نتایج تحقیقات جدید درباره روشهای جذب مشترک برای کمپین های ایمیل مارکتینگ

بدون شک، ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی برای تمامی کسب و کارها -بدون توجه به اندازه آنها- ابزار موثری به حساب می آید. بر طبق گزارش انجمن بازاریابی مستقیم آمریکا، هنگامی که سخن از خریدهایی به میان می آید که در نتیجه دریافت پیام های بازاریابی انجام می شوند، ایمیل با غلبه بر سایر انواع بازاریابی مانند بازاریابی رسانه های اجتماعی و پست مستقیم، دارای بیشترین نرخ تبدیل (۶۶ درصد) است.
در عین حال، بسیاری از صاحبان کسب و کار، به هنگام تهیه فهرست ایمیل مارکتینگ خود به چالش هایی بر می خورند. ضمنا باید به این نکته مهم نیز توجه داشت که استفاده از فهرست هایی که به فروش می رسند، هم مضر است و هم می تواند به شهرت فرستنده لطمه بزند.
نکته کلیدی برای جلب مخاطب در جهت ثبت نام در فهرست های ایمیل، ارائه چیز سودمندی است که باعث شود که مخاطب احساس کند که صرف وقت برای ثبت نام و خواندن ایمیل های شما ارزشش را دارد. در شرایطی که بسیاری از مصرف کنندگان از ایمیل اشباع شده اند و هیچ تمایلی به شلوغ تر کردن غیرضروری اینباکس خود ندارند، حرف زدن از عمل کردن به مراتب آسانتر است. اما اخیراً یک تحقیق بهترین مشوق ها برای ایجاد انگیزه در مصرف کنندگان در جهت ثبت نام در فهرست های ایمیل مارکتینگ را آشکار کرد.

آموزش ایمیل مارکتینگ
محققان به منظور تعیین عوامل موثر بر جنبه های مختلف چرخه ایمیل مارکتینگ -از جذب مشترک گرفته تا ایجاد انگیزه برای تعامل- از بیش از ۱۱۰۰ بازاریاب نظرسنجی به عمل آوردند و اطلاعات کمپین های ایمیل مارکتینگ چندین سال اخیر را مورد بررسی قرار دادند.
نتایج این تحقیق نشان داد که مشوق های مالی بیشترین تاثیر را در ایجاد انگیزه برای ثبت نام در فهرست های ایمیل مارکتینگ داشتند. بیشتر افرادی که در این نظرسنجی شرکت کردند (۸۵ درصد) اینطور گفتند که با این امید برای دریافت ایمیل های بازاریابی ثبت نام می کنند که تخفیف یا پیشنهادهای ویژه برندها را دریافت کنند.
به علاوه، این تحقیق به بررسی تاثیر پیشنهادات ویژه مختلف روی مخاطبان نیز پرداخت. پیشنهاداتی که مصرف کنندگان بیش از همه مایل به دریافت آنها بودند به ترتیب عبارتند از: تخفیف های درصدی (۳۵ درصد)، ارسال رایگان (۲۰ درصد)، دوره های آزمایشی رایگان (۱۴ درصد)، و تخفیف های ثابت (۱۴ درصد).
تحلیل موثرترین انواع پیشنهادات، نکات سودمندی را آشکار می کند که بازاریاب ها می توانند از آنها در ایمیل های بازاریابی خود استفاده کنند. به عنوان مثال، اگرچه همه مردم چیزهای رایگان را دوست دارند، اما دوره های آزمایشی رایگان عملکرد ضعیف تری نسبت به سایر پیشنهادات دارند، زیرا اینگونه پیشنهادات در ذهن مردم با پیام های آزاردهنده تمدید دوره استفاده و ارتقا به سایر پلن ها تداعی می شوند. به علاوه، باید به این مورد نیز توجه کرد که علاقه مردم نسبت به دریافت تخفیف های درصدی (مثلا ۲۵ درصد) تقریبا دو برابر تخفیف های ثابت (مثلا ۱۰۰۰۰ تومان) است.
البته مشوق های سودمند دیگری نیز وجود دارند، اما هیچ کدام از آنها به اندازه مشوق های مالی موثر نیستند. مثلاً در مقایسه با درصد افرادی که به دنبال مشوق های مالی هستند، تنها نیمی از شرکت کنندگان در این نظرسنجی (۴۱ درصد) به منظور کسب اطلاع درباره محصولات و خدمات جدید عضو فهرست ایمیل می شوند. در عین حال، این تعداد هنوز هم دو نفر از هر پنج مصرف کننده است که جمعیت قابل توجهی به حساب می آید.
به علاوه، بیش از یک سوم مصرف کنندگان (۳۸ درصد) صرفاً به خاطر علاقه خود به برند در فهرست ثبت نام می کنند و ثبت نام بیش از یک چهارم مشترکان (۲۷ درصد) به منظور مشارکت در پژوهش محصول (product research) است. این اطلاعات نشان می دهد که روش های متعددی برای تشویق کاربران به ثبت نام در فهرست های ایمیل مارکتینگ وجود دارد و اگر بتوانید خواسته مخاطب را برآورده کنید، او هم به سمت شما خواهد آمد.
تمرکز روی مشترکان اهمیت قابل توجهی دارد. مشترکان ایمیل چیزی بیش از مخاطب هدف هستند و می توانند همان ارزش و سودمندی طرفداران و دنبال کنندگان برند در رسانه های اجتماعی را برای برند داشته باشند. یک مطالعه دیگر نشان می دهد که احتمال به اشتراک گذاری محتوا در رسانه های اجتماعی توسط مشترکان ایمیل نسبت به سایر کاربران، چیزی نزدیک به ۳ برابر بیشتر است.
بنابراین، اگرچه ایمیل مارکتینگ در ابتدا می تواند دشوار باشد و چالش های فراوانی را ایجاد کند، اما ایجاد جامعه ای از افرادی که چشم انتظار دریافت تخفیف ها و اطلاعات به روز محصولات و خدمات شما هستند ارزش هر تلاشی را دارد و بازده خود را اثبات خواهد کرد.

۳ تاکتیک شخصی سازی ایمیل برای تقویت ایمیل مارکتینگ شما

لزوم و ضرورت استفاده از ایمیل مارکتینگ به عنوان بخشی از کمپین های بازاریابی بر هیچ کس پوشیده نیست. با این وجود، به مانند سایر کانال های بازاریابی، باید راهی پیدا کنید تا صدای شما در میان این بازار شلوغ به گوش مخاطب هدف تان برسد. به این منظور، می توانید از شخصی سازی شروع کنید. با ما در بخش آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی همراه باشید.


امروزه مشاهده یک اینباکس مملو از ایمیل های تبلیغاتی چیز عجیبی به نظر نمی رسد. بنابراین، اینکه ایمیل همچنان یکی از موثرترین ابزارهای بازاریابی برای کسب و کارها است بر خلاف انتظار است. به علاوه، ایمیل مارکتینگ برخلاف برخی از تاکتیک های دیگر، در میان همه بخش ها و گروه های جامعه و حتی جوانان نیز پرطرفدار و تاثیرگذار است. علیرغم اینکه بسیاری شکوِه می کنند که ایمیل های بازاریابی زیاد شده یا ایمیل مارکتینگ دیگر محبوبیت ندارد، تحقیق ادوبی (Adobe) در ایالات متحده حاکی از اعتیاد آمریکایی ها به ایمیل است. بسیاری از ما به خصوص به خاطر امور کاری مان همیشه و در همه جا ایمیل خود را چک می کنیم.

شاید رسانه های اجتماعی تبدیل به نور چشمی بازاریاب ها شده باشند، اما ایمیل ابزار مورد علاقه مصرف کنندگان برای ارتباط با شرکت ها است. به علاوه، بازاریابی ایمیلی به خصوص برای فراتر رفتن از یک رابطه سطحی و ایجاد روابط عمیقتر با مشتری، از بازاریابی رسانه های اجتماعی موثرتر است. در واقع، بیش از نیمی از بازاریاب های دیجیتال شرکت کننده در یک تحقیق اعلام کردند که ایمیل، موثرترین ابزار بازاریابی آنها است و در مجموع، همگی آن را جزو یکی از تاکتیک های اصلی بازاریابی خود ذکر کردند.

