افزایش طول عمر محتوای وبلاگ به کمک ایمیل مارکتینگ

آیا تا به حال یک مقاله جذاب و خارق العاده نوشته اید که خواسته باشید آن را تا ابد و برای همیشه با همه پارسی زبانان جهان به اشتراک بگذارید؟ متاسفانه، مشکل اینجاست که هر آیتم محتوایی و هر پست وبلاگی طول عمر محدودی دارد، تا جایی که اغلب قریب به اتفاق پست ها ۵۰ درصد از مجموع بازدید خود را در همان هفته اول بعد از انتشار دریافت می کنند.

البته می توانید پست تان را در رسانه های اجتماعی هم به اشتراک بگذارید، اما در آنجا هم برای همیشه ماندگار نخواهد ماند.

در هر صورت، دیر یا زود ترافیک پست متهورانه شما رو به کاهش خواهد گذاشت.

حتماً آرزو می کنید که ای کاش راه بهتری برای گسترش طول عمر مطالب وبلاگ تان وجود داشت و می توانستید آنها را مرتباً در برابر دیدگان مخاطبان جدیدی قرار بدهید.

خبر خوب اینکه آرزوی شما به واقعیت پیوسته است! به کمک ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی می توانید پست های وبلاگ تان را برای مشترکان خود بازیابی کنید به عبارت دیگر، مجدداً آنها را مورد استفاده قرار بدهید. ما در ادامه این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به ذکر و شرح سه نوع از انواع کمپین های ایمیل مارکتینگی خواهیم پرداخت که می توانید آنها را با استفاده از بهترین مقالات و مطالب وبلاگ تان به منصه ظهور برسانید.

 

تهیه خبرنامه از گلچین پست های وبلاگ

گزینش محتوا (Content curation) اصطلاحی در بازاریابی محتوایی است که به مرور محتوای موجود و به اشتراک گذاری آیتم های محتوایی مرتبط و متناسب از آن میان با مخاطبان تان اشاره دارد. گزینش محتوا روشی است که باعث صرفه جویی عمده ای در وقت شما خواهد شد، چرا که محتوایی را به اشتراک می گذارید که قبلاً تولید شده، علاوه بر این، روش موثری هم هست: یک مطالعه حاکی از آن است که این روش در مقایسه با تولید محتوا ۵٫۲ برابر درآمد و ۲٫۲ برابر ترافیک بیشتری را برای کسب و کارهای کوچک و متوسط به ارمغان می آورد.

در غالب موارد، بازاریاب ها محتوای تولیدی دیگران را گلچین می کنند و با مخاطبین خود به اشتراک می گذارند.

اما شما می توانید یک خبرنامه گزینش یا گلچین شده از مطالب وبلاگ خودتان را نیز تهیه و ارسال کنید.

چطور می توانید چنین خبرنامه ای تهیه کنید؟ کافی است که مطالب وبلاگ تان را متناسب با ایمیل مورد نظر گلچین کنید و آنها را در قالب یک خبرنامه ایمیلی بگنجانید. چنانچه پست های قدیمی تر نیز با ایمیل مربوطه و مخاطبان تان متناسب به نظر می رسند می توانید از آنها هم استفاده کنید. برای هر پست در قالب یکی دو جمله توضیح بدهید که چرا مطلب مورد نظر ارزش مطالعه کردن را دارد.

متقاعدکننده به نظر برسید؛ این فرصتی است که با بهره برداری از آن می توانید به کمک محتوا و ایمیل مارکتینگ به فروش دست پیدا کنید.

در مورد تناوب زمانی ارسال ایمیل های گلچین شده می توانید به صورت هفتگی، هر دو هفته یک بار یا ماهانه عمل کنید. مهم ترین نکته ای که باید آن را همیشه در نظر داشته باشید این است که محتوای ایمیل همیشه و در همه حال باید برای مخاطب ارزشمند به نظر برسد.

 

ارسال مجموعه ای از ایمیل های خوشامدگویی متشکل از مطالب وبلاگ

میزان بازشدن و کلیک خوردن ایمیل های خوشامدگویی در مقایسه با سایر انواع ایمیل، به ترتیب ۴ و ۵ برابر بیشتر است. لذا یک گزینه منطقی دیگر این است که مجموعه ای از ایمیل های خوشامدگویی تهیه کنید و با افزودن محتوای وبلاگ، خودی نشان بدهید تا یک کمپین ایمیل مارکتینگ موثر داشته باشید.

این مجموعه از ایمیل های خوشامدگویی فرصتی را برای قراردادن بهترین محتوای تولیدی در برابر مشترکان جدید ایجاد می کند و بنیاد مستحکمی را برای شکل گیری یک رابطه ماندگار (و سودآور!) به وجود خواهد آورد.

به منظور تهیه این مجموعه، ابتدا سه مورد از بهترین پست های وبلاگ تان را انتخاب کنید. اگر مطمئن نیستید که از کدام مطالب باید استفاده کنید، از Google Analytics کمک بگیرید.

به عنوان مثال، فرض کنید که می خواهیم از این پست ها استفاده کنیم:

  • ۳ اشتباه فاحش در ایمیل مارکتینگ که کمپین های شما را تحت تاثیر قرار می دهد
  • ۲۰ تاکتیک برای رشد فهرست ایمیل مارکتینگ

با اولین ایمیل برای مشترکان جدیدتان یا همان ایمیل خوشامدگویی شروع می کنیم.

به خاطر داشته باشید که همیشه باید چهار مورد زیر را در ایمیل های خوشامدگویی خود بگنجانید:

  • تشکر به خاطر ثبت نام؛
  • اطلاع رسانی در رابطه با نوع محتوایی که از طریق ایمیل ارسال خواهید کرد و تناوب ارسال آن؛
  • مشوقی که وعده آن را برای ترغیب به ثبت نام داده بودید (در صورت وجود)؛
  • اطلاعات تماس.

ایمیل خوشامد شما می تواند چیزی شبیه به این باشد:

 

عنوان ایمیل: تشکر به خاطر ثبت نام در فهرست دریافت نکات ایمیل مارکتینگ

درود بر شما،

به فهرست دریافت نکته های ایمیل مارکتینگ خوش آمدید! من هر هفته یک نکته جدید برای شما ارسال خواهم کرد که به تقویت استراتژی ایمیل مارکتینگ تان کمک می کند. واقعاً مایلم که نظر شما را درباره نکته هایی که ارسال می کنم بدانم، بنابراین لطفاً حتماً مستقیماً به ایمیل های ارسالی پاسخ بدهید و نظر خودتان را بنویسید.

این هم از اولین نکته برای شروع: ۳ اشتباه فاحش در ایمیل مارکتینگ که کمپین های شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

آیا شما هم در ایمیل مارکتینگ خود مرتکب اشتباه فاحشی شده اید؟ چه درسی از آن گرفته اید؟ با استفاده از دکمه پاسخ من را در جریان بگذارید!

باز هم از شما به خاطر ثبت نام تان سپاسگزارم.

فلانی

 

برای ایمیل بعدی، دومین پست خود را معرفی می کنید:

 

عنوان: نکاتی برای رشد فهرست ایمیل مارکتینگ شما

سلام،

امیدوارم که خوش و خرم باشید. در ایمیل این هفته می خواهم به شما بگویم که چطور می توانید فهرست ایمیل مارکتینگ تان را تقویت کنید و تعداد اعضای آن را افزایش بدهید. لطفاً این مطلب را مطالعه کنید: ۲۰ تاکتیک برای رشد فهرست ایمیل مارکتینگ.

شما از چه روش یا روشهایی برای تقویت فهرست ایمیل مارکتینگ خود استفاده می کنید؟ لطفاً با پاسخ به همین ایمیل من را هم در جریان بگذارید.

هفته آینده هم با یک ایمیل دیگر در خدمت خواهم بود،

فلانی

 

همانطور که مشاهده می کنید، تمام چیزی که نیاز دارید همین ایمیل های ساده و نسبتاً خودمانی است. تمرکز این ایمیل ها روی پستی است که می خواهیم آن را تبلیغ کنیم، بنابراین مشترکان ما فقط یک فراخوان به عمل دارند.

اما طول و تعداد ایمیل های کمپین خوشامدگویی شما چقدر باید باشد؟ پاسخ به این سوال به تعداد پست هایی بستگی دارد که می خواهید به اشتراک بگذارید. اگر یه مقاله دارید که می خواهید آنها را تبلیغ کنید، می توانید از سه ایمیل استفاده کنید. اگر تعداد مطالب تان بیشتر است، می توانید تعداد ایمیل های خوشامدگویی را بیشتر کنید.

فارغ از اینکه در این قالب چند ایمیل ارسال می کنید، حتماً در انتهای هر ایمیل از مخاطب خود نظر بخواهید. به عنوان مثال می توانید از آنها بپرسید که چه نوع محتوایی را بیشتر می پسندند، کدام قالب محتوایی را ترجیح می دهند (متن، ویدیو، اینفوگرافیک) یا چه تعداد و تناوبی از ارسال برای آنها مناسب تر به نظر می رسد.

 

آموزش از طریق یک دوره آموزشی ایمیلی

آیا به دنبال آن هستید که یک مهارت جدید را به مخاطبان خود آموزش بدهید؟ یا تمایل دارید که روش استفاده از محصول یا سرویسی که ارائه می کنید را یاد بگیرند؟ یک دوره آموزشی ایمیلی فرصتی را در اختیار شما قرار می دهد تا به کمک محتوای سودمند، مشترکان خود را تحت تعلیم قرار بدهید.

بهترین نکته در مورد دوره آموزشی ایمیلی این است که برای شروع فقط به یک پست از وبلاگ تان نیاز دارید. اگر پست شما طولانی تر باشد و چندین زیرعنوان و بخش داشته باشد، کار شما برای تهیه و تنظیم یک دوره آموزشی آسانتر و موثرتر خواهد شد، اما در عین حال می توانید از هر مطلبی استفاده کنید.

ابتدا محتوای مورد نظر را انتخاب کرده و با توجه به آن مشخص کنید که دوره آموزشی شما چند درس می تواند داشته باشد. سپس محتوای مورد نظر را در قالب ایمیل های مجزا تقسیم بندی کنید.

به عنوان مثال، با استفاده از رئوس مطلب ۲۰ تاکتیک برای رشد فهرست ایمیل مارکتینگ، درسهای ما می تواند به این ترتیب باشد:

درس ۱: چگونه از ایمیل برای رشد فهرست ایمیل مارکتینگ مان استفاده کنیم؟

درس ۲: چگونه از شبکه های اجتماعی برای رشد فهرست ایمیل مارکتینگ مان کمک بگیریم؟

درس ۳: چگونه از محتوا برای تقویت و رشد فهرست ایمیل مارکتینگ مان بهره برداری کنیم؟

درس ۴: چگونه با استفاده از کمک دیگران، فهرست ایمیل مارکتینگ مان را تقویت کنیم؟

درس ۵: چگونه با استفاده از روشهای سنتی و بازاریابی و تبلیغات می توانیم فهرست ایمیل مارکتینگ بهتری داشته باشیم؟

 

تمام کاری که در اینجا انجام دادیم این بود که بخش های یک مطلب را به درس های مجزا تقسیم کردیم که هر کدام از آنها به یک ایمیل برای مشترکان فهرست ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی تبدیل خواهد شد.

در مورد تناوب و زمان بندی ارسال ایمیل ها، چنانچه طول درس های شما کوتاه است (کمتر از ۳۰۰ کلمه در هر کدام)، می توانید هر روز یک درس را ارسال کنید. اما اگر درس هایی که ارسال می کنید طولانی تر است، بین هر کدام چند روز فاصله بگذارید تا مشترک برای خواندن و هضم آنها فرصت داشته باشد.

 

نظر شما درباره این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ چیست؟ آیا از روشهایی که در اینجا به آنها اشاره شد استفاده کرده اید؟ آیا روش دیگری هم برای بهره برداری از مطالب وبلاگ به ذهن شما می رسد؟

 

چگونه اعتراضات را در نطفه خفه کنیم؟

دغدغه ها و مخالفت های مشتری که آنها را با عنوان اعتراض یا objection می شناسیم، همیشه یکی از بزرگترین موانع در راه خرید مشتریان قلمداد می شده اند. در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی روشی را به شما آموزش خواهیم داد که به کمک آن می توانید پیش از آنکه مشتری فرصتی برای استفاده از مشکلات احتمالی موجود بر علیه شما داشته باشد، آن دغدغه ها و مشکلات را در نطفه خفه کنید.

در واقع، به جای آنکه از این به اصطلاح اعتراضات واهمه داشته باشید، می توانید از آنها با آغوش باز استقبال کنید.

چنین تکنیک فروشی چقدر برای شما ارزش خواهد داشت؟ برای عملی کردن آن تا کجا به پیش می روید؟

آیا حاضرید که همه چیزهایی که درباره فروش می دانید را زیر پا بگذارید؟ حتی اگر احتمال دریافت پاسخ منفی هم وجود داشته باشد چطور؟

امیدوارم که پاسخ شما مثبت باشد، چرا که توانایی حذف اعتراضات، پیش از وقوع آنها یک مهارت بسیار مهم در فروش است که داشتن آن خالی از لطف نخواهد بود.

از جمله مزایای حذف اعتراضات مشتری می توان به این موارد اشاره کرد:

 

تسریع فرآیند چرخه فروش

با حذف اعتراضات، دیگر لازم نخواهد بود که بین اعتراض و مذاکره یا مشکل و توافق مرتباً در حال رفت و آمد باشید.

در عوض، می توانید بسیاری از تاخیرهایی که در نتیجه ضرورت مدیریت و رسیدگی به اعتراضات پیش می آیند را حذف کنید.

 

فروش و کمیسیون بیشتر

طبیعتاً هر چه اعتراضات در گفتگوهایی که برای فروش انجام می شود کمتر باشد، احتمال به سرانجام رسیدن فروش بیشتر می شود.

به علاوه، نه تنها می توانید حجم بیشتری از فروش را به سرانجام برسانید، بلکه قادر خواهید بود که حاشیه سود را نیز بالاتر ببرید. این به معنای درآمد بیشتر برای شرکت متبوع و کمیسیون بیشتر در حساب بانکی شما خواهد بود.

 

آمار بهتر در فروش

شما به عنوان یک فروشنده باید آمار و ارقام مورد انتظار شرکت متبوع خود را محقق کنید. اهدای برخی از پاداش ها یا ارتقاء سمَت با توجه به همین شاخص انجام می شود.

در واقع، توجه به این آمار که معمولاً متکی بر تعداد یا درصد معاملاتی است که به سرانجام رسیده اند برای حفظ کار شما به عنوان یک کارشناس حرفه ای فروش ضروری است.

درست مثل نکته ای که در رابطه با فروش و کمیسیون بیشتر مطرح شد، امکان حذف اعتراضات قبل از وقوع آنها به افزایش درصد به سرانجام رسیدن فروش شما کمک خواهد کرد.

 

اعتمادسازی

به کمک تکنیکی که در ادامه این مطلب آموزشی از مجموعه مقالات آموزش فروش ذکر خواهد شد، عملاً می توانید اعتماد موجود بین خود و مشتریان بالقوه را تقویت کنید.

طبیعتاً به خوبی می دانید که اعتماد یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار در فروش به شمار می رود.

چگونه اعتراضات مشتری را حذف کنیم؟

درک چیزی که به آن اشاره خواهد شد آسان است، اما انجام و عملی کردن آن در یک گفتگوی فروش آنقدرها آسان نیست. چه بسا هنگامی که این تکنیک را برای اولین بار امتحان می کنید، این ترس در دل تان بیفتد که مبادا آن گفتگو آخرین گفتگوی شما با مشتری بالقوه باشد.

در عین حال، تقریباً می توانید مطمئن باشید که چنین اتفاقی هرگز نخواهد افتاد. به علاوه، همینطور که تمرین می کنید و بر این روش تسلط بیشتری پیدا می کنید، برایتان طبیعی تر خواهد شد و به بنیاد مستحکمی برای تقویت مهارت شما در معرفی محصول یا خدمات مورد نظر تبدیل می شود.

روش حذف اعتراضات فروش این است که به طرز بیرحمانه ای با خودتان و مشتریان بالقوه صادق باشید و به آنها بگویید که رقبا در چه ابعادی بر شما برتری دارند.

با انجام این کار، مشتری را از استفاده از آن نقایص بر علیه خودتان خلع سلاح می کنید.

اولین قدم این است که بپذیرید که محصول یا سرویس پیشنهادی شما در همه ابعاد بی نقص و بی عیب نیست. شاید بهترین قیمت را می دهید، اما چه بسا عملکرد محصول یا سرویس یکی از رقبا از شما بهتر باشد. یا شاید پشتیبانی شما خارق العاده است، اما ارسال محصول از حالت معمول بیشتر طول می کشد.

سپس باید رقبا را ارزیابی کنید تا ببینید که کدامیک از آنها در ابعادی که شما ضعیف هستید قوی است. چرا بزرگترین رقیب تان در جذب مشتری موفق است و شما نیستید؟ تفاوت کار او با شما چیست؟

البته این کاری است که هر شرکتی باید انجام بدهد و در اینجا فقط برای ضرورت تحلیل رقبا یک دلیل دیگر نیز در اختیار شما گذاشتیم.

پس از آنکه این اطلاعات را کسب کردید، باید به مشتری بگویید که در یک قسمت خاص عملکرد مطلوبی ندارید.

چه شد؟؟!

بله، درست خواندید! باید نقاط ضعف محصول یا شرکت خود را به وضوح بیان کنید و هر چه که هست را روی داریه بریزید.

البته لازم نیست که وارد جلسه بشوید و شروع کنید به بدگویی از شرکت یا محصولی که به دنبال فروش آن هستید. این چیزی به جز خودزنی نیست.

کاری که باید انجام بدهید، متناسب سازی کلام با نیازهای مشتری بالقوه و رقبایی است که باید در برابر آنها قد علم کنید.

چنانچه قبلاً این کار را نکرده اید، بد نیست که از مشتری بخواهید که نام رقبای دیگری که مد نظر دارد و چرایی انتخاب آنها به عنوان گزینه را به شما بگوید. هنگامی که جنبه های مورد علاقه وی از آن شرکت ها آشکار شد، با استفاده از اطلاعاتی که از تحلیل رقبا در دست دارید می توانید به پیش بروید.

در این حالت، می دانید که آن رقبا در چه مواردی گوی سبقت را از شما ربوده اند و شما در چه مواردی بر آنها برتری دارید.

در اینجا می توانید از مشتری بپرسید که چه مورد یا مواردی به منظور تصمیم گیری برای وی اهمیت دارد. از این طریق می توانید گفتگو را به سمت و سوی مثبت و پربازدهی هدایت کنید.

 

نکته آخر

آخرین نکته ای که باید در رابطه با استفاده از این تکنیک به شما یادآوری کنیم این است که اجرای آن را نباید به تعویق بیندازید. هر چه زودتر دست به کار بشوید. هر چه زودتر نقاط ضعف را برملا کنید، زودتر می توانید اعتراضات را حذف کنید. در غیر اینصورت باید منتظر شنیدن پاسخ «نه» باشید.


نویسنده این مطلب که با کمی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده آقای جانی براوُو است. آقای براوو دانش آموخته دانشگاه کالیفرنیا و مدیر فروش یکی از شرکت های مطرح ایالات متحده است.

استفاده موثر از شخصی سازی ایمیل

یکی از مهم ترین روشها برای ایجاد یک رابطه اعتمادساز و ماندگار از طریق ایمیل مارکتینگ، شخصی سازی (Personalization) ایمیل هایی است که برای مخاطب مورد نظر ارسال می کنید. در واقع، یک مطالعه که درباره شخصی سازی ایمیل ها انجام شد نشان داد که نرخ کلیک ایمیل های شخصی سازی شده، ۱۷٫۳۶ درصد نسبت به ایمیل های دیگر بیشتر است.

شخصی سازی مولفه های ساده ای همچون نام مشترک، تاریخ تولد و جنسیت او بسیار ساده، اما موثر است. به همین ترتیب، تولید و ارائه محتوایی که با عادات، نیازها و خواسته های کاربر همسو باشد نیز روش خارق العاده ای برای افزایش تعامل به شمار می رود. در واقع، با شخصی سازی و متناسب سازی محتوا به مخاطب خود نشان می دهید که برای وی و نیازها و خواسته هایش اهمیت و احترام قائل هستید. به هر حال، باید به خاطر داشته باشید که ارتباط شما با مخاطب هدف در اصل باید یک گفتگو باشد و نه فقط تلاش در جهت تبلیغات و فروش محصول یا سرویس مورد نظر.

تحقیقات و بررسی های مختلف حاکی از آن هستند که مشتریان ما تمایل دارند که به عنوان افراد خاصی با آنها برخورد شود که نیازها و خواسته های منحصر به فردی دارند، نه فقط به عنوان یک مشتری که در فهرستی از مشترکان و مشتریان شرکت قرار دارد. بنابراین، اینکه پیشنهاد و محتوای خود را با توجه به همین امر با مخاطب هدف تطبیق بدهید کاملاً با منطق جور در می آید. از این طریق، رابطه های ماندگاری را تقویت خواهید کرد که روی سبک و سیاق ارتباط شما با مشتری تاثیر می گذارد و نتایج مثبتی را در رابطه با فروش به ارمغان خواهد آورد.

ما در ادامه این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ با بازاریابی ایمیلی مجله گویا آی تی به روش هایی اشاره خواهیم کرد که به کمک آنها می توانید کمپین های ایمیل مارکتینگ موفق تری را پیاده سازی کنید و بازگشت سرمایه بیشتری را شاهد باشید.

 

چگونه محتوای ایمیل را شخصی سازی کنیم؟

یک روش موثر برای شخصی سازی ایمیل، استفاده از محتوای «مشروط» است که در صورت تطابق با شروط خاصی مانند جنسیت، موقعیت جغرافیایی یا تاریخ تولد برای مشترک ارسال می شود. اجازه بدهید که به این مولفه های کلیدی نگاهی بیندازیم:

  • نام: استفاده از نام گیرنده، روش خوبی برای جلب توجه است و معمولاً در ابتدای ایمیل از آن استفاده می شود.
  • جنسیت: متناسب سازی محتوا با توجه به جنسیت گیرنده نه تنها مولفه ای است که روی فرآیند تصمیم گیری وی برای خرید تاثیر می گذارد، بلکه در غالب موارد پیشنهاد شما را با نیازها و علایق او متناسب تر می سازد.
  • تولد: اینکه یک شرکت همانند اعضای خانواده و دوستان برای یک کاربر وقت بگذارد و تولد وی را به نحوی جشن بگیرد، از دید بیشتر مردم جالب و تاثیرگذار به نظر می رسد. به علاوه، این فرصتی برای ارسال محتوای متناسبی است که آنها را به خرید یک کالا یا سرویس مناسب و به اصطلاح هدیه دادن به خودشان ترغیب می کند، ضمن اینکه می توانید یک هدیه یا کوپن تخفیف برای آنها ارسال کنید. از این طریق، نه تنها مشترکان را به فروشگاه خود می کشانید، بلکه به آنها این حس را القا می کنید که برایشان ارزش قائل هستید و از رابطه با برند شما چیزی نصیب شان می شود.

در مورد سایر مناسبت های خاصی که با کسب و کار شما ارتباط پیدا می کنند نیز می توانید از همین رویکرد استفاده کنید.

 

استفاده از محتوای دینامیک یا پویا

اگر می خواهید یک آیتم محتوایی چندرسانه ای تولید کنید که بر اساس گیرنده تغییر می کند، می توانید از محتوای دینامیک (Dynamic) یا پویا استفاده کنید. از این طریق، با توجه به اطلاعاتی که از مخاطب دارید، محتوا به تناسب تغییر پیدا خواهد کرد. برای اطلاعات بیشتر به این مطلب آموزشی از بخش آموزش ایمیل مارکتینگ مراجعه کنید.

 

بهترین روش شخصی سازی

برای انجام شخصی سازی به بهترین شکل ممکن باید رفتارها و عادات مخاطبان خود را زیر نظر بگیرید. با توجه به دقتی که در نظارت بر فعالیت کاربران خود دارید، می توانید اطلاعاتی را جمع آوری کنید که به شما در متناسب سازی محتوا بر اساس رفتار آنلاین مخاطب کمک خواهد کرد. به عنوان مثال، اگر مشاهده کردید که یک کاربر چندین مرتبه از بخش کفش های فروشگاه شما بازدید کرده، می توانید در تعاملات خود با وی روی این نوع از پوشیدنی ها بیشتر تمرکز کنید. به همین ترتیب اگر دیدید که مخاطب بیشتر با رقابت ها و پیشنهادات خاص تعامل دارد، می توانید پیشنهادات خاص و رقابت های بیشتری را در معرض دید وی قرار بدهید.

اینجا همان جایی است که دریافت هر چه بیشتر اطلاعات درباره مشترکان اهمیت مضاعفی پیدا می کند. به منظور جمع آوری اطلاعات بیشتر می توانید از فرم ثبت نام یا مثلاً نظرسنجی کمک بگیرید. البته که این به نفع مشترکان ایمیل مارکتینگ شما هم خواهد بود، چرا که محتوای متناسب تر و به اصطلاح به درد بخورتری را دریافت خواهند کرد. بنابراین یک معامله برد-برد خواهیم داشت. در واقع، یک گزارش آماری نشان می دهد که به کمک ایمیل مارکتینگ شخصی سازی و بخش بندی شده، میزان فروش تا ۶۶ درصد افزایش پیدا می کند. این چیزی نیست که برخلاف منطق یا انتظار باشد، چرا که طبیعتاً از آنجایی که آیتم های متناسب تری در معرض دید مشترکین قرار می گیرد، احتمال خرید چیزهایی که مشاهده می کنند افزایش پیدا می کند.

 

شخصی سازی سایر بخش ها

علیرغم اینکه شخصی سازی محتوای داخلی ایمیل بسیار اهمیت دارد، اما می توانید این را در سایر بخش های پیام های خود، مثل نام فرستنده و عنوان نیز پیاده نمایید تا زودتر توجه مخاطب را جلب کنید.

به خاطر داشته باشید که شخصی سازی، وحی منزل نیست که روش مخصوصی داشته باشد و نتوانید هیچ تغییری در آن بدهید، بلکه می تواند تحت تاثیر موارد مختلفی، از جمله ویژگی های عمومی مشترکان شما یا میزان شخصی سازی مطلوب آنها قرار بگیرد. در پاره ای از موارد هیچ بعید نیست که مخاطبان شما با افراطی که در شناخت خود نسبت به آنها نشان می دهید راحت نباشند. به همین دلیل است که باید از تست های دوبخشی یا A/B استفاده کنید تا ببینید که کدام روش ها و مولفه ها سودمند واقع می شوند و از کدام موارد باید فاصله بگیرید. با این حال، به صورت کلی در رابطه با شخصی سازی محتوا برای ایجاد رابطه های ماندگار و اعتمادسازی با مخاطب می توان گفت که «هر چه بیشتر، بهتــر».

آموزش فروش: ۵ نکته برای مشتری یابی

نکات و کتاب های زیادی در رابطه با آموزش فروش به رشته تحریر درآمده و در دسترس علاقمندان به این مبحث قرار گرفته است، بنابراین ما در بخش آموزش فروش به دنبال اختراع دوباره چرخ نیستیم. در واقع، قرار هم نیست که جادو کنیم و مثلاً فرمولی را معرفی کنیم که به کمک آن بتوانید همه مشتریانی که پیدا می کنید را به مشتری بالفعل تبدیل کنید. این تصورات چیزی جز توهم نیست.

اما چیزی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی به آن اشاره خواهیم کرد، مجموعه ای از نکات و مفاهیم ساده است که با توجه به آنها می توانید مشتری یابی (prospecting) بهتری انجام بدهید و نتایج بهتری را در میزان فروش محصولات و خدمات مورد نظر، شاهد باشید.

 

  1. با قدرت هر چه تمام تر به روی صحنه بیایید

مشتری یابی کار آدم های خجالتی نیست، چرا که در طی فرآیند مشتری یابی باید به ریسک های حساب شده فراوانی دست بزنید، تماس های متعددی بگیرید که بسیاری از آنها هرگز به جایی نخواهند رسید، به دنبال باز کردن درهایی باشید که بسیاری از آنها باز نخواهند شد و حتی به اصطلاح، توی صورت تان کوبیده می شوند، شاهد قطع شدن بی مقدمه تماس باشید، این جمله را بشنوید که «هیچ وقت دیگه با من تماس نگیرید» و مواردی از این قبیل.

اما شما به عنوان یک فروشنده باید با شنیدن مستمر کلمه «نه» مشکلی نداشته باشید. در واقع، باید از احساسات منفی توأم با این پاسخ های منفی عبور کنید و به تلاش خود ادامه بدهید و نباید اجازه بدهید که احساسات تان جریحه دار شود.

علاوه بر این، باید روش ها و مسیرهای مختلفی را برای تعامل و ایجاد ارتباط با مشتریان تان امتحان کنید. امروزه دیگر نمی توان فقط به تماس تلفنی و ایمیل اکتفا کرد. بلکه مثلاً باید نامه دستی بنویسید، حضوراً مشتری یابی کنید، به فروش اجتماعی متوسل شوید، هدیه ارسال کنید، وبلاگ نویسی کنید، و هر کار دیگری که از دست تان بر می آید و تصور می کنید که مشتریان بالقوه به واسطه آنها به صحبت کردن با شما تمایل پیدا می کنند را انجام بدهید.

ضمناً باید گوش به زنگ باشید و چنانچه یک فعالیت یا روش آنطور که باید و شاید موثر واقع نشد، فوراً نسبت به جرح و تعدیل یا جایگزینی آن اقدام کنید.

 

  1. برنامه داشته باشید

لازم و ضروری است که برای مشتری یابی خود برنامه داشته باشید. از جمله اساسی ترین سوالاتی که در این راستا باید از خودتان بپرسید می توان به این موارد اشاره کرد:

  • چه افرادی را هدف خواهید گرفت؟
  • چگونه با آنها ارتباط برقرار خواهید کرد؟
  • در چه زمانی با آنها ارتباط برقرار خواهید کرد؟

برنامه ریزی، دو هدف را محقق می سازد. اول اینکه در فروش شما انسجام ایجاد می کند. لذا دیگر همینطور بدون برنامه با افرادی که مشتری ایده آل شما محسوب نمی شوند و اصلاً به شما و چیزی که ارائه می کنید نیازی ندارند تماس نمی گیرید.

دومین هدف، زیر نظر گرفتن و نظارت بر نتایج است …

 

  1. روی نتایج حاصل شده نظارت مستمر داشته باشید

چیزی که نمی سنجید و نظارتی بر آن ندارید را نمی توانید تغییر بدهید.

معمولاً مدیران فروش روی آمار مشتری یابی فروشندگان نظارت دارند، اما بدون شک این چیزی است که خودتان هم باید روی آن اِشراف داشته باشید.

در این راستا، باید بتوانید به سوالاتی از این قبیل پاسخ بدهید:

  • این هفته چند بار تماس گرفتید؟
  • این هفته چند ایمیل ارسال کرده اید؟
  • در کدام روزها بیشترین پاسخ و واکنش را دریافت کرده اید؟
  • استفاده از چه کلمات و لحنی محرک بیشترین میزان پاسخ و واکنش بوده است؟
  • برای دریافت پاسخ، معمولاً به چند نقطه ارتباطی یا touch point نیاز است؟
  • متداول ترین دلیل پاسخ منفی چیست؟ (مثلاً قیمت، زمان نامناسب، کاربرد)

چنانچه این شاخص ها را زیر نظر بگیرید، به تدریج الگوهای نسبتاً منسجمی را در موارد موثر و بی تاثیر پیدا خواهید کرد. با توجه به این الگوهای تکراری است که می توانید روش مشتری یابی خود را به تناسب، جرح و تعدیل کنید.

 

  1. انگیزه و روند رو به رشد کار خود را حفظ کنید

هنگامی که برای پیداکردن مشتری وقت می گذارید، باید انگیزه داشته باشید. ضمناً کنترل انگیزه از آن چیزی که فکر می کنید آسانتر است.

فرض کنیم که ۲۲ تماس سرد گرفته اید و ۲۰ بار به سمت منشی تلفنی شرکت ارجاع داده شده اید و دو نفر هم با «نه، ممنون» به شما پاسخ داده اند.

احتمالاً در این حالت حس خوبی ندارید و این مخصوصاً برای فروشندگان تازه کار کاملاً قابل درک است. هنگامی که چنین حسی به شما دست می دهد یا یک نفر واقعاً با عصبانیت با شما برخورده کرده، به خودتان استراحت بدهید. در صورت امکان کمی قدم بزنید یا بدوید. اگر فرصت دارید، یک فنجان چای یا قهوه بنوشید یا کمی کتاب بخوانید. هر کاری که از دست تان بر می آید انجام بدهید تا احساسات منفی از ذهن تان زدوده شود و بتوانید دوباره روی کاری که باید انجام بدهید تمرکز کنید.

هنگامی که یک مشتری از شما برای معرفی محصول یا سرویس تان دعوت می کند، با عزم و اراده ظاهر شوید و این را به عنوان موجی در نظر بگیرید که با سوار شدن بر آن می توانید مشتریان بیشتر و بهتری را جذب کنید.

خودتان را خوش شانس بدانید. لبخندی که از تماس تلفنی قبلی بر لب دارید، خودش را در صدای شما در تماس بعدی نشان خواهد داد.

هنگامی که مثلاً به خاطر یک موفقیت کوچک یا بزرگ حال و هوای خوبی دارید، با مشتریان بالقوه ای که آخرین تماس تان با آنها خیلی خوب پیش نرفته تماس بگیرید و با یک حس تازه با آنها صحبت کنید.

 

  1. دست به کار شوید

آخرین نکته ای که در این مطلب از بخش آموزش فروش به آن اشاره می کنیم این است که باید آستین ها را بالا بزنید و دست به کار شوید. مشتری یابی و بهره برداری از نکات بالا مستلزم به آب زدن و تحمل دشواری ها است.

مشتریان بالقوه ای که با آنها کار می کنید بهترین معلمین و مربیان شما هستند. در هنگام تعامل با آنها می توانید از این نکات استفاده کرده و آنها را متناسب با نیازهای آنها و خودتان جرح و تعدیل کنید. در اینصورت است که توقف ناپذیر خواهد شد.

از سختی کشیدن نترسید. دستیابی به بیشتر چیزهایی که در زندگی ارزش دارند، به تلاش فراوان و زحمت کشیدن نیاز دارد. اگر به دنبال کسب موفقیت در فروش هستید، نکات آموزشی این مطلب از مقالات آموزش فروش را به کار ببندید و به سختی تلاش کنید تا به چیزی که می خواهید، دست پیدا کنید.

 

۱۳ نکته مهم برای طراحی بهترین ایمیل های HTML

بر کسی پوشیده نیست که ایمیل مارکتینگ یکی از موثرترین و مقرون به صرفه ترین انواع بازاریابی است. این کانال در میان جمع راهکارهای دیجیتال، از جمله بهترین روش ها برای ارتباط با مخاطبان مورد نظر است. نکته کلیدی در ایمیل مارکتینگ این است که ایمیل های شما باید جالب بوده و ارزش خواندن را داشته باشند. اینجا همانجایی است که توجه به برخی نکات مهم در طراحی HTML می تواند به کارتان بیاید. با استفاده از یک قالب مناسب و ارائه یک سبک و سیاق مطلوب به مخاطبان خود انگیزه بیشتری برای تعامل می دهید. در عین حال، باید به خاطر داشته باشیم که کدنویسی HTML همیشه یکی از مایه های عذاب افرادی بوده که در زمینه تنظیم و طراحی ایمیل های بازاریابی فعالیت داشته اند، چرا که همیشه جا برای مشکلات پیش بینی نشده وجود داشته است. خوشبختانه در طول سالهای اخیر، پیشرفت های چشمگیری انجام شده و این به معنی آسانتر شدن قالب بندی و تست ایمیل های HTML شما خواهد بود.

 

از چه پیشرفت هایی صحبت می کنیم؟

بزرگترین پیشرفت، شکل گیری پروژه استاندارد ایمیل (Email Standard Project) است. در این پروژه گروه های مختلف درگیر در مبحث ایمیل با هم همکاری می کنند تا با کمک توسعه دهنده ها و طراحان، روش نمایش ایمیل ها توسط برنامه ها و سیستم های مختلف استانداردسازی و هماهنگ شود. این به آن معنی است که ما به سمت ایجاد یک استاندارد هماهنگ برای نمایش HTML و CSS در ایمیل حرکت می کنیم و دردسرهای مربوط به تهیه ایمیل های HTML زیبا را باید به خاطره ها بسپاریم. یکی دیگر از پیشرفت های مهم در این عرصه، ارائه سرویس هایی است که امکان تست کمپین های ایمیل مارکتینگ در برنامه های دسکتاپ، موبایل و همچنین برنامه های مبتنی بر وب را فراهم می کنند. به خاطر داشته باشید که آزمودن یا همان تست کردن ایمیل ها برای کسب اطمینان از اینکه در همه محیط ها و رابط های کاربری به درستی به نمایش در می آیند ضروری است. بسیاری از این سرویس ها حتی امکان بررسی احتمال شناسایی هر ایمیل به عنوان اسپم را نیز مهیا می کنند که برای هر کمپین ایمیل مارکتینگی لازم و کارساز است. مورد دیگری که در دسترس طراحان و بازاریاب ها قرار گرفته، قالب های استاندارد و جذاب HTML است. از این طریق، حتی بدون اینکه از کدنویسی سررشته ای داشته باشید می توانید به راحتی ایمیل های جالب و جذابی را تهیه کنید.

استفاده از قالب به جای کدنویسی

حتی اگر دانش خوبی در رابطه با HTML دارید، باز هم شروع کار با یک قالب آماده می تواند کار شما را تا حد زیادی آسانتر کند. این قالب ها به نحوی آماده شده اند که فقط کافی است که لوگوی مورد نظر را به آنها اضافه کنید، متن را ویرایش کرده و تصاویر موجود را با تصاویر مد نظر خودتان جایگزین کنید. حتی بسیاری از سرویس دهنده های ایمیل مارکتینگ هم امکان ویرایش مستقیم کد قالب های آماده خود را در اختیار کاربران شان قرار می دهند. اگر مایلید که شکل و ظاهر ایمیل های شما خاص تر باشد و ترجیح می دهید که خودتان کدهای HTML و CSS را ویرایش کنید، لازم و ضروری است که به نکاتی که در ادامه این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به آنها اشاره می کنیم توجه کنید:

 

  1. از طراحی واکنشگرا یا ابعاد بزرگ استفاده کنید

مردم ایمیل های شما را در دستگاه های مختلف و با استفاده از تکنولوژی ها و پلتفرم های گوناگون، از محیط دسکتاپ گرفته تا گوشی های هوشمند و مواردی از این قبیل مشاهده و مطالعه خواهند کرد. با استفاده از کدنویسی واکنشگرا یا ریسپانسیو کار همه را راحت تر می کنید، چرا که خواننده دیگر مجبور نخواهد شد که به راست و چپ صفحه اسکرول کند. در صورتی که محتوایی که ارائه می کنید زیاد پیچیده نیست، استفاده از قالب های تک ستونه بهترین گزینه خواهد بود. در هر صورت، همیشه از فونت های بزرگتر از ۱۴ استفاده کنید و اطمینان پیدا کنید که تصاویر شما به اندازه کافی بزرگ باشند تا در صفحات کوچک هم به خوبی قابل مشاهده باشند.

 

  1. عرض ایمیل را در مرز ۶۰۰ پیکسل یا کمتر حفظ کنید

این مورد تقریباً به یک استاندارد برای طراحی قالب تبدیل شده است، اما قبلاً به این دلیل توصیه می شد که با محدود کردن نیاز به اسکرول به دو طرف در بخش نمایش ایمیل برخی از برنامه های ایمیل خوان، مانند Outlook و Thunderbird، نمایش ایمیل را تسهیل می کند.

 

  1. به جای <div> از <table> و <td> استفاده کنید

طراحی ایمیل با طراحی وب تفاوت های زیادی دارد و قانون شماره یک طراحی ایمیل، قرار دادن همه چیز در جدول و انحصار استایل دهی به td هاست، مگر اینکه از تگ های anchor یا تگ های تصاویر استفاده کنید که می توانید به آنها نیز استایل دهی کنید. یک قابلیت مهم دیگر، قرار دادن جدول در جدول است، اما سعی کنید که از سه سطح فراتر نروید.

 

  1. کاهش حجم فایل ها

استفاده از تصاویر یا فایل های ضمیمه شده حجیم در ایمیل می تواند فیلترهای اسپم را حساس کند و در نهایت، باعث شود که مخاطبان مورد نظرتان هرگز پیام شما را در اینباکس خود دریافت نکنند. حتی اگر با همه اینها ایمیل شما از این فیلترها عبور کند، باز هم احتمالاً مخاطبان خود را آزار خواهید داد، چرا که بارگذاری کامل آن وقت گیر خواهد بود.

 

  1. فقط از فایل های PNG، JPEG و GIF استفاده کنید

فرمت های تصویری خود را به این موارد محدود کنید، چرا که شاید برخی از برنامه های ایمیل خوان از برخی از سایر فرمت ها پشتیبانی نکنند.

 

  1. به استفاده از ویدیو در ایمیل فکر کنید

به کمک HTML5 می توانید یک فایل ویدیویی را در ایمیل خود قرار بدهید که در برخی از برنامه های مدیریت ایمیل قابل اجرا خواهد بود.

 

  1. همیشه از display: block برای تصاویر استفاده کنید

برخی از برنامه های شناخته شده ایمیل خوان، یک فضای سفید را به دور هر تصویر اضافه می کنند که می تواند طراحی شما را به هم بریزد. به کمک این ترفند مانع از بروز این وضعیت می شوید.

 

  1. هرگز از حاشیه استفاده نکنید

هاتمیل و سایت Outlook، پشتیبانی از حاشیه (Margin) در همه مولفه های HTML را متوقف کرده اند. اگر چه استفاده از قابلیت padding دقیقاً مثل حاشیه عمل نمی کند، اما برای نیل به منظور مورد نظر می توانید از آن در td ها استفاده کنید.

 

  1. از فونت های web-safe استفاده کنید

برخی از برنامه های ایمیل خوان از همه فونت ها پشتیبانی نمی کنند، بنابراین در مبحث فونت ها از فونت های به اصطلاح web-safe  و رایج استفاده کنید.

 

  1. ALT text اهمیت دارد

از اتکای بیش از حد به تصاویر خودداری کنید و بیشتر به متن و متن جایگزین یا alt text از تگ ویژگی های تصویر توجه داشته باشید. بسیاری از برنامه های مدیریت ایمیل در حالت پیشفرض اصلاً تصاویر را بارگذاری نمی کنند و بسیاری از مردم هم اصلاً برای دانلود تصاویر به خودشان زحمت نمی دهند، بنابراین قسمت alt text تصاویر را خالی نگذارید. توجه داشته باشید که حتی امکان استایل دهی به این بخش هم وجود دارد.

 

  1. از تصویر به عنوان دکمه استفاده نکنید

استفاده از HTML و CSS برای دکمه ها باعث می شود که دکمه های فراخوان به عمل شما در همه جا و در همه برنامه های مدیریت ایمیل به درستی به نمایش در بیایند.

 

  1. از استایل های درون خطی (inline styles) استفاده کنید

این استایل ها بر استایل های لایه های بیرونی تقدم پیدا می کنند و علاوه بر این، برنامه های ایمیل خوان مرورگر محور، مانند جیمیل و هاتمیل که تگ های DOCTYPE، BODY و HEAD را حذف می کنند را دور می زنند.

 

  1. یک pre-header یا متن پیش نمایش اضافه کنید

این قسمت ارزشمند از ایمیل بعد از بخش عنوان قرار می گیرد و غالباً در مورد آن سهل انگاری می شود. از این بخش برای توضیح بیشتر عنوان و جلب توجه مخاطب استفاده کنید تا احتمال بالارفتن نرخ بازشدن و کلیک ایمیل هایتان افزایش پیدا کند.

 

  1. قانون طلایی: امتحان کنید و به اجرای تست روی ایمیل های خود ادامه بدهید

هر چه از اهمیت تست کردن ایمیل های HTML در برنامه ها و دستگاه های مختلف سخن بگوییم، کم گفته ایم. حتی این فرآیند تست و آزمون را برای قالب هایی که قبلاً هم از آنها استفاده کرده اید باید انجام بدهید.

چک لیست نهایی تست ایمیل ها

حال که از باید و نبایدهای ایمیل های HTML اطلاع پیدا کردید، پیش از فشردن دکمه ارسال باید آخرین بررسی را نیز انجام بدهید:

  1. آیا آدرس فرستنده قابل مشاهده است؟
  2. آیا یک لینک به نسخه اینترنتی ایمیل در بالای آن وجود دارد؟
  3. آیا از عنوان مناسبی استفاده کرده اید؟
  4. آیا متن را برای پیداکردن غلط های املایی احتمالی بررسی کرده اید؟
  5. آیا یک لینک لغو اشتراک در انتهای ایمیل وجود دارد و آیا این لینک به درستی کار می کند؟
  6. آیا طراحی شما کاملاً واکنشگرا است؟
  7. آیا همه لینک های ایمیل به درستی کار کرده و کاربر را به صفحات فرود مربوطه هدایت می کنند؟
  8. آیا برای همه تصاویر از alt text یا متن جایگزین استفاده کرده اید؟
  9. آیا برای اطمینان از نمایش درست ایمیل خود در برنامه ها و پلتفرم های مختلف، آن را تست کرده اید؟
  10. آیا ایمیل شما عاری از ویژگی های رایج ایمیل های اسپم است؟

 

اگرچه ایمیل های HTML به طور پیوسته در حال بهبود و پیشرفت هستند و به تدریج تجربه بهتر و بهتری را برای خواننده رقم می زنند، اما برای شما به عنوان کسی که در مبحث ایمیل مارکتینگ فعالیت می کند واضح و مبرهن است که کاری که باید انجام بدهید به این راحتی ها نیست. در عین حال، آگاهی و توجه به نکاتی که در این مطلب از مجموعه مقالات بخش آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به آنها اشاره کردیم باعث می شود که بتوانید بیشترین و بهترین واکنش ها و نتایج را از تلاش های خود شاهد باشید. بنابراین، همین امروز دست به کار شوید و کمپین ایمیل مارکتینگ HTML خودتان را تنظیم و اجرا کنید.

 

آیا تعداد تماس های شما بیش از حد زیاد است؟

نویسنده اصلی این مطلب که با کمی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده، آقای مایکل پِدون است. آقای پدون بنیانگذار و مدیرعامل یکی از شرکت های مطرح در زمینه بازاریابی و فروش است. ما مطالب دیگری را نیز در این بخش از وی منتشر کرده ایم که معمولاً در قالب پرسش و پاسخ و در تلاش برای حل یک مشکل واقعی نگاشته شده اند.

«من شنیده ام که قبل از آنکه یک مشتری بالقوه نسبت به خرید از فروشنده متقاعد شود، به ۱۲ بار تماس (تلفنی و همچنین از طریق سایر کانال ها) نیاز است. شخصاً تمایلی به گیر دادن ندارم و تماس هایی که برای فروش می گیرم را به شکل فشرده و رگباری انجام نمی دهم. اما اخیراً به نظرم می رسد که مشتریان راغبی که چندین بار با آنها تماس می گیرم هرگز به من پاسخ نمی دهند. آیا در تماس زیاده روی می کنم؟»

بسیار خوب، ما در اینجا با دو مسأله مواجه هستیم:

  1. سوال «آیا در تماس زیاده روی می کنم»، و
  2. جمله «مشتریان راغبی که چندین بار با آنها تماس می گیرم هرگز به من پاسخ نمی دهند».

بیایید با هم ببینیم که چطور می توانیم هر دوی این مسائل را رفع و رجوع کنیم.

در مورد سوال «آیا در تماس زیاده روی می کنم»، کارشناسان فروش داخلی شرکت باید به این درک برسند که یک «نقطه ارتباطی» لزوماً فقط یک «تماس تلفنی» نباید باشد.

یک به اصطلاح «نقطه ارتباطی» یا touch point علاوه بر تماس تلفنی با مشتری بالقوه می تواند ارائه درخواست ارتباط در لینکدین، یک ایمیل شخصی، دعوتنامه شرکت در وبینار یا ایمیل خودکاری باشد که حاوی توصیه های سودمند متناسب با نیازهای فرد مورد نظر است.

در ادامه این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به سیستم سهل الاستفاده ای اشاره خواهم کرد که به کمک آن می توانید در حالی از سماجت های آزاردهنده جلوگیری کنید که در هنگامی که مشتری بالقوه برای خرید آمادگی پیدا می کند، در کانون توجه وی قرار دارید.

برای شروع، در اولین تلاش خود برای ایجاد رابطه با مشتری بالقوه می توانید روی سه نقطه ارتباطی تمرکز کنید: ابتدا تلفن می زنید یا یک پیام تلفنی حساب شده برای او می گذارید (نقطه شماره ۱)، سپس یک ایمیل ارسال می کنید (نقطه شماره ۲) و پس از آن یک درخواست برای ارتباط در شبکه های اجتماعی ترجیحاً حرفه ای، مثل لینکدین می فرستید.

دومین تلاش شما از دو نقطه دیگر تشکیل می شود: دومین پیام تلفنی و یک ایمیل دیگر.

بسیار خوب، تا اینجا با دو مرحله کار، پنج بار با مشتری ارتباط داشته ایم و باید به سراغ ششمین نقطه برویم.

سومین تماس را می گیرید و متعاقب آن یک ایمیل دیگر ارسال می کنید تا به هفتمین نقطه در سومین تلاش برسیم.

یک دعوتنامه برای شرکت در وبیناری را ارسال کنید که به آنها کمک می کند تا مشکلی را حل کنند و باری را از دوش شان بردارند تا ۸ نقطه ارتباطی را ایجاد کرده باشید.

یک ایمیل بازاریابی هفتگی که حاوی توصیه ها و نکات سودمند است را به این ترکیب اضافه کنید تا ۴ نقطه دیگر نیز به تلاش شما اضافه شود تا در مجموع، در طول ۳۰ روز ۱۲ نقطه ارتباطی ایجاد کرده باشید.

به خاطر داشته باشید که پیش از آنکه یک مشتری بالقوه به خرید از شما تمایل پیدا کند، باید مطمئن باشد و بتواند به اینکه شما بهتر از هر کس دیگری می توانید مشکل وی را حل کنید اعتماد کند.

گذاشتن پیام یا تماس و ارسال ایمیل های تاثیرگذار می تواند شروع فوق العاده ای را برای شما رقم بزند.

فراهم آوردن و ارائه نکات سودمند و کاربردی (از طریق وبینار یا راهکارهای اتوماسیون ایمیل مارکتینگ) یک قطعه مهم دیگر از این پازل است.

در عین حال، باید اطمینان پیدا کنید که پیام شما همیشه کاملاً مرتبط و متناسب است، و اینجاست که به مبحث دوم می رسیم:

«مشتریان راغبی که چندین بار با آنها تماس می گیرم، هرگز به من پاسخ نمی دهند»

اگر هدف شما از پیام گذاشتن، تماس گرفتن و ارسال ایمیل فقط این است که چیزی به مشتری بالقوه گفته باشید، همین الآن وقت آن است که مسئولیت کارتان را بر عهده بگیرید و مشکل را به گردن دیگران نیندازید.

بهترین روش برای حل این مشکل این است که خودتان و مدیر فروش بنشینید و به همان پیام های تلفنی که برای مشتریان بالقوه تان گذاشته اید گوش بدهید، سپس سوالات سختی از این قبیل را بپرسید:

چه طور به نظر می رسید؟ آیا لحن شما به اندازه مناسبی حاکی از علاقه تان به کمک به مشتری هست یا اینکه چنان به نظر می رسد که این ۱۰ هزارمین پیامی است که امروز گذاشته اید؟

اگر پیام های تلفنی شما موثر واقع نمی شوند، پیش از آنکه به فکر تغییر پیام بیفتید، اطمینان پیدا کنید که مشکل از چگونگی گفتن چیزی که می گویید نیست. ضمناً از نظرات و بازخوردهای مدیر فروش و سایرین نیز با آغوش باز استقبال کنید.

نظر شما چیست؟ آیا شما هم روش یا قاعده خاصی برای برنامه ریزی تماس های خود با مشتری دارید؟

 

بهبود همزمان تجربه کاربری و فروش

این روزها تعامل با برندها و سازمان های مختلف، پیچیده تر و پویاتر شده و ظرافت خاصی پیدا کرده است. مشتریان امروزی نه تنها از دستگاه ها و پلتفرم های مختلفی برای گشت و گذار در اینترنت و خرید استفاده می کنند، بلکه معمولاً از همه این دستگاه ها و پلتفرم ها به موازات یا در امتداد هم استفاده می کنند. به عنوان نمونه، چه بسا مشتری شما خرید خود را روی گوشی موبایلش آغاز کند و تکمیل و پرداخت آن را از طرق لپ تاپ یا کامپیوتر خانگی خود انجام بدهد. به علاوه، این امکان نیز وجود دارد که مشتری خرید خود را با موبایل شروع کند و شخصاً برای دریافت کالا مراجعه نماید.

شاید این سوال برای شما مطرح شده باشد که همه اینها به تجربه کاربری (UX) و اصول طراحی تجربه مشتری (CX) چه ارتباطی پیدا می کند. پاسخ این است که همه چیز به همین تجربه ها بستگی دارد. کار شما به عنوان یک فروشنده، بهبود این تجارب در همه مسیرها و کانال های خرید است تا فرآیند سفر مشتری راحت، خوشایند و بدون هیچ مشکلی انجام بگیرد. چه در حال طراحی وبسایت باشید، یا توسعه یک اپ موبایلی و یا سیستم های تعامل جامع و یکپارچه، در هر صورت باید اطمینان پیدا کنید که مخاطب و مشتری مورد نظر در کل مسیر حرکت خود به سوی انجام عمل مورد نظر و بعد از آن، اوقات مفرح و خوشی را سپری می کند.

متعاقب فراهم آمدن این شرایط، اتفاقات مثبتی به نفع شما و کسب و کارتان رقم خواهد خورد. به عنوان مثال، اگر مشتریان تان خشنود و راضی باشند، مجدداً برای خرید به شما مراجعه خواهند کرد یا با تعریف از شما در نزد دوستان و اطرافیان خود مشتریان جدیدی را به سمت تان ارجاع می دهند. در طرف مقابل، ۸۸ درصد از کاربران اینترنت پس از یک تجربه ضعیف، دیگر به سایت مورد نظر مراجعه نمی کنند. باید به خاطر داشته باشید که ۹۴ درصد از حس و حال اولیه ای که وبسایت در مخاطب ایجاد می کند، به طراحی آن وابسته است که این طراحی به نوبه خود، سبک و سیاق برند و سازمان شما را انعکاس می دهد.

علاوه بر این، چنانچه از فرآیندهای بهتری برای بهبود تجربه کاربری و طراحی استفاده کنید، به طور طبیعی و به شکل همزمان فروش بهتری را نیز تجربه خواهید کرد. در اینجا اما و اگر دیگر جایگاهی ندارد و باید به این پرسش پاسخ بدهیم که چطور؟

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی به شش روش و نکته اشاره خواهیم کرد که به کمک آنها می توانید در آنِ واحد یک تجربه کاربری بهتر را برای مشتری و فروش بهتری را برای خودتان رقم بزنید:

 

  1. سهولت دسترسی و کاربری یک ضرورت است

سهولت دسترسی به همه موارد مورد نیاز، برای بهبود تجربه کاربری مخاطب شما ضروری است. این نیازی است که هیچ سن و سال یا معلولیتی نباید به آن خللی وارد کند. اطمینان پیدا کنید که ویترین مجازی تان برای همه سهل الاستفاده است و مراجعه به بخش های مختلف آن نیاز به توانایی یا اطلاعات پیش زمینه ای خاصی ندارد. این امر به کمک انجام بهینه سازی های فنی امکانپذیر است. به عنوان مثال، استفاده از تگ های متا، متن جایگزین (alt text) و عنوان برای تصاویر می تواند برای افرادی که به هر دلیلی قادر به مشاهده تصاویر مربوطه نیستند سودمند واقع شود. چنانچه از ویدیو استفاده می کنید، حتماً برای آن زیرنویس تهیه کنید تا افرادی که مشکل شنوایی دارند را از جمع مشتریان تان حذف نکرده باشید. برای اطمینان از دقت زیرنویس، ویدیو را به دقت از ابتدا تا به انتها تماشا کنید.

البته توجیه این موارد از نظر تجربه عمومی دشوار است، چرا که بیشتر مواردی که اِعمال می کنید به چشم بسیاری از کاربران نخواهد آمد. در عین حال باید توجه داشته باشید که آنهایی که نیاز به وجود این قابلیت ها را احساس می کنند، نه تنها قدردان شما خواهند بود، بلکه عموماً به مشتریان وفادارتان نیز تبدیل خواهند شد.

 

  1. محتوا پادشاهی می کند

روزگاری که با یک وبسایت ساده و خالی می توانستید گلیم تان را از آب بیرون بکشید به سر رسیده است. امروزه مردم خواهان یک تجربه غنی هستند که تنها از طریق ارائه مستمر محتوای باکیفیت امکانپذیر است. احتمالاً عبارت «محتوا پادشاه است» به گوش تان خورده است. بدانید و آگاه باشید که این جمله هیچگاه به اندازه عصر حاضر مصداق نداشته است.

از این هم مهم تر، باید محتوای ارائه شده را به نحوی تقطیع و سازماندهی کنید که کاربر بدون هیچ دردسر و مشکلی بتواند به چیزی که به دنبال آن است دست پیدا کند. این از طریق یکی از مولفه های طراحی، به نام «سیلوی محتوا» امکانپذیر می شود. سیلوی محتوا یک رویکرد بخش بندی و تقسیم بندی شده به مرور و جابجایی در وبسایت است. برای اطلاعات بیشتر، عبارت Content Silo را در گوگل جستجو کنید.

 

  1. برای فضای منفی ارزش قائل باشید

فضای منفی (Negative Space) همان فضای خالی بین آیتم های محتوایی، متن و عناصر طراحی است که گاهی با عنوان فضای سفید نیز از آن یاد می شود. وجود این فضا یک زنگ تفریح مطلوب در میان هجمه مطالب ارائه شده است که به خصوص در محیط موبایل ضرورت دارد. گاهی اجازه می دهید که پس زمینه محتوا به کاربر رخ بنمایاند و گاهی هم فقط یک فضای سفید است و بس. در هر صورت، استفاده مناسب از این مولفه می تواند به زیباتر و بهتر شدن طرح کلی بینجامد.

تصمیم گیری برای زمان و مکان استفاده از فضای منفی به خلاقیت شما بستگی دارد، اما گاهی برای متمایز شدن و برجسته به نظر رسیدن یک گزینه یا آیتم می توانید از یک فضای خالی در اطراف آن کمک بگیرید.

 

  1. بپرسید

شما می توانید وقت تان را برای حدس زدن یا پیش بینی مواردی که احتمالاً مخاطبان و مشتریان تان واکنش بهتری نسبت به آنها نشان خواهند داد پُر کنید. البته، توجه به آمار و ارقام و نتایج تحلیلی، کار را برای شما آسانتر می کند. بخشی از هدف ما در اینجا این است که قبل از آنکه حتی خود مشتری احساس کند، بدانیم که چه نیاز یا خواسته ای دارد. لذا از ملغمه ای از اطلاعات موجود، رفتار و عملکرد مشتری و روندهای جاری برای تشخیص فرصت های احتمالی استفاده می کنیم.

با وجود اینکه این یک مسیر و روش مهم و کاربردی است، اما راه دیگری هم وجود دارد و آن این است که فقط بپرسید. از نظرسنجی، پرسشنامه و مواردی از این قبیل برای دریافت مستقیم اطلاعات از کاربران وفادارتان استفاده کنید.

ببینید که کاربران شما بیشتر از چه چیز سایت شما لذت می برند، یا برعکس از کدام بخش متنفرند. درباره تجربه هایی که داشته اند سوال کنید، مثلاً بهترین یا بدترین تجربه در استفاده از وبسایت و سایر کانال ها. موشکافی کنید و ببینید که درباره برند و پلتفرم های شما چه احساسی دارند و انتظارات و خواسته هایشان چیست. بیشتر مردم با کمال میل نظرات خود را با شما در میان می گذارند، لذا از این فرصت برای بهبود فرآیند سفر مشتری استفاده کنید.

 

  1. از طراحی شبکه ای (Grid-based) استفاده کنید

طرح های مبتنی بر گرید در سالهای اخیر جایگاه ویژه ای پیدا کرده اند. اگر بخواهیم فقط یک دلیل برای این رواج ذکر کنیم، باید به هماهنگی بسیار خوب اینگونه طرح ها با سیستم ها و طرح بندی های مدرن اشاره کنیم.

گرید ۱۲ ستونه ای که در فریم ورک بوت استرپ (Bootstrap) ارائه می شود بسیار کاربردی است، اما همه از این فریم ورک استفاده نمی کنند. به علاوه، قالب های گرید محور زیادی برای وردپرس، دروپال و سایر سیستم های مدیریت محتوا در دسترس است. حتی می توانید از گریدهای CSS مانند PureCSS استفاده کنید که در صورت لزوم مستقل از فریم ورک کار می کنند.

 

  1. «فولد» دیگر اهمیتی ندارد

منظور از فولد (fold) همان قسمت بالایی صفحه وبسایت، ایمیل یا هر محیط دیگری است که کاربر بدون اسکرول کردن قادر به مشاهده آن است. مدت های مدیدی است که یکی از اصول اصلی طراحی مدرن، گنجاندن و به اصطلاح «چپاندن» همه آیتم های مهم در قسمت بالایی صفحه بوده است، چرا که چشم کاربر در ابتدا به این قسمت می افتد و بر اساس آن برای مطالعه ادامه مطلب تصمیم می گیرد. امروزه دیگر توجه به قاعده بالای فولد ضروری نیست، چرا که به واسطه طرح های واکنشگرا یا ریسپانسیو و طراحی مخصوص موبایل، کاربران دیگر با اسکرول کردن صفحات طولانی آنچنان مشکلی ندارند.

البته هنوز هم بهتر است که جزئیات محرک به عمل را در دید مخاطب قرار بدهید، اما این لزوماً به معنای گنجاندن همه چیز در همان قسمت بالایی نیست. در واقع، دیگر نباید تأکید سابق را روی این قاعده داشته باشید.

 

تجربه کاربری، مقصد و مقصود طراحی مدرن است

با وجود اینکه شاید این عنوان کمی احساسی و ادبی به نظر برسد، اما چیزی جز حقیقت محض نیست. هنگامی که سخن از طراحی مدرن –چه در وب و چه برای اپ- به میان می آید، تجربه کاربری شاه کلیدی است که قفل های پیش روی مشتری را باز کرده و مسیر را هموارتر می کند، یا حداقل مانع اضافی بر سر راه وی قرار نمی دهد. به هر حال، طبیعتاً هیچ کس تمایل ندارد که از اپ یا وبسایتی استفاده کند که وی را گیج می کند یا اعصابش را به هم می ریزد. این مخصوصاً در مورد دستگاه های همراه و موبایل مصداق بیشتری دارد.

با در نظر داشتن مواردی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به آنها اشاره شد، اطمینان پیدا می کنید که سفر مشتری در کمال آرامش و بدون یا با حداقل مشکلات انجام می شود. نتیجه کار، یک معامله برد-برد خواهد بود: یک مشتری راضی خواهید داشت که با کمال میل باز هم از شما خرید می کند و حتی احتمالاً دوستان و اعضای خانواده خود را نیز برای خرید از شما تشویق خواهد کرد.


نویسنده این مطلب خانم لِکسی لو است. خانم لو یک طراح وب و کدنویس و همچنین نویسنده محتوای اینترنتی است.

 

مقایسه طراحی مقیاس پذیر (Scalable) با طراحی واکنشگرا (Responsive) در ایمیل

در روزگاری نه چندان دور، تنها کاری که بازاریاب های فعال در حوزه ایمیل مارکتینگ باید انجام می دادند این بود که اطمینان پیدا کنند که قالب HTML ایمیل شان در رایانه های رومیزی یا دسکتاپ شکل و شمایل خوبی دارد. همین و بس.

اما امروزه اوضاع کاملاً فرق کرده است. با توجه به افزایش روزافزون کاربران موبایل و دستگاه های همراه، نیاز به ارائه بهترین تجربه در هر دو محیط دسکتاپ و موبایل به یک ضرورت غیرقابل انکار تبدیل شده است. در عین حال، هنگامی که به دنبال راه اندازی کمپین ایمیل مارکتینگی هستید که در همه صفحات نمایش دستگاه های مختلف به بهترین شکل ممکن به نمایش در می آید، باید ملاحظات بیشتری را مد نظر داشته باشید.

به طور کلی، برای نمایش درست محتوا در دستگاه های مختلف، از دو روش می توان استفاده کرد: طراحی مقیاس پذیر (Scalable) و طراحی ریسپانسیو یا واکنشگرا (Responsive). اما این دو روش چه تفاوتی دارند و شما باید کدامیک را انتخاب کنید؟ در ادامه این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی با ما همراه باشید تا به پاسخ به این سوالات بپردازیم:

 

  1. طراحی مقیاس پذیر

ساده ترین و آسان ترین روش برای اطمینان از اینکه شکل و شمایل پیام شما از حالت دسکتاپ به درستی به حالت موبایل انتقال پیدا می کند و امکان خواندن و کلیک همچنان به راحتی وجود دارد، همین روش طراحی مقیاس پذیر است. همانطور که از نام این روش بر می آید، در این حالت اندازه کلی ایمیل شما متناسب با اندازه صفحه نمایشی که در آن نمایش داده می شود تغییر می کند. این تغییر با استفاده از طراحی تک ستونه و استفاده از فونت ها و تصاویر بزرگتر برای خوانایی بهتر امکانپذیر می شود. این نوع از طراحی بر پایه یک سیستم مشبک (Grid) انجام می گیرد که کوچک و بزرگ شدن بدون مشکل اندازه و چارچوب طرح را امکانپذیر می سازد.

 

  1. طراحی واکنشگرا

طراحی واکنشگرا روش بسیار حرفه ای تری است که به کار بیشتری هم نیاز دارد. در این روش، از طراحی و کدنویسی پیشرفته تری استفاده می شود و برای تغییر اندازه و تنظیم طرح و جایگزینی فونت ها و تصاویر با توجه به صفحه یا پلتفرمی که از آن برای مشاهده ایمیل استفاده می شود از مدیا کوئری (media queries) استفاده می شود.

 

طراحی واکنشگرا برای تعریف نحوه نمایش مولفه های HTML از مدیاکوئری های درون استایل شیت بر طبق دستگاه مورد استفاده کاربر استفاده می کند. به طور ساده و خلاصه، با توجه به اندازه صفحه نمایش، از استایل های متفاوتی برای اندازه های مختلف استفاده می شود تا HTML به درستی و به تناسب پیاده سازی شود.

احتمالاً این سوال برای شما مطرح شده که با توجه به حرفه ای تر بودن روش طراحی واکنشگرا، اصلاً نیازی به مقایسه این دو روش نیست و بدون هیچ تردیدی باید طراحی واکنشگرا را انتخاب کنید. اما هر کدام از این روش ها مزایا و معایب خاص خودشان را دارند که اطلاع از آنها احتمالاً می تواند تصمیم شما برای انتخاب آنها را تحت تاثیر قرار بدهد:

طراحی مقیاس پذیر

مزایا

  • در همه دستگاه ها کار می کند
  • در همه دستگاه ها به یک شکل به نمایش در می آید
  • کار طراحی و کدنویسی آن ساده تر است
  • مدیریت، تست و ویرایش آن هم آسان تر است

معایب

  • اصالتاً مخصوص طراحی برای محیط موبایل نیست
  • امکان پیاده سازی پیچیدگی ها و ظرافت های خاص در طراحی، محدود است

 

اگرچه استفاده از این طراحی مخصوصاً برای افرادی که به تازگی به حوزه ایمیل مارکتینگ قدم گذاشته اند می تواند انتخاب خوبی باشد، اما به منظور بهره برداری حداکثری از این نوع از طراحی باید به چند مورد توجه داشته باشید:

  1. سادگی طراحی را حفظ کنید – استفاده از طرح تک ستونه اجباری است؛
  2. با استفاده از فونتهای بزرگتر (فونت ۱۴ بهترین گزینه است) و حتی فراخوان به عمل های واضح تر و بزرگتر، محیط و محتوا را ساده تر کنید؛
  3. به منظور جلوگیری از طویل شدن ایمیل در بُعد طولی، از تصاویر کمتر و متن خلاصه تری استفاده کنید.

 

طراحی واکنشگرا

مزایا

  • گزینه های بسیار بیشتری را در اختیار شما قرار می دهد؛
  • می تواند باعث افزایش تعامل و واکنش مخاطبان شود؛
  • تجربه کاربری بهتری را رقم می زند؛
  • بهترین گزینه برای افرادی است که ترافیک ارسال بالایی دارند.

معایب

  • کدنویسی آن پیچیده تر است؛
  • تولید کار نهایی به زمان بیشتری نیاز دارد؛
  • تکنولوژی خاصی دارد و روی همه دستگاه ها به شکل مطلوب پیاده نمی شود. به علاوه، برخی از برنامه های مدیریت ایمیل اصلاً از مدیاکوئری پشتیبانی نمی کنند.

این نوع از طراحی برای بازاریاب هایی که محتوای زیاد یا چندین پیشنهاد در خبرنامه ایمیلی خود دارند بهترین گزینه است، چرا که با توجه به دستگاه مورد استفاده کاربر، آیتم های مورد نظر فرستنده با چارچوب مورد نظر به درستی به نمایش در می آیند. طراحی قالب ایمیل واکنشگرا به شما امکان می دهد تا بدون تغییر محتوا، برای نمایش یا عدم نمایش آیتم های محتوایی شرط بگذارید. با استفاده از مدیاکوئری، کنترل خارق العاده ای بر نمایش محتوای مورد نظر در دستگاه های موبایل خواهید داشت، از جمله:

  • طرح و چارچوب نمایش
  • تغییر فونت
  • تغییر رنگ ها
  • تغییر اندازه تصاویر
  • امکان انتخاب نمایش یا عدم نمایش یک آیتم در صورت کوچکتر شدن صفحه نمایش و مواردی از این قبیل.

 

استفاده از کدام مورد برای کسب و کار شما مناسب تر است؟

تصمیم گیری در رابطه با انتخاب یکی از دو روش مقیاس پذیر یا واکنشگرا کار آسانی نیست و بیشتر به این بستگی دارد که چقدر در طراحی HTML مهارت دارید، چه محتوایی را می خواهید ارائه کنید و مایلید که سبک و سیاق نمایش آن محتوا به چه نحوی باشد. در طرح های ساده که افزایش اندازه فونت و استفاده از چارچوب یک ستونه، تمام آن چیزی است که برای نمایش مناسب محتوا در موبایل به آن نیاز دارید، استفاده از طراحی مقیاس پذیر گزینه مناسبی است. از طرف دیگر، محتوای متراکم و پیچیده به گزینه های بیشتری برای خوانایی مناسب نیاز خواهد داشت که طراحی مقیاس پذیر نمی تواند آنها را در اختیار شما قرار بدهد، مخصوصاً برای قالب هایی که بیش از یک ستون دارند.

تنها هشداری که باید در رابطه با کار کردن با کد واکنشگرا و مدیاکوئری به شما بدهیم این است که اگر مرتباً قالب یا ساختار طرح خود را ویرایش می کنید، احتمال به هم ریختن HTML شما بیشتر خواهد بود و همین باعث می شود که محتوا در برخی از دستگاه ها یا سیستم ها به درستی به نمایش در نیاید.

بنابراین کاری که باید انجام بدهید این است که بیشتر و بیشتر تست کنید. البته به خاطر داشته باشید که ابتدا باید تحقیق کنید و ببینید که مشتریان بازار هدف شما برای مشاهده ایمیل ها بیشتر از چه دستگاه هایی استفاده می کنند تا بیشتر روی همان دستگاه ها و پلتفرم ها تمرکز کنید.

در هر صورت، اگر می دانید که اغلب ایمیل های شما در محیط موبایل خوانده می شوند و به دنبال آن هستید که بهترین تجربه کاربری را برای مشتری رقم بزنید، بدون شک طراحی واکنشگرا چیزی است که باید آن را مد نظر قرار بدهید. چنانچه باز هم تردید دارید، قالب های مختلف HTML را امتحان کنید تا پیش از انتخاب نهایی یک گزینه برای استراتژی ایمیل مارکتینگ خود ببینید که مخاطبان شما چگونه به آنها واکنش نشان می دهند.

 

استندآپ کمدی بداهه چگونه می تواند به فروش کمک کند

استندآپ کمدی بداهه یا ایمپراو (Improv) نوعی از کمدی است که بر پاشنه بداهه پردازیِ آنی و در لحظه می چرخد. من برای تمرین سخنرانی در جمع شرکت در کلاسهای کمدی بداهه را آغاز کردم و باید اذعان کنم که واقعاً معتاد شدم، چرا که ایمپراو کاملاً در طرف مقابل اجراهای خسته کننده از پیش تمرین شده قرار می گیرد؛ همه چیز به طرز غریبی جنون آمیز و آزاد است. کمدی بداهه به جای تریبون و عصا قورت دادن، روی تخیل و شادمانی تکیه می کند. در واقع، کمدی بداهه می تواند برای تقویت اعتماد به نفس و راحت تر شدن صحبت کردن در جمع به شما کمک کند، اما مزایای آن به همینجا ختم نمی شود. کمدی بداهه می تواند شما را پویاتر، خوش بین تر و قابل درک تر کند و از شما یک هم تیمی بهتر و در ابعاد مختلف، یک فروشنده بهتر بسازد.

احتمالاً کنجکاو شده اید که این کمدی بداهه چه سبک و سیاقی دارد. برای آشنایی با ایمپراو، این تمرین را انجام بدهید: من یک کلمه به شما می دهم، شما چشم تان را از صفحه مانیتور یا گوشی بر می دارید و به اولین هفت صفتی فکر می کنید که به ذهن تان می رسد.

شروع می کنیم، کلمه: «شرکت»

۱،۲،۳،۴،۵

چطور بود؟ احتمالاً همینطور که جلو می رفتید، کار دشوارتر می شد، چرا که کفگیر پاسخ های آماده مغزتان به ته دیگ می رسید. دلیل این محدودیت ذهنی این است که شما یک فیلتر فعال در ذهن تان دارید که به شما می گوید که قبل از صحبت کردن باید فکر کنید. قطعاً این حرف بیراهی نیست، اما در کمدی بداهه باید این فیلتر را بردارید و یاد بگیرید که اولین چیزهایی که به ذهن تان می آید را بیرون بریزید. معمولاً بعد از پنجمین صفت، ذهن ناخودآگاه شما شروع به تولید پاسخ هایی می کند که از آن فیلتر عبور می کنند و مستقیماً از دل بر می آیند. این پاسخ ها می توانند مضحک به نظر برسند، چون به طرز آزاردهنده ای صادقانه به نظر می رسند.

شاید کمدی بداهه به نظر دشوار برسد، اما اینطور نیست. فقط باید قوانین آن را تمرین کنید. ما در ادامه این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی به ۵ قانون از کمدی بداهه اشاره می کنیم که با به کارگیری آنها در حرفه فروشندگی خود خواهید دید که چگونه قواعد کمدی آزاداندیش مبتنی بر بداهه پردازی می تواند از شما یک فروشنده کارآمدتر بسازد:

 

قانون شماره ۱: «بله، و …»

همیشه بپذیرید و پیشنهاد بدهید. نگویید «خیر»، بگویید «بله!» و ادامه بدهید. در کمدی بداهه اگر یک نفر به شما یک خرچنگ خیالی بدهد، آن را می گیرید و شروع به پخت و پز می کنید. حتی اگر خرچنگ دوست ندارید، به هر حال می گویید «بله» و سپس جهت داستان را عوض می کنید. از این طریق، فضا به یک سمت و سوی مثبت به پیش می رود.

به عنوان فروشنده: انسان مثبت تری خواهید شد. شما متوجه می شوید که چقدر با کلمه قدرتمند «نه» یکدیگر را آزار می دهیم و اصطکاک غیرضروری ایجاد می کنیم. شما خودتان را به زره «بله» مجهز می کنید که ادامه تعامل را امکانپذیر می سازد. حتی اگر با طرف مقابل هم عقیده نیستید، می توانید بگویید «بله، و …» تا جهت گفتگو را عوض کنید یا مودبانه واقعیات را به اطلاع وی برسانید. از این طریق به کسی تبدیل خواهید شد که همه به دنبال تعامل با وی هستند و این باعث می شود که در داخل و خارج از شرکت به یک آچار فرانسه تبدیل شوید.

 

قانون شماره ۲: مشارکت کنید

به این منظور، باید ارزش آفرینی کنید، سود و منفعت برسانید و منفعل نباشید. کسی که می گوید «حالا چکار کنیم؟» همه مسئولیت ها را به دوش همکار کمدین خود می اندازد تا برای حرکت بعدی تصمیم بگیرد. اینطور نباشید. با ارائه پیشنهاد، مسئولیت بپذیرید. به جای آنکه به مشتری بالقوه ایمیل بزنید که «چه وقتی برای ملاقات مناسب است؟» خودتان زمان هایی را پیشنهاد بدهید که با برنامه شما همخوانی دارند. اگر دیدید که یکی از هم تیمی هایتان روی صحنه کم آورده، خودتان را جلو بیندازید و او را نجات بدهید. همیشه باید به یکدیگر کمک کنید و کاری کنید که همگی خوب و بهتر به نظر برسید.

به عنوان فروشنده: یک هم تیمی بهتر می شوید. متوجه خواهید شد که درک شما از فضای پویای کار گروهی افزایش پیدا کرده است. هنگامی که به گوش تان می خورد که فروشنده های هم تیمی دیگرتان با تماس های دشواری دست و پنجه نرم می کنند که پیشبرد فرآیند فروش را غیرممکن می سازد، ماژیک را بر می دارید و توصیه های کاربردی یا حامیانه خود را روی وایت بورد می نویسید. اگر ببینید که یک سخنران مهمان از یک جماعت ساکت سوالی می پرسد و کسی صدایش در نمی آید، شما دست تان را بالا می برید و او را نجات می دهید. از این طریق، روحیه کار تیمی تان تقویت خواهد شد و به یک شریک کاری کارآمد و یک مرجع تبدیل می شوید.

قانون شماره ۳: خیلی زور نزنید!

هنگامی که تلاش می کنید تا بامزه باشید، شوخ طبعی تان از بین می رود، چرا که اصالت و صداقت از میان رفته است. اگر خودتان باشید، موقعیت های بامزه به صورت طبیعی پیش می آیند. اگر کمدینی را دیده باشید که هیچ کس به او نمی خندد و برایش ناراحت شده باشید، دقیقاً می دانید که این چه وضعیت آزاردهنده ای است.

این به اصطلاح «زور نزدن» یکی از موثرترین پادزهرهای آفت کسب و کارهای مدرن نیز محسوب می شود: صحبت های قلمبه سلمبه سازمانی. این زبانی است که مملو از لغات خاص و سنگینی است که هضم آنها آسان نیست. این یک زبان تصنعی است و مردم هم فوراً متوجه آن می شوند. به کمک کمدی بداهه، بیشتر از کلمات ملموس استفاده می کنید و هر چیزی را همانطوری که هست مطرح می کنید و مردم هم به همین خاطر به شما علاقمند می شوند.

به عنوان فروشنده: ارتباط برقرار کردن با شما آسانتر می شود. در محیط کار از علامه دهر بودن و همه کس بودن برای همه دست بر می دارید. اجازه می دهید که شخصیت تان نمود پیدا کند. هنگامی که پاسخی را نمی دانید، ظاهرسازی نمی کنید، بلکه در عوض به مشتری می گویید که بعداً تماس خواهید گرفت و پاسخ کامل را ارائه خواهید داد. ضمناً از واکنش به هر جمله با کلمه «عالیه» دست بر می دارید؛ کاری که حالت پیش فرض بسیاری از فروشندگان است. خیلی از چیزهایی که مشتری به زبان می آورد عالی که هیچ، حتی خوب هم نیستند، بنابراین صادق باشید. با تلاش نکردن برای اینکه بی نقص به نظر برسید، بیشتر بُعد انسانی خود را نشان می دهید و تعامل پذیرتر و قابل اعتمادتر به چشم می آیید. مشتریان احساس می کنند که با بقیه فرق می کنید و کسی هستید که می تواند محرم آنها باشد. در این حالت، گفته های رقبا را هم با شما در میان می گذارند که در یک بازار رقابتی می تواند به سود شما باشد.

 

قانون شماره ۴: کاری کنید که همکارتان خوب به نظر برسد

در کمدی بداهه باید هر کسی و هر کاراکتری باشید که صحنه می طلبد. گاهی باید یک آدم خل وضع باشید، در حاشیه قرار بگیرید یا نقش مخالف خوانی را بر عهده بگیرید که طرف مقابل تان به آن واکنش نشان می دهد. گاهی باید یک گوژپشت خوش برخورد باشید، یا یک خدمتکار مجنون یا یک معدنچی بی سواد. در هر صورت، جالبی همه اینها به این است که هیچ وقت نمی دانید که چه نقشی را باید برعهده بگیرید. این هیچ ایرادی ندارد، چرا که معمولاً هنگامی که با بی اطلاعی از نقش تان راحتید و روی کمک به دیگران برای پیدا کردن نقش شان تمرکز می کنید اتفاقات خارق العاده ای روی می دهد.

به عنوان فروشنده: پویاتر و فعالتر می شوید. پیش نیاز ناراحتی و درماندگی، انتظارداشتن از دیگران است و کمدی بداهه به شما یاد می دهد که هیچ انتظاری نباید داشته باشید. فارغ از اینکه چه نقش و کاری به شما محول می شود، پویا و کارآمد باقی می مانید. هنگامی که یکی از مشتریان همیشگی تان تماس می گیرد و می گوید که این ماه از رقیب شما خرید خواهد کرد، می خندید و با کلام تان او را منصرف می کنید. هنگامی که یک مشاور چوب لای چرخ تان می گذارد، هنرمندانه آن چوب را بر می دارید. از این طریق به قدرت بلامنازعی تبدیل می شوید که شکست را نمی پذیرد و در به سرانجام رساندن فروش در دقیقه نود مهارت پیدا خواهید کرد.

 

قانون شماره ۵: داستان بگویید

این همانجایی است که همه چیز را در قالب یک طرح روایت گونه به هم پیوند می زنید. در کمدی بداهه با هیچ شروع می کنید، اما همینطور که برای هم اسم انتخاب می کنید، از گذشته ها می گویید و شخصیت می سازید، یک داستان جذاب شکل می گیرد. در فروش هم با یک صفحه سفید شروع می کنید و داستانی را روی آن می نویسید که مشتری بالقوه مایل به شنیدن آن است. شاید در طول فرآیند اکتشافی خود متوجه بشوید که طرف مقابل شما قبلاً از یک فروشنده دیگر زخم خورده، شرکت متبوعش به دنبال رشد سریع است، یا اینکه پشتیبانی اولویت درجه یک آنهاست. شما همه قطعاتی که برای معرفی سرویس یا محصول خود نیاز دارید تا مشتری احساس کند که آن سرویس یا محصول با نیازهای وی منطبق است را در اختیار دارید. اینجاست که باید داستانی که از اکتشافات تان شکل گرفته را روایت کنید.

به عنوان فروشنده: از دید مشتری، ارزش آفرین تر به نظر می رسید. کمدی بداهه به شما کمک می کند تا در بیان منافع و ارزش محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید به درجه استادی برسید. از آنجایی که به توجه به جزئیات و ریزه کاری ها عادت کرده اید، جزئیات بیشتری از مشتریان بالقوه به چشم تان می آید و در خاطرتان باقی خواهد ماند. به اینکه طرف مقابل اهل کجاست، آیا بچه دارد، چه علایقی دارد و مواردی از این قبیل هم توجه می کنید و همه ویژگی های محصول یا سرویس تان را در قالب داستانی روایت می کنید که مشکلات یا نیازهای او را هدف قرار می دهد. «فلانی، پشتیبانی این نرم افزار فوق العاده ست. به عنوان یک مادر حتماً اهمیت اینکه یک نفر ۲۴ ساعته و هر روز هفته در دسترس باشه تا به مشکلات احتمالی رسیدگی کنه رو درک می کنید؛ ما اینچنین دیدگاهی به کارمون داریم.» در نتیجه، بیشتر به مذاق مشتریان بالقوه خوش می آیید و در رقابت با رقبا پیروز میدان خواهید بود.

 

حرف آخر

دقت کردید؟ خیلی سخت بود؟ تمرین روی این قوانین را شروع کنید تا متوجه اثر فوری آنها روی کارتان بشوید. بداهه پردازی به شما کمک می کند تا در هر شرایطی بیشتر احساس راحتی کنید تا بتوانید عملکرد بهتری داشته باشید. کمدی بداهه به شما امکان می دهد تا گاهی فیلتر ذهنی تان را خاموش کنید و آنچه که در دل دارید را به زبان بیاورید، فاصله ها را از میان بردارید و اعتماد ایجاد کنید. علاوه بر اینها، سرعت عمل شما را نیز افزایش می دهد و عملکرد شما در فروش را به طور کلی تقویت خواهد کرد. پیشنهاد می کنم که از مزایای این کمدی مبتنی بر آزاداندیشی در راستای پیشبرد کارتان در دنیای فروش بهره برداری کنید.

نویسنده اصلی این مطلب که با کمی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده، آقای کریس گیلِسپای است. آقای گیلسپای یک نویسنده فریلنسر و بنیانگذار شرکتی است که به رشد کسب و کارهای نوپا، شرکت های تکنولوژی محور و موسسات غیرانتفاعی کمک می کند.

 

 

۷ روش برای احیای ایمیل مارکتینگ به کمک محتوای دینامیک یا پویا

تنوع، چاشنی زندگی است، اما هنگامی که پای ایمیل مارکتینگ و کمپین های مرتبط با آن به میان می آید، پیدا کردن یک ترکیب مناسب و همگن از طعم و مواد تشکیل دهنده برای ارضای انتظارات و نیازهای کاربران کار آسانی نیست.

این روزها، شخصی سازی به حاکم بلامنازع میدان ایمیل مارکتینگ تبدیل شده و باعث تحقق نرخ بازشدن و کلیک مورد نظر و به طور کلی تعامل بالاتر می شود. این به آن معنی است که شخصی سازی و متناسب سازی محتوا برای تک تک مخاطبان در جهت جلب و حفظ توجه آنها حیاتی است. به هر حال، باید به خاطر داشته باشید که این فقط شما نیستید که برای گیرنده هدف تان ایمیل ارسال می کنید و لذا، به طریقی باید خودی نشان بدهید و متمایز به نظر برسید.

اینجا همانجایی است که ایمیل های دینامیک (Dynamic – داینامیک) یا پویا به فریاد بازاریابی ایمیلی می رسند. ایمیل های دینامیک حاوی مولفه هایی هستند که با هر بار باز شدن ایمیل، به روز رسانی شده و با توجه به مواردی همچون موقعیت جغرافیایی یا دستگاه مورد استفاده کاربر تغییر می کنند. در نتیجه، این ایمیل ها شخصی سازی خلق الساعه ای را برای تک تک مشترکان رقم می زنند. بازاریاب ها با استفاده از یک پلتفرم اتوماسیون بازاریابی می توانند چنین پیام هایی را برای صدها هزار مشترک ارسال کنند تا میزان تعامل و بازگشت سرمایه ناشی از تلاش هایشان تا حد قابل توجهی افزایش پیدا کند.

ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی، هفت آیتم دینامیک یا پویایی را معرفی خواهیم کرد که با گنجاندن آنها در ایمیل هایی که برای مشترکان خود ارسال می کنید می توانید کمپین های ایمیل مارکتینگ موثرتری را تجربه کنید:

 

  1. نظرسنجی های دینامیک

استفاده از نظرسنجی می تواند به شما در جهت کسب اطلاعات مهم و حیاتی درباره چالش ها، نیازها، خواسته ها و علایق مشتریان بالقوه و کنونی تان کمک کند. به کمک مولفه های دینامیک، به جای آنکه لینک شرکت در یک نظرسنجی را برای مشترکان خود ارسال کنید، می توانید سوالات را با دکمه های رادیویی (دایره های توخالی که با کلیک پر می شوند) مستقیماً در ایمیل ارسالی قرار بدهید تا گیرنده بتواند فوراً گزینه مورد نظر خود را انتخاب کند.

به علاوه، با استفاده از نظرسنجی های دینامیک می توانید با نمایش فوری نتایج نظرسنجی در ایمیل، اسباب رضایت بیشتر وی را نیز فراهم کنید. این به خصوص در موقعیتی سودمند واقع می شود که می خواهید نظرات دیگران و جَوّ رایج را به مخاطب نشان بدهید. پیکربندی نظرسنجی های دینامیک برای شما و پاسخ به آنها برای مخاطب تان بسیار آسان و سریع است.

 

  1. شمارش معکوس

اغلب افرادی که کار ایمیل مارکتینگ انجام می دهند در مورد پیشنهاداتی که محدودیت زمانی دارند، فرصت های تکرارنشدنی برای عضویت یا رویدادهای آتی به استفاده از عناوینی در ایمیل های خود روی می آورند که حس فوریت و اضطرار را در مخاطب ایجاد می کند تا او را نسبت به انجام عمل مورد نظر متقاعد کنند. شما با افزودن یک شمارشگر دینامیک در بالای ایمیل، که مثلاً زمان باقی مانده را به شکل زنده نشان می دهد (و با هر بار بازشدن ایمیل تغییر می کند) می توانید آن حس فوریت و اضطرار را دوچندان کنید.

 

  1. تسهیل امور برای مخاطب

هر کاری که بتوانید انجام بدهید تا کار برای مشترکان تان راحت تر شود می تواند یک برگ برنده بزرگ برای افزایش میزان تعاملات شما باشد. به عنوان مثال، می توانید یک قابلیت دینامیک به ایمیل خود اضافه کنید تا با کلیک مخاطب روی یک متن، فوراً زمان رویداد به تقویم وی اضافه شود، یا اینکه مستقیماً بتواند از آن طریق برای بخش خدمات مشتریان پیام ارسال کند ( به جای آنکه مجبور باشد که به صفحه تماس با مای وبسایت تان مراجعه کند).

 

  1. جلوه های ویژه

هر روز و همه روزه انبوهی از ایمیل های مختلف به اینباکس مشترکان شما سرازیر می شود و طبیعتاً بسیاری از آنها کسالت آور و خسته کننده هستند. شما با استفاده از برخی از جلوه های ویژه، مانند انیمیشن های زوم، محو شدن یا اسکرول می توانید مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار بدهید. با استفاده از یکی از ابزارهای تولید جلوه های دینامیکی که با پلتفرم اتوماسیون بازاریابی شما سازگاری داشته باشد می توانید به راحتی یک کد کوتاه HTML را کپی کرده و در قالب خود قرار بدهید و سپس آن را برای مشترکان تان ارسال کنید. تاثیر استفاده از این روش با وقت و منابع اندکی که برای پیاده سازی آن باید صرف کنید اصلاً قابل مقایسه نیست.

 

  1. ویدیو

یکی از موارد دینامیک دیگری که می توانید به ایمیل های خود اضافه کنید، محتوای ویدیویی است. احتمالاً وقت و هزینه های زیادی را در جهت تولید ویدیوهای تاثیرگذار برای وبسایت یا کانال های خود در رسانه های اجتماعی صرف کرده اید. چرا از این آیتم های ویدیویی در ایمیل های تان بهره برداری نکنید؟ گنجاندن ویدیوهایی که به صورت خودکار اجرا می شوند (البته در حالت سکوت)، نه تنها توجه مخاطب را جلب و حفظ می کند، بلکه تحقیقات حاکی از آن است که مردم ویدیوها را بهتر از آیتم های خوانداری به خاطر می آورند (۹۵ درصد در برابر ۱۰ درصد). ویدیوها معمولاً جذاب و به یادماندنی هستند، دیگر از یک آیتم محتوایی چه می خواهید؟

 

  1. هدفگیری مبتنی بر موقعیت جغرافیایی و دستگاه مورد استفاده کاربر

این روزها، مشتریان تان از شما انتظار دارند که آنها را بشناسید و با توجه به پیشنهادات دقیقِ متناسبی که از سوی شرکت های بزرگ و مطرح به آنها می شود، این انتظار کمتر نخواهد شد. چقدر خوب می شد اگر شما هم می توانستید با این روند پیش بروید و خواسته مخاطب را دقیقاً در زمان یا موقعیتی که به آن احتیاج دارد در اختیارش قرار بدهید. این به کمک ایمیل های دینامیک امکانپذیر می شود.

به عنوان مثال، فرض کنیم که شرکت شما به تازگی یک اپ موبایلی را تولید و منتشر کرده است. شما می توانید ایمیلی را برای مشترکان تان ارسال کنید که دستگاه مورد استفاده هر کاربر را تشخیص می دهد و آنها را با استفاده از محتوای دینامیک به اپ استور متناسب با سیستم عامل آن دستگاه هدایت می کند. علاوه بر این، می توانید از هدفگیری جغرافیایی استفاده کنید و از این طریق، ارتباط کاربر را با یکی از فروشندگان محلی برقرار کنید یا با توجه به شهری که در آن هتل رزرو کرده است، پیشنهاد خرید از فروشگاه های فیزیکی خود را برای وی ارسال کنید.

 

  1. فید شبکه های اجتماعی

با توجه به اینکه اغلب کاربران اینترنت در شبکه های اجتماعی حضور دارند، ارزش بازاریابی رسانه های اجتماعی یا سوشال مدیا مارکتینگ کاملاً واضح و آشکار است و نیاز به توضیح اضافه ندارد. اگر شما هم در رسانه های اجتماعی به بازاریابی مشغول هستید، طبیعتاً تلاش می کنید که محتوای متناسبی را برای مخاطبان هدف تان تولید کنید که آگاهی بخش و تعامل برانگیز باشد. با گنجاندن فید فعالیت های خود از رسانه های اجتماعی –مثل اینستاگرام- در وسط یا انتهای ایمیل می توانید با یک تیر دو نشان بزنید. مشترکان شما به کمک فید دینامیک رسانه های اجتماعی می توانند با بازکردن پیام، فید فعالیت های شما در آن محیط را مشاهده کنند و از آن محتوا استفاده کرده و با آن تعامل کنند تا دامنه دسترسی به چیزی که تولید کرده اید دو برابر شود.

 

حرف آخر

امروزه افرادی که در زمینه ایمیل مارکتینگ فعالیت می کنند به راحتی و بدون نیاز به تغییر دستی ایمیل های خود برای هر کاربر، به کمک مولفه های دینامیک می توانند محتوا را سفارشی کرده و بازاریابی بسیار متناسب، خاص و شخصی سازی شده ای را عملاً برای هر تعداد از مخاطبان و مشترکان به مرحله عمل در بیاورند. این فرصت وسوسه انگیزی است که نباید از دست بدهید. بنابراین، همین امروز به کمک آیتم های دینامیک یا پویایی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره شد تحولی در ایمیل مارکتینگ خود به وجود بیاورید.