مشتری یابی: چگونه مخاطب هدف خود را پیدا کنیم؟

نویسنده اصلی این مطلب که با کمی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده، آقای مایکل پِدون است. آقای پدون بنیانگذار و مدیرعامل یکی از شرکت های مطرح در زمینه بازاریابی و فروش است. ما مطالب دیگری را نیز در این بخش از وی منتشر کرده ایم که معمولاً در قالب پرسش و پاسخ و در تلاش برای حل یک مشکل واقعی نگاشته شده اند.

 

عملکرد تیم فروش ما در تولید مشتری راغب (lead) به تقویت و بهبود نیاز دارد، اما مشتری یابی برای آنها مثل کشیدن دندان است. آیا پیشنهادی دارید؟

 

روزی که کار در شرکت مورد علاقه ام را آغاز کردم را چنان به خاطر دارم که انگار همین دیروز بود. در همان روز اول، رئیس جدیدم به من گفت که باید برای پیداکردن مشتری راغب، مشتری یابی (Prospecting) انجام بدهم. شور و شوق من فوراً با ترس و وحشت جایگزین شد. آنهایی که در به سرانجام رساندن فروش مهارت دارند معمولاً علاقه ای به صرف کردن وقت روی مشتری یابی ندارند و حتی شنیدن عبارت «مشتری یابی» حال شان را به هم می زند.

سپس او یکی از ارزشمندترین رازهای موفقیت در فروش را به من آموخت:

اینکه چگونه مخاطب هدف خود را به کمک فرآیند مشتری یابی پیدا کنم.

 

چیزی که از آن می ترسیدم و نفرت داشتم به یکی از بزرگترین سرمایه های من تبدیل شد، و این در کنار فرآیندهای درستی که برای فروش از آنها استفاده می کنم، به سرعت مرا جلو انداخت.

آنچه که او به من آموخت از این قرار است:

 

تکنیک ۱: مشتریان بالقوه ای را هدف قرار بدهید که همین الآن هم برای کسب نتیجه مورد نظری که پیشنهاد می کنید در حال صرف هزینه هستند

بیشتر فروشنده ها در هنگام مشتری یابی، به صورت تصادفی با مردم تماس می گیرند و تلاش می کنند تا آنها را متقاعد کنند که به استفاده از فلان محصول یا سرویس نیاز دارند. این در غالب موارد تلف کردن وقت است.

هنگامی که رئیس جدیدم با توصیه های ساده ای برای مشتری یابی، مانند «با آنهایی تماس بگیر که پول خرج می کنند» چشمان مرا باز کرد، احساس کردم که این چقدر با منطق جور در می آید، و تعجب کردم که چطور این به ذهن خودم نرسیده بود. تکیه کلام همه مدیران قبلی من چیزی شبیه به این بود: «لبخند بزن، شماره بگیر و یا شانس و یا اقبال».

اما چطور می توانید مشتریان بالقوه ای را هدف قرار بدهید که همین الآن هم برای دستیابی به نتایجی که شما در صدد ارائه آن هستید در حال هزینه کردن هستند؟

اجازه بدهید یک مثال بزنم:

از آنجایی که کار ما فروش تبلیغات اینترنتی، بازاریابی و خدمات مشتری یابی برای فروشندگان خودروهای رده بالا بود، رئیسم دو مجله که در همین زمینه فعالیت می کردند را به من داد. او از من خواست تا این مجلات را بررسی کنم و همه تبلیغات تمام صفحه را علامت بزنم و کاری به تبلیغاتی که نیم یا یک چهارم صفحه را اشغال می کردند نداشته باشم. تئوری او این بود که آنهایی که تبلیغات تمام صفحه سفارش داده اند، از ارزش تبلیغات آگاهی دارند و بقیه، یا باید بودجه کمی داشته باشند و یا اینکه در مرحله امتحان کردن و بررسی تاثیر تبلیغات به سر می برند. لذا بهتر است که وقتم را برای متقاعدکردن آنها نسبت به بالا بردن بودجه یا قدم گذاشتن در مراحل بعدی تلف نکنم.

البته احتمالاً شما در حوزه فروش تبلیغات اینترنتی فعالیت نمی کنید، اما این تئوری در همه زمینه ها کاربرد دارد.

اجازه بدهید که در اینجا به چند زمینه دیگر اشاره کنم. فرض کنیم که:

  • خدمات نظافت محیط های اداری ارائه می دهید. نقطه مناسب برای تمرکز: مساحت فضای اداری (آیا ترجیح می دهید که اداره جات کوچک را هدف قرار بدهید یا اینکه به سراغ مشتریانی بروید که دارای چندین فضای اداری یا فضای اداری بزرگی هستند؟)
  • باربری و خدمات پستی: تعداد محموله در هفته یا ماه. (آیا ترجیح می دهید که با شرکت تازه کاری همکاری کنید که هر از چندگاهی یک محموله برای ارسال دارد، یا اینکه همکاری با شرکتی را انتخاب می کنید که هر روز یا هر هفته چندین تُن محموله برای ارسال دارد؟)
  • عمده فروشی لوازم تهویه متبوع: آیا ترجیح می دهید که محصولات خود را برای یک مغازه کوچک خانوادگی که کارش در اصل تعمیرات است ارسال کنید، یا اینکه به سراغ شرکت گرمایش و سرمایشی بروید که چندین شعبه دارد؟ این شرکت ها در رادیو، تلویزیون و روزنامه ها نیز تبلیغ می کنند که به فروش محصولات شما کمک بیشتری خواهد کرد.
  • خدمات سئو (بهینه سازی برای موتورهای جستجو): به سراغ آنهایی بروید که از تبلیغات پولی (Adwords) گوگل استفاده می کنند. آنها برای جذب مشتری پول پرداخت کرده اند. اگر بتوانند با هزینه کمتری به صدر نتایج جستجوی طبیعی گوگل راه پیدا کنند، قدردان شما خواهند بود.

کلیت ماجرا را درک کردید؟ اگر قرار است که بهترین مشتریان بالقوه را پیدا کنید، باید به جای لبخند زدن و شماره گرفتن، دقیقاً بدانید که به دنبال چه چیزی هستید.

تکنیک ۲: رقبای مشتریان فعلی را هدف قرار بدهید

پس از آن، رئیسم به من آموخت که چطور به دنبال سایر افراد و شرکت هایی بروم که ما به آنها کمک کرده ایم. او از من خواست که فهرستی از این شرکت ها تهیه کنم و با آنها تماس بگیرم تا در جریان قرار بگیرند که ما در حال حاضر به شرکت مشابه یا رقیب آنها سرویس می دهیم تا رغبت پیدا کنند.

به عنوان مثال، اگر ما چند فروشنده خودروهای فراری داشتیم که از خدمات ما استفاده می کردند، تهیه فهرستی از همه فروشندگان فراری در کشور (و سلسه مراتب سیستم فروش آنها) و افزودن آنها به فهرست مشتری یابی کار دشواری نبود.

جملاتی که ارزش و منفعتی که ما ارائه می کنیم را نشان می دهند نیز بسیار ساده و موثر هستند:

«سلام فلانی، من فلانی هستم از شرکت فلانساز. دلیل تماس من اینه که ما به (فروشندگان فراری ۱ و۲ و ۳) کمک می کنیم که نمایشگاه شون رو با افزایش ۱۰ درصدی جذب مشتری راغب صلاحیت سنجی شده در هر ماه از ماشین خالی کنن…»

بعد از شنیدن چنین جملاتی، بعید است که کسی به شما پاسخ منفی بدهد.

بسیار خوب، ما تا اینجا دو تکنیک برای مشتری یابی داریم:

  • مشتریان بالقوه ای را هدف قرار بدهید که همین الآن هم برای دریافت خدماتی که منتج به نتایجی می شوند که شما ارائه می دهید هزینه می کنند.
  • به سراغ سایر فعالان حوزه مورد نظر و رقبای آنها بروید. نقل قول رایجی هست که می گوید: «به مردم عادی بفروش تا ورشکسته شوی، به یک بخش از بازار بفروش تا به ثروت دست پیدا کنی.»

تکنیک سوم: زمان مناسب برای مشتری یابی

سومین تکنیکی که یاد گرفتم، زمان مناسب برای مشتری یابی بود.

در سناریویی که برای شما تعریف می کنم (من به عنوان کسی که تازه در یک شرکت مشغول به کار شده و به او گفته اند که مشتری یابی کند) از من خواسته شد که تا زمانی که فهرست مشتری یابیم را تهیه و آماده نکرده ام، به سمت تلفن نروم. مدیر من معتقد بود که بیشتر فروشندگان «وقت فروش» را برای مشتری یابی تلف می کنند. به این معنی که به جای شماره گرفتن، برای «تحقیق» و موارد مشابه وقت صرف می کنند.

از من خواسته شد که قبل از آنکه گوشی تلفن را بردارم، یک فهرست ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفره از مشتریان بالقوه ای که با معیاری که به من داده شده بود تطبیق داشتند تهیه کنم.

احتمالاً بسیاری از خوانندگان این مطلب افرادی هستند که در فازهای اولیه استخدام به سر می برند و در این اندیشه اند که باید چکار کنند.

پاسخ، ساده است.

پس از آنکه متوجه شدید که مخاطب هدف شما چه شکل و شمایلی دارد و کجا می توانید او را پیدا کنید، قبل از کار، بعد از کار یا پس از اتمام همه تماس های روزانه خود، مشتری یابی کنید.

یکی از بدترین کارهایی که به عنوان یک فروشنده می توانید انجام بدهید این است که تحقیقات مشتری یابی را از همان ابتدای صبح شروع کنید، چرا که درست در همان زمانی که شما برای پیداکردن بهترین و متناسب ترین مشتریان راغب تحقیق می کنید، یک فروشنده با انگیزه تر و مصمم تر که برای شرکت رقیب کار می کند در حال تماس گرفتن با همان مشتریانی است که شما در حال تحقیق برای پیدا کردن شان هستید.

 

۳ اشتباه فاحش در ایمیل مارکتینگ که کمپین های شما را تحت تاثیر قرار می دهد

نویسنده اصلی این مطلب که با اندکی تغییر برای بخش آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی ترجمه شده، آقای مایک مَدِن است. آقای مدن مدیر ارشد بازاریابی یکی از شرکت های مطرح ایالات متحده در بازاریابی و فروش است.

 

متاسفانه همه ما ممکن الخطا هستیم. تک تک ما در زندگی مان دچار اشتباهات فاحشی شده ایم که حتی فکر کردن به برخی از آنها هنوز هم لرزه بر اندام مان می اندازد. در عین حال، حتی اگر در یک مهمانی رسمی لباس مناسبی نپوشیده باشید یا زیپ تان را باز گذاشته باشید، باز هم هیچ یک از این قبیل اشتباهات از نظر تعداد افرادی که متوجه آن می شوند به پای اشتباهاتی که در ایمیل مارکتینگ مرتکب می شوید نمی رسد. ما در اینجا از تفاوت بین چند نفر با صدها یا حتی صدها هزار و میلیون ها نفر صحبت می کنیم.

به منظور نظارت و تسلط بیشتر بر کمپین های ایمیل مارکتینگی که برپا می کنید، و جلوگیری از هرگونه خجالت زدگی و شرمندگی، ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به بزرگترین اشتباهاتی که بازاریاب های فعال در زمینه ایمیل مارکتینگ مرتکب آنها می شوند و روش رفع و رجوع و جلوگیری از آنها اشاره خواهیم کرد.

 

  1. اشتباه در تست های دوبخشی

واقعاً کسی هست که از اجرای یک تست دوبخشی (A/B) خوب بدش بیاید؟

چه بسا هنگامی که دکمه ارسال را فشار می دهید حسی از سرخوشی مشابه با حال و هوای یک دانشمند دیوانه به شما دست بدهد. من به شخصه، به خاطر هیجان بیش از حد بی خوابی کشیده ام. البته، کسب نتایج کمتر از حد مطلوب هم می تواند باعث بی خوابی شود، اما دلیل این بی خوابی، به جای شور و شعف و چشم انتظاری، استرس است.

چند اشتباه رایج در زمینه تستینگ وجود دارد که می تواند روی نتایجی که به دست می آورید تاثیر بگذارد:

 

کوچکی جامعه نمونه

برای اینکه بتوانید مطمئن باشید که بدون آسیب رساندن به عملکرد کمپین ایمیل مارکتینگ خود می توانید تغییر مورد نظرتان را اعمال کنید، جامعه آماری نمونه شما باید به اندازه کافی بزرگ باشد. من برای اطمینان و به عنوان یک قانون تجربی، برای هر تستی که اجرا می کنم حداقل ۱۰۰۰ مشاهده را در نظر می گیرم تا آمار قابل اتکایی در دست داشته باشم. این به آن معنی است که برای انتخاب برنده، صبر می کنم تا حداقل ۱۰۰۰ ایمیل بازشده برای هر ایمیل (کنترل و تست) داشته باشم.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که تکرار را نیز از یاد نبرید. برای اطمینان از اینکه گزینه ای که انتخاب کرده اید واقعاً برنده شده است، تست های خود را دو یا سه بار تکرار کنید. بنا بر تجربه هایی که من داشته ام، در بسیاری از موارد برنده اولیه در تست دوم به بازنده میدان تبدیل می شود.

 

متغیرهای فراوان

یکی از مهم ترین مواردی که برای همه تست های دوبخشی باید مد نظر قرار بدهید، استانداردسازی محیط تست برای به حداقل رساندن متغیرها تا حد ممکن است. هیچ بعید نیست که بخواهید در آنِ واحد بیشتر از یک متغیر را به بوته آزمایش بگذارید، چرا که احتمالاً تصور می کنید که با تغییرات بیشتر می توانید تاثیرات بیشتری ایجاد کنید و سرعت بهینه سازی ایمیل های خود را نیز افزایش بدهید. اما مشکل اینجاست که در این حالت نمی توانید تاثیر مثبت یا منفی هر متغیر را تشخیص بدهید. توجه داشته باشید که کار حساس و ظریفی را انجام می دهید، مثلاً یک فاصله زمانی ۳۰ دقیقه ای بین زمان ارسال ایمیل کنترل با ایمیل تست می تواند بر نتایج شما تاثیر قابل ملاحظه ای را از خود بر جای بگذارد.

فرض را بر این بگیریم که در آنِ واحد می خواهید سه متغیر را تست کنید: متن، فراخوان به عمل و بنر. شما از جامعه آماری بزرگی استفاده می کنید و تست خود را سه بار یا بیشتر هم تکرار می کنید تا اعتبار آن اثبات شود. اگر نرخ بازشدن ایمیل تست در مقایسه با ایمیل کنترل ۱۲ درصد و نسبت کلیک به بازشدن آن ۳۶ درصد بیشتر شد، چگونه می توانید با اطمینان ادعا کنید که کدام متن، کدام فراخوان به عمل و کدامیک از بنرهایی که به آزمایش گذاشته اید در همه کمپین های شما بهترین عملکرد را خواهد داشت؟ پاسخ این است که نمی توانید! ضمناً در این مثال، در رابطه با تصویر بنر، چنانچه حالت نمایش تصویر به طور پیش فرض برای مخاطب شما غیرفعال باشد (که معمولاً همینطور است)، نتایج تان اصلاً نمی تواند قابل اعتماد باشد.

 

  1. ضعف در سلامت فهرست ایمیل مارکتینگ

رها کردن فهرست ایمیل مارکتینگ به حال خود تقریباً مانند این است که مسواک زدن را کنار بگذارید. درست مانند دندان، بهداشت فهرست ایمیل مارکتینگ شما هم به نظافت و حفظ نظم و کیفیت هر چیزی بستگی دارد که به پایگاه اطلاعاتی شما وارد می شود.

احتمالاً اکثر ایمیل های موجود در پایگاه اطلاعاتی شما از طریق ثبت نام کاربران به فهرست تان اضافه شده اند (که البته باید هم همینطور باشد). در فرآیند ثبت نام یک مرحله ای، یک کاربر جدید یک فرم اینترنتی را پر می کند و به طور خودکار به فهرست مشترکان شما اضافه می شود. در ثبت نام دو مرحله ای، کاربر جدید یک فرم اینترنتی را پر می کند و سپس یک ایمیل تایید برای وی ارسال می شود که حاوی لینکی است که با کلیک بر آن، آدرس ایمیل وی تایید شده و وارد فهرست می شود.

بسیاری از افرادی که در زمینه بازاریابی ایمیلی فعالیت می کنند از ثبت نام یک مرحله ای استفاده می کنند، چرا که انجام آن برای کاربران ساده تر است. با این حال، هزینه این کار، اضافه شدن ایمیل های تقلبی یا ایمیل های اشتباه، افزایش نرخ پرش یا دفع کاربر (Bounce Rate)، کاهش شهرت فرستنده (Sender Reputation)، کم شدن میزان تعامل و در نهایت مشترکان کم کیفیت تری خواهد بود. اما اگر از روش های مناسبی برای حفظ سلامت فهرست ایمیل مارکتینگ خود استفاده کنید، می توانید پایگاه اطلاعاتی خود را همیشه پاکیزه و مرتب نگه دارید تا فهرست ایمیل مارکتینگ سالمی داشته باشید.

اگر از روش ثبت نام یک مرحله ای استفاده می کنید، باید استفاده از این موارد را مد نظر قرار بدهید:

 

کمپین های مدیریت بانس یا دفع کاربر

از آنجایی که درستی و اعتبار ایمیل های جدید در فرآیند ثبت نام یک مرحله ای تضمین شده نیست، نرخ پرش یا دفع (Bounce) کاربر بیشتری خواهید داشت. آدرس های ایمیلی که دچار پرش سخت (hard) می شوند معمولاً به وسیله سیستم اتوماسیون یا سرویس دهنده ایمیل شما رفع و رجوع می شوند، بنابراین لزومی ندارد که برای مدیریت آنها دغدغه ای داشته باشید. اما در مورد پرش های نرم (soft) می توانید به کمک اتوماسیون کمپین های خودکاری را برپا کنید تا آدرس هایی که به طور مرتب دچار این مشکل شده و می شوند را حذف شوند. از این طریق، فهرست سالم تری خواهید داشت و نرخ بازشدن و شهرت فرستنده (Sender Reputation) شما بهبود پیدا خواهد کرد.

 

آدرس های مقامی را حذف کنید

به آدرس هایی مانند info@، support@، یا abuse@ که یک فرد خاص را تداعی نمی کنند آدرس های مقامی (Role Account) می گوییم. این قبیل آدرس ها به سه دلیل باید حذف شوند:

  • اطمینان از رضایتمندی همه افرادی که به این آدرس ها دسترسی دارند نسبت به دریافت ایمیل های شما امکانپذیر نیست.
  • این آدرس ها بیشتر در صفحات «تماس با ما» قرار داده می شوند که احتمال استفاده فهرست های متعددی از آنها را افزایش می دهد.
  • اسپمریاب ها از آدرس های مقامی به عنوان تله هایی برای به دام انداختن اسپمرها استفاده می کنند.

 

کمپین های فعالسازی مجدد

معمولاً تا ۲۵ و حتی ۵۰ درصد مشترکان بسیاری از فهرست های ایمیل مارکتینگ غیرفعال هستند. شما به کمک یک یا چند کمپین فعالسازی مجدد می توانید مشترکانی که در طول شش ماه گذشته یا بیشتر با ایمیل های شما تعاملی نداشته اند را هدف قرار بدهید تا مشخص شود که کدامیک از آنها هنوز هم به دریافت ایمیل های شما علاقه دارند و کدامیک دیگر دست از شما شسته اند (لغو اشتراک از علامت زده شدن ایمیل به عنوان اسپم بهتر است) تا بر همین اساس، فهرست ایمیل مارکتینگ خود را پاکسازی کنید.

 

  1. عناوین مبهم

معمولاً وضوح از زیرکی بهتر است، چرا که عناوین واضح با بدنه ایمیل هماهنگی بیشتری دارند و این باعث افزایش کلیک خواهد شد. در این حالت، هیچ ترفند، دام یا سوالی در رابطه با محتوای واقعی ایمیل وجود نخواهد داشت. در واقع، بر اساس یک تحقیق، عناوین واضح ۵۴۱ درصد بیشتر از عناوین زیرکانه کلیک دریافت می کنند.

چند نمونه از عناوین به اصطلاح زیرکانه ای که من دیده ام عبارتند از: «شما تنها نیستید»، «بالاخره رسید» و «هنوز از هم از روشهای قدیمی استفاده می کنید؟» با وجود اینکه این ایمیل ها به خاطر کنجکاوی کاربران احتمالاً باز خواهند شد، اما به احتمال قریب به یقین در آنها کلیکی انجام نخواهد گرفت. در حالیکه شاید عناوین واضح آنقدر جذاب و اغواکننده به نظر نرسند، اما هنگامی که هدف شما افزایش تعداد کلیک است، عملکرد آنها به طرز شگفت انگیزی عالی است.

موارد زیر چند نمونه از عناوین واضحی هستند که من از آنها استفاده کرده ام:

  • ۹ عنوان موثر برای ایمیل
  • یک استراتژی موفقیت آمیز برای شخصی سازی
  • ۳ مرحله برای ایجاد حس وفاداری در مشتری

آیا شما هم مرتکب اشتباهاتی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره کردیم شده اید؟ اگر پاسخ تان مثبت است، لطفاً آنها را با ما در میان بگذارید و چنانچه پاسخ شما به این سوال منفی است، چگونه از بروز این اشتباهات جلوگیری کرده اید؟

آماده سازی تیم فروش با اطلاعات رقابتی

در اختیار داشتن اطلاعاتی که مزیت رقابتی دارند یکی از مولفه های تاثیرگذار و مهم در چرخه های فروش و غالباً جزو مهم ترین دغدغه های تیم های فروش است. تیم های فروشی که اطلاعات مناسبی را در دست ندارند، با پتانسیل بی اعتبار به نظر رسیدن یا آماده نبودن از دیدگاه مشتری بالقوه روبرو می شوند. معمولاً یکی از رایج ترین خواسته های تیم های فروش از بخش بازاریابی، دریافت اطلاعات رقابتی بیشتر، امکان قدرت مانور بیشتر روی آن اطلاعات، و کسب امتیازات بیشتری در برابر مشتری در طول چرخه فروش است.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ۵ نکته را با شما در میان خواهیم گذاشت که به کمک آنها می توانید اطلاعات رقابتی ارزشمندی که تیم فروش شما به آن نیاز دارد را در اختیارش قرار بدهید:

 

  1. در مورد نیازها با بخش فروش هماهنگ باشید

فروشنده و بازاریاب باید رفیق شفیق یکدیگر باشند. اگر مطمئن نیستید که تیم فروش به چه چیزی نیاز دارد یا اخیراً نقاط قوت و ضعف موجود را با هم بررسی نکرده اید، به منظور شناسایی نقطه ای که باید روی آن تمرکز کنید، این سوالات را از تیم فروش بپرسید:

  • مهم ترین رقبای آنها کدامند؟
  • در هنگام ارائه دلیل برای برتری راهکار شرکت نسبت به آن رقبا، در کدام ناحیه بیشتر احساس ضعف می کنند؟
  • برای ارائه توضیحات و معرفی بهتر به چه چیزهایی نیاز دارند؟

با توجه به تغییرات مداومی که در دنیای رقابت روی می دهد، بخش فروش باید همیشه آمادگی خود را با در دست داشتن مولفه های مناسب حفظ کند. علاوه بر این، هماهنگی با بخش فروش به اولویت بندی انواع محتوایی که تیم فروش به دنبال آنهاست نیز کمک می کند. به عنوان مثال، شاید تیم فروش با توجه به نیاز موجود به جای آیتم های محتوایی طولانی، به دنبال اطلاعات مختصر و مفید باشد. با حفظ هماهنگی بخش های بازاریابی و فروش در وقت هر دو صرفه جویی خواهد شد.

در کنار اینها، توافق بخش های بازاریابی و فروش از این لحاظ نیز اهمیت دارد که عذر و بهانه ای را باقی نمی گذارد. به عنوان مثال، اینکه محتوای جالب و مناسبی تولید شده باشد، اما تیم فروش از بهره برداری متناسب از آن غفلت کند، برای هر دو طرف بسیار ناامید کننده خواهد بود. هماهنگی بخش بازاریابی و فروش در این زمینه می تواند باعث شود که صدای همه افرادی که حرفی برای گفتن دارند به گوش برسد و زمان و منابع کافی برای توانمندسازی همه تیم ها اختصاص یابد.

 

  1. برنامه ریزی کنید

آیا به دنبال این هستید که تیم فروش را برای عرضه یک محصول آماده و توانمند کنید؟ نکته کلیدی برای آماده سازی به موقع آنها این است که یک برنامه مشخص داشته باشید و بر طبق همان عمل کنید. روش ایده آل این است که یک برنامه زمانی ۶۰، ۴۵ و ۳۰ روزه تهیه کنید و مشخص کنید که برای آماده سازی مناسب و به موقع به چه محتوایی نیاز است. استفاده از برنامه هایی که بازه زمانی بلندتری را هدف قرار می دهند باعث می شود که نه تنها بتوانید محتوای مورد نیاز را برای توانمندسازی بخش فروش آماده کنید، بلکه فرصت خواهید داشت تا اطلاعات بیشتری کسب کنید و بخش فروش را از نظرات کارشناسانه خود و سایرین بهره مند سازید.

نیاز به اطلاعات رقابتی همیشه در حال افزایش بوده و دامنه تقاضای آن هیچگاه کم نمی شود. همینطور که برای تهیه محتوای رقابتی تلاش می کنید، تماس و ارتباط با دیگران به منظور دریافت کمک را از یاد نبرید. برای اطمینان از صحت و دقت اطلاعات خود باید افراد مناسب و متناسب را به همکاری دعوت کنید.

  1. اطلاعات خود را به یک روش قابل هضم سازماندهی کنید

آیا از خواندن یک توضیح ۸۰ صفحه ای لذت می برید؟ خیر؟ فروشندگان هم همین پاسخ را می دهند. همیشه به خودتان یادآوری کنید که اگر اطلاعات شما قابل درک و هضم نباشد، نمی تواند باعث جذب مشتری شود. لذا نکات اصلی و کلیدی را مشخص کنید. با استفاده از قانون ۳ یا ۵ (فقط ۳ تا ۵ آیتم در هر فهرست) اسلایدهای خود را مرتب کنید و منابع نکاتی که در هر اسلاید ذکر کرده اید را نیز در بخش یادداشت های آن (notes) درج کنید. از این طریق، علاوه بر اینکه اسلاید شما شلوغ نمی شود، اگر کسی بخواهد دقیقاً ببیند که آمار و ارقام یا نکات شما از کجا استخراج شده، کار دشواری را در پیش رو نخواهد داشت. نکات کلیدی باید برجسته به نظر برسند یا در قسمت عنوان اسلاید قرار داده شوند تا فروشنده در هنگام معرفی بهتر بتواند نکات اصلی را در ذهن داشته باشد و دقیقاً به هدف بزند.

علاوه بر این، بهتر است که اطلاعاتی در زمینه شرایط بازار، مشتریان و بازارهای هدف و فرصت ها، ویژگی های محصول، تحلیل رقبا، پیشنهاداتی برای بخش بندی مشتریان، راهکارهایی برای مدیریت مقاومت های مشتری و برخی سوالات طلایی را نیز در اختیار فروشنده قرار بدهید تا در صورت لزوم بتواند به راحتی به هر یک از آنها مراجعه و از آن اطلاعات بهره برداری کند.

 

  1. توانمندسازی بخش فروش

در تلاش هایی که در راستای توانمندسازی بخش فروش انجام می دهید، خود عوامل و کارکنان این دپارتمان را نیز دخیل کنید. برای آنها صحبت نکنید، در عوض، با آنها صحبت کنید. سوال بپرسید و به نکات چالشی اشاره کنید. از آنها تعامل بخواهید و درگیرشان کنید.

یکی دیگر از روش های موثر برای حفظ تعامل با بخش فروش، برگزاری کارگاه است. ابتدا با یک جلسه توانمندسازی شروع کنید تا با محتوا آشنایی پیدا کنند، سپس برای کسب اطمینان از اینکه همه اطلاعات لازم را هضم کرده اند یک کارگاه برگزار کنید و شرایطی را برای تمرین فراهم کنید.

 

  1. ارائه محتوا و ارزیابی های بعدی

پس از جلسات توانمندسازی، محتوای تولید شده را برای بخش فروش ارسال کنید. با قراردادن همه لینک ها در یک پرتال متمرکز یا ارسال یک ایمیل، به فروشندگان نشان می دهید که در اثر تعاملات انجام گرفته، چه محتوای خارق العاده ای تولید شده است.

پس از آن، دوباره به مدیران و تیم های فروش مراجعه کنید و از آنها درباره محتوا و توانمندسازی نظر بخواهید. از انتقادات سازنده ترسی نداشته باشید. اطلاع از نقاط قوت و ضعف اطلاعات ارائه شده و تاثیرات مثبتی که پدید آورده اید و آگاهی از بخش هایی که برای بار بعد باید بیشتر روی آنها کار کنید، شما را آماده تر و حتی دلگرم می کند.

و سرانجام، همینطور که اطلاعات بیشتری کسب می کنید و بازخوردهای بیشتری به شما ارائه می شود، محتوایی که در اختیار فروشندگان قرار خواهید داد را به روز کنید. این به روزرسانی ها و توجه به بازخوردهای ارائه شده باعث افزایش کارآمدی و تقویت فروش شرکت خواهد شد.

شما به عنوان یک بازاریاب برای توانمندسازی بخش فروش از چه راهکارهایی استفاده می کنید؟ چگونه اطلاعات رقابتی خود را آماده می کنید؟ لطفاً نظرات و دیدگاه های خود در رابطه با این مطلب از مجموعه مطالب بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی را با ما در میان بگذارید.


نویسنده این مطلب که با کمی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده، خانم ندا بازُفتی است. خانم بازفتی، دانش آموخته دانشگاه کالیفرنیا و کارشناس ارشد بازاریابی در زمینه اطلاعات رقابتی، قیمت گذاری و بسته بندی در یکی از شرکت های مطرح بازاریابی ایالات متحده است.

آماده سازی تیم فروش با اطلاعات رقابتی

در اختیار داشتن اطلاعاتی که مزیت رقابتی دارند یکی از مولفه های تاثیرگذار و مهم در چرخه های فروش و غالباً جزو مهم ترین دغدغه های تیم های فروش است. تیم های فروشی که اطلاعات مناسبی را در دست ندارند، با پتانسیل بی اعتبار به نظر رسیدن یا آماده نبودن از دیدگاه مشتری بالقوه روبرو می شوند. معمولاً یکی از رایج ترین خواسته های تیم های فروش از بخش بازاریابی، دریافت اطلاعات رقابتی بیشتر، امکان قدرت مانور بیشتر روی آن اطلاعات، و کسب امتیازات بیشتری در برابر مشتری در طول چرخه فروش است.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ۵ نکته را با شما در میان خواهیم گذاشت که به کمک آنها می توانید اطلاعات رقابتی ارزشمندی که تیم فروش شما به آن نیاز دارد را در اختیارش قرار بدهید:

 

  1. در مورد نیازها با بخش فروش هماهنگ باشید

فروشنده و بازاریاب باید رفیق شفیق یکدیگر باشند. اگر مطمئن نیستید که تیم فروش به چه چیزی نیاز دارد یا اخیراً نقاط قوت و ضعف موجود را با هم بررسی نکرده اید، به منظور شناسایی نقطه ای که باید روی آن تمرکز کنید، این سوالات را از تیم فروش بپرسید:

  • مهم ترین رقبای آنها کدامند؟
  • در هنگام ارائه دلیل برای برتری راهکار شرکت نسبت به آن رقبا، در کدام ناحیه بیشتر احساس ضعف می کنند؟
  • برای ارائه توضیحات و معرفی بهتر به چه چیزهایی نیاز دارند؟

با توجه به تغییرات مداومی که در دنیای رقابت روی می دهد، بخش فروش باید همیشه آمادگی خود را با در دست داشتن مولفه های مناسب حفظ کند. علاوه بر این، هماهنگی با بخش فروش به اولویت بندی انواع محتوایی که تیم فروش به دنبال آنهاست نیز کمک می کند. به عنوان مثال، شاید تیم فروش با توجه به نیاز موجود به جای آیتم های محتوایی طولانی، به دنبال اطلاعات مختصر و مفید باشد. با حفظ هماهنگی بخش های بازاریابی و فروش در وقت هر دو صرفه جویی خواهد شد.

در کنار اینها، توافق بخش های بازاریابی و فروش از این لحاظ نیز اهمیت دارد که عذر و بهانه ای را باقی نمی گذارد. به عنوان مثال، اینکه محتوای جالب و مناسبی تولید شده باشد، اما تیم فروش از بهره برداری متناسب از آن غفلت کند، برای هر دو طرف بسیار ناامید کننده خواهد بود. هماهنگی بخش بازاریابی و فروش در این زمینه می تواند باعث شود که صدای همه افرادی که حرفی برای گفتن دارند به گوش برسد و زمان و منابع کافی برای توانمندسازی همه تیم ها اختصاص یابد.

 

  1. برنامه ریزی کنید

آیا به دنبال این هستید که تیم فروش را برای عرضه یک محصول آماده و توانمند کنید؟ نکته کلیدی برای آماده سازی به موقع آنها این است که یک برنامه مشخص داشته باشید و بر طبق همان عمل کنید. روش ایده آل این است که یک برنامه زمانی ۶۰، ۴۵ و ۳۰ روزه تهیه کنید و مشخص کنید که برای آماده سازی مناسب و به موقع به چه محتوایی نیاز است. استفاده از برنامه هایی که بازه زمانی بلندتری را هدف قرار می دهند باعث می شود که نه تنها بتوانید محتوای مورد نیاز را برای توانمندسازی بخش فروش آماده کنید، بلکه فرصت خواهید داشت تا اطلاعات بیشتری کسب کنید و بخش فروش را از نظرات کارشناسانه خود و سایرین بهره مند سازید.

نیاز به اطلاعات رقابتی همیشه در حال افزایش بوده و دامنه تقاضای آن هیچگاه کم نمی شود. همینطور که برای تهیه محتوای رقابتی تلاش می کنید، تماس و ارتباط با دیگران به منظور دریافت کمک را از یاد نبرید. برای اطمینان از صحت و دقت اطلاعات خود باید افراد مناسب و متناسب را به همکاری دعوت کنید.

  1. اطلاعات خود را به یک روش قابل هضم سازماندهی کنید

آیا از خواندن یک توضیح ۸۰ صفحه ای لذت می برید؟ خیر؟ فروشندگان هم همین پاسخ را می دهند. همیشه به خودتان یادآوری کنید که اگر اطلاعات شما قابل درک و هضم نباشد، نمی تواند باعث جذب مشتری شود. لذا نکات اصلی و کلیدی را مشخص کنید. با استفاده از قانون ۳ یا ۵ (فقط ۳ تا ۵ آیتم در هر فهرست) اسلایدهای خود را مرتب کنید و منابع نکاتی که در هر اسلاید ذکر کرده اید را نیز در بخش یادداشت های آن (notes) درج کنید. از این طریق، علاوه بر اینکه اسلاید شما شلوغ نمی شود، اگر کسی بخواهد دقیقاً ببیند که آمار و ارقام یا نکات شما از کجا استخراج شده، کار دشواری را در پیش رو نخواهد داشت. نکات کلیدی باید برجسته به نظر برسند یا در قسمت عنوان اسلاید قرار داده شوند تا فروشنده در هنگام معرفی بهتر بتواند نکات اصلی را در ذهن داشته باشد و دقیقاً به هدف بزند.

علاوه بر این، بهتر است که اطلاعاتی در زمینه شرایط بازار، مشتریان و بازارهای هدف و فرصت ها، ویژگی های محصول، تحلیل رقبا، پیشنهاداتی برای بخش بندی مشتریان، راهکارهایی برای مدیریت مقاومت های مشتری و برخی سوالات طلایی را نیز در اختیار فروشنده قرار بدهید تا در صورت لزوم بتواند به راحتی به هر یک از آنها مراجعه و از آن اطلاعات بهره برداری کند.

 

  1. توانمندسازی بخش فروش

در تلاش هایی که در راستای توانمندسازی بخش فروش انجام می دهید، خود عوامل و کارکنان این دپارتمان را نیز دخیل کنید. برای آنها صحبت نکنید، در عوض، با آنها صحبت کنید. سوال بپرسید و به نکات چالشی اشاره کنید. از آنها تعامل بخواهید و درگیرشان کنید.

یکی دیگر از روش های موثر برای حفظ تعامل با بخش فروش، برگزاری کارگاه است. ابتدا با یک جلسه توانمندسازی شروع کنید تا با محتوا آشنایی پیدا کنند، سپس برای کسب اطمینان از اینکه همه اطلاعات لازم را هضم کرده اند یک کارگاه برگزار کنید و شرایطی را برای تمرین فراهم کنید.

 

  1. ارائه محتوا و ارزیابی های بعدی

پس از جلسات توانمندسازی، محتوای تولید شده را برای بخش فروش ارسال کنید. با قراردادن همه لینک ها در یک پرتال متمرکز یا ارسال یک ایمیل، به فروشندگان نشان می دهید که در اثر تعاملات انجام گرفته، چه محتوای خارق العاده ای تولید شده است.

پس از آن، دوباره به مدیران و تیم های فروش مراجعه کنید و از آنها درباره محتوا و توانمندسازی نظر بخواهید. از انتقادات سازنده ترسی نداشته باشید. اطلاع از نقاط قوت و ضعف اطلاعات ارائه شده و تاثیرات مثبتی که پدید آورده اید و آگاهی از بخش هایی که برای بار بعد باید بیشتر روی آنها کار کنید، شما را آماده تر و حتی دلگرم می کند.

و سرانجام، همینطور که اطلاعات بیشتری کسب می کنید و بازخوردهای بیشتری به شما ارائه می شود، محتوایی که در اختیار فروشندگان قرار خواهید داد را به روز کنید. این به روزرسانی ها و توجه به بازخوردهای ارائه شده باعث افزایش کارآمدی و تقویت فروش شرکت خواهد شد.

شما به عنوان یک بازاریاب برای توانمندسازی بخش فروش از چه راهکارهایی استفاده می کنید؟ چگونه اطلاعات رقابتی خود را آماده می کنید؟ لطفاً نظرات و دیدگاه های خود در رابطه با این مطلب از مجموعه مطالب بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی را با ما در میان بگذارید.


نویسنده این مطلب که با کمی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده، خانم ندا بازُفتی است. خانم بازفتی، دانش آموخته دانشگاه کالیفرنیا و کارشناس ارشد بازاریابی در زمینه اطلاعات رقابتی، قیمت گذاری و بسته بندی در یکی از شرکت های مطرح بازاریابی ایالات متحده است.

هزینه های واقعی سهل انگاری و بی دقتی در ایمیل مارکتینگ

امکان شخصی سازی و سفارشی سازی پیام بر اساس رفتار مخاطب، چشم انداز ارتباطات ما با مشتری را به طور کلی تغییر داده است. این قابلیت که در واقع، جرح و تعدیل برنامه ها و پیام ها بر اساس رفتارهایی است که از مشتری در سیستم ثبت می شود، کنترل بی سابقه ای را در رابطه با اهرم هایی که باعث جذب مشتری، تعامل، حفظ وی و کسب درآمد می شوند در اختیار افرادی قرار داده که دستی بر آتش بازاریابی دارند.

یکی از برجسته ترین ذینفعان این فناوری جدید، ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی است. با استفاده از آمار و هدفگیری های رفتاری، نتایجی که در عمل از طریق ایمیل مارکتینگ به دست آمده حاکی از افزایش ۱۰۰ تا ۱۵۰ درصدی کلیک، ۱۰ تا ۲۰ درصدی کاهش churn یا رویگردانی مشتری، و افزایش دو تا سه برابری درآمد در ازای هر مشتری است.

 

هزینه واقعی سهل انگاری و اشتباه در ایمیل مارکتینگ

ارسال یک ایمیل اشتباه یا ایمیلی که آنطور که باید و شاید خوب نیست چقدر می تواند به شما ضرر برساند؟ به هر حال، بسیاری از ما سالهاست که ایمیل های بی ربط یا بی موقعی را برای مخاطبان مان ارسال می کنیم و عملکرد ضعیف آنها را به عنوان یک امر طبیعی پذیرفته ایم. مگر غیر از این است که هزینه ارسال یک ایمیل بد در مقایسه با هزینه های لازم برای اجرای شخصی سازی های رفتاری بسیار ناچیز است؟

پاسخ: بله، دقیقاً غیر از این است!

اگر بخواهیم از میدان جنگ به عنوان قیاس کمک بگیریم، ارسال یک ایمیل بد فقط یک سناریوی «ای بابا، به هدف نخورد» نیست که تنها هزینه آن یک فشنگ باشد. در واقع، به هدف نخوردن تیر باعث می شود که تیر کمانه کند و باعث تخریب یا از بین رفتن دو چیز شود: رابطه مشتری با شما و درآمدتان. ما باید به اشتباهات و نقصان های خود در ارتباطات مان با مشتری به عنوان نقاط منفی نگاه کنیم، نه خنثی و بی اثر.

 

ضعف ارتباطی

ایرادات ارتباطی به دلایل زیر روی شرکت و کسب و کار شما تاثیرات منفی و ناخوشایندی را از خود بر جای خواهد گذاشت:

  1. ایجاد تصور منفی نسبت به برند = کاهش درآمد

هر تجربه منفی باعث کاهش ارزش برند شما خواهد شد. مقدار زمان و پولی که یک مشتری برای برند شما خرج می کند مستقیماً به ارزش عاطفی که به آن منتسب می کند وابسته است.

 

  1. کاهش انتظارات = افزایش رویگردانی مشتریان

یک ایمیل بی ربط باعث کاهش انتظار مشتری از ایمیل بعدی می شود و یک زنجیره نزولی از کاهش تعامل را به وجود می آورد که در نهایت باعث رویگردانی مشتری از کسب و کار شما خواهد شد.

 

  1. محتوای بی ربط = کاهش تعامل

حجم سرمایه ذهنی مشتری که در اختیار شما قرار دارد تا با درگیر کردن آن با وی تعامل کنید محدود است. هدر دادن همین مقدار اندک با محتوای بی ربطی که به مذاق مشتری خوش نمی آید سهم شما را از دامنه توجه او کمتر خواهد کرد که در نهایت، باعث کاهش تعامل و درآمد شما خواهد شد.

 

  1. ضعف در ارتباط = افزایش هزینه های جذب مشتری و از بین رفتن احتمال خرید مجدد

با توجه به بازار رقابتی موجود، هزینه های جذب مشتری روز به روز در حال افزایش است و چنانچه در مسیر ارتباطی خود با مشتری به بیراهه بروید، شانس حفظ مشتریان فعلی و خرید مجدد آنها را از دست خواهید داد.

 

مشتری از زیر بوته به عمل نمی آید!

فرض کنیم که در فهرست ایمیل مارکتینگ خود یک میلیون مشترک دارید که ۱۵ درصد آنها مشتریانی هستند که مکرراً از شما خرید داشته اند و متوسط خرید سالانه آنها ۷۰۰ هزار تومان بوده است. به علاوه، فرض می کنیم که میانگین هزینه لازم برای جذب و ارائه خدمات به هر یک از این مشتریان از طریق روشهای رایگان و غیررایگان ۱۵۰ هزار تومان باشد. میانگین ارزش مشتری (ACV) برای اولین سال ۵۵۰ هزار تومان خواهد بود که همین بازگشت سرمایه شما از یک مشتری است.

پیامد کوتاه مدت یک ایمیل نامناسب و بد، کاهش علاقه مخاطبان است. شاید مشتری به خاطر یک ایمیل نامتناسب و بی ربط اشتراک خود را لغو نکند یا کلاً شما را از ذهنش پاک نکند، اما تناسب برند با مشتری و به تبع آن ارزشش در ذهن او کاهش پیدا خواهد کرد.

حال، تصور کنیم که ۵ ایمیل را در طول یک ماه ارسال کرده اید که چهار تای آنها برای کاربر بی ربط یا بی موقع به نظر برسند و طبیعتاً این باعث لغو اشتراک وی خواهد شد. استاندارد پذیرفته شده برای میزان لغو اشتراک کمتر از ۰٫۵ درصد است. لذا اگر فرض را بر این بگیریم که ۰٫۲۵ درصد از مجموع مشترکان شما در این چرخه معیوب قرار بگیرند، بعد از یک دوره یکساله، بیش از ۲۹۵۹۱ مشترک را از دست داده اید که ۴۴۳۸ (۱۵ درصد) آنها جزو مشتریان تکراری شما بوده اند. این هزینه ای است که بر شما تحمیل شده است:

  • شما ۶۶۶۷۹۰۰۰۰ تومان برای جذب آن ۴۴۳۸ کاربر هزینه کرده اید؛
  • در طول یک دوره ۱۲ ماهه، با احتساب دفع ۰٫۲۵ درصدی در هر ماه، یک مبلغ ۱۱۲۴۹۷۰۰۰۰ تومانی را هم از ناحیه عدم تکرار خرید از دست داده اید.

ما در این محاسبات، هزینه جذب و سپس ناتوانی در فعالسازی ۲۵۱۵۲ مشتری در زمره خریداران تکراری را در نظر نگرفته ایم. یک محاسبه ساده نشان می دهد که هزینه جذب می تواند حدود ۲۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان و هزینه از دست رفتن فرصت برای فعالسازی آنها می تواند سر به فلک بکشد و به رقم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان برسد.

در این حالت، میلیون ها میلیون تومان (حداقل ۱۷۹۰۷۷۰۰۰۰ تومان) سرمایه و درآمد را از دست داده اید. علاوه بر این، یکی از مسیرهای مهمی که به کمک آن می توانستید رابطه های استوار و محکمی را ایجاد کنید را نیز از دست داده اید. به خاطر داشته باشید که امروزه گزینه های پیش روی مشتریان محدود نیست و برندهای دیگر چشم انتظار ربودن سهم شما از سرمایه ذهنی مشتریانی هستند که از دست داده اید.

 

ارسال ایمیل های متناسب و کاربرپسند نسبت به گذشته آسانتر و کم هزینه تر شده است

با پیشرفت تکنولوژی، شخصی سازی رفتاری سهل الوصول تر و مقرون به صرفه تر شده است. امروزه دیگر نیازی نیست که متخصصان یادگیری ماشینی استخدام کنید تا برای شما الگوریتم بنویسند، سپس کارشناسان توسعه دهنده ای را به کار بگیرید تا اطلاعات مختلف شما را وارد سیستم کنند یا دست به دامان آنالیزورهای مجربی بشوید تا گزارش ها و آمارهای سیستم را برای تان پیاده کنند. امروزه نرم افزارها و شرکت های ثالث این فرآیندها را برای شما انجام می دهند.

لذا در عصر حاضر، دیگر هیچ توجیهی برای عملکرد ضعیف در ایمیل مارکتینگ وجود ندارد. امروزه بازاریاب ها به ابزارهای آمارگیری و تحلیل رفتاری فراوان و ارزشمندی دسترسی دارند که کار کردن با آنها به طرز غیر قابل باوری آسان است. این روزها فرمان فراهم آوردن تجربیات بهتر برای مشتری و افزایش عملکرد در دستان شما قرار گرفته است. بنابراین، فقط باید آستین ها را بالا بزنید و دست به کار شوید.

 

هزینه های واقعی سهل انگاری و بی دقتی در ایمیل مارکتینگ

امکان شخصی سازی و سفارشی سازی پیام بر اساس رفتار مخاطب، چشم انداز ارتباطات ما با مشتری را به طور کلی تغییر داده است. این قابلیت که در واقع، جرح و تعدیل برنامه ها و پیام ها بر اساس رفتارهایی است که از مشتری در سیستم ثبت می شود، کنترل بی سابقه ای را در رابطه با اهرم هایی که باعث جذب مشتری، تعامل، حفظ وی و کسب درآمد می شوند در اختیار افرادی قرار داده که دستی بر آتش بازاریابی دارند.

یکی از برجسته ترین ذینفعان این فناوری جدید، ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی است. با استفاده از آمار و هدفگیری های رفتاری، نتایجی که در عمل از طریق ایمیل مارکتینگ به دست آمده حاکی از افزایش ۱۰۰ تا ۱۵۰ درصدی کلیک، ۱۰ تا ۲۰ درصدی کاهش churn یا رویگردانی مشتری، و افزایش دو تا سه برابری درآمد در ازای هر مشتری است.

 

هزینه واقعی سهل انگاری و اشتباه در ایمیل مارکتینگ

ارسال یک ایمیل اشتباه یا ایمیلی که آنطور که باید و شاید خوب نیست چقدر می تواند به شما ضرر برساند؟ به هر حال، بسیاری از ما سالهاست که ایمیل های بی ربط یا بی موقعی را برای مخاطبان مان ارسال می کنیم و عملکرد ضعیف آنها را به عنوان یک امر طبیعی پذیرفته ایم. مگر غیر از این است که هزینه ارسال یک ایمیل بد در مقایسه با هزینه های لازم برای اجرای شخصی سازی های رفتاری بسیار ناچیز است؟

پاسخ: بله، دقیقاً غیر از این است!

اگر بخواهیم از میدان جنگ به عنوان قیاس کمک بگیریم، ارسال یک ایمیل بد فقط یک سناریوی «ای بابا، به هدف نخورد» نیست که تنها هزینه آن یک فشنگ باشد. در واقع، به هدف نخوردن تیر باعث می شود که تیر کمانه کند و باعث تخریب یا از بین رفتن دو چیز شود: رابطه مشتری با شما و درآمدتان. ما باید به اشتباهات و نقصان های خود در ارتباطات مان با مشتری به عنوان نقاط منفی نگاه کنیم، نه خنثی و بی اثر.

 

ضعف ارتباطی

ایرادات ارتباطی به دلایل زیر روی شرکت و کسب و کار شما تاثیرات منفی و ناخوشایندی را از خود بر جای خواهد گذاشت:

  1. ایجاد تصور منفی نسبت به برند = کاهش درآمد

هر تجربه منفی باعث کاهش ارزش برند شما خواهد شد. مقدار زمان و پولی که یک مشتری برای برند شما خرج می کند مستقیماً به ارزش عاطفی که به آن منتسب می کند وابسته است.

 

  1. کاهش انتظارات = افزایش رویگردانی مشتریان

یک ایمیل بی ربط باعث کاهش انتظار مشتری از ایمیل بعدی می شود و یک زنجیره نزولی از کاهش تعامل را به وجود می آورد که در نهایت باعث رویگردانی مشتری از کسب و کار شما خواهد شد.

 

  1. محتوای بی ربط = کاهش تعامل

حجم سرمایه ذهنی مشتری که در اختیار شما قرار دارد تا با درگیر کردن آن با وی تعامل کنید محدود است. هدر دادن همین مقدار اندک با محتوای بی ربطی که به مذاق مشتری خوش نمی آید سهم شما را از دامنه توجه او کمتر خواهد کرد که در نهایت، باعث کاهش تعامل و درآمد شما خواهد شد.

 

  1. ضعف در ارتباط = افزایش هزینه های جذب مشتری و از بین رفتن احتمال خرید مجدد

با توجه به بازار رقابتی موجود، هزینه های جذب مشتری روز به روز در حال افزایش است و چنانچه در مسیر ارتباطی خود با مشتری به بیراهه بروید، شانس حفظ مشتریان فعلی و خرید مجدد آنها را از دست خواهید داد.

 

مشتری از زیر بوته به عمل نمی آید!

فرض کنیم که در فهرست ایمیل مارکتینگ خود یک میلیون مشترک دارید که ۱۵ درصد آنها مشتریانی هستند که مکرراً از شما خرید داشته اند و متوسط خرید سالانه آنها ۷۰۰ هزار تومان بوده است. به علاوه، فرض می کنیم که میانگین هزینه لازم برای جذب و ارائه خدمات به هر یک از این مشتریان از طریق روشهای رایگان و غیررایگان ۱۵۰ هزار تومان باشد. میانگین ارزش مشتری (ACV) برای اولین سال ۵۵۰ هزار تومان خواهد بود که همین بازگشت سرمایه شما از یک مشتری است.

پیامد کوتاه مدت یک ایمیل نامناسب و بد، کاهش علاقه مخاطبان است. شاید مشتری به خاطر یک ایمیل نامتناسب و بی ربط اشتراک خود را لغو نکند یا کلاً شما را از ذهنش پاک نکند، اما تناسب برند با مشتری و به تبع آن ارزشش در ذهن او کاهش پیدا خواهد کرد.

حال، تصور کنیم که ۵ ایمیل را در طول یک ماه ارسال کرده اید که چهار تای آنها برای کاربر بی ربط یا بی موقع به نظر برسند و طبیعتاً این باعث لغو اشتراک وی خواهد شد. استاندارد پذیرفته شده برای میزان لغو اشتراک کمتر از ۰٫۵ درصد است. لذا اگر فرض را بر این بگیریم که ۰٫۲۵ درصد از مجموع مشترکان شما در این چرخه معیوب قرار بگیرند، بعد از یک دوره یکساله، بیش از ۲۹۵۹۱ مشترک را از دست داده اید که ۴۴۳۸ (۱۵ درصد) آنها جزو مشتریان تکراری شما بوده اند. این هزینه ای است که بر شما تحمیل شده است:

  • شما ۶۶۶۷۹۰۰۰۰ تومان برای جذب آن ۴۴۳۸ کاربر هزینه کرده اید؛
  • در طول یک دوره ۱۲ ماهه، با احتساب دفع ۰٫۲۵ درصدی در هر ماه، یک مبلغ ۱۱۲۴۹۷۰۰۰۰ تومانی را هم از ناحیه عدم تکرار خرید از دست داده اید.

ما در این محاسبات، هزینه جذب و سپس ناتوانی در فعالسازی ۲۵۱۵۲ مشتری در زمره خریداران تکراری را در نظر نگرفته ایم. یک محاسبه ساده نشان می دهد که هزینه جذب می تواند حدود ۲۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان و هزینه از دست رفتن فرصت برای فعالسازی آنها می تواند سر به فلک بکشد و به رقم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان برسد.

در این حالت، میلیون ها میلیون تومان (حداقل ۱۷۹۰۷۷۰۰۰۰ تومان) سرمایه و درآمد را از دست داده اید. علاوه بر این، یکی از مسیرهای مهمی که به کمک آن می توانستید رابطه های استوار و محکمی را ایجاد کنید را نیز از دست داده اید. به خاطر داشته باشید که امروزه گزینه های پیش روی مشتریان محدود نیست و برندهای دیگر چشم انتظار ربودن سهم شما از سرمایه ذهنی مشتریانی هستند که از دست داده اید.

 

ارسال ایمیل های متناسب و کاربرپسند نسبت به گذشته آسانتر و کم هزینه تر شده است

با پیشرفت تکنولوژی، شخصی سازی رفتاری سهل الوصول تر و مقرون به صرفه تر شده است. امروزه دیگر نیازی نیست که متخصصان یادگیری ماشینی استخدام کنید تا برای شما الگوریتم بنویسند، سپس کارشناسان توسعه دهنده ای را به کار بگیرید تا اطلاعات مختلف شما را وارد سیستم کنند یا دست به دامان آنالیزورهای مجربی بشوید تا گزارش ها و آمارهای سیستم را برای تان پیاده کنند. امروزه نرم افزارها و شرکت های ثالث این فرآیندها را برای شما انجام می دهند.

لذا در عصر حاضر، دیگر هیچ توجیهی برای عملکرد ضعیف در ایمیل مارکتینگ وجود ندارد. امروزه بازاریاب ها به ابزارهای آمارگیری و تحلیل رفتاری فراوان و ارزشمندی دسترسی دارند که کار کردن با آنها به طرز غیر قابل باوری آسان است. این روزها فرمان فراهم آوردن تجربیات بهتر برای مشتری و افزایش عملکرد در دستان شما قرار گرفته است. بنابراین، فقط باید آستین ها را بالا بزنید و دست به کار شوید.

 

چک لیست فروش: ۱۰ روش برای حفظ بهره وری و کارآمدی در فروش

آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده که از فتوکپی یک صفحه آنقدر فتوکپی گرفته باشید که نوشته های آن محو شده و خواندنش تقریباً غیر ممکن شده باشد؟ به این می گویند خطای نسخه برداری و این وضعیت هنگامی رخ می دهد که آنقدر یک کار تکرار می شود که تاثیر اولیه خود را از دست می دهد. این در فروش هم اتفاق می افتد: هنگامی که معرفی محصول یا سرویس خود را آنقدر تکرار می کنید که جزئیات آن محو می شود، پیام مورد نظر انتقال داده نمی شود و و تاثیر و برش کلام تان از بین می رود.

برای اینکه قربانی این فرآیند نشوید، باید حداقل در دوره های چهارماهه در برنامه ها و عادات خود تجدیدنظر کنید. در واقع، دوباره باید به اصول توجه کنید و یک شروع تازه داشته باشید.

انگیزه دادن به خودتان یک بخش مهم از این شروع تازه است. آیا آن علاقه و خوش بینی درخشان و خوش رنگ و لعابی که در هنگام شروع کارتان داشتید را به خاطر می آورید؟ چقدر نسبت به محصول خود اطمینان داشتید؟ چطور فروشنده های مجرب تر را سرلوحه کار خود قرار داده بودید و از تجربیات آنها استفاده می کردید؟ برای اینکه دوباره بتوانید از این انرژی بهره مند شوید، باید خودتان را ارزیابی کنید تا ببینید که چه نقاط قوت و ضعفی دارید.

لذا ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی، یک چک لیست تهیه کرده ایم که به کمک آن می توانید متوجه شوید که در حال حاضر، چه وضع و اوضاعی دارید. اگر احساس کردید که وضعیت رضایت بخش نیست، زیاد نگران نباشید. شما نقاط ضعف اصلی که باید روی تقویت آنها کار کنید را پیدا کرده اید و همینکه بدانید که دقیقاً باید چکار کنید، مایه دلگرمی است. ضمناً اگر به آن اندازه ای که می خواهید فروش ندارید (کدام فروشنده دارد؟!) به کمک این چک لیست می توانید مسیر کارآمدی و موفقیت را تشخیص بدهید و فصل بعدی را با یک دید تازه آغاز کنید.

اهداف

  1. آیا اهداف من به روز هستند و آیا آنها را نوشته ام؟

اهداف با گذشت زمان دستخوش تغییر می شوند، لذا بد نیست که هر از چندگاهی آنها را دوباره بررسی و ارزیابی کنید. حفظ انسجام اهداف چیز خوبی است، چرا که بهتر می توانید پیشرفت خود را بسنجید، اما جرح و تعدیل آنها نیز معمولاً لازم است. ما انسانها همینطور که جلوتر می رویم متوجه چیزهای تازه ای می شویم و دانسته هایمان بیشتر می شود، لذا نباید به چیزی بچسبیم که با منطق جور در نمی آید. علاوه بر این، برای اینکه بتوانید توجه و تمرکز خود را حفظ کرده و احساس مسئولیت داشته باشید، اهداف تان را بنویسید، نوشته خود را در جایی قرار بدهید که کاملاً در معرض دیدتان باشد و همکاران تان را نیز در جریان قرار بدهید.

اگر در طول فصل قبلی اهداف تان را ننوشته اید، هیچ وقتی بهتر از همین الآن برای شروع پیدا نخواهید کرد.

نمونه هایی از اهدافی که می توانید تعیین کنید:

  • افزایش ۳۵ درصدی نرخ تبدیل تا اول تیرماه
  • تحقق ۱۱۰ درصدی برنامه سالانه برای این سه ماهه تا اول تیرماه
  • ایجاد ۳ فرصت فروش در هر ماه، ۹ فرصت در هر فصل برای امسال

 

  1. آیا در مسیر رسیدن به اهدافم قرار دارم؟ آیا به آنها می رسم؟ اگر نه، روی کدام قسمت باید کار کنم؟

با خودتان صادق و روراست باشید. بسیاری از مردم برای خودشان هدفگذاری می کنند، اما خیلی زود اهداف شان را رها می کنند. برای جلوگیری از بروز این وضعیت، اهداف شما باید ساده، قابل سنجش و ارزیابی، تحقق پذیر و واقع بینانه باشند و باید برای تحقق آنها محدودیت و یک بازه زمانی مشخص تعیین کرده باشید.

 

فرآیند

  1. آیا برای تماس های سرد از یک چارچوب و قالب مشخص و کارآمد استفاده می کنم؟ یا اینکه تنبلی می کنم و بدون برنامه پیش می روم؟ در مورد ایمیل ها چطور؟

اینجا همانجایی است که سر و کله آن اشتباهات نسخه برداری ناخوشایند پیدا می شود. معمولاً با گذشت زمان هیچ بعید نیست که برخی اصول، مانند تعیین و حفظ یک چارچوب اصولی برای تماس های سرد را از یاد ببرید و سپس وارد مباحثی بشوید که به شکل مناسبی (یا اصلاً) موضوعات مورد نظر را پوشش نمی دهند. اگر شرکت شما یک چارچوب پیش فرض ندارد، خودتان باید دست به کار شوید. استفاده از بهترین روشهایی که امتحان خود را پس داده اند و گنجاندن آنها در یک چارچوب واضح و منطقی می تواند به شما و تیم تان کمک کند تا به موفقیت دست پیدا کنید.

 

  1. آیا ایمیل های مشتری یابی و لینک های موجود در آیتم های محتوایی را بررسی و به روز کرده ام؟

محتوایی که با مشتریان بالقوه خود به اشتراک می گذارید می تواند با گذشت زمان تازگی و طراوت خود را از دست بدهد. به علاوه، شاید مقصد لینک های موجود در آنها نیز حذف یا قدیمی شده باشد. اطمینان پیدا کنید که محتوایی که ارسال می کنید به عهد عتیق تعلق نداشته باشد و آیتم های ویدیویی شما هم تا حد امکان کم حجم و در عین حال با کیفیت باشند. این بهترین زمان است که با تیم بازاریابی هماهنگی کنید تا ببینید که چه آیتم های محتوایی جالب و جذابی را می توان به اشتراک گذاشت.

 

  1. آیا هنوز هم در منابع قبلی به دنبال مشتری راغب (lead) می گردم؟

شاید این جزو طبیعت فروشندگی باشد، اما معمولاً هنگامی که به عنوان یک فروشنده احساس می کنید که کفگیر مشتریان راغب به ته دیگ رسیده، یک حس ترس و وحشت سراسر وجودتان را فرا می گیرد. چنانچه چنین حسی به شما دست داده، به احتمال قریب به یقین زاویه دیدتان را (مثلاً به مشتریان راغب موجود در کرج) محدود کرده اید. بازار قابل هدفگیری در دسترس، حتی برای شرکت های نسبتاً کوچک نیز مشتریان راغب بسیار زیادی را در خود جای داده است. اتفاقی که افتاده این است که شما آنقدر از یک ایده مشتری یابی «فتوکپی» گرفته اید که دیگر به یک صفحه سفید تبدیل شده است. بنابراین، وقت آن رسیده که نقشی نو در اندازید!

از شخص دیگری بخواهید که کارتان را بررسی کند و نقاط ضعف آن را به شما بگوید تا بتوانید جان تازه ای به پیکر رویکرد خود بدمید. آیا نگاهی به رقبای شرکتهایی که به آنها فروش داشته اید انداخته اید؟ آیا به شرکتهایی که مشتریان فعلی شما قبلاً برای آنها کار کرده اند نگاهی انداخته اید؟ مطمئن باشید که مشکل در تعداد مشتریان موجود نیست، بلکه ایراد در طرز فکر شما است. اگر بتوانید این طرز فکر را تغییر بدهید، فهرست ها و منابع تازه ای را پیدا خواهید کرد.

برای تعیین نقطه مناسب برای تمرکز، می توانید از فرآیندی شبیه به این استفاده کنید:

یک فهرست از همه معاملاتی که در طول فصل گذشته به سرانجام رسانده اید تهیه کنید. آیا منبع اغلب آنها یک منطقه یا زمینه خاص بوده است؟ اگر روند خاصی را مشاهده می کنید، در فصل جدید برای آن اولویت قائل بشوید. ضمناً فراموش نکنید که از مشتریان راضی خود بخواهید تا خانواده و دوستان خود را به شما ارجاع بدهند.

 

  1. آیا از همه ابزارهایی که در اختیار دارم بهره برداری می کنم؟

آیا از همه کانال ها و ابزارهای موجود استفاده می کنید، یا اینکه به صورت پیش فرض فقط به یک روش (مثلاً ارسال ایمیل، در حالیکه می توانید تماس هم بگیرید) چسبیده اید؟ اگر حالت دوم صادق است، برای اصلاح این روند برنامه ریزی و هدفگذاری کنید. یک فروشنده موفق از همه کانال های موجود استفاده می کند، بنابراین استراتژی مشتری یابی خود را بهینه کنید.

ابزارهایی که شرکت متبوع شما ارائه می کند و شاید از آنها به نحو احسن استفاده نمی کنید را از یاد نبرید. به عنوان مثال، می توان به منابع اطلاعاتی، سیستم های فروش مشارکتی و ابزارهای گوناگون ایمیل مارکتینگ اشاره کرد. اگر هیچ یک از این موارد را در اختیار ندارید، از خلاقیت خودتان استفاده کنید و دست به کار شوید. مثلاً می توانید فهرستی از شرکای بالقوه تهیه کنید و با آنها رابطه ایجاد کنید تا ببیند که آیا می توانید بین هم مشتری راغب رد و بدل کنید یا اینکه در به سرانجام رساندن فروش به یکدیگر کمک کنید.

علاوه بر این، مهارت ها و ابزارهای فردی هم اهمیت دارند. آیا شرکت شما دوره های کارآموزی برگزار می کند؟ بسیاری از شرکتها حتی هزینه های شرکت در کلاس هایی که مهارت های فعلی شما را تقویت می کنند یا شما را برای سمَت های بعدی آماده می کنند را نیز تقبل می کنند. اگر چنین فرصت هایی وجود دارد، آنها را از دست ندهید.

 

مهارت های فروش

  1. آیا از حداکثر توانایی هایم در فروش استفاده می کنم؟

مهارت فروش شما یکی دیگر از آن بخش هایی است که پتانسیل وقوع اشتباه نسخه برداری در آن وجود دارد، بنابراین از همکاران تان بخواهید تا به یکی از تماس های سرد شما گوش داده و نظرات خود را صادقانه بیان کنند. هیچ بعید نیست که با گذشت زمان، کمتر بر طبق اصول عمل کنیم. اصولی که باید دوباره به آنها رجوع کنید را پیدا کنید. در این راستا هیچ چیز نمی تواند از نظرات دیگران برای شما کارسازتر باشد.

اگر واقعاً به دنبال بهبود شرایط هستید، تماس هایی که تصور می کنید که از همه بدتر هستند را به همکاران تان نشان بدهید. خجالت نکشید، بازخورد آنها می تواند به شما کمک کند و باعث ایجاد یک جو حامیانه خواهد شد. اینکه فقط بهترین ها را به همکاران تان نشان بدهید مثل این است که مهمانان را از در پشتی به خانه دعوت کنید، چرا که جلوی خانه آتش گرفته است.

 

  1. روی تقویت کدام مهارت ها باید بیشتر کار کنم؟

احتمالاً شما به عنوان یک فروشنده به خوبی از نقاط قوت خود اطلاع دارید و از آنها تا جایی که امکانپذیر است به نفع خود بهره برداری می کنید. اما چیزی که به همین اندازه اهمیت دارد این است که روی نقاط ضعف تان هم کار کنید و آنقدر آنها را تقویت کنید که واقعاً شکست ناپذیر شوید.

به منظور تعیین مهارت هایی که بیشتر باید برای تقویت آنها تلاش کنید یک جدول دو ستونه بکشید. در ستون سمت راست، فرصت های از دست رفته را فهرست کنید و در ستون سمت چپ همه دلایلی که باعث شد که آن فرصت ها به سرانجام نرسند را ذکر کنید. کدام موارد بیشتر تکرار شده و مهم تر بوده اند؟

به عنوان مثال، شاید بتوانید به این دلایل اشاره کنید:

  • صلاحیت سنجی نامناسب
  • عدم ایجاد رابطه با مشتری
  • رقیب یک داستان بهتر را روایت کرده است
  • قیمت دهی

سپس تناوب و دامنه تکرار هر دلیل را ثبت کنید و به دنبال روش هایی برای بهبود این وضعیت باشید.

 

تیم فروش

  1. آیا خارج از محیط کار هم برای تیم خود وقت گذاشته ام؟

به منظور ایجاد و تقویت رابطه با همکاران، ایجاد یک فضای تیمی ضروری است. در عین حال، هنگامی که سر همه شلوغ است، اولین چیزی که کنار گذاشته می شود، فعالیت های گروهی است. با وقت گذاشتن برای همکاران در خارج از محیط کار یا مثلاً صرف نهار با آنها این وضعیت را تغییر بدهید. وجود روابط قوی در محیط کار می تواند در به سرانجام رساندن معاملات موثر واقع شود.

 

  1. آیا با افرادی که در خارج از دپارتمان فروش فعالیت می کنند رابطه دارم؟

به منظور موفقیت در فروش لازم و ضروری است که با بخش های دیگر نیز هماهنگ باشید و با یکدیگر همکاری کنید. با ایجاد رابطه با سایر بخش ها و تلاش در جهت هماهنگی و انسجام فعالیت ها می توانید از مراجعات دقیقه نودی به یکدیگر جلوگیری کنید.

 

به تک تک پرسش هایی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی به آنها اشاره کردیم به دقت پاسخ بدهید و سپس تلاش کنید تا کار خود را در هر یک از آن زمینه ها به نحو احسن انجام بدهید تا فصل خوب و سرشار از موفقیتی را در پیش رو داشته باشید. به خاطر داشته باشید که هر چقدر هم که فروشنده خوبی باشید، همه مهارت های شما این پتانسیل را دارند که با گذشت زمان تضعیف شده و از بین بروند. اگر مدتهاست که یک فرآیند معرفی را برای مشتریان مختلف کپی می کنید، لاجَرم بخشی از جزئیات کلیدی محو خواهند شد. به خودتان لطف کنید و از یک برگه جدید و خوانا استفاده کنید.

به نظر شما چه موارد دیگری باید به این چک لیست اضافه شود؟ لطفاً ایده ها و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر خوانندگان بخش فروش در میان بگذارید.


نویسنده اصلی این مطلب که با کمی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده، آقای کریس گیلِسپای است. آقای گیلسپای یک نویسنده فریلنسر و بنیانگذار شرکتی است که به رشد استارتاپ ها، شرکت های تکنولوژی محور و موسسات غیرانتفاعی کمک می کند.

 

 

چک لیست فروش: ۱۰ روش برای حفظ بهره وری و کارآمدی در فروش

آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده که از فتوکپی یک صفحه آنقدر فتوکپی گرفته باشید که نوشته های آن محو شده و خواندنش تقریباً غیر ممکن شده باشد؟ به این می گویند خطای نسخه برداری و این وضعیت هنگامی رخ می دهد که آنقدر یک کار تکرار می شود که تاثیر اولیه خود را از دست می دهد. این در فروش هم اتفاق می افتد: هنگامی که معرفی محصول یا سرویس خود را آنقدر تکرار می کنید که جزئیات آن محو می شود، پیام مورد نظر انتقال داده نمی شود و و تاثیر و برش کلام تان از بین می رود.

برای اینکه قربانی این فرآیند نشوید، باید حداقل در دوره های چهارماهه در برنامه ها و عادات خود تجدیدنظر کنید. در واقع، دوباره باید به اصول توجه کنید و یک شروع تازه داشته باشید.

انگیزه دادن به خودتان یک بخش مهم از این شروع تازه است. آیا آن علاقه و خوش بینی درخشان و خوش رنگ و لعابی که در هنگام شروع کارتان داشتید را به خاطر می آورید؟ چقدر نسبت به محصول خود اطمینان داشتید؟ چطور فروشنده های مجرب تر را سرلوحه کار خود قرار داده بودید و از تجربیات آنها استفاده می کردید؟ برای اینکه دوباره بتوانید از این انرژی بهره مند شوید، باید خودتان را ارزیابی کنید تا ببینید که چه نقاط قوت و ضعفی دارید.

لذا ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی، یک چک لیست تهیه کرده ایم که به کمک آن می توانید متوجه شوید که در حال حاضر، چه وضع و اوضاعی دارید. اگر احساس کردید که وضعیت رضایت بخش نیست، زیاد نگران نباشید. شما نقاط ضعف اصلی که باید روی تقویت آنها کار کنید را پیدا کرده اید و همینکه بدانید که دقیقاً باید چکار کنید، مایه دلگرمی است. ضمناً اگر به آن اندازه ای که می خواهید فروش ندارید (کدام فروشنده دارد؟!) به کمک این چک لیست می توانید مسیر کارآمدی و موفقیت را تشخیص بدهید و فصل بعدی را با یک دید تازه آغاز کنید.

اهداف

  1. آیا اهداف من به روز هستند و آیا آنها را نوشته ام؟

اهداف با گذشت زمان دستخوش تغییر می شوند، لذا بد نیست که هر از چندگاهی آنها را دوباره بررسی و ارزیابی کنید. حفظ انسجام اهداف چیز خوبی است، چرا که بهتر می توانید پیشرفت خود را بسنجید، اما جرح و تعدیل آنها نیز معمولاً لازم است. ما انسانها همینطور که جلوتر می رویم متوجه چیزهای تازه ای می شویم و دانسته هایمان بیشتر می شود، لذا نباید به چیزی بچسبیم که با منطق جور در نمی آید. علاوه بر این، برای اینکه بتوانید توجه و تمرکز خود را حفظ کرده و احساس مسئولیت داشته باشید، اهداف تان را بنویسید، نوشته خود را در جایی قرار بدهید که کاملاً در معرض دیدتان باشد و همکاران تان را نیز در جریان قرار بدهید.

اگر در طول فصل قبلی اهداف تان را ننوشته اید، هیچ وقتی بهتر از همین الآن برای شروع پیدا نخواهید کرد.

نمونه هایی از اهدافی که می توانید تعیین کنید:

  • افزایش ۳۵ درصدی نرخ تبدیل تا اول تیرماه
  • تحقق ۱۱۰ درصدی برنامه سالانه برای این سه ماهه تا اول تیرماه
  • ایجاد ۳ فرصت فروش در هر ماه، ۹ فرصت در هر فصل برای امسال

 

  1. آیا در مسیر رسیدن به اهدافم قرار دارم؟ آیا به آنها می رسم؟ اگر نه، روی کدام قسمت باید کار کنم؟

با خودتان صادق و روراست باشید. بسیاری از مردم برای خودشان هدفگذاری می کنند، اما خیلی زود اهداف شان را رها می کنند. برای جلوگیری از بروز این وضعیت، اهداف شما باید ساده، قابل سنجش و ارزیابی، تحقق پذیر و واقع بینانه باشند و باید برای تحقق آنها محدودیت و یک بازه زمانی مشخص تعیین کرده باشید.

 

فرآیند

  1. آیا برای تماس های سرد از یک چارچوب و قالب مشخص و کارآمد استفاده می کنم؟ یا اینکه تنبلی می کنم و بدون برنامه پیش می روم؟ در مورد ایمیل ها چطور؟

اینجا همانجایی است که سر و کله آن اشتباهات نسخه برداری ناخوشایند پیدا می شود. معمولاً با گذشت زمان هیچ بعید نیست که برخی اصول، مانند تعیین و حفظ یک چارچوب اصولی برای تماس های سرد را از یاد ببرید و سپس وارد مباحثی بشوید که به شکل مناسبی (یا اصلاً) موضوعات مورد نظر را پوشش نمی دهند. اگر شرکت شما یک چارچوب پیش فرض ندارد، خودتان باید دست به کار شوید. استفاده از بهترین روشهایی که امتحان خود را پس داده اند و گنجاندن آنها در یک چارچوب واضح و منطقی می تواند به شما و تیم تان کمک کند تا به موفقیت دست پیدا کنید.

 

  1. آیا ایمیل های مشتری یابی و لینک های موجود در آیتم های محتوایی را بررسی و به روز کرده ام؟

محتوایی که با مشتریان بالقوه خود به اشتراک می گذارید می تواند با گذشت زمان تازگی و طراوت خود را از دست بدهد. به علاوه، شاید مقصد لینک های موجود در آنها نیز حذف یا قدیمی شده باشد. اطمینان پیدا کنید که محتوایی که ارسال می کنید به عهد عتیق تعلق نداشته باشد و آیتم های ویدیویی شما هم تا حد امکان کم حجم و در عین حال با کیفیت باشند. این بهترین زمان است که با تیم بازاریابی هماهنگی کنید تا ببینید که چه آیتم های محتوایی جالب و جذابی را می توان به اشتراک گذاشت.

 

  1. آیا هنوز هم در منابع قبلی به دنبال مشتری راغب (lead) می گردم؟

شاید این جزو طبیعت فروشندگی باشد، اما معمولاً هنگامی که به عنوان یک فروشنده احساس می کنید که کفگیر مشتریان راغب به ته دیگ رسیده، یک حس ترس و وحشت سراسر وجودتان را فرا می گیرد. چنانچه چنین حسی به شما دست داده، به احتمال قریب به یقین زاویه دیدتان را (مثلاً به مشتریان راغب موجود در کرج) محدود کرده اید. بازار قابل هدفگیری در دسترس، حتی برای شرکت های نسبتاً کوچک نیز مشتریان راغب بسیار زیادی را در خود جای داده است. اتفاقی که افتاده این است که شما آنقدر از یک ایده مشتری یابی «فتوکپی» گرفته اید که دیگر به یک صفحه سفید تبدیل شده است. بنابراین، وقت آن رسیده که نقشی نو در اندازید!

از شخص دیگری بخواهید که کارتان را بررسی کند و نقاط ضعف آن را به شما بگوید تا بتوانید جان تازه ای به پیکر رویکرد خود بدمید. آیا نگاهی به رقبای شرکتهایی که به آنها فروش داشته اید انداخته اید؟ آیا به شرکتهایی که مشتریان فعلی شما قبلاً برای آنها کار کرده اند نگاهی انداخته اید؟ مطمئن باشید که مشکل در تعداد مشتریان موجود نیست، بلکه ایراد در طرز فکر شما است. اگر بتوانید این طرز فکر را تغییر بدهید، فهرست ها و منابع تازه ای را پیدا خواهید کرد.

برای تعیین نقطه مناسب برای تمرکز، می توانید از فرآیندی شبیه به این استفاده کنید:

یک فهرست از همه معاملاتی که در طول فصل گذشته به سرانجام رسانده اید تهیه کنید. آیا منبع اغلب آنها یک منطقه یا زمینه خاص بوده است؟ اگر روند خاصی را مشاهده می کنید، در فصل جدید برای آن اولویت قائل بشوید. ضمناً فراموش نکنید که از مشتریان راضی خود بخواهید تا خانواده و دوستان خود را به شما ارجاع بدهند.

 

  1. آیا از همه ابزارهایی که در اختیار دارم بهره برداری می کنم؟

آیا از همه کانال ها و ابزارهای موجود استفاده می کنید، یا اینکه به صورت پیش فرض فقط به یک روش (مثلاً ارسال ایمیل، در حالیکه می توانید تماس هم بگیرید) چسبیده اید؟ اگر حالت دوم صادق است، برای اصلاح این روند برنامه ریزی و هدفگذاری کنید. یک فروشنده موفق از همه کانال های موجود استفاده می کند، بنابراین استراتژی مشتری یابی خود را بهینه کنید.

ابزارهایی که شرکت متبوع شما ارائه می کند و شاید از آنها به نحو احسن استفاده نمی کنید را از یاد نبرید. به عنوان مثال، می توان به منابع اطلاعاتی، سیستم های فروش مشارکتی و ابزارهای گوناگون ایمیل مارکتینگ اشاره کرد. اگر هیچ یک از این موارد را در اختیار ندارید، از خلاقیت خودتان استفاده کنید و دست به کار شوید. مثلاً می توانید فهرستی از شرکای بالقوه تهیه کنید و با آنها رابطه ایجاد کنید تا ببیند که آیا می توانید بین هم مشتری راغب رد و بدل کنید یا اینکه در به سرانجام رساندن فروش به یکدیگر کمک کنید.

علاوه بر این، مهارت ها و ابزارهای فردی هم اهمیت دارند. آیا شرکت شما دوره های کارآموزی برگزار می کند؟ بسیاری از شرکتها حتی هزینه های شرکت در کلاس هایی که مهارت های فعلی شما را تقویت می کنند یا شما را برای سمَت های بعدی آماده می کنند را نیز تقبل می کنند. اگر چنین فرصت هایی وجود دارد، آنها را از دست ندهید.

 

مهارت های فروش

  1. آیا از حداکثر توانایی هایم در فروش استفاده می کنم؟

مهارت فروش شما یکی دیگر از آن بخش هایی است که پتانسیل وقوع اشتباه نسخه برداری در آن وجود دارد، بنابراین از همکاران تان بخواهید تا به یکی از تماس های سرد شما گوش داده و نظرات خود را صادقانه بیان کنند. هیچ بعید نیست که با گذشت زمان، کمتر بر طبق اصول عمل کنیم. اصولی که باید دوباره به آنها رجوع کنید را پیدا کنید. در این راستا هیچ چیز نمی تواند از نظرات دیگران برای شما کارسازتر باشد.

اگر واقعاً به دنبال بهبود شرایط هستید، تماس هایی که تصور می کنید که از همه بدتر هستند را به همکاران تان نشان بدهید. خجالت نکشید، بازخورد آنها می تواند به شما کمک کند و باعث ایجاد یک جو حامیانه خواهد شد. اینکه فقط بهترین ها را به همکاران تان نشان بدهید مثل این است که مهمانان را از در پشتی به خانه دعوت کنید، چرا که جلوی خانه آتش گرفته است.

 

  1. روی تقویت کدام مهارت ها باید بیشتر کار کنم؟

احتمالاً شما به عنوان یک فروشنده به خوبی از نقاط قوت خود اطلاع دارید و از آنها تا جایی که امکانپذیر است به نفع خود بهره برداری می کنید. اما چیزی که به همین اندازه اهمیت دارد این است که روی نقاط ضعف تان هم کار کنید و آنقدر آنها را تقویت کنید که واقعاً شکست ناپذیر شوید.

به منظور تعیین مهارت هایی که بیشتر باید برای تقویت آنها تلاش کنید یک جدول دو ستونه بکشید. در ستون سمت راست، فرصت های از دست رفته را فهرست کنید و در ستون سمت چپ همه دلایلی که باعث شد که آن فرصت ها به سرانجام نرسند را ذکر کنید. کدام موارد بیشتر تکرار شده و مهم تر بوده اند؟

به عنوان مثال، شاید بتوانید به این دلایل اشاره کنید:

  • صلاحیت سنجی نامناسب
  • عدم ایجاد رابطه با مشتری
  • رقیب یک داستان بهتر را روایت کرده است
  • قیمت دهی

سپس تناوب و دامنه تکرار هر دلیل را ثبت کنید و به دنبال روش هایی برای بهبود این وضعیت باشید.

 

تیم فروش

  1. آیا خارج از محیط کار هم برای تیم خود وقت گذاشته ام؟

به منظور ایجاد و تقویت رابطه با همکاران، ایجاد یک فضای تیمی ضروری است. در عین حال، هنگامی که سر همه شلوغ است، اولین چیزی که کنار گذاشته می شود، فعالیت های گروهی است. با وقت گذاشتن برای همکاران در خارج از محیط کار یا مثلاً صرف نهار با آنها این وضعیت را تغییر بدهید. وجود روابط قوی در محیط کار می تواند در به سرانجام رساندن معاملات موثر واقع شود.

 

  1. آیا با افرادی که در خارج از دپارتمان فروش فعالیت می کنند رابطه دارم؟

به منظور موفقیت در فروش لازم و ضروری است که با بخش های دیگر نیز هماهنگ باشید و با یکدیگر همکاری کنید. با ایجاد رابطه با سایر بخش ها و تلاش در جهت هماهنگی و انسجام فعالیت ها می توانید از مراجعات دقیقه نودی به یکدیگر جلوگیری کنید.

 

به تک تک پرسش هایی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی به آنها اشاره کردیم به دقت پاسخ بدهید و سپس تلاش کنید تا کار خود را در هر یک از آن زمینه ها به نحو احسن انجام بدهید تا فصل خوب و سرشار از موفقیتی را در پیش رو داشته باشید. به خاطر داشته باشید که هر چقدر هم که فروشنده خوبی باشید، همه مهارت های شما این پتانسیل را دارند که با گذشت زمان تضعیف شده و از بین بروند. اگر مدتهاست که یک فرآیند معرفی را برای مشتریان مختلف کپی می کنید، لاجَرم بخشی از جزئیات کلیدی محو خواهند شد. به خودتان لطف کنید و از یک برگه جدید و خوانا استفاده کنید.

به نظر شما چه موارد دیگری باید به این چک لیست اضافه شود؟ لطفاً ایده ها و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر خوانندگان بخش فروش در میان بگذارید.


نویسنده اصلی این مطلب که با کمی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده، آقای کریس گیلِسپای است. آقای گیلسپای یک نویسنده فریلنسر و بنیانگذار شرکتی است که به رشد استارتاپ ها، شرکت های تکنولوژی محور و موسسات غیرانتفاعی کمک می کند.

 

 

۴ روش ساده برای تقویت بُعد انسانی ایمیل های خودکار

هیچ تردیدی در این زمینه وجود ندارد: استفاده از اتوماسیون در بازاریابی می تواند کسب و کار شما را کارآمدتر کند، اما طبیعتاً نمی خواهید که چنان به نظر برسد که انگار بازاریابی شما تماماً به وسیله ربات انجام شده است. چیزی که می خواهید این است که بازاریابی شما صمیمانه به نظر برسد و به کمک آن با مخاطبان خود رابطه ایجاد کرده و برندتان را تقویت کنید.

به باور عموم بازاریاب ها، برای اینکه یک برند در ذهن مشتری حک شود، حداقل به هفت پیام بازاریابی نیاز خواهد بود. این به آن معنی است که تک تک پیام هایی که برای مخاطب تهیه و ارسال می کنید اهمیت دارند، حداقل تا زمانی که آن حک شدن اتفاق بیفتد. در عین حال، اگر مکاتبات شما با محصولات یا ارزش های شرکت تان هماهنگ نباشد، یا به اطلاعاتی که جمع آوری کرده اید توجه نکرده باشید، ارزشمندترین مشتریان خود را از دست خواهید داد. متاسفانه بسیاری از شرکت ها در این زمینه عملکرد موثری را از خود نشان نمی دهند، پیام های برندشان به تقویت اعتبار آنها کمکی نمی کند یا به مذاق مخاطبان شان خوش نمی آید.

از طرف دیگر، شرکتهایی مانند کوکاکولا در این بخش فوق العاده عمل می کنند. آنها به منظور کنترل تک تک پیام های بازاریابی در همه کانال ها، اصول جامع و منسجمی را برای برند خود تنظیم کرده اند. تمام هزینه هایی که این قبیل کسب و کارها در رسانه هایی مانند تلویزیون، رادیو و تبلیغات چاپی صرف می کنند قابل توجیه است. به علاوه، آنها از کمک افراد مشهور و به اصطلاح «سلبریتی» هم کمک می گیرند تا هم بیشتر مورد علاقه مصرف کنندگان قرار بگیرند و هم با ارزشهای شخصی آنها هماهنگ تر به نظر برسند. آنها می دانند که لحن، نحوه و سبک و سیاق روایتگری و تمامی آیتم های دیداری یک برند، همگی باید داستان منسجمی را روایت کنند.

معمولاً بازاریاب های B2B (فروش شرکتی یا کسب و کار به کسب و کار) نسبت به بازاریاب های B2C (که مستقیماً با مشتری خُرد سر و کار دارند) منابع مالی و کانال ها کمتری را در اختیار دارند، اما در عین حال یک بخش قابل توجه از ایمیل هایی که رد و بدل می شوند نیز به همین بخش تعلق دارد. خوشبختانه، اتوماسیون این پتانسیل را دارد که بازاریابی B2B یا B2C شما را شخصی سازی و متناسب سازی کند و می تواند به شما کمک کند تا انسجام و هماهنگی لازم در همه کانال های بازاریابی را حفظ کنید.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به چهار روش ساده اشاره خواهیم کرد که به کمک آنها و با استفاده از اتوماسیون بازاریابی، به علاوه داده هایی که جمع آوری کرده اید و کمی خلاقیت می توانید ایمیل های متناسبی را تهیه و تنظیم کنید که با برند شما هماهنگ بوده و به مذاق مشتریان بالقوه تان خوش می آیند.

 

  1. انسانی سازی فرستنده و سفیران برند

ما انسانها ذاتاً به ارتباط و ایجاد رابطه با دیگران علاقه داریم و به همین دلیل است که به عنوان یک بازاریاب، باید تا جایی که می توانید برند خود را اصیل و انسانی و انسان محور نشان بدهید. با این وجود، بسیاری از بازاریاب ها هنوز هم ایمیل های خود را از آدرس هایی شبیه به [email protected] ارسال می کنند، یا اینکه آن را با عباراتی مانند «با تقدیم احترام، تیم بازاریابی» امضا می کنند.

به عبارت دیگر، انگار که این قبیل افراد به مخاطب التماس می کنند که اشتراک خود را لغو کند. آنها این را در نظر نمی گیرند که هیچ کس دوست ندارد که کسی به او یادآوری کند که عضوی از یک فهرست بازاریابی است. بنابراین، حتماً ایمیل های خود را از طرف یک انسان واقعی ارسال کنید، کسی که می تواند نماینده محصولات یا شرکت شما باشد و با پیامی که می خواهید انتقال بدهید تناسب داشته باشد.

سفیران برند خود را هوشمندانه انتخاب کنید. به عنوان مثال، همان شرکت کوکا کولا که در بالا به آن اشاره شد، در سال گذشته از تِیلور سویفت به عنوان سیمای نوشابه رژیمی خود (Diet Coke) استفاده کرد، اما بسیاری بر این باورند که افت فروش این محصول به خاطر شخصیت قطبی و بحث برانگیز او بوده است.

در صورت امکان، ایمیل های خود را از جانب فردی ارسال کنید که به شدت با پیام مورد نظر تناسب داشته باشد، ترجیحاً کسی که در موضوع مورد نظر یک متخصص یا کارشناس به شمار می رود. به انتهای ایمیل یک امضای الکترونیکی حاوی لینک به توییتر، لینکدین و هر وبسایتی که احساس می کنید بهتر می تواند اعتبار شما را نشان بدهد اضافه کنید. به علاوه، می توانید تصویر فرستنده را نیز در بخش امضا قرار بدهید. برای تشخیص و انتخاب بهترین گزینه ها، از تست های دوبخشی (A/B) استفاده کنید.

هنگامی که از اتوماسیون بازاریابی استفاده می کنید، این امکان برای شما فراهم است تا فیلد فرستنده را به نحوی تنظیم کنید که برای هر مخاطب، همگام با سلیقه او متناسب به نظر برسد. شما می توانید از نام یا اطلاعات تماس خودتان یا یکی از کارکنان شرکت (البته با اجازه ایشان) استفاده کنید. اینجا همان جایی است که درک شما از برندتان به کار می آید؛ آیا مدیر کاریزماتیکی دارید که استفاده از نام وی مناسب به نظر می رسد؟ یا اینکه احساس می کنید که لحن برند شما بیشتر باید صمیمانه و دوستانه باشد؟

 

  1. بخش بندی

هیچ چیزی نمی تواند مثل دریافت ایمیلی که به گیرنده یا موقعیت جغرافیایی وی ربطی ندارد به او انگیزه بدهد تا اشتراک خود را لغو کند. این پیام ها به شدت آزاردهنده هستند و لغو اشتراک بسیاری از مشترکان بعد از دریافت آنها تقریباً تضمین شده است. به همین دلیل، چیزی که همیشه پیشنهاد می کنیم، بخش بندی فهرست های ایمیل مارکتینگ بر مبنای موقعیت جغرافیایی، جنسیت، سن، شغل، بزرگی شرکت، حوزه فعالیت، علایق، رفتار و مواردی از این دست است. اتوماسیون بازاریابی به شما کمک می کند که بخش بندی را با سهولت بیشتری انجام بدهید و در نتیجه، پیام هایی را برای هر گروه از مخاطبان خود ارسال کنید که بیشتر به مذاق آنها خوش می آید. به این وسیله، برند خود را از یک ظاهر روباتیک و سرد به دوستی تبدیل می کنید که به نیازها و علایق مخاطب خود اهمیت می دهد.

  1. از اطلاعات موجود برای پیداکردن سایر اطلاعات مورد نیاز استفاده کنید

گاهی اطلاعات مورد نیاز شما در دسترس تان قرار دارد، اما خودتان متوجه نیستید. در بسیاری از موارد، شاهد آن هستیم که بازاریاب ها وقت خود را برای جمع آوری اطلاعات تلف می کنند و بعداً متوجه می شوند که آن اطلاعات را قبلاً در اختیار داشته اند.

به عنوان مثال، فرهنگ برخی از کشورها یا حوزه های کسب و کار اینطور می طلبد که ایمیل خود را به صورت کاملاً رسمی، و با ذکر نام خانوادگی مخاطب شروع کنید. در این شرایط، اگر نام خانوادگی مخاطب خود را در اختیار نداشته باشید، احتمالاً در می مانید که چه باید کرد.

اما چیزی که باید به آن توجه داشته باشید این است که مثلاً اگر به دنبال نام خانوادگی مخاطب هستید، آیا نمی توانید آن را از آدرس ایمیل وی استخراج کنید؟ یا اگر به دنبال جنسیت او هستید، آیا اسم او این اطلاعات را در اختیار شما قرار نمی دهد؟ یا مثلاً اگر می خواهید که موقعیت جغرافیایی مخاطب تان را تعیین کنید، آیا شماره تلفن او به شما کمکی نمی کند؟

علاوه بر اینها، علایق مشتری بالقوه به محصولات و دسته بندی های مختلف را نیز می توان با توجه به رفتارهای وی تشخیص داد که اتوماسیون می تواند به شما کمک کند تا این رفتارها را زیر نظر بگیرید. مَخلص کلام اینکه، چرخ را دوباره اختراع نکنید. در عوض، اطلاعات خود را به کمک اتوماسیون کالبدشکافی و تحلیل کنید تا از میان آنها اطلاعات بیشتری را بیرون بکشید.

با کمی خلاقیت و به کمک اتوماسیون بازاریابی می توانید پایگاه اطلاعاتی خود را برای متناسب سازی و بخشیدن حس انسانی به ایمیل های خود به سرعت با جزئیات لازم تکمیل کنید.

 

  1. امتیازدهی به مشتری

و بالاخره، از یک سیستم lead scoring یا امتیازدهی به مشتریان راغب (یکی از ابزارهای مهم بازاریابی که برای صلاحیت سنجی مشتری راغب و انتقال وی به بخش فروش استفاده می شود) استفاده کنید. اگر از اتوماسیون استفاده کنید، امتیازدهی یک متر و معیار آماده را در اختیار شما قرار می دهد که به کمک آن می توانید بفهمید که مشتریان راغب جدید نسبت به محتوای شما چه واکنشی نشان می دهند.

برای امتیازدهی به مشتریان، ابتدا باید میزان علاقه آنها را سطح بندی کنید (به عنوان مثال، ابتدایی، متوسط و غایی) و سپس پارامترهایی را برای تقسیم بندی هر مشتری راغب در طبقات مختلف مشخص کنید. همینطور که هر مشتری از یک مرحله به مرحله دیگر قدم می گذارد، پیام هایی که دریافت می کند نیز به تناسب تغییر خواهد کرد.

در این حالت، می دانید که هر مشتری تا چه حد به محصول یا خدمات شما علاقمند است، بنابراین می توانید در حالی ارتباط انسانی و متناسبی را با هر یک از مخاطبان خود برقرار کرده و محتوای مناسبی را در زمان مناسب ارسال کنید که هنوز هم از اتوماسیون استفاده می کنید. در اینجا کاری که باید انجام بدهید این است که محتوای مناسبی را تهیه کنید که به مذاق مخاطبان تان خوش می آید. غالباً عامل تعیین کننده در افزایش تعداد مشتریان راغب باکیفیت یا افزایش لغو اشتراک همین است.

اما چگونه می توانید میزان موفقیت خود را ارزیابی کنید؟ با توجه به response rate یا نرخ پاسخدهی.

هنگامی که مخاطب شما نسبت به ایمیل خودکارتان واکنش نشان می دهد، متوجه می شوید که به کمک پیام های مناسب و متناسب با برند، یک ارتباط نزدیک و انسانی را با وی برقرار کرده اید. هر جا که امکان دارد، شما هم با واکنش یا ارسال پاسخ به مخاطب خود، احترام و ارزشی که برای این تعامل قائل هستید را نشان بدهید. البته اگر به اینجا رسیده اید باید به شما تبریک بگوییم! رسیدن به این مرحله کار ساده ای نیست.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به چهار تاکتیک موثر اشاره کردیم که به کمک آنها می توانید کاری کنید که اتوماسیون ایمیل مارکتینگ شما انسانی تر و متناسب با برندتان به نظر برسد.

آیا سوالی به ذهن تان رسیده است؟ آیا موفقیتی داشته اید که بدتان نمی آید آن را با ما و سایر علاقمندان به این بخش در میان بگذارید؟ لطفاً نظرات و تجربیات خود را در بخش دیدگاه ها با ما به اشتراک بگذارید.

۴ روش ساده برای تقویت بُعد انسانی ایمیل های خودکار

هیچ تردیدی در این زمینه وجود ندارد: استفاده از اتوماسیون در بازاریابی می تواند کسب و کار شما را کارآمدتر کند، اما طبیعتاً نمی خواهید که چنان به نظر برسد که انگار بازاریابی شما تماماً به وسیله ربات انجام شده است. چیزی که می خواهید این است که بازاریابی شما صمیمانه به نظر برسد و به کمک آن با مخاطبان خود رابطه ایجاد کرده و برندتان را تقویت کنید.

به باور عموم بازاریاب ها، برای اینکه یک برند در ذهن مشتری حک شود، حداقل به هفت پیام بازاریابی نیاز خواهد بود. این به آن معنی است که تک تک پیام هایی که برای مخاطب تهیه و ارسال می کنید اهمیت دارند، حداقل تا زمانی که آن حک شدن اتفاق بیفتد. در عین حال، اگر مکاتبات شما با محصولات یا ارزش های شرکت تان هماهنگ نباشد، یا به اطلاعاتی که جمع آوری کرده اید توجه نکرده باشید، ارزشمندترین مشتریان خود را از دست خواهید داد. متاسفانه بسیاری از شرکت ها در این زمینه عملکرد موثری را از خود نشان نمی دهند، پیام های برندشان به تقویت اعتبار آنها کمکی نمی کند یا به مذاق مخاطبان شان خوش نمی آید.

از طرف دیگر، شرکتهایی مانند کوکاکولا در این بخش فوق العاده عمل می کنند. آنها به منظور کنترل تک تک پیام های بازاریابی در همه کانال ها، اصول جامع و منسجمی را برای برند خود تنظیم کرده اند. تمام هزینه هایی که این قبیل کسب و کارها در رسانه هایی مانند تلویزیون، رادیو و تبلیغات چاپی صرف می کنند قابل توجیه است. به علاوه، آنها از کمک افراد مشهور و به اصطلاح «سلبریتی» هم کمک می گیرند تا هم بیشتر مورد علاقه مصرف کنندگان قرار بگیرند و هم با ارزشهای شخصی آنها هماهنگ تر به نظر برسند. آنها می دانند که لحن، نحوه و سبک و سیاق روایتگری و تمامی آیتم های دیداری یک برند، همگی باید داستان منسجمی را روایت کنند.

معمولاً بازاریاب های B2B (فروش شرکتی یا کسب و کار به کسب و کار) نسبت به بازاریاب های B2C (که مستقیماً با مشتری خُرد سر و کار دارند) منابع مالی و کانال ها کمتری را در اختیار دارند، اما در عین حال یک بخش قابل توجه از ایمیل هایی که رد و بدل می شوند نیز به همین بخش تعلق دارد. خوشبختانه، اتوماسیون این پتانسیل را دارد که بازاریابی B2B یا B2C شما را شخصی سازی و متناسب سازی کند و می تواند به شما کمک کند تا انسجام و هماهنگی لازم در همه کانال های بازاریابی را حفظ کنید.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به چهار روش ساده اشاره خواهیم کرد که به کمک آنها و با استفاده از اتوماسیون بازاریابی، به علاوه داده هایی که جمع آوری کرده اید و کمی خلاقیت می توانید ایمیل های متناسبی را تهیه و تنظیم کنید که با برند شما هماهنگ بوده و به مذاق مشتریان بالقوه تان خوش می آیند.

 

  1. انسانی سازی فرستنده و سفیران برند

ما انسانها ذاتاً به ارتباط و ایجاد رابطه با دیگران علاقه داریم و به همین دلیل است که به عنوان یک بازاریاب، باید تا جایی که می توانید برند خود را اصیل و انسانی و انسان محور نشان بدهید. با این وجود، بسیاری از بازاریاب ها هنوز هم ایمیل های خود را از آدرس هایی شبیه به [email protected] ارسال می کنند، یا اینکه آن را با عباراتی مانند «با تقدیم احترام، تیم بازاریابی» امضا می کنند.

به عبارت دیگر، انگار که این قبیل افراد به مخاطب التماس می کنند که اشتراک خود را لغو کند. آنها این را در نظر نمی گیرند که هیچ کس دوست ندارد که کسی به او یادآوری کند که عضوی از یک فهرست بازاریابی است. بنابراین، حتماً ایمیل های خود را از طرف یک انسان واقعی ارسال کنید، کسی که می تواند نماینده محصولات یا شرکت شما باشد و با پیامی که می خواهید انتقال بدهید تناسب داشته باشد.

سفیران برند خود را هوشمندانه انتخاب کنید. به عنوان مثال، همان شرکت کوکا کولا که در بالا به آن اشاره شد، در سال گذشته از تِیلور سویفت به عنوان سیمای نوشابه رژیمی خود (Diet Coke) استفاده کرد، اما بسیاری بر این باورند که افت فروش این محصول به خاطر شخصیت قطبی و بحث برانگیز او بوده است.

در صورت امکان، ایمیل های خود را از جانب فردی ارسال کنید که به شدت با پیام مورد نظر تناسب داشته باشد، ترجیحاً کسی که در موضوع مورد نظر یک متخصص یا کارشناس به شمار می رود. به انتهای ایمیل یک امضای الکترونیکی حاوی لینک به توییتر، لینکدین و هر وبسایتی که احساس می کنید بهتر می تواند اعتبار شما را نشان بدهد اضافه کنید. به علاوه، می توانید تصویر فرستنده را نیز در بخش امضا قرار بدهید. برای تشخیص و انتخاب بهترین گزینه ها، از تست های دوبخشی (A/B) استفاده کنید.

هنگامی که از اتوماسیون بازاریابی استفاده می کنید، این امکان برای شما فراهم است تا فیلد فرستنده را به نحوی تنظیم کنید که برای هر مخاطب، همگام با سلیقه او متناسب به نظر برسد. شما می توانید از نام یا اطلاعات تماس خودتان یا یکی از کارکنان شرکت (البته با اجازه ایشان) استفاده کنید. اینجا همان جایی است که درک شما از برندتان به کار می آید؛ آیا مدیر کاریزماتیکی دارید که استفاده از نام وی مناسب به نظر می رسد؟ یا اینکه احساس می کنید که لحن برند شما بیشتر باید صمیمانه و دوستانه باشد؟

 

  1. بخش بندی

هیچ چیزی نمی تواند مثل دریافت ایمیلی که به گیرنده یا موقعیت جغرافیایی وی ربطی ندارد به او انگیزه بدهد تا اشتراک خود را لغو کند. این پیام ها به شدت آزاردهنده هستند و لغو اشتراک بسیاری از مشترکان بعد از دریافت آنها تقریباً تضمین شده است. به همین دلیل، چیزی که همیشه پیشنهاد می کنیم، بخش بندی فهرست های ایمیل مارکتینگ بر مبنای موقعیت جغرافیایی، جنسیت، سن، شغل، بزرگی شرکت، حوزه فعالیت، علایق، رفتار و مواردی از این دست است. اتوماسیون بازاریابی به شما کمک می کند که بخش بندی را با سهولت بیشتری انجام بدهید و در نتیجه، پیام هایی را برای هر گروه از مخاطبان خود ارسال کنید که بیشتر به مذاق آنها خوش می آید. به این وسیله، برند خود را از یک ظاهر روباتیک و سرد به دوستی تبدیل می کنید که به نیازها و علایق مخاطب خود اهمیت می دهد.

  1. از اطلاعات موجود برای پیداکردن سایر اطلاعات مورد نیاز استفاده کنید

گاهی اطلاعات مورد نیاز شما در دسترس تان قرار دارد، اما خودتان متوجه نیستید. در بسیاری از موارد، شاهد آن هستیم که بازاریاب ها وقت خود را برای جمع آوری اطلاعات تلف می کنند و بعداً متوجه می شوند که آن اطلاعات را قبلاً در اختیار داشته اند.

به عنوان مثال، فرهنگ برخی از کشورها یا حوزه های کسب و کار اینطور می طلبد که ایمیل خود را به صورت کاملاً رسمی، و با ذکر نام خانوادگی مخاطب شروع کنید. در این شرایط، اگر نام خانوادگی مخاطب خود را در اختیار نداشته باشید، احتمالاً در می مانید که چه باید کرد.

اما چیزی که باید به آن توجه داشته باشید این است که مثلاً اگر به دنبال نام خانوادگی مخاطب هستید، آیا نمی توانید آن را از آدرس ایمیل وی استخراج کنید؟ یا اگر به دنبال جنسیت او هستید، آیا اسم او این اطلاعات را در اختیار شما قرار نمی دهد؟ یا مثلاً اگر می خواهید که موقعیت جغرافیایی مخاطب تان را تعیین کنید، آیا شماره تلفن او به شما کمکی نمی کند؟

علاوه بر اینها، علایق مشتری بالقوه به محصولات و دسته بندی های مختلف را نیز می توان با توجه به رفتارهای وی تشخیص داد که اتوماسیون می تواند به شما کمک کند تا این رفتارها را زیر نظر بگیرید. مَخلص کلام اینکه، چرخ را دوباره اختراع نکنید. در عوض، اطلاعات خود را به کمک اتوماسیون کالبدشکافی و تحلیل کنید تا از میان آنها اطلاعات بیشتری را بیرون بکشید.

با کمی خلاقیت و به کمک اتوماسیون بازاریابی می توانید پایگاه اطلاعاتی خود را برای متناسب سازی و بخشیدن حس انسانی به ایمیل های خود به سرعت با جزئیات لازم تکمیل کنید.

 

  1. امتیازدهی به مشتری

و بالاخره، از یک سیستم lead scoring یا امتیازدهی به مشتریان راغب (یکی از ابزارهای مهم بازاریابی که برای صلاحیت سنجی مشتری راغب و انتقال وی به بخش فروش استفاده می شود) استفاده کنید. اگر از اتوماسیون استفاده کنید، امتیازدهی یک متر و معیار آماده را در اختیار شما قرار می دهد که به کمک آن می توانید بفهمید که مشتریان راغب جدید نسبت به محتوای شما چه واکنشی نشان می دهند.

برای امتیازدهی به مشتریان، ابتدا باید میزان علاقه آنها را سطح بندی کنید (به عنوان مثال، ابتدایی، متوسط و غایی) و سپس پارامترهایی را برای تقسیم بندی هر مشتری راغب در طبقات مختلف مشخص کنید. همینطور که هر مشتری از یک مرحله به مرحله دیگر قدم می گذارد، پیام هایی که دریافت می کند نیز به تناسب تغییر خواهد کرد.

در این حالت، می دانید که هر مشتری تا چه حد به محصول یا خدمات شما علاقمند است، بنابراین می توانید در حالی ارتباط انسانی و متناسبی را با هر یک از مخاطبان خود برقرار کرده و محتوای مناسبی را در زمان مناسب ارسال کنید که هنوز هم از اتوماسیون استفاده می کنید. در اینجا کاری که باید انجام بدهید این است که محتوای مناسبی را تهیه کنید که به مذاق مخاطبان تان خوش می آید. غالباً عامل تعیین کننده در افزایش تعداد مشتریان راغب باکیفیت یا افزایش لغو اشتراک همین است.

اما چگونه می توانید میزان موفقیت خود را ارزیابی کنید؟ با توجه به response rate یا نرخ پاسخدهی.

هنگامی که مخاطب شما نسبت به ایمیل خودکارتان واکنش نشان می دهد، متوجه می شوید که به کمک پیام های مناسب و متناسب با برند، یک ارتباط نزدیک و انسانی را با وی برقرار کرده اید. هر جا که امکان دارد، شما هم با واکنش یا ارسال پاسخ به مخاطب خود، احترام و ارزشی که برای این تعامل قائل هستید را نشان بدهید. البته اگر به اینجا رسیده اید باید به شما تبریک بگوییم! رسیدن به این مرحله کار ساده ای نیست.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به چهار تاکتیک موثر اشاره کردیم که به کمک آنها می توانید کاری کنید که اتوماسیون ایمیل مارکتینگ شما انسانی تر و متناسب با برندتان به نظر برسد.

آیا سوالی به ذهن تان رسیده است؟ آیا موفقیتی داشته اید که بدتان نمی آید آن را با ما و سایر علاقمندان به این بخش در میان بگذارید؟ لطفاً نظرات و تجربیات خود را در بخش دیدگاه ها با ما به اشتراک بگذارید.