرف باشند، باز هم پیروزی شان ۱۰۰ درصد تضمین نمی‌شود و حتی گاهی در مقابل نیروهای کم هزینه هم شکست خورده اند.

پس باید مجموعه خود را از نیروهای بالانس انتخاب کنید تا بهتر بتوانند همدیگر را پشتیبانی کنند، البته بازیکن هم باید بتواند روش خوبی را پیاده کند.

Clash Royale

وقتی طلای کافی بدست آوردید می توانید ترکیب نیروهای خود را هم تغییر دهید. البته صنوقچه بعد از باز شدن، می توانند طلا را در اختیارتان قرار دهد، عموما بازشدن هر صندوقچه به نسبت اندازه اش از۳ ساعت تا ۱۲ ساعت طول می کشد.

می توانید این زمان را با بدست آوردن صندوق های گنج و بعد الماس، کمتر هم کرد؛ همانطور هم که گفته شد، می‌توانید چند ساعت قبل از اینکه بخواهید بازی کنید و نمی‌خواهید به بازی وصل شوید، صندوق‌ها را باز کنید.

یعضی از بازیکنان به خاظر کم طاقتی، با پول رایج خودشان الماس خریداری می کنند که این کار بی فایده به نظر می رسد، چرا که بعد از گذشت یک روز می توانند یک یا دو صندوق را باز کنند و با آن ها می توانند که یک یا دو نیروی خود را بروز کنند.

در حین بازی می توانید از تجربیات دیگر بازیکنان حرفه ای هم بهره بگیرید و دلایل شکست و برنده شدن آن‌ها را هم بشنوید، و صد البته یک گزینه خوب که رویال در اختیارتان قرار می دهد، عضو یک قبیله شدن است؛ در این قبیله که یکی از فاکتورهای اصلی بازی هم محسوب می شود، می‌توانید به دیگر اعضا کمک کنید، و حتی از کارت‌های شخصی خود به آن هم هدیه دهید، البته این کمک های سخاوتمندانه از چشم رویال دور نمی ماند و در عوض آنها به شما سکه جایزه می دهد.

که می‌دانید با این سکه ها می توانید همه کارت هایتان را یکباره باز کنید و این پیغام هر از چندگاهی در صفحه آخر و در سمت راست برای شما نشان داده می شود.

ویژگی های منحصر به فرد این بازی شاهکار

شاید اگر قبل از رویال، بازی های که برای نابود کردن و دفاع از برج و .. ساخته شده اند را دنبال کرده باشید، می دیدید که مقداری از وقت اصلی خود را هم باید برای آماده شدن بازیکنانتان صرف می کردید.

در حالی که در این بازی با اتلاف وقتی رو به رو نیستید و نیروهایتان همیشه یا در حال حمله و یا در حال دفاع از برجک‌ها هستند و می‌توانید این بازی را بدون کاهش هیجان سپری کنید.

Clash Royale

یکی دیگر از ویژگی های خوب این بازی، نداشتن استرس و تنش در حین انجام آن است، دلیلش بخاطر این موضوع است که فقط بازیکنانی که در شرایط خاص برایشان زمان سنج در نظر گرفته می شود و یا حتی باید نیروهایشان را با شرایط خاصی پیاده کنند، شاید این تنش برایشان وجود داشته باشد.

یکی از جذابیت دو چندان این بازی بخاطر پیش بینی نکردن عکس العمل های بازیکنان است، تا جایی هر حریف برای شروع بازی فقط از شگرد خاص خودش استفاده می کند و همین امر اتفاقات دور از انتظاری را برای هر حریف پیش می آورد.

خیلی کم اتفاق می افتد که دو حریف در شرایط نابرابری مقابل هم قرار بگیرند، مثلا اینکه یک نفر طلا، الماس و یا سکه بیشتری برای تعویض کارت و.. داشته باشد و قدرتمند تر به نظر برسد؛اما شرکت سازنده بازی برای حذف کامل نا عدالتی باید مقداری بیشتر روی این موضوع کار کند.

طبق نظرات کاربران و طرفداران بازی، محیط گرافیکی بازی واقعا بی عیب و نقص طراحی شده است، و حتی در شرایطی که واقعا ادامه بازی سخت تر و گیج کننده تر شده است، به بهترین وجه می توان روی نیروهای خود مدیریت و کنترل را اعمال کرد، البته در لیست این مزایا موسیقی جالب و هماهنگ آن را هم فراموش نکنید.

نتیجه گیری:

همیشه برای وقت خود برنامه ریزی کنید، به خصوص هنگامی که می‌خواهید این بازی را شروع کنید، شاید گرافیک عالی آن، مدیریت آسان نیروها، و محیط هیجان انگیز و بدون تنش آن، ( که به درستی محیطی متفاوت را ایجاد کرده است)، به شما اجازه ندهد که به روال برنامه ریزیتان توجه کنید و دست از بازی بکشید؛ پس به فرهنگ بازی و فضای مجازی متعهد باشید و زیاد خود را به آن وابسته نکنید. دیدگاه ها و تجربیات خود را از این بازی در بخش نظرات همین مطلب در گویا آی تی بنویسید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

آموزش حل مشکلات رایج در پرینترهای لیزری و جوهرافشان

چاپگرها یکی از لوازم جانبی اصلی کامپیوترها محسوب می شوند، دستگاهی که تا زمان های نه چندان دور فقط در ادارات، دانشگاه ها و..پیدا می شد، الان در خانه ها هم به فراوانی وجود دارند. الان انواع بسیاری از پرینترها وارد بازار شده اند و همین باعث بیشتر شدن رقابت در بین چاپگرها شده است، تا علاوه بر اینکه سعی کنند نواقص نسخه های قبلی دستگاه خود را رفع کنند، ویژگی های جدیدی را نیز در این دستگاه اعمال کنند؛ در نتیجه امروز می بینیم پرینترهای چند بعدی نیز وجود دارند.

اما در این مقاله می خواهیم که نواقص معمول در چاپگرهای خانگی را بررسی کنیم، با ما همراه باشید.

ما از چاپگر هم مثل بقیه دستگاهه های دیجیتال خود، انتظار داریم که حداقل تا ۵،۶ سال اول به خوبی کار کنند، و نیازی به تعمیرکاری نداشته باشند، اما گاهی هم درست در لحظه ای که با آن کار داریم متوجه اشکالاتی در آن می‌شویم و اگر تا حدودی به نحوه تعمیر ان آشنایی نداشته باشیم باید به یک تعمیرکار مراجعه کنیم. گاهی اوقات این مشکلات با چند راهکار ساده خانگی برطرف می شوند و وجود یک تعمیر کار از بیرون بی فایده است، پس در ابتدا در این مقاله با مشکلات عمومی چاپگرها آشنا شوید و بعد راهکار برطرف کردن آنها را بیان می کنیم.

7 مشکل پرینتر و راه حل آن

قبل از شروع بهتر است بدانید که چاپگر مثل دیگر وسایل، نیاز به استراحت دارند پس زیاد هم از آن کار نکشید؛ ولی عموما ۲ هفته بعد از خرید چاپگرتان، منتظر باشید که کارتریج چاپگرتان خراب خواهد شد.

یکی از چاپگرهای معمول در خانه ها، چاپگرهای جوهر افشان هستند که در صورتی از آن کم استفاده شود احتمال خشک شدن جوهرش وجود دارد و همین امر سبب می شود که راه مجاری نازل های جواهر افشان که بخاطر ریز بودن شان نیاز به مراقبت بیشتری هم دارند، بسته شوند.

اولین مشکل، پرینت نگرفتن دستگاه

دلایل متعددی وجود دارند که چرا دستگاه پرینت نمی گیرد، بهتر است احتمالات را یکی یکی و از پایه بررسی کنیم:

– آیا چراغی که روی دستگاه نشاندهنده Error و خطا در دستگاه است، روشن شده است؟

– آیا کاغذ در دستگاه وجود دارد و آیا به درستی سرجایش قرار گرفته است؟

– آیا چاپگر به درستی با وسیله ارسال کننده درخواست چاپی، اتصال دارد؟ این اتصال یا از طریق کابل usb و یا هم از طریق شبکه بی سیم بر قرار می شود؛ بهتر است بدانید در صورت وجود این مشکل کابل usb خود را وصل کنید چون به احتمال زیاد نمی تواند شبکه بی سیم را در حین مشکل، تشخیص دهد.

– بررسی کنید که کارتریج از تونر (برای چاپگرهای لیرزی) و یا جوهر (برای چاپگرهای جوهر افشان) خالی نباشد.

حل مشکل، پرینت نگرفتن دستگاه

اگر چند پرینتر در میزکارتان یا دفترتان وجود دارد، و پرینتر دلخواهتان به درستی کار نمی کند، بهتر است که به طور موقت آن را پرینتر پیش فرض سیستم در نظر بگیرید، البته این مورد بیشتردر چاپگرهای قدیمی صدق می کند، پس برای اینکه چاپگر خود را پیش فرض در نظر بگیرید به کنترل پنل بروید و از قسمت Devices and Printers  بر روی چاپگر مورد نظر خود کلیک راست کنید  واز زیر گزینه های آن، برای انتخاب پیش فرض بودنش بر روی set as default کلیک کنید، البته مطمئن باشید که این دستگاه مشکلی ندارد.

اگر سیستم  نمی تواند چاپگر شما را شناسایی کند، می توانید از ۴ راه برای حل این مشکل استفاده کنید:

  • از قسمت راهنمایی printing troubleshooter در سایت مایکروسافت کمک بگیرید، ( اینجا کلیک کنید) در این صورت این راهنما مشکلات چاپگرتان را برای شما پیدا می کند و در رفع این مشکلات شما را راهنمایی می کند؛ فقط کافیست که روی دکمه Fix کلیک کنید و برنامه را دانلود و اجرا کنید.
  • به بخش کنترل پنل خود بروید، و از بخش Devices and Printers بر روی چاپگر مورد نظر خود کلیک راست کنید و سپس برای عیب یابی مشکل بر روی گزینه Troubleshoot کلیک کنید.

مشکل، پرینت نگرفتن دستگاه

 

  • اگر هنوز نتوانستید که از سایت مایکروسافت جواب مورد نظر خود را بگیرید، ( که گاهی اوقات جواب مایکروسافت جواب مورد نظر کاربران نیست)، می توانید به سایت HP بروید و در بخش Print and Scan Doctor به خوبی مشکل خود را پیدا کنید و راه حل های آن را هم ببینید.
  • اگر با فیلم های آموزشی برای رفع مشکل تان میانه خوبی دارید، می‌توانید به سایت زیر مراجعه کنید تا انواع فیلمهای آموزشی برای رفع مشکل چاپگرتان را ببینید:

منبع آموزش تصویری برای رفع مشکلات پرینتر ( کلیک کنید )

دومین مشکل، محدودیت تبلت برای پرینت گرفتن

حدودیت تبلت برای پرینت گرفتن

هر پرینتری نمی تواند اسناد تبلت شما را چاپ کند، مثلا اگر تبلت شما مدل آیپد، آیپد تاچ و یا Iphone باشد و بخواهید با این ها به یک چاپگر متصل شوید، باید چاپگرتان ویژگی AirPrint را داشته باشد و تبلت به خوبی از طریق اتصالات بی سیم به چاپگر متصل شود.

امروزه شاهد هستیم که تعداد چاپگرهایی که از ویژگی AirPrint پشتیبانی می کنند در حال افزایش است، برای اینکه ببینید که آیا چاپگرتان می تواند این ویژگی را پشتیبانی کنید یا نه، می توانید به لیست AirPrint در وب سایت های راهنما مراجعه کنید، هر چند که اگر چاپگر شما قدیمی باشد احتمال زیادی وجود دارد که نتواند این سرویس را پشتیبانی کند.

در هر صورت اگر از یک سیستم عامل مک بر روی سیستم خود استفاده می کنید (سیستم عامل شرکت اپل است که فقط با سیستم های سخت افزاری خود شرکت اپل سازگاری دارد) و آن هم به یک چاپگر متصل باشد، می توانید از ویژگی درون پرینتر به نام HandyPrint استفاده کنید و آن را به یک چاپگر مجهز یه سرویس AirPrint تبدیل کنید.

در حال حاضر اپلیکیشنی به نام Printer Pro برای چاپ دستگاههای IOS ایجاد شده است که می تواند از لیست چاپگرهای بی سیم و نیز چاپگرهای سیمی که متصل به کامپیوتر و یا مک هستند، سندهای تبلت های مدل های بالا را پرینت بگیرد.

برای سیستم های اندورید هم، در حال حاضر در گوگل پلی، اپلیکیشنی به نام Google Cloud Print، قرار دارد که با این نرم افزار و از طریق بعضی از گوشی های خوب سامسونگ و یا تبلت ها می توانید به بعضی از چاپگرهای متصل به کامپیوتر، ارتباط داشته باشید و اسناد خود را چاپ کنید. بعد از اینکه این برنامه را دانلود کردید باید در مرورگر خود در کامپیوتر مثل کروم، وارد menu شوید و بعد به قسمت تنظیمات بروید و بعد از انتخاب گزینه Advanced Settings بر روی manage کلیک کنید، پس از اینکه چاپگر را به کامپیوتر وصل کردید و Provided را روشن کردید می توانید از اسناد خود پرینت بگیرید.

سومین مشکل، تعویض نکردن محفظه کارتریج

عویض نکردن محفظه کارتریج

قبل از اینکه تونر یا جوهر موجود در کارتریج دستگاهتان در حال تمام شدن باشد، چاپگر یک هشدار به شما می‌دهد که نسبت به تعویض آن اقدام کنید. اگر از کاربران خانگی باشید معمولا چند هفته طول می‌کشد تا محفظه کارتریج تان تمام و خشک شود، اما اگر در اداره ها، و موسسات شلوغ از چاپگر استفاده می کنید، احتمال اینکه چند ساعتی یک بار آن را عوض کنید، همیشه وجود دارد، پس از قبل برای این موضوع برنامه بریزید. وقتی هشدار را دریافت کردید کارتریج دیگری بخرید اما آن را نصب نکنید چون هنوز مقداری از جوهر، تونر و.. در کارتریج هست، و وقتی که چاپگر متوقف شد یا رنگ های پرینت شده‌ی ان کم رنگ شد، زمان تعویض کارتریج است.

چهارمین مشکل، پرینت های ناخوانا در صفحات تحت وبی

 

پرینت های ناخوانا در صفحات تحت وبی

وقتی می خواهید یکی از صفحات وب را چاپ کنید، توجه داشته باشید که بعضی از این صفحات اصلا برای چاپ شدن طراحی نشده اند و ممکن است بزرذگتر یا کوچکتر ا زصفحه کاغذ شما باشند و یا ممکن است در گان صفحه بخش نظرات و اگهی هایی وجود داشته باد مه نخواهید آن را در سند چاپی‌تان داشته باشید، پس همیشه قبل از اقدام به چاپ اسناد مخصوصا وبی، نمونه چاپی خود را ببینید.

برای این کار، مثلا در مرورگر اکسپلورر از ابزار Print Preview  استفاده کنید واگر مورد رضایتتان نبود، آن را در یک برنامه ویرایشی تغییر دهید،و یا در صفحه پری‌ویو، می توانید اندازه کاغذ خود را تغییر دهید و یا طول و عرض آن را تغییر دهید. در صفحات چاپی تحت وب استفاده از حالت landscape، به خاطر اینکه صفحه را خیلی عریض می کند مناسب نیست.

بعلاوه این موارد در مرورگر اکسپلورر گزینه ای به نام shrink-to-fit  وجود دارد که شما می توانید صفحه اصلی تحت وب را متناسب با صفحه کاغذی خود کنید.

اگر می خواهید از نتایج آماری یک سایت مثل کارنامه، جداول و.. استفاده کنید، عموما خود صفحه گزینه پرینتی دارد که بهترین چاپ را از آن سند در اختیار شما قرار می دهد.

پنجمین مشکل، گیر کردن برگه در چاپگر

اگر برای شما هم زیاد اتفاق می افتد که کاغذ چاپتان در دستگاه گیر می کند و بیرون نمی‌آید، احتمالا شئ مثل مقدار کاغذ پاره شده، در دستگاه و جایی که کاغذ را به درون می کشد باقی مانده است.

میتوانید به راحتی قسمت های باز شدنی و زبانه های دستگاه را از هم باز کنید تا بتوانید شئ باقی مانده را پیدا کنید، اگر در زیر چاپگرتان صفحه ای وجود داشته باشید که اشیاء باقی مانده را خارج می کند این گزینه بهتری است.

گیر کردن برگه در چاپگر

 

برای اینکه دیگر مشکل باقی ماندن کاغذهای اضافی در چاپگر پیش نیاید، همیشه آن ها را خشک در درون چاپگر قرار دهید و از قبل آ نها را در بسته خودش نگهداری کنید، چرا که چاپگرهای قدیمی رطوبت را به درون خودشان جذب می کنند و ممکن است اجازه ندهند کاغذ بیرون بیاید.

ششمین مشکل، بیرون آمدن برگه‌های سفید به طور متوالی

برای رفع این مشکل به قسمت Control Panel بروید، و باز هم روی چاپگر خود در بخش Devices and Printers کلیک راست کنید و سپس برای اعمال تنظیمات مورد نظرتان روی Printing Preferences کلیک کنید. اگر در این بخش هیچ گزینه ای را برای جداسازی صفحات یا Separator Pages  نشان نمی دهد می توانید دوباره بر روی چاپگر خود کلیک راست کنید و گزینه Properties را کلیک کنید.

 

گیر کردن برگه در چاپگر

اما اگر با چاپگرهای hp کار می کنید کارتان راحت تر می شود، و می توانید بر روی چاپگر خود دابل کلیک کنید و سپس بر روی گزینه سفارش سازی یا Customiseکلیک کنید و در قسمت Advanced Setting آن، دکمه جداساز یا Separator Page را تنظیم کنید.

هفتمین مشکل، ناخوانایی برگه های جاپ شده

اگر چاپگر مثل همیشه کارش را درست انجام می‌دهد ولی برگه چاپی خیلی کم رنگ و محو بیرون می‌آید، مطمئن شوید که تونر و یا جوهر به اندازه کافی دارید. بعد از اینکار،به احتمال بسیار بالایی ممکن است دلیلش بسته شدن نازل های جوهر و.. باشد که سبب می‌شود که رنگ‌ها اشتباهی بر روی کاغذ چاپ می شوند و در نتیجه با کیفیت محو و ناخوانایی رو به رو می‌شوید.

برای رفع این مشکل، می توانید که هد چاپگرتان را تمیز کنید.

مشکلات پرینتر

در حال حاضر روش هایی برای این انجام موضوع مطرح شده است که در چاپگرها مختلف است، مثلا می توانید به صفحه کنترل چاپگرتان بروید و این تنظیم را اعمال کنید یا ازطریق کامپیوترتان، بتوانید نرم افزار پرینتر را تغییر دهید. اگر شما با مشکلات دیگری با پرینترتان روبرو هستید می توانید روش های حل مشکل را با بیان ذکر مشکل مورد نظر در انتهای همین مقاله ی گویا آی تی در بخش نظرات بنویسید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نیز نشر دهید.

چگونه قابلیت WorkMode در تلگرام را فعال یا غیرفعال کنیم؟

تلگرام سرویسی است که به شما امکان می دهد، بهترین امکانات لازم برای ارتباط با دیگران در فضای مجازی در اختیار داشته باشید. این سامانه در تلاش است تا نهایت امکانات برای رضایت کاربران در اختیار آن ها قرار دهد. یکی از جالب ترین قابلیت های تلگرام که می تواند مانع حواسپرتی کاربر شود، قابلیت WorkMode است.

در واقع با استفاده از امکان WorkMode شما می توانید به سادگی، آن دسته از کانال ها و چت هایی را که آن ها را MUTE کرده اید از دید خود پنهان کنید. البته بعد از پنهان کردن هم امکان نمایش مجدد آن وجود دارد. امروز گویا آی تی به شما یاد می دهد که چگونه این قابلیت تلگرام را فعال و یا غیر فعال کنید.

نکته: قابلیت WorkMode هم اکنون برای نسخه دسکتاپ در دسترس است.

workmode

ابتدا نسخه تلگرام خود را بروز رسانی کنید و بعد از بروز رسانی، آن را اجرا کنید.

به قسمت تنظیمات یا Settings بروید و در آن جا بدون اینکه، روی چیزی کلیک کنید عبارت زیر را تایپ کنید.

workmode

دقت کنید لازم نیست برای تایپ این واژه به دنبال نشانگر ماوس و یا باکس خاصی باشید! کافی است در قسمت تنظیمات باشید و مطمئن باشید که کیبرد لپ تاپ تان، انگلیسی است. بنابراین این واژه را که بنویسید بلافاصله تلگرام از شما سوالی به صورت زیر می پرسد:

workmode

سوال بالا بیانگر این است که آیا می خواهید این قابلیت را فعال کنید؟ در صورتی که تمایل دارید این کار را انجام دهید روی ok کلیک کنید و در غیر اینصورت روی کنسل کلیک کنید تا به حالت قبلی تلگرام خود باز گردید.

فرض می کنیم که قصد فعال کردن این گزینه را دارید. بعد از این که گزینه اوکی را زدید، وارد صفحه اول تلگرام می شوید. اگر تلگرام شما رمز دارد، باید از اول رمز را وارد کنید و آن را راه اندازی کنید.

workmode

به محض راه اندازی تلگرام در بخش سمت چپ تلگرام با گزینه ای که به صورت بالا آن را مشخص کرده ایم روبرو می شوید. حالا اگر بخواهید چت های خاموش خود را پنهان کنید کافی است روی آن کلیک کنید. بعد از این کار، تلگرام شما به صورت زیر نمایش داده می شود:

workmode

در واقع تلگرام به شما می گوید که شمار کانال ها و گروه ها و چت هایی که mute هستند ۱۶ تا است. اگر می خواهید آن ها را نمایش دهید کافی است روی دکمه show all chats کلیک کنید.

اگر میخواهید این قابلیت را غیر فعال کنید دوباره به بخش تنظیمات تلگرام خود بروید و عبارت workmode را مجددا تایپ کرده و اینتر را بزنید. با این کار، تلگرام از شما سوالی می پرسد مبنی بر اینکه آیا قصد دارید این قابلیت را غیر فعال کنید یا خیر؟ در صورتی که می خواهید آن را غیر فعال کنید ok را بزنید و تمام!

workmode

بدین صورت قابلیت حالت کاری در تلگرام غیر فعال می شود و شما می توانید به وضعیت قبلی تلگرام خود باز گردید.

قابلیت workmode دقیقا برای زمانی است که شما نیاز دارید تلگرام تان فعال باشد و البته مشغول فعالیت های کاری هستید و نیاز به تمرکز بالا دارید. بدین صورت می توانید با خیال راحت و بدون اینکه حواس تان پرت شود با افراد مهمی که آن ها را mute نکرده اید چت کنید و سایر گروه ها و کانال ها و افراد برای شما حواس پرتی ایجاد نکنند.

آیا شما هم مثل من به این قابلیت در تلگرام خود احتیاج داشته اید؟ دیدگاه های خود را در این باره با ما در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

راهنمای استفاده از قابلیت Live Chat در اینستاگرام

اگر این روزها اپلیکیشن ایسنتاگرام خود را بروز رسانی کرده باشید، می‌بینید که قابلیت جدیدی به این مجموعه اضافه شده است، که با این قابلیت تمام کاربران اینستایی در دنیا می توانند در حین چت کردن تصویر خود را هم به صورت زنده پخش کنند؛ همانطور که می‌بینید خیلی از کاربران برای چت کردن از این روش استفاده می‌کنند و این سرویس در اینستاگرام استقبال خوبی به همراه داشته است.

لایو چت اینستاگرام

 

برای اینکه شما هم کار با این سرویس را شروع کنید، ابتدا مطمئن شوید که اینستاگرام خود را آپدیت کرده اید. برای آپدیت اینستاگرام خود کافی است که به یکی از سرویس های ارائه دهنده اپلیکیشن های موبایلی وارد شده و اینستاگرام را سرچ کنید. با این کار، می توانید از دکمه بروز رسانی استفاده کرده و سرویس خود را آپدیت کنید. بعد از آپدیت لازم است که با یوزر و پسوردتان وارد برنامه شوید.

بعد از این کار، برنامه اینستاگرام را اجرا کنید و روی آیکن دوربینش که در بالا سمت چپ است کلیک کنید، یا هم انگشت خود را از روی صفحه اصلی به سمت راست بکشید، به جز گزینه های قبلی آن مثل Normal و Boomerang باید گزینه پخش زنده یا Liveهم قرار گرفته باشد، تا بتوانیید در مکالمه از آن استفاده کنید.

اگر گزینه پخش زنده هنوز برای حساب شما فعال نشده باشد، به احتمال زیاد فعال شدنش از چند ساعت تا چند روز بیشتر طول نخواهد کشید.

بعد از انتخاب Live، حالا برای شروع مکالمه ویدئویی روی Start Live Video  کلیک کنید.

 استفاده از قابلیت Live Chat در اینستاگرام

 

قبل از شروع پخش، اینستا برای اطمینان از این‌که مشکلی در اتصال اینترنتان وجود ندارد، آن را بررسی می کند و عبارت Checking connection را نشان می‌دهد، در صورتی که هیچ مشکلی در اتصال نداشته باشید، شمارش معکوسی را به شما نشان می‌دهد و سپس پخش زنده شروع می شود.

در حین استفاده از سرویس پخش زنده، بقیه کاربران هم می‌توانند شما را ببینند برای شما نظر بگذارند، یا شما را لایک کنند، و حتی خودتان در حین اینکه از پخش زنده استفاده می کنید می‌توانید برای دیگران هم نظر بگذارید، و یا حتی اگر کاربر جدیدی به جمع تماشاچیان شما بپیوندند، باز هم می توانید آن‌ها را از روی صفحه اصلی ببینید.

این سرویس نماهای مختلفی از دوربین را هم برایتان تنظیم می کند، و شما می توانید پخش زنده را از روی دوربین عقب و جلو تغییر دهید یا فلش خود را خاموش و روشن کنید.

 استفاده از قابلیت Live Chat در اینستاگرام

وقتی که خواستید مکالمه تصویری خود را قطع کنید، می‌توانید دکمه End که در بالای صفحه و سمت راست قرار دارد را لمس کنید و بعد گزینه End Live Video را که در پایین صفحه قرار دارد را انتخاب کنید.

و نهایتا هم اینستا، یک آمار از تعداد کاربرانی که این پخش را دیده اند به شما نشان می دهد.

 استفاده از قابلیت Live Chat در اینستاگرام

 

وقتی که شما پخش زنده را فعال کردید، دوستانی که شما را دنبال می کنند، می توانند ویئوی زنده شما را ببینند، و حتی اینستاگرام این موضوع را در صفحه اصلی خود، به دیگر کاربران اطلاع می‌دهد.

 استفاده از قابلیت Live Chat در اینستاگرام

بهتر است بدانید که اپلیکیشن اینستاگرام، ویدئوی پخش شده را یک بار بیشتر برای دیگر کاربران پخش نمی کند، و دوباره نمی توانید آن را ببینید، در حالی که در اپلیکیشن Periscope این سرویس باز پخش دارد.

نظر شما در مورد قابلیت چت زنده تصویری در این شبکه اجتماعی پر مخاطب چیست؟ نقاط ضعف و قوت این سرویس را با گویا آی تی در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

شرحی بر زندگانی ۵ سیستم عامل موبایلی که شکست خوردند

اکثر دنبال کنندگان حوزه‌ی تکنولوژی موافق‌اند که امروز فقط دو سیستم عامل موبایلی به طور جدی در بازار باقی مانده است: اندروید و iOS. البته گهگاه دستگاه‌هایی هم دیده می‌شوند یک از یک گزینه‌ی سوم و ناشناخته استفاده می‌کنند، اما این سیستم عامل‌ها از ارزش کافی برخوردار نیستند. از زمانی که اولین آیفون عرضه شد، به رغم شکست‌های گذشته، بازار در شرایطی قرار گرفت که چالشگران جدید زیادی به این سمت روی آوردند.

سیستم عامل موبایل

بنابراین تصمیم گرفتیم لیستی کوتاهی از بزرگترین پلتفرم‌های شکست خورده تهیه کنیم تا با وجود این که به موفقیت نرسیدند، تلاش‌های آنان را ارج نهیم. چرا که یک رقیب واقعی کسی است که بار دیگر به میدان بازگشته و از اشتباهات گذشته درس می‌گیرد. پس با ما همراه باشید تا با عبور از تاریخ نگاهی به سیستم عامل‌های موبایلی گذشته بیندازیم.

WebOS

WebOS

WebOS

پالم را به خاطر دارید؟ اگرچه این برند یک بار از HP جدا و دوباره به شکل بی‌رحمانه‌ای به این شرکت برگشت، در دوران شکوه خود یکی از بزرگترین سازندگان PDA بازار بود. WebOS سیستم عاملی بود که به همراه Palm Pre عرضه شد و تاثیر شگرفی در بازار گذاشت. این سیستم عامل از یک راه‌حل چند وظیفگی موسوم به «کارت‌های فعالیت» استفاده می‌کرد که در واقع یک رابط کاربری چند لمسی کامل بود و به اپ‌ها اجازه می‌داد تا به وسیله‌ی فناوری‌های وب به طور مستقیم ساخته شوند. اگرچه سیستم عامل مذکور هیچ وقت فروش یا سهم بازار فوق العاده‌ای نداشت، ولی در میان عاشقان تکنولوژی جایگاه خوبی پیدا کرد، و میراث آن اکنون در بسیاری از قابلیت‌های سیستم عامل‌های کنونی همچنان زنده است.

WebOS

تاریخچه

سال ۲۰۰۷ بود و آیفون – یعنی دستگاهی که هنوز در آن زمان خیلی از مردم را متقاعد نکرده بود، اما در نهایت ثابت کرد که دستگاهی انقلابی است – به تازگی معرفی شده بود که یکی از کارکنان پالم تهدید آن را به وضوح حس کرد. راهکار شرکت در مقابل این مسئله استخدام جان رابینستین، یکی از بازنشستگان اپل بود که مسئول بخشی از آیپد اصلی بود. آن‌ها او را در بخش توسعه‌ی تلفن‌های بعدی خود قرار دادند. دو سال بعد، Palm Pre به همراه WebOS در CES 2009 معرفی شد که اولین تلفن هوشمند غیر اپلی بود که از نمایشگر چند لمسی استفاده می‌کرد. به دنبال فروش ناموفق Palm Pre، Pre Plus و Pixi، HP در آوریل ۲۰۱۰ اعلام کرد که پالم را به طور کامل خریداری می‌کند. بعد از معرفی چند تلفن دیگر، نام پالم به نفع HP تغییر کرد، ولی پس از انتشار تنها دو دستگاه دیگر، بخش موبایل شرکت به طور کامل متوقف شد، و WebOS هم به عنوان یک سیستم عامل موبایلی همراه با آن به تاریخ پیوست.

WebOS

لانچر WebOS

امکانات

یکی از جالب‌ترین ویژگی‌های WebOS استفاده‌ی گسترده‌ی آن از حرکات لمسی بود، تا جایی که دستگاه‌های مجهز به این سیستم عامل، در زیر نمایشگر بخش مخصوصی برای استفاده از این حرکات لمسی داشتند. چند وظیفگی مبتنی بر کارت که امروز هم به عنوان یک استاندارد در پردازش موبایلی در نظر گرفته می‌شود، کار خود را در WebOS شروع کرد. جستجوی عمومی هم که از چندین اپلیکیشن مختلف به طور همزمان نتیجه می‌آورد، اولین بار در این سیستم معرفی شد. یکی از ویژگی‌هایی که تبلیغات گسترده‌ای روی آن صورت گرفت Synergy بود که در واقع جایگزین دفترچه آدرس به حساب می‌آمد و امکان وارد کردن همزمان داده از منابع مختلف از جمله رسانه‌های اجتماعی و ایمیل، و سپس ذخیره سازی آن درون فضای ابری را فراهم می‌کرد. یکی دیگر از امکانات جالب این سیستم استفاده از شبیه ساز PalmOS موسوم به کلاسیک بود که شرایط لازم برای استفاده از اپلیکیشن‌های قدیمی را به وجود می‌آورد.

WebOS

WebOS

چه اشتباهی رخ داد؟

برخلاف ویژگی‌های خوبی که سیستم عامل WebOS داشت، اوضاع از همان روز اول برای خود سیستم و شرکت والد او مناسب نبود. Pre درست زمانی معرفی شد که سهام شرکت با قیمت ۱.۴۲ دلار برای هر سهم شاهد بدترین عملکرد خود در تاریخ بود. البته با معرفی دستگاه اوضاع خیلی بهتر شد، ولی نهایتاً به دلیل شرایط نامناسب شرکت به HP واگذار شد. دستگاه‌های پالم مطابق انتظارات فروش نداشتند و دلیل آن هم واضح است؛ اپلیکیشن. یا در حقیقت نبود اپلیکیشن. کیت توسعه‌ی Mojo یعنی چیزی که برای تولید اپلیکیشن برای یک سیستم عامل ضروری است، یک ماه بعد از عرضه‌ی Pre معرفی شد که این مسئله به خصوص برای تلفنی که فقط ده یا دوازده اپلیکیشن داشت اصلاً خوب نبود. اگر این اتفاق را با بازاریابی ناموفق اسپرینت، و عدم تمایل جدی پالم به فروش دستگاه در آن طرف آب‌ها در نظر بگیریم، می‌بینیم که شکست بدیهی است. در ماه‌های بعد اندروید به شکل بی‌نظیری محبوب شد و نشان داد که عرضه‌ی هر دستگاه دیگری که به WebOS مجهز باشد سرنوشتی مشابه دستگاه قبلی خواهد داشت.

WebOS

میراث

چند وقت بعد از توقف فعالیت WebOS، در توافقی که HP با LG امضا کرد به نحوی سیستم عامل را احیا نمود، و در حال حاضر هم تعدادی از تلویزیون‌های هوشمند LG و گونه‌ای از LG Watch Urbane از همین سیستم عامل استفاده می‌کنند. علاوه بر این جانشین WebOS یعنی LuneOS در جامعه‌ی منبع باز در وضعیت توسعه‌ی فعال قرار دارد اگرچه هنوز به صورت گسترده مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. بسیاری از ویژگی‌های این سیستم عامل مثل چند وظیفگی مبتنی بر کارت هنوز برقرار است، اما برخی از قابلیت‌های پیشرفته‌ی گذشته نظیر پشته‌بندی/گروه‌بندی کارتی دیگر وجود ندارند.

MeeGo

MeeGo

MeeGo

نمونه‌ی خوبی از این ادعا که زمان‌بندی نامناسب چگونه می‌تواند یک محصول خوب را نابود کند، MeeGo است که از همکاری مشترک نوکیا و اینتل پدید آمد و توانست روی یک یا دو تلفن هوشمند قرار بگیرد. این سیستم عامل با تمرکز بر حرکات لمسی و سادگی، قرار بود بازگشت نوکیا را به عصر تلفن‌های هوشمند رقم بزند. نوکیا N9 تنها موبایل مجهز به MeeGo بود که در چند ماه پیش از انتشار خود و با اعلام خبر همکاری مایکروسافت و نوکیا به نابودی کشیده شد.

تاریخچه

MeeGo

MeeGo

برای درک کامل تاریخ MeeGo باید چند سال به عقب برگردیم و به همکاری‌های مشترک نوکیا و اینتل نگاه کنیم. اولین همکاری Moblin (مخفف Mobile Linux) بود که توسط اینتل مبتنی بر سیستم عامل منبع باز لینوکس و با تمرکز بر پردازنده‌ی اتم این شرکت ساخته شد. سپس Maemo مطرح شد، که توزیع مخصوص نوکیا بود و در ابتدا بر روی PDA-های خود شرکت مورد استفاده قرار می‌گرفت. این دو شرکت در کنگره‌ی جهانی موبایل ۲۰۱۰ پروژه‌ی مشترک بعدی خود را که MeeGo نام داشت معرفی کردند. این سیستم عامل علاوه بر تلفن‌های هوشمند قرار بود بر روی تبلت‌ها، تلویزیون‌ها و نت‌بوک‌ها هم استفاده شود. در طول این سال‌ها فقط دو موبایل نوکیا N950 و N9 با این سیستم عامل منتشر شد که البته این دستگاه‌ها از نظر فنی از MeeGo استفاده نمی‌کردند، بلکه نسخه‌ای از Maemo که MeeGo UX روی آن اجرا می‌شد را به همراه داشتند. هر دو دستگاه هم در تعداد محدود عرضه شدند. N950 که یک تلفن توسعه دهندگان بود و فقط در حدود ۵۰۰۰ دستگاه از آن تولید شد، و N9 هم به خاطر همکاری مشترک نوکیا و مایکروسافت هرگز عرضه نشد. در نهایت اینتل پروژه‌ی آن را نیمه کار رها کرد و کار مختومه شد.

MeeGo

امکانات

با توجه به این که این سیستم عامل هیچ گاه قرار نبود محدود به موبایل باشد، تجربه‌های کاربری (UX) مختلفی برای آن طراحی شده بود که هر کدام بر روی دستگاه خاصی تمرکز داشت. UX موبایل که موسوم به Harmattan بود، رابط کاربری خاصی با سه لایه‌ی اصلی داشت، و مسیریابی در آن در وهله‌ی اول به وسیله‌ی حرکات لمسی انجام می‌شد. این سیستم عامل یکپارچگی خوبی با شبکه‌های اجتماعی داشت و یکی از لایه‌ها فقط به اطلاعات گردآوری شده از اپلیکیشن‌های مختلف اختصاص داشت. سوایپ‌های گوشه برای مینیمایز کردن، بستن اپ‌ها، سوئیچ کردن بین صفحات و غیره استفاده می‌شد. طراحی بصری UX شباهت زیادی به Symbian Anna داشت که بعدها در دیگر محصولات نوکیا مورد استفاده قرار گرفت.

MeeGo

چه اشتباهی رخ داد؟

اول این که نسخه‌ی کامل این سیستم عامل فقط یک بار آن هم بر روی یک تبلت آلمانی گمنام به اسم WeTab ارائه شد که یک رابط کاربری سفارشی هم روی آن قرار داده شده بود. دلیلش هم این است که نوکیا به رغم این که یکی از دو سازنده‌ی اصلی MeeGo بود، ولی N9 و N950 را با Maemo 6 عرضه کرد، چون کار روی این دستگاه‌ها پیش از عقد قرارداد با اینتل شروع شده بود. N9 چهار ماه بعد از توافق اختصاصی نوکیا با مایکروسافت معرفی شد، و توسط استفان الوپ، مدیر عامل شرکت، به عنوان اولین و آخرین دستگاه میگوی این شرکت توصیف شد. الوپ که یکی از مدیران قبلی مایکروسافت بود، دلیل اصلی هدایت این پلتفرم به سمت شکست بود چون در یکی از یادداشت‌های خود آن را یک «پلتفرم در حال سوختن» نامید، و طرفدار ویندوز فون بود (که اتفاقاً گزینه‌ی بعدی لیست ماست). با این حال حتی اگر زمان‌بندی بد عرضه‌ی سیستم عامل را کنار بگذاریم، هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت که آیا این پلتفرم می‌توانست در برابر رقبایی که چند سال از فعالیتشان می‌گذشت و محبوب شده بودند مقاومت کند یا نه.

MeeGo

میراث

Mer که یکی از انشعابات منبع باز Maemo بود، پس از انتشار تمرکز خود را بر روی MeeGo گذاشت، و در نهایت بعد از طرد شدن این سیستم توسط نوکیا و اینتل جایگزین آن شد. Mer در ادامه پایه‌ی دو سیستم عامل دیگر شد، که یکی Sailfish OS بود که در چند موبایل و تبلت ارزان قیمت مورد استفاده قرار گرفت، و دیگری Tizen بود که به عنوان دنباله‌ای بر تلاش‌های صورت گرفته برای MeeGo معرفی شد، ولی در حقیقت بیشتر از سیستم عامل بادای سامسونگ الهام گرفته شده بود. درست مثل بادا، تایزن هم در تلفن‌های هوشمند رده پایین مورد استفاده قرار گرفت، اما اخیراً به درون تلویزیون‌های هوشمند و لوازم پوشیدنی هم راه یافته است.

Windows Phone

Windows Phone

ویندوز فون

ویندوز فون سیستم عاملی بود که از همان ابتدا به سمت شکست پیش می‌رفت و تنها کاری که بقیه می‌توانستند بکنند این بود که بنشینند و با ترس آن را تماشا کنند. مجموعه‌ای از تصمیمات بد و سوء مدیریت باعث شد یکی از جذاب‌ترین سیستم عامل‌های دهه‌ی گذشته به مسیری پیچیده و ناتمام برسد. در حالی که این سیستم عامل در نظر فنی امروز هنوز هم فعال است، ولی تقریباً هیچ کس از آن استفاده نمی‌کند، و در نتیجه اسم آن در لیست ما قرار گرفته است. البته این مسئله شرم‌آور می‌باشد، چون ویندوز فون پتانسیل خیلی بیشتری داشت و ایده‌های پشت آن به درستی پایه گذاری شده بود.

تاریخچه

Windows Phone

Windows Phone

بدون شک جالب‌ترین ویژگی ویندوز فون طراحی بصری گیرای آن است که در زمان انتشار خود مشابهی در بازار نداشت. زبان طراحی این سیستم عامل که با نام Metro شناخته می‌شد، در واقع چند سال قبل از این سیستم عامل هم وجود داشت و برای اولین بار در مدیا پلیر Zune مایکروسافت مشاهده شده بود. یکی دیگر از چیزهایی که ویندوز فون از پلتفرم‌های دیگر قرض گرفته بود هسته‌ی Windows CE بود که در نهایت مشکل ساز شد و باعث شد تا نسخه‌ی بعدی آن یعنی ویندوز فون ۸ با دستگاه‌های موجود سازگاری نداشته باشد. اگرچه در ابتدا دستگاه‌های زیادی برای این پلتفرم وجود نداشت، ولی همکاری مایکروسافت و نوکیا باعث شد تا چند موبایل رده بالای خوب و چند دستگاه میان رده‌ی مناسب به بازار عرضه شود. برخلاف تلاش‌های زیادی که برای بازاریابی سیستم عامل، به خصوص در آن طرف آب‌ها انجام شد، مشتریان هنوز قانع نشده بودند. تا این که مایکروسافت بخش کسب و کارهای دستگاه‌های تجاری نوکیا را خریداری کرد، اما این حرکت هم به سرعت با شکست مواجه شد. تا جایی که امروز دیگر نامی از ویندوز فون وجود ندارد و اسم آن با ویندوز ۱۰ موبایل که نسخه‌ی ثانویه‌ای از سیستم عامل اولیه‌ی شرکت است جایگزین شده اما تعداد اپلیکیشن‌ها در بهترین حالت هنوز در حد متوسط قرار دارد.

Windows Phone

Windows Phone

امکانات

در وهله‌ی اول بگذارید یک چیز را سر راست بگوییم، اگرچه ویندوز فون هیچ وقت یک سیستم عامل بی‌نقص نبوده، ولی ظاهر آن امروز هنوز هم منحصر به فرد است. مایکروسافت با یک رابط ساده در عصر صفحات شلوغی که پر از اطلاعات غیر ضروری است، موفق به ایجاد تفاوتی موفقیت آمیز در این سیستم عامل شده بود. حرکتی که به ندرت در این صنعت دیده می‌شود. اما این قضیه تنها نکته‌ی مثبت این سیستم عامل نیست. ویندوز فون در روزهای اول خود، مفهومی موسوم به Hubs داشت که هدف آن گردآوری محتواهای مشابه در یک مکان ساده و قابل دسترس بود. کاشی‌های زنده قابلیتی بود که ترکیبی از عملکرد ویجت‌ها و میانبر اپلیکیشن‌ها را در اختیار شما قرار می‌داد. کیبورد لمسی این سیستم عامل یکی از بهترین کیبوردهای تاریخ است و تا چند وقت قبل رکورد سریع‌ترین کیبورد در صفحه‌های لمسی را در اختیار داشت. در نسخه‌های اخیر این سیستم دستیار دیجیتال کورتانا هم که مشابه سیری آیفون است معرفی شد. با گذشت زمان ویژگی‌های کوچک و مختلفی برای رقابت به این سیستم عامل اضافه شد، اما نهایتاً تاثیر آن چنانی بر برداشت عمومی از این پلتفرم نداشت.

Windows Phone

چه اشتباهی رخ داد؟

از هر کسی سوال بالا را بپرسید، تقریباً پاسخ مشابهی دریافت خواهید کرد: «این سیستم عامل اپلیکیشن نداشت». اگرچه این قضیه صحیح است، ولی دلیل اصلی شکست پلتفرم مذکور نیست، بلکه یکی از اثرات آن است. در حقیقت، این مایکروسافت بود که پشت سر هم و حتی پیش از انتشار رسمی سیستم عامل در مورد آن تصمیمات اشتباه گرفت. اولین اشتباه این بود که ویندوز فون ۷ را بر روی یک هسته‌ی قدیمی به نام Windows CE طراحی کرد، هسته‌ای که بیش از یک دهه در پلتفرم ویندوز موبایل مورد استفاده قرار گرفته بود. سپس مایکروسافت تحت تاثیر تهدیداتی که از موفقیت اندروید و iOS دریافت می‌کرد در توسعه‌ی ویندوز فون عجله کرد و بسیاری از قابلیت‌های ضروری مثل سازگاری با ویندوز موبایل را نادیده گرفت.

Windows Phone

بخشی از امکاناتی که در هنگام عرضه‌ی این سیستم عامل فراموش شده شامل کپی و پیست، نوتیفیکیشن سنتر، چند وظیفگی، VoIP و زنگ‌های تماس سفارشی است. با وجود این که این ویژگی‌ها بالاخره به سیستم اضافه شد، ولی افزودن آن‌ها به قیمت حذف برخی دیگر مثل Hubs – که زمانی یکی از عوامل فروش پلتفرم بود – صورت گرفت. مایکروسافت باز هم به جای ایجاد API-های بهتر که با رقبای این سیستم عامل قابل رقابت باشد تصمیم گرفت ویژگی‌های جدید به آن اضافه کند. و همه‌ی این‌ها صرفاً بخش کوچکی از تصمیمات اشتباه شرکت است، عوامل دیگری مثل آپدیت‌های نرم‌افزاری وابسته به اپراتور، پایین آمدن سطح کیفیت پرچمدارها و سیاست‌های خرابکارانه‌ی گوگل هم در این اتفاق دخیل بودند.

میراث

موفقیت اصلی ویندوز فون به خاطر طراحی بصری آن بود که ترکیبی از رنگ‌های فلت و پررنگ، اشکال ساده و تایپوگرافی زیبا بود. مترو با دسکتاپ ویندوز ۸ و بعد ویندوز ۱۰ ترکیب شد که البته بعدها به خاطر اجبار و غیر ضروری بودن این تصمیم به شکل گسترده‌ای مورد انتقاد قرار گرفت. در ثانی، رابط کاربری پلتفرم‌های رقیب ویندوز فون هم از آن زمان ساده و فلت شده‌اند که البته این که محل الهام چنین تغییراتی مترو بوده یا نه جای بحث دارد، ولی مایکروسافت قطعاً اولین پلتفرم بزرگی بود که از چنین طراحی خاصی استفاده می‌کرد. کورتانا که برای اولین بار با ویندوز فون ۸.۱ معرفی شد حالا در اکثر پلتفرم‌های بزرگ موجود است و مایکروسافت قصد دارد تا آن را در اختیار توسعه دهندگان شخص ثالث هم قرار دهد. در مورد خود سیستم عامل اخیراً چند شایعه از امکان معرفی چند دستگاه جدید در آینده خبر می‌دادند، اما شکست‌های گذشته دیگر ما را شکاک کرده است.

بلکبری ۱۰

بلکبری ۱۰

بلکبری ۱۰

در چند سال گذشته فقط سایه‌ای از بلکبری سابق باقی مانده و کار به جایی رسیده که این شرکت به کلی از بخش سخت‌افزارهای تجاری صرف نظر کرده و تنها به ارائه‌ی گواهی استفاده از برند خود اکتفا کرده است. اما قبل از این پیرو شکست سیستم عامل اختصاصی خود یعنی بلکبری ۱۰، شرکت با پذیرش اندروید تلاش‌هایی برای نجات خود صورت داده بود. بلکبری به خودی خود بد نبود، و در حقیقت ایده‌های بسیاری جالبی هم داشت. شکست خود سیستم عامل نبود که باعث نابودی آن شد، بلکه از دست رفتن مشتریان شرکت بود که موجب از بین رفتن این سیستم عامل گردید.

بلکبری ۱۰

تاریخچه

پیش از این که بلکبری ۱۰ به وجود آید، سیستم عامل بلکبری وجود داشت که شروع به کار آن به زمان اولین دستگاه شرکت یعنی ۸۵۰ بر می‌گردد. در طول این سال‌ها توسعه‌ی سیستم عامل ادامه داشت، اما هسته‌ی مرکزی آن همچنان بر روی ارسال آسان ایمیل به صورت بیسیم قرار داشت. در سال ۲۰۱۲، زمانی که آخرین نسخه‌ی سیستم عامل یعنی ۷.۱ منتشر شد، به شکل دردناکی معلوم شد که این پلتفرم چقدر از زمان خود عقب‌تر است. بنابراین در اوایل سال ۲۰۱۳ شرکت بلکبری ۱۰ را همراه با دو دستگاه جدید معرفی کرد. به رغم موفقیت نسبی این نسخه نزد منتقدان، مشتری‌ها تحت تاثیر آن قرار نگرفتند، و در نتیجه فقط ۱۰ دستگاه با این سیستم عامل به بازار عرضه شد. در آخر حتی امکان اجرای اپلیکیشن‌های اندروید، و افزودن اپ استور آمازون هم نتوانست این سیستم عامل را نجات دهد و در نهایت در سال ۲۰۱۵ کار آن تمام شد.

بلکبری ۱۰

امکانات

شباهت‌های میان این سیستم عامل و WebOS غیر قابل انکار است، چون هر دو سیستم برای جابجایی‌ها بهره‌ی مناسبی از حرکات لمسی می‌برند، هر دو راهکاری جدید برای چند وظیفگی ارائه دادند و غیره. مشخصاً با توجه به این که بلکبری سال‌ها بعد از WebOS به بازار آمد، خیلی پیشرفته‌تر و از نیازهای کاربران هم کمی آگاه‌تر بود. این سیستم عامل امکانات جالبی نظیر Hub داشت که همه‌ی پیام‌ها، تماس‌ها و نوتیفیکیشن‌ها را درون یک لیست تنها به نمایش می‌گذاشت. چند وظیفگی هم مجدداً طراحی شد تا بتواند اپلیکیشن‌های مینیمایز شده را به حالتی موسوم به «قاب فعال» ببرد تا در آن اندازه‌ی اپ اصلی تغییر کند یا مثل یک ویجت تا حد امکانات پایه‌ی خود محدود شود. از آن جایی که این سیستم عامل برای استفاده در تنظیمات سازمانی طراحی شده بود، بلکبری قابلیت Balance را هم به آن اضافه کرد که داده‌ها و اپلیکیشن‌های شخصی و کاری را از یکدیگر جدا می‌کرد.

بلکبری ۱۰

چه اشتباهی رخ داد؟

اگرچه بلکبری تا مدت‌ها از تعداد کاربران خود راضی بود، ولی معرفی بلکبری ۱۰ خیلی دیر انجام شد. گیر کردن در یک پلتفرم ناپایدار حتی برای تنظیمات سازمانی هم یک مشکل به حساب می‌آمد. البته به جز این مسئله مشکل اپلیکیشن هم وجود داشت که دلیل اصلی عدم سوق کاربران به سمت این پلتفرم شد و در نتیجه توسعه دهندگان هم تمایلی به کار کردن در این سیستم عامل نداشتند. انحصار بلکبری به دستگاه‌های این شرکت هم قطعاً هیچ کمکی به بهبود این شرایط نکرد. نهایتاً فقط بعد از چهار ماه از انتشار بلکبری ۱۰، شرکت اعلام کرد که می‌خواهد اپلیکیشن پیام‌رسان BlackBerry Messenger که یک اپ فراپلتفرمی است را با الهام از یکی از اصلی‌ترین قابلیت‌های اختصاصی سیستم عامل خود بسازد.

بلکبری ۱۰

بلکبری ۱۰

میراث

این سیستم عامل تا الان هم همچنان به‌روز رسانی می‌شود، اما فقط وصله‌های امنیتی را دریافت می‌کند و دیگر خبری از ویژگی‌های جدید نیست. شرکت رسماً توسعه‌ی بلکبری ۱۰ را متوقف کرده و سه دستگاه جدید خود را با سیستم عامل اندروید روانه‌ی بازار کرده است. بلکبری بعد از شکست‌های پی در پی در زمینه‌ی سخت‌افزار، حق استفاده از برند خود را به شرکت TCL Corporation فروخته است. دستگاه‌هایی با کیبوردهای فیزیکی که شناسه‌ی اصلی این شرکت بود رو به نابودی است، اما گفته می‌شود که موبایل بعدی بلکبری یعنی BlackBerry Mercury کیبورد فیزیکی خواهد داشت.

Firefox OS

Firefox OS

برای بسیاری از خوانندگان خبر شکست Firefox OS تعجب برانگیز نیست، چون اصلاً وجود چنین سیستم عاملی جای سوال دارد. دستگاه‌های مجهز به این پلتفرم هیچ وقت دستگاه‌های رده بالایی نبودند اما در عوض تلفن‌های هوشمند ارزان قیمتی بودند که بیشتر در بازارهای توسعه دهندگان به فروش می‌رسیدند، به همین دلیل هم هست که اصولاً کسی آن را نمی‌شناسد. با این حال غم انگیز است که سیستم عاملی که چنین رویکرد جالبی در رابطه با توسعه و توزیع اپلیکیشن داشت به چنین سرنوشتی دچار شده است.

تاریخچه

Firefox OS

این سیستم عامل اولین بار در سال ۲۰۱۱ و با نام Boot to Gecko معرفی شد. Gecko نام موتور وب داخلی فایرفاکس است. این سیستم عامل به عنوان راه حلی برای پر کردن جای خالی میان اپ‌های وب و نمونه‌های رسمی آن‌ها معرفی شد. همزمان با تغییر نام سیستم به Firefox OS چندین تولید کننده از جمله ZTE، آلکاتل، هوآوی و LG برای ساخت دستگاه‌های سازگار با این سیستم عامل اعلام آمادگی کردند. با وجود این که پیش بینی می‌شد سهم این سیستم عامل به حدود یک درصد برسد ولی این اتفاق هیچ وقت رخ نداد، در نتیجه در فوریه‌ی ۲۰۱۶ اعلام شد که تمرکز شرکت به دستگاه‌ها و تلویزیون‌های هوشمند تغییر کرده و در نهایت هشت ماه بعد پروژه به طور کامل لغو شد.

امکانات

برخلاف سیستم عامل‌های سنتی‌تر که در آن اپلیکیشن‌ها حتماً باید برای پلتفرم مورد نظر خود به صورت اختصاصی طراحی می‌شدند، FireFox OS در این زمینه رویکرد بسیار بازتری داشت. همه‌ی اپ‌های این سیستم عامل به طور اختصاصی با استفاده از فناوری‌های وب مثل HTML، CSS و جاوا اسکریپت اجرا می‌شدند که مشکلات مربوط به مهاجرت به یک پلتفرم جدید را کم می‌کرد. به جز این قضیه، این سیستم عامل از اکثر استانداردهای موجود مثل طراحی و عملکرد تبعیت می‌کرد، و تغییرات منحصر به فردی مثل اختصاص یک بخش کاملاً مجزا برای یافتن اپ‌ها در صفحه‌ی خانگی را به وجود آورد.

چه اشتباهی رخ داد؟

Firefox OS

Mozilla Foundation بازارهای در حال توسعه را به عنوان هدف اول خود انتخاب کرده بود، اما فراموش کرده بود که مردم همه جای دنیا دوست دارند قابلیت‌های بیشتری داشته باشند. رقبا و بزرگترین آن‌ها اندروید، در کنار ویژگی‌های اختیاری خود، اکوسیستم اپلیکیشنی بسیار بزرگتری داشتند، در حالی که Firefox OS در هر دو بخش عاجز مانده بود. البته وجود باگ‌های زیاد و دستگاه‌هایی که قدرتشان حتی به عنوان یک دستگاه اقتصادی خیلی کم بود هم مزیدی بر این علت شد. وقتی همه‌ی این عوامل در کنار یکدیگر قرار می‌گیرد مشخص است که Firefox OS از همان روز اول محکوم به فنا بود. البته اگر همه‌ی مشکلات بالا هم برطرف می‌شد، باز هم تصور این که یک سیستم عامل جدید که خصوصاً از طرف یک شرکت غیرانتفاعی و کم تجربه منتشر شده بتواند در برابر اندروید و iOS موفق باشد خیلی مشکل است.

میراث

اگرچه پروژه‌ی Firefox OS به طور رسمی منحل شده، اما طبق معمول جامعه‌ی منبع باز، چندین تلاش مختلف برای احیای آن صورت گرفته است. اولین تلاش از جانب پاناسونیک صورت گرفت که از یکی از انشعابات این سیستم عامل برای تلویزیون هوشمند خود استفاده کرد. دومین مورد شرکت Acadine Technologies بود که شرکتی متشکل از توسعه دهندگان سابق Firefox OS بود و سیستم عامل H5OS را منتشر کرد. آن‌ها قرار بود با تولید کنندگان تلفن‌های هوشمند همکاری کنند، اما به دلیل عدم دریافت منابع مالی از یکی از قراردادهای خود اکثر کارمندان را اخراج و کار روی این پروژه را متوقف کرده‌اند.

دیدگاه های خود را در مورد سیستم عامل های یاد شده با گویا آی تی در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

http://www.phonearena.com/news/Gone-but-not-forgotten-a-brief-history-of-failed-smartphone-operating-systems_id90517/

چگونه موزیک های روی PC را روی آیفون و آی پد پخش کنیم؟

گوشی های هوشمند آیفون بخاطر اینکه از سیستم عامل خاصی استفاده می کند، محدودیت های خاصی را هم برای برقراری با دیگر دستگاه ها دارند، وبرای اشتراک گذاری اطلاعات، بیشترین تعامل را با دستگاه های مشابه خود دارند، پس برای رفع این محدودیت باید بتوانید که مدیریت خوبی را برای اطلاعات خود و فضای حافظه تان داشته باشید.

اگر الان از مواقعی است که با کمبود حافظه مواجه شده اید و فضای گوشیتان را برای نصب نرم افزارها و برنامه ای سیستمی نیاز دارید، پس باید اطلاعات کمتری از عکس، فیلم و موسیقی را در گوشی خود ذخیره کنید، و یا می توانید از یک روش خوب نرم افزاری برای نگه داری کردن از فضای گوشیتان به نام ، اپلیکیشن Spotifyاستفاده کنید؛ در این نرم افزار شما می توانید موسیقی دلخواه خود را در یک لیست بزرگ و کامل به راحتی پیدا کنید، و بدون اینکه آن ها را دانلود کنید و حافظه گوشی را پر کنید، همه آن ها را در یک جا داشته باشید و هر وقت که نیاز بود آن ها را دانلود کنید و گوش دهید. اما شاید لحظه ای که بخواهید به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید، به اینترنت دسترسی نداشته باشید پس با مشکل جدیدی روبه رو می شوید.

Home Sharing

اگر شما از کاربران کامپیوتری باشید، به راحتی می توانید گوشی خود را به اسپیکر تبدیل کنید و موسیقی های دلخواه تان را از کامپیوتر، بوسیله home sharing  آیتونز پخش کنید.

شرکت اپل، در سال ۲۰۱۱ سرویس Home sharing را برای اشتراک گذاری اطلاعاتی مثل موسیقی، فیلم و.. بین iTunes و کامپیوتر شخصی یا هر وسیله دیگری که AppleId مشابهی داشته باشد ارائه داد.

برای اینکه کار اشتراگ گذاری را شروع کنیم، باید از قبل اپل آیدی تان را تعیین کرده باشید و موسیقی دلخواه تان هم بر روی کامپپیوتر باشد؛ بعلاوع اینکه هم کامپیوتر و هم گوشی تان باید به یک شبکه متصل باشند.

گام اول؛ اینکه آیتونز خود را از روی صفحه اصلی کامپیوتر خود باز کنید و به مسیر file/ home sharing/ بروید و بعد این سرویس را با انتخاب گزینه  Turn On Home Sharingروشن کنید؛ الان صفحه جدیدی ظاهر می شود که در اینجا باید با AppleIdخود وارد بشوید.

Turn On Home Sharing

گام دوم؛ الان باید کتابخانه موجود بر روی آیفوین خود را به اشتراک بگذارید، پس به setting بروید و وارد بخش Music app’s preferences شوید، و در پایین صفحه وارد حساب اپل آیدی خود شوید.

Turn On Home Sharing

Turn On Home Sharing

حالا از قسمت تنظیمات برگردید و وارد اپلیکشین موسیقی خود شوید، در اینجا آلبوم ها، و .. را می‌بینید، هر آنچه را که دوست دارید انتخاب کنید و بعد در صفحه اصلی برنامه موسیقی، زیر قسمت Recently Added، یک منوی بازشو وجود دارد، منو را باز کنید و در زیر لیست های آن، دنبال home sharing بگردید، آن را به همراه لیست موسیقیایی خود انتخاب کنید.

Turn On Home Sharing

Turn On Home Sharing

الان کتابخانه ای را که به اشتراک گذاشتید انتخاب کنید، و چند دقیقه باید منتظر بمانید (بستگی به حجم فایل دارد) تا فایل لود شود، بعد از آن، دوباره به صفحه اصلی اپلیکشن موسیقی خود بر می گردید، در اینجا فایل های سینک شده را می بینید، حالا با خیال راحت ترک موسیقی خود را کلیک کنید تا آهنگ بر روی گوشی آیفونتان پخش شود.

Turn On Home Sharing

Turn On Home Sharing

یادآوری دوباره: هر دو دستگاه باید به یک شبکه متصل باشند. دیدگاه ها و تجربیات خود را در این باره با گویا آی تی در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

پیش نمایش ۲۰۱۷ BMW M760i xDrive به عنوان خودروی قدرتمند جاده ها و پیست

BMW M760i آنقدر سریع و نرم است که در جاده گاهی فراموش می کنید که محدودیت سرعت چقدر است زیرا دارید دو برابر سرعت مجاز می رانید اما در کابین خودرو انگار نه انگار!

البته بیشتر این موضوع را می توان به کابین لوکس مزین به چرم خطی Nappa ربط داد که کل کابین را در بر گرفته اند. سپس می توان از سیستم تعلیق تطبیق پذیر آن تشکر کرد که خود را با تغییرات سطوح جاده ای وقف می دهد که وقتی آن را بر روی حالت Comfort  قرار می دهید به خوبی درخور یک خودرو پرچم دار است و در حالت Sport  نیز کمرتان را به دو قسمت تبدیل نمی کند!

2017 BMW M760i xDrive

باز چه چیز دیگری را می توان عامل این موضوع دانست؟ بله، موتور ۶٫۶ لیتری دو توربوشارژ ۱۲ سیلندر خورجینی، هیولایی خشن و در عین حال آرام که زیر کاپوت قوی ترین و جدید ترین خودرو از سری ۷ BMW  ماوا گزیده است. سیلندر های این خودرو مشابه مدل های مورد استفاده در رولز رویس هستند، در عین حال که ۶۰۱ اسب بخار نیرو و ۵۹۰ پوند بر فیت گشتاور تولید می کنند بسیار نرم و کم صدا هستند.

2017 BMW M760i xDrive

بیشترین گشتاور ممکن از دور موتور ۱٫۵۵۰ شروع شده و تا ۵۰۰۰ دور بر دقیقه باقی می ماند و به خوبی توجیه می کند که چگونه خودرو سدانی به این عظمت بدون نیاز به تخته گاز کردن پدال شتابی این چنین دارد.

2017 BMW M760i xDrive

در کنار این موتور سریع یک جعبه دنده اتوماتیک هشت سرعته ZF نیز تعبیه شده است که مسئول تعویض دنده سریع و بی نقص این خودرو است و همچنین برای رانندگانی که تمایل دارند در عملکرد خودرو دخیل باشند نیز حالت تعویض دنده به صورت دستی نیز قرار گرفته است.

2017 BMW M760i xDrive

یکی از مشکلات این پیشرانه هیولایی عطش سیری نا پذیرش به بنزین است که در نتیجه آن در مصارف درون شهری به ازای هر ۱۰۰ کیلومتر ۲۱ لیتر بنزین مصرف می کند!  اما با این حال در بزرگراه ها مصرف آن به ۱۴ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر می رسد که همچنان رقم بالاییست اما با نظر گرفتن موتور بنزین آشامی که زیر کاپوت آن غرش می کند منطقی به نظر می رسد.

2017 BMW M760i xDrive

البته کسی که دنبال خودرویی ۱۲ سیلندر فوق لوکس می گردد زیاد به این اعداد ارقام توجه نمی کند و صرفا پی خصوصات فوق العاده آن هستند که پزش را بدهند! اگر پدال گاز را بفشارید در ۳٫۶ ثانیه از صفر به صد کیلومتر بر ساعت می رسید و باز هم دقت داشته باشید که این رقم برای خودرویی فوق لوکس چهار در است نه یک لامبورگینی یا فراری که فوق اسپرت اند! رسیدن به سرعت های ۳ رقمی کاری ندارد و سیستم اسپرت M در این خودرو صدایی بی نظیر از اگزوز ها تولید می کنند  و هیچ جای گله ای از عملکرد توربو شارژر ها نیز باقی نمی گذارند.

2017 BMW M760i xDrive

ظاهر این خودرو نیز برای سازگاری با عملکرد خشن اش دستخوش تغییراتی شده است، مثلا ورودی های هوا در سپر جلو بزرگتر شده اند تا عملکرد خنک کنندگی بهتری ارائه دهند، رینگ های آلومینیومی ۲۰ اینچی M و علامت گذاری M و V12 همگی دست در دست هم داده اند تا این خودرو را قلدر تر از قبل نشان دهند. بی ام و از طراحی درون خودرو نیز غافل نماند. فرمان خودرو از جنس چرم و مزین به برند M است و حتی پدال ها، محل استراحت پا راننده و کیلومتر شمار نیز با چرم و تریم مشکی پیانویی  تزیین شده اند.

2017 BMW M760i xDrive

M760i به همراه قدرت زیادش امکانات لاکچری و تکنولوژی های زیادی نیز دارد که البته بیشترشان را در اغلب سری های ۷ می بینیم. از صندلی های بسیار بسیار راحت جلو گرفته تا سیستم صوتی  ۱۴,۰۰۰ وات Bowers and Wilkins   و کنترل قابلیت هایی نظیر ناوبری و اپلیکیشن های اختصاصی بی ام و را می توان با سیستم iDrive 5.0 بی ام و کنترل کرد.

2017 BMW M760i xDrive

می توان Apple CarPlay را نیز برای انجام این وظایف بالا آورد اما استفاده از Android Auto در حال حاضر امکان پذیر نیست. به هر حال بی ام و اعلام کرد که در حال ارزیابی Android Auto برای به کار گیری آن در خودرو هایش است اما تایید نکرد که چه وقت و یا اصلا این قابلیت عرضه می شود یا خیر.

2017 BMW M760i xDrive

حین پارک این هیولا نیز دوربین دید عقب و یک دوربین ۳۶۰ درجه به یاری راننده خواهند آمد و در همین حال قابلیت هایی نظیر هشدار خروج از خط، هشدار برخورد از جلو و سیستم کاهش برخورد های درون شهری همگی به صورت استاندارد در آن قرار دارند. قابلیت های جذاب دیگری نظیر دید در شب، کروز کنترل تطبیقی با قابلیت توقف و حرکت، ریموت کنترل پارکینگ که با فشردن یک کلید خودرو را به صورت خودکار از حالت پارک خارج و نزد شما می آورد همگی جزو آپشن ها هستند.

2017 BMW M760i xDrive

احتمالا بهترین صندلی های این خودرو صندلی های عقبی با قابلیت تغییر زاویه و ماساژور های اختصاصی هستند که وقتی از نشستن پشت فرمان خسته شده اید بر رویشان لم داده و جانی تازه می کنید. فضای بسیار زیادی برای استراحت پاها وجود دارد و تجهیزات رفاهی و سرگرمی پشت نیز شما را سرگرم نگه خواهد داشت. افرادی که در پشت نشسته اند همچنین یک تبلت سامسونگ در اختیار دارند تا به وسیله آن نورپردازی درون خودرو را تغییر دهند و سقف پانوراما و صندلی هایشان را تنظیم کنند.

2017 BMW M760i xDrive

وقتی تنظمیات سیستم کنترل دینامیک رانندگی (Driving Dynamics Control) را بر روی Sport Plus قرار دهید، M760i به سرعت فرمان پذیر می شود و دور زدن سر پیچ ها با سرعت فوق العاده ای انجام می گیرد. تنها کافیست کمی فرمان را بچرخانید تا بخش جلویی خودرو شروع به تغییر مسیر کند و در عین حال بخش  عقبی نیز در خلاف جهت می چرخد تا در فرمان گیری چرخ های عقب کمک کنند. فرمان گیری احساس سنگینی دارد اما مانند دیگر فرمان های الکتریکی حس فیدبک حاصل از آن چندان بالا نیست. کمی تکان خوردن بدنه نیز محسوس است اما به راحتی از سوی سیستم ضد معلق زدن (Anti-roll system) مهار می شود.

2017 BMW M760i xDrive

پیچ های بسیار تندی نیاز است تا بتوان چرخ های جلویی M760i را از کنترل خارج کرد که این خود گواهی از عملکرد فوق العاده بی ام و با سیستم تعلیق خودرو و لطف حاصل از چرخ های ۲۰ اینچی Michelin Pilo Super Sport می باشد.

2017 BMW M760i xDrive

حتی در شرایط بارانی نیز سیستم چهار چرخ متحرک یا همان all-wheel drive  بی ام و به خوبی توانست خودرو و چهار چرخش را در کنترل نگه دارد و قدرت موتور را به طور صحیح بین چهار تایر تقسیم کند.

2017 BMW M760i xDrive

در خصوص رقبای این خودرو نیز می توان به Mercedes-AMG S65 226.900 دلاری اشاره کرد که همچنین از موتور ۱۲ سیلندر دو توربوشارژ استفاده می کند.

2017 BMW M760i xDrive

همچنین Bently Flying Spur W12 S نیز با قیمت ۲۴۸٫۰۰۰ دلار موتور ۱۲ سیلندر مختص خود را دارد. البته در مقایسه با این دو، بی ام و M760i xDrive با قیمت رقابتی ۱۵۳٫۰۰۰ به راحتی می تواند بازار را وقتی که چند ماه دیگر عرضه شد در مشت خود در آورد.

2017 BMW M760i xDrive

البته یک نکته باید همواره به یاد افرادی که به هر دلیلی توانایی خرید این خودرو را دارند باشد، وقتی یکی از این سوپر لوکس های اسپورت را خریدید باید هر از گاهی منتظر دریافت قبض جریمه باشید، قبض هایی که حتمی نمی دانید کی و کجا ثبت شده اند!

2017 BMW M760i xDrive

دیدگاه های خود را در رابطه با این خودرو با گویا آی تی در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

Samsung Galaxy S8 نهایی دارای این ویژگی هاست

از زمانی که اولین گلکسی نوت ۷ منفجر شد اتفاقات زیادی برای سامسونگ افتاده است. معرفی گلکسی S8-ای که ایمن و قابل خرید باشد، فرصت خوبی برای این شرکت کره‌ای است تا کسب و کار تلفن‌های هوشمند خود را به روال سابق برگرداند.

اگرچه درآمد سامسونگ به لطف دستگاه‌های ارزان شرکت و S7 و S7 Edge روند صعودی خوبی دارد، ولی شرکت باز هم به خاطر پس گرفتن نوت ۷ و توقف کامل خط تولید این دستگاه حدود ۵ میلیارد دلار زیان می‌بیند. این در حالی است که سامسونگ با پرونده‌های حقوقی زیادی روبروست و برخی دستگاه‌های دیگر این شرکت هم دچار انفجار و سوختگی شده‌اند.

سامسونگ می‌تواند نسل بعدی پرچمدار خود یعنی گلکسی S8 را با استفاده از یک فناوری استثنایی یا با قیمتی کمتر از حد معمول به عنوان فرصتی برای ترغیب خریداران محتاط در نظر بگیرد. و البته برخلاف نوت ۷، هیچ گزارشی مبنی بر آتش گرفتن یا انفجار گلکسی S7 یا S7 Edge منتشر نشده، بنابراین حداقل این خط تولید هنوز سالم باقی مانده است.

(تا این جا می‌دانیم که گلکسی S8 از یک فرآیند آزمایشی هشت مرحله‌ای استفاده خواهد کرد و فضای بیشتری درون باتری باقی می‌گذارد، اگرچه این قضیه دلیل آتش گرفتن نوت ۷ نبوده است.)

سامسونگ توانایی ساخت یک موبایل واقعا عالی را دارد. چون روی هم رفته، بسیاری از کاربران مثل من در ابتدا نوت ۷ را به عنوان یکی از شگفت انگیزترین موبایل‌هایی که سامسونگ تا به حال ساخته تحسین می‌کردند. اما سوال این جاست که آیا گلکسی S8 آن قدر مزیت دارد که بتواند خریداران را بعد از افتضاح نوت ۷ دوباره به زیر چتر خود برگرداند؟ و آیا سامسونگ می‌تواند اعتماد خریداران را مجدداً جلب کند؟

گلکسی S8 احتمالاً در تاریخ ۹ فروردین ۹۶ (این دستگاه امسال مطابق معمول در کنگره‌ی جهانی موبایل معرفی نخواهد شد) عرضه می‌شود، و شایعات روز به روز جذاب‌تر و داغ‌تر می‌گردند. در ادامه چند مورد از مهم‌ترین موارد آن را برای شما می‌آوریم.

Samsung Galaxy S8

تصویر مفهومی Samsung Galaxy S8

گلکسی S8 به خاطر قضیه‌ی نوت ۷ در اوایل اسفند معرفی نمی‌شود

تا چند وقت قبل عده‌ای معتقد بودند که سامسونگ موبایل گلکسی S8 را امسال زودتر از موعد هر ساله‌ی خود که اسفند ماه و در کنگره‌ی جهانی موبایل بود معرفی می‌کند. اما سامسونگ تایید کرد که گلکسی S8 در این رویداد معرفی نخواهد شد.

یکی از سخنگویان شرکت در بیانیه‌ای اذعان کرد: «سامسونگ تایید می‌کند که این شرکت امسال از پرچمدار بعدی خود در کنگره‌ی جهانی موبایل پرده برداری نخواهد کرد.»

این مسئله خیلی عجیب نیست. سامسونگ در پی کشف علت ریشه‌ای آتش گرفتن دستگاه‌های نوت ۷ بوده، و یک پروتکل آزمایشی هشت مرحله‌ای هم بر روی باتری‌های گلکسی S8 اجرا کرده است. البته این تاخیر قبلاً هم یک بار دیگر رخ داده بود. سامسونگ گلکسی S4 را هم چند هفته بعد از کنگره‌ی جهانی موبایل ۲۰۱۳ در رویدادی جداگانه در نیویورک معرفی کرد.

احتمال انتشار یک تیزر ویدیویی در روز ۸ اسفند توسط سامسونگ

سامسونگ با دست خالی به کنگره‌ی جهانی موبایل نمی‌رود. این شرکت قصد معرفی محصولی را دارد که گفته می‌شود همان گلکسی تب S3 باشد. شایعات همچنین از ویدیوی تبلیغاتی رسمی‌ای خبر می‌دهند که در مورد گلکسی S8 خواهد بود. گمانه زنی‌ها روز ۸ اسفند را نشانه گرفته‌اند.

احتمال معرفی گلکسی S8 در ۹ فروردین (و عرضه به بازار تا انتهای همان ماه)

جدیدترین شایعه‌ی منتشر شده اعلام می‌کند که گلکسی S8 در روز ۹ فروردین در رویدادی در نیویورک معرفی می‌شود. شایعه‌ی دیگری تاریخ فروش را ۲۵ فروردین مشخص کرده است…اما بر اساس یک شایعه‌ی دیگر این موبایل در تاریخ ۲۹ فروردین برای فروش آماده خواهد شد. آخرین باری که سامسونگ یک رویداد جداگانه برای تلفن‌های گلکسی S خود برگزار کرده (رویدادی که معمولاً Unpacked نام دارد)، در تالار Radio City Music نیویورک بوده است.

تصویر مفهومی Samsung Galaxy S8

تصویر مفهومی Samsung Galaxy S8

شاید تامین کننده‌ی باتری گلکسی S8 تغییر کرده باشد

احتمال این که سامسونگ نخواهد با دو شرکتی که وظیفه‌ی تولید باتری‌های انفجاری گلکسی نوت ۷ را را داشته‌اند همکاری کند زیاد است. این حرکت می‌تواند نشانی برای گذر از ناکامی مربوط به نوت ۷ باشد.

نمایشگر تمام صفحه

بر اساس یکی از گزارشات منتشر شده از کره‌ی جنوبی احتمالاً ۸۵ تا ۹۰ درصد از چهره‌ی گلکسی S8 نمایشگر خواهد بود. این شایعه توسط گزارش دیگری که به تمام صفحه بودن بخش جلویی دستگاه اشاره می‌کند پشتیبانی شده است، و حتی در یک شایعه امکان حذف کامل دکمه‌ی هوم و انتقال حسگر نوری به زیر نمایشگر مطرح شده است.

شرکت Synaptics که یکی از همکاران سامسونگ است به تازگی اسکنر اثر انگشت نوری خود را منتشر کرده و خلاء فنی موجود را پر می‌کند. بنابراین احتمال این که هر دو شایعه‌ی مذکور حقیقت داشته باشد وجود دارد.

یکی از شایعات می‌گوید سامسونگ می‌خواهد در S8 از یک نمایشگر ۵.۸ اینچی و در S8 Edge از یک نمایشگر ۶.۲ اینچی استفاده کند که هر دو از نمایشگر ۵.۷ اینچی نوت ۷ بزرگتر می‌باشند.

در این صورت این اولین باری نیست که یک موبایل بدون حاشیه به بازار عرضه می‌شود. شیائومی پیش از این با تلفن هوشمند Mi Mix سرامیکی خود برای ارائه‌ی چنین تلفنی اقدام کرده بود.

امکان حذف جک هدست در گلکسی S8

زمانی که گلکسی نوت ۷ معرفی شد، سامسونگ اعلام کرد که به جک هدست دستگاه افتخار می‌کند. اگر جدیدترین شایعات صحت داشته باشد این اذعان زیر پا گذاشته شده است. به گفته‌ی SamMobile جک صوتی مربوط به هدفون‌های سیمی به سرنوشت درگاه جک ۳.۵ میلی متری آیفون دچار خواهد شد.

به این ترتیب کاربران از این به بعد باید از هدست‌های بلوتوث بیسیم یا هدست‌هایی که به درگاه USB-C دستگاه وصل می‌شوند استفاده کنند (چه به صورت مستقیم و چه به واسطه‌ی آداپتور).

تصویر مفهومی Samsung Galaxy S8

تصویر مفهومی Samsung Galaxy S8

ولی شاید هم سامسونگ جک هدست را نگه دارد

این شایعه‌ی جدیدتر از تصویر افشا شده‌ای که گفته می‌شود مربوط به گلکسی S8 می‌باشد برداشت شده است. بدنه‌ی دستگاه در این تصویر همان دکمه‌های قدیمی را دارد، و درگاهی دقیقاً به اندازه‌ی جک ۳.۵ میلی متری هدست هم در آن دیده می‌شود.

تفکیک پذیری فوق بالای ۴K

علاوه بر این انتظار می‌رود که سامسونگ در موبایل بعدی خود تفکیک پذیری فعلی S7 (2560×1440) را افزایش داده و آن را به تفکیک پذیری ۴K یعنی ۳۸۴۰x2160 برساند.

سونی پارسال با معرفی Xperia X Performance به پنل UHD دست یافت. در آن زمان فکر می‌کردم که داشتن چنین حجمی از پیکسل کار بیهوده‌ای است، اما با گسترش روز افزون هدست‌های VR و پرطرفدار شدن آن‌ها، حداقل یک مورد برای استفاده از این همه پیکسل وجود دارد. مقداری که ممکن است حتی از تلویزیون شما هم بیشتر باشد.

یا شاید نه

شایعه‌ای متناقض می‌گوید این اتفاق نخواهد افتاد و در این موبایل هم مانند گلکسی S7 شاهد تفکیک پذیری ۲K خواهیم بود، اما این نمایشگر از نسخه‌ی جدیدی از مواد نمایشگر AMOED ساخته می‌شود. در نتیجه همچنان انتظار می‌رود که کیفیت صفحه نمایش بهبود یابد.

گلکسی S8 و Edge ممکن است با یکدیگر ادغام شوند

بر اساس یک شایعه‌ی دیگر، امکان دارد گلکسی S8 لبه‌های خمیده‌ای مشابه S7 Edge داشته باشد. ولی این مسئله به معنای این نیست که سامسونگ فقط یک موبایل به فروش می‌رساند. مطابق سنت اخیر، گلکسی S8 هم می‌تواند دو اندازه‌ی متفاوت داشته باشد.

دو دوربین در پشت و سلفی‌های بهتر

یک گزارش از کره به دو دوربین پشت، درست مثل آیفون ۷ پلاس، LG V20 و هوآوی P9 اشاره می‌کند.

دوربین جلوی بعدی سامسونگ هم احتمالاً از قابلیت فوکوس خودکاری بهره خواهد برد که با فوکوس خودکار موجود در دوربین اصلی تفاوت دارد. نگران بخش بیرون زده‌ی دوربین هم نباشید. چون در این گزارش گفته شده این بخش همچنان به همان صورت باقی می‌ماند.

نمایشگر حساس به فشار

بله، بله، این شایعه قبل از معرفی گلکسی S7 هم وجود داشت و گفته می‌شد به کمک آن با فشار دادن صفحه می‌توانید به پنجره‌ی زیرمنوها دسترسی داشته باشید (مثل ۳D Touch موجود در آیفون). این اتفاق هیچ وقت نیفتاد، اما به گزارش یکی از منابع کره‌ای شاید این بار چنین اتفاقی بیفتد.

تصویر مفهومی Samsung Galaxy S8

تصویر مفهومی Samsung Galaxy S8

امکان وجود یک دستیار هوش مصنوعی به نام Bixby

یک شایعه با اشاره به خرید یک استارت آپ مرتبط با هوش مصنوعی به نام Viv (که تصادفاً سیری اپل را هم می‌چرخاند)، ثبت پتنت برای دستیار دیجیتالی موسوم به Bixby را علامت خوبی برای نشان دادن مقصود سامسونگ در این زمینه می‌داند.

این اطلاعات به شکل جالبی با این شایعه که گلکسی S8 دارای یک دستیار دیجیتال جدید هم خواهد بود همخوانی دارد، و حتی ممکن است دکمه‌ی خاصی برای آن تعبیه شده باشد. در جدیدترین شایعه هم اشاره شده که نام تجاری Bixby Vision در پشت دستگاه قرار گرفته است.

نظر شما درباره‌ی گلکسی S8 چیست؟ فکر می‌کنید کدام یک از این شایعات حقیقت داشته باشد؟ خودتان دوست دارید این موبایل چه قابلیت جدید را به همراه بیاورد؟

دیدگاه های خود را در این باره با گویا آی تی در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

بررسی و مقایسه Google Pixel XL و Samsung Galaxy S7 Edge

Google Pixel XL و Samsung Galaxy S7 Edge دو گوشی هوشمند پر طرفداری هستند که محصول سال ۲۰۱۶ بوده اند اما به نظر می رسد برای سال ۲۰۱۷ هم حرف هایی برای گفتن دارند. از این رو بسیاری از خریداران گوشی هوشمند ابتدا به دنبال مطالب مقایسه و بررسی پیرامون این دو گوشی هستند که گویا آی تی آن را در قالب کاملترین راهنمای خرید Google Pixel XL و Samsung Galaxy S7 Edge تهیه نموده و شما را به مطالعه آن دعوت می کند.

معرفی

پیکسل XL گوگل و گلکسی S7 Edge سامسونگ در حال حاضر رده بالاترین گوشی‌های ۵.۵ اینچی مجهز به اندرویدی هستند، و با توجه به تقاضای فزاینده برای دستگاه‌های بزرگتر، نبرد این دو غول تلفن‌های هوشمند غیرقابل اجتناب است. در مقایسه‌ی S7 Edge و پیکسل XL باید روی موبایل پیکسل شک بیشتری داشته باشیم، چون بالاخره این اولین دستگاهی است که گوگل مسئولیت تولید سخت‌افزار آن را هم برعهده گرفته، در حالی که سامسونگ چند سالی است وارد این عرصه شده است.

در نگاه اول، هر دو موبایل با پنل Quad HD، دوربین ۱۲ مگاپیکسلی، ۴ گیگابایت رم، پردازنده‌های رده بالا و قیمت مشابه به راحتی قابل مقایسه شدن هستند. اگر طراحی، نرم‌افزار و کارایی دستگاه‌ّها را مقایسه کنیم قضیه کمی سخت‌تر می‌شود، و ما در این مطلب می‌خواهیم نقاط قوت و ضعف هر یک از دستگاه‌ها را در مقابل یکدیگر قرار دهیم. پس با ما همراه باشید.

طراحی

 

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

«خب، پرچمدار ۶۰۰ دلاری ما باید از مواد مرغوب ساخته شود، الان چه چیزی در بازار موجود است، فلز و شیشه؟ ممنون، هر دو را می‌خواهیم، و سعی کنید با نسبت برابر از آن‌ها استفاده کنید تا نظر همه جلب شود.» این دو-سه خط احتمالاً همان افکاری است که مدیران گوگل به هنگام تصمیم گیری در مورد طراحی نهایی دستگاه‌های پیکسل در نظر داشته‌اند. پشت پیکسل XL نصف شیشه، نصف فلز، کاملاً دوقطبی و در ناحیه‌ی شیشه‌ای اطراف اسکنر انگشت مستعد لکه دار شدن است. بخش درخشان شیشه‌ای پشت گلکسی S7 Edge هم جاذب اثر انگشت می‌باشد.

در مقایسه با تلاش‌های گوگل، پنل دو لبه‌ی سامسونگ با آن خمیدگی‌های شیشه‌ای خود، و پشت بازتابنده‌اش در طیف‌های گوناگون و زیبا خصوصاً در نسخه‌های آبی خیلی خوشگل است. این جا باید اعتراف کنیم که پیکسل XL آبی هم وسوسه انگیز می‌باشد. اما سامسونگ با ضد آب کردن تلفن خود با گواهی IP68 به شما اجازه می‌دهد تا آن را بدون مشکل تا عمق یک و نیم متری زیر آب ببرید. چنین قابلیتی در پیکسل XL یافت نمی‌شود.

به علاوه پیکسل XL با آن همه گودی‌های اطراف خود و به رغم استفاده از دکمه‌های روی نمایشگر کمی بزرگتر، بلندتر، عریض‌تر و سنگین‌تر از S7 Edge است، بنابراین امکان استفاده با یک دست و قرار گرفتن در جیب به نفع S7 Edge می‌باشد. داشتن نمایشگر دو لبه در باریک شدن بدنه‌ی دستگاه نقش داشته، اما این مسئله تنها مزیب قابل لمسی است که این حالت به دنبال دارد. دکمه‌های موجود بر روی هر دو گوشی محکم، و لمس و استفاده از آن‌ها ساده است.

محل قرار گیری حسگر اثر انگشت در هر گوشی مزایا و معایب خودش را دارد. اگر این حسگر مثل گوشی پیکسل در پشت دستگاه باشد، استفاده از آن احتمالاً در موقعیت‌های خاص راحت‌تر است، ولی بیشتر کاربرانی که بیشتر با میز سر و کار دارند ترجیح می‌دهند که آن را مثل S7 Edge بر روی قسمت جلویی دستگاه ببینند، چون آن‌ها نمی‌خواهند هر بار برای باز کردن قفل دستگاه مجبور باشند موبایل را از روی سطحی که بر آن قرار گرفته بردارند.

نمایشگر

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

AMOLED در برابر AMOLED، QHD در برابر QHD، کدام یک برای شما بهتر است؟ خب، برخلاف این که هر دو نمایشگر از نظر اندازه با ۵.۵ اینچ و تفکیک پذیری ۱۴۴۰ x 2560 کاملاً مشابه یکدیگر است، ولی آزمایشات ما تفاوتی را در کارایی آن‌ها نشان داد. تصویر سازی در گلکسی S7 Edge حداقل در حالت غیر پیشفرض Basic تقریباً پهنه‌ی رنگی استاندارد را نشان می‌دهد، در حالی که پیکسل رنگ‌های سردتری را به نمایش می‌گذارد. زاویه‌های دید خیلی خوب است، اگرچه تغییر رنگ با کمی کج کردن دستگاه‌ها به سمت رنگ‌های سرد، آبی یا سبز متمایل می‌شود، که البته برای نمایشگرهای AMOLED طبیعی است.

نمایشگر موبایل گوگل اندکی تیره‌تر است، اما هر دو دستگاه به خوبی قادر به نمایش رنگ سیاه، افزایش کنتراست کلی و بهینه سازی صفحه برای نمایش ویدیوهای باکیفیت می‌باشد. البته مشاهده‌ی فیلم بر روی صفحه نمایش خمیده‌ی S7 Edge به دلیل همین خمیدگی کمی ناخوشایند است، اما نمایشگر پیکسل فایل‌های رسانه‌ای را به طور طبیعی نشان می‌دهد.

رابط و عملکرد

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

گلکسی S7 Edge در حال دریافت اندروید ۷٫۰ نوقاست. این نسخه با تکامل رابط همراه می‌باشد و علاوه بر افزایش کارایی، ظاهر موبایل سامسونگ را هم بیش از پیش متحد الشکل می‌کند. پیکسل XL گوگل با اندروید نوقا عرضه شده، ولی در این گوشی ویژگی‌هایی قرار داده شده که در اندروید ۷٫۰ بقیه‌ی گوشی‌ها از جمله نکسوس‌ها پیدا نمی‌شود.

اکثر کارکردهای نوقا که در پیکسل ارائه شده، مثل پاسخ‌های در-خط، و پشته سازی نوتیفیکیشن، از قبل در بسیاری از پوسته‌های اندروید از جمله پوسته‌ی سامسونگ موجود بوده است، پس تنها چیزی که در این بحث قابل ذکر است امکان استفاده‌ی نامحدود از پشتیبان تصویر و ویدیوی گوگل، و دستیار آن می‌باشد.

با توجه به ازدیاد چت بات‌های هوش مصنوعی که حتی در پلی استور هم پیدا می‌شوند، می‌توانید چنین دستیارهایی را تقریباً بر روی موبایلی دریافت کنید. Google Assistant در مقابل سوالات عمومی و دستورات شما عملکرد خیلی خوبی دارد و سرعت آن در مقایسه با نسخه‌ی قبلی دستیار گوگل یعنی Google Now خیلی بهتر شده است، اما اغلب اوقات به جای این که مثل اپ‌های مجهز به هوش مصنوعی گفتگو را با کاربر ادامه دهد، به طور پیشفرض به جستجوهای اینترنتی می‌پردازد. برای نمونه اگر در مورد رویدادهای حال حاضر سوال بپرسید، در پاسخ پادکست‌های روزانه‌ی سرویس‌های خبری محبوب را پخش می‌کند، در حالی که اپلیکیشن‌های حرفه‌ای‌تر مثل Quartz پاسخ را به صورت چت می‌فرستند و حتی می‌توانید به جای صحبت کردن فقط برای آن‌ها تایپ نمایید.

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

گلکسی S7 Edge با به‌روز رسانی نوقا ویژگی‌های جدید زیادی را به رابط کاربری غنی خود اضافه کرده است. می‌توانید تفکیک پذیری نمایشگر را تنظیم کنید، گزینه‌های مربوط به اپلیکیشن‌های شخص ثالث را به عنوان سوئیچ سریع در نوار وضعیت قرار دهید، و بسیاری قابلیت دیگر را اکنون در آرایشی تمیزتر، ساده‌تر و خوش رنگ‌تر  داشته باشید. رابط پیکسل XL در مقایسه با رابط سامسونگ حس معمولی‌ای دارد که البته بسیاری از کاربران طرفدار همین سادگی اندروید خالص هستند.

البته گوگل سوئیچر جالبی را هم برای نمایش والپیپرهای زنده اضافه کرده که با توجه به زمان و وضعیت آب و هوا از تصاویر تصادفی و زیبای گوگل ارث یا انیمیشن‌های هندسی استفاده می‌کند، در حالی که فروشگاه تم‌های سامسونگ آن قدرها جذاب نیست.

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

پردازنده و حافظه

نسخه‌ی مربوط به ایالات متحده‌ی S7 Edge مجهز به اسنپدراگون ۸۲۰ است، اما پیکسل XL از اسنپدراگون ۸۲۱ بهره می‌برد. بدیهی است که سرعت پردازش در پیکسل XL به طرز محسوسی بیشتر است، ولی S7 Edge به دلیل رابط سنگین و پرقابلیت سامسونگ خصوصاً در هنگام استفاده از انیمیشن‌های حرکتی کمی کندتر از اندروید نوقای خالص می‌باشد.

هر دو موبایل به عنوان یک استاندارد از ۴ گیگابایت رم استفاده می‌کنند، و ظرفیت داخلی S7 Edge از ۳۲ گیگابایت شروع می‌شود که مشابه تلفن گوگل است. علاوه بر این هر دو تلفن مدل ۱۲۸ گیگابایتی هم دارند. اگرچه برخلاف گوگل، سامسونگ برای استفاده از فضای ذخیره سازی بیشتر یک اسلات microSD هم برای تلفن خود در نظر گرفته است.

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

اینترنت و اتصالات

هر دو دستگاه برای مرور در وب از کروم استفاده می‌کنند که البته موبایل سامسونگ مرورگر اختصاصی خود را هم دارد که سریع‌تر است. هر دو تلفن از اکثر روش‌های اتصال بیسیم، و همچنین LTE، CDMA و GSM پشتیبانی می‌کنند. ارتباط سیمی در تلفن پیکسل از طریق درگاه USB-C و در S7 Edge با استفاده از همان microUSB انجام می‌شود.

دوربین

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

هر دو موبایل دوربین ۱۲ مگاپیکسلی دارند، اما دوربینی که بر روی S7 Edge قرار دارد به صورت نوری تثبیت شده، پیکسل‌های بزرگتری ارائه می‌کند، و لنز آن دیافراگم گسترده‌تر f/1.7 دارد. این دستگاه همچنین از فناوری فوکوس پیکسل دو گانه‌ی محنصر به فردی استفاده می‌کند که به هر پیکسل می‌چسبد و در نتیجه سرعت فوکوس و تنظیم تصویر را افزایش می‌دهد. چنین دوربینی تلفن سامسونگ را قادر می‌سازد تا حداقل از نظر تئوری نور بیشتری ضبط کرده و تصاویر واضح‌تری ثبت کند. اپلیکیشن‌های دوربین هم شامل حالت‌ها و افکت‌های تصویربرداری مختلفی مثل HDR خودکار، پانوراما و ترفندهای مربوط به عمق میدان است که در گوگل Lens Blur و در سامسونگ Selective Focus نام دارد.

با وجود این که هر دو موبایل در روشنایی روز مشخصاً قادر به تولید تصاویر واضح و باکیفیت هستند، ولی اگر بحث تعادل سفید وسط باشد، پردازش گوگل خواستنی‌تر به نظر می‌رسد. تصاویر این گوشی در مقایسه با S7 Edge که تصویر ثبت شده را صرفاً در مقایسه با منظره‌ی واقعی سردتر نشان می‌دهد، لبریز از رنگ‌های گرم و زرد است.

تصاویر کم‌نور و خصوصاً شبانه‌ی پیکسل XL، به طرز شگفت انگیزی مشابه نمونه‌های S7 Edge است. می‌گوییم به طرز شگفت انگیز، چون در مقایسه‌ی دوربین‌ها، پرچمدار سامسونگ مرتباً تصاویر شبانه‌ی بهتری ثبت می‌کرد که از اکثر موبایل‌های دیگر جزئیات بیشتری در آن قابل مشاهده است، اما حالا پیکسل هم شرایط مشابهی را به نمایش می‌گذارد. به جز این، نقش تعادل سفید در قیاس با تصاویر تهیه شده در محیط سرباز و پرنور برعکس می‌شود. در سناریوهای داخلی و محیط‌های کم‌نور، S7 Edge به شکل غیر ممکنی تصاویر گرم و زرد تولید می‌کند، در حالی که پیکسل XL همچنان به تناسب رنگ منظره‌ی اصلی وفادار می‌ماند. سوای از این، تصاویر شبانه و کم‌نور S7 Edge مقداری بهتر است و از نمونه‌های پیکسل واضح‌تر می‌باشد.

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

 

در بحث ضبط ویدیو، هر دو گوشی قادر به ضبط ۴K، اسلوموشن و پردازش همزمان HDR هستند، و کلیپ‌های ضبط شده توسط هر دو دستگاه به واسطه‌ی اعمال سریع ویرایشات و نمایش جزئیات بسیار خوب می‌باشد. کلیپ‌های موبایل گوگل اما در برای محیط‌های سرباز گرم‌تر و نرم‌تر است، در حالی که S7 Edge از قابلیت فوکوس مجددی بهره می‌برد که معنای واقعی فوکوس خودکار پیوسته را در عمل ثابت می‌کند. البته فوکوس مجدد پیکسل XL هم در هنگام ضبط ویدیو در مقایسه با بقیه‌ی گوشی‌ها کند نیست، ولی فناوری پیکسل دوگانه‌ای که بر روی S7 Edge قرار دارد چیز کاملاً متفاوتی است که حرکت‌ها را نرم و بدون وقفه ثبت می‌کند.

چندرسانه‌ای

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

گوگل پیکسل XL را با یک بلندگوی تنها طراحی کرده که با صدای پایه‌ی عمیق خود عملکرد خیلی خوبی دارد و نهایت چیزی است که برای یک موبایل، و صوت متعادل ممکن می‌باشد. S7 Edge در مقایسه با پیکسل در این بخش کمی ضعیف‌تر و بی‌کیفیت‌تر است. اما سامسونگ اپلیکیشن پرقابلیتی به نام Music، با جلوه‌های بصری زیبا، حالت‌های صوتی مختلف و الگوهای اکولایزر دارد، در حالی که گوگل اپلیکیشنی به نام Play Music دارد که هنوز از نظر ظاهر و عملکرد باید پیشرفت کند.

در قسمت پخش ویدیو، همان طور که گفتیم، تماشای فیلم بر روی هر دو موبایل لذت بخش است، اما نمایشگر خمیده‌ی S7 Edge کمی از محتوا را خم می‌کند. سامسونگ برای حل این مشکلی ویدیو پلیری را تدارک دیده که از همه‌ی قالب‌های اصلی، زیرنویس و تماشای ویدیو در یک پنجره‌ی جداگانه پشتیبانی می‌کند.

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

کیفیت تماس

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

با توجه به سخت‌افزار رادیویی رده بالا و بخش خروجی صدای باکیفیت پیکسل XL، عملکرد دستگاه در تماس‌ها خیلی خوب است. تماس‌ها تمیز، بدون نویز و با کیفیت می‌باشد. صدای خروجی از گوشی بلند و ارسال صوت هم به لطف میکروفن‌های خنثی کننده‌ی نویز بدون مشکل انجام می‌شود. همین اوضاع در گلکسی S7 Edge هم صدق می‌کند، بنابراین در این زمینه انتقادی به هیچ کدام از موبایل‌ها وارد نیست. سامسونگ گزینه‌ای برای تقویت صدا در هنگام تماس‌ها هم دارد که اگر بعد از فعال کردن آن مراقب نباشید می‌تواند به گوش شما آسیب برساند.

باتری

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

ظرفیت باتری پیکسل XL و S7 Edge – با ۳۴۵۰ در مقابل ۳۶۰۰ میلی آمپر – خیلی مشابه یکدیگر است و هر دو گوشی با ۷ ساعت و ۱۸/۱۹ دقیقه موفق به ثبت زمان تقریباً یکسانی شدند. این عدد خیلی شگفت انگیز نیست، اما برای چنین غول‌هایی کافی است تا شما را در طول روز همراهی کنند. زمانی که صحبت از سرعت شارژ می‌شود، S7 Edge بازی را با یک ساعت و نیم نسبت به دو ساعتی که برای شارژ کامل پیکسل XL طول می‌کشد می‌برد. مضاف بر این موبایل سامسونگ از امکان شارژ بیسیم هم پشتیبانی می‌کند که در مقابل پیکسل که فقط به وسیله‌ی کابل می‌توان آن را شارژ نمود امتیاز خوبی به حساب می‌آید.

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

جمع بندی

پیکسل XL گوگل در مقابل گلکسی S7 Edge سامسونگ

اگر با گوگلی که برای اولین بار با پیکسل وارد عرصه‌ی ساخت تلفن‌های خود شده مهربان باشیم، می‌توانیم بگوییم که پیکسل XL در اکثر حوزه‌ها پا به پای گلکسی S7 Edge می‌آید، و این قضیه در زمینه‌ی دوربین هم صادق است.

اگر بخواهیم به شما توصیه کنیم یکی از این موبایل‌ها را بخرید، باید بگوییم S7 Edge. این دستگاه شیک‌تر است و طراحی کاربر پسندانه‌تری دارد، علاوه بر این اگر با کندی نسبی و انیمیشن‌های پوسته‌ی سامسونگ کنار می‌آیید، این پوسته امکانات بیشتری نسبت به نوقای خالص ارائه می‌دهد.

تنها مزیت پیکسل XL این است که سریع‌تر به آخرین نسخه‌ی اندروید دسترسی خواهید داشت. منتهی با توجه به ظرفیت ذخیره سازی قابل ارتقا، شارژ سریع‌تر و ضد آب بودن S7 Edge، این گزینه نسبت به پولی که می‌پردازید در مقایسه با موبایل گوگل به گزینه‌ی بهتری بدل می‌شود.

مزایای پیکسل XL گوگل

  • دریافت سریع‌تر به‌روز رسانی‌های اندروید
  • افزایش سرعت واکنش و پیشرفت توانایی تشخیص صدا در Google Assistant نسبت به Google Now
  • عملکرد روان‌تر

مزایای گلکسی S7 Edge سامسونگ

  • شارژ خیلی سریع
  • فضای ذخیره سازی قابل ارتقا
  • بدنه‌ی جمع و جور، شیک و ضد آب
  • رابط مملو از امکانات

دیدگاه خود را در رابطه با این دو گوشی هوشمند معتبر با گویا آی تی در میان بگذارید. در صورتی که تجربه ای در انتخاب و بررسی های فیزیکی این دو گوشی هوشمند دارید آن را به اطلاع علاقمندان رسانده و با ارسال این مطلب روی شبکه های اجتماعی، به خریداران کمک کنید که انتخابی ارزشمند داشته باشند.

 

تفاوت بین مرورگرهای Chromium و Chrome چیست؟

کرومیوم (Chromium) پروژه‌ی منبع بازی است که پایه‌ی گوگل کروم (Chrome) را شکل می‌دهد. با توجه به این که کرومیوم کاملاً منبع باز است، این برنامه برای نصب ساده‌تر در بسیاری از مخازن نرم‌افزاری توزیع‌های لینوکسی وجود دارد.

مرورگر وب کرومیوم برای پلتفرم‌های دیگر هم در دسترس است. می‌توانید آن را بر روی ویندوز یا مک هم اجرا کنید. Chromium OS هم به طور مشابه نام پروژه‌ی منبع بازی است که پایه‌ی Chrome OS گوگل را شکل می‌دهد.

مرورگرهای Chromium و Chrome

دریافت کرومیوم یا کروم

در لینوکس کرومیوم را معمولاً می‌توان به طور مستقیم از مخازن نرم‌افزاری توزیع‌های مختلف نصب کرد. در لینوکس اوبونتو، این نرم‌افزار را می‌توان با جستجو در Ubuntu Software Center نصب کرد. کرومیوم با آپدیت‌های امنیتی از مخازن نرم‌افزاری توزیع لینوکس شما به‌روز می‌شود.

استفاده از کرومیوم در ویندوز و مک در عمل کمی سخت‌تر است. نسخه‌های رسمی کرومیوم در دسترس وجود دارد، ولی این نسخه‌ها به‌روز نمی‌شوند و آخرین نسخه را باید به صورت جداگانه نصب کنید. به‌روز رسان برنامه یک بخش منبع بسته از گوگل کروم است. می‌توانید نسخه‌های شخص ثالث را از کسی بگیرید، اما آن‌ها هم به طور خودکار به‌روز نمی‌شوند و باید به امید توزیع کننده‌ی شخص ثالث بنشینید. البته می‌توانید خودتان کرومیوم را کامپایل کنید، ولی آیا واقعاً هر بار که آپدیتی منتشر می‌شود می‌خواهید چنین کاری انجام دهید؟

مرورگرهای Chromium و Chrome

برای دریافت گوگل کروم در لینوکس باید به صفحه‌ی دانلود این مرورگر رفته و بسته‌ی آن را نصب کنید. با این کار عموماً یک مخزن نرم‌افزاری رسمی گوگل پیکربندی می‌شود تا آپدیت‌های کروم را در به‌روز رسان بسته‌های توزیع لینوکس شما نشان دهد. این برنامه بخش‌های منبع بسته هم دارد، به همین دلیل است که اجازه‌ی قرار گیری آن در مخازن نرم‌افزاری داده نمی‌شود.

در ویندوز و مک، کروم را به صورت مستقیم می‌توان از صفحه‌ی دانلود گوگل نصب کرد.

مرورگرهای Chromium و Chrome

کروم چه چیزهایی دارد که کرومیوم ندارد

کروم اجزای منبع بسته‌ی گوناگونی را شامل می‌شود که این‌ها در کرومیوم پیدا نمی‌شود:

  • پشتیبانی از AAC، ۲۶۴ و MP3: کروم شامل کدک‌های لایسنس شده برای قالب‌های رسانه‌ای اختصاصی است که به شما امکان دسترسی به محتواهای رسانه‌ای وسیع‌تری را می‌دهد – به خصوص سایت‌هایی که برای پخش ویدیوهای H.264 از HTML5 استفاده می‌کنند. هر دو مرورگر حاوی کدهای اساسی و رایگانی نظیر Opus، Theora، Vorbis، VP8، VP9 و WAV است.
  • Adobe Flash (PPAPI): کروم حاوی یک API پلاگین فلش به نام PPAPI است که گوگل به طور خودکار آن را به همراه کروم به‌روز می‌کند. این تنها راه ممکن برای دریافت جدیدترین نسخه‌ی فلش در لینوکس است. حتی در ویندوز و مک هم بهتر است به جای استفاده از پلاگین فلش NPAPI قدیمی که در وبسایت ادوبی قرار داده شده از پلاگین فلش کروم استفاده کنید. (در واقع می‌توانید از کروم یک پلاگین Pepper Flash بگیرید و سپس آن را نصب کرده و اگر خواستید در کرومیوم از آن استفاده کنید.)
  • Google Update: ویندوز و مک برنامه‌ای دریافت می‌کنند که به طور خودکار کروم را به‌روز نگه می‌دارد. کاربران لینوکس باید از ابزارهای مدیریت نرم‌افزاری استاندارد خودشان استفاده نمایند.
  • Security Sandbox: گوگل اشاره می‌کند که ممکن است بعضی از توزیع‌های لینوکس سندباکس امنیتی کرومیوم را غیرفعال کرده باشند، در این صورت باید به آدرس about:sandbox بروید و مطمئن شوید که سندباکس به صورت پیشفرض فعال و آماده‌ی کار باشد. این یکی از بهترین ویژگی‌های کرومیوم (و کروم) است.

اگرچه کرومیوم تحت برند گوگل نیست، ولی خیلی گوگل گونه است. این برنامه شامل همان قابلیت‌های مربوط به سینکی است که در کروم پیدا می‌شود و به شما اجازه می‌دهد تا با حساب کاربری گوگل خود وارد شده و اطلاعات‌تان را سینک کنید.

مرورگرهای Chromium و Chrome

در مورد «جاسوس‌افزار» چطور؟

گوگل کروم قابلیت‌هایی برای گزارش کرش دارد که در کرومیوم یافت نمی‌شود. اگر امکان گزارش کرش را در کروم فعال کرده باشید، اطلاعات مربوط به کرش‌ها برای گوگل فرستاده می‌شود. اگر از کرومیوم استفاده می‌کنید، چنین گزارشگر کرشی وجود ندارد و باید به روش قدیمی از یک ردیاب باگ استفاده کنید. توزیع‌های لینوکس ممکن است قبل از ارائه‌ی کرومیوم به کاربر کد برنامه را تغییر دهند. اگر می‌خواهید باگ‌های کروم را گزارش کنید، بهتر است به جای کرومیوم از همان کروم استفاده نمایید.

به علاوه کرومیوم قابلیت ردیابی مصرف یا User Metrics که در کروم وجود دارد را ندارد. این قابلیت یک ویژگی اختیاری است که اطلاعات مربوط به نحوه‌ی استفاده‌ی شما از بخش‌های مختلف مرورگر را به گوگل می‌فرستد و به شرکت کمک می‌کند تا بر اساس داده‌های ارسالی تصمیم بگیرند. (این همان داده‌هایی است که مایکروسافت مدعی است با تکیه بر آن به خاطر عدم استفاده‌ی کاربران از منوی استارت تصمیم به حذف این بخش گرفت، پس شاید بهتر باشد که گیک‌ها هم این قابلیت را فعال کنند.)

کرومیوم در گذشته شامل ویژگی‌های بسیاری بود که به سرورهای گوگل وابسته، و به طور پیشفرض فعال بودند. می‌توانید لیست این ویژگی‌ها را در صفحه‌ی تنظیمات ببینید. این لیست حاوی وب سرویسی برای تصحیح غلط‌های تایپی در هنگام نوشتن آدرس سایت‌ها، سرویسی برای پیش بینی، ویژگی گوگل برای مقابله با فیشینگ و چیزهای دیگر است.

مرورگرهای Chromium و Chrome

حالا از کدام نرم‌افزار استفاده کنیم؟

کرومیوم خوب است چون توزیع‌های لینوکس را قادر می‌سازد تا بتوانند از مرورگر وبی که تقریباً کپی کروم است استفاده کنند. چنین توزیع‌های لینوکسی حتی می‌توانند اگر بخواهند به جای فایرفاکس از کرومیوم به عنوان مرورگر وب پیشفرض خود استفاده نمایند.

اگر شما هم طرفدار نرم‌افزارهای منبع باز هستید و نمی‌خواهید از برنامه‌های منبع بسته استفاده کنید، کرومیوم گزینه‌ی مناسب برای شماست.

اما بسیاری از کاربران لینوکس به استفاده از نرم‌افزارهای منبع باز چندان پایبند نیستند و ممکن است بخواهند از کروم استفاده کنند. اگر از فلش پلیر استفاده می‌کنید با نصب کروم می‌توانید به آخرین نسخه‌ی این برنامه دسترسی داشته باشید و به محتواهای رسانه‌ای آنلاین بیشتری دسترسی پیدا کنید. برای مثال گوگل کروم روی لینوکس اکنون قادر به پخش ویدیوهای نتفلیکس است. این کار مستلزم پشتیبانی از H.264 برای ویدیوهای HTML5 می‌باشد.

مرورگرهای Chromium و Chrome

انتخاب بین این دو در ویندوز و مک واضح است. کرومیوم برای استفاده‌ی واقعی بیش از حد شیک است و نمی‌توانید نسخه‌ای داشته باشید که خودش را آپدیت کند. این گزینه بیشتر برای کاربران لینوکس خوشایند است. نظر شما چیست؟ کدام را ترجیح می‌دهید؟ دیدگاه خود را با گویا آی تی در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

http://www.howtogeek.com/202825/what%E2%80%99s-the-difference-between-chromium-and-chrome/