بنابراین، تبدیل شدن ایمیل به پای ثابت استراتژی های بازاریابی از اوجب واجبات است، مخصوصاً اگر برای کانال های مختلفی محتوا تولید می کنید و می خواهید اطمینان پیدا کنید که مخاطبان علاقمند شما از آن محتوا استفاده می کنند. با این حال، به مانند همه کانال های بازاریابی دیگر -از مجلات و تلویزیون گرفته تا پیامک یا اس ام اس- باید راهی پیدا کنید تا به واسطه آن صدای خود را به گوش مخاطب برسانید.

با شخصی سازی شروع کنید، اما این فقط به معنی اضافه کردن اسم کوچک مخاطب در ابتدای ایمیل نیست. همه انواع بازاریابی محتوایی، حول درک کامل مشتری و اولویت قائل شدن برای نیازهای وی -از محتوا و قالب گرفته تا زمان و تناوب ارسال ایمیل- می چرخند. ارتباط و ارسال محتوا از طریق ایمیل مارکتینگ نیز همینطور است.

آنچه در ادامه می آید سه مورد از مواردی است که در راستای ارسال ایمیل های شخصی سازی شده موثر باید به آنها توجه کنید:

 

  1. سکان را به دست آنها بسپارید: با توجه به حجم انبوه اطلاعات موجود در اینترنت، تمایل مردم نسبت به اینکه نقشی در انتخاب چیزی که می خوانند داشته باشند جای تعجبی ندارد. با استفاده از یک رویکرد هوشمندانه، می توانید کنترل محتوای ایمیل را با ارائه مجموعه ای از کلمات کلیدی در قالب دسته بندی های مختلف برای انتخاب مخاطب، به دست وی بسپارید. اگر کار خود را به تازگی شروع کرده اید یا امکانات تان محدود است، خبرنامه هایی را ارسال کنید که برای بخش بندی های مختلف فهرست ایمیل مارکتینگ شما بهینه سازی شده اند.

از میان گزینه های دیگری که می توانید امکان انتخاب آنها را برای مخاطب خود فراهم کنید، می توان به کنترل بر تناوب (روزانه، هفتگی) یا بهترین زمان روز برای دریافت ایمیل اشاره کرد. این گزینه ها را در فرم اولیه ثبت نام بگنجانید و در هر ایمیل نیز روشهای شخصی سازی را به مشترکان خود یادآوری کنید. این به نوبه خود می تواند روش موثری برای حفظ اشتراک آنها باشد.

 

  1. شناخت بهتری نسبت به آنها پیدا کنید: یکی از عواملی که باعث می شود که شخصی سازی ایمیل مارکتینگ به یک چالش تبدیل شود، کمبود اطلاعات درباره مشترکان است. شاید فهرستی از گذشته دارید که فقط حاوی آدرس ایمیل است و اطلاعات شخصی یا هیچ آگاهی نسبت به علاقمندی های مشترکان خود ندارید. ایجاد فرصت هایی برای مشترکان در جهت پرکردن خلأهای اطلاعاتی درباره خودشان به شما کمک می کند تا آنها و آنچه که از برندتان می خواهند را درک کنید. این کار را می توانید از طریق ارائه اطلاعات سودمند یا تخفیف در قبال ارائه مقداری جزئیات شخصی، مانند عنوان یا حوزه فعالیت شغلی به دست بیاورید.

به علاوه، از طریق رفتارهای مخاطبان خود نیز می توانید اطلاعات زیادی را درباره آنها کسب کنید. تست های دوبخشی (A/B) و تجزیه و تحلیل می تواند نسبت به علاقمندی های آنها به شما ایده بدهد. ببینید که روی کدام لینک های ایمیل کلیک می کنند، یا آیا برای دریافت یکی از پیشنهادهای ویژه شما ثبت نام می کنند یا خیر. این اطلاعات به شما کمک می کند تا فهرست خود را بخش بندی کنید تا ارتباطات آینده شما هدفمندتر و ارزشمندتر باشند.

 

  1. انسان باشید: اگر غیر از خودتان کس دیگری هم در شرکت تان کار می کند، در اینصورت به احتمال زیاد به جای یک فرد، با عنوان یک برند شناخته می شوید. به مانند رسانه های اجتماعی، برقراری ارتباط تحت عنوان برند در دنیای ارتباطات دوسویه با خود چالش هایی را به همراه دارد. با استفاده از اطلاعات خود درباره علاقمندی های مخاطبان و ایجاد فضایی مبنی بر ارزشهای مشترک، می توانید در تعاملات خود تا حدی بر این مشکل غلبه کنید.

در صورت امکان فردی که واسطه ارتباطات برند است را از طریق اطلاعات تماس درون ایمیل و نشانی ایمیل در دسترس مخاطب قرار دهید. استفاده از لحن محاوره ای و کلماتی مانند «من» و «ما» را مد نظر قرار دهید. نشان دادن یک موجودیت مجزا از برند در ارتباطات مبتنی بر محتوا فایده چندانی نخواهد داشت.


تحقیقات نشان داده است که مردم نه تنها به شدت به کنترل علاقمندند، بلکه از اطلاعات مفرط نیز رویگردان هستند (مخصوصا اگر ربطی به آنها نداشته باشد). شخصی سازی روشی را برای مدیریت هر دوی این مسائل فراهم می کند. به علاوه باید به خاطر داشته باشید که شخصی سازی چیزی بیش از یک ابزار برای افزایش نرخ بازشدن و کلیک ایمیل است. شخصی سازی چیزی است که بازاریابی ایمیلی را سودمند می کند، و محتوای سودمند چیزی است که رابطه های معنادار و هدفمندی را به وجود می آورد که در بلندمدت، باعث موفقیت شما خواهند شد.

 

چرا مارک زاکربرگ درباره ایمیل اشتباه می کرد

با رشد سریع برنامه های پیام رسان، بسیاری پیش بینی می کردند که ایمیل مارکتینگ هم در کنار سایر انواع روش های ارتباطی بازاریابی نابود خواهد شد

 

مارک زاکربرگ در سال ۲۰۱۰، درست در هنگام معرفی سیستم جدید پیام رسانی فیسبوک اعلام کرد که ایمیل رو به نابودی است. او گفت: «ما تصور نمی کنیم که یک سیستم پیام رسانی مدرن بتواند چیزی شبیه ایمیل باشد.» حتی شِریل سَندبِرگ نیز چنین جملاتی را بر زبان آورد: «اگر می خواهید بدانید که افرادی مثل ما در آینده چه کارهایی انجام خواهند داد، ببینید امروز نوجوانان چه می کنند. احتمالاً ایمیل -که البته من نمی توانم زندگی بدون آن را تصور کنم- کنار گذاشته خواهد شد.»

البته زاکربرگ درباره رشد سریع پیام رسان ها کاملا درست می گفت، با این حال در حال حاضر، ایمیل نه تنها دوام آورده، بلکه ایمیل مارکتینگ رونق بیشتری هم پیدا کرده است. بر طبق گزارش مارکِتینگ شِرپا، ۷۲ درصد از مصرف کنندگان ترجیح می دهند که ارتباط شرکتها با آنها از طریق ایمیل باشد.

و البته همان نوجوانانی (اکنون پا به دوران جوانی گذاشته اند) که هم زاکربرگ و هم سندبرگ به آنها اشاره داشتند، به منظور ارتباط با برندها عملاً استفاده از ایمیل را ترجیح می دهند. به علاوه، بر اساس گزارش لیتموس، زمانی که صرف خواندن ایمیل می شود در طول شش سال گذشته ۷ درصد رشد داشته است.

به لطف گزارش سِندگرید، رشد بخش های مختلف بازاریابی ایمیلی در تصویر زیر قابل مشاهده است:

علاوه بر این، ایمیل مارکتینگ با بازگشت سرمایه حیرت انگیز ۴۳۰۰ درصد (بر طبق گزارش DMA)، یکی از مقرون به صرفه ترین کانال های بازاریابی است. اگر به درستی از ایمیل استفاده شود، این بستر ارزشمند می تواند به سودآورترین ابزار بازاریابی شما تبدیل شود.

بسیارخوب، دوام و پتانسیل ایمیل را درک کردیم. اما چگونه می توانیم از این کانال برای تعامل بهتر با مخاطبان خود استفاده کنیم؟

آنچه در ادامه می آید، مروری بر مهم ترین مولفه ها در ایمیل مارکتینگ برندها است:

طرز فکر «ابتدا موبایل»: اغلب بازاریاب ها در ایمیل های خود از طراحی واکنشگرا استفاده می کنند تا در همه دستگاه ها به درستی نمایش داده شوند. اما تفکر «ابتدا موبایل» به چیزی فراتر از خوب به نظر رسیدن ایمیل روی صفحه گوشی توجه می کند.

متن خود را خلاصه کرده و از فضای کافی و فونت مناسبی استفاده کنید که به راحتی در یک صفحه پنج اینچی قابل خواندن باشد. چه محتوایی را برای مخاطب ارسال می کنید یا اینکه در مورد فروش ویژه خود اطلاع رسانی می کنید، در هر صورت خواندن متن های طولانی در موبایل برای مخاطب شما دشوار است.

علاوه بر اندازه فونت، دکمه ها را هم بزرگتر کنید (در صورت امکان و به تناسب) تا کاربر بدون نیاز به زوم کردن در صفحه بتواند عمل مورد نظر شما را انجام بدهد. کوچکترین دشواری می تواند به ترک صفحه و عقیم ماندن تلاش های شما منجر شود.

فراهم آوردن ارزش و منفعت: به منظور دریافت واکنش در هر نوعی از ارتباط با یک مشتری بالقوه یا بالفعل، باید چیزی برای ارائه داشته باشید. صندوق ورودی ایمیل یا همان اینباکس کاربران مملو از پیام های مرتبط با ایمیل مارکتینگ است. برندهایی که متوجه این نکته هستند که حضور در اینباکس یک امتیاز است و نه یک حق مسلّم، اطمینان پیدا می کنند که هر ایمیل برای مشتری ارزشمند است و منافعی را برای او ارائه می کند.

خساست و تلاش در جهت اینکه صرفاً برای برند خود منافعی کسب کنید، فوراً به لغو اشتراک و انتقال به  پوشه اسپم منتهی می شود! شاخص های موفقیت شما فقط اعداد وارقام نیستند، پشت همه آنها انسان وجود دارد. از ایمیل برای ایجاد یک رابطه واقعی و دوسویه با مشتریان خود استفاده کنید.

بگذارید بروند!: یکی از بزرگترین اشتباهاتی که در ایمیل مارکتینگ شاهد آن هستیم، پنهان کردن گزینه لغو اشتراک است. البته دفن کردن گزینه لغو اشتراک با فونت سایز ۷ در فوتر ایمیل می تواند باعث کاهش تعداد افرادی که اشتراک خود را لغو می کنند بشود، اما به نظر شما وقتی که مخاطب نمی تواند یک راهکار ساده برای توقف ارتباط پیدا کند، به چه راهکاری متوسل خواهد شد؟

بازاریاب های مجرّب می دانند که راهکار ثانویه مخاطبان، مهلک ترین عملی است که یک کاربر می تواند انجام بدهد: علامتگذاری ایمیل شما به عنوان اسپم! اگر میزان لغو اشتراک های شما بالا رفته، باید به دنبال دلیل آن باشید، نه اینکه گزینه انصراف کاربر را پنهان کنید. در عوض، کیفیت الگوی فعالیت، خلاقیت، محتوا و بخش بندی ایمیل های خود را ارزیابی کنید.

ایمیل مارکتینگ یک روش قدرتمند بازاریابی برای همه برندها است. توانایی ایمیل برای ارسال آیتم های محتوایی طولانی تر و کمک به انتشار انواع مختلف بازاریابی محتوایی از مزایای این ابزار توانمند به شمار می رود. پیام رسان ها، به خصوص در موقعیت هایی که کاربران به پاسخ فوری نیاز دارند به رشد خود ادامه خواهند داد. در عین حال، ایمیل همچنان پلتفرم قابل اطمینان، مقرون به صرفه، غیرمزاحم و خوشایندی را برای بازاریابی و ارتباط در اختیار برندها قرار می دهد.

 

 

آموزش ایمیل مارکتینگ: چگونه شهرت شما بر ایمیل مارکتینگ تاثیر می گذارد و چگونه می توانید آن را تقویت کنید

شهرت، یکی از مولفه های مهم برای موفقیت هر کسب و کار است و این در مورد بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ نیز اهمیت دوچندان پیدا می کند. هنگامی که مصرف کنندگان، صندوق ورودی یا همان اینباکس خود را باز می کنند، احتمال اینکه پیام های برندها یا شرکت هایی که به آنها اعتماد دارند را باز کنند بسیار بیشتر است. البته پیش از آنکه مصرف کننده فرصتی برای تصمیم گیری پیدا کند، آن ایمیل باید وارد اینباکس وی شود، و این به نوبه خود به نوع دیگری از شهرت نیاز دارد. شهرت برند یا شرکت نقش تعیین کننده ای در قرار گرفتن پیام در اینباکس یا علامتگذاری آن به عنوان اسپم ایفا می کند. اخیراً یک گزارش به بررسی تاثیر شهرت روی بازاریابی ایمیلی و روشهایی که صاحبان کسب و کارها به کمک آنها می توانند امتیاز خود (تحت عنوان Sender Score یا امتیاز فرستنده) را بالا ببرند پرداخته است.

این گزارش به منظور بررسی و سنجش تاثیر شهرت بر قرار گرفتن ایمیل در اینباکس، بیش از ۴ تریلیون (۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰) ایمیل را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. نتایج حاصله نشان می دهد که شانس ارتباط بازاریابان ایمیلی خوشنام با مخاطبان مورد نظر خود به مراتب بیشتر است.

امتیاز فرستنده، یک عدد بین ۰ تا ۱۰۰ است که حاکی از شهرت فرستنده بوده و نشان می دهد که تامین کنندگان خدمات ایمیل چه دیدگاهی نسبت به نشانی IP شما دارند. تامین کنندگان خدمات ایمیل هیچ روش عمومی و همسانی برای امتیازدهی به ایمیل ها ندارند، لذا امتیاز فرستنده ابزار مناسبی برای ارزیابی همه تمهیدات و فهرست سازی های مرتبط با ایمیل و ایمیل مارکتینگ به شمار می رود.

بر طبق این گزارش، وبسایت هایی که امتیاز فرستنده بهتری داشتند، عملکرد بهتری در دریافت ایمیل توسط مخاطب داشته اند. بر همین اساس، ۹۲ درصد از ایمیل های فرستندگانی که امتیاز ۹۱ تا ۱۰۰ داشتند (بهترین امتیاز ممکن برای شهرت) وارد اینباکس مخاطبان آنها شده بود. این رقم با کاهش قابل توجهی برای فرستندگان دارای امتیاز ۸۱ تا ۹۰، به ۷۲ درصد می رسد. همینطور، این کاهش برای فرستندگان حائز امتیازات ۷۱ تا ۸۰ ادامه پیدا کرده و به رقم ۴۵ درصد می رسد. در مورد فرستندگانی که امتیاز ۷۰ یا کمتر از آن را کسب کردند، تنها درصد اندکی از ایمیل ها به دست مخاطب رسید که نشان داد که غالب تلاش های آنها به مثابه آب در هاون کوبیدن بوده است.

مدیر شرکت ریتِرن پَث که تهیه کننده این گزارش است می گوید: «اگر ایمیل وارد اینباکس نشود، برند مورد نظر فرصت برقراری ارتباط با مشتری و در نهایت فرصت یک فروش را از دست می دهد؛ بنابراین، تک تک ایمیل ها اهمیت دارند. در عین حال، امروزه رسیدن به اینباکس نسبت به گذشته دشوارتر شده است. به همین دلیل، نظارت بر شهرت و حفظ آن در بالاترین حد ممکن برای موفقیت ایمیل مارکتینگ اهمیت شایانی دارد.»

این تحقیق با توجه به یافته های خود، توصیه هایی را نیز برای بهبود جایگاه برندها ارائه می کند. به عنوان مثال، بخش اعظم امتیاز فرستنده به شکایات وابسته است. به همین دلیل و به منظور قرارگرفتن در یک جایگاه مناسب از دیدگاه پلتفرم های ایمیل، باید تلاش کنید که تا جایی که ممکن است کمتر از شما شکایت شود. بر طبق گزارش این تحقیق، میانگین میزان شکایات از فرستندگانی که امتیازی بین ۹۱ تا ۱۰۰ داشتند تنها ۰٫۵ درصد بود. در طرف مقابل، این امتیاز برای فرستندگان حائز امتیاز ۸۱ تا ۹۰ به ۳٫۲ درصد و برای فرستندگانی که امتیاز ۷۱ تا ۸۰ را کسب کرده بودند هشت برابر بیشتر شده و به رقم ۴٫۰ درصد رسید.

یکی دیگر از مولفه هایی که باید به آن توجه شود، کیفیت فهرست ایمیل است. حالت ایده آل این است که همه آدرس های ایمیل موجود در فهرست به افرادی تعلق داشته باشد که خودشان برای ثبت نشانی خود درخواست داده اند. بنابراین، فهرست هایی که چیزی غیر از این را نشان می دهند به امتیاز فرستنده لطمه می زنند. در همین راستا، برخی از آدرس ها با عنوان Unknown User یا کاربر ناشناخته تعریف می شوند. یک کاربر ناشناخته، یک آدرس ایمیل است که هرگز وجود نداشته، توسط ارائه دهنده خدمات ایمیل حذف شده، یا خود کاربر استفاده از آن را برای همیشه متوقف کرده است. تامین کنندگان خدمات ایمیل، اینگونه ایمیل ها را با hard bounce code یا کد واگشت سخت (۵xx) ارجاع می دهند که نشان می دهد که آن ایمیل به یک کاربر ناشناخته ارسال شده است. بر طبق گزارش موضوع این مطلب، «فرستندگانی که نه تنها کاربران ناشناخته را در فهرست خود حفظ می کنند، بلکه به درصد بالایی از آنها نیز ارسال دارند، به عنوان استفاده کنندگان روش های نامناسب برای تهیه فهرست و حفظ سلامت آن شناسایی می شوند، و همین به نوبه خود روی شهرت آنها تاثیر منفی می گذارد.»

مشابه با ایمیل های ناشناخته، Spam Trap ها یا تله ها یا دام های اسپم، آدرس هایی هستند که به هیچ کاربر فعالی تعلق ندارند و برای شناسایی اسپمرها (هرزنامه نویس) و فرستندگانی که از شیوه های نادرست فهرست سازی استفاده می کنند مورد بهره برداری قرار می گیرند. گزارش ریتِرن پَث به دو نوع اصلی از دام های اسپم اشاره می کند. دام های اسپم Pristine یا اولیه تنها به منظور به دام انداختن بازاریاب های خطاکار استفاده می شوند. این آدرس ها هیچگاه به هیچ انسانی تعلق نداشته اند و در نتیجه نباید در هیچ فهرست ایمیلی وجود داشته باشند. اما دام های Recycled یا بازیافتی، به آدرس هایی اطلاق می شود که قبلا به یک کاربر تعلق داشته اند، اما کاربر استفاده از آنها را متوقف کرده و به دام های اسپم تبدیل شده اند. البته این نوع دوم همچنان حاکی از وجود مشکل در مدیریت فهرست است، اما به اندازه دام های اولیه مشکل ایجاد نمی کند.

شهرت در همه حوزه های کسب و کار حائز اهمیت است. در همین راستا، هر فردی که در بازاریابی ایمیلی دستی بر آتش دارد باید بداند که شهرت وی چگونه تعیین می شود و از هیچ تلاشی برای بالا بردن امتیاز خود مضایقه نکند. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید متن کامل گزارش مورد اشاره را از طریق این لینک مطالعه کنید.

۵ نکته درباره برندسازی برای کارآفرینان

راه اندازی یک کسب و کار، کار طاقت فرسایی است. کارآفرینان در ابتدای کار در میان جرح و تعدیل محصولات، ایجاد جامعه ای از مشتریان و رسیدگی به مباحث حقوقی، حتی برای غذاخوردن و خواب هم وقت کافی پیدا نمی کنند، چه رسد به اینکه بخواهند درباره برندسازی و ایجاد هویت برای برند خود فکر کنند.

کارآفرینی مثل این است که نوزادی داشته باشید که باید از او مراقبت کنید. همانطور که والدین مسئول هدایت فرزند خود هستند تا تبدیل به بهترین فردی شود که می تواند بشود، وظیفه شما هم این است که به رشد کسب و کار خود کمک کنید تا به آرمانهای هویت برند خود نزدیک شوید. اما در حالیکه درگیر رسیدگی به فوریت های چند سال اول زندگی شرکت نوزاد خود هستید، هیچ بعید نیست که در انجام این وظایف سهل انگاری کنید.

موارد زیر، پنج نکته هستند که به شما کمک می کنند تا حتی در همان آشفته بازار روزهای اولیه آغاز کار، به هویت برند خود شکل بدهید.

 

  1. به دنبال ایده باشید

اولین گام در جهت ایجاد هویت برای شرکت تان این است که ببینید که دیگران چه می کنند. شاید برخی از تاکتیک های برندسازی که در حوزه فعالیت شما پرطرفدار هستند نظرتان را به خود جلب کنند، یا شاید یک فونت جالب پیدا کنید، یا اینکه با یک طرح الهام بخش روبرو شوید. شاید هم عکس این تجربه را داشته باشید و چیزی را ببینید که دوست ندارید، مثلاً اگر همه شرکت های فعال در حوزه فعالیت شما از فونتی استفاده می کنند که شما از آن متنفر هستید، در اینصورت دلیل مضاعفی دارید تا از فونت متفاوتی استفاده کنید و نسبت به بقیه متمایز شوید.

 

  1. «بیست سوالی» بازی کنید

هنگامی که به دنبال ایده هستید، ارزیابی انگیزه هایی که دارید به شدت حائز اهمیت است. انتخاب یک لوگو فقط به این خاطر که جالب به نظر می رسد به اندازه کافی جالب نیست! شما باید برندی خلق کنید که بازتابی از شخصیت شرکت شما است، نه برندی که فقط جالب به نظر می رسد. به منظور کسب اطمینان از اینکه در راه درستی قدم بر می دارید، درباره فرهنگ، محصولات و اهداف شرکت خود از خودتان سوال بپرسید و به آن سوالات پاسخ بدهید. این فرآیند به شما کمک می کند تا نسبت به هویت فعلی -یا فقدان هویت- شرکت خود ایده به دست بیاورید و ببینید که چگونه می توانید شخصیت و مشتریان کسب و کار خود را با آن پیوند بدهید.

 

  1. روی جزئیات تمرکز کنید

مصرف کنندگان غالباً بسیار هوشیارتر از آن چیزی هستند که بیشتر صاحبان کسب و کارها تصور می کنند. شاید مشتریان شما نتوانند دلیل اینکه هویت برند شما موثر یا بی تاثیر است را در قالب کلام به شما ارائه کنند، اما فوراً متوجه می شوند که در کار شما ایرادی وجود دارد. به عنوان مثال، باید از فونتی استفاده کنید که با شخصیت برند شما همخوانی داشته باشد؛ در شرایطی که هدف و نیت شما این است که یک هویت جوان و جوان پسند را به مخاطب القا کنید، یک انتخاب نادرست می تواند این پیام را مخابره کند که شرکت شما کم تجربه و تازه کار است. همین اشتباهاتی که بسیار کوچک و جزئی به نظر می رسند، می توانند تصویر شرکت شما را مخدوش و مشتریان را گیج کنند.

 

  1. طرح ها و آیتم های چاپی را نادیده نگیرید

شاید دنیای ما مجازی شده باشد، اما انسانها موجودات مجازی نیستند. گاهی بهترین راه برای برقراری ارتباط با مردم استفاده از یک آیتم ملموس است تا بدین وسیله بین آنها و برند یک پیوند فیزیکی به وجود بیاید. یک طرح چاپی بی نظیر می تواند هر چیزی را که مشتری می خواهد در رابطه با برند شما بداند را در اختیار او قرار دهد. به عنوان مثال، استفاده از کارت ویزیت هایی که از اندازه ها و شکل های معمول تجاوز می کنند حسی از ابتکار و تفکر خلاق و متفاوت را القا می کند. کاغذ ضخیم حس گرانی و کیفیت را منتقل می کند و کارتهای غیرکاغذی بسته به اینکه از چوب، پلاستیک یا سایر مواد غیرمرسوم ساخته شده باشند، هر یک می توانند متضمن پیام خاصی باشند.

 

  1. تا می توانید از قدرت رسانه های اجتماعی استفاده کنید

رسانه های اجتماعی به دلیل دامنه گسترده کاربران خود یکی از کارآمدترین ابزارها برای بازاریابی برندها هستند؛ به عنوان نمونه، اخیراً تعداد کاربران فیسبوک از مرز ۵۰۰ میلیون عضو عبور کرد. ابزارهای پیشرفته هدفگیری مخاطبان به شما این امکان را می دهند تا با بسیاری از این کاربران ارتباط برقرار کنید. شبکه های اجتماعی شخصیت خودشان را دارند که می تواند هویت برند شما را هم تقویت کند، چرا که مخاطب شما خواه یا ناخواه، ایده نهادینه شده خود نسبت به سایت شبکه اجتماعی را به شرکت شما پیوند می دهد. به عنوان مثال، لینکدین نماد حرفه ای گری است، در حالیکه توییتر معمولاً بیشتر مفرح به شمار می رود.

کلید ایجاد یک هویت قوی برای برند، تهیه و توسعه هر چه سریع تر یک برنامه عملیاتی است. شما با تعیین اهداف واضح، شرایط را برای ارائه یک تصویر منسجم و یکپارچه از برند خود در همه پلتفرم های بازاریابی مورد نظرتان فراهم می کنید. و البته اگر قدم های درستی بردارید، آن هویت همراه با شرکت شما رشد کرده و تکامل پیدا خواهد کرد.

 

قدرت تصاویر و ارتباطات تصویری

شاید کلیشه و تکراری به نظر برسد، اما در مبحث ارتباطات، هر تصویر می تواند هزاران ناگفته در خود داشته باشد. ما امروزه به وضوح شاهد رشد فزاینده ارتباطات تصویری هستیم که از طریق محتوای اینترنتی و رسانه های اجتماعی صورت می پذیرند. به عنوان شاهدی بر این مدعا، کافی است نگاهی به شرکت اسنپ (کمپانی مادر اسنپ چت) بیندازید. این شرکت با market valuation یا ارزشگذاری بازار بالغ بر ۲۵ میلیارد دلاریش، پای خود را از انتظارات بالایی که از آن می رفت نیز فراتر گذاشت. کاربران و سرمایه گذاران، علی الخصوص نسل های جوانتر به طور روزافزونی بیشتر و بیشتر به ارزش ارتباطی تصاویر پی می برند و روش ارتباطی آنها نیز مطابق با این ادراک تغییر کرده است.

اما همه اینها به این معنی نیست که ارتباط تصویری چیز تازه ای است؛ بلکه فقط به نظر می رسد که امروزه تحولی را در این عرصه شاهد هستیم. در واقع، اولین روش های ارتباطی، تصویری بودند. نقاشی های موجود در غارها که جزو اولین رد پاهای بشر به حساب می آیند، یا ویژگی های خاص الفبای تصویری را در نظر بگیرید. اینکه انسان ایجاد ارتباط با همنوعان خود را با روش های ارتباطی سرراست ترِ تصویری آغاز کرد بی دلیل نیست و امروزه ما بیشتر از مزایای این نوع از ارتباط آگاهی پیدا کرده ایم. به عنوان مثال، علائم راهنمایی و رانندگی را در نظر بگیرید؛ مغز شما از این علائم در کمتر از ربعی از ثانیه رمزگشایی می کند، در حالیکه خواندن و درک یک جمله متنی به ۲۴ برابر زمان بیشتری نیاز دارد.

تحقیقات نشان می دهند که دامنه توجه ما فقط هشت ثانیه است که در قیاس، یک ثانیه کمتر از دامنه توجه ماهی قرمز است. از نظر اطلاعات ورودی، ۹۰ درصد اطلاعاتی که مغز پردازش می کند تصویری هستند، به علاوه تخمین زده می شود که چیزی نزدیک به ۶۵ درصد فراگیران، فراگیران بصری باشند (از طریق حس بینایی بهتر یاد می گیرند). در همین حین، تفریحات مدرن نیز چنان مخاطبان را عادت داده اند که انتظار دارند که شاهد تغییرات سریع و استمرار جریان اطلاعات باشند. به عنوان مثال، فیلم های اکشن امروزی در مقایسه با ۳۰ سال قبل به طرز جنون آمیزی پرشتاب هستند؛ تغییر مداوم زاویه دوربین و روایت همزمان چندین داستان فرعی در زوایای مختلف تبدیل به جزء ذاتی این فیلم ها شده است. اگر این فیلم ها را با فیلم های قدیمی مقایسه کنید، فیلم های قدیمی کُند و حتی خسته کننده به نظر می رسند.

درسی که در اینجا برای کسب و کارها و برندها وجود دارد این است که اگر به دنبال ایجاد تعامل حقیقی هستید، باید به مخاطب خود آیتم ها و محتواهای جذاب تصویری ارائه کنید. این برای افرادی که در حوزه فروش یا بازاریابی فعالیت می کنند به شکل خاصی اهمیت دارد، چرا که تعامل، محرک تبدیل (conversion) است. در مبحث تبلیغات نیز استفاده منسجم از روایتگری تصویری می تواند این امکان را برای شرکت فراهم کند تا واکنش های عاطفی مورد نظر خود را با سرعت هرچه تمام تر دریافت کند. برندسازی با آیتم های تصویری یکپارچه و منسجم موجب می شود که برند به واسطه سرنخ های تصویری خاص خود فوراً قابل تشخیص بوده و جای خود را در ذهن مخاطب باز کند. این نیز به نوبه خود فرصت خلاقیت و ایجاد پیچیدگی های بیشتر برای دریافت واکنش عاطفی از مخاطبان را ایجاد خواهد کرد.

علاوه بر این، ارتباط تصویری زبان-محور نیست. در نتیجه، تمرکز بر یک رویکرد تصویری برای کسب و کارهای بین المللی می تواند مزایای متعددی را به ارمغان بیاورد. چنین برنامه ای نه تنها آنها را قادر می سازد تا ارتباط موثرتری با بازارهای جدید برقرار کنند، بلکه هزینه های ترجمه را کاهش می دهد، ارتباطات را هماهنگ و یکپارچه می کند و باعث تسریع روند مدیریتی می شود. انعطاف پذیری روش های ارتباط تصویری باعث می شود که سرمایه گذاری روی آنها، یک سرمایه گذاری پربازده و ارزشمند به حساب بیاید.

همانطور که امروزه شاهد آن هستیم، عادت های مصرف کنندگان حاکی از درک و علاقه آنها نسبت به ارتباط تصویری است و کسب و کارها نیز باید به همین نکته توجه کنند. استفاده از ارتباطات تصویری در همه ابعاد مزایای متعدد و دو یا چندجانبه ای دارد. ما در دورانی زندگی می کنیم که مردم انتظار دارند و به این عادت کرده اند که توجه شان از طریق تصاویر جذاب و خاص جلب شود. کسب و کارها باید از گذشته درس بگیرند و یافته های خود را بر مخاطبان امروز اعمال کنند. بدون شک، نتایج حاصله حیرت انگیز خواهند بود.

 

در پست های خود در اینستاگرام از چند هشتگ استفاده کنیم؟

یکی از بهترین راه ها برای اینکه پست های شما در اینستاگرام بیشتر دیده شوند، استفاده از هشتگ ها است. هشتگ می تواند به پست شما در این رسانه اجتماعی کمک کند تا در طبقه بندی های موضوعی به نمایش در بیاید و در معرض دید مخاطبانی فراتر از دنبال کنندگان کنونی شما قرار بگیرد.

بسیاری از کسب و کارها با این امید که پست اینستاگرامی خود را در معرض دید افراد بیشتری قرار بدهند، در استفاده از هشتگ ها افراط می کنند. اخیراً یک تحقیق نشان داده است که بیشترین میزان تاثیرگذاری استفاده از هشتگ در پست های اینستاگرام در هنگامی روی می دهد که تعداد هشتگ ها در هر پست از ده مورد تجاوز نمی کند. بر طبق این تحقیق، اگر از هشتگ های مرتبط استفاده کنید و تعداد آنها را در زیر مرز ۱۰ عدد حفظ کنید، میزان تعامل با هر پست می تواند به رقمی معادل ۲۵۰۰۰ برسد.

در پست های خود در اینستاگرام از چند هشتگ استفاده کنیم؟

در عین حال، مراقب باشید؛ زیرا اگر در همه پست های خود از هشتگ های مشابه استفاده کرده یا در استفاده از هشتگ زیاده روی کنید، در اینصورت ممکن است خود را در معرض ریسک دیده نشدن یا تحریم سایه ای قرار بدهید. در چنین شرایطی، اینستاگرام پست های شما را از کاربرانی که صفحه شما را دنبال نمی کنند پنهان می کند که در نتیجه، طبیعتاً روی رشد و تعامل مخاطبان شما تاثیر خواهد گذاشت.

منبع: SproutSocial

مراحل شش گانه ایجاد تغییر در زندگی

در رکود زندگی روزمره گیر نیفتید. اثر دومینویی تغییر اینجا است

 

امید یک اصل اساسی در جهت ایجاد تغییر است. مردم به این خاطر تغییر می کنند که امیدوارند، و اگر امیدی نداشته باشند، تغییری هم نخواهند کرد. شما مسئول ایجاد تغییر در زندگی خودتان هستید.

اما خبر خوب این است که اگر واقعا بخواهید، می توانید زندگی خود را تغییر بدهید. می توانید آن را بهتر کنید و راضی تر و شادتر باشید. اما همه چیز از جایی شروع می شود که طرز فکر خود را تغییر می دهید. آگر آماده هستید، با ما همراه شوید تا با هم به یک برنامه شش مرحله ای برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی قدم بگذاریم.

 

مرحله ۱: هنگامی که افکار خود را تغییر می دهید، باورهایتان تغییر می کند

تغییر از ذهن شروع می شود. همیشه به خاطر داشته باشید که باورهای شما چیزی بیش از محصول آنچه که به آن فکر کرده اید و آن را پذیرفته اید نیستند. در واقع، آنقدر یک موضوع را در ذهن خود تکرار کرده اید که آن را پذیرفته اید و تبدیل به باور شما شده است. چیزی که به آن باور دارید، مجموعه ای از افکار مستمر است که به شکل یک عقیده راسخ درآمده اند. هنگامی که افکار خود را به بخش های قابل مدیریت تقسیم می کنید، خطری که بخاطر تغییر در ذهن خود حس می کنید کاهش پیدا می کند.

 

مرحله ۲: هنگامی که باورهای خود را تغییر می دهید، انتظارات تان تغییر می کند

باور، آگاهی از این نکته است که می توانیم کاری را انجام بدهیم. در واقع، باور همان احساس درونی است که به ما می گوید که این توان را داریم که کاری را که بر عهده می گیریم به پایان برسانیم. تقریباً در غالب موارد، همه ما این توانمندی را داریم که به چیزی نگاه کنیم و حس کنیم که از پس انجام آن بر می آییم یا خیر. بنابراین، در باور قدرت وجود دارد؛ به کمک باور، چشم های ما باز می شود، فرصت ها آشکار می شوند و تصورات ما به واقعیت تبدیل می شوند. باورهای ما هر کاری که انجام می دهیم را کنترل می کنند. اگر باور داشته باشیم که می توانیم یا باور داشته باشیم که نمی توانیم، در هر دو صورت باور ما به واقعیت تبدیل می شود.

 

مرحله ۳: هنگامی که انتظارات خود را تغییر می دهید، نگرش تان عوض می شود

انتظارات شما نگرش و دیدگاه شما را تعیین می کنند. بیشتر مردم به زندگی معمولی عادت می کنند؛ آنها عادت می کنند که همیشه درجه دو باشند. اولین و مهم ترین گام به سوی موفقیت، این است که انتظار داشته باشید که به موفقیت دست پیدا کنید.

 

مرحله ۴: هنگامی که نگرش خود را تغییر می دهید، رفتارتان تغییر می کند

هنگامی که نگرش ما شروع به تغییر می کند و آن هنگام که بیکار نمی نشینیم، رفتار ما کم کم تغییر می کند. دلیل اینکه ما باید از درون تغییر کنیم این است که تا خودمان را تغییر ندهیم، نمی توانیم در دنیای بیرونی تغییری ایجاد کنیم.

 

مرحله ۵: هنگامی که رفتار خود را تغییر می دهید، عملکردتان تغییر می کند

بیشتر مردم ترجیح می دهند که با مشکلات قدیمی زندگی کنند تا اینکه به راهکارهای جدید فکر کنند. ما بیشتر از اینکه بخواهیم در راه درست و بهتر قدم برداریم، ترجیح می دهیم که راحت باشیم؛ ما بیشتر ترجیح می دهیم که زندگی روزمره خودمان را بگذرانیم تا اینکه تغییری در آن ایجاد کنیم. حتی به هنگامی که می دانیم آن تغییرات به نفع ما خواهند بود، اغلب آنها را ایجاد نمی کنیم، چون معذب می شویم یا احساس می کینم که آن تغییر حس ناخوشایندی را در ما ایجاد می کند. تا زمانی که شهامت پیدا نکنید و به تحمل چیزی که آسایش شما را بر هم می زند عادت نکنید، هیچ وقت نمی توانید زندگی خود را بهتر کنید.

 

مرحله ۶: هنگامی که عملکرد خود را تغییر می دهید، زندگی تان تغییر می کند

تبدیل شکست به موفقیت از تبدیل بهانه به یک گزینه و احتمال آسانتر است. انسان می تواند شکست بخورد، برگردد و دلیل شکست خود را درک کند و آن را به یک موفقیت تبدیل کند. اما انسانی که برای همه چیز بهانه تراشی می کند، هیچ وقت واقعاً به موفقیت دست پیدا نخواهد کرد. آیا شما افرادی را می شناسید که برای هر چیزی بهانه می آورند؟ این طور آدم ها بهانه می آورند که چرا نتوانستند، چرا نباید، چرا انجام نداده اند، چرا انجام نخواهند داد و … این قطار بهانه ها انتهایی ندارد. باور کنید که اگر برای کاری که انجام می دهید و جایگاهی که در آن قرار دارید بهانه بیاورید، هیچگاه به پتانسیل واقعی خود دست پیدا نخواهید کرد. تبدیل کردن بهانه ها به گزینه هایی برای موفقیت غیرممکن است.

 

 

۷ روش طبیعی برای جلب اعتماد مشتری

پیش از آنکه مشتری از شما چیزی بخرد، باید به شما اطمینان داشته باشد. مشتری باید مطمئن باشد که آنچه می گویید دقیق و درست است، چیزی که می فروشید با توضیحاتی که ارائه کرده اید تطابق دارد و در صورتی که مشکلی پیش بیاید، شما در کنار او خواهید بود. مساله این است که اعتماد چیزی نیست که به سرعت یا از طریق ترفند و تقلب بوجود بیاید. شرکت هایی که اعتماد مصرف کنندگان را از دست داده اند به خوبی نسبت به این امر واقف هستند. اینگونه شرکتها با آنکه تلاش می کنند تا تصویر مخدوش خود را ترمیم کنند، اما خیلی زود متوجه می شوند که تبلیغات نمی تواند تصورات منفی که در ذهن مردم ایجاد شده را از میان بردارد. اعتماد را نمی توان به زور در حلق مردم فرو کرد یا با ترفند و سیاست بازی آن را به وجود آورد.

کاری که باید انجام بدهید این است که اعتماد مصرف کننده را به طور طبیعی به دست بیاورید. اما چطور؟

 

  1. احساس امنیت را افزایش بدهید

اول از همه، اطمینان پیدا کنید که هنگامی که مشتری از شما خرید می کند، احساس امنیت دارد. حتی در صورتی که فروش خود را از طریق پلتفرم های تجارت الکترونیکی هم انجام نمی دهید، مشتریان باز هم به سایت شما مراجعه خواهند کرد و میزان امنیتی که در سایت شما احساس می کنند، نقش مهمی در میزان اعتماد آنها نسبت به برند شما دارد.

به عنوان مثال، اگر با تبلیغات ناخواسته آنها را آزار بدهید، یا فرآیند ثبت خرید و پرداخت سایت شما آشفته و دشوار باشد، در این صورت مشتری نسبت به امنیت و اعتماد به برند شما تردید خواهد داشت. بنابراین، امنیت سایت خود را با گواهی SSL تقویت کنید؛ از گزینه های پرداخت قابل اعتماد و معروف استفاده کنید؛ و مخصوصاً نماد اعتماد الکترونیکی یا سایر نشان ها و نمادهایی که به نحوی می توانند اعتماد مخاطب را افزایش دهند را با افتخار در معرض دید قرار بدهید.

 

  1. در رسانه های اجتماعی فعال باشید و به چشم بیایید

فعال بودن در رسانه های اجتماعی از چند راه برای شما سودمند است: خود را بیشتر در معرض دید قرار می دهید و بیشتر به چشم می آیید، نظر مخاطبان بیشتری را به خود جلب می کنید و دنبال کنندگان شما احساس بهتری نسبت به برند شما پیدا خواهند کرد. هر چه بیشتر روی ابعاد اجتماعی کار کنید، اعتماد مورد نظر خود را سریع تر به چنگ خواهید آورد.

یکی از نقاط قوت قرار گرفتن در معرض دید از طریق رسانه های اجتماعی، انعطاف پذیری این روش است: می توانید وقت خود را صرف انتشار محتوا کنید، به تعامل با دنبال کنندگان جدید و قدیمی بپردازید، تصویر یا ویدیو ارسال کنید یا با ارائه اطلاعات و اخبار مرتبط، دانسته های مشتریان را بروز کنید. نکته کلیدی این است که باید در پلتفرم مورد نظر خود عملاً و کاملاً حاضر و فعال باشید.

 

  1. کمتر وعده بدهید و بیش از تعهد خود عمل کنید

مصرف کنندگان دیگر به مانند گذشته به برندها اعتماد ندارند، و یکی از دلایل این تغییر این است که احساس می کنند که زیاد دروغ شنیده اند. مشتریانی که این حس را داشته باشند که یک برند آنها را گول زده یا آنها را به بازی گرفته، به احتمال زیاد راه خود را از آن برند جدا خواهند کرد.

در نتیجه، به نفع شما است که برای مدیریت انتظارات مشتریان، کمتر از حد توان خود وعده بدهید و بیش از وعده و قول خود کار ارائه کنید. مثلا، اگر ارسال یک محصول یک هفته طول می کشد، به مشتریان خود بگویید که ارسال کالا به دو هفته زمان نیاز خواهد داشت. اگر یک کالا حداقل ۱۰ سال کار خواهد کرد، آن را برای ۸ سال ضمانت کنید. از این طریق، خودتان را در معرض ریسک زیر پا گذاشتن تعهدات و قول های خود قرار نخواهید داد (حداقل برای اکثریت مشتریان).

 

  1. تا می توانید در بخش خدمات مشتریان سرمایه گذاری کنید

هنگامی که مشتری در مورد موضوعی با مشکل مواجه می شود، اعتماد به شدت در معرض خطر قرار می گیرد. اگر مشتریان شما با مشکلی روبرو شوند و خدمات فوری، سودمند و به یادماندنی دریافت کنند، در اینصورت همیشه به برند شما به عنوان یک برند قابل اعتماد نگاه خواهند کرد.

اما اگر نتوانید به این وظیفه مهم خود به درستی عمل کنید، مشتری را برای همیشه از دست خواهید داد و به احتمال قریب به یقین، شهرت خود را نیز متزلزل خواهید کرد. تا می توانید روی بخش خدمات مشتریان خود سرمایه گذاری کنید. برای حل مسائل فقط به دنبال روشهای مقرون به صرفه نباشید؛ اطمینان پیدا کنید که مشتری احساس می کند که صدایش شنیده شده و مورد احترام واقع شده است و برای کسب رضایت وی، از هر کاری که از دست تان بر می آید مضایقه نکنید.

 

  1. هویت و شخصیت انسانی برند خود را تقویت کنید

تقویت شخصیت و هویت انسانی برند در بازاریابی، تبلیغات و در تعاملات معمول با مشتریان می تواند به نفع شما تمام شود. از متن ها و پاسخ های از پیش آماده شده و کلمات سنگین در مکالمات خود استفاده نکنید؛ در عوض، مشتریان خود را تشویق کنید تا از ته دل و خیلی راحت با شما صحبت کنند و درست مثل یک انسان واقعی با آنها تعامل داشته باشید.

همین تغییر کوچک می تواند باعث شود که برند شما بیش از آنکه شرکتی به نظر برسد، یک ظاهر انسانی به خود بگیرد و در نتیجه، تصور مشتری از شما را به میزان قابل توجهی بهبود خواهد بخشید.

 

  1. ارتباط خود با مشتریان را افزایش دهید

هیچ وقت نسبت به مشتریان خود بی توجهی نکنید. اگرچه چیزی به نام زیاده روی در ارتباطات نیز وجود دارد، اما به عنوان یک قانون کلی؛ هر چه بیشتر با مشتریان خود ارتباط داشته باشید و با آنها گفتگو کنید بهتر است. این به خصوص در مورد مشاغلی که مستلزم ارتباط چهره به چهره با مشتری هستند، مانند مشاوره یا بازاریابی، مصداق دارد.

اهداف و فرآیندهای کاری خود را با شفافیت و صداقت بیان کنید، و اگر اشتباهی انجام دادید، خودتان به آن اذعان کنید. اگر جزئیات را برای مشتری روشن نکرده باشید یا مبحث ارتباط دوجانبه در رابطه را نادیده بگیرید، هر اطمینان و اعتمادی که تاکنون ایجاد کرده اید از بین خواهد رفت.

 

  1. همیشه در دسترس باشید

برند شما همیشه باید به نحوی در دسترس افرادی که به آن نیاز دارند قرار داشته باشد. قراردادن یک شماره تلفن یا کادر گفتگوی آنلاین در صفحات فرود می تواند فوراً نرخ تبدیل شما را افزایش بدهد. چرا؟ زیرا مردم با آگاهی از اینکه هر وقت که بخواهند می توانند با یک مسئول صحبت کنند، بیشتر احساس امنیت و آرامش خواهند داشت.

اطمینان پیدا کنید که تحت هر شرایطی چندین روش ارتباطی را در اختیار مشتریان خود قرار می دهید. به علاوه، اگر فرد خاصی را برای سمت پشتیبانی استخدام کرده اید، شماره همراه او را برای استفاده در مواقع اضطراری در اختیار مشتریان خود قرار دهید.

اعتمادسازی به سرعت انجام نمی شود و کار ساده ای نیست، اما این هفت استراتژی شما را در مسیر درستی قرار خواهند داد. پس از اِعمال این موارد، قدرتمندترین استراتژی شما انسجام و استمرار خواهد بود. هر چه شخصیت برند، خدمات مشتریان و محصولات یا خدمات شما منسجم تر بوده و تصویر هماهنگ تری از برند شما به نمایش بگذارند، وفاداری مشتریان فعلی به شما تقویت شده و شهرت تان رشد پیدا خواهد کرد.

با این وجود، حتی بهترین استراتژی های جلب اعتماد مشتری نیز برای به ثمر رسیدن به زمان و صبر نیاز دارند. بنابراین، همین الآن باید دست به کار شوید و شروع کنید.

 

 

 

چگونه شهرت خود در اینترنت را افزایش دهیم؟

در دنیایی که ظاهراً توسط کسب و کارهای اینترنتی فاقد شخصیت انسانی فتح شده است، شهرت شما در اینترنت چقدر اهمیت دارد؟

اگر صاحب یک کسب و کار کوچک هستید، باید به خوبی با مفهوم و اهمیت «شهرت» آشنایی داشته باشید. افرادی که کسب و کارهای فیزیکی را اداره می کنند نیز به خوبی می دانند که نظر تک تک مشتریان چقدر برای پیشرفت کسب و کارشان اهمیت دارد.

در عین حال، شهرت همیشه اهمیت دارد و شهرت شما در اینترنت می تواند به شکست یا موفقیت کسب و کارتان بینجامد.

اما چگونه می توانید شهرت اینترنتی خود در دنیای بازاریابی دیجیتال را افزایش دهید؟ بیایید با هم به سه مولفه اصلی ایجاد شهرت مثبت در اینترنت نگاهی بیندازیم و ببینیم که کسب و کار کوچک شما چگونه می تواند در اینترنت برای خود اعتباری دست و پا کند.

 

تولید محتوا

در همین ابتدا به این نکته مهم توجه کنید که همه آیتم های محتوایی مثل هم نیستند و اولین گام موثر برای کسب اعتبار در اینترنت، تولید محتوای فوق العاده است.

روزگاری که یک آهنگ تبلیغاتی جالب به تنهایی برای جذب مشتری کافی بود گذشته است. امروزه، مصرف کنندگان انتظار دارند که برای هر محتوایی که از آن استفاده می کنند، عرق جَبین ریخته شده باشد؛ مخصوصا اگر هدف از آن محتوا این باشد که آنها را به مشتری یک کسب و کار تبدیل کند.

طبیعت متناقض تولید محتوا برای بازاریابی دیجیتال در این نکته نهفته، که در حالی که شما محتوای خود را با این نیت تولید می کنید که سرانجام به افزایش نرخ تبدیل تان کمک کند، اما بهترین قطعات محتوایی به ندرت با چنین تصوری تهیه می شوند.

بسیاری از کسب و کارهای کوچک، محتوای مورد نظر خود را در قالب پست های وبلاگی ارائه می کنند. در واقع، بسیاری از معروف ترین برندهای موجود در اینترنت، خود را به تولید و ارائه مستمر محتوا در وبلاگ های شان مقید و متعهد می دانند.

اما چرا وبلاگ اینقدر اهمیت دارد؟ یکی از مهم ترین دلایل اهمیت خارق العاده وبلاگ این است که موتورهای جستجو به آن علاقمند هستند. به علاوه، داشتن یک وبلاگ یک جایگاه و کانون اختصاصی و منسجم را برای شما فراهم می کند که مخاطب همیشه برای استفاده از محتوای شما می تواند به آن مراجعه کند.

یکی از نکات مهمی که در رابطه با تولید محتوا برای وبلاگ باید به خاطر داشته باشید این است که از این طریق، فرصتی در جهت ارائه راهکار برای برخی از مشکلات مخاطبان خود به دست می آورید. در برابر وسوسه تولید محتوای سطحی که فقط برای ترویج کسب و کار خودتان موجودیت یافته مقاومت کنید؛ ارائه راهکارهای ملموس و عملیاتی برای مسائل و مشکلات مرتبط می تواند به افزایش شهرت شما منتهی شود.

 

رسانه های اجتماعی

در مبحث بازاریابی رسانه های اجتماعی باید به چند نکته توجه کنید. اولاً، شهرت شما به فعالیت تان در تک تک پلتفرم های رسانه های اجتماعی وابسته است؛ طبیعتاً هنگامی که در یکی از پلتفرم ها فعال هستید و صفحه شما در پلتفرم دیگر تقریبا خالی است، نمی توانید انتظار داشته باشید که مخاطب شما به همان پلتفرم محبوب شما مراجعه کند.

اما این فقط اول ماجرا است. اگر می خواهید کسب و کار خود را به یک مرجع موثق در اینترنت تبدیل کنید، باید در بخش رسانه های اجتماعی، نسبت به رقبای خود پیشتاز باشید. به این منظور، باید برنامه مشخص و منسجمی برای ارسال پست داشته باشید، از انواع پلتفرم های رسانه های اجتماعی استفاده کنید، و از همه مهم تر اینکه با مخاطب خود تعامل داشته باشید.

تعامل، یکی از بزرگترین مشکلات صاحبان کسب و کارهای کوچک است، و دلیلش هم چیزی نیست جز اینکه آنها یادگرفته اند که به رسانه های اجتماعی از یک دیدگاه سازمانی نگاه کنند. اگرچه ایدئولوژی کلی و غالب شما قطعا باید حرفه ای باشد، اما نباید از افزودن کمی هویت و شخصیت انسانی به حساب های خود در رسانه های اجتماعی واهمه داشته باشید. به علاوه، اساساً برخی از پلتفرم ها (مانند توییتر و اسنپ چت که البته هر دو در ایران محدود و مسدود هستند) حول این محور می چرخند که کاربران مَجازاً لباس های رسمی خود را از تن بیرون کنند و به گپ زدن با یکدیگر بپردازند.

رسانه های اجتماعی به عنوان یک مفهوم، هنگامی بیشترین تاثیر را دارند که از طریق آنها یک گفتگوی دوجانبه برقرار می شود. با این حال، اینکه شما به عنوان یک صاحب کسب و کار به دنبال برقراری رابطه تجاری با مخاطبان خود هستید قابل انکار نیست. اما فقط به این خاطر که امیدوار هستید که سرانجام بتوانید مخاطب خود را به مشتری تبدیل کنید به این معنی نیست که باید شخصیت انسانی خود را کنار بگذارید. حرفه ای باشید، اما عملاً بخش «اجتماعی» را از رسانه های اجتماعی حذف نکنید. اگر چنین قصدی دارید، بهتر است به دنبال پیام های بازرگانی تلویزیونی باشید.

 

نقد و نظرات و درک عموم مردم

این مورد انتزاعی ترین و پیچیده ترین جنبه مدیریت شهرت در اینترنت و در عین حال، بسیار مهم است. اگر با جهان بازاریابی دیجیتال آشنایی نداشته باشید، بعید نیست که به اهمیت نقد و نظرات اینترنتی واقف نباشید.

اما درست از زمانی که گوگل هم به این نتیجه رسید که نقد و بررسی و نظرات آنلاین اهمیت دارند، این بخش جایگاه خود در تعیین شهرت کسب و کارها را تثبیت کرد.

نظرات دیگران در فضای اینترنت یکی از متقاعدکننده ترین مولفه های بازاریابی برای مشتریان عصر حاضر است و به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موثر بر فرآیند تصمیم گیری مصرف کنندگان قلمداد می شود. حتی اگر بهترین قیمت ها را ارائه می دهید، چند نظر منفی می تواند تاثیر وحشتناکی روی فروش شما بگذارد. چرا؟ زیرا مردم به مردم اعتماد دارند. در نتیجه، اگر یک فرد بی طرف به نحوی اعلام کند که نباید به کسب و کار شما اعتماد کرد، در اینصورت مردم در خرید از شما احتیاط به خرج خواهند داد.

چطور می توانید اطمینان پیدا کنید که مردم درباره کسب و کار شما نظرات خوبی را ارائه می کنند؟ از همان ابتدا خدمات و محصولات بی نظیری ارائه کنید و همین سیاست را همیشه حفظ کنید. یک اشتباه می تواند باعث درج نظرات منفی در اینترنت شود که پاک کردن آنها معمولا در اختیار شما نیست.

به علاوه، نقد و نظرات ثبت شده در رابطه با کسب و کار خود را فعالانه پیگیری کنید. معمولا مردم فقط هنگامی نظر خود را ثبت می کنند که می خواهند موارد منفی را بیان کنند. با این حال، اگر بتوانید ۱۰ نفر که تجربه خارق العاده ای در استفاده از خدمات یا محصولات شما داشته اند را متقاعد کنید تا نظرات خود را ثبت کنند، در اینصورت از شدت ضربه بزرگی که یک نظر منفی ایجاد می کند کاسته خواهد شد.

نکته مهم دیگر در این موضوع این است که تحت هیچ شرایطی نظرات یا نقدهای منفی را نادیده نگیرید. در حالیکه برخی از این نظرات از خشم نشأت می گیرند (که معمولا هر از چند گاهی اتفاق می افتد)، منشأ بیشتر نظرات منفی، ضعف در ارتباط است. رسیدگی به دغدغه ها و تلاش برای حل موضوع و جبران خسارت مادی و معنوی احتمالی می تواند عامل تعیین کننده ای در از دست دادن مشتری برای همیشه، یا تبدیل همان مشتری به یک مشتری وفادار و دائمی و یک سفیر برند باشد.

اگر شما به دنیای مدیریت شهرت آنلاین و بازاریابی دیجیتال عادت ندارید و با آن نامأنوس هستید، باید بدانید که تنها نیستید. انبوهی از صاحبان کسب و کارهای کوچک وجود دارند که مقالاتی مانند این را مطالعه می کنند تا درکی نسبت به این مفاهیم کسب کنند و ببینند که چگونه شهرت فروشگاه های فیزیکی در استراتژی های بازاریابی دیجیتال و کسب و کارهای آنلاین تعبیر می شود.

نکته مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که علیرغم تفاوت در تکنیک ها، ایدئولوژی پشتوانه شهرت فروشگاه های فیزیکی و شهرت اینترنتی یکسان است. با تمرکز بر فراهم آوردن بهترین تجربه ممکن برای مشتریان خود، از شهرت کسب و کارتان محافظت کنید. پس از آن، فقط باید از ابزار و تاکتیک های مناسب برای توسعه و تقویت شهرت تان استفاده کنید